چرا نمیگیم مرگ بر عربستان؟
قبل از پاسخ مستقیم به این سؤال که اخیراً بسیار در فضای مجازی منتشر میگردد، باید به نکاتی اساسی و ضروری توجه کنیم، چرا که میدانیم اولاً این سؤال من و شما و مردم نمیباشد، ثانیاً ظاهر سؤال خیلی ساده و شعاری به نظر میرسد، اما باطن و هدفش چنین نیست، ثالثاً اگر هدف را نفهمیم، هیچ فرقی نمیکند که پاسخ چه باشد؟
الف - یقیناً چنین نیست که گمان شود یک نفر همینطوری که راه میرفته و فکر میکرده، این سؤال به ذهنش خطور کرده و آن را در یکی از شبکههای مجازی مطرح کرده و سپس دست به دست چرخیده است! بلکه طرح این قبیل سؤالات برای اذهان عمومی، هدفدار و سازماندهی شده است. همه میدانیم که این سؤال و چند سؤال مشابه دیگر، پس از توافق حاصله در مذاکرات هستهای رواج یافت(؟!) وگرنه نزدیک به سه دهه است که از جنگ میگذرد، چرا الآن یادشان افتاده است؟! و چرا نمیگویند: صدام به تحریک امریکا و اروپا به ایران حمله کرد و آن همه کشته و مجروح و خرابی بر جای گذاشت، پس بگوییم: "مرگ بر امریکا و آلمان و ..."؟!
ب – مقامات امریکایی پیش از این گفته بودند که اگر چه بنا به دستور رهبر جمهوری اسلامی ایران، مذاکرات 1+5 فقط در خصوص فعالیتهای هستهای ایران میباشد، اما اگر شروط ما پذیرفته شود و توافق حاصل گردد، گام نخست برای تغییر رژیم در ایران است! [البته به قول مقام معظم رهبری، در خواب ببینند].
ج – مهمترین هدف امریکا از خصومت با نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران، حفظ ثبات و تداوم کشورگشایی و تقویت قدرت "اسرائیل غاصب" در منطقه و تشکیل خاورمیانهی جدید به رهبری اسرائیل میباشد؛ چرا که ایران قویترین کشور مخالف این رژیم غاصب و بچهکش است و مخالفت مردم با اسرائیل، سبب بیداری و جرأت گرفتن سایر ملل مسلمان منطقه و حتی غیر مسلمان در جهان گردیده است و حمایتهای مادی و معنوی این ملت است که سبب جان گرفتن مجدد مقاومت در فلسطین و لبنان و سوریه ...، با حضور نیروهای مؤمن و جهادی در میادین نبرد و دفاع گردیده است، تا آنجا که توان مقاومتی اسرائیل که به "ارتش کلاهک آهنین" مشهور بود به سی و سه روز و بیست و سه روز کاهش یابد - و این حقیقتی است که خود آنها بارها بر آن اذعان کردهاند.
د – از این رو، پس از توافق، ما در نهایت نگران آب سنگین و سبک و تعداد سانتریفیوژهای فعال ... و امیدوار به لطف و مرحمت امریکا و اروپا هستیم، اما آنها اهداف بعدی را نشانه رفتهاند و به سرعت در آن راستا گام بر میدارند؛ و البته عُمّال و اذناب داخلی نیز در فضاسازی لازم در سطح متفاوت و اذهان عمومی تلاش میکنند.
