یک سوال از سخنگوی دولت؛

 
باید این سوال را سخنگوی محترم دولت پرسید که چه تغییراتی در رفتار و نگرش دولت آمریکا در قبال ملت ایران و مردم مسلمان منطقه رخ داده است که در ادبیات جدید سخنگوی دولت چنین تغییری قابل توجهی رخ داده است؟

گروه سیاسی مشرق - جناب آقای محمد باقر نوبخت در 24 تیرماه در حاشیه جلسه هیات دولت در جمع خبرنگاران با بیان اینکه من این رخداد بزرگ ملی (جمع‌بندی مذاکرات هسته‌ای در وین) را به همه ایرانیان داخل و خارج از کشور تبریک می گویم، در اقدامی عجیب دولت آمریکا را "دولتی محترم" خطاب کرد.

نوبخت با اشاره به اینکه می توان با رجوع به متن توافق در خصوص آن داوری و قضاوت کرد، گفت: ما «دولت محترم آمریکا» را درک می کنیم!، زیرا این توافق را در شرایطی انجام داد که تحت فشار رقبای سیاسی خود بود.[1]

تغییر قابل توجه لحن سخنگوی دولت بعد از جمع بندی مذاکرات هسته ای در وین در حالی است که بارها از سوی بزرگان نظام به این موضوع اشاره شده است که دولت آمریکا کامل ترین مصداق استکبار است و سیاست جمهوری اسلامی در مقابل دولت مستکبر آمریکا هیچ تغییری نخواهد کرد و سیاست های آمریکا در منطقه با سیاست های جمهوری اسلامی ۱۸۰درجه اختلاف دارد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز اخیرا در دیدار با دانشجویان در پاسخ به سوالی در خصوص «وضعیت مبارزه با استکبار پس از مذاکرات هسته ای» به صراحت آمریکا را مصداق کامل استکبار خطاب کردند و فرمودند: «مبارزه با استکبار و نظام سلطه، براساس مبانی قرآنی، هیچگاه تعطیل پذیر نیست و امروز امریکا کامل ترین مصداق استکبار است. مبارزه با استکبار جزء مبانی انقلاب و از کارهای اساسی است، بنابراین، خودتان را برای ادامه مبارزه با استکبار آماده کنید.»[2]

 

محترم خواندن "دولت آمریکا" توسط سخنگوی دولت حتی با مواضع مذاکره کنندگان هسته ای نیز تفوات داشت به طوری که محمدجواد ظریف وزیر امورخارجه به تهدیدهای نظامی که از سوی برخی آمریکایی ها طی چند روز گذشته مطرح شد پاسخ داد و گفت: در شرایطی که جهان توافق هفته گذشته در وین را پیروزی دیپلماسی بر جنگ و خشونت قلمداد کرد، متاسفانه هنوز کسانی هستند که از کاربرد غیر قانونی و نامشروع زور برای دستیابی به مقاصد توهم آمیز خود سخن می‌گویند و اصرار بیهوده بر حفظ یک گزینه از پیش ناکار آمد دارند.

وزیر امور خارجه اضافه کرد: بنظر می رسد این افراد توان درک این موضوع را ندارند که کاربرد زور برای تجاوز به حقوق دیگران یک گزینه نیست بلکه یک وسوسه خطرناک و نابخردانه است که معمولا از سوی کسانی مطرح می شود که فاقد ظرفیت و توانایی لازم برای مدیریت، پیشبرد و تثبیت دیپلماسی هستند. (29 تیرماه) [3]

و اما چند نکته قابل ذکر است که در این گزارش به آن اشاره می کنیم.

- در حالی که طی ماه های اخیر به بهانه مذاکرات هسته ای 1+5 مقامات رسمی کشورمان از به كارگيري ادبيات تهاجمي در برابر مقامات آمريكايي خودداري کردند ولی بارها شاهد گستاخی و بی احترامی مقامات آمریکایی نسبت به ملت ایران بودیم. در ماه های اخیر بارها "اوباما" رئیس جمهور آمریکا، "جان کری" وزیر خارجه آمریکا و "جو بایدن" معاون رئیس‌جمهور آمریکا با لحن توهین آمیزی جمهوری اسلامی ایران را تهدید نظامی کردند. آیا صرف به نتیجه رسیدن یک جمع بندی برای توافق در مسئله هسته‌ای که ماه هاست با فشار بر روی تیم مذاکره کننده و ملت ایران در صدد گرفتن امتیازهای بیشتر برای تحت فشار دادن جمهوری اسلامی هستند با چه توجیه و استدلالی می توان دولت مستکبر آمریکا را "دولتی محترم" مورد خطاب قرار داد.

 

- یکی از اوصاف مدیریتی دولتمردان آمریکایی تهدید مکرر نظامی اقتصادی ایران بوده که حتی در سال های اخیر که رویکرد مذاکرات برای رسیدن به توافقی بین ایران و کشورهای غربی در جریان بود نیز کاملا قابل مشاهده و ملموس بود. البته ناگفته پیداست در چند سال اخیر این تهدید در بخش‌های متعددی از قبیل تحریم نظامی و مالی، ترور دانشمندان، تخریب زیرساخت‌های اقتصادی کشور، کارشکنی در فعالیت‌های علمی هسته‌ای کشور، طراحی و اجرای عملیات‌های تروریستی در مناطق مرزی و... جامه عمل به خود پوشیده است. در یک نگاه کلی غیرت ملی مانع از آن است که کسی دولت آمریکا را "محترم" خطاب کند. بی‌ادبی ماهیتی دولت مردان آمریکا که در انظار عمومی مکررا زبان به تهدید نظامی ملت ایران می‌گشایند مورد غیر قابل انکار است.

- نگاهی گذرا به کارنامه دولت اوباما در کشورهای منطقه از جمله عراق، افغانستان، پاکستان و حتی سوریه و یمن موید آن است که دولت آمریکا با شعار دروغین دفاع از حقوق بشر، تامین امنیت جهانی و مبارزه با تروریسم بین‌المللی فرمان به کشتار دسته‌جمعی شهروندان بی‌گناه این کشورها داده است و نقش قابل توجهی در کشتارهای سال های اخیر منطقه داشته است. روشن است یک دولت آمر به قتل جمعی از افراد بیگناه در کشور ثالث را (به هر بهانه و توجیهی) نمی‌توان از منظر بین‌المللی "محترم" دانست.

- مقابله همه‌جانبه و فراگیر با نظام جمهوری اسلامی، تسلیح و تجهیز تروریست‌های مخالف نظام، ایجاد گروه های تروریستی برای آشوب و کشتار در منطقه، اعمال تحریم‌های خصمانه غیرانسانی بر ملت ایران و تلاش سازمان یافته تشکیلاتی برای مسدود کردن باب پیشرفت علمی و اقتصادی کشور از عمده ویژگی‌های مدیریتی دولت آمریکا در سال های اخیر در قبال ایران اسلامی محسوب می‌شود. باید این سوال را سخنگوی محترم دولت پرسید که چه تغییراتی در رفتار و نگرش دولت آمریکا در قبال ملت ایران و مردم مسلمان منطقه رخ داده است که در ادبیات جدید سخنگوی دولت چنین تغییری قابل توجهی رخ داده است؟

 

 

سرمقاله روزنامه کیهان؛25 تیر94

 
محمد صرفی سرمقاله امروز روزنامه کیهان را نوشته و در آن به بررسی توافق جدید ایران و ۵+۱ پرداخته است.
به گزارش مشرق، توافقی که روز سه‌شنبه ایران و 1+5 به آن دست یافتند اگرچه ماهیتی هسته‌ای داشت اما به نظر می‌رسد امواج آن فراهسته‌ای خواهد بود و یا بهتر است  اینگونه بگوییم برخی‌ها چه در داخل و چه در خارج سعی می‌کنند از این توافق، پلی برای رسیدن به اهدافی فراهسته‌ای بسازند. این موضوع ارتباطی به کیفیت  توافق مذکور نداشته و خوب یا بد بودن توافق مسئله‌ای دیگر است که باید در  جای خود به آن پرداخته شود. خوشبختانه متن کامل توافق - اگر چه به انگلیسی و نه فارسی- منتشر شده و با توجه به حجم متن -بیش از 150 صفحه- بررسی و  قضاوت درباره این توافق اگرچه کاری زمان‌بر و ظریف است اما غیرممکن نیست.  اما فارغ از محتوای توافق و سرنوشت آن در مرحله اجرا، درباره نتایج، آثار و گام‌های فراهسته‌ای این توافق - چه واقعی و چه ادعایی- می‌توان به موارد  زیر اشاره کرد:

1- برخلاف برخی القائات و تصورات این توافق نه تنها نمی‌تواند منجر به  همکاری ایران و آمریکا در مسائل منطقه‌ای شود بلکه به احتمال قوی تنش‌ها را افزایش نیز خواهد داد. این مسئله از آنجا ناشی می‌شود که توافق هسته‌ای را باید آغازی بر ارائه لیستی بلند بالا از سوی طرف مقابل در حوزه‌های  گوناگونی مانند ادعای حمایت از تروریسم، نقض حقوق بشر و... دانست. اساسا  این موضوعات یک فصل مشترک بسیار مهم دارند و آن هم ادعایی بودن آنهاست.  آمریکا مدعی بود و همچنان نیز هست که ایران به دنبال ساخت بمب اتمی است و  باید جلوی آن گرفته شود. در سایر موضوعات نیز همین نگاه ادعایی نسبت به  ایران غالب است. نمونه بارز آن را می‌توان در اولین نطق باراک اوباما،  دقایقی پس از اعلام رسمی توافق مشاهده کرد. آنجا که ایران را در کنار داعش  نشاند و به پادشاهی‌های مرتجع عرب - بخوانید تامین کنندگان مالی داعش- وعده داد از آنها در برابر این دو تهدید حفاظت خواهد کرد.

اوباما در این سخنرانی مدعی شد این توافق براساس «سنت رهبری آمریکا بر  جهان» -همان کدخدا!- حاصل شده است. وقتی چنین نگاهی به قضایا حاکم باشد  تکلیف روشن است. محور و ستون فقرات استراتژی منطقه‌ای واشنگتن، حفاظت و  تامین حداکثری منافع رژیم صهیونیستی است. رهبر معظم انقلاب نیز چندی پیش  فرمودند چه توافق بشود و چه نشود، اسرائیل ناامن‌تر خواهد شد. امروزه جای  جای خاورمیانه از لبنان و سوریه گرفته تا یمن و بحرین، صحنه این تنازع  استراتژیک است و پیش‌بینی افزایش تنش‌ها بیش از آن که مبتنی بر بدبینی  باشد، بر استدلالی منطقی و واقعیت‌های صحنه استوار است.

2- عده‌ای معتقدند رسیدن به توافق هسته‌ای به معنای چرخش استراتژیک در  سیاست «تغییر رژیم» آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی ایران است و آمریکا با  پذیرش این توافق در واقع پس از 36 سال به واقعیتی به نام «جمهوری اسلامی»  تن داده است. برای رد این مدعا می‌توان به سخنان اوباما و جان کری پس از  توافق اشاره کرد. این دو مقام ارشد آمریکایی در سخنان خود اذعان دارند که  توافق هسته‌ای با ایران برای آنها انتخابی از سر اضطرار و ناچاری بوده است.  چرا که آنها اساساً گزینه دیگری پیش روی خود نداشتند. اولین و قطعی‌ترین  نتیجه شکست مذاکرات، غرق قایق تحریم‌ها بود.

تحلیل چند روز پیش نشریه آتلانتیک در این زمینه کاملاً گویاست. گراهام  الیسون در این تحلیل می‌نویسد؛ «بعضی استدلال می‌کنند که امضای یک توافق  کنترل تسلیحات، منحرف شدن از هدف اصلی واشنگتن یعنی تغییر رژیم ایران است.  اعضای کنگره در اندیشه این ادعا باید هسته اصلی استراتژی امنیت ملی دولت  ریگان را مطالعه کنند. این استراتژی که از وضعیت طبقه‌بندی شده خارج شده  است می‌گوید «سیاست آمریکا در برابر شوروی شامل سه عنصر است: مقاومت خارجی  در برابر امپریالیسم شوروی؛ فشار داخلی بر اتحاد جماهیر شوروی در جهت تضعیف منابع امپریالیسم شوروی؛ و تعامل با اتحاد شوروی از طریق مذاکرات در  راستای رسیدن به توافق‌هایی که به حفظ و پیشبرد منافع آمریکا می‌انجامد و  با اصول عمل متقابل و منافع مشترک سازگار است.» پس در حالی که دولت ریگان  در حال مذاکره و امضای توافق بود تلاش‌هایش برای تضعیف اتحاد شوروی را دو  چندان می‌کرد؛ و در 1991 اتحاد شوروی ناپدید شد.»

تطبیق 3 اصل فوق با سیاست عملی آمریکا در قبال جمهوری اسلامی، کار دشواری  نیست. مگر آنکه بخواهیم چشم خود را ببندیم و خود را به خواب بزنیم!

3- بزک شیطان بزرگ، خطی مربوط به دیروز و امروز نیست. نیات و اهداف از این بزک کردن نیز اگرچه تا حدی متفاوت اما نتیجه و اقدام یکسان است. عده‌ای  خائنانه و کاملاً از روی آگاهی در این مسیر می‌روند و برخی نیز با نیت خیر!  چرا که گمان می‌کنند باید به هژمونی پوسیده آمریکا تن داد و برای این نیز  ماله کشیدن بر جنایات این کشور اشکالی ندارد! بدون شک خط بزک آمریکا از این پس تشدید خواهد شد. وقتی پدرخوانده یک جریان فکری و سیاسی در سایت خود با  استناد به آیات قرآن می‌خواهد کار خود را پیش ببرد و برای آیه 34 سوره فصلت  (هرگز نیکى با بدى یکسان نیست. همیشه بدی را با بهترین عمل (نیکی) پاسخ  بده تا همان کسی که گویی با تو بر دشمنی است، دوست تو گردد.) تیتر می‌زند؛  «چرا دوستی با دشمنان محال نیست؟» و با اظهارات خود نوید بازگشایی سفارت  آمریکا را می‌دهد، تعجبی هم ندارد که نشریه ارگان این جریان فاسد سیاسی و  اقتصادی، روی جلد خود را به آرزوی عکس سلفی اوباما با میدان آزادی اختصاص  دهد!

رهبر معظم انقلاب در اواخر بهمن سال 92 در مورد این خط خطرناک فرمودند:  «ما تسلیم زورگویی و باج‌خواهی آمریکا نخواهیم شد. یک عده سعی نکنند چهره‌  آمریکا را بزک کنند، آرایش کنند، زشتی‌ها و وحشت‌آفرینی‌ها و خشونت‌ها را  از چهره‌ آمریکا بزدایند در مقابل ملت ما، به‌عنوان یک دولت علاقه‌مند،  انسانْ‌دوست معرفی کنند؛ اگر سعی هم بکنند، سعی‌شان بی‌فایده است.»

4- از ابتدای آغاز مذاکرات هسته‌ای در دولت یازدهم، تحلیلگران و رسانه‌های غربی در حال فضاسازی درباره این موضوع هستند که مذاکرات هسته‌ای یک دو  قطبی داخلی در ایران است که سرنوشت آن بر جریانات داخلی و صف بندی‌های آن  تاثیر می‌گذارد. آنان با زیرکی این دوقطبی ادعایی را اینگونه القا  می‌کردند؛ 1- جریانی که خواهان مذاکره و توافق است، از انقلاب دور و به غرب گرایش دارد 2-جریانی انقلابی و حزب‌اللهی که مخالف مذاکره و توافق است و  از هیچ اقدامی برای شکست مذاکرات دریغ نمی‌کند. پذیرش و تن دادن به این  دوقطبی القایی و ادعایی این نتیجه را خواهد داشت؛ حال که مذاکرات به توافق  ختم شده، جریان نخست پیروز و مسرور است و جریان دوم شکست خورده و مغموم.

برخلاف این دوقطبی‌سازی ادعایی، تمام آنان که زیر پرچم جمهوری اسلامی  ایران جمع شده‌اند، در واقع سوار بر یک کشتی هستند و هر اتفاقی برای این  کشتی رخ دهد و به هر کجا برسد، همه - فارغ از نوع علایق و سلایق سیاسی- در  این سرنوشت سهیم‌اند. جریان حزب‌اللهی در این میان وظیفه‌ای بس خطیرتر و  سنگین‌تر بر دوش دارد. چرا که این جریان به روشنی می‌داند و باور دارد،  پیشرفت و آبادانی این کشور منوط به نتایج ژنو و لوزان و وین نیست. اگر قرار است این مملکت پیشرفت کند و جمهوری اسلامی ایران به جایگاه درخور و شایسته خود در دنیا دست یابد، بدون شک مسیر آن از راه تلاش شبانه‌روزی و مخلصانه  در عرصه‌های مختلف است.

اگر همه چیز آنطور که روی کاغذ آمده پیش برود، چیزی حدود یک دهه دیگر- و  در بخش‌هایی بیشتر- این توافق به پایان خواهد رسید. بدون شک آن روز هم  نخواهند گذاشت ما به راحتی از حقوق طبیعی و قانونی خود در این عرصه استفاده کنیم. اگر می‌خواهیم آن روز با دست پرتری از میز مذاکرات بازگردیم، تنها  نسخه‌اش این است؛ در همه عرصه‌ها کار و کار و کار

فرش ایرانی نباید در حرمین باشد + سند

 

نمابر افشا شده از سوی سایت ویکیلیکس از مخالفت قائم مقام وزارت امور اقتصادی و فرهنگی عربستان با استفاده از فرش ایرانی در حرمین شریفین حکایت دارد.
به گزارش مشرق، در این نمابر که برای  "سعود الفیصل" وزیر خارجه وقت عربستان سعودی ارسال شده، آمده است که یک  شرکت ایرانی اعلام آمادگی کرده است که فرش حرمین شریفین و دیگر اماکن را به صورت یکپارچه و یا در قطعه‌های مختلف طبق اندازه‌های مورد نیاز تهیه کند.
 
این وزیر عربستانی تأکید کرده است که به نظر سفارت عربستان در تهران، این  موضوع از نظر ساختاری و محتوایی نامناسب است، زیرا مربوط به خدمت رسانی به  حرمین شریفین می باشد.
این وزیر سعودی مدعی شد که این پیشنهاد شرکت فرش ایرانی تجاری نیست، بلکه  اهدافی سیاسی و دینی دارد و سفارت عربستان در تهران مناسب می داند که از آن صرف نظر شود.
 
فرش ایرانی نباید در حرمین باشد/ سند توطئه علیه ایران
 
گرای وزارت خارجه عربستان برای تحریم مقامات ایرانی
 
همچنین بر اساس اسناد منتشر شده در ویکی‌لیکس، مسئولان وزارت خارجه  عربستان با رصد تغییر و تحولات در سطح مسئولان کشوری و لشکری جمهوری اسلامی ایران، پیشنهاد افزودن اسامی آنان به فهرست تحریم‌های غربی علیه کشورمان  را مطرح می‌کنند.
 
به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، در یکی از این اسناد که به امضای معاون آسیای وزارت امور خارجه عربستان رسیده، تلاش ویژۀ مقامات عربستانی برای  تشدید تحریمها علیه مقامات کشورمان آشکار است.
 
در این سند آمده است: «با اشاره به پیام رییس دربار پادشاهی درباره  تغییرات انجام شده توسط فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب ایران در مناصب  فرماندهی، دیدگاه سازمان کل اطلاعات عربستان درباره هماهنگی با مقامات  آمریکایی منعکس می شود تا اسامی فرماندهان سپاه ایران به عنوان شخصیت های  ایرانی مشمول مجازات های بین المللی یا یک جانبه در زمینه ممنوعیت سفر و  بلوکه شدن سپرده ها، افزوده شود؛ البته به گونه ای که عربستان طرف مستقیم  در این موضوع نباشد».
 
در بخش دیگری از این سند می خوانیم: «این مساله (تحریم مقامات ایرانی) می  تواند ضربۀ پیشدستانه موثری بر نظام ایران و آینده سیاسی این شخصیت ها باشد و همزمان پیام مستقیمی به فرماندهان سپاه انقلاب است که بدانند تحت نظارت  بین المللی هستند. امید است تمایل آن جناب در زمینه به نظر رساندن پیشنهاد  سازمان کل اطلاعات به جناب وزیر موثر باشد.
 
این وزارت نسخه ای از پیام ارسال شده برای جناب پادشاه ... را دریافت کرد که در آن دیدگاه سازمان کل اطلاعات تایید شده و نظر جناب رییس سازمان کل اطلاعات که معتقد است نباید مستقیما نامی از دولت عربستان در این موضوع به میان آید نیز مورد تایید قرار گرفته و نیز بر تاثیر جدی این اقدام بر نظام ایران تاکید کرده اند... اگر حضرت عالی لطف بفرمایید این موضوع برای رهنمود به آگاهی جناب وزیر برسد و در صورت موافقت پیام با مضمونش برای آن مقام ارسال شود.
 
با خالصانه ترین درود ها و سپاس ها،
مصطفی بن محمد حبیب کوثر
مدیر کل اداره کشورهای آسیا»
 
فرش ایرانی نباید در حرمین باشد/ سند توطئه علیه ایران
 

دکترین فرهنگی ارتش آمریکا؛

 
این سند بیان‌کننده تکنیک‌ها و روش‌های مورد استفاده برای افراد و واحدهای ارتش آمریکا در سه سطح استراتژیک، عملیاتی و تاکتیکی است تا موفقیت عملیات آنها تضمین شود.

گروه جنگ نرم مشرق- مرکز فرماندهی نیروی زمینی ارتش آمریکا به تازگي (آپريل 2015) ابلاغيه‌اي را با عنوان «درك فرهنگي و موقعيتي» منتشركرده است. در اين ابلاغيه، نتايج پژوهش‌هاي فرهنگي و به خصوص مطالعات ارتباط بين فرهنگي كه در ساير كشورها انجام پذيرفته است،‌ به نيروهاي نظامي و ارتشي آموزش داده مي‌شود تا توانايي آن‌ها را در ارتباط با مردم مناطق دیگر و به ويژه فرهنگ‌هاي شرقي و عربي، افزايش دهد. هدف اين آموزش‌ها همان گونه كه در متن ابلاغيه به آن اشاره شده است، جلوگيري از شورش‌ها توسط اهالي آن مناطق عنوان شده است.

در تعريف ناتو، دكترين نظامي عبارت است از اصولي اساسی که نیروهای نظامی با استفاده از آن‌ها اعمال خود را در جهت اهداف خود هدایت می‌کنند. با در نظر گرفتن اين تعريف، اين ابلاغيه نشان مي دهد كه دكترين نظامي آمريكا، چگونه از قدرت نرم و فرهنگ به منظور رسيدن به اهداف خود استفاده مي كند.

در ابتداي اين سند آمده است كه سند (ATP 3-24.3) يا همان درك فرهنگی و موقعیتی، بیان‌کننده تکنیک‌ها و روش‌های مورد استفاده در جنگ برای افراد و واحدهای نیروی زمینی ارتش آمریکا در سه سطح استراتژیک، عملیاتی و تاکتیکی است. در ادامه عنوان شده است كه تکنیک ها و روش های تجویز شده در این سند، در هنگام رو به رو شدن با افراد و مراکز بومی منطقه به كار گرفته شده و براي ماموریت های نظامي و عملیاتی نقش حمايتي دارد. به عبارت ديگر مي توان گفت انجام ماموريت هاي نظامي و عملياتي بدون استفاده از اين تكنيك ها ناقص به نظر مي رسد و به كارگيري اين تاکتیک هاي فرهنگي است كه مي تواند موفقيت آميز بودن عمليات ها را تضمين كند؛ چرا كه به دنبال هر عمليات نظامي، امكان شورش و طغيان از درون منطقه آن وجود دارد و به منظور مقابله با آن، فهم دقيق فرهنگ منطقه و استفاده از اين تكنيك ها ضروري به نظر مي رسد. در حقيقت این سند بر مبنای دکترینی تحت عنوان «شورش، طغیانگری و مقابله با آن» که در (FM 3-24) آمده است طراحی شده است.

مخاطبان اصلی این سند تمامی اعضا در رسته‌های نظامی در نظر گرفته شده است و رعایت آن براي تمامی نیروهای ارتش ملی آمریکا ضروري است.

اين سند از يك مقدمه و پنج فصل تشكيل شده است كه مقدمه آن به توصيف نقش حياتي فرهنگ، در عرصه هاي نظامي مي پردازد. هم چنين به اين امر اشاره دارد كه میدان جنگ نامنظم، نیازمند درک فرهنگي از كشور ميزبان است تا بر اساس آن بتوان ذات تهديد و هر آنچه را که موجب به هم خوردن ثبات می شود، شناخت. بنابراین درک فرهنگ، در اداره کردن میدان های جنگ نامنظم، بسیار مهم و حیاتی است.

در ادامه مقدمه آمده است که سند حاضر در رويكردي متفاوت با آموزش هاي آكادميك و بر مبنای سندهای دکترینال قبلی مانند (ADRP 5-0) و (FM 3-24) که شرایط را به صورت جزیی و دقیق در نظر مي‌گيرند، طراحي شده تا افراد بتوانند با استفاده از آموزش‌های آن، در شرایط مختلف به درک موقعیتي صحيحی دست پیدا كند. درک صحیح موقعیت به سربازان و فرماندهان این امکان را می‌دهد که تصمیمات خود را با اطلاع قبلی و با شناخت کامل از منطقه عملیاتی خود بگیرند.

حیطه اثرات فرهنگی در بخش‌های مختلف

اثرات فرهنگی

تاریخ

فلسفه

دانش و فن‌آوری

علوم سیاسی

ادبیات

جغرافیا

جامعه‌شناسی

روانشناسی

حقوق، جرم، کیفر

مردم شناسی فرهنگی

آموزش

هنر، موسیقی، سرگرمی

زبان

مذهب

دانش نظامی

اقتصاد

ارتباطات

خوراک و نوشیدنی‌ها

 

در ادامه این سند بيان شده است كه درک موقعیت، درک فرهنگی و استفاده از اين دو اصل نياز به آموزش دارد و نبايد تصور كرد كه اين فرآيند، به طور ساده و با فرو رفتن ناگهانی در یک جامعه و یا محدوده ی عملیاتی به دست می آید. بنابراين توسعه ی مهارت و تخصص در زمینه ی فرهنگ و علم ژئوپلیتیک، براي تمامی نيروهاي ارتش، نیروی زمینی و رهبران آن ها نياز است و یکی از چهار زمینه ی اصلی علوم در تخصص های مختلف نظامی به شمار مي رود. در ادامه نيز از فرماندهان و رهبران خواسته شده است كه بر مبنای این استاندارد حرکت کنند تا سربازان نیز از آن ها تبعیت کنند. در صورتي که یک فرمانده نظامی، درک صحیحی از اوضاع فرهنگی و موقعیتی داشته باشند مي تواند در تعامل با شهروندان کشور میزبان، بیشترین اثر را بر مخاطبان خود داشته باشد و از سوي ديگر پيش شرط هاي شكل گيري شورش ها و طغیانگری های احتمالي منطقه را پیدا کرده و كنترل كند.

در ابتدای سند، مفاهيم فرهنگ، ارزش، نهادهاي اجتماعي و نقش مذهب توضیح داده می‌شود. در ابتداي اين بخش آمده است كه "یک ارتش بدون فرهنگ، یک ارتش کند و بی‌تحرک است و یک ارتش کند، نمی‌تواند بر دشمن غالب شود" (Mao Tse-tung)

در ادامه توضیح داده می‌شود که همه جوامع از یک ساختار پویای اجتماعی و یک فرهنگ تشکیل شده اند. همان طور که در یک سازمان نظامی، ساختار از گروه‌هایی هم چون تیپ، هنگ و گردان تشکیل شده است، در یک جامعه نیز ساختار اجتماعی از گروه ها، نهادها، سازمان ها و شبکه های محلی تشکیل می شود.

ساختار اجتماعی ارتباط میان گروه ها، نهادها و آحاد یک جامعه را شکل می دهد و در مقابل، فرهنگ شامل ایده ها، هنجارها، رسوم و کدهای رفتاری است که به احاد مردم درون یک جامعه معنا می بخشد. در واقع می توان گفت که فرهنگ یک کد مشترک بین یک گروه از مردم است که برای همه ی آن ها معتبر است. هم چنین باید به این نکته توجه کرد که فرهنگ هاي جوامع مختلف، به دليل تفاوت در مفاهيم زمان، گرايش ها، ارزش ها، اعتقادات، رفتار ها و هنجار ها با هم متفاوتند. به عنوان مثال، خانواده ها هسته نهادهای سازنده ی اجتماع هستند. اگرچه، تک همسری، تعداد فرزندان مورد انتظار، و یا انتظار زندگی با خویشاوندان، در جوامع مختلف بسیار متفاوت است. بنابراین؛ ساختار اجتماعی شبیه به یک ستون فقرات است که فرهنگ به عنوان ماهیچه ها در تعامل با استخوان ها عمل می کند. هر دوی آن ها به هم وابسته بوده، یکدیگر را تقویت می کنند و تغییر یکی از آن ها تغییر دیگری را موجب خواهد شد.

از دیگر تعاریف مطرح شده در سند، می توان به تعریف مفهوم ارزش و هنجار اجتماعی اشاره کرد. ارزش ها اعتقادات عمیقی هستند که برای یک فرهنگ، سازمان و یا هر فردی بسیار مهم هستند. هنجار اجتماعی نیز عبارت است از رفتاری که انتظار می رود مردم انجام دهند و با آنچه که مردم در واقع انجام می دهند متفاوت است! برخی از هنجارها اخلاقی هستند و برخی عادی و مرسوم اند. در این میان، برخی از هنجارها ممکن است در عملیات نظامی اثرگذار باشند. برای مثال نیاز به انتقام در هنگامی که عزت و شرافت افراد نادیده گرفته شود، رسوم تجارت منطقه از جمله چانه زدن و یا رشوه دادن، نحوه استفاده از ایما و اشاره و حرکات دست و نیز چگونگی رفتار با غریبه ها از جمله هنجارهایی محسوب می شوند که باید در درک فرهنگی و موقعیتی هر منطقه مورد توجه قرار گیرند.