نکته:
یک – منتهی در نظر داشته باشیم که اتخاذ هر سیاستی، تحقق هر هدفی و انجام هر کاری، مستلزم برخورداری از حمایت "اذهان عمومی" میباشد و صِرف تصمیم دولتها و مجالس و سازمانها کافی نیست. چنان که دیدیم برای توجیه اشغال افغانستان، ماجرای یازده سپتامبر را پیش آوردند – برای اشغال عراق، دروغ برخورداری رژیم صدام از سلاحهای کشتار جمعی که امریکا و اروپا را تهدید میکنند را مطرح کردند و بعد هم گفتند: "معلوم شد که گزاراشات رسیده به ما صحیح نبوده است" – برای تجزیه خاک سوریه، ابتدا درگیری داخلیِ، توسط به اصطلاح جداییطلبان را پیشآوردند و سخن از دموکراسی در سوریه را فریاد زدند و سپس آنها را با نیروهای خارجی، پول، حمایت سیاسی و تبلیغاتی و مهمتر از همه تسلیحات نظامی، مجهز کردند که مبدل به داعش شدند و .... .
دو – در داخل کشور ایران نیز اگر میخواهند تغییر موضعی در سیاستهای کلان، اساسی و اصلی (در هر موضوعی) ایجاد کنند، نیازمند به پشتیبانی اذهان عمومی هستند، که یا با تبلیغ حاصل میشود و یا با تهدید. لذا هر دو سلاح را به کار گرفتهاند. چنان که بارها اذعان کردند که تحریم اقتصادی نیز فقط به قصد فشار بر مردم ایران است، تا از حمایت رژیم دست بردارند.
سه – از جمله تاکتیکهای جنگ نرم در این میدان، تغییر اجباری و اختیاری تمامی مواضع میباشد. در سطوح بالاتر در تلاشند تا بین جمهوری اسلامی ایران و کشورهای روسیه و چین و حتی سوریه و فلسطین و ... اختلاف بیاندازند و گرایشی در حد وابستگی شدید به غرب ایجاد کنند و در سطح مردمی، ضمن تبلیغات پنهان اقتصادی و سیاسی و ...، سؤالات و شبهاتی را ترویج میکنند که از یک سو به اختلافات منطقهای (مثل ایران و عربستان و قطر و امارات و ...) دامن بزنند و از سوی دیگر، اسرائیل را تطهیر کنند.
سه / 1 – از این رو شاهدید که هیچ گاه فقط نمیگویند: "ما چرا مرگ عربستان نمیگوییم؟"، بلکه سؤال را تکمیل میکنند با: "چرا مرگ بر امریکا و اسرائیل میگوییم؟" – یا ترویج میکنند که فلسطینی تروریست است، دشمن جمهوری اسلامی ایران است و ...! و البته برای پیشبرد این تاکتیک، از هر حربهای، از جلمه گرایشات دینی و مذهبی گرفته تا تعلق خاطرها و احساسات ملی و میهنی، نهایت سوء استفاده را میبرند.
پاسخ سؤال:
حال که هدف روشن شد، اگر چه دیگر لزومی به پاسخ مستقیم به سؤال نمیماند، اما به چند نکته اشاره میشود.
اول – در دنیا 196 کشور وجود دارد که به جز چند کشور، اکثر قریب به اتفاق آنها، در سلطه و سیطرهی امریکا و انگلیس و صهیونیسم بینالملل هستند. حال بسیاری از این کشورها کوچک هستند و به حساب نمیآیند، و برخی نقش تعیین کنندهتری دارند. از جمله این کشورها، به ترتیب کشورهای آسیایی – منطقهای و اسلامی میباشند، که سیاستها و رویکردهای اغلب آنها امریکایی و انگلیسی و به نفع اسرائیل است و هر از چند گاهی به تناسب اهداف و منافع خود و نیز دستورالعملهای اربابانشان، اقداماتی علیه ما و مسلمانان انجام میدهند.
حال فرض کنیم که ما بخواهیم این اقدامات را فهرست کنیم، و از این پس به جای "مرگ بر امریکا و مرگ بر اسرائیل" بگوییم: مرگ بر عربستان، مرگ بر قطر، مرگ بر امارات، مرگ بر ترکیه، مرگ بر عراق، مرگ بر افغانستان، مرگ بر میانمار، مرگ بر ارمنستان ... و خلاصه مرگ بر همه، به غیر از امریکا، انگلیس و اسرائیل – خب این همان سیاست و خواستهی صهیونیسم میباشد.