در ادامه مذهب، به عنوان یک جز سازنده ی فرهنگ تعریف می شود و اینکه مطالعه آن برای مقاصد عملیاتی ضروری است. شناخت این موضوع که رهبران مذهبی چگونه انتخاب می شوند، چگونه آموزش داده می شوند و چگونه ساماندهی می شوند، برای نیروهای نظامی لازم است. هم چنین نیروها باید در رابطه با رهبرانی که شخصیت کاریزماتیک دارند و می توانند گروه ها را با استفاده از انگیزش مذهبی به شورش وادار کنند و موجب انجام عملیات های تروریستی بشوند نیز شناخت داشته باشند. هم چنین مکان های مقدس هم چون عبادتگاه ها وزیارتگاه ها و نیز زمان های مقدس مثل اعیاد و عزاداری ها باید شناسایی شوند تا مکان ها و زمان های حساس برای مردم آن جامعه، برای نیروهای آمریکا مشخص شود. هم چنین باید توجه داشت که ممکن است شورشیان، برخی مواقع مهم سال و زمان های مقدس را برای آغاز عملیات تروریستی خود انتخاب می کنند!

در بخش دیگری از سند، به تاثیر محاوره‌های و غیررسمی در برابر دیدارهای رسمی اشاره شده است و اینکه دیدارهای رسمی برای دادن پیشنهادات، به اندازه تزریق قطره چکانی و تدریجی ایده‌های نو در محاوره‌های معمولی و غیر رسمی موثر نیستند!

سپس برخی تفاوت‌های فرهنگی میان غرب و شرق بیان شده‌اند. برای مثال موارد زیر در این سند مطرح شده است:

- در مقایسه با غرب، بسیاری از فرهنگ‌های شرقی سطح بالایی از رسمی بودن دارند. مثلا در هنگام شنیدن یک گزارش، اگر در حال جویدن آدامس باشید، گوینده تصور خواهد کرد که به حرف‌های او گوش نمی‌کنید!

- در فرهنگ بسیاری از کشورهای خاورمیانه، ارتباطات به گونه‌ای است که سعی دارند که منظور خود را از طریق رفتارهای خود و به طور غیر کلامی بیان کنند. در حالی که کشورهایی مثل آمریکا و بریتانیا و آلمان، تاکید بیشتر برای ارتباط برقرار کردن بر روی ارتباط کلامی است. بنابراین، نیروها باید بر روی ارتباط خود بسیار حساس بوده و با دقت عمل کنند که چه حرفی را چگونه بر زبان می آورند. حرف زدن مستقیم و بی پرده می تواند موجب از بین رفتن تفاهم شده و تهاجم طرف مقابل را در پی داشته باشد.

- برخی فرهنگ‌ها مثل فرهنگ‌های غربی، موسوم به زمان- مونوکرومیک هستند که زمان بندی و برنامه‌ریزی بسیار برایشان مهم است اما در فرهنگ شرقی، موسوم به زمان- پلی کرومیک هستند که زمان بندی و دقت در انجام به موقع کارها برایشان اهمیت چندانی ندارد. نیروهای آمریکایی باید در این مورد از خود صبوری بیشتری نشان دهند!

نکته دیگری که در سند بر آن تاکید شده است شناخت دقیق جزییات فرهنگی رفتار افراد و تلاش برای مشابه آن‌ها رفتار کردن است. برای مثال در بخشی از سند آمده است که سعی کنید با لهجه عربی خودشان با آن ها سخن بگویید نه با لهجه خودتان! در ادامه نیز توصیه شده است که نیرو ها در جزییات رفتار خود هم چون چگونه دست دادن و حرکات دست و صورت خود به تفاوت‌های فرهنگی توجه کنند.

بخش پایانی سند نیز به روش‌شناسی آموزش فرهنگی پرداخته است. برای این منظور، یک روش آموزشی در سه سطح تبیین شده است که هرکدام شامل اقدامات خاص خود بوده و در مراحل مختلف آموزش، انجام می گیرد.

آموزش فرهنگي به نيروي زميني ارتش آمريكا // در حال ویرایش برای دانلود خلاصه گزارش به زبان فارسی روی تصویر کلیک کنید

 

در ادامه نیز سه مرحله ی درک فرهنگی توضیح داده شده است که عبارت است از:

الف) آموزش فرهنگی (تلاش برای شناخت یک فرهنگ از طریق پرسیدن سوالات مختلف در موضوعات متفاوت)

ب) تمرین و کارآموزی فرهنگی (همان سوالات مرحله اول با نگاه عملیاتی)

ج) ادراک فرهنگی (با کمک دو بخش قبلی و به منظور اثرگذاری و انجام بهینه عملیات در منطقه ی مورد نظر)

آموزش فرهنگي به نيروي زميني ارتش آمريكا // در حال ویرایش

متدلوژی آموزش، کارآموزی و ادراک/ برای دانلود گزارش به زبان اصلی روی نمودار کلیک کنید

مرور این سند به خوبی نشان می‌دهد که چگونه غرب از نتایج تحقیقات و پژوهش های شرق شناسانه خود و مطالعه فرهنگ‌های شرقی، در جهت تقویت قدرت نرم خود و مقابله با کشورهای شرقی و مسلمان، بهره می‌گیرد!

اما در پایان باید اشاره کرد که غرب با وجود حجم گسترده مطالعات، پژوهش‌ها و آموزش‌های خود، که حتی آموزش‌های فرهنگی برای نیروهای نظامی را هم در بر می‌گیرد، در عملیات‌های نظامی خود نتوانسته است به موفقیت دست یابد و همان طور که رهبر معظم انقلاب فرموده اند "در دهه‌های بیداری اسلامی و به ویژه سال‌های اخیر پس از شکست های پیاپی از ایران و افغانستان تا عراق و لبنان و فلسطین و اینک مصر و تونس و ... کوشیده است پس از شکست تاکتیک اسلام‌ ستیزی و خشونت علنی، به تاکتیک بدل‌سازی و تولید نمونه‌های تقلبی دست بزند!"

اما راز آن که غرب چگونه با این حجم گسترده مطالعات و قدرت نرم فرهنگی و نیز قدرت نظامی خود نتوانسته است آن گونه که می‌خواهد به نتیجه برسد را باید در کلام رهبری جست. به گفته رهبر انقلاب، شکست دشمن در بیداری ملت‌ها است؛ چرا که بیداری ملت‌ها و بصیرت، می‌تواند تمام اندیشه‌ها و محاسبات استکبار را بر هم زند.

«واقع قضیه این است که کارزار فرهنگی از کارزار نظامی اگر مهم‌تر نباشد و اگر خطرناک‌تر نباشد، کمتر نیست» مقام معظم رهبري در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی 19/09/92

"یک ملت وقتی بیدار می‌شود، می‌تواند همه‌‌‌‌‌ محاسبات استکبار را به هم بریزد. کارخانه‌‌‌‌ای که آنها درست کردند، خط تولیدی که برای به ثمر رساندن اهداف استکبارى خودشان به وجود آوردند، این خط تولید را بیداری یک ملت اینجور کُند یا متوقف میکند. اگر همه‌‌ی ملت های مسلمان بیایند توی میدان، چه می شود! اگر همه‌‌‌‌ی ملتهای مسلمان همین بصیرت را، همین آمادگی را، همین حضور را پیدا کنند، چه اتفاقی در دنیا می افتد! ... میخواهند صدای من و شما خاموش بشود و به گوش ملتهای دیگر نرسد. می خواهند کاری کنند که ملتهای دیگر نفهمند تأثیر بیداری و بصیرت یک ملت در حوادث عالم چقدر است"

مقام معظم رهبری در دیدار با مردم قم 19/10/88

 

الزامات افزایش تأثیرگذاری تشکل‌های دانشجویی از نگاه رهبر انقلاب+جدول

 

رهبر انقلاب در دیدار با دانشجویان الزاماتی را برای تأثیرگذاری تشکل‌های دانشجویی بر آینده‌ کشور برشمردند که در قالب جدولی منتشر شده است.

به گزارش مشرق، رهبر معظم انقلاب در  دیدار با دانشجویان در ماه مبارک رمضان، مهم‌ترین وظیفه‌ی تشکل‌های  دانشجویی را «آرمان‌خواهی» دانستند و فرمودند اگر آرمان‌ها با جدیت و  پیگیری دنبال شود به گفتمان‌سازی و تصمیم‌سازی در جامعه تبدیل خواهد شد.

رهبر انقلاب در این دیدار الزاماتی را برای تأثیرگذاری تشکل‌های دانشجویی بر آینده‌ی کشور برشمردند که در جدولی مرور شده است:

برای مشاهده جدول اینجا کلیک کنید.

الزامات افزایش تأثیرگذاری تشکل‌های دانشجویی

مطرح شده در بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از دانشجویان 1394/04/20

فعّالیّت‌های متنوّع دانشجویی، تأثیرگذار در آینده‌ی کشور است... اگر تشکّل‌ها و جریان دانشجویی بخواهند یک چنین تأثیرگذاری‌ای را به‌دست بیاورند، این الزامات را باید رعایت کنند:

1  کار عمقی روی مفاهیم اسلامی و پرهیز از  سطحی‌نگری  تشکلّ‌های دانشجویی، روی معارف اسلامی کار کنند. کتاب هم کم  نداریم؛ کتاب خیلی داریم... شیوه‌ها و روش‌های مطالعاتی انتخاب بکنند،  مطالعه کنند.

2  جذب بدنه دانشجویی  * اینکه برای نشاط بخشیدن به  محیط دانشجویی، دانشجوها را به اردوی مختلط ببریم یا کنسرت موسیقی در  دانشگاه تشکیل بدهیم، جزو غلط‌ترین کارها است.

* یکی از انواع ایجاد جاذبه این است که حرف نو پیدا کنید... وقتی‌ در تشکّل خودتان حرف نو، سخن نو مطرح کردید، جوان جذب می‌شود.

* یکی دیگر از روش‌ها استفاده از بخشی از شیوه‌های  هنری است که کمتر مورد توجّه قرار گرفته؛ مانند تئاتر دانشجویی، طنز و  کاریکاتور، سرود، نشریّه‌های صوتی، شعر و...

* یکی از از راه‌های جذّاب شدن تشکّل‌ها، اقناع فکری است؛ طرف را بتوانید قانع کنید.

* یکی از چیزهای دیگر حضور اساتید ارزشی است. از این اساتید ارزشی استفاده کنید.

* از عناصری که نامطمئن بودنِ خودشان را اثبات  کردند، مطلقاً استفاده نکنید؛ همین‌هایی که سال 88 آن بازی را راه انداختند  ... من استفاده‌ی از اینها را مطلقاً توصیه نمی‌کنم.

3  فهم واقعیات کشور  فهم وضع کشور، منظور فقط وضع داخلی و مشکلات موجود نیست؛ چند واقعیّت مهم دیگر وجود دارد:

* یک واقعیّت این است که در این کشور از بعد از رحلت امام، سعی یک مجموعه‌ی مصمّمی بر این شد که آرمان‌های انقلاب را بکلّ  بشویند بگذارند کنار... علی‌رغمِ و به کوری چشم آنها، آرمان‌ها از بعد از  رحلت امام تا امروز اوج گرفته.

* یکی از واقعیّت‌های کشور، حضور شگفت‌آور جمهوری اسلامی در منطقه است؛ نه حضور مادّی و جسمانی و حضور فیزیکی، بلکه حضور معنوی.

 

1. کار عمقی روی معارف اسلامی و پرهیز از سطحی‌نگری

اگر تشکّلهای دانشجویی و جریان دانشجویی بخواهند یک  چنین تأثیرگذاری‌ای را به‌دست بیاورند، الزاماتی دارد؛ این الزامات را باید رعایت کنند. یکی از این الزامات عبارت است از کار بر روی مفاهیم اسلامی،  یعنی عمقی روی مسائل کار کردن؛ سطحی‌نگری ضرر میزند. من البتّه امروز در  صحبتهایی که این دوستان کردند -در بعضی از صحبتها، حالا نمیگویم در همه‌ی  آنها- نشانه‌های تعمّق را مشاهده کردم. دیدم خوشبختانه جوان دانشجو به  مسائل، با نگاه عمقی نگاه میکند. این شرط اوّل است...

تشکلّهای دانشجویی، روی معارف اسلامی کار کنند. کتاب هم کم نداریم؛ کتاب خیلی داریم. یک‌روزی ما ناچار بودیم فقط به کتابهای  شهید مطهّری ارجاع بدهیم -البتّه آن کتابها باز هم همچنان در قلّه است و  خیلی باارزش است- امّا امروز غیر از آنها هم کتابهای زیادی داریم؛  [دانشجویان] میتوانند شیوه‌ها و روشهای مطالعاتی انتخاب بکنند، مطالعه  کنند، کار کنند، بحث کنند، جلسه‌ی خطابه بگذارند، به‌اصطلاح کنفرانس  بگذارند، میزگرد بگذارند؛ یعنی سطح را [بالا ببرند]. یکی از الزامات این  است.

 

2. جذب بدنه دانشجویی

یکی از الزاماتِ اثرگذاری این است که بتوانید بدنه‌ی دانشجویی را جذب کنید. تشکلّها یک اقلّیّت دانشجویی‌اند. مجموع شما  تشکلّها را که جمع کنند، در بین خِیل انبوه دانشجوها اکثریّت نیستید. باید  بتوانید جاذبه در خودتان ایجاد کنید که دانشجو را جذب کند. جاذبه چگونه  به‌وجود می‌آید؟ تصوّر من این است که راه‌های زیادی وجود دارد؛ شماها  جوانید، ابتکاراتتان بیش از ما است -ما هم البتّه دوره‌ی جوانی همین‌طور  برای هر مسئله‌ای ده‌جور روش و راه کار به ذهنمان می‌آمد، امّا حالاها ذهن  شما بهتر کار میکند- ابتکارهایی را پیدا کنید برای جذّاب کردنِ مجموعه‌های  دانشجویی.

 

* اینکه ما بیاییم دانشجوها را به خیال خودمان برای  نشاط بخشیدن به محیط دانشجویی، به اردوی مختلط ببریم یا کنسرت موسیقی در  دانشگاه تشکیل بدهیم، جزو غلط‌ترین کارها است. برای تحرّک دانشجویی و تلاش  دانشجویی و نشاط دانشجویی، راه‌های دیگری وجود دارد؛ آنها را به گناه نباید کشاند، آنها را به سمت شکستن پرده‌های تقوا -که خوشبختانه جوان متدیّن  امروزی بر حفظ آن اصرار دارد- نباید کشاند؛ آنها را به سمت بهشت باید برد،  نه به سمت دوزخ...

یک مجموعه‌ی دانشجویی، حالا یا به‌عنوان پُرطمطراقِ  مجموعه‌ی صنفی و علمی و تخصّصی، یا حتّی زیر عنوان اسلامی، دختر و پسر را  با هم بردارند ببرند کوه، بردارند ببرند سفر، بردارند ببرند اروپا؛ اردوهای خارج از کشور! اینها قطعاً خیانت به محیط دانشجویی است و خیانت به نسل  آینده‌ی کشور است؛ بدون تردید. راه جذّابیّت اینها نیست. همچنان‌که گفتند،  بنده هم تأکید کردم، راه جذّاب‌کردن مجموعه‌های شما این نیست که کنسرت  موسیقی راه بیندازید. گفتم که یک‌روزی -سالها پیش البتّه- تشکّلهای  دانشجویی یک‌چنین کاری را کردند. برای ما سؤال ایجاد شد که این مجموعه‌ی  دانشجویی چرا این کار را میکند؟ خیلی برای من تعجّب‌آور بود. [وقتی که]  پرسیدیم، گفتند میخواهیم دانشجوها را جذب کنیم. خب چوبش را بعداً خوردیم.

 

* یکی از انواع ایجاد جاذبه این است که حرف نو پیدا  کنید: «سخن نو آر که نو را حلاوتیست دگر»؛ حرفهای نو. حرفهای نو به معنای  حرفهای من‌درآوردی نیست، خیلی از حقایق هست که با مطالعه‌ی در قرآن، با  مطالعه‌ی در نهج‌البلاغه و در روایات، انسان به آنها برخورد میکند... خیلی  حرفهای تازه وجود دارد؛ بگردند حرفهای تازه را پیدا کنند؛ منتها آدمهایی  باشند که اهلیّت این کار را داشته باشند؛ بتوانند. حرف نو [هم] فقط حرف نو  دینی نیست، حرف نو سیاسی هم هست، حرف نو اجتماعی هم هست، حرف نو در زمینه‌ی مسائل بین‌الملل هم هست. شما وقتی‌که در تشکّل خودتان حرف نو، سخن نو مطرح کردید، جوان جذب میشود؛ جاذبه دارد دیگر؛ حرف نو جاذبه دارد.

 

* یکی دیگر از روشها استفاده از بخشی از شیوه‌های  هنری است که کمتر مورد توجّه قرار گرفته؛ [مثلاً] تئاتر؛ تئاتر دانشجویی.  متأسّفانه در محیط هنری ما، تئاتر از اوّل هم بد متولّد شده... گروه‌های  هنرمند بنشینند واقعاً مفاهیم حقیقی اسلامی را [بیان کنند]. در همین  حسینیّه سالها پیش -شاید بیست سال پیش- یک تئاتری اجرا کردند برای ما،  مربوط به حضرت ایّوب پیغمبر که طول هم کشید؛ یک ساعت، دو ساعت، طول کشید.  بعد که تمام شد، من به آن کارگردان گفتم که من داستان ایّوب را در قرآن،  شاید صدبار یا صدها بار تا حالا خوانده‌ام امّا این فهمی را که امشب از  ماجرای ایّوب از تئاتر تو فهمیدم، در این مدّت از خواندن قرآن، این فهم را  پیدا نکرده بودم. این چیز کمی است؟

 

کاریکاتور یکی از شیوه‌های هنری بسیار مؤثّر است.  طنز. کارهای طنز که جوانها خوشبختانه در این زمینه‌ها کارهای خوبی کرده‌اند و میکنند. اینها کارهای خیلی خوبی است... مثل فرض بفرمایید که سرود، یا  نشریّه‌های صوتی؛ بحث سرود، بحث شعر، یک کار هنری است؛ واقعاً بپردازند.  مسائلی وجود دارد که با شعر، با اجرای شعری و هنری، تأثیرِ چند برابر پیدا  میکند. از این روشها استفاده کنند. البتّه من حالا عرض کردم که بنده اگر  بخواهم ابتکارات را ذکر کنم، ممکن است همین هفت هشت مورد [را بگویم]، شما  که جوانید، بنشینید فکر کنید، ممکن است بیست مورد، سی مورد ابتکارات جدیدی  به ذهنتان برسد. از اینها استفاده کنید تا جاذبه پیدا بکند.

 

* یکی از راه‌های تأثیرگذاری و جذّاب شدن تشکّلها،  اقناع فکری است؛ اقناع فکری؛ طرف را بتوانید قانع کنید. این، فرع بر این  است که خودتان درست کار کرده باشید. خودتان درست کار کنید؛ حقیقتاً [وقتی]  یک حقیقتی جزو فکر شما و ذهن شما شد، میتوانید، قدرت اقناع پیدا میکنید،  مخاطبتان را اقناع میکنید؛ اقناع فکری. اگر چنانچه ما بخواهیم با تشر و  تُشور و تهدید و ضرب و زور، یک چیزی را به ذهن طرف تحمیل بکنیم، ممکن هم  هست مثلاً فرض کنید که تحت تأثیر هیجانات، [به‌صورت] لحظه‌ای قبول هم بکند  امّا ماندگار نیست.

 

* یکی از چیزهای دیگر حضور اساتید ارزشی است. از این اساتید ارزشی استفاده کنید. آن‌روز در جمعِ استادان دانشگاه که اینجا  تشریف داشتند گفتم؛ اوایل انقلاب، یک‌روزی بود که همه‌ی اعضای هیئت علمی ما در سراسر کشور حدود چهار پنج‌هزار نفر تخمین زده میشد که امروز خوشبختانه  نزدیک به هشتادهزار نفر یا بیشتر، اعضای هیئت علمی ما هستند. اکثر این  هشتادهزار نفر، بچّه‌های مسلمان و انقلابی و علاقه‌مند و خوبند. البتّه  بعضی هم هستند بی‌تفاوتند -این را هم در همین دانشگاه خودمان داریم؛  بی‌اطّلاع هم نیستیم- آدمهایی را هم داشتیم که حالا امیدوارم دیگر نباشند  که دانشجوهای زبده را نشان میکردند، اینها را میخواستند، تشویق میکردند به  مهاجرت از کشور؛ [میگفتند] آقا! اینجا مانده‌ای چه کار کنی؟ اینجا چه فایده دارد؟ برو. یعنی استاد، دانشجو را به جای اینکه تشویق کند که در کشور  بماند، تشویق میکرد که از کشور مهاجرت کند برود؛ از اینها هم داریم، امّا  خب اینها اقلّیّتند؛ اکثراً اساتید ارزشی، اساتید مؤمن؛ هم در وزارت علوم،  هم در وزارت آموزش پزشکی همین‌جور است، عناصر بسیار خوبی هستند؛ از اینها  استفاده کنید در تشکّلها؛ از اینها بخواهید بیایند وقت بگذارند؛ [حتّی] از  خارج از دانشگاه. اینجا اسم آوردند از یکی از برادران خیلی خوب ما که در  خطبه‌های نماز جمعه صحبت میکردند؛ خیلی خوب، از ایشان، از امثال ایشان  استفاده کنید، اینها را در تشکّلها بخواهید.

 

* البتّه این جنبه‌ی اثباتی قضیّه است، جنبه‌ی سلبی  هم این است که از عناصری که نامطمئن بودنِ خودشان را اثبات کردند، مطلقاً  استفاده نکنید؛ مطلقاً استفاده نکنید. بعضی‌ها هستند که نشان دادند و ثابت  کردند که عناصر نامطمئنّی‌اند. برای چه کسی نامطمئنند؟ برای شخص حقیر؟ نه  -من که خیلی راحتم در برخورد با این و آن؛ با همه‌جور آدمی میتوانم برخورد  کنم؛ ارتباط‌گیری من خوب است؛ میتواند کسی با من هیچ مشکلی نداشته باشد، جز از لحاظ عقیده- بی‌اعتمادی خودشان را برای نظام ثابت کردند، برای کشور  ثابت کردند، برای جمهوری اسلامی ثابت کردند؛ هم برای اسلامیّتش، هم برای  جمهوریّتش. همین‌هایی که سال 88 آن بازی را راه انداختند، خب اینها با  جمهوریّت نظام جمهوری اسلامی مخالفت کردند، بدون هیچ منطقی، بدون هیچ حرف  قابل قبول و پسندیده‌ی در مقابل آدمهای باانصاف. اینها نامطمئنند؛ من  استفاده‌ی از اینها را مطلقاً توصیه نمیکنم، به‌هیچ‌وجه؛ نه به شماها و نه  به هیچ دانشجویی و نه به هیچ دانشگاهی توصیه نمیکنم. اساتید خوب هستند، از  اینها استفاده کنید.

 

3. فهم واقعیات کشور

یکی از چیزهایی که برای تشکّلها به نظر من خیلی لازم است و خوب است، فهم وضع کنونی کشور است. وضع کشور، منظور فقط وضع داخلی و  مشکلات موجود و همین مطالبی که گفتند -مسائل مربوط به روستاها،  عدالت‌خواهی، اقتصاد مقاومتی، مشکلاتی که هست، مشکلات مدیریّتی، مدیریّت  جهادی و مانند اینها- نیست؛ اینها البتّه جزئی از واقعیّتها است. چند  واقعیّت مهم دیگر وجود دارد:

 

* یک واقعیّت این است که در این کشور از بعد از رحلت امام، سعی یک مجموعه‌ی مصمّمی بر این شد که آرمانهای انقلاب را بکلّ  بشویند بگذارند کنار... علی‌رغمِ و به کوری چشم کسانی که میخواستند آرمانها در کشور نابود بشود و از بین برود، آرمانها از بعد از رحلت امام تا امروز  اوج گرفته. این یکی از واقعیّتهای کشور است.

 

* یکی از واقعیّتهای کشور، حضور شگفت‌آور جمهوری  اسلامی در این منطقه است؛ نه حضور مادّی و جسمانی و حضور فیزیکی، بلکه حضور معنوی. یکی از چیزها [این] که آمریکایی‌ها در مذاکراتشان -در مذاکرات  پنهانشان، مذاکرات پشت پرده‌شان- در نشست‌هایی که با عناصرِ دولتی‌های این  منطقه و با بعضی از همین مرتجعین عرب دارند که می‌نشینند حرف میزنند، گپ  میزنند و در واقع با هم درددل میکنند، آنها از ایران شکایت میکنند و از  آمریکا توقّع دارند که اعمال فشار کند، او هم میگوید خب چه کار کنم،  نمیتوانم! خلاصه‌ی بگوبشنوشان این است! همه‌ی این گله‌ها و ناراحتی‌ها و  شِکوه‌ها از این است که نفوذ ایران گسترده شده. الان بیش از صد روز است که  سعودی‌ها دارند یمن را بمباران میکنند؛ نه مراکز نظامی یمن را که خیلی  دسترسی به آنها ندارند؛ بیمارستان را، مسجد را، خانه را، بازار را، میدان  عمومی را، و گروه گروه زن و مرد و کوچک و بزرگ را میکُشند؛ صد روز؛ صد روز  شوخی نیست! جنگ 33 روزه در لبنان، 33 روز طول کشید. بلندترین جنگ منطقه در  این چند سال که رژیم صهیونیستی راه انداخته، جنگ پارسال با غزّه بود که  پنجاه‌وچند روز طول کشید. اینها صد روز است دارند میکوبند.

بیانات در دیدار جمعى از دانشجویان 1394/04/20

 
منبع: Khamenei.ir
 

دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی چگونه خبرنگاران را به خدمت می‌گیرند؟

جاسوس‌هایی به‌نام خبرنگار؛

 

دستگاه های اطلاعاتی براین باورند که خبرنگاران به شکلی ویژه توان دستیابی به اطلاعات مهم را به دلیل آزادی که در کار از آن برخوردار هستند، دارند، بدون اینکه در این راه کنجکاوی یا سوء ظن کسی یا نهادی را موجب شوند.
دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی چگونه خبرنگاران و روزنامه نگاران را به خدمت می گیرند
گروه بین‌الملل مشرق - خبرنگاران و روزنامه نگاران از جمله مهمترین اهداف دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی در جهان شمرده می‌شوند، چون این قشر از جامعه از آزادی بیشتری در عرصه کار و فعالیت برخوردار هستند.
این دستگاه ها بر این باورند که خبرنگاران و روزنامه‌نگاران آزادی عمل بیشتری برای دستیابی به اطلاعاتی دارند که نیازمند آنها هستند، بدون اینکه در این خصوص تحت پیگرد قانونی قرار گیرند و یا اینکه مورد سوء ظن واقع شوند.
به همین دلیل نفوذ این دستگاه ها در این طیف از جامعه برای آنها حائز اهمیت بسیار است و پیروزی بزرگی شمرده می شود. مطلب زیر به بررسی دلایل در اولویت بودن این قشر از جامعه برای دستگاه های اطلاعاتی، مهمترین خبرنگاران و روزنامه نگاران جاسوسی که به خدمت این دستگاه ها درآمده اند و مهمترین کشورهایی که به استفاده و به خدمت گرفتن این کشور جامعه توجه ویژه ای دارند، می پردازد.   چرا در امر جاسوسی خبرنگاران و روزنامه نگاران ارجح هستند جمع آوری اطلاعات و کسب خبر عامل مشترکی است که بین دستگاه های اطلاعاتی و خبرنگاران مشاهده می شود، به گونه ای که این موضوع موجب می شود تا آنها هر خطری را به جان بخرند و هر مانعی را از پیش رو بردارند.
به همین دلیل دستگاه های اطلاعاتی براین باورند که خبرنگاران به شکلی ویژه توان دستیابی به اطلاعات مهم را به دلیل آزادی که در کار از آن برخوردار هستند، دارند، بدون اینکه در این راه کنجکاوی یا سوء ظن کسی یا نهادی را موجب شوند.
این درحالی است که اطلاعات موجود نشان می دهد که بسیاری از دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی دنیا از خبرنگاران برای پوشش فعالیت های مزدوران استفاده می‌کنند و بسیاری از مزدوران خود را به عنوان خبرنگار یا روزنامه نگار معرفی می کنند.
دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی چگونه خبرنگاران و روزنامه نگاران را به خدمت می گیرند
به گونه ای که در میان بسیاری از اسناد به دست آمده از این دستگاه‌ ها و سازمان ها، نام های متعددی از خبرنگاران و روزنامه نگاران عرب مشاهده می شود.
در این ارتباط منابع آمریکایی از شبکه جاسوسی و اطلاعاتی خبر می دهند که «استرافور» نامیده می شود و موظف بود، از طریق به خدمت گرفتن ده ها روزنامه نگار و خبرنگار به عنوان جاسوس یا ده‌ ها جاسوس در قالب خبرنگار و روزنامه نگار فعالیت وبلاگ نویسان و روسای شرکت ها و فعالان سیاسی و اجتماعی و حقوقی را زیر نظر داشته باشد.
این منابع آمریکایی تاکید می کنند که این شبکه جاسوسی و اطلاعاتی از ترفندهای ناشایست و ناپاکی مانند دادن رشوه و حتی رسوایی های اخلاقی و جنسی برای پیشبرد اهداف خود و به خدمت گرفتن مزدوران استفاده می کنند.     روزنامه نگاران و خبرنگاران چگونه اطلاعات خود را می فروشند دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی جهان از شیوه های دیگری نیز در تعامل با روزنامه نگاران و خبرنگاران جهت به خدمت گرفتن آنها یا ارتباط مستقیم با آنان استفاده می کنند که از جمله آنها دادن اطلاعات لازم و مورد نیاز به آنها در قبال گرفتن امتیاز یا مبالغ مالی کلان و چشمگیر است، چراکه این دستگاه ها به خوبی می دانند که روزنامه نگاران و خبرنگاران دارای اطلاعات بسیار و امکان تحقیق و تفحص در پشت پرده بسیاری از امور و تهیه نظرسنجی ها و اطلاع از دیدگاه ها و مواضع افکار عمومی و اوضاع سیاسی و امنیتی هستند.
دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی با استفاده از این اطلاعات که از طریق روزنامه نگاران و خبرنگاران به دست می آورند، اقدام به براندازی اهداف مورد نظر خود می کنند.
دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی چگونه خبرنگاران و روزنامه نگاران را به خدمت می گیرند
اینکه چرا یک روزنامه نگار و یا خبرنگار می تواند جاسوس باشد و بالعکس یک جاسوس می تواند، روزنامه نگار یا خبرنگار باشد، به این دلیل است که هر دو طیف به دنبال دستیابی به اطلاعات و پیدا کردن پاسخی برای سوالات خود هستند، هر دو در خفا و یا آشکارا در جستجو و تفحص می باشند.     تجربه یک خبرنگار جاسوس  «پاتریک دینو»، خبرنگار و روزنامه نگار فرانسوی کتابی درباره فعالیت های جاسوسیش و تجربه اش در این حرفه تالیف کرد. وی در این کتاب به این نکته اشاره می کند که فعالیت جاسوسی وی به تعقیب اسلام گرایان و نفوذ در گروه های آنها محدود می شد، چون از وی چنین خواسته شده بود و حوزه فعالیت وی کشور الجزایر، در شمال آفریقا مشخص شده بود. دینو در کتابش نقل می کند که وی در طول دوران ماموریتش به عنوان خبرنگار جنگی برای دو شبکه «تی وی 1» فرانسه و «سی بی اس» آمریکا فعالیت می کرد و در قالب این عنوان و سمت بود که موفق به دیدار با رهبران «جبهه اسلامی برای نجات الجزایر» شد که حکومت الجزایر این جبهه را در سال 1992 منحل کرده بود.
برای رسیدن به این هدف وی کار خود را با تردد و رفت و آمد در مناطقی شروع کرد که می توانست در آنجا با یاران و اعضا و مسئولان این جبهه برخورد کند.   دینو کار خود را با نزدیک شدن به «عبد الکریم عده»، سخنگوی رسمی کمیته اجرایی این جبهه آغاز کرد و تلاش کرد، با نزدیک شدن به وی زمینه نزدیکی به دیگر اعضای کمیته اجرایی این جبهه که در خفا و به صورت کاملا مخفیانه زندگی می کردند، را فراهم کند.
دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی چگونه خبرنگاران و روزنامه نگاران را به خدمت می گیرند
بهانه دینو برای این دیدارها تهیه فیلم مستند و سپس نگارش کتابی درباره این جبهه اسلامی بود و در عمل این کتاب را در سال 1997 میلادی تحت عنوان «رهبری جبهه اسلامی برای نجات سخن می گوید» منتشر کرد. فعالیت های جاسوسی دینو به اینجا ختم نمی شود، بلکه وی پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 آمریکا به پاکستان اعزام شد. وی در این خصوص می گوید که به دستگاه‌های اطلاعاتی فرانسه درباره احتمال دست زدن تروریست های پاکستانی و افعانستانی به عملیاتی مشابه آنچه در آمریکا شاهد آن بودیم، در فرانسه هشدار داده است.   رژیم صهیونیستی بیشترین بهره برداری را از این طیف می کند دستگاه های اطلاعاتی و جاسوسی رژیم صهیونیستی از جمله مهمترین و بارزترین دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی در جهان هستند که برای جمع آوری اطلاعات و نفوذ به محافل و مراکز بسته و غیر قابل نفوذ از روزنامه نگاران و خبرنگاران استفاده می کنند و تلاش بسیاری برای جذب این طیف از میان کشورهای عربی دارند و در این خصوص حاضرند، مبالغ کلانی را هزینه کنند و روی به ناپاک ترین شیوه و روش های غیر اخلاقی بیاورند.
در این خصوص دو سال پیش نیروهای امنیتی حکومت حماس در نوار غزه خبرنگار انگلیسی به نام «پل مارتل» را بازداشت کرد که اقدام به جذب جوانان فلسطینی نوار غزه به عنوان جاسوس برای دستگاه های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی می کرد.
دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی چگونه خبرنگاران و روزنامه نگاران را به خدمت می گیرند
  معروف ترین روزنامه نگاران و خبرنگاران جاسوس آلبر لوندر: از آلبر لوندر به عنوان پدر روحی تحقیق و تفحص خبری یاد می شود. وی در دهه دوم قرن بیست داوطلبانه برای جاسوسی علیه اتحاد شوروی سابق اعلام آمادگی کرد و در این خصوص گفت که حس ملی گرایی وی را به جاسوسی واداشته است.   كيم ولبي: نام واقعی وی «هارولد آدریان راسل ولبی» است و از جمله معروف ترین جاسوسی های مزدوج یا به عبارتی دو طرفه بود و موفقیت های وی در دنیای جاسوسی امری خارق العاده شمرده می شود.  خ و در بسیاری از ماموریت های جاسوسی ولبی به او کمک کرد تا اینکه در سال 1994 از فعالیت های جاسوسی خود استعفا داد. 
پاتریک دینو: در سطور بالا اشاره شد که دینو در جنگ های افغانستان و عراق علیه ایران و لیبی و چاد و لبنان و آمریکای جنوبی به عنوان خبرنگار جنگی برای دو شبکه خبری فرانسوی و آمریکایی جاسوسی می کرد.  

گوشت حلال قدرتی جادویی دارد و مردم را مسلمان می‌کند

هشدار سیاستمدار سوئدی:

 

"مایکل اومان" عضو حزب ملی‌گرای دموکرات سوئد می‌گوید گوشت حلال قدرتی جادویی دارد و مردم را مسلمان می‌کند. این حزب همچنین خواهان ممنوعیت استفاده از گوشت حلال در مدارس این کشور شده است.

گروه بین‌الملل مشرق- "مایکل اومان" عضو حزب ملی‌گرای دموکرات سوئد می‌گوید گوشت حلال قدرتی جادویی دارد و مردم را مسلمان می‌کند. این حزب همچنین خواهان ممنوعیت استفاده از گوشت حلال در مدارس این کشور شده است. اومان پس از آن‌که گفت: "اگر گوشت حلال بخورید، مسلمان می‌شوید" با این سؤال مواجه شد که "منظورتان این است که گوشت حلال قدرت جادویی دارد؟" و جواب داد: "بله این دقیقاً همان چیزی است که درباره‌اش هشدار داده‌ایم، محصولات حلال را همه جا وارد کرده‌اند."

 

کارشناسان سیاسی سوئد معتقدند طرح محکوم کردن محصولات حلال در این کشور بسیار بعید است که از حمایت عمومی برخوردار شود، چرا که مردم سوئد عمدتاً از کثرت‌گرایی و همزیستی با دیگر ادیان استقبال می‌کنند. کاربران شبکه‌های اجتماعی هم به نوبه خود به اظهارات اومان واکنش نشان داده‌اند.

 

یکی از کاربران می‌نویسد: "اگر گوشت حلال را با گوشت کوشر [طبق آئین یهود] مخلوط کنیم چه می‌شود؟ قدرت جادویی کدام یک بیش‌تر است؟" کاربر دیگری می‌گوید: "کاش می‌دانستید گوشت حلال چه‌قدر جادویی است. فکر می‌کنید دلیل این‌که علاءالدین می‌توانست سوار قالیچه پرنده شود، چه بود؟"

رابطه جادویی گوشت حلال با قالیچه پرنده علاءالدین ظاهراً گوشت حلال قدرتی جادویی دارد که انسان را مسلمان می‌کند
رابطه جادویی گوشت حلال با قالیچه پرنده علاءالدین یک سیاستمدار سوئدی به دنبال ممنوعیت توزیع گوشت حلال در مدارس این کشور است

بررسی جنگ نرم در آیات قرآن - بخش اول

 
آتش افروزان جنگ نرم از نظر قرآن

طراحان جنگ نرم با سرمایه گذاری بر افکار و اندیشه ها، آسان تر و با شتاب بیشتر به اهداف و نتایج دست می یابند.

            

خبرگزاری فارس: آتش افروزان جنگ نرم از نظر قرآن                
                                                                               
    •                         
    •                                                 
 

 

چکیده

جنگ نرم از جمله مباحثی است که قرآن کریم در آیات مختلف بدان پرداخته است. چنان که بخشی از آیات قرآن بیانگر آن است که دستگاه های ظالم و به ظاهر قدرتمندی چون نمرود و فرعون از این شیوه برای مقابله با پیامبران الهی حضرت ابراهیم(علیه السلام) و موسی(علیه السلام) استفاده می کردند. طراحان جنگ نرم با سرمایه گذاری بر افکار و اندیشه ها، آسان تر و با شتاب بیشتر به اهداف و نتایج دست می یابند. ضمن اینکه این روش، هزینه های جنگ سخت را ندارد و چهره خشن متجاوزان، در قالب دوستی و خیرخواهی، در پس پرده حجاب قرار می گیرد. قرآن کریم جلوه های گوناگون جنگ نرم را از طریق داستان های انبیا و رخدادهای عصر پیامبر اکرم| بیان نموده است. از جمله این روش ها می توان به استهزاء و تحقیر مظاهر دینی در قالب شوخی، تفرقه افکنی به نام استقلال طلبی، پخش شایعات به نام روشنگری و تضعیف رهبری با تهمت زدن و تحقیر نمودن اشاره نمود. تمسک به تعالیم دینی و اطاعت از رهبران آسمانی، بصیرت، صبر و تقوا، راهکارهای قرآنی مقابله با نبرد روانی دشمن است.

واژگان کلیدی

جنگ افروزی دشمنان، جنگ روانی، جنگ نرم، قدرت نرم، راهکارهای مقابله.

طرح مسئله

یکی از مسائل مهم دنیای اسلام، جنگ روانی دشمنان علیه دین است. شناخت دشمن و آگاهی از شگردهای گوناگون جنگ روانی آنان، نیاز اساسی جامعه است تا هر یک از آحاد و مسئولین جامعه اسلامی با شناخت دقیق مؤلفه ها و شگردهای این نبرد، بتوانند تاکتیک مناسب در برابر آن را به کار گیرند. قرآن کریم در عصر جاهلیت نازل شده و کفار و منافقان عصر نزول برای مقابله با اسلام از هیچ کوششی دریغ نورزیده اند، از این رو قرآن کریم صحنه های جنگ روانی و نرم دشمنان اسلام را به خوبی ترسیم نموده است. از نگاه آیات قرآن شیوه های جنگ نرم دشمن چیست؟ راهکارهای مقابله با نقشه های آنان کدام است؟ با چه نیرویی می توان در برابر دشمنی مخالفان مقابله کرد؟

مقدمه

نگاهی به تاریخ، این حقیقت را به زیبایی نشان می دهد که همواره میان حق و باطل درگیری بوده است. این جنگ براساس موقعیت های زمانی و مکانی و شرایط فرهنگی و علمی تغییر شکل داده است. هر نظام سیاسی چه به حق باشد یا باطل، دارای اصول و مبانی است که اگر این اصول تغییر کند، آن نظام به نظام دیگری تبدیل می شود و دیگر عنوان اولیه بر آن صدق نخواهد کرد. ازجمله این اصول می توان به ایدئولوژی، فرهنگ، هویت ملی و ... اشاره نمود. سرنگونی نظام دارای باورهای دینی و فرهنگ غنی، جز با جنگ نرم میسر نمی باشد؛ زیرا اولاً: جنگ سخت با مقاومت همه جانبه توده های مردم مواجه می شود؛ اما در جنگ نرم به دلیل مخفیانه بودن و نیز استفاده از قالب های هنری و زیباشناختی چندان مقاومتی در مقابل مهاجمان صورت نمی گیرد. ثانیاً: میزان تأثیرگذاری در جنگ نرم در همه سطوح و لایه های اجتماعی است. از این رو به دلیل ناآگاهی و غیرمسلح بودن اکثر افراد جامعه، احتمال موفقیت دشمن در این عرصه نسبت به میدان جنگ سخت، بیشتر است.

قرآن کریم به دلیل اهمیت فراوان این موضوع، در آیات بسیاری بدان پرداخته است. البته در آیات قرآن واژه خاصی که به معنای دقیق جنگ نرم باشد، وجود ندارد؛ اما کلمه «فتنه» ناظر بر این نوع مبارزه است که اهمیت آن از جنگ  نظامی بیشتر است؛ چنان که قرآن کریم می فرماید: «و الْفِتْنَةُ أ شَدُّ مِنَ الْقَتْلَ؛ فتنه از قتل بدتر است.» (بقره / 191) تقابل «فتنه» و «قتل» در آیه شریفه، بیانگر خطرناک تر بودن تهاجم فرهنگی و جنگ نرم نسبت به جنگ های سخت است. به ویژه در فتنه های اعتقادی و دینی که باورهای مردم با ترفندهای گوناگون شیطانی تضعیف می شود.

مفهوم شناسی

جنگ سخت: نوعی اعمال قدرت سخت است و قدرت سخت عبارت است از فشارهای نظامی و اقتصادی ملموس برای وادار کردن دیگران به تغییر موضع. (اسکندری، 1389: 57)

جنگ نرم: در برابر جنگ سخت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانه ای می شود که جامعه یا گروه هدف را نشانه می گیرد و بدون درگیری نظامی و گشوده شدن آتش، رقیب را به انفعال یا شکست وامی دارد. (همان: 59)

قدرت نرم: مفهوم جدیدی است که در دهه اخیر به وجود آمده است. در این نوع قدرت، مخاطب نه از روی اکراه؛ بلکه با رضایتمندی، به خواسته قدرتمند، تن می دهد. در قدرت نرم، بر «ذهن ها» سرمایه گذاری می شود و با تغییر در «ذهنیت ها» نوعی «عینیت مجازی» تولید می شود؛ نوعی اثر روانی با تبلیغات متنوع رسانه ای که موجب حصول رعب ذهنی از امکانات دشمن یا ساختن تصویر اغراق آمیز از او می شود. (برزونی، 1387: 2 / 294) به نظر می رسد که بین قدرت نرم و جنگ نرم، عموم و خصوص مطلق جاری است؛ به گونه ای که هر قدرت نرمی لزوماً به جنگ نرم و یا سخت منتهی نمی شود و چه بسا در حالت بازدارندگی خود باقی بماند. آیه «وَ اعِدُّواْ لَهُم مَا اسْتَطَعْتُم مِن قُوَّةٍ» (انفال / 60) بیانگر این نوع از مقابله است؛ ولی جنگ نرم هرچند به مقابله نظامی اطلاق نمی شود؛ ولی از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن، برای نفوذ در مختصات فکری دشمن با توسل به شیوه هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می شود، استفاده می کند.

آتش افروزان جنگ نرم از نظر قرآن

در نبرد ناپیدای جنگ نرم در یک سو، مؤمنان الهی و در سوی دیگر دشمنان دین خدا قرار دارند. عدم شناخت چهره دشمنان الهی توسط مسلمانان ممکن است آنان را در دام خود گرفتار کنند. شناخت دشمن در جنگ سخت، بسیار آسان است. او با صدای بلند و بدون واهمه خود را به عنوان دشمن معرفی می کند و با تمام قوا به جنگ آمده است و انسان می داند با چه کسی طرف است؛ اما در جنگ نرم، دشمن در قالب دوست و خیرخواه و با لطایف الحیل ظاهر می شود؛ چنان که قرآن در مورد شیطان می فرماید: «او قسم خورد که من برای شما دو نفر (آدم و حوا) از خیر خواهانم.» (اعراف / 21) ازاین رو شناسایی دشمن در جنگ نرم بسیار مهم است. قرآن، دشمنان مؤمنین را این گونه معرفی فرموده است:

1. شیطان

قرآن درباره شیطان می فرماید: «إ نَّ الشَّیْطَانَ لِلْانسَان  عَدُوٌّ مُّبین؛ همانا شیطان برای انسان دشمنی آشکار است.» (یوسف / 5) امام علی(علیه السلام) نیز می فرماید: «شیطان راه های خود را به شما آسان جلوه می دهد، تا گره های محکم دین شما را یکی پس از دیگری بگشاید.» (نهج البلاغه: خطبه 121) و باز شدن هر گره، به همان اندازه انسان را از دین خدا و فطرت الهی خویش جدا می گرداند تا جایی که رابطه وی با دین الهی قطع می شود؛ یعنی دیگر چیزی در درون او وجود ندارد تا قلباً به آن تمسک جوید. (طباطبایی، 1417: 2 / 101)

2. کافران

قرآن درباره کفار می فرماید: «مَن کَانَ عَدُوّاً للّهِ و َمَلآئِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جـِبْر یلَ وَمِیکَالَ فَإنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِلْکَافِرینَ» ؛(بقره / 98) خدا از آن جهت دشمن کافران است که آنها همواره با دین خدا دشمنی می کنند و در راه خدا ایجاد مانع می کنند (انفال / 36) و برای نابودی حق می کوشند (کهف / 56) و سعی می کنند اهل حق را از حق رویگردان کنند. (نساء / 89)

3. یهود و مشرکان

قرآن در آیه 82 سوره مائده درباره این دو گروه می فرماید: «لَتَجِدَنَّ أ شَدَّ النَّاس  عَدَاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أ شْرَ کُوا؛ مسلماً یهودیان و کسانی که شرک ورزیدند را دشمن ترین مردم نسبت به مؤمنان خواهی یافت.» ادامه دشمنی آنان در قرون متمادی نسبت به مسلمانان و حتی مسیحیان، شاهد محکمی بر صدق این مدعاست. گرچه خطاب این آیه با پیامبر| است؛ اما پوشیده نیست که آیه در مقام بیان قانون و ضابطه ای کلی است. (طباطبایی، 1417: 6 / 80)

4. منافقان

منافقان خطرناک ترین دشمنان اسلام هستند. بسیاری از جلوه های جنگ نرم مثل تحقیر مؤمنان (هود / 27)، ایجاد جنگ روانی (احزاب / 13)، افساد در پوشش اصلاح (بقره / 11)، دروغ گویی (منافقون / 1)، وعده های دروغین (توبه / 77) و تضعیف باورهای دینی (احزاب / 12) توسط منافقین اجرا می شود. نفاق، در جایی است که مسلمانان دارای قدرت باشند و مخالف به خاطر ترس نتواند اظهار مخالفت کند. در این هنگام، مخالفان نفاق را در پیش می گیرند و خلاف آنچه را در دل دارند، اظهار می نمایند و چنین شرایطی برای مسلمانان در مدینه فراهم گردید. این افراد بدترین دشمن هستند که انسان او را دوست خود می پندارد. اما بیشترین عداوت را در حق انسان انجام می دهند. (طباطبایی، 1417: 11 / 280)

شیوه ها و ابزارهای جنگ نرم

عملیات روانی دشمن، با شیوه های گوناگون انجام می گیرد که آشنایی با آنها ما را در رویارویی با فتنه ها یاری می دهد. قرآن و معصومین(علیهم السلام)، این فتنه ها و راه های مقابله با آنها را معرفی کرده اند. در آیات بسیاری به دنبال بیان روش دشمن، بلافاصله راه مقابله با آن نیز بیان شده است که از آن جمله موارد ذیل است:

1. تمسخر و استهزا

تمسخر و استهزا از مهم ترین عملیات روانی دشمن است که از ابتدای مبارزه حق و باطل بوده است. تمسخر موجب تضعیف روحیه شخص یا گروه می شود و چنانچه افراد، ضعیف باشند آنان را از ادامه راه منحرف می کند. دشمنان نه تنها به تمسخر اصول اسلام می پردازند، بلکه جزئیات احکام را نیز مسخره می کنند؛ چنان که قرآن می فرماید:

وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فى  الْکِتَابِ أ نْ إ ذَا سمَِعْتُمْ آیَاتِ اللَّهِ یُکْفَرُ بـِهَا وَ یُسْتهَْزَأ  بهَِا فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتّى یَخُوضُواْ فى حَدِیثٍ غَیْرهِ إ نَّکمُ إ ذًا مِثْلُهُمْ إ نَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِینَ وَ الْکَافِر ینَ فى  جَهَنَّمَ جَمِیعاً. (نساء / 140)

خدا در کتاب خود بر شما نازل کرد که چون شنیدید بر آیات خدا کفر ورزیده شده و استهزا شده، با آن گروه (منافق) مجالست نکنید تا در سخن دیگری وارد شوند وگرنه شما هم مانند آنان هستید. خدا منافقان و کافران را در جهنم جمع خواهد کرد.

این آیه بیانگر آن است که گروهی به جمع مسلمانان داخل شده و به تمسخر آیات و احکام دین می پردازند و می گویند: این فقط یک شوخی است! قرآن دراین باره می فرماید:

وَ لَئن  سَأ لْتَهُمْ لَیَقُولُنَّ إ نَّمَا کُنَّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ قُلْ أ  باللَّهِ وَ آیَاتِهِ وَ رَسُولِهِ کُنتُمْ تَسْتَهْز ءُون. (توبه / 65)

و اگر از ایشان بپرسی چرا استهزا می کنید؟ پاسخ می دهند ما به مزاح و مطائبه سخن راندیم. (ای رسول) بگو آیا خدا و آیات او و رسول او را تمسخر می کنید؟

قرآن با ظرافت ویژه ای به بیان انواع استهزا به عنوان یک عملیات روانی طراحی شده می پردازد که گاهی به صورت تمسخر پیامبران یا سخنان آنان و یا تمسخر آیات الهی می باشد و گاهی به صورت تمسخر یاران پیامبران جهت پراکندن آنان از اطراف انبیا بوده است و در برخی مواقع بی شرمی را به نهایت می رسانند و خدا را نیز مورد تمسخر قرار می دهند.

2. تضعیف رهبری

با توجه به نقش رهبری در جامعه، دشمنان همواره رهبری جامعه اسلامی را مورد حمله قرار داده اند. نمونه رهبری حق، انبیا و بعد از ختم نبوت، ائمه(علیهم السلام) و در حال حاضر ولایت فقیه است. افزون بر کشتن پیامبران (آل عمران / 21) همواره نبرد نرم با انبیا و جانشینان آنان در طول تاریخ بوده است. اهمیت رهبری در جامعه تا آنجاست که قرآن، وقتی مردم را در مورد ترک نماز جمعه سرزنش می کند خطاب به آنان می فرماید: «تَرَکُوکَ قَائمًا»؛ (جمعه / 11) یعنی زشتی کار آنها در این است که رهبری جامعه را ترک کرده و به دنبال مسائل دیگر می روند؛ نمی گوید نماز جمعه را ترک می کنند و ثواب آن را از دست می دهند. رهبران حق و باطل نقش مهمی در هدایت طرفدارانشان دارند تا جایی که اگر کشته یا تخریب شخصیت شوند، جبهه حق یا باطل فرو می پاشد یا حداقل بخش مهمی از توان خود را از دست می دهد. این نکته به ظرافت در قرآن بیان شده است؛ آنجا که می فرماید: «فَقَاتِلُواْ أ ئمَّةَ الْکُفر» (توبه / 12) رهبری در حکم نخ تسبیح است که دانه ها را گرد می آورد؛ چنان که نخ پاره شود، دانه ها پراکنده می شوند. رهبری عامل وحدت و هوشیاری است که تضعیفش به روش های مختلفی انجام می پذیرد:

الف) تهمت زدن به رهبر

از شیوه های رایج دشمنان جهت تخریب رهبران آسمانی، تهمت زدن به آنان بوده است؛ چنان که قرآن در مورد تهمت زدن به حضرت نوح(علیه السلام) می فرماید:

فَقَالَ الْمَلأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا هَذَا الاَّ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُر یدُ أ ن یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ وَ لَوْ شَاءَ اللَّهُ لَأ نزَلَ مَلائِکَةً ما سَمِعْنَا بـِهَذَا فِی آبَائِنَا الْأ وَّلِینَ * إ نْ هُوَ إ لاَّ رَجُلٌ بـِهِ جـِنَّةٌ فَتَرَ بَّصُوا بـِهِ حَتَّى حِین . (مؤمنون / 25 ـ 24)

اشراف قوم نوح که کافر بودند، گفتند: این شخص جز بشری مانند شما نیست که می خواهد بر شما برتری یابد و اگر خدا می خواست [رسولی بفرستد] فرشتگانی می فرستاد. ما چنین چیزی هرگز از پدران پیشین خود نشنیده ایم. او مرد دیوانه ای بیش نیست ... .»

در این آیات افزون بر تهمت جنون، گروهی از کفار حضرت نوح(علیه السلام) را بشری مانند سایرین معرفی می کنند که می خواهد بر دیگران برتری جوید.

نسبت دیوانگی به پیامبران از تهمت های رایج بوده است چنان که قرآن می فرماید: «وَ قَالُواْ مجََْنُونٌ وَ ازْدُجر؛ (قمر / 9) و گفتند: مردی دیوانه است و باز داشته شده»؛ «ازْدُجر» یعنی او را با دشنام راندند. (سیوطی، 1416: 1 / 532) حضرت هود(علیه السلام) را سفیه و جزء دروغ گویان دانستند: «قَالَ الْمَلأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن قَوْمِهِ إ نَّا لَنَراکَ فی سَفَاهَةٍ وَ إ نَّا لَنَظُنُّکَ مِنَ الْکَاذِبینَ». (اعراف / 66)

مستکبران تاریخ به انبیا تهمت فسادانگیزی می زدند؛ چنان که قرآن می فرماید: «فرعون گفت: بگذارید موسی را به قتل برسانم و او خدای خود را به یاری طلبد. می ترسم آیین شما را تغییر دهد و یا در این سرزمین فسادانگیزی کند.» (غافر / 26) اتهام آواره ساختن مردم از سرزمینشان به قصد حکومت بر آنها نیز از روش های جنگ نرم مستکبران علیه پیامبران بوده است؛ چنان که قرآن از زبان آنان می فرماید: «قَالَ الْمَلأُ مِن قَوْم  فِرْعَوْنَ إ نَّ هَـذَا لَسَاحِرٌ عَلِیمٌ * یُر یدُ أ ن یُخْر جَکُم مِنْ أ رْضِکُمْ». (اعراف / 110 ـ 109)

تضیعف پیامبر اسلام| از طریق تهمت های ناروا مطلبی است که قرآن مکرر بدان اشاره کرده و می فرماید: «آنان گفتند: اصلاً آن را بر بافته است؛ نه بلکه او شاعر است» (انبیاء / 5) یا ایشان را کاهن و مجنون می خواندند که خدای متعال از ایشان رفع تهمت فرمود: «خلق را تذکر ده که تو به برکت نعمت پروردگار نه کاهن هستی و نه مجنون» (طور / 29) «کاهن» کسی است که از طریق به خدمت گرفتن جن از غیب آگاه می شود. (طوسی، بی تا: 9 / 412)

دشمنان برای تضعیف پیامبر اسلام| ایشان را فریبکار معرفی می کنند که وعده های باطل می دهد: «وَ إ ذْ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَ الَّذِینَ فى  قُلُوبهِِم مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ الاَّ غُرُوراً» (احزاب / 12) گفته شده منظور از این وعده هایی که منافقین آن را فریب می دانند، وعده الهی از پیروزی و اعتلای دین بوده است. (فیض کاشانی، 1415: 4 / 169)

ب) تلاش در تحقیر نمودن رهبر

دشمنان اسلام برای معرفی پیامبر| عبارت «وَ إ ذَا تُتْلَى عَلَیْهـِمْ آیَاتُنَا بَیِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إ لاَّ رَجُلٌ یُریدُ أ ن یَصُدَّکُمْ عَمَّا کَانَ یَعْبُدُ آبَاؤُکُمْ»؛ (سبأ / 43) را به کار می بردند تا نبوت ایشان را زیر سوال برده و قرآن را کلام یک فرد عادی قلمداد کنند. (ص / 8) در سوره هود، ضمن بیان برخورد مخالفان با شعیب(علیه السلام) به این نکته اشاره می فرماید تا پیروان رهبران آسمانی در طول تاریخ متوجه حرکت موذیانه دشمنان جهت تضعیف رهبران آسمانی باشند. در آیات 87 تا 93 سوره هود گفتگوی حضرت شعیب با مخالفان را می آورد که در آن، دشمنان از اهرم تمسخر و تحقیر جهت تضعیف آن حضرت استفاده می کردند. در آیه 87 آمده است:

قَالُواْ یَاشُعَیْبُ أ  صَلاتُکَ تَأ مُرُکَ أ ن نَتْرُکَ مَا یَعْبُدُ آبَاؤُنَا أ وْ أ ن نَّفْعَلَ فی أ مْوَالِنَا مَا نَشَاءُ إ نَّکَ لَأ نتَ الْحَلِیمُ الرَّشِید.

گفتند: ای شعیب! آیا نماز تو، تو را مامور می کند که آنچه را پدرانمان می پرستیدند ترک کنیم، یا در اموالمان به دلخواه خود تصرف نکنیم؟ البته تو مردی بردبار و فهمیده هستی.