توضیح: میدانیم که شعار (مرگ بر ...)، در تمامی جهان، یک شعار سیاسی است که مبین دشمنی و خصومت میباشد. امریکا، انگلیس و اسرائیل و دولتهای استکباری و صهیونیستی دست نشانده و حامی، مرگ ما را در شعار و عمل میخواهند، و این بسیار طبیعی و بدیهی و لازم است که ما نیز نابودی دشمنان خود را بخواهیم.
دوم – در تبیین استراتژی مقابله با دشمن و تاکتیکهای مبارزه در جنگ نرم یا سخت، هیچ عاقلی اصل و ریشه را رها نمیکند و خود را به فروع و شاخهها مشغول نمینماید.
همه میدانیم که هر اقدامی که این کشورها انجام داده و میدهند و خواهند داد، همه طبق فرمان و در راستای اهدف امریکا، انگلیس و اسرائیل میباشد؛ اگر امریکا فردا به دولت سعودی دستور دهد که باید مقابل جمهوری اسلامی ایران کرنش داشته باشی، این کار را میکند.
در دوران جنگ تحمیلی نیز چنین بود، بیش از شصت کشور دنیا، از جمله کشورهای اروپایی و اغلبِ کشورهای عربی و حاشیهی خلیج فارس، از همان صدامی که به او حمله کردند، حمایت میکردند.
فقط در بُعد تسلیحاتی، در این جنگ از میگهای روسی (شوروی سابق) گرفته تا آواکس امریکایی، تانک چیفتن انگلیسی، میراژ فرانسوی، موشکهای کروز فرانسوی، بمبهای شیمیایی آلمانی، ناوهای ایتالیایی، تا سلاحهای سبک اسرائیلی و ...، به کار گرفته شد، به اضافهی حمایتهای سازمانهای بینالمللی، پولهای عربی، گروهکهای وابسته و تروریستی داخلی و ... .
اما، امام هوشیار، بصیر و اهل تقوای ما، فرمود: «هر چه فریاد دارید، بر سر امریکا بزنید».
سوم: کشورهایی چون عربستان سعودی، عراق، قطر، بحرین و ...، ممالکتی هستند که رسمیت و تمامیت ارضی دارند، هر چند که گاه دولتهای دستنشانده بر آنها حاکم میگردد (مثل ایران در قبل از انقلاب)، اما اسرائیل نه یک کشور است و نه یک دولت رسمی؛ بلکه یک گروه تروریستی بوده و هستند که ابتدا به امر انگلیس و اکنون با حمایت امریکا و متحدان اروپایی و نوکران منطقهای، سرزمین فلسطین را اشغال کردهاند. مردم آن کشور را میکشند، از کشور خودشان اخراج میکنند، خانههایشان را خراب میکنند و به جایش شهرک سازی کرده و یهودیان را کشورهای متفاوت میآورند و در آن شهرکها ساکن میکنند.
چهارم: امروز هم همین طور است. از این به بعد زیاد خواهید شنید که فلان کشور چه کرد و یا فلان کشور چه کرد، پس ما چرا "مرگ بر امریکا و مرگ بر انگلیس و مرگ بر اسرائیل " میگوییم؟ - و زیاد خواهید شنید که فلسطینیها خودشان تروریست و مخالف نظام و مردم ایران و دشمن شیعیان هستند – و زیاد خواهید شنید که اگر ما اسرائیل را به رسمیت بشناسیم، از فلسطین، لبنان، سوریه، عراق، یمن، بحرین و ... حمایت نکنیم، ایران بهشت خواهد شد و ... .
اما بدانیم که در چنین حالی، ملت ایران سیلی خواهد خورد و ایران مانند سوریه خواهد شد.
تماس با ما