طبرسی در تفسیر این آیه می نویسد:

این آیه به روش تهکم و استهزا است. گویا نماز، شعیب را به سمت از بین بردن قوم برده است. منظورشان اهانت به شعیب بود و می خواستند بگویند: تو کم خردی. (طبرسی، 1372: 5 / 286)

ج) تلاش برای گمراه نمودن رهبر

دشمنان همواره تلاش می کردند تا بر افکار پیامبران تأثیر گذارند و آنان را گمراه یا حداقل به سازش متمایل سازند. این روش نیز نوعی تضعیف رهبری بدون به کارگیری سلاح گرم می باشد که نتیجه آن، تسلیم رهبری و پیروان او بدون درگیری نظامی است. کافران در مسیر این هدف تا جایی پیش می روند که پیامبر را از آخرت غافل سازند و به تبعیت از هوای نفس وادارند (طه / 16)؛ ولی به فضل و رحمت الهی نقشه آنها بر باد رفت و نتوانستند هیچ ضرری به حضرت بزنند. (نساء / 113) این خطر چنان جدی است که خداوند به رهبری مانند پیامبر|، یادآوری می نماید که از خدا بترسد و از منافقان و کافران اطاعت ننماید. (احزاب / 1)

3. شایعه پراکنی

از مهم ترین حربه ها در جنگ نرم، شایعه سازی و شایعه پراکنی می باشد که همواره مورد توجه مخالفان بوده است. سطحی نگری و زودباوری عوام در انتشار سریع شایعات نقش بسیار مهمی دارد. عموم مردم خیلی زود آنچه را که می شنوند، باور می کنند و بدون بررسی به دیگران انتقال می دهند. دشمنان از این نقطه ضعف استفاده کرده و با شایعه سازی، سعی در تغییر افکار جامعه و بدبین نمودن آنها می کنند و گاهی چنان در این امر موفق می شوند که مسائل روشن را نیز با شایعه پراکنی بر مردم مشتبه می نمایند. معمولاً شایعه را دشمن سفارش و منافقین تولید می کنند و افراد ساده لوح آن را می پذیرند. نمونه ای از شایعات زمان پیامبر|، شایعه کشته شدن پیامبر در جنگ احد است. قرآن کریم برای خنثی کردن این شایعه می فرماید: «آیا اگر او نیز به مرگ یا شهادت درگذرد، به دین جاهلیت رجوع خواهید کرد؟» (آل عمران / 144)

پخش شایعه در زمان پیامبر| نیز چنان مطرح بود که خدا با نزول آیات60 و 61 سوره احزاب آنان را تهدید کرده و ملعون می شمارد تا جامعه با دید عمیق تری با این افراد مواجه گردند. در این سوره آمده است:

لَئِن لَمْ یَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَ الَّذِینَ فی قُلُوبهم مَّرَضٌ وَ الْمُرْجفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْر یَنَّکَ بهِمْ ثُمَّ لا یُجَاو رُونَکَ فِیهَا إلاَّ قَلِیلاً * مَلْعُونِینَ أَیْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلاً.

اگر منافقان و آنان که در دل هایشان مرضی است و آنان که در مدینه شایعه پخش می کنند، از کار خود دست نکشند، تو را بر آنان برمی انگیزیم و مسلط می گردانیم، سپس جز اندک زمانی با تو در این شهر زندگی نتوانند کنند و از همه جا طرد می شوند، هرجا یافته شوند، گرفتار خواهند شد، و به سختی به قتل می رسند.

«مُرْجِفُونَ» از ریشه «ارجاف» در اصل به مفهوم ایجاد تزلزل و اضطراب در دریا است؛ اما منظور در این آیه، پخش امواج باطل و شایعه است که افکار را پریشان و دل ها را نگران و مردم را مضطرب می سازد. (طبرسی، 1372: 8 / 578) اینان گروهی از منافقان بودند که در شکل دوست، به پخش شایعاتی درباره هجوم قریب الوقوع دشمن یا بزرگ نمودن قدرت پوشالی آن و یا امید کاذب دادن به اسیران کفر و شرک می پرداختند و به سود آنان تلاش احمقانه می کردند و بذر نگرانی را میان زنان و کودکان می انداختند. (همان)

4. تفرقه افکنی

از روش های معمول دشمنان، ایجاد فتنه با تفرقه افکنی در جامعه است. جنگ های داخلی، اختلاف های خطی، حزبی، طایفه ای، سیاسی، دینی و مذهبی، جامعه را در تنش قرار می دهد و فرصتی برای دشمنان به وجود می آورد تا سرمایه های دینی و ملی و اقتصادی ملت ها را به تاراج برند.

این امر آن قدر مهم است که گاهی «فتنه» را مترادف با «تفرقه افکنی» معنا می کنند؛ چنان که ابن منظور در بیان معنای فتنه ـ به مفهوم جنگ و درگیری ـ به حدیث پیامبر| استناد می کند که فرمود:

من فتنه ها را در میان خانه هایتان می بینم؛ این فتنه ها، کشتارها، درگیری ها و اختلافی خواهد بود که بین مسلمان ها پدید می آید؛ زمانی که گروه گروه شوند و هر کدام به دنبال حزب و جماعتی روند، زمانی است که مسلمانان با جلوه ها و کشش های دنیایی مورد آزمایش قرار می گیرند و از آخرت و عمل برای آن باز می مانند. (ابن منظور، 1414: 13 / 319)

از نمونه های بارز تفرقه افکنی در زمان پیامبر|، ساختن «مسجد ضرار» است. قرآن کریم، از مسجد ضرار که به زیان اسلام، به نفع کفر و به نیت تفرقه انداختن بین مسلمین ساخته شده بود، سخن می گوید. (توبه / 107) فرد مورد اشاره در آیه، «ابوعامر راهب» آن عنصر جاه طلب است. او به طرفداران خویش پیام داد که آماده پیکار با محمد| شوید و مسجدی به عنوان مرکز اجتماع خود بسازید که من نیز به سوی امپراطور روم رفته با سپاهی عظیم خواهم آمد تا محمد| را از مدینه بیرون کنیم. (طبرسی، 1372: 5 / 110)

ایجاد اختلاف های مذهبی، از اهداف تفرقه افکنان بوده که گاهی به اختلاف های مذهبی موجود در میان مؤمنان، دامن می زدند و آن را وسیله دور شدن افراد از یکدیگر قرار می دادند تا بتوانند در سایه این اختلاف ها و کشمکش ها، اصل دین آسمانی را نابود سازند. گاهی جامعه اسلامی بدون توجه به خواست دشمن، به خاطر هواپرستی عده ای، دچار فتنه تفرقه می گردد. در این موارد، دشمن از بیرون، فتنه را سازماندهی می کند. در قرآن کریم آمده است:

وَ اتَّقُواْ فِتْنَةً لا تُصِیبنَ الَّذِینَ ظَلَمُواْ مِنکُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُواْ أ نَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَاب. (انفال / 25)

بترسید از بلایی که (چون بیاید) تنها مخصوص ستمکاران شما نباشد و بدانید که خدا سخت عقاب است.

قرآن کریم در این آیه جامعه اسلامی را پرهیز می دهد از فتنه هایی که بلای آن فقط دامن گروه خاصی را نمی گیرد؛ بلکه بر همگان فرود خواهد آمد؛ مانند فتنه های گروهی که با بهانه ها و انگیزه های متفاوت میان مردم اتفاق می افتد؛ از قبیل کشمکش های حزبی برای دستیابی به موقعیت های سیاسی و یا اختلاف ها و دسته بندی های فرقه ای و گروه بندی های جناحی و سیاسی و مانند اینها که باعث می شود بدعت ها رواج یابد و در امر مبارزه با دشمنان، سستی ایجاد شود، منکرات گسترش یابد و امر به معروف کم رنگ شود. (مراغی، بی تا: ٩ / ١٨٨)

5. تهدید و ارعاب

یکی از حربه های دشمنان اسلام تهدید است که امروزه نیز از آن برای به استضعاف کشاندن ملت ها استفاده می شود و از دیرباز در برابر انبیا و صالحان تاریخ به شیوه های گوناگون مورد استفاده قرار می گرفته است:

الف) تهدید به تبعید و آوارگی

قرآن کریم می فرماید:

و قَالَ الَّذِینَ کَفَرُواْ لِرُسُلِهمْ لَنُخْر جَنَّکُم مِنْ أ رْضِنَا أ وْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنَا. ( ابراهیم / 13)

کافران به رسولانشان گفتند: دست از این دعوی بردارید و گرنه شما را از شهر خود بیرون می کنیم، مگر اینکه به آیین ما برگردید.

نیز قرآن در آیه دیگری می فرماید: «می گویند: اگر به مدینه مراجعت کردیم باید [اربابان] عزت و ثروت، خوارشدگان را از شهر بیرون کنند». (منافقون / 8)

ب) تهدید به قتل و مثله شدن

فرعون ساحران را بعد از ایمان آوردنشان به حضرت موسی(علیه السلام) تهدید به قتل و مثله شدن نمود تا از طریق این تهدید آنان را مطیع خود سازد و از ایمانشان برگرداند؛ چنان که قرآن کریم از زبان او می فرماید:

لَأ قَطِّعَنَّ أ یْدِیَکُمْ وَ أ رْجُلَکُم مِنْ خِلافٍ ثُمَّ لَأ صَلِّبَنَّکُمْ أ جْمَعِین. (اعراف / 124)

حتماً دست هایتان و پاهایتان را خلاف یکدیگر قطع خواهم کرد. سپس همه شما را به دار خواهم کشید.

در این آیه تهدید به قتل از سوی دشمنان به بدترین شکل ممکن؛ یعنی تکه تکه کردن و سپس کشتن آمده است. این جمله تنها خبر دادن از آینده نبود؛ بلکه عملیات جنگ روانی به واسطه تهدید به عذاب و مثله کردن بود تا برگردند و تسلیم شوند. (فضل الله، 1419: 10 / 211)

منابع و مآخذ

قرآن کریم. نهج البلاغه، 1379، گردآوری سید رضی، ترجمه محمّد دشتی، قم، شاکر. آلوسی، شهاب الدین سید محمود، 1415 ق، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، بیروت، دار الکتب العلمیة. ابن کثیر، ابوالفداء اسماعیل، بی تا، السیرة النبویة، بیروت، دار احیاء التراث العربی. ابن منظور، محمد بن مکرم، 1414 ق، لسان العرب، بیروت، دار صادر. اسکندری، حمید، 1389، پدافند غیر عامل، تهران، معاونت تربیت و آموزش بسیج. برزونی، عبدالله، 1387، قدرت نرم سرمایه اجتماعی بسیج، تهران، پژوهشکده مطالعات و تحقیقات بسیج. جوادی آملی، عبدالله، 1387، ولایت فقیه ولایت فقاهت و عدالت، قم، اسراء. حائری، میر سید علی، 1377، مقتنیات الدرر و ملتقطات الثمر، تهران، دار الکتب الاسلامیة. ساجدی، ابوالفضل، 1383، زبان دین و قرآن، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره). سروش، عبدالکریم، 1378، بسط تجربه نبوی، تهران، مؤسسة فرهنگی صراط. سیوطی، جلال الدین و جلال الدین محلی، 1416، تفسیر جلالین، بیروت، مؤسسة النور. شریفی، احمدحسین، 1388، موج فتنه، تهران، کانون اندیشه جوان. ـــــــــــــــ ، 1389، جنگ نرم، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره). طباطبایی، سید محمدحسین، 1417 ق، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی. طبرسی، فضل بن حسن، 1377، جوامع الجامع، تهران، دانشگاه تهران. طوسی، محمد بن حسن، بی تا، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی. عیسی زاده، عیسی، 1392، قرآن و راه های مقابله با جنگ نرم، قم، زمزم هدایت. فضل الله، سید محمدحسین، 1419ق، تفسیر من وحی القرآن، بیروت، دار الملا. فیض کاشانی، ملامحسن، 1415 ق، تفسیر صافی، تهران، صدر. متفکر، حسین، 1387، جنگ روانی، قم، زمزم هدایت. مراغی، احمد مصطفی، بی تا، تفسیر المراغی، بیروت، دار احیاء التراث العربی. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، 1374، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیة. منقری، نصر بن مزاحم، 1386، وقعة صفین، ترجمه ترجمه پرویز اتابکی، تهران، انتشارات علمی فرهنگی.

صمد عبداللهی عابد: دانشیار دانشگاه تربیت معلم آذربایجان.

فاطمه وجدی: کارشناس ارشد دانشگاه تربیت معلم آذربایجان.

فصلنامه علمی ـ پژوهشی مطالعات تفسیری 15

وقف‌های جالب و شگفت انگیز در ایران

 
از وقف سیم‌کارت رند برای امامزاده تا وقف برای برندگان جایزه نوبل و اطعام سگ‌های کور

وقف برای برندگان جایزه نوبل، وقف زمین برای اطعام سگ‌های کور، وقف غذای سگ‌ها برای نرفتن به حرم، وقف یک روستا برای امام‌رضا(ع)، وقف سیم کارت رند برای امامزاده، وقف سهام پمپ‌بنزین برای امام‌حسین(ع) از جمله وقف‌های جالب در ایران است.

            

خبرگزاری فارس: از وقف سیم‌کارت رند برای امامزاده تا وقف برای برندگان جایزه نوبل و اطعام سگ‌های کور                
                                                                               
    •                         
    •                                                 
 

به گزارش گروه جامعه خبرگزاری فارس، شاید مرور جالب ترین و عجیب ترین وقف‌ها که در ایران ثبت شده است هم به اندازه خود این وقف ها جالب باشد.

وقف از باسابقه ترین میراث ارزشمند اسلامی است که از صدر اسلام تاکنون در همه جوامع مسلمان بشدت مورد توجه بوده است و به رغم همه فراز و نشیب ها، حوادث، دگرگونی‌ها و تلاطم‌هایی که در عمر طولانی خود با آن ها دست به گریبان هستیم، دستاوردها و آثار بسیار ارزشمند و مؤثری در زمینه های گوناگون فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... برجای گذاشته است و همچنان می تواند به عنوان یکی از مؤثرترین حکم الهی در عرصه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در جوامع اسلامی مطرح باشد.

بخش عمده نیاتی که واقفان دوراندیش و نیکوکار در طول تاریخ وقف در نظر گرفته اند به رفاه عمومی، فقرزدایی و عدالت اجتماعی مربوط می شود. اگر ما نگاهی هر چند گذرا، به تاریخ وقف و مضمون وقف نامه ها بیندازیم به خوبی در می یابیم که واقفان خیر و دوراندیش تمام زوایا و جوانب نیازها را در نظر گرفته اند.

در این گزارش، وقف های جالب و یا نیات شگفت انگیز واقفان خیر و نیک اندیش کشورمان را که نشان از خیرخواهی مردم عزیز و مسلمان ایران اسلامی دارد ، بازخوانی می کنیم که برخی از این موقوفات به تازگی به ثبت رسیده اند :

وقف برای برندگان جایزه نوبل در تهران اواخر آذر ماه سال 1385، رئیس وقت سازمان اوقاف و امور خیریه، خبر از یک وقف جالب داد که مطابق آن، یک شهروند تهرانی اموالش را برای کمک به برندگان جایزه نوبل وقف کرد.

این فرد نیکوکار همچنین بخشی از اموالش را برای حمایت از مباحث علمی خاص از جمله شیمی و فیزیک وقف کرده است.

وقف زمین برای اطعام سگ‌های کور در یزد

ایرج افشار و عبدالوهاب طرار در کتابچه موقوفات یزد از یک وقف جالب در یزد یاد کرده‌اند: «در روستای عزآباد» یزد وقف نامه جالبی وجود دارد که نشان از لطافت طبع مردم آن خطه دارد. در این وقف نامه که واقف آن نامعلوم است چنین وقفی ذکر شده است: اراضی نیم قفیز (معادل حدود 75 متر)، منافع آن باید صرف طعمه سگ کور شود.

وقف زمین کشاورزی برای غذای پرندگان در اصفهان حدود 300 سال قبل هم یکی از موقوفات شهر اصفهان که در یک وقفنامه این شهر ثبت شده، زمینی کشاورزی وجود دارد که وقف غذای پرندگان شده است و طی آن، باید هر سال در آن زمین گندم و جو کاشته شود. پس از برداشت محصول و پرداخت حق الزحمه کشاورزان، مابقی گندم و جو برای زمستان انبار شود و در فصل زمستان این گندم ها در بیابان های اطراف اصفهان که محل زندگی و رفت و آمد پرندگان است، پاشیده شود، تا پرندگان گرسنه نمانند.

درختی که وقف گسترش اسلام شد امسال، واقفی به نام «جهانبخش بهرامیان» در منطقه ماهیدان استان فارس 14 اصله درخت گردو به ارزش 140 میلیون را با نیت نشر علوم دینی و معارف اسلامی وقف کرد تا با درآمد حاصل از فروش گردوهای این باغ، به نشر و گسترش علوم اسلامی کمک کند. وقف غذای سگ‌ها برای نرفتن به حرم یکی از موقوفات جالب و عجیب در سال های دور در مشهد مقدس موقوفه هایی برای سگ ها بود.

این موقوفات، در واقع محل هایی برای نگهداری سگ ها بوده است. سگ هایی که همراه با کاروان های زائران مشهد مقدس بوده اند و برای حفظ حرمت حرم مطهر امام رضا (ع) اجازه ورود به حرم را پیدا نمی کردند.

صاحبان این سگ ها به موقوفه هایی که به همین منظور احداث شده بود می رفتند و سگ ها را به آن جا می سپردند تا ضمن نگهداری، خوراک سگ ها نیز تامین شود.

جالب این که از درآمد این اماکن وقفی گوشت و غذا برای سگ ها تهیه کرده و برای آن ها می برده اند.

وقف مغز بادام و گردو در فارس برای ترویج نماز یکی از جالب ترین وقف ها در استان فارس وجود دارد. مطابق اسناد، در یکی از شهرهای استان فارس، باغ های اصطهبانات (پسته و بادام) وقفی شده که مغز بادام و مغز گردو به بچه هایی که مسجد می آیند، می دهند و با این وقف مسجد را از نسل جوان و نوجوان پر می کنند.

وقف برای اطعام میلاد امام حسین(ع) در خراسان رضوی اما شاید عجیب ترین وقف خوراکی ها مربوط به مراسم خاصی باشد که هر سال در آستان قدس رضوی برگزار می شود. مراسمی که به «ناهار اغنی» معروف شده است.

مطابق این وقف که فتحعلی خان (صاحب دیوان) از رجال دوره قاجار واقف آن بوده است، هر سال مصادف با سوم شعبان، میلاد حضرت امام حسین(ع) در تالار تشریفات حرم مطهر حضرت رضا(ع) ضیافتی با سفره رنگین بر پا می شود که طبق وقف نامه غذاهای سر سفره باید هفت نوع باشد که شامل سوپ، دو رقم برنج، کوکو شیرین، سالاد الویه، گوشت و یک رقم خورش، نوشیدنی متعارف (نوشابه، دوغ و آب) می شود.

در وقف نامه آمده است که تولیت آستان قدس رضوی شخصا در مجلس باید حضور یابد و به صرف شیرینی و شربت و ناهار هفت رنگ، از میهمانان پذیرایی کند.

هر سال از سوی تولیت آستان قدس رضوی این ضیافت باشکوه بر اساس خواسته واقف با حضور مسئولان عالی رتبه استانی، جمع کثیری از مدیران و صاحبان صنایع، بازرگانان و علما برگزار می شود.

نکته جالب این وقف نیز مراسم آغازین آن است که طبق وصیت نامه مرحوم فتحعلی خان (صاحب دیوان) پیش از شروع مراسم، متن این وقف برای حضار قرائت می شود: «مرحوم صاحب دیوان، نیتش این بوده که مسئولان و حکام را سالی یک بار به این بهانه دور هم جمع کند تا بلکه این گروه، گرهی از گره های مردم را به بهانه این گردهمایی بگشایند، تا اغنیاء سر یک سفره قرار گیرند و تحت تاثیر وقف قرار گیرند و لااقل بخشی از املاک و دارایی خود را وقف امور خیر، برای ارج نهادن به مقام والای انبیاء و اولیاء و محرومان نمایند.»

وقف های آستان قدس رضوی(ع) در میان موقوفات متعدد که در آستان قدس رضوی ثبت شده است نیز موارد جالبی وجود دارد که نشان از ارادت ویژه واقفان به زائران حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) نیز دارد. از جمله این موقوفات، روستایی است که صاحبش آن را وقف، واکس زدن کفش‌های زائران حرم حضرت رضا(ع) شده است. همچنین در مشهد موقوفه هایی برای تأمین کفش زائرانی که کفش های آن ها گم می شود، هم وجود دارد.

وقف برای تامین وسایل بازی و تفریح کودکان در تهران در سال 1346 در تهران نیز وقفی ثبت شده که واقفان آن به نام های «سکینه شبیر» و «ربابه شبیر» عوائد موقوفه را صرف کمک و مساعدت به کودکانی که فاقد وسایل تفریح و سرگرمی هستند جهت حفظ نشاط و سرگرمی آن ها و جلوگیری از مفاسد اخلاقی صرف می کنند.

وقف سیم کارت رند برای امامزاده در فارس اداره اوقاف شهرستان داراب، فروردین ماه امسال یک وقف جالب را ثبت کرده است. طبق این وقف، شخصی به نام «خلیل مرعشی» یک فقره سیم کارت با شماره رند را وقف آستان مقدس سید علاالدین حسین پیر مراد داراب کرد. سیم کارت رند، حالا وقف امامزاده این شهر شده است.

وقف مغازه برای اشتغال هنرجویان بجنوردی شکر الله نجفی، فرهنگی بازنشسته آموزش و پرورش یک باب مغازه تجاری خود را در بجنورد وقف اعطای جایزه به دانش آموز ممتاز فارغ التحصیل در رشته های متوسطه فنی و حرفه ای کرد.

این واقف مقرر کرده است که در هر سال شمسی، مال الاجاره این موقوفه به یکی از شاگردان ممتاز فارغ التحصیل در رشته های آموزشی متوسطه فنی و حرفه ای، شهر بجنورد به صورت جایزه نقدی اهدا شود تا زمینه اشتغال آنان فراهم شود.

نکته جالب اینکه این واقف خیراندیش برای اهدای این جایزه نیز شرایطی را معین کرده است و براساس نظر وی، آموزش و پرورش شهرستان بجنورد باید موضوع اعطای چنین جایزه ای را به تمام هنرستان های شهرستان اعلام کند و کتبا ابلاغیه آموزش و پرورش در تابلو اعلانات هنرستان ها نصب شود و همچنین برای اعطای این جایزه ، از سوی آموزش و پرورش باید جشنی برگزار شود و رئیس وقت اداره آموزش و پرورش شهرستان شخصاً جایزه را به همراه لوح تقدیری که در آن نام واقف به عنوان اهدا کننده جایزه ذکر شده است، به فرد برگزیده اهدا کند.

دیوان حافظ کوچک‌ترین موقوفه خراسان شمالی کوچک ترین موقوفه ثبت شده در استان خراسان شمالی یک جلد نفیس دیوان حافظ است که از سوی یک شهروند شیروانی وقف شده است و اکنون در امامزاده حمزه رضا(ع) این منطقه نگهداری می شود.

وقف زمین برای برگزاری مراسم شهدای گمنام در بافق هیات امناء بقعه شهدای گمنام دولت آباد یک قطعه زمین را جهت فضای سبز، امور فرهنگی و برگزاری مراسم شهدای گمنام دولت آباد وقف کردند.

75 سهم از یک پمپ بنزین وقف عزاداری امام حسین(ع) در خراسان جنوبی غلام ایوبی ساکن گرگان با 81 سال سن، 75 سهم از هزار سهم شرکت پخش فرآورده های نفتی گلشهر گرگان را برای اطعام عزاداران در روز 8 محرم در روستای حامی خوسف و هزینه تعمیر و توسعه بنای حسینیه روستا وقف کرده است.

وقف یک اصله درخت گردو در شهر بابک برای مخارج مسجد حسین ابراهیم پور به همراه همسرش هاجر محمودی با حضور در اداره اوقاف شهرستان بابک، یک اصله درخت گردوی مثمر خود را در روستای مسینان را با نیت مخارج و هزینه های مسجد روستا وقف کردند که امسال سهم فروش ثمره این درخت شامل 5 هزار دانه گردو به ارزش ده میلیون ریال بوده است.

وقف یک باب منزل مسکونی برای احداث پیش دبستانی و مهدکودک در بوشهر یک باب منزل مسکونی در روستای سنا شهرستان دشتی از توابع بخش شنبه وطسوج با نیت استقرار پیش دبستانی و مهد کودک روستا و به مناسبت میلاد پیامبر اکرم(ص) و امام صادق (ع) وقف شده است.

سرهنگ بازنشسته آپارتمان 3 میلیارد ریالی را وقف ازدواج جوانان کرد «حوریه غفاریان جعفرزاده» سرهنگ بازنشسته راهنمایی و رانندگی، یک دستگاه آپارتمان 76 متری واقع در بزرگراه شهید ستاری تهران را وقف درمان بیماران صعب العلاج، کمک به ایتام، تهیه جهیزیه زوج های جوان و امور خیریه کرد.

وی هدف از این اقدام را برجای نهادن یادگار ماندگاری در جهان مادی و کمک به مردم و نسل جوان دانست و افزود: فرهنگ وقف با تبلیغات مثبت در سال های اخیر رو به گسترش است.

یک روحانی بجنوردی کتاب خود را وقف نشر معارف اسلامی کرد حجت الاسلام عظیم آسوده، رئیس اداره اوقاف شهرستان بجنورد کتاب خود را وقف نشر معارف اسلامی کرد.

بنا بر نیت این واقف فرهنگی، متولی حق دارد به هرگونه صلاح بداند درآمد حاصل از چاپ و فروش این کتاب را که با عنوان « مشاوره با نهج البلاغه، مهارت های زندگی و روان شناسی» منتشر شده، هزینه کند.

وقف یک قطعه زمین و یک واحد مسکونی توسط بازیکن تیم ملی و پرسپولیس تهران یکی از وقف های جالب امسال توسط یکی از چهره های محبوب و مشهور فوتبال کشور رقم خورد که در آن یک قطعه زمین به همراه یک واحد مسکونی به مساحت جمعاً 206 متر مربع و ارزش ریالی 800 میلیون ریال توسط حسین ماهینی بازیکن تیم ملی فوتبال و باشگاه پرسپولیس تهران وقف شد.

این بازیکن با اخلاق و سرشناس فوتبال کشور برای کمک به زلزله زدگان استان بوشهر، این موقوفه را در شهرستان دشتی با نیت احداث مجتمع فرهنگی ورزشی وقف کرد.

هفت ضرورت پس از سوت پایان ۱۲ سال مذاکرات هسته‌ای

 

آنچه اتفاق افتاده، تنها اعلام رسیدن "به جمع‌بندی مذاکرات" است؛ به این معنی که توافقی "امضا" نشده و این پایتخت‌ها هستند که باید نظرات نهایی را در مدت معین اعلام کنند یعنی ممکن است حتی اگر ایران نیز نتیجه مذاکرات را مطلوب خود ارزیابی کند و آن را بپذیرد، طرف آمریکایی که سابقه دبه درآوردن دارد، زیر توافق بزند.
سوت پایان پرونده هسته‌ای و آغاز دور جدید از استکبارستیزی

گروه سیاسی مشرق - شاید بتوان 23 تیرماه 1394 را آغازی بر پایان بحران‌سازی‌های چندساله آمریکا و متحدانش علیه جمهوری اسلامی دانست؛ کشوری که با اتکا به توانایی خود مسیری را با سرعت طی کند که درنهایت منجر به هراس قدرت‌های جهانی از سرعت جهش علمی و هسته‌ای آن گردد؛ هراسی که بدون تردید نه به خاطر احتمال دستیابی به بمب هسته‌ای که آن‌ها به‌خوبی می‌دانند جمهوری اسلامی به دنبال بمب اتمی نیست بلکه به خاطر هراس از سرعت پیشرفت ملتی است که با دست‌خالی یک‌بار در جنگ هشت‌ساله دفاع مقدس برابر تمام دنیا ایستاد و یک‌بار هم علیرغم همه تحریم‌های ظالمانه و بی‌سابقه، راه پیشرفت علمی را با سرعت طی کرد و به قول دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، سیلی 20 هزار سانتریفیوژی را به دهان این قدرت‌ها نواخت.

امروز جمع‌بندی نهایی مذاکرات هسته‌ای با اعلام رسمی طرفین صورت گرفت و نخستین گام در مسیر پایان دادن به بحران سازی هسته‌ای علیه ایران برداشته شد. البته مسیری که بعید است کشورهای زورگوی غربی واقعاً دیگر حرفی علیه دانش هسته‌ای کشور ما به میان نیاورند.

در این میان اما توجه به چند نکته ضروری به نظر می‌رسد:

اول: "جمع‌بندی مذاکرات" نه "توافق"

همان‌طور که در سطور پیشین به آن اشاره شد آنچه اتفاق افتاده است، تنها اعلام رسیدن به جمع‌بندی مذاکرات است؛ به این معنی که توافقی امضا نشده است؛ آن چیزی که در این مرحله رخ می‌دهد این است که جمع‌بندی صورت گرفته و متن مذاکرات به پایتخت هر هفت کشور ارسال خواهد شد و این پایتخت‌ها هستند که باید نظرات نهایی را در مدت معین اعلام کنند. در این مرحله جمهوری اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست و باید به شکل جدی جمع‌بندی نهایی مذاکرات را مورد بررسی قرار داده و نظرات خود را اعلام کنند.

بر اساس روال قانونی در کشور ما، سه مرجع بررسی و تأیید توافق در کشور حضور دارند که اعلام نظر آن‌ها برای تأیید نهایی در تهران الزامی است؛ مجلس شورای اسلامی، شورای عالی امنیت ملی و در گام آخر نیز مشورت و تصمیم مقامات عالیه نظام که مهر تأیید نهایی را به آن خواهد زد. طبیعی است این سازوکار باعث می‌شود متنی که درنهایت به تأیید هر سه مرجع مزبور می‌رسد، در بهترین سطح ممکن با توجه به شرایط فعلی کشور و منطقه، منافع جمهوری اسلامی ایران را تأمین نماید. ازاین‌رو مجدداً تأکید می‌شود که توافقی صورت نگرفته است و ممکن است این متن، نیازمند اصلاحاتی باشد و شاید هم تأیید نشود.

دوم: پرهیز از ایجاد هیجانات کاذب

آنچه تاکنون رخ‌داده تنها اعلام رسیدن به جمع‌بندی نهایی است که درنهایت باید به تأیید هر هفت پایتخت برسد. یعنی ممکن است حتی اگر جمهوری اسلامی ایران نیز توافق را مطلوب خودارزیابی و آن را بپذیرد، طرف آمریکایی که سابقه دبه درآوردن نیز دارد زیر توافق بزند. ازاین‌رو مناسب است نه دولت به ایجاد هیجان کاذب میان مردم و تصویرسازی بهشت پسا توافق دامن بزند و نه تیم مذاکراتی ما دست به چنین عملی بزند.

متأسفانه در موردتوافق ژنو چنین اتفاقاتی صورت گرفت و چنان بزرگنمایی از توافق مزبور صورت گرفت که نتایج ناخوشایندی نیز در پی داشت؛ اولین نتیجه درونی آن سرخوردگی مردم از نتایج حاصله بود و اولین نتیجه بیرونی نیز نشان دادن میل و اشتیاق فراوان ایرانیان به توافق برای طرف آمریکایی بود؛ که هر دو مضر ارزیابی شد. ازاین‌رو این بار باید در مدیریت افکار عمومی با دقت عمل کرد و بهشت رؤیایی به‌واسطه توافق را در جامعه دامن نزد. دولت و تیم هسته‌ای نه‌تنها نباید خود دست به این‌گونه اقدامات بزند که حتی باید مراقب باشد در دام حاشیه‌سازان این مسیر نیفتد.

سوم: انتشار متن توافق و تبیین مذاکرات برای عموم مردم

مناسب است دولت و تیم هسته‌ای ما همچنان که رهبر انقلاب هم فرمودند مردم را در جریان جزئیات مذاکرات قرار دهند و به‌روشنی اقدام به تبیین آنچه در مذاکرات رخ‌داده و نتیجه نهایی نمایند. از سوی دیگر، انتشار متن توافق می‌تواند برای عموم مردم و البته نخبگان و منتقدان این فضا را فراهم کند که در فضایی دوستانه و همدلانه اقدام به بررسی متن جمع‌بندی صورت گرفته نمایند. در این صورت حتی اگر در مواردی ایراداتی در جمع‌بندی صورت گرفته وجود داشت می‌تواند مورد اصلاح قرارگرفته و برای اصلاح توافق نهایی در دستور کار قرار گیرد.

چهارم: توافق؛ فقط "هسته‌ای" و لا غیر

نکته حائز اهمیت این است که مذاکرات صورت گرفته میان ایران و آمریکا تنها در زمینه موضوع هسته‌ای بوده است؛ این بدان معنی است که اگر هم توافقی صورت بگیرد تنها در موضوع هسته‌ای میان دو کشور صورت گرفته و قرار نیست دیوار بلند بی‌اعتمادی ما نسبت به امریکا تنها با همین مذاکرات فروبریزد و تمام مشکلات دو کشور حل شود. هنوز مسائل ناتمام فراوانی میان ایران و امریکا وجود دارد که حل‌نشده باقی‌مانده است. هرچند به تعبیر رهبر انقلاب اگر امریکا در این مذاکرات حسن نیت نشان دهد و رفتار عاقلانه بروز دهد می‌تواند درسی باشد که در سایر مسائل نیز بتوان با وی به مذاکره پرداخت.

«اگر در زمینه هسته‌ای هم به توافق برسیم، معنای آن این نیست که همه تحریم‌ها برداشته خواهد شد؛ هنوز چیزهای دیگری هم هست؛ این همان حرفی است که ما همیشه می‌گفتیم. من بارها در همین جلسه و جلسات گوناگون دیگر عرض کرده‌ام که [موضوع] هسته‌ای بهانه است؛ مسئله هسته‌ای هم نباشد، یک بهانه دیگری می‌آورند: مسئله حقوق بشر هست، مسئله حقوق زنان هست، مسائل گوناگون فراوان را می‌سازند؛ جعل کردن و بهانه‌گیری که خیلی مایه‌ای نمی‌خواهد، دستگاه تبلیغاتی و امپراتوری تبلیغاتی هم که در اختیار آن‌ها است.» (بیانات؛ 16 تیر 93)

 

پنجم: جلوگیری از ایجاد فضای دوقطبی

احزاب و جناح‌های سیاسی کشور باید بدانند که درصورتی‌که توافق به تأیید نهایی مجلس و مقامات عالیه نظام برسد توافقی خواهد بود که پشتیبانی ملت را نیز در پی دارد؛ هرچند که هر توافقی محاسن و معایب خود را نیز داراست؛ اما به‌هرحال باید متوجه بود که این موضوع نباید دستمایه گروه‌ها برای ایجاد فضای دوقطبی در کشور گردد که به‌شدت برای وحدت جامعه مضر است؛ بلکه باید تلاش کرد که در جهت «دولت و ملت، همدلی و هم‌زبانی» اقدامات لازم انجام پذیرد و دوقطبی میان برخی احزاب سیاسی به درون جامعه و میان مردم کشیده نشود.

ششم: آمادگی برای ادامه استکبارستیزی

رهبر انقلاب در دیدار اخیر با دانشجویان درباره لزوم ادامه استکبارستیزی بعد از مذاکرات هسته‌ای فرمودند: «یک نکته دیگری که سؤال کردند [این بود که]، تکلیف مبارزه با استکبار پس از مذاکرات چیست؟ خب، مگر مبارزه با استکبار، تعطیل‌پذیر است؟ مبارزه با استکبار، مبارزه با نظام سلطه تعطیل‌پذیر نیست. این هم جزو همین حرف‌هایی است که اتفاقاً امروز من یادداشت کرده‌ام که به شما بگویم. این جزو کارهای ما است، جزو کارهای اساسی است، جزو مبانی انقلاب است. یعنی اگر مبارزه با استکبار نباشد، ما اصلاً تابع قرآن نیستیم. مبارزه با استکبار که تمام نمی‌شود. در مورد مصادیق استکبار، آمریکا اتمّ مصادیق استکبار است. ما به این مسئولین محترمی که در قضیّه هسته‌ای مذاکره می‌کنند -که حالا این‌ها اجازه پیداکرده‌اند که مسئولین روبه‌رو باهم حرف بزنند؛ البتّه سابقه داشت، در این سطح نه، در سطوح پایین‌تر سابقه داشت؛ در این سطح، اوّلین‌بار بود- گفته‌ایم که فقط در مسئله هسته‌ای شما حق‌دارید مذاکره کنید؛ در هیچ مسئله دیگری حق ندارید مذاکره کنید، و نمی‌کنند. آن‌طرف مقابل، گاهی مسائل منطقه و سوریه و یمن و مانند این‌ها را پیش می‌کشد، این‌ها میگویند ما در این زمینه‌ها با شما صحبتی نداریم و صحبت نمی‌کنند. مذاکره فقط در زمینه مسئله هسته‌ای است، آن‌هم به همان دلایلی که من گفتم و چند بار تکرار کردم که چرا در قضیّه هسته‌ای ما این گرایش را، این رویکرد را انتخاب کردیم؛ من این را مفصّل تشریح کردم. مبارزه با استکبار تعطیل‌پذیر نیست، تکلیفش کاملاً روشن است و خودتان را آماده کنید برای ادامه مبارزه با استکبار.» (بیانات رهبر انقلاب، 20 تیر 1394)

 

هفتم: ضرورت قدردانی از تیم مذاکره

حال که تیم مذاکراتی ما در آستانه بازگشت به تهران قرار دارد باید بداند مردم و مسئولین جمهوری اسلامی ایران قدردان زحمات آنان هستند؛ بدون شک تلاش‌های فراوان و دلسوزانه‌ای توسط این تیم صورت گرفته است که ملت و مسئولین کشورمان آن را ارج می‌نهند، علی القاعده با تعاریف رهبر انقلاب، تیم مذاکره کننده، جمع‌بندی مذاکراتی را به ایران خواهد آورد که منجر به توافق خوب می‌شود.

به هرحال به نظر می‌رسد، بر اساس مصالح کشور، اگر متن مذاکرات فوق منجر به توافق خوب شود، ملت و کشور ایران در بلند مدت به نفع قابل توجهی خواهد رسید و در این بین، همدلی و همزبانی میان دولت، ملت، احزاب و جریان‌های سیاسی، بیش از مواقع دیگر، لازم است.

نانت را به خون مردم بزن و به اسم حقوق بشر بخور!




نامزد سازمان تروریستی منافقین که با کمک غرب موفق به دریافت جایزه صلح نوبل شد، می‌گوید غرب باید در مذاکرات هسته‌ای، ایران را به خاطر حقوق بشر هم تحت  فشار قرار دهد. شیرین عبادی در مصاحبه با صدای آمریکا گفت از  مذاکره‌کنندگان آمریکا و غرب می‌خواهم علاوه بر موضوعات هسته‌ای، درباره  حقوق بشر نیز به ایران فشار بیاورند.
عبدالکریم لاهیجی از همکاران سازمان تروریستی منافقین نیز خواستار گنجاندن ادعای نقض حقوق بشر در مذاکرات هسته‌ای شد.
سازمان منافقین در کنار جنایت ترور 17 هزار شهروند ایرانی، به عنوان ابزار دست  سرویس‌های جاسوسی سیا و موساد در اتهام‌پراکنی علیه برنامه هسته‌ای ایران  عمل کرد و آلت دست غرب برای جعل سند علیه ایران بود.
بنابر اظهارات الهه هیکس، شیرین عبادی را کسانی چون عبدالکریم لاهیجی برای دریافت جایزه نوبل  به وی معرفی کردند و او واسطه معرفی وی بوده و پول دریافتی از قبل این  جایزه صرف لفت و لیس‌های عبادی از یک سو و کمک به فعال شدن برخی گروهک‌ها  از سوی دیگر بود.
امثال شیرین عبادی و کریم بغدادی (عبدالکریم لاهیجی)  هرگز متعرض جنایت و نسل‌کشی‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی یا تسلیحات کشتار  جمعی این رژیم‌ها نشده‌اند و اگر هم پول و نانی از قبل فعالیت‌های شبه حقوق بشری شده، نانی است که به خون مردم می‌زنند.

** کیهان

به روایت همرزمان سردار شهيد يعقوبعلي صيدي؛

 
نمي‌تواني حكايت صفا و خلوص سردار شهيد يعقوبعلي صيدي را بشنوي و دوستش نداشته باشي.
گروه جهاد و مقاومت مشرق - عام يعقوب (عمويعقوب) اراكي‌ها هنوز هم يكي از محبوب‌ترين شهداي مردم اين شهر است و خاطره مداحي‌هاي دلنشينش همچنان گرمابخش محافل رزمندگان اين خطه است. «عام يعقوب» بناي ساده‌اي بود كه نهم بهمن ماه 1332 در روستاي عقيل‌آباد اراك به دنيا آمد و بصيرتش او را با انقلاب خميني همراه كرد و با رشادت‌هايش در طول جنگ تحميلي به فرماندهي گردان علي‌بن‌ابيطالب(ع) رسيد. اما دنيا براي اين بناي با صفا و مخلص جاي كوچكي بود و او كه آخرتش را با اعمال صالحه معماري كرده بود، عاقبت در 10 تيرماه 1365، طي عمليات كربلاي يك آسماني شد. عام‌يعقوب پدر معنوي و پشت و پناه رزمندگان اراك بود كه گفت‌وگوي «جوان» با چند تن از همين رزمندگان را در قالب روايت‌هايي كوتاه پيش رو داريد.
فرمانده گردان جندالله
اولين بار كه با عام‌يعقوب (شهيد يعقوبعلي صيدي) آشنا شدم، حول و حوش سال 60 بود. ايشان در اعزام گردان‌هاي جندالله در جبهه‌هاي كردستانات فعاليت و به عنوان فرمانده گردان اعزامي از اراك، نيروها را ساماندهي مي‌كرد. شهيد صيدي از رزمندگان پيشكسوت استان مركزي به شمار مي‌رفت و در عمليات‌هاي مختلف شركت كرده بود. بعدها كه جنگ در جبهه جنوب شدت بيشتري گرفت، ايشان نيز به جنوب رفت و در عمليات الي‌بيت‌المقدس شركت كرد. با تشكيل گردان علي‌بن‌ابيطالب(ع) كه عموماً از بچه‌هاي اراك بودند، به اين گردان رفت و براي مدتي جانشيني فرمانده اين گردان، شهيد كاوه نبيري را بر عهده داشت. بعد از شهادت سردار نبيري، عام يعقوب تا زمان شهادت عهده‌دار فرماندهي گردان علي‌بن‌ابيطالب(ع) شد.
راوي: سيد مهدي معنوي
عام‌يعقوب
عام به معني عمو، ‌صفتي است كه اراكي‌ها براي ابراز نزديكي، محبت و بزرگي به شخصي عنوان مي‌كنند. شهيد يعقوبعلي صيدي محبوب رزمندگان اراكي بود و به همين دليل بچه‌ها ايشان را «عام يعقوب» يعني عمو يعقوب صدا مي‌كردند. البته شهداي ديگري نيز مثل سرداران شهيد كاوه نبيري و نظام علي فتحي نيز اين صفت را دارا هستند اما شايد به دليل سن و سال نسبتاً بالاي شهيد صيدي نسبت به ساير رزمندگان گردان علي‌بن‌ابيطالب(ع)، بيشتر ايشان را به اين عنوان مي‌شناسيم. همين الان هم بچه‌هاي رزمنده و بسيجي استان مركزي شهيد يعقوبعلي صيدي را با صفت عام يعقوب ياد مي‌كنند كه نشان مي‌دهد ايشان بعد از گذشت 29 سال از شهادتش همچنان ميان رزمندگان و مردم اراك محبوب است.
راوي: جليل رضايي
تك تك مي‌زنم
براي مدتي اين افتخار را داشتم كه پيك گردان علي‌بن‌ابيطالب(ع)‌ باشم و محضر شهيد نبيري و شهيد يعقوبعلي صيدي را از نزديك درك كنم. به عنوان پيك گردان، برخورد و ارتباط زيادي با شهيد صيدي داشتم. رفتار ايشان با نيروها واقعاً پدرانه بود و هيچ وقت احساس نمي‌كرديم به عنوان يك مافوق به ما دستور مي‌دهد. او آنقدر متواضع بود كه وقتي بين بچه‌ها قرار مي‌گرفت، شناختش به عنوان فرمانده گردان براي كساني كه از بيرون وارد جمع ما مي‌شدند امكانپذير نبود. يك روز يك گروه خبري براي گرفتن مصاحبه به گردان آمدند، هر كسي خودش را معرفي مي‌كرد، يكي مي‌گفت تيربارچي هستم و ديگري خودش را آرپي‌جي‌زن معرفي مي‌كرد تا رسيد به شهيد صيدي، خبرنگار از سمت ايشان به عنوان فرمانده گردان اطلاع نداشت. خود شهيد بدون اينكه اشاره‌اي به اين عنوان بكند در پاسخ به سؤال خبرنگار كه پرسيد شما چه‌كاره هستيد؟ گفت: من تك‌تيراندازم؛ تك تك مي‌زنم. همه از حرف شهيد خنده‌مان گرفت و كسي هم به روي خودش نياورد كه او فرمانده گردان است.
راوي: سيد مهدي معنوي
وقتي كه دفترچه مداحي گم شد
عام يعقوب علاقه بسياري به مداحي داشت و دوست داشت ساير رزمندگان را نيز در اين احساس معنوي سهيم كند. ايشان در هر فرصتي كه پيش مي‌آمد مداحي مي‌كردند. يادم است يكبار وقتي كه قطار رزمندگان اعزامي از اراك در بين راه اهواز خراب شد، شهيد صيدي همان فرصت را نيز غنيمت شمرد و شروع به مداحي كرد. در مقر انرژي اتمي نيز يك ساعت قبل از نماز مغرب و عشا در فاصله بين آسايشگاه‌ها و نمازخانه دسته راه مي‌انداخت و مداحي مي‌كرد. بالاخره يك روز بچه‌ها براي شوخي دفترچه مداحي ايشان را برداشتند. شهيد صيدي خيلي دنبال دفترچه گشت اما آن را پيدا نكرد. به خاطر اينكه حافظه‌اش ياري نمي‌كرد كه اشعار داخل دفترچه را عيناً به ياد آورد، چند روز تمام مانند دانش‌آموزاني كه مشق مي‌نويسند، كف سنگر مي‌نشست و به حافظه‌اش فشار مي‌آورد تا هر چه از ابيات مداحي يادش آمد روي كاغذ بياورد. هنوز هم وقتي كه حالات كودكانه و معصومانه او در يادآوري و نگارش اشعار مداحي‌ها را به خاطر مي‌آورم به صفا و سادگي او غبطه مي‌خورم.
راوي: جليل رضايي
فرمانده‌اي كه بنا شد
در نزديكي انديمشك شهركي ساخته شده بود كه به ياد شهداي عمليات بدر، نامش را شهرك بدر گذاشته بودند. يك بار كه به آنجا رفته بودم، ديدم حسينيه‌اي در حال احداث است. بين كارگرهايي كه مشغول كار بودند، چهره يك نفر برايم آشنا آمد. جلوتر كه رفتم، ديدم‌ اي دل غافل، عام يعقوب است. آن زمان ايشان فرمانده گردان علي‌بن‌ابيطالب(ع) بود. اما داشت مثل يك كارگر ساده كار مي‌كرد و از سركارگرش دستور مي‌گرفت. بدون اينكه خودم را به ايشان نشان بدهم، سراغ سركارگرش رفتم و پرسيدم: شما اين شخص را مي‌شناسيد؟ پاسخ داد: نه من نمي‌شناسمش فقط مي‌دانم كه كارگر خوبي است و خوب هم كار مي‌كند!
شهيد صيدي قبل از اينكه وارد سپاه بشود و در جبهه‌ها حضور يابد، شغل بنايي داشت و تخصصش هم گويا گچ‌كاري بود. ايشان به دليل اخلاص و تواضع فوق‌العاده‌اي كه داشت، براي اينكه در ثواب ساخت يك حسينيه سهيم باشد در گرماي تابستان جنوب، حاضر شده بود مثل يك كارگر ساده بيل و كلنگ بزند و آجر جابه‌جا كند. واقعاً كجاي دنيا مي‌توان چنين انسان‌هاي مخلصي را يافت.
راوي: سيد مهدي معنوي
عام‌يعقوب اينجاست!
بعد از عمليات طريق‌القدس به اتفاق 38 نفر از نيروهاي گردان در خط پدافندي مستقر شديم. مسئوليت‌ خط را شهيد يعقوبعلي صيدي بر عهده داشت و هر شب لوح نگهباني تهيه مي‌كرد و تا صبح نگهباني انجام مي‌شد. يك شب از ساعت 2 تا 3 صبح نگهباني با بنده بود، آن شب احساس كردم شرايط منطقه طور خاصي است. كمي كه دقت كردم، به نظرم رسيد دشمن از روي خاكريز به سمت ما جهت گرفته است، سريع رفتم و عام‌يعقوب را صدا زدم و قضيه را با ايشان در ميان گذاشتم. شهيد صيدي انگار كه متوجه ترسم شده بود، بدون اينكه به رويم بياورد مقداري خاك در داخل ليوان آب ريخت و به عنوان آب طلا به من داد وگفت: آب طلا بخور، حالت بهتر بشه. شهيد يعقوبعلي صيدي در همه حال پشت و پناه رزمندگان بود و با وجود او احساس امنيت و آرامش مي‌كرديم. آن شب انگار او با زبان بي‌زباني به من گفت: «نترس عام‌يعقوب اينجاست.»
راوي: علي‌اكبر محمدي
رؤياي شهادت
پس از كش و قوس‌هاي فراوان و اتفاقات بسياري كه شهيد يعقوبعلي صيدي در سال‌هاي مجاهدتش با آنها روبه‌رو شده بود، عاقبت به عمليات كربلاي يك رسيديم. همان عملياتي كه او در آن آسماني شد. قبل از شروع عمليات، ايشان به عنوان فرمانده گردان شروع به توجيه منطقه و شرايط كرد. قرار بود ما از ارتفاعات قلاويزان وارد عمل شويم. بعد از اينكه شهيد صيدي شرايط عمليات را توضيح داد، گفت: «ديشب خواب ديدم از يك شياري به ارتفاع مورد نظر صعود مي‌كنيم و در اين امر هم موفق مي‌شويم.» شهيد در ادامه به جزئيات خوابش هم پرداخت و گفت: «روي بلندي مورد نظر يك تانك دشمن ديده مي‌شد و بعد از اينكه قله را فتح كرديم، گنبد و گلدسته بارگاه ملكوتي امام حسين(ع) بر فراز بلندي نمايان بود.»
من از سخنان آن روز شهيد فيلمبرداري كرده‌ام و آن را هم در اختيار دارم. خلاصه عمليات كه آغاز شد من به عنوان پيك همراه شهيد يعقوبعلي صيدي و معاون ايشان شهيد نظامعلي فتحي بودم. وارد يك شيار شديم كه اتفاقاً يك تانك دشمن بالاي ارتفاعات ديده مي‌شد. در همين زمان شهيد فتحي از من درخواست رساندن پيامي را كرد و من از آنها جدا شدم. كمي بعد آن طور كه آقاي اسكندري بيسيم‌چي شهيد يعقوبعلي صيدي برايمان تعريف كرد، درگيري بين نيروهاي دشمن و آنها صورت مي‌گيرد كه طي آن درگيري چند گلوله به سينه عام يعقوب مي‌خورد و او به شهادت مي‌رسد. جالب است فضايي كه شهيد صيدي در رؤيا ديده بود و قبل از عمليات برايمان تعريف كرد، شبيه همان مكاني بود كه در آنجا به شهادت رسيد.
فرازي از وصيتنامه شهيد
انقلاب اسلامي‌ رسالتش شكستن همه زنجيرهايي است كه مستكبرين بر دست و پاي بيچارگان بسته‌اند، اين وصيتنامه‌ها با خون نوشته مي‌شود و بايد با خون از آن حمايت كرد. همانطور كه امام حسين (ع) با خون حمايت كرد. ما مثل حسين (ع) وارد جنگ شديم و حسين‌وار هم شهيد مي‌شويم. به پدر و مادر و تمام دوستان و امت حزب‌الله توصيه مي‌كنم كه گوش به فرمان امام عزيز باشند كه با مجاهدتش اسلام را از غربت نجات داده است. به فكر اسلام عزيز باشيد و برويد قرآن را ياد بگيريد و بدان عمل كنيد كه خير و سعادت شما در دستورات قرآن است. از آن كساني كه در خط اسلام نيستند مي‌خواهم كه هر چه زودتر به امت حزب‌الله بپيوندند كه تمام احزاب نابود خواهند شد و تنها حزب‌الله پيروز است و اين وعده خداست و خدا به وعده خود وفا مي‌كند كه «ان حزب‌الله هم الغالبون» منبع : روزنامه جوان

گزینه های پیش روی یمن در برابر آل سعود

 

یک بار دیگر شلیک دقیق موشکهای انصار به پایگاه نظامی السلیل واقع در 400 کیلومتری مرز یمن که در استان مرکزی واقع شده است، زنگ هشدارباش را به صدا درآورده است زدن یکی از شهرهای استان ریاض ثابت کرد که برای انصارالله امکان شلیک به مراکز حساس پایتخت عربستان وجود دارد.
به گزارش مشرق، سعدالله زارعی طی یادداشتی در کیهان به ارزیابی آخرین تحولات یمن پرداخت و نوشت: سخنان روز جمعه- روز قدس- سید عبدالملک بدرالدین بخصوص آن بخش از گفته‌های  وی که به تحلیل نقش سازنده ایران در تحولات منطقه‌ای اختصاص داشت، انتقال  یمن از جبهه آمریکایی سعودی به جبهه اسلامی را با وضوح تمام به تصویر کشید.  پیش از این، این سؤال وجود داشت که یمن در صورت تغییر چه شکل و محتوایی  پیدا خواهد کرد. جبهه مشترک آمریکایی سعودی با یک دستور کار اسرائیلی به یک جنگ جنایتکارانه علیه مردم مظلوم یمن دست زدند تا مانع جابجایی جبهه‌ای یمن شده و تغییرات را در حد تغییر افراد نگه دارند. آنان سه سال پیش  توانستند با جابجایی هادی و صالح برای مدتی تغییرات را در یک کادر بسته  قرار دهند ولی امروز این کار امکان پذیر نیست دلیل آن این است که سه سال  پیش سکان تحولات یمن در اختیار یک ترکیب ناهمگن بود و عربستان در درون این  ترکیب مهره‌هایی مثل صادق‌الاحمر، محسن الاحمر، حزب‌اصلاح شاخه‌ای از موتمر و بخش‌هایی از احزاب شش گانه موسوم به لقاء مشترک داشت و از طریق آنان  جوانانی که صاحب اصلی انقلاب یمن- موسوم به جوانان میدان تغییر- بودند را  به حاشیه برده و بر اوضاع مسلط گردیدند اما امروزه از یک طرف، آن ترکیب  ناهمگن به یک «جبهه منسجم» تبدیل شده و از طرف دیگر، در کانون اصلی تحولات  کنونی یمن یک سازمان منسجم و چند بعدی وجود دارد و نمی‌توان آنان را به  حاشیه راند. رژیم عربستان در یک توهم ناشی از بی‌تجربگی برای حل مشکل و  جبران «بحران نفوذ» به یک جنگ پرشدت علیه مردم یمن روی آورد اما مدت زمان  زیادی طول نکشید تا شاه‌زادگان عیاش سعودی دریابند که جریانی که در عرصه  سیاسی منسجم عمل کرده در عرصه امنیتی و نظامی انسجام بیشتری پیدا می‌کند  چرا که هر ملتی در روز جنگ، متحدتر از روز صلح است. عربستان یک هفته پس از  آغاز تجاوز به این نکته پی برد و تلاش کرد تا راهی برای آن پیدا کند.  سعودالفیصل که در آن مقطع وزیر خارجه عربستان بود در دیدار با صادقی سفیر  ایران در عربستان بطور تلویحی به ایران گفت که در قبال دریافت «امتیازات  ویژه»، پرونده سیاسی یمن را به ریاض واگذار کند. این درخواست هر چند کاملاً بی‌ربط بود و ایران هم نمی‌توانست یک ملت را وجه‌المصالحه منافع خودکند  اما در عین حال نشان می‌داد که عربستان متوجه بن‌بست نظامی در مواجهه با  انقلاب یمن می‌باشد. در همان ایام یک مقام عمانی به هیأت اعزامی ایران به  مسقط گفته بود برای ما کاملاً روشن بود که ارتش یمن قوی‌تر از ارتش عربستان است و موشکهای یمن می‌تواند اوضاع عربستان را بهم بریزد. کما اینکه یک  مقام قطری حدود سه هفته قبل به یکی از معاونین وزارت خارجه ایران گفت بحران یمن راه حل نظامی ندارد و عربستان آماده است تا از نقش ایران در حل مسئله  بین ریاض و صنعا استقبال کند. رژیم عربستان اینک 108 روز پس از جنگ،  آتش‌بس را نقض می‌کند و دلیل آن را استفاده انصارالله از فرصت معرفی  می‌نماید این در حالی است که در ادامه جنگ و توقف جنگ هر دو برای رژیم آل  سعود خطرناک می‌باشد. خطر ادامه جنگ، توسعه میدان جنگ از نقاط مرزی به نقاط مرکزی را در پی دارد کما اینکه رهبر جنبش انقلابی انصارالله در سخنرانی  روز قدس خود با صراحت از حتمی بودن توسعه میدان جنگ و آماده شدن انصارالله  برای استفاده از تاکتیک‌های جدید خبر داد و سعودی‌ها بخوبی می‌دانند که سید عبدالملک درست می‌گوید. توقف جنگ علیه یمن نیز برای عربستان مخاطرات  فراوانی دارد. چرا که بلافاصله پس‌از تحقق آتش‌بس این سؤال در محافل سعودی  شکل می‌گیرد که: «جنگ برای چه آغاز شد و چه دستاوردی داشت» اگر عربستان  توقف جنگ را بپذیرد که بالاخره، دیر یا زود، خواهد پذیرفت و در عین حال  هیچکدام از دو درخواست او -بازگشت دولت‌ هادی و عقب‌نشینی انصارالله از عدن و تعز محقق نشده باشد، شکست در یک جنگ با یک گروه تازه کار را پذیرفته  است. این شکست ضعف نظامی عربستان را که تا پیش از این و در یک دوره چند  صد ساله آزموده نشده بود، برملا می‌کند و در واقع بر دامنه مخاطرات امنیتی -  نظامی عربستان در داخل و خارج می‌افزاید. در این صورت آل‌سعود در داخل  احساس تهدید مضاعفی می‌نماید و این همان پیش‌بینی سیدحسن نصرالله است که در اواخر دوره عملیات موسوم به عاصفهًْ‌الحزم خطاب به سعودی‌ها گفت: «اگر  انصارالله تا پیش از این تهدیدی علیه رژیم سعودی نبود از این پس این تهدید  حتمی است.» بنابراین طبیعی است که بگوئیم در معرکه یمن، آنقدر که  آل‌سعود از آتش‌بس می‌ترسد از جنگ نمی‌ترسد چرا که جنگ، آن سوال مهم و  بلاجواب را به تاخیر می‌‌اندازد و حال آنکه پذیرش صلح و یا آتش‌بس آن سوال  استراتژیک را جلو می‌اندازد. جالب این است که عربستان در توجیه جنگ و  بعنوان دو مطالبه اساسی می‌گوید یکی از این دو را بپذیرید، پذیرش دولت  منصور هادی و عقب‌نشینی از تعز و عدن و این در حالی است که روزی که ارتش  سعودی به یمن حمله‌ور شد، انصارالله هادی را بعنوان دولت قانونی قبول داشت و بر تعز، عدن، لحج، مارب، بیضا، شبوه و... هم تسلطی نداشت همه این اتفاقات، حین جنگ و در دوره عاصفهًْ‌الحزم روی داده است با این وصف مردم عربستان و  از جمله شاهزادگانی که امنیت خویش را با خطر مواجه می‌بینند حق دارند عوامل چنین جنگی را مورد سوال قرار داده و درباره صلاحیت آنان در آینده برای  اداره این سرزمین‌ تردید نمایند. کما اینکه ادامه جنگ هم به انصارالله  امکان واکنش‌ نظامی در مناطق حساس عربستان را می‌دهد. یک مرتبه شلیک موشک  اسکاد‌بی‌انصار  به قلب «خمیش مشیط» در 121 کیلومتری خسارات عمده‌ای بر جای گذاشت که کشته شدن فرمانده نیروی هوایی متجاوز بخشی از این خسارت است، یک  بار دیگر شلیک دقیق موشکهای انصار به پایگاه نظامی السلیل واقع در 400  کیلومتری مرز یمن که در استان مرکزی واقع شده است، زنگ هشدارباش را به صدا  درآورده است زدن یکی از شهرهای استان ریاض ثابت کرد که برای انصارالله  امکان شلیک به مراکز حساس پایتخت عربستان وجود دارد. اینکه تصرف بخش‌هایی از استانهای سه‌گانه جنوب عربستان از توانایی انصارالله در بخش زمینی خبر  داد. علیهذا رهبر انصارالله روز گذشته از احتمال دست زدن به بسیج عمومی به  منظور پایان دادن به فتنه سعودی خبر داد. اگر این تهدید عملی شود به این  معناست که رژیم سعودی باید خود را برای مواجه با چند میلیون نیروی یمنی به  حرکت درآمده آماده کند که البته نمی‌تواند. آنچه از مجموعه تحولات میدان به چشم می‌آید این است که رژیم سعودی اگرچه دستاوردی نمی‌تواند داشته  باشد، این رژیم جنگ را تا زمانی نامعلوم ادامه می‌دهد و براین اساس باید در انتظار تداوم جنایات از سوی آل‌سعود بود. اینکه روز گذشته و علیرغم اعلام  آتش‌بس از سوی سازمان ملل، رژیم سعودی به حملات خود علیه مردم مظلوم یمن  ادامه داد نشان می‌دهد که ریاض نمی‌تواند بدون دستاورد حتی به آتش‌بس محدود انسانی تن دهد. در نقطه مقابل آن، جنبش انصارالله نمی‌تواند برای صلح،  استقلال و تمامیت ارضی این کشور را نادیده بگیرد. صلحی ارزشمند است که در  آن آزادی عمل کشور و مرزهای آن از تعرض مصون باشد و تداوم جنگ تا زمانی که  به تحقق این منجر شود، ضرورت و مشروعیت دارد. برای انصارالله، صلح و ختم جنگ اهمیت دارد و از این رو سیدعبدالملک بدرالدین، روز گذشته ضمن اشاره به نیاز یمن به قطع تجاوز از شکننده بودن آن و عدم پایبندی متجاوز به آتش‌بس  انتقاد کرد اما در عین حال انصارالله محکوم به پذیرش هر صلحی نیست چرا که  از یک سودفاع در برابر تجاوز، خود مشروعیت‌زاست و از سوی دیگر انصارالله  برای رسیدن به صلحی که تمامیت ارضی و استقلال و امنیت یمن تامین کند،  توانایی ادامه جنگ را دارد. انصارالله بخوبی می‌داند که طرف مقابل، از هر  امکانی که می‌توانسته استفاده کرده و در صحنه منطقه‌ای و بین‌المللی هم بیش از این امکانی برای کمک به رژیم سعودی برای تغییر معادله ندارد و لذا صحنه جنگ برای انصارالله کاملا روشن و همراه با نتایج مشخص می‌باشد. اما ذکر یک نکته هم اهمیت دارد. تجربه رژیم‌هایی نظیر سعودی و صهیونیستی بیانگر آن است که این نوع رژیم‌ها وقتی نتوانند در فرایند طبیعی به نتیجه برسند برای آنکه شکست خود را تحت‌الشعاع قرار داده و ضرورت پایان دادن به جنگ را عامل اصلی توقف جنگ معرفی نمایند به یک جنایت ویژه دست می‌زنند. رژیم آل‌سعود  در این جنگ بیش از 100 روزه از هیچ جنایتی فروگذار نکرد، اما در عین حال با محدودیت‌هایی هم مواجه بوده و ترس‌هایی هم داشته است. بر این اساس این  امکان وجود دارد که رژیم عربستان به اقدام رذیلانه‌ای روی‌آورد که رژیم  صهیونیستی در جریان جنگ 33 روزه در روستای «قانا» انجام داد و یا جنایت  هولناکی که علیه پناهندگان به مدرسه «ازوا» در غزه مرتکب شد. این باید مورد توجه جدی باشد و هشدارهای لازم داده شود.

ماجرای عابدی که فریب خورد و زن بدکاره ای که بهشتی شد

 

... و آن زن بدکاره همان شب از این جهان رفت، و چون صبح شد دیدند بر در خانه ‏اش نوشته شده: بر سر جنازه این زن (براى دفن و كفن او) حاضر شوید كه او از اهل بهشت است، مردم همه در شك و تردید فرو رفتند...
گروه فرهنگی مشرق: مرحوم کلینی در کتاب روضه کافی از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود: در بنى اسرائیل مرد عابدى بود كه به هیچ وجه به دنیا آلوده نشده و گرد آن نگشته بود، شیطان كه از وضع او رنج می برد، از بینى خود فریادی كشید، لشكریانش به دور او جمع شدند، بدانها گفت: كدام یك از شما می تواند این شخص را از راه به در كند؟ یكى گفت: من. گفت: از چه راهی به سراغش می روى؟ پاسخ داد: از راه زنها. شیطان گفت: تو حریف او نیستى، چون او زنان را نیازموده (و لذتى از آنها نبرده كه گول بخورد). دیگرى گفت: من. پرسید: تو از چه راهی گولش می زنى؟ گفت: از راه باده‏گسارى و خوشی ها. بدو گفت: تو هم مرد این كار نیستى چون او اهل اینها نیست. سومى گفت: من او را گمراه می كنم، پرسید: از چه راهی؟ گفت: از راه كار خیر. شیطان گفت: برو كه تو حریف او هستى. شیطانك بیامد و در برابر او جایى را انتخاب و شروع به نماز خواندن كرد. و آن عابد چنان بود كه شبانه‏روز قدرى می خوابید و استراحت می كرد، ولى شیطانك هیچ نمی خوابید و استراحت نداشت و یكسره نماز می خواند. آن مرد عابد كه خود را در برابر او كم ارزش دید و عبادتش را كوچك شمرد، به نزد آن شیطانك رفت و بدو گفت: اى بنده خدا چه چیز تو را بر این همه نماز خواندن نیرو داده است؟ پاسخش را نداد. بار دوم پرسید، باز هم پاسخش را نداد. تا بار سوم كه پرسید گفت: اى بنده خدا من گناهى كرده‏ام‏ و از آن توبه نموده‏ام و هر گاه آن گناه را به خاطر مى‏آورم به نماز خواندن نیرو می گیرم. مرد عابد گفت: آن گناه را به من هم بگو تا انجام دهم و دنبالش توبه كنم و در نتیجه (مانند تو) بر خواندن نماز نیرو بگیرم. شیطانك بدو گفت: به شهر برو و سراغ فلان زن فاحشه را بگیر و دو درهم به او بده و با او درآویز و كام خود برگیر (و سپس توبه كن تا مانند من بر عبادت نیرو بگیرى). عابد گفت: دو درهم را از كجا بیاورم؟ من كه نمی دانم درهم چیست؟ شیطان از زیر پاى خود دو درهم بیرون آورده به او داد. عابد برخاست و با همان جامه و لباس خود كه در آن عبادت می كرد به شهر درآمد و سراغ منزل آن زن را گرفت، مردم او را به خانه آن زن راهنمائى كردند و گمان كردند براى موعظه او آمده است.  عابد به نزد آن زن رفت و دو درهم را پیش او انداخت و بدو گفت: برخیز. زن برخاست و به درون اطاق خود رفت و به مرد عابد گفت: داخل شو. عابد به درون اطاق رفت. آن زن بدو گفت: اى مرد تو در وضع و لباسى به خانه من آمده‏اى كه معمولا كسى با این وضع و لباس نزد من نمی آید، شرح حال خود را براى من بگو، عابد سرگذشت خود (و شیطان) را براى آن زن تعریف كرد. زن گفت: اى بنده خدا ترك گناه آسانتر از توبه كردن است، و چنان نیست كه هر كس توبه كند بدان برسد (و توبه‏اش پذیرفته گردد)، به نظر می رسد كه آن كس (كه این راه را پیش پاى تو گذارده) شیطانى بوده در نظرت مجسم شده (تا تو را از راه به در كند) اكنون بازگرد كسى را (در آنجا) نخواهى دید. عابد برگشت و آن زن همان شب از این جهان رفت، و چون صبح شد دیدند بر در خانه ‏اش نوشته شده: بر سر جنازه این زن (براى دفن و كفن او) حاضر شوید كه او از اهل بهشت است. مردم همه در شك و تردید فرو رفتند، و به خاطر همان تردیدى كه در كار او پیدا كرده بودند تا سه روز جنازه‏اش را به خاك‏ نسپردند، خداى ـ عز و جل ـ به پیغمبر آن زمان وحى فرمود: بالاى جنازه فلان زن برو و بر آن نماز بخوان و به مردم بگو: بر او نماز بخوانند كه من او را آمرزیدم و بهشت را بر او واجب كردم چون فلان بنده مرا از گناه و نافرمانى من باز داشت. منبع: کتاب روضه کافی، شیخ کلینی، ترجمه آیت الله رسولی محلاتی، ج 2 ص 242

اهداف اقتصادی صهیونیست‌ها از توافق با آل‌سعود/ شروط ریاض و تل‌آویو برای ایران

پشت پرده یک استراتژی محرمانه؛

 

تل آویو و ریاض معتقدند که اگر بخواهند بپذیرند که دو سوم عراق و سوریه و نیمی از لبنان در اختیار تهران قرار گیرد، ایران نیز باید از صادر کردن انقلاب خود کنار برود و سایر مناطق منطقه تحت سلطه عربستان و اسرائیل قرار گیرد.
گروه بین‌الملل مشرق - تیری میسان تحلیلگر فرانسوی در مقاله‌ای به بررسی استراتژی محرمانه رژیم صهیونیستی برای 10 سال آینده در تشکیل ائتلاف با عربستان سعودی پرداخت و نوشت که هیچ ‌کس در خاورمیانه نمی‌داند که توافق احتمالی تهران و واشنگتن در زمینه برنامه هسته‌ای ایران قواعد بازی در 10 سال آینده را مشخص خواهد کرد.
وی افزود: بر اساس اطلاعات ما از 17 ماه پیش یعنی بعد از آغاز مذاکرات مستمر بین واشنگتن و تهران در 27 ماه پیش، تل‌آویو نیز مذاکرات محرمانه‌ای با عربستان سعودی را آغاز کرده و در جریان آن 5 بار با هیئت‌های عالی رتبه سعودی در هند و ایتالیا و جمهوری چک دیدار کرده است. اسرائیلی‌ها در سطوح مختلف به دنبال جاسوسی از مذاکرات بین واشنگتن و تهران هستند تا مطالبات خود را با واقعیت‌های جدید سازگاری دهند. همکاری بین تل‌آویو و ریاض بخشی از طرح آمریکایی برای ایجاد قدرت مشترک عربی به میزبانی اتحادیه عرب، ولی تحت حاکمیت نظامی اسرائیل است. این موضوع مطلوب آمریکا است. به همین علت این نیروها در یمن وارد عمل شدند، ‌جایی که اسرائیلی‌ها هواپیماهای جنگی سعودی را در چارچوب ائتلاف عربی هدایت می کنند. اسرائیلی‌ها حتی مرکزی را برای فرماندهی ستاد این نیروها در سومالی انتخاب کرده اند. با این وجود ریاض در شرایط کنونی تا هنگامی که رژیم صهیونیستی ابتکار صلح عربی پیشنهاد شده به اتحادیه عرب در  سال 2002 از سوی ملک عبدالله را نپذیرفته، نمی‌خواهد به صورت رسمی همکاری خود با تل‌آویو را اعلام کند. این در حالی است که طرح مذکور شامل اذعان بین‌المللی به تشکیل شبه دولت فلسطینی است که در بهترین شرایط حتی سیاست خارجی و مؤسسات نظامی ندارد. علاوه بر اینکه آمریکایی‌ها کارمندان لازم برای اداره این دولت فلسطینی را که قطعاً تحت قیمومیت این کشور خواهد بود، تعیین می‌کنند.  در بدترین حالت ها،‌این دولت تنها یک ویترین خواهد بود که به دولت یهودی با تمامی اختیارات خود اجازه اعمال سیاست‌های نژادپرستانه خود را بدون پاسخ به مطالبات بین‌المللی خواهد داد. اسرائیلی‌ها و عربستان سعودی در ابعاد سیاسی برای تحقق چند هدف به توافق رسیده اند. 
-    شبه تحول به سمت دموکراسی در کشورهای حاشیه خلیج فارس. به این معنی که ملت‌ها در اداره کشور شریک شوند، البته به شرطی که این روند به پادشاهی موروثی و روش زندگی وهابیت در این کشور آسیبی نرساند. -    نظام سیاسی در ایران تغییر کند، البته بدون حمله بر ضد این کشور. -    دولت مستقل کردستان برای تضعیف ایران و ترکیه و عراق تشکیل شود، ‌این در حالی است که ترکیه از مدت‌ها پیش هم پیمان اسرائیل است. این طرح البته در سوریه دنبال نمی‌شود، چرا که این کشور باید به صورت دائمی تضعیف شود. اهداف رژیم صهیونیستی در ابعاد اقتصادی از توافق با عربستان سعودی شامل موارد زیر است: -    بهره‌برداری از چاه‌های نفت منطقه ربع الخالی و تشکیل اتحادیه بین عربستان و یمن و پادشاهی عمان و امارات.   -    بهره‌برداری از چاه‌های نفت اوگادین که تحت تسلط اتیوپی قرار دارد، همچنین احداث بندر عدن در یمن و تاسیس پل ارتباط دهنده بین جیبوتی و یمن.
به عبارت دیگر تل آویو و ریاض معتقدند که اگر بخواهند بپذیرند که دو سوم عراق و سوریه و نیمی از لبنان در اختیار تهران قرار گیرد، تهران نیز باید از صادر کردن انقلاب خود کنار برود و سایر مناطق منطقه تحت سلطه عربستان و اسرائیل قرار گیرد و ترکیه از موقعیتی که از سال 2012 تاکنون در منطقه در مورد نظارت بر تروریست ها اشغال کرده ، دست بردارد

چهار اثر منفی لغو تحریم‌های اقتصادی بر اقتصاد ایران

 

اگر مشکلات ساختاری اقتصاد کشور برطرف نشوند، با برداشته شدن تحریم‌ها، آن مشکلات ساختاری فراموش می‌شوند و اقتصاد ایران با همان وضعیت ناکارآمدی که در همه‌ی این سال‌ها داشته است، ادامه خواهد داد.
به گزارش مشرق، آیا تحریم‌های  خارجی بر اقتصاد ایران فقط زیان و خسارت تحمیل کرد؟ این سؤالی است که این  روزها بعد از گذشت 5 سال از اعمال فشارهای اقتصادی خارجی برخی از کارشناسان به‌گونه‌ای دیگر به آن پاسخ می‌دهند. واقعیت این است که طبق شواهد آماری و میدانی در واقع تحریم‌ها برای ایران اثر مثبتی هم داشته است که این اثر  مثبت اتفاقاً قابل‌توجه بوده است. برای مثال فرض کنید وقتی شلنگ گاز را به  لوله‌ی گاز متصل می‌کنید، برای تست نشتی آن از کف استفاده می‌کنید. اگر در  این کف حباب‌هایی ایجاد شود، معلوم است که نشتی دارد.

 امروز و در وضعیت موجود، تحریم‌ها برای اقتصاد ایران مثل آن کف برای  لوله‌ی گاز عمل کرده است؛ یعنی اکنون که تحریم هستیم، متوجه شده‌ایم که  اقتصاد کشور سوراخ‌ها و نشتی‌هایی دارد که بعضاً جدی نیز هستند. دلیل اینکه قبل از تحریم‌ها متوجه نشتی‌ها یا ضعف اقتصاد کشور نشده بودیم این است که  با دلارهای هنگفتی که از محل فروش نفت به‌ دست می‌آمد و بودجه‌ی سنگین  دولت، این سوراخ‌ها پوشانده می‌شدند و مشخص نبودند.

 در شرایط تحریم‌های اقتصادی متوجه شدیم که اقتصاد کشور از نظر ساختاری  مشکل جدی دارد. در واقع این تحریم‌ها چنین مسائل و مشکلاتی را به ما نشان  داد. حالا عده‌ای می‌گویند که برای حل مسائل اقتصادی باید تحریم‌ها را  برطرف کنیم. به نظر می‌رسد، قبل از بستن نشتی‌ها و سوراخ‌های اقتصاد  به‌دنبال برداشتن تحریم‌ها بودن دقیقاً مثل این است که قبل از برطرف کردن  نشتی گاز به‌دنبال پاک کردن کف از روی شلنگ باشیم. درحال‌حاضر، این کف به  ما نشان می‌دهد که نشتی وجود دارد. لذا به‌طورقطع اولویت اول در اقتصاد  ایران برداشتن تحریم‌ها نیست، بلکه اولویت اول اصلاح ساختار اقتصاد و در  واقع بستن سوراخ‌ها و نشتی‌های آن است.

 بشکه آبی را فرض کنید که شلنگی داخل آن است. این بشکه همیشه پر به نظر  می‌رسد. وقتی آب این شلنگ قطع می‌شود، سطح آب این بشکه نیز مرتباً کاهش  پیدا می‌کند. بعد از بررسی مشخص می‌شود که این بشکه سوراخ است. ممکن است  بگویید چرا قبلاً سوراخ نبوده است؟ اما باید بدانید که قبلاً نیز سوراخ  بوده است، اما چون حجم آبی که در بشکه ریخته می‌شد بیشتر از حجم آبی بود که خارج می‌شد، متوجه سوراخ نمی‌شدیم. توجه داشته باشید، مسئله‌ی تحریم‌ها  نیز به این ترتیب است.

 اگر مشکلات ساختاری اقتصاد کشور برطرف نشوند، با برداشته شدن تحریم‌ها آن  مشکلات ساختاری فراموش می‌شوند و اقتصاد ایران با همان وضعیت ناکارآمدی که  در همه‌ی این سال‌ها داشته است، ادامه خواهد داد. بنده به چند اتفاقی که  بعد از برداشتن تحریم‌ها ممکن است در وضعیت کنونی اقتصادی کشور بیفتد اشاره می‌کنم. در وضعیت کنونی اقتصاد در کشور که بعداً درباره‌ی چگونگی وضعیت آن بحث می‌شود، برداشتن تحریم‌ها چند اثر قطعی خواهد داشت. یکی افزایش صادرات نفت خام است که امروز به دلیل تحریم‌ها محدود شده و تقریباً به یک‌میلیون  بشکه در روز رسیده است. بعضی از مسئولان صنعت نفت در تلاش هستند که این  مقدار را به پنج میلیون بشکه در روز برسانند.

 درحالی‌که یکی از افتخارات اقتصاد ایران این است که فروش نفت خام را که در سال 56 حدود شش میلیون بشکه در روز بوده است به جایی رسانده است که با  فروش یک‌میلیون بشکه نفت خام در روز نیز این اقتصاد اداره می‌شود. بااینکه  افزایش صادرات نفت خام در کل به ضرر اقتصاد ایران بوده است اما متأسفانه  بسیاری از مسئولان و مشخصاً وزیر محترم نفت بر رساندن این عدد به پنج  میلیون بشکه فروش نفت خام تأکید دارند و دلیل اینکه نمی‌توانند این کار را  بکنند وجود تحریم‌ها می‌دانند. به نظر بنده، از این جهت تحریم به‌عنوان  عاملی مثبت عمل کرده است؛ زیرا فروش نفت خامِ بیشتر به‌هیچ‌وجه به نفع  اقتصاد ایران نیست.

آیا افزایش صادرات نفت یک دستاورد مثبت است؟ به نظر می‌رسد افزایش صادرات  نفت خام در نتیجه‌ی برداشتن تحریم‌ها، اقدام و دستاورد مثبتی نیست. یکی از  دلایلِ آن این است که نفت خامی که صادر می‌شود، سرمایه‌ی کشور و ملت است که به ثمن بحث فروخته می‌شود.

به نظر می‌رسد از هر بشکه نفت خامی که می‌فروشیم در غرب هزار و سیصد دلار  ارزش‌افزوده ایجاد می‌شود. درحالی‌که نفت خام در شرایط فعلی پنجاه تا شصت  دلار فروخته می‌شود. بنابراین در وضعیت فعلی فروش بیشتر نفت خام در واقع به معنی حراج کردن سرمایه‌های ملی است، بهتر است نفت خام را با تقویت تولید  داخلی به محور توسعه‌ی صنعتی کشور تبدیل کنیم و آن هزار و سیصد دلار  ارزش‌افزوده‌ای که غربی‌ها از هر بشکه نفت به دست می‌آورند خود کسب کنیم.  این‌گونه علاوه ‌بر اینکه رفاه بیشتری ایجاد می‌شود، اشتغال فوق‌العاده‌ای  نیز حاصل خواهد شد. در نهایت نیز قدرت اقتصادی کشور در سطح بین‌الملل  افزایش می‌یابد.

 در واقع کشوری که نفت خام بیشتری می‌فروشد کشور پیشرفته‌ای دانسته  نمی‌شود. درحال‌حاضر عربستان روزانه حدود ده میلیون بشکه نفت خام صادر  می‌کند، اما هیچ‌کس در هیچ‌کجای دنیا عربستان را اقتصادی قدرتمند و پیشرفته نمی‌داند. درحالی‌که اگر نفت خام را به‌جای صادر کردن به فرآورده و  محصولات صنعتی پیچیده‌ای که در پایین‌دست نفت خام و گاز وجود دارند یا به  محصولات دانش‌بنیان تبدیل کنیم، ارزش فوق‌العاده‌ای دارد و همان‌طور که عرض شد می‌تواند مقدار تولید و اشتغال را بیشتر کند و قدرت اقتصاد کشور را در  سطح بین‌الملل تا حد زیادی افزایش دهد.

 مورد دومی که در اثر برداشتن تحریم‌ها در وضعیت فعلی اتفاق می‌افتد،  افزایش شدید واردات است. واقف هستید که به دلیل تحریم‌ها حدود صد تا صد و  چهل میلیارد دلار از درآمدهای نفتی ایران در حساب‌های خارجی بلوکه ‌شده  است. سؤالی که مطرح می‌شود این است که بعد از برداشته شدن تحریم‌ها چه  اتفاقی برای این مبالغ بلوکه‌شده خواهد افتاد؟ بخشی از آن که قبلاً به بانک مرکزی فروخته شده است. بانک مرکزی نیز لاجرم باید آن را در خزانه نگهداری  کند و وارد بازار نکند. بخشی نیز متعلق به دولت است که طبیعتاً تبدیل به  واردات خواهد شد، اما آیا به واردات سرمایه‌ای تبدیل خواهد شد؟ عرض می‌کنم  که خیر؛ زیرا به واردات مصرفی تبدیل خواهد شد. دلیل این است که درحال‌حاضر  گفته می‌شود حدود شصت تا هفتاد درصد ظرفیت صنعت در اقتصاد ایران تعطیل است؛ یعنی از سرمایه‌گذاری انجام‌شده بهره‌برداری نمی‌شود. این از خلأها،  ضعف‌ها و مشکلات بنیادین اقتصاد کشور است که درحال‌حاضر با آن  دست‌به‌گریبان هستیم. در حقیقت این مشکلات ناشی از ضعف مدیریت است؛ زیرا  سرمایه‌گذاری انجام شده و کارخانه ساخته شده است، اما از آن بهره‌برداری  نمی‌شود.

 قطعاً در این شرایط دلارهای نفتی به سرمایه‌گذاری جدیدی تبدیل نخواهد شد؛  زیرا درحال‌حاضر سرمایه‌گذاری‌هایی داریم که از آن‌ها استفاده نمی‌شود.  بنابراین سرمایه‌گذاری جدید منطقی نخواهد بود. در نتیجه گرایش به واردات  کالاهای لوکس و لوکس‌گرایی در اقتصاد کشور افزایش خواهد داشت. واردات  کالاهایی که مشابه ایرانی آن وجود دارد تولید ملی را دچار لطمه می‌کند.  واردات کالاهای اساسی نیز خودکفایی در زمینه‌ی تولید کالاهای اساسی را به  تعویق می‌اندازد. اکنون در شرایط تحریم ده تا چهارده میلیارد دلار در سال  واردات محصولات کشاورزی داریم. بعضی از مسئولان کشاورزی کشور می‌گویند بحث  رسیدن به خودکفایی در زمینه‌ی کشاورزی مزخرف است. تصور کنید که دولت با این دلارهایی که دارد می‌تواند واردات کشاورزی بیشتری داشته باشد. در نتیجه  باید منتظر باشیم که واردات کشاورزی کشور از ده تا چهارده‌ میلیارد دلار به بیست ‌میلیارد دلار برسد. به‌تبع آن مزارع کشور از رونق می‌افتد و  بهره‌وری کشاورزی در کشور پایین می‌آید. سطح زیر کشت کاهش پیدا می‌کند و  بهره‌وری آبی کاهش خواهد داشت.

به این علت که دلیلی برای تولید مواد کشاورزی دیده نمی‌شود؛ زیرا هرآنچه  لازم است وارد می‌شود. طبیعتاً این روند باعث کاهش قیمت محصولات کشاورزی  خواهد شد و سود کشاورز را کم خواهد کرد. به‌تبع آن باید منتظر باشیم تا  مقادیر زیادی از زمین‌های کشاورزی کشور تعطیل شوند و دیگر در آن‌ها کشتی  انجام نشود. این اتفاقی است که درحال‌حاضر تا حدودی شاهد رخ دادن آن هستیم.

 در حال حاضر از سی‌وهفت تا سی‌وهشت میلیون هکتار زمین قابل‌کشت در حدود  پانزده میلیون آن با روش‌های سنتی کشت می‌شود؛ یعنی درحال‌حاضر حدود  بیست‌ودو تا بیست‌وسه‌ میلیون زمین قابل‌کشت کشور تعطیل است. در شرایط  کنونی اقتصادی با بیشتر شدن واردات محصولات کشاورزی که در نتیجه‌ی آزاد شدن دلارهای نفتی اتفاق افتاده است، باید منتظر ضعیف‌تر شدن بخش کشاورزی کشور و حتی شاید زمین خوردن آن باشیم.

سومین تأثیری که برداشتن تحریم‌ها در وضعیت فعلی اقتصاد ایران دارد، حضور  بیشتر شرکت‌های غربی در صنعت نفت و گاز کشور خواهد بود. حدود صد و شش الی  صد و هفت سال است که ایران نفت خام استخراج می‌کند.. تقریباً در همه‌ی  ادوار شرکت‌های غربی در ایران حضور داشته‌اند و به‌اصطلاح برای ایران و با  ایران کار می‌کرده‌اند. حضور این شرکت‌های غربی در دوران قبل از انقلاب  بسیار جدی‌تر بوده است، اما در دوران بعد از انقلاب نیز کم‌وبیش حضور اصلی  در این صنعت متعلق به شرکت‌های غربی بوده است.

 حضور شرکت‌های غربی باعث عقب‌افتادگی بسیار جدی در صنعت نفت ایران شده است که حتی امروز نیز احساس می‌شود. بااینکه سال‌های مدیدی شرکت‌های غربی در  اقتصاد ایران حضور داشته‌اند، هنوز کشوری که این همه سال نفت و گاز استخراج کرده است و دارنده‌ی مجموع بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز جهان است، نمی‌تواند یک دکل حفاری بدون نقص تولید کند. به این دلیل که وقتی شرکت‌های غربی در  ایران حضور پیدا می‌کنند، اجازه‌ی دست به سیاه‌وسفید زدن در صنعت نفت را به ایرانیان نمی‌دهند. این شرکت‌ها خوشان چاه می‌زنند. خودشان استخراج  می‌کنند. خودشان سکوی نفتی می‌زنند. از تجهیزات و تکنولوژی و هرچه لازم  است، همراه خود می‌آورند. درحالی‌که بحث انتقال تکنولوژی یا (Technology  Transfer) در قراردادهای نفتی ایران با این شرکت‌های غربی وجود داشته است.  در واقع انتقال تکنولوژی جزء ثابت قراردادهاست، اما هرگز چنین چیزی اجرا  نشده است.

 جالب است بدانید که در مقاطعی در همین سال‌های اخیر، قبل از شدت تحریم‌ها و خروج شرکت‌های غربی از ایران، همین شرکت‌های غربی در سرزمین ما و برای  چاه‌های نفتیما قطعات تولید می‌کردند، اما تابلو می‌زدند و حصار می‌کشیدند  که «ورود ایرانی ممنوع». بنابراین مهم‌ترین خسارت شرکت‌های نفتی به ایران  این است که باعث این شدند صنعت نفت ایران صنعتی پیشرفته نباشد. درحالی‌که  علم آن را داریم، دانشمندان و کارشناسان قوی نیز داریم که اگر به آن‌ها  اجازه داده شود خودشان صنعت نفت ایران را خودکفا می‌کنند.

مسئله‌ای که باعث ناراحتی بنده شده است این است که همین چند روز پیش چند  شرکت نفتی آمریکایی به شرکت نفت ایران نامه‌ای نوشته بودند با این مضمون که اگر تحریم‌ها برداشته شود، برای سرمایه‌گذاری در ایران آماده هستند.  دوستان وزارت نفت، ظاهراً یکی از معاونان، پاسخ داده بود که هیچ مانعی  ندارد. شرایط رقابتی است. در واقع تولیدکننده‌ی داخلی قطعات نفت و  تولیدکننده‌ی آمریکایی و غربی هرکدام قطعات بهتر و با قیمت کمتری ارائه  دهد، از آن استفاده خواهیم کرد.

بنابراین امروز فضای رقابت به‌گونه‌ای ایجاد می‌شود که تولیدکننده‌ی داخلی  با تولیدکننده‌ی آمریکایی رقابت کند. دستاوردهایی که در صنعت نفت ایران به  دست آمده و بسیاری از قطعات پیشرفته‌ای که ساخته شده، در این چندساله‌ی  تحریم بوده است. در این مدت، دستگاه هیپس ساخته شده است. دستگاه هیپس  دستگاه فشارشکن سر چاهی است که بسیار دستگاه پیشرفته‌ای است. به دلیل  تحریم‌ها و اینکه فقط سه یا چهار کشور در دنیا تولیدکننده‌ی آن بوده‌اند،  بچه‌های ایران آن را ساخته‌اند. همین‌طور می‌توان به ساخت فلکه‌ی بستن مخزن چاه نفت در عمق چند هزار متری و بعضی تجهیزات دیگر مانند لوله‌های  دوجداره‌ای که داخل چاه نفت قرار می‌گیرد و علاوه بر تزریق گاز برای  استخراج نفت و گاز نیز استفاده می‌شود، اشاره کرد.

ظاهراً سه کشور در دنیا تکنولوژی ساخت چنین لوله‌ای را دارند. ازآنجاکه این تجهیزات در اختیار ایران قرار داده نمی‌شد در زمان تحریم‌ها مجبور به ساخت آن‌ها شده‌ایم. حال وقتی شرکت‌های غربی نفتی برگردند، طبیعتاً دوباره صنعت نفت ایران به کُما می‌رود و ترقی و پیشرفت صنعت نفت مجدداً متوقف می‌شود.  مسئولان کشور به احتمال زیاد خواهند گفت، کمااینکه امروز نیز می‌گویند،  حالا که مشابه غربی آن تولید می‌شود دیگر نیازی به تولید ما نیست.

تأثیر بعدی حاصل از برداشتن تحریم‌ها، بیماری هلندی در اقتصاد ایران است.  بیماری هلندی در بعضی کشورها این‌گونه است که وقتی دلارهای نفتی مقدار  قابل‌توجهی افزایش پیدا می‌کند، قیمت زمین و مسکن در آن اقتصادها بالا  می‌رود. علت نیز این است که کالاهای دیگر وارد می‌شوند، اما زمین و مسکن  واردشدنی نیستند. در حقیقت زمین و مسکن دارایی‌های غیرمنقول و ثابتی هستند  که در شرایطی که قیمت دلارهای نفتی در اقتصاد افزایش یابد، افزایش قیمت  خواهند داشت.

بر اثر افزایش قیمت زمین و مسکن تورم القایی ایجاد خواهد شد. به این معنی  که با گران شدن زمین و مسکن چیزهای دیگر نیز گران خواهند شد. بااینکه ربطی  به یکدیگر ندارند اما به دلیل ناکارآمدی ساختار اقتصاد کشور این اتفاق  خواهد افتاد.

بخش اعظمی از این ناکارآمدی در اقتصاد کشور به دلیل اشکالاتی است که در  مدیریت اقتصادی وجود دارد. قبلاً نیز این‌گونه بوده است. وقتی قیمت بنزین  افزایش می‌یافت، قیمت گوجه‌فرنگی نیز افزایش پیدا می‌کرد. وقتی قیمت دلار  افزایش داشت، کرایه‌ی تاکسی نیز افزایش پیدا می‌کرد. به این تورم القایی  می‌گویند. این تورم با مدیریتی مناسب کنترل‌شدنی است؛ زیرا توهمی است و  واقعی نیست. متأسفانه وقتی مقامات پولی، بانک مرکزی و مقامات دولتی کشور به این موضوع توجه نمی‌کنند، این مدیریت نیز اتفاق نمی‌افتد. لذا وقتی قیمت  یک کالا افزایش بیابد، قیمت بقیه‌ی کالاها نیز افزایش می‌یابد.

  در وضعیت فعلی و در الگوی مدیریت اقتصادی فعلی کشور قطعاً بیماری هلندی  اتفاق خواهد افتاد؛ یعنی با افزایش قیمت زمین و مسکن، قیمت بسیاری از کالای دیگر نیز افزایش خواهد داشت. در واقع به‌جای ‌اینکه شاهد شکستن تورم  باشیم، تورم جدیدی اتفاق خواهد افتاد. مگر اینکه برآیند این تورم با افزایش شدیدتر واردات کالا جبران شود که در واقع این به معنای ذبح کردن تولید ملی خواهد بود.

 آیا در صورت لغو تحریم‌ها با افزایش تورم مواجه خواهیم بود؟ برداشتن کلی  تحریم‌ها اثری مثبت و منفی بر تورم خواهد داشت که درحال‌حاضر نمی‌توان مشخص کرد برآیندها چه خواهد بود. اثر منفی این است که با افزایش وارداتی که  اتفاق می‌افتد قیمت کالاها مقداری کاهش پیدا می‌کند یا کنترل می‌شود، البته این افزایش واردات به‌هیچ‌عنوان مطلوب نیست فقط کنترلی بر تورم دارد. از  طرف دیگر به دلیل اینکه بیماری هلندی اتفاق می‌افتد و با افزایش قیمت زمین و مسکن اثری تورم القایی در کل اقتصاد پخش خواهد شد.

 اینکه موازنه‌ی دو اثر مثبت و منفی در نهایت چگونه خواهد بود؟ و آیا  برآیند آن مثبت خواهد بود؟ یا منفی؟ کسی نمی‌داند، اما بنده شخصاً با توجه  به سابقه‌ای که از اقتصاد ایران در ذهن دارم و الگوی مدیریتی حاکم بر  اقتصاد ایران که شاهد آن هستیم، عرض می‌کنم که اگر اقتصاد را اصلاح نکنیم و این تحریم‌ها به‌صورت یکجا برداشته شوند، تورم بیشتر خواهد شد.

 در نتیجه برداشتن تحریم‌ها یکجا در وضعیت فعلی و بدون سامان دادن وضعیت  اقتصادی کشور باعث ایجاد دو پدیده‌ی بسیار نامطلوب در اقتصاد ایران خواهد  شد. اول، تضعیف تولید ملی است که تقریباً وقوع آن قطعی است. دوم، وابستگی و شکنندگی بیشتر اقتصاد است. به دلیل افزایش فروش نفت خام وابستگی به فروش  نفت خام ایجاد می‌شود. از طرفی وابستگی بیشتر به واردات کالاها حاصل  می‌شود. افزایش کالاهای وارداتی بر فرهنگ مصرف تأثیرات سوء خواهد داشت؛  زیرا بخشی از این کالاها، کالاهای تجملاتی هستند. همچنین تولید محصولات  اساسی کاهش پیدا خواهد کرد و بخشی از تولید ملی که امروز شاهد آن هستیم و  در واقع کالاهای مشابه خارجی را تولید می‌کنند تضعیف خواهند شد، تعدادی از  کارخانه‌ها و مجموعه‌های اقتصادی تعطیل می‌شود و آمار بیکاری افزایش خواهد  یافت. در نتیجه شکنندگی اقتصاد کشور بیش از گذشته نمایان خواهد شد.

تحریم‌ها چه میزان مؤثر است؟ بررسی‌ها نشان می‌دهد کمتر از بیست درصد  مشکلات امروزِ اقتصاد ایران به علت تحریم‌های اقتصادی است و هشتاد درصد  بقیه به علت نامطلوب بودن ساختار اقتصادی ایران است. این نامطلوب بودن  ساختار اقتصادی را بنده مسئله‌ی فرهنگی می‌دانم؛ یعنی تا حدی فرهنگ اقتصادی کشور مشکل دارد. در واقع تا حدودی فرهنگ مصرف، تولید و مخصوصاً فرهنگ  مدیریت کشور مشکل دارد. اینکه گفته می‌شود که درست مدیریت نمی‌کنیم به این  معنی نیست که دانش یا تکنولوژی مدیریت را در اختیار نداریم، بلکه فرهنگ  درست مدیریت کردن را نداریم. همین‌که مدیری بدون اینکه بررسی دقیقی انجام  شده باشد تمام مشکلات دستگاه اجرایی را به مسئله تحریم‌ها حواله می‌دهد به  این معناست که فرهنگ مدیریت درست را ندارد؛ زیرا قبل از هرچیز باید بررسی  می‌کرد که مشکل از کجاست.

 برای مثال از وزیری سؤال می‌شود که مشکل فرودگاه امام خمینی (ره) چه موقع  برطرف خواهد شد؟ او در پاسخ می‌گوید که این مشکل تحریم‌هاست باید تحریم‌ها  برداشته شود. فرودگاه امام خمینی (ره) داخل مرزهای کشور است. مسئله‌ی  آسفالت یا ساختار اداری آن ربطی به تحریم‌ها ندارد. بنابراین چنین چیزی  ناشی از فرهنگ مدیریت نادرست کشور است که بدون بررسی همه‌چیز را به بحث  تحریم‌ها حواله می‌دهد.

تحریم‌هایی که به نظر بنده قرار نیست که برداشته شود؛ زیرا تحریم‌کنندگان  به‌صورت لایه‌ای به‌نحوی این تحریم‌ها را تنظیم کرده‌اند که حتی اگر  مسئله‌ی برنامه‌ی هسته‌ای ایران به‌طور کامل منحل شود، نه اینکه حل شود،  تحریم‌ها سر جای خود خواهد بود؛ زیرا عللی مثل حقوق بشر، برنامه‌ی موشکی  ایران و حمایت از تروریسم و مواردی از این قبیل برای تحریم‌ها در نظر گرفته شده است که برداشته نخواهد شد. بنابراین اینکه همه‌چیز به مسئله‌ی  تحریم‌ها حواله داده می‌شود به علت مشکلاتی است که در فرهنگ مدیریتی کشور  وجود دارد.

این فرهنگ مدیریت در واقع فرهنگ راحت‌طلبی است. برای مثال فرض کنید احتیاج  است که مبادله‌ی بین‌المللی و بسیار ضروری انجام شود، اما شبکه‌ی بانکی  کشور تحریم است. اگر به دلیل تحریمِ شبکه‌ی بانکی این کار را انجام نشود  نوعی راحت‌طلبی است. روش‌های دیگری نیز برای انجام همان مبادله بین‌المللی  وجود دارد که به روش‌های دور زدن تحریم‌ها مشهور است که به دلیل فرهنگ  تنبلی مدیریت گفته می‌شود تا زمانی ‌که تحریم‌ها به‌طور کامل برداشته نشود  هیچ اقدامی برای انجام آن صورت نمی‌گیرد. فرض کنید در مورد پول‌های نفت  بلوکه‌شده در کشورهای دیگر از آقای وزیر نفت سؤال شود و ایشان پاسخ دهند که منتظر هستند که تحریم‌ها برداشته شود تا بتوانند از آن‌ها استفاده کنند.  درحالی‌که همه‌ی کارشناسان تحریم می‌دانند از پول‌های نفتی بلوکه‌شده با  روش‌هایی اندکی دشوارتر قطعاً می‌توان استفاده کرد. در واقع می‌توان آن  دلارها را به‌صورت نقد وارد کشور کرد و در بازار عرضه نمود یا اینکه با  آن‌ها کالاهای ضروری را وارد نمود. به نظر بنده، باید بخشی از این دلارها  به‌صورت ذخایر باقی بماند و از آن‌ها استفاده نشود و بخشی نیز برای ضروریات استفاده شود؛ مثلاً برای واردات تکنولوژی و امثال آن. بنابراین این فرهنگ  مدیریت تنبلی است که می‌گوید هیچ کاری انجام ندهید و دست‌روی‌دست بگذارید  تا زمانی ‌که تحریم‌ها برداشته شوند.*

 

* دکتر حجت‌الله عبدالملکی؛ اقتصاددان و عضو هیئت‌علمی دانشگاه امام صادق

منبع: برهان

چرا عراق از خاک ایران عقب‌نشینی کرد؟

به روایت صدام
چرا عراق از خاک ایران عقب‌نشینی کرد؟

احساس سربازان و ارتشیان ما (عراق) در هنگامی که از اراضی و حقوق خود دفاع می‌کنند با حالتی که در عمق مثلاً هشتاد کیلومتری سرزمین دشمن قرار دارند، متفاوت است. ‌

            

خبرگزاری فارس: چرا عراق از خاک ایران عقب‌نشینی کرد؟                
                                                                               
    •                         
    •                                                 
 

به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، در توضیح دلایل و عوامل و چگونگی اتخاذ تصمیم سیاست تعقیب متجاوز علل گوناگونی از طرف فرماندهان و کارشناسان نظامی ذکر شد. عواملی که دست به دست هم داد تا ایران طرح اولین عملیات برون مرزی خود یعنی عملیات رمضان را در جنگ تحمیلی بریزد.

در «ماهنامه نگین» ایران به دلایل انجام حمله رمضان اشاره شده که بخشی از آن را در مطالب قبل منتشر کردیم. در ادامه علاوه بر آن‌چه ذکر شد می‌توان به محورهای زیر اشاره کرد:‌

*دلایل عقب‌نشینی عراق

دو انگیزه و عامل برای عقب‌نشینی عراق می‌توان ذکر کرد: "ناتوانی در حفظ برتری نظامی" و "تحمیل شرایط جدید سیاسی به ایران." در توضیح عامل اول، موارد زیر قابل توجه است.

الف: ناتوانی نظامی عراق در رویارویی با تهاجمات گسترده و محدود رزمندگان جمهوری اسلامی ایران در جبهه‌های جنگ، فرو رفتن در لاک دفاعی را به ارتش این کشور تحمیل کرد. عراق با این اقدام، در واقع به پوشاندن نقاط ضعف خود مبادرت ورزید.

ارتش عراق هنگام آغاز تجاوز خود به خاک جمهوری اسلامی ایران، از چند محور تهاجم خود را صورت داده بود، لذا پیوستگی و الحاق میان بازوهای ارتش متجاوز در محورهای متعدد صورت نگرفته بود، در نتیجه در آرایش نیروهای عراق دو ضعف نمایان بود:‌

1ـ داشتن جناح. ‌

2ـ‌ در دسترس قرارگرفتن عقبه‌هایش. ‌

از این رو تهاجم رزمندگان اسلام به دو جناح نیروهای دشمن و نیز دور زدن آن‌ها و دست یافتن به عقبه‌های‌شان به فرو پاشی و درهم‌ریختگی خطوط و عقبه‌های دشمن می‌انجامید و امکان هرگونه مقاومت و ادامه نبرد را از نیروهای او سلب می‌کرد. بنابراین، دشمن با عقب‌نشینی سراسری قصد داشت سه ضعف عمده خود را مرتفع کند: ‌

1ـ‌ تشکیل خطوط پدافندی مناسب و متکی بر عوارض طبیعی و برطرف کردن عدم الحاق.

2ـ‌ کاهش خطوط پدافندی .    ‌

3ـ صرفه جویی در قوا و در نتیجه تشکیل نیروی احتیاط متحرک برای سپاه‌ها.    ‌

صدام در جلسه‌ای با فرمانده‌هان ارتش عراق دلایل عقب‌نشینی و ضرورت‌های ادامه جنگ را چنین برشمرد: «دلایلی که باعث بهبودی وضع ما پس از بازگشت به مرزهای بین‌المللی شد، عبارت است از: ‌

الف ـ طولانی بودن راه‌های مواصلاتی ما به جبهه در خاک ایران که این امر موجب مسایل زیر می‌شد: ‌

1ـ مشکل مانور.

2ـ نیروهای خودی به مسایل دفاع در خاک ایران کم‌تر اهمیت می‌دادند.

3ـ راه‌های مواصلاتی تدارکاتی، طولل و در خاک دشمن (ایران) بود. از سوی دیگر، ارتباط مرکز فرماندهی با قرارگاه‌های میدان جنگ به علت طولانی بودن، مورد تهدید قرار می‌گرفت، در این حالت نیروهای جلو در معرض انزوا قرار می‌گیرند به خصوص وقتی دشمن به طور مستقیم وارد محل شود (دور می‌زند.) دشمن روی این تاکتیک (جناح گرفتن و دورزدن) خیلی تکیه می‌کند. ‌

ما (ارتش عراق) مجبور بودیم برای حفظ آن جاده (عقبه‌ها،) نیروهای پشتیبانی بیش‌تری گسیل داریم؛ این وضع برای مسدود کردن معابر نفوذی بسیار سخت و غیرممکن است. نیروهای موظف به این امر چون اکثراً از نیروهای ذخیره هستند و آمادگی ندارند، قادر به مسدود کردن همه‌ی معابر نفوذی نیستند، ولیکن الان کلیه امکانات دفاعی برای حفظ خط مقدم فراهم شده و بخش‌های ذخیره تجربه کافی کسب کرده‌اند. ‌

ب ـ احساس سربازان و ارتشیان ما (عراق) در هنگامی که از اراضی و حقوق خود دفاع می‌کنند با حالتی که در عمق مثلاً هشتاد کیلومتری سرزمین دشمن قرار دارند، متفاوت است. ‌

ج ـ یکی از عوامل مهم دیگر این بود که دشمن (ایران) در سرزمین خود می‌جنگید و بالطبع آشنایی کامل با محیط داشت؛ مثلاً دشمن از رود کرخه و انشعابات آن و یا رود کارون استفاده می‌کرد و مسایل غیر مترقبه‌ای را برای ‌ما ایجاد می‌کرد (اصل غافل‌گیری) و نیروهای خط مقدم را در احاطه داشت.» [ اسناد به دست آمده در عملیات والفجر مقدماتی.]‌

براساس این سخنان، دشمن با عقب‌نشینی به مرزها در واقع به خطوط پدافندی خود عمق داد و آن را از آرایش و استحکامات مناسب دفاعی برخوردار ساخت. گذشته از این، عراق خود را آماده‌ی جنگ با تهاجم نیروهای پیاده ایران و مهار موج‌های تعرضی آن‌ها کرد. هم‌چنین نیروهای اصلی و هجومی خود را که در خط پدافندی قرار داده بود، آزاد کرد و آن‌ها را به عنوان نیروی احتیاط دور از خط مقدم مستقر کرد تا از آسیب دیدن در امان باشند. در نتیجه دشمن با این فرض که جنگ ادامه خواهد داشت و در این روند از تهاجمات پی‌درپی جمهوری اسلامی ایران در امان نخواهد بود، با عقب‌نشینی از برخی نقاط، به حفظ ماشین جنگی خود و کسب آمادگی لازم برای ادامه‌ی جنگ پرداخت.

درمورد عامل دوم، یعنی "تحمیل شرایط جدید سیاسی به ایران" یادآوری می شود که با وجود مشکلات نظامی که در حفظ متصرفات گریبان‌گیر عراق شده بود، حکومت این کشور در صدد بود تا با عقب‌نشینی از برخی اراضی ایران، نبرد از میدان‌های جنگ را به عرصه‌های سیاسی بکشاند و بدون آن که شرایط ایران برای صلح در نظر گرفته شود، با به دست آوردن وجهه‌ی صلح طلبی، هم ایران را وادار به پذیرفتن مانور جدید خود بکند هم با نگاهی به چندماه آینده که قرار بود میزبانی کنفرانس سران کشورهای غیر متعهد را عهده‌دار شود، شرایط دلخواه را به ایران تحمیل کند از طرف دیگر، چون ایران به عنوان یک عضو جدید و در عین حال مؤثر و انقلابی جنبش عدم تعهد به شمار می‌رفت، برای برگزاری کنفرانس غیرمتعهدها در بغداد دو راه فراروی جمهوری اسلامی قرار می‌داد: یا این‌که ایران در کنفرانس شرکت نمی‌کرد که ضررهای آن برای سیاست خارجی ایران جدی بود؛ یا اگر شرکت می‌کرد، با توجه به زمینه‌های مناسبی که در این کنفرانس وجود داشت بعید نبود که با اقدامات برخی کشورهای موجه و متنافذ به نوعی شرایط عراق بر ایران تحمیل شود. اما عراق نه تنها به این اهداف نرسید بلکه ایران با اتخاذ روشی مبنی بر تداوم نبرد تا تحقق شرایط خود، و درکنار آن، تلاش‌های مؤثر دیپلماتیک ، عراق را از میزبانی هفتمین کنفرانس سران جنبش عدم تعهد محروم ساخت. ‌

*عملیات رمضان

عملیات رمضان با این اندیشه طراحی شد که با حضور قوای نظامی ایران در پشت رودهای دجله و اروند و تسلط بر معابر وصولی بصره، در ادامه‌ی عملیات‌های فتح‌المبین و بیت‌المقدس و (فتح خرمشهر) عملاً از نظر سیاسی نظامی موقعیت مناسبی برای جمهوری اسلامی فراهم می‌آید و دشمن ناگزیر شرایط ایران برای صلح را خواهد پذیرفت، در غیر این‌صورت، امکان ادامه‌ی جنگ در آینده از موضع قوی‌تری فراهم شود.‌

منطقه‌ی عملیاتی رمضان یک زمینی مثلث شکل به وسعت 1600 کیلومتر مربع است که از شمال به کوشک و طلائیه و حاشیه‌ی جنوبی هورالهویزه به طول 50 کیلومتر و از غرب به رودخانه‌ی اروند به طول 80 کیلومتر و در شرق به خط مرزی شمالی جنوبی از کوشک تا شلمچه به طول 60 کیلومتر منتهی می‌شود. بر روی رودخانه‌ی اروند در این قسمت چهار پل (دو پل در منطقه نشوه و دو پل در منطقه‌ی تنومه) هست و در جنوب غربی این رودخانه شهر صنعتی و بندری بصره قرار دارد.

دشمن تا قبل از فتح خرمشهر، از آن‌جا که این شهر را کلید بصره می‌دانست و از دست دادن این شهر را ناممکن می‌پنداشت، در شرق بصره مواضع مستحکمی نداشت، لیکن در فرصتی که از حضور فکری نیروهای خودی در لبنان و تأخیر در اجرای عملیات رمضان به دست آورد، تغییرات مهمی را در زمین منطقه ایجاد کرد که قسمت اعظم آن مبتنی بر تجارب او از عملیات‌های گذشته بود.‌

بدین ترتیب دشمن با احداث خاک‌ریزهای مثلثی، خطوط پدافندی مناسبی را ایجاد کرد، علاوه بر این، کانالی به طول 30 کیلومتر و عرض یک کیلومتر را که مختص به پرورش ماهی بود، با پمپاژ آب در آن و احداث موانع و کمین و سنگرهای تیربار در حاشیه‌اش، به شکل مانعی بازدارنده در مقابل تعرض نیروهای خودی به سمت بصره ، آماده ساخت. هم‌چنین در قسمت جنوبی منطقه که مقابل شلمچه واقع است، آب را رها کرد تا مانع عبور رزمندگان جمهوری اسلامی ایران شود.

خط حد و محدوده منطقه عملیاتی رمضان از کوشک در شمال آغاز می‌شد و تا رودخانه اروند در جنوب امتداد داشت. در این محدوده ، عملیات رمضان از چهار محور با چهار قرارگاه عملیاتی به منظور انهدام نیروهای سپاه سوم دشمن و تأمین خط اروند رود، طراحی شد. ‌

یکی از مسایل مهم در مانور عملیات، ضرورت هماهنگی در پیش‌روی قرارگاه‌ها از محورهای مختلف و حفظ جناحین بود که اساساً تحقق آن با تلاش‌های مهندسی امکان پذیر بود.

از آن جا که در منطقه شرق اروند عقبه دشمن فقط متکی به چهار پل در "نشوه" و "تنومه" بود، پیش بینی می‌شد که در صورت سرعت عمل و رعایت غافل‌گیری توأم با پیش‌روی مناسب، نیروهای بسیاری از دشمن به اسارت درآیند و در عمل چیزی نظیر واقعه‌ی شکستن حصر آبادان (عملیات ثامن الائمه،) تکرار شود.

سازمان رزم عملیات را 100 تیپ به اضافه "از سپاه و 22 لشکر و یک تیپ به اضافه" از نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی تشکیل می‌داد.‌

ادامه دارد...

ایجاد مرکز نوآوری نسل ۵ تلفن همراه

رئیس پژوهشگاه ارتباطات و فناوری اطلاعات از ایجاد مرکز نوآوری نسل پنجم تلفن همراه با هدف ثبت اختراع خبر داد.
به گزارشخبرنگار دنیای ارتباطات گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان،محمد خوانساری رئیس پژوهشگاه ارتباطات و فناوری اطلاعات، با تشریح چشم انداز ایران برای بهره برداری از نسل پنجم تلفن همراه، به عنوان اولین کشور خاورمیانه که این فناوری را بومی می کند، این را یک تحول بنیادی در شبکه های ارتباطی برشمرد که دیگر تکامل یافته نسل چهارم موبایل نیست و گفت: عمده موضوع نسل پنجم موبایل، تحولات مرتبط با اینترنت اشیاء خواهد بود به نحوی که در آینده، تمامی اشیاء از طریق اینترنت با یکدیگر ارتباط خواهند داشت و این نیازمندیها، زیرساختهای جدید مخابراتی را می طلبد که دیگر مخابرات سنتی پاسخگوی این تحولات نخواهد بود.
 
وی ادامه داد: در این زمینه نیازمند زیرساختهای جدید ارتباطی و دستیابی به فناوریهایی مانند بیگ دیتا، تراهرتز و رایانش ابری به عنوان زیرساخت های نسل آتی شبکه موبایل هستیم.
 
خوانساری از ایجاد مرکز نوآوری نسل پنجم موبایل در جهت تولید نقشه راه این فناوری و با هدف ثبت اختراع و پتنت خبر داد و گفت: برنامه ریزی برای تولید و عرضه این فناوری و بهره برداری صحیح و هوشمندانه از آن آغاز شده است چرا که برای ایجاد ارزش افزوده و خلق ارزش مبنتی بر فرهنگ ایرانی اسلامی، باید از هم اکنون برنامه ریزی کنیم.
 
وی بر مطالبات دانشگاهی در این زمینه تاکید کرد و گفت: ثبت اختراع و پتنت در حوزه فناوری نسل پنجم موبایل، اخذ حق مالکیت معنوی و شفاف سازی فضای پژوهش در این عرصه، از جمله برنامه های پیش رو است.
 
رئیس پژوهشگاه ارتباطات و فناوری اطلاعات افزود: با ایجاد مرکز نوآوری ۵G و بکارگیری شرکتهای دانش بنیان در این بخش، امکان تولید محصول در این زمینه، افزایش می یابد. در این راستا تبادل و تعاملات علمی پژوهشی سازنده با شرکتهای دانش بنیان و تولید اشتراکی دانش، در دستور کار قرار گرفته است.
 
وی تصریح کرد: به جای اینکه منتظر بمانیم فناوری ۵G وارد کشور شود و سپس آن را بومی کنیم، قصد داریم با تدوین نقشه راه این فناوری را در کشور همگام با دنیا بومی سازی کنیم؛ براین اساس مشارکت بین المللی در این حوزه را در دستور کار قرار دادیم.

5 تکنیک تضمين کننده يک ازدواج موفق

مهم ترين قدم برای خوشبختی در زندگی مشترک، انتخاب صحيح و اصولی همسر است.
به گزارش باشگاه شبانه (باشگاه خبرنگاران)، به باور تمامي کارشناسان، روان شناسان و مشاوران خانواده در انتخاب همسر بايد 4 «ميم» مهم در نظر گرفته شود که در ادامه اين 4 «ميم» را مطرح و درباره هريک از آن ها توضيحاتي ارائه خواهيم کرد.
نعمتي- کارشناس و مشاور خانواده در روزنامه ای نوشت: آقا پسر و دختر خانمي که در فکر ازدواج هستيد و در ذهن تان، بارها و بارها زندگي مشترکي مانند ليلي و مجنون ساخته ايد بايد بدانيد که اولين و مهم ترين قدم براي خوشبختي در زندگي مشترک، انتخاب صحيح و اصولي همسر است. به باور تمامي کارشناسان، روان شناسان و مشاوران خانواده در انتخاب همسر بايد 4 «ميم» مهم در نظر گرفته شود که در ادامه اين 4 «ميم» را مطرح و درباره هريک از آن ها توضيحاتي ارائه خواهيم کرد.
ميم اول: مشاهده
مشاهده يعني اين که براي انتخاب همسر خوب مشاهده کنيد، ظاهر و قيافه طرف مقابل را بررسي کنيد، شکل و حرکات، شيوه گفتار و رفتار ظاهري او را به عنوان شرط اول بپذيريد زيرا بارها ديده ام و شنيده ام که زن و شوهري جوان به مرکز مشاوره اي مراجعه کرده اند و به طور مثال شوهري بعد از چندين ماه زندگي مشترک  گفته است: من زن قد بلند مي خواستم و خانمم قدش کوتاه است يا اندازه بيني و فرم دندان هاي او مطابق سليقه من نيست يا خانمي گفته است که شوهرم نمي تواند در جمع صحبت کند، خوب لباس نمي پوشد و از اين قبيل نظرها، بنابراين افراد در جلسات خواستگاري تا حدي که اسلام اجازه داده است بايد مشخصات ظاهري و رفتاري طرف مقابل را ببينند و بپسندند.
ميم دوم: مصاحبه
مصاحبه يعني اين که 2 نفر بايد خوب با هم صحبت کنند و درباره نکات مثبت و منفي يکديگر و مسائل مهمي که در تاريخچه زندگي هر کدام وجود دارد، از يکديگر سوال کنند. بيماري هاي خاص، محل سکونت، آينده و اين که مي خواهند کار کنند يا شغل شان چه باشد، نحوه تربيت فرزندان و درباره مسائل ديگري که ممکن است پيش بيايد صحبت کنند و در چندين جلسه خواستگاري و با اطلاع و نظارت خانواده ها، دختر و پسر با هم ديدار و گفت و گو داشته باشند تا نسبت به هم شناخت بيشتري پيدا کنند.
ميم سوم: مکاشفه
مکاشفه يعني دختر يا پسر به قصد تحقيق و بررسي از زندگي اجتماعي طرف مقابل پرسش کنند از مدرسه، محل کار، محل سکونت، دانشگاه و ... تا ببينند وجهه اجتماعي او چگونه است. برخوردش با مردم در اجتماع چطوري است مثلا فردي که با هيچ فردي ارتباط ندارد و دوست صميمي هم ندارد شايد دچار بدبيني باشد يا اختلالات ديگر که بهتر است همان ابتدا با پرسيدن از افراد مختلف چهره اجتماعي او بهتر شناخته شود.
ميم چهارم: مشاوره
بايد پذيرفت که امروزه ديگر اهميت مشورت کردن و مشاوره هاي قبل از ازدواج بر هيچ فردي پنهان نيست. علاوه بر مشورت با بزرگ ترها و استفاده از تجربه آن ها بايد بدانيد که در جلسات مشاوره بر اساس تخصص، تبحر و تجربه مشاور 2 نفر با هم مقايسه مي شوند تا مشخص شود ميان شان تا چه حد و چه ميزان سازگاري وجود دارد و تناسب زندگي اين 2 با هم چقدر است و بر همين اساس هر 2 مورد سنجش مشاور قرار مي گيرند و چون مشاور يک فرد بي طرف است مي توان روي اظهار نظر او حساب کرد و تاييد يا عدم تاييد او را به حساب مخالفت هاي بي جاي بعضي اطرافيان نگذاشت.

کلینتون-برمه/5

سوء استفاده های زیست-محیطی خشم گسترده مردم برمه را برانگیخت؛ در چنین مواقعی، گلایه های معمولی به سرعت شکل دیگری به خود می گیرند؛ آنگاه می توان در انتظار تغییرات اساسی تر بود.
گروه بین‌الملل مشرق- "هیلاری رودهام کلینتون" وزیر اسبق امور خارجه آمریکا در کابینه اول باراک اوباما و همسر "بیل کلینتون" چهل و دومین رئیس‌جمهور آمریکا است. کلینتون که نتوانست در سال 2008 میلادی نامزدی حزب دموکرات را برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری به دست آورد، به عنوان یکی از نامزدهای انتخابات سال 2016 میلادی در نظر گرفته می‌شود. کلینتون در سال 2016 میلادی، 69 ساله خواهد شد و نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد در صورتی که بخواهد وارد عرصه انتخابات شود و به عنوان نخستین رئیس‌جمهور زن آمریکا انتخاب شود، از حمایت قابل‌توجهی در میان دموکرات‌ها برخوردار خواهد بود.

هیلاری پس از ترک پست خود در وزارت خارجه آمریکا، در 10 ژوئن 2014 کتاب خاطراتش را تحت عنوان "انتخاب‌های سخت" منتشر کرد. این کتاب به موضوعاتی همچون کشته شدن اسامه بن‌لادن، سرنگونی رژیم قذافی در لیبی، خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان و عراق، انقلاب‌های عربی، سیاست‌های مرتبط با ایران و کره شمالی، افزایش قدرت چین و روابط با روسیه و متحدان آمریکا می‌پردازد.

فصل پنجم کتاب به بیان خاطرات کلینتون با موضوع برمه (میانمار) می‌پردازد که این فصل، "برمه: خانم و ژنرال‌ها" نام دارد. گروه بین‌الملل مشرق قصد دارد طی روزهای آتی متن کامل فصل مربوط به چین در کتاب "انتخاب‌های سخت" را در چند شماره منتشر کند.

بخش اول این فصل را می‌توانید از این‌جا، بخش دوم را از این‌جا، بخش سوم را از این‌جا و بخش چهارم را از این‌جا بخوانید.

سوچی اخبار دنیا را از بی‌بی‌سی و صدای آمریکا دنبال می‌کرد/
هیلاری کلینتون در کنار کتاب تازه‌منتشرشده "انتخاب‌های سخت"

 

بخش پنجم/فصل "برمه: خانم و ژنرال‌ها"

در آگوست 2011، سوچی که پس از رهایی از حبس خانگی تلاش می کرد تا چندان در مرکز توجه قرار نگیرد، نامه سرگشاده ای منتشر کرده و در آن احداث سد توسط چین روی رودخانه ایراوادی را مورد انتقاد قرار داد. اظهارنظر او، تعجب و نارضایتی دولت جدید و به ظاهر غیرنظامی برمه را در پی داشت. وزیر اطلاعات که خود یک ژنرال بازنشسته بود، با برگزاری یک کنفرانس مطبوعاتی با چشمانی اشکبار متعهد به محافظت از رودخانه ایراوادی شد. این در حالی بود که سایر مقامات ارشد دولت با نادیده گرفتن نگرانی های مردم اصرار داشتند که پروژه احداث سد طبق برنامه ریزی ادامه خواهد یافت. سرانجام تین شین به طرح این موضوع در پارلمان پرداخت. او خطاب به نمایندگان پارلمان گفت که این دولت را مردم انتخاب کرده اند و مسئولیت پاسخگویی به دغدغه های آنها بر عهده دولت است. بنابراین ساخت و ساز در این سد جنجالی متوقف خواهد شد.

 

این واکنش پررنگ ترین نشانه ای بود که از جدیت دولت جدید برمه برای اجرای تحولات احتمالی حکایت می کرد. این اقدام به شکل عجیبی اعتبار چین را زیر سوال برد، جایی که اخبار با بهت و حیرت دنبال می شد. موفقیت جامعه مدنی در حال ظهور برمه که مدت ها مورد ظلم و ستم قرار گرفته و از اتحاد و آزادی بیان محروم بود، تحسین من را برانگیخت. بهره گیری از موضوع سد مائیتسون به عنوان قوه محرکه، برای من یادآور درک عمیق "النور روزولت" بود. او در سال 1958 در سخنرانی خود در سازمان ملل متحد این سوال را مطرح کرد: "نقطه آغاز حقوق بشر کجاست؟" پاسخ او این بود: "در مکان های کوچک، نزدیک به خانه، در دنیای شخصی افراد؛ محلی که آنها زندگی می کنند، در مدرسه یا دانشگاهی که تحصیل می کنند؛ در کارخانه، اداره و یا مزرعه ای که مشغول به کار هستند. بدون همکاری مشترک شهروندان برای حفظ حقوق بشر در خانه ها، بهبود اوضاع جهان امید عبثی است."

 

مردم برمه، مدت های مدید از آزادی های اولیه خود محروم بوده اند. سرانجام سوء استفاده های اقتصادی و زیست-محیطی خشم گسترده مردم را برانگیخت، چرا که این بار به طور مستقیم و آشکار به حریم خانه های آنها تجاوز شده بود. ما در چین نیز شاهد اعتراض به آلودگی های زیست محیطی بوده ایم. در چنین مواقعی، گلایه های معمولی به سرعت شکل دیگری به خود می گیرند. اگر شهروندان بتوانند دولتمردان را وادار کنند تا در مقابل دغدغه های روزمره آنها پاسخگو باشند، آنگاه می توان در انتظار تغییرات اساسی تر بود. این دقیقا بخشی از آن چیزی است که به زعم من "حقوق بشر را به یک واقعیت انسانی مبدل می کند."

تغییر در حکومت‌ها را از محیط زیست هم می‌توان آغاز کرد/ تظاهرات ضدحکومت برمه و در حمایت از "آنگ سان سوچی"

 

به نظر می رسید توقف پروژه احداث سد، سیلی از رخدادهای جدید را به دنبال داشت. روز 12 اکتبر، دولت چند صد تن از زندانیان سیاسی را آزاد کرد، در حالیکه مجموعا بیش از دو هزار نفر در حبس به سر می بردند. سپس دو روز بعد، در روز 14 اکتبر، دولت برای نخستین بار از دهه 1960 تشکیل اتحادیه کارگری را به رسمیت شناخت. این اقدامات پس از آن صورت گرفت که در اوایل همان سال علاوه بر کاهش محدودیت های سانسورها، به منازعات خود با اقلیت های مسلح قومی در مناطق مختلف کشور پایان داده بود. دولت برمه همچنین به منظور انجام اصلاحات اقتصادی مذاکراتی را با صندوق بین المللی پول آغاز کرده بود. سوچی خوش بین و محتاط در صحبت هایش با طرفداران خود خواستار آزادی تعداد بیشتری از زندانیان و انجام اصلاحات گسترده تر شده بود.

 

ما در واشنگتن به دقت پیگیر وقایع برمه بودیم، ولی به درستی نمی دانستیم که تا چه اندازه باید آنها را جدی تلقی کرد. باید به درک بهتری از واقعیت ماجرا می رسیدیم. بنابراین از "مایک پوزنر" یکی از مسئولان ارشد وزارت خارجه در امور حقوق بشر درخواست کردم تا به همراه "درک میچل" به برمه رفته و به مقاصد دولت جدید برمه پی ببرد. بدین ترتیب، مایک و "درک" در روزهای آغازین نوامبر با نمایندگان پارلمان برمه دیدار کردند. آنها تلاش می کردند تا مذاکرات را به سمت اعمال اصلاحات بیشتر سوق دهند که آزادی مجامع و اجازه آغاز ثبت نام احزاب سیاسی از جمله آنها بود.

 

حزب سوچی همچنان اجازه فعالیت نداشت و مادامی که قوانین تغییر نمی کرد، نمی توانست در انتخابات سال 2012 پارلمان شرکت کند. این موضوع در راس نگرانی های اپوزیسیون های شکاک قرار داشت که مایک و "درک" با آنها ملاقات داشتند. آنها همچنین به تعداد بالای زندانیان سیاسی در بند اشاره کرده و از نقض جدی حقوق بشر در مناطق قومی نشین حکایت می کردند. برخی از جمله سوچی مصرانه از ما می خواستند که برای لغو تحریم ها و اعطای پاداش به رژیم حاکم عجله نکنیم و منتظر ظهور نشانه های ملموس تری از اجرای دموکراسی در این کشور باشیم. این روش به نظر شخص من نیز منطقی می نمود ولی بهر حال به منظور تشویق سران دولت و تقویت پیشرفت ها باید کاری صورت می گرفت.

 

اوایل نوامبر همان سال، در حالی که مایک و "درک" مشغول دیدار با مخالفان و قانونگذاران در برمه بودند، من و اوباما نیز به شدت در حال برنامه ریزی برای برداشتن گام بعدی در راستای اجرای طرح محوری آمریکا بودیم. سفر آتی رئیس جمهور به آسیا بهترین فرصت برای به تصویر کشیدن طرح محوری کاخ سفید بود. جلسات سازمان همکاری های اقتصادی آسیا-اقیانوسیه در هاوایی آغاز کار ما بود. بعد از آن رئیس جمهور به استرالیا سفر کرد. من نیز به منظور شرکت در شصتمین سالگرد بزرگداشت پیمان دفاعی دو جانبه آمریکا و فیلیپین بر روی عرشه ناوشکن "یو اس اس فیتزجرالد"، در "مانیل" توقف کردم. سپس در تایلند، که یکی دیگر از متحدان اصلی ما در منطقه بود، به آقای رئیس جمهور پیوستم.

تغییر در حکومت‌ها را از محیط زیست هم می‌توان آغاز کرد/ هیلاری کلینتون در تایلند به سفر آسیایی اوباما پیوست

 

روز 17 نوامبر، من و باراک اوباما برای شرکت در نشست شرق آسیا و حضور در جلسه آمریکا و سران آسه‌آن وارد "بالی" پایتخت اندونزی شدیم. این جلسه، مهم ترین گردهمایی سران کشورهای آسیایی به شمار می رفت. البته این نخستین مرتبه بود که رئیس جمهور آمریکا در اجلاس سران آسیایی شرکت داشت. در واقع تصمیم اوباما مبنی بر شرکت در این جلسه به منزله پایبندی آمریکا به تعهداتش در قبال افزایش حضورش در منطقه و نتیجه مستقیم اقدامات اولیه ای بود که در سال 2009 با امضای پیمان همکاری و دوستی سران آسه‌آن و آمریکا آغاز شده و دیپلماسی های چندگانه را به اولویت اصلی در آسیا تبدیل کرده بود.

 

امسال نیز همچون جلسه سال گذشته در ویتنام، اختلافات ارضی در دریای چین جنوبی یکی از دغدغه های شرکت کنندگان به شمار می رفت. چین بار دیگر حاضر نشد به صورت علنی و در یک نشست چندجانبه که آمریکا نیز در آن حضور دارد به طرح این موضوع بپردازد. بدین ترتیب شرایط جلسه سال گذشته آسه‌آن در هانوئی دوباره تکرار شد. "ون جیابائو" نخست وزیر وقت چین اعلام کرد: "کشورهای خارجی به هیچ بهانه ای نباید درگیر این مسئله شوند." این در حالی بود که معاون وزیر امور خارجه این کشور در گفتگو با خبرنگاران با صراحت بیشتری گفت: "امیدواریم در نشست سران شرق آسیا به موضوع دریای چین جنوبی پرداخته نشود." البته کشورهای کوچکی چون ویتنام و فیلیپین خواستار طرح این مسئله بودند. در هانوئی تلاش آمریکا بر این بود که بتواند با یافتن یک راهکار مشترک، راه حلی مسالمت آمیز برای حل منازعات در دریای چین جنوبی بیاید. در حالیکه از آن هنگام تاکنون پکن موضع سختگیرانه تری در این خصوص اتخاذ کرده بود.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دانشجویان:20 تیر94

 
رهبر انقلاب در بیانات خود هشدار دادند: اگر برخی خبرها درباره فعال شدن دوباره جریان مارکسیستی در بعضی دانشگاهها، واقعیت داشته باشد، قطعاً پول امریکایی حامی این جریان است تا دانشجویان متفرق و شقه شقه شوند.
گروه سیاسی مشرق - حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب عصر امروز (شنبه) در دیداری صریح و صمیمی با بیش از هزار جوان دانشجو، حدود 4 ساعت به دغدغه ها، مطالبات، انتقادها و پیشنهادهای آنان گوش دادند و درباره مسائل مختلف از جمله آرمانخواهی، الزامات افزایش تأثیرگذاری تشکلهای دانشجویی، مسائل منطقه، تداوم استکبارستیزی ملت ایران و مسائل روز دانشجویی با آنان سخن گفتند.
رهبر انقلاب در این دیدار که از ساعت هجده آغاز و بعد از نماز و افطار نیز ادامه یافت با اشاره به حسرت جاری در روزهای پایانی ماه مبارک رمضان، خاطرنشان کردند: هرکس در این بهار معنویت و صفا، دلش را تحت تأثیر باران رحمت و لطف الهی قرار داده، در آینده از میوه های این بذر افشانی معنوی، بهره ها خواهد برد.
ایشان در پاسخ به سؤال همیشگی جوانان درباره راههای تعالی روحی، افزودند: از بزرگان شنیدم که مهمترین کار برای اعتلای معنوی، تقوا و پرهیز از گناه است.
حضرت آیت الله خامنه ای، انجام فرائض دینی بویژه «نماز اول وقت، با حضور قلب و حتی المقدور با جماعت» را مکمل پرهیز از گناه برشمردند و خاطرنشان کردند: این مجموعه گرانبها را با تلاوت هر روزه حداقل چند آیه از قرآن، زینت دهید.
رهبر انقلاب پس از تأکید بر فرائض دینی به بحثی در زمینه فرائض دانشجویی پرداختند. ایشان قشر دانشجو را قشری ممتاز خواندند و تأکید کردند: مهمترین فریضه دانشجویی آرمانخواهی است.
حضرت آیت الله خامنه ای، با رد تفکری که آرمانخواهی را مخالف واقع گرایی می داند خاطرنشان کردند: آرمانگرایی مخالف محافظه کاری است نه واقع گرایی. ایشان در توضیح بیشتر، محافظه کاری را تسلیم در مقابل هر واقعیتی خواندند و افزودند: آرمانگرایی یعنی استفاده صحیح از واقعیات مثبت و مبارزه با واقعیات منفی در جهت رسیدن به اهداف بزرگ. رهبر انقلاب، «ایجاد جامعه اسلامی و احیای تفکر اسلام سیاسی» را از مهمترین آرمان ها خواندند و افزودند: آرمان اعتماد به نفس و اعتقاد به «ما می توانیم» نیز در مسیر رشد و تعالی جامعه و کشور، تأثیری تعیین کننده دارد.
مبارزه با نظام سلطه و استکبار، سومین آرمانی بود که ایشان در چارچوب فرائض جامعه دانشجویی، مورد بحث قرار دادند. حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: علت اصلی دشمنی زورگویان جهانی با ملت ایران، خودداری جمهوری اسلامی از پذیرش نظام مبتنی بر سلطه گر و سلطه پذیر است. ایشان «عدالت خواهی»، «سبک زندگی اسلامی»، «آزادیخواهی واقعی و نه غربی»، «رشد علمی»، «کار و تلاش و پرهیز از تنبلی» و «اسلامی شدن دانشگاهها» را از دیگر مصادیق آرمانخواهی تشکلهای دانشجویی برشمردند.
رهبر انقلاب اسلامی، سپس به یک دغدغه راهبردی جامعه دانشجویی پاسخ گفتند: «چگونه می توان با آرمانخواهی بر تصمیمات مسئولان کشور تأثیرگذار شد؟»
پاسخ ایشان به این سؤال مهم صریح و مؤکد بود: «آرمانها را تکرار کنید، با جدیت بر سر آنها بایستید تا به گفتمان دانشجویی و سپس گفتمان عمومی تبدیل شوند، آنگاه مسئولان و مراکز دولتی و حکومتی، تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.»
رهبر انقلاب پس از تبیین ساز و کار تأثیرگذاری جامعه دانشجویی بر تصمیمات مراکز مختلف کشور، به بیان الزاماتی پرداختند که تشکلهای دانشجویی می بایست به آنها پایبند باشند. ایشان پرهیز از «سطحی نگری و کار عمقی روی مفاهیم اسلامی» را نخستین الزام تشکلهای دانشجویی برشمردند.
حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه، به نقد برخی شعارها و سخنانی پرداختند که ظاهری اسلامی اما باطنی متفاوت دارد. ایشان به عنوان یک مصداق افزودند: اصطلاح اسلام رحمانی که این روزها رایج شده است از ترکیب دو کلمه زیبا بوجود آمده اما معنای واقعی آن چیست؟ آیا منظور این است که برخلاف قرآن که انسانها را به مؤمن، کافر، دشمن و دوست تقسیم می کند باید با همه انسانها، صرفاً با رحمت برخورد کرد؟ و با کسانی که با اسلام و ملت ایران دشمنی می کنند، بر خلاف فرمان پروردگار با محبت، مودّت و مَعدِلَت رفتار کرد؟
ایشان، اینگونه حرفهای بدون تأمل و سطحی را کاری غلط و گمراه کننده خواندند و افزودند: آیا اصطلاح اسلام رحمانی، نشأت گرفته از لیبرالیزم غربی است؟ اگر اینگونه باشد این اصطلاح، نه اسلامی است و نه حتی رحمانی و عاطفی، چرا که زیربنای لیبرالیزم یعنی تفکر اومانیستی براساس نفی پروردگار و معنویت شکل گرفته و بر پایه منافع گروههای قدرتمند، استوار است.
حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه همین بحث، به نقد مسائلی که ارزشهای امریکایی نامگذاری شده پرداختند و افزودند: جهانخوارگی نظام سلطه در همین ارزشهای امریکایی ریشه دارد ضمن اینکه نکات خوب این ارزشها نیز، در رفتار سلطه جویانه مقامات امریکایی به فراموشی سپرده شده است.
ایشان افزودند: اگر اصطلاح اسلام رحمانی به اینگونه مسائل اشاره دارد صددرصد غلط است و ربطی به اسلام واقعی ندارد. رهبر انقلاب سپس به یکی دیگر از الزامات اثرگذاری تشکلهای دانشجویی یعنی «افزایش قدرت جاذبه» پرداختند.
ایشان با رد کامل افزایش جذابیت در محیط های دانشجویی از راههای غلطی همچون اردوهای مختلط و کنسرتهای موسیقی تأکید کردند: کسانی که دختران و پسران دانشجوی مردم را تحت عنوان ایجاد جاذبه، بصورت مختلط در پوشش اردوهای دانشجویی به اروپا می برند قطعاً به محیطهای دانشجویی و حتی نسل آینده خیانت می کنند.
رهبر انقلاب در تبیین راههای صحیح افزایش قدرت جذب تشکلهای دانشجویی، به ارائه حرفهای نو و تازه دینی، سیاسی و اجتماعی اشاره کردند و افزودند: مطالعه عمیق قرآن و نهج البلاغه، امکان طرح سخنان نو و جذاب را فراهم می آورد.
استفاده از روشهای هنری مانند تئاتر دانشجویی، کاریکاتور، طنز، نشریات صوتی، مراسم شعرخوانی از دیگر روشهایی بود که رهبر انقلاب به تشکلهای دانشجویی توصیه کردند. حضرت آیت الله خامنه ای سپس در تبیین سومین الزام افزایش جذابیت گروههای دانشجویی، «اقناع فکری و پرهیز از زور و تحمیل» را مورد تأکید قرار دادند. ایشان خاطرنشان کردند: تفکر دینی را جز با اقناع نمی شود منتقل کرد البته ممکن است تحت تأثیر احساسات و هیجانات، برخی حرفها بدون اقناع فکری، پذیرفته شود اما این پذیرش چون اقناعی نیست، ماندگار نخواهد بود.
رهبر انقلاب با اشاره به سابقه استفاده گروههای مارکسیستی و کمونیستی از روشهای غیراقناعی و تحمیل عقاید خود، هشدار دادند: اگر برخی خبرها درباره فعال شدن دوباره جریان مارکسیستی در بعضی دانشگاهها، واقعیت داشته باشد، قطعاً پول امریکایی حامی این جریان است تا دانشجویان متفرق و شقه شقه شوند.
حضرت آیت الله خامنه ای «بکارگیری اساتید ارزشی و خودداری از استفاده از عناصر نامطمئن برای نظام و کشور و مردم» را به تشکلهای دانشجویی توصیه و خاطرنشان کردند: عناصری نظیر کسانی که در سال 88 آن حوادث را براه انداختند و بدون هیچ منطقی با اسلامیت و جمهوریت نظام مخالفت کردند قابل اطمینان نیستند.
رهبر انقلاب «فهم واقعیات کشور» را از دیگر الزامات افزایش تأثیرگذاری جریانهای دانشجویی برشمردند. ایشان افزودند: توقع از مسئولان برای کار و تلاش بیشتر، توقع درستی است اما باید واقعیات مثبت را نیز مشاهده کرد. حضرت آیت الله خامنه ای، پررنگتر شدن آرمانها و ناکام ماندن تلاش بعضی مجموعه ها برای به حاشیه راندن و حذف آرمانهای امام خمینی را از جمله واقعیات قابل توجه کشور دانستند. ایشان یادآوری کردند پس از رحلت امام بزرگوار، عده ای بر اثر یک اشتباه، اهداف پنهان خود را برای کنار گذاشتن آرمانهای بزرگ امام علنی کردند که البته الان چون پخته تر شده اند دیگر به صراحت از این هدف حرف نمی زنند، اما عمل می کنند.
رهبر انقلاب افزودند: با وجود تلاشهای بی وقفه این عده در داخل و خارج و بکارگیری عناصر فکری، سیاسی و هنری، نشاط و حیات آرمانها در کشور اوج گرفته است و جوانانی که حتی واقعیات جذاب دوران امام و جنگ تحمیلی را ندیده اند با تمام وجود جذب آرمانهای اسلام و انقلاب شده اند. حضرت آیت الله خامنه ای «حضور و نفوذ شگفت آور و معنوی ایران» در منطقه را از دیگر واقعیاتی برشمردند که تشکلهای دانشجویی باید مورد توجه قرار دهند.   ایشان افزودند: با خبریم که امریکاییها و مرتجعان منطقه در نشستهای پنهان خود، برای یکدیگر از نفوذ ایران در منطقه درد دل می کنند اما کاری هم از دستشان بر نمی آید. رهبر انقلاب با اشاره به بمباران صد روزه یمن و کشتار وحشیانه مردم بیگناه و مظلوم آن کشور افزودند: غربِ لیبرال و مدعی آزادیخواهی در برابر این جنایت سعودیها، لب از لب باز نمی کند و شورای امنیت در یکی از ننگین ترین قطعنامه های خود، بجای بمباران کنندگان، بمباران شوندگان را محکوم می کند.
ایشان، علت اصلی بمباران خانه و کاشانه مردم یمن را غیظ و عصبانیت سعودیها و حامیانشان از نفوذ ایران در منطقه برشمردند و افزودند: بر خلاف ادعاها، نفوذ ایران اسلامی در منطقه، موهبتی خدادادی است، نه فیزیکی و متکی بر سلاح، و ما همچون شهید بهشتی به دشمنان این ملت می گوییم از این عصبانیت و غیظ بمیرید.
رهبر انقلاب با توصیه به تشکلهای دانشجویی برای کار کردن روی مسائل منطقه ای و بین المللی از جمله قضایای یمن، عراق و سوریه، ایجاد تشکلهای دانشجویی برای استفاده در هنگام انتخابات را نوعی اهانت به جامعه دانشجویی خواندند و افزودند: جدای از این تشکلهای یکبار مصرف، تشکلهای اسلامی و علاقمند می توانند در حرکت عمومی کشور، بسیار مفید و تأثیرگذار باشند.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش نخست سخنانشان، پس از شنیدن سخنان 9 نفر از نمایندگان تشکلها و جریانهای دانشجویی، با اشاره به اظهارات یکی از دانشجویان در خصوص بی فایده بودن «شعار بدون عمل»، گفتند: البته شعار پر محتوا، پر مضمون و حاکی از یک حقیقت قابل گسترش فکری، می تواند عوامل انسانی را به صحنه بکشاند و جهت دهنده و برانگیزاننده باشد.
«سختگیری در مقابل تشکلهای انقلابیِ دانشجویی»، محور انتقاد یکی از دانشجویان بود که رهبر انقلاب در این خصوص خطاب به وزیران علوم و بهداشت تأکید کردند: حرفهای تشکلهای دانشجویی انقلابی و اسلامی همان حرفها و مطالبات ماست و افرادی که در دانشگاهها، کارها و مسئولیتهای کلیدی در دست دارند مطلقاً نباید بر این تشکلها سختگیری و فضای فعالیت آنان را محدود کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای با وارد دانستن انتقاد یکی دیگر از دانشجویان در خصوص ترویج برخی مسائل مُخلّ پیشرفتهای علمی در دانشگاهها نظیر برگزاری کنسرتهای موسیقی، گفتند: اینگونه کارها به بهانه ی نشاط بخشی به محیط دانشجویی، جزو غلط ترین کارهاست.
رهبر انقلاب سوق دادن جوانان به این فضاهای ناسالم را برنامه دشمنان خواندند و خاطرنشان کردند: پیشروان حرکت پرافتخار علمی امروز کشور در رشته های حساس و مهمی نظیر هسته ای و نانو، جوانان مؤمن و انقلابی بوده و هستند و دشمنان می خواهند امثال دکتر شهریاری ها و دکتر چمرانها، در دانشگاهها تربیت نشوند.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: هر دو وزیر محترم علوم و بهداشت مورد اعتماد من هستند اما باید مراقبت کنند که افرادی در زیر مجموعه آنها، دانشجویان را با برخی کارها و برنامه های غلط، از گرایش انقلابی و اسلامی و معنویت دور نکنند.
«تشکیل کرسیهای آزاداندیشی به معنای واقعی» نکته دیگری در سخنان دانشجویان بود که رهبر انقلاب درخصوص آن گفتند: بنده کاملاً با چنین کاری موافقم و باید جوان دانشجوی مسلمانِ انقلابیِ ولایی، با خونسردی و با قدرت منطق و قوت استدلال، استدلالهای معارض را باطل کند که این ظرفیت امروز وجود دارد.
حضرت آیت الله خامنه ای در پاسخ به سؤال یکی از دانشجویان درباره سخنان برخی نمایندگان و منصوبین رهبری و القای این نظرات به عنوان دیدگاههای رهبری گفتند: حرف این افراد، حرف خود آنهاست و حرف بنده را از خود بنده بشنوید.
ایشان افزودند: منصوب شدگان از سوی رهبری حتی ممکن است در برخی مسائل سیاسی و اجتماعی نظر متفاوتی با بنده داشته باشند که این مسئله اشکالی ندارد، زیرا مسئله اصلی، جهت گیریهای کلی و انقلابی است. رهبر انقلاب تأکید کردند: البته اگر کسی از قول بنده نکته خلاف واقع را مطرح کند، به او تذکر داده و خواسته می شود که آن مطلب را اصلاح کند.
«وضعیت مبارزه با استکبار پس از مذاکرات هسته ای» سؤال دیگری بود که یکی از دانشجویان مطرح کرد. رهبر انقلاب در پاسخ تأکید کردند: مبارزه با استکبار و نظام سلطه، براساس مبانی قرآنی، هیچگاه تعطیل پذیر نیست و امروز امریکا کامل ترین مصداق استکبار است. ایشان افزودند: به مسئولین مذاکره کننده نیز گفته ایم که فقط در موضوع هسته ای حق دارید مذاکره کنید و با اینکه طرف امریکایی گاهی مسائل منطقه، از جمله سوریه و یمن را پیش می کشد، مسئولین ما می گویند در این مسائل مذاکره نمی کنیم.
رهبر انقلاب تأکید کردند: مبارزه با استکبار جزء مبانی انقلاب و از کارهای اساسی است، بنابراین، خودتان را برای ادامه مبارزه با استکبار آماده کنید. دانشجویی از رهبر انقلاب درخواست کرد پدران و مادران را به سهل گیری در ازدواج جوانان توصیه کنید.
حضرت آیت الله خامنه ای نیز پدران و مادران را به پرهیز از سختگیری دعوت کردند و گفتند: خداوند در قرآن وعده داده است که پس از ازدواج از فضل خود جوانان را غنی می کند و مشکلات برطرف می شود.
ایشان رسم خواستگاری و واسطه گری برای تسهیل ازدواج جوانان را رسمی ستودنی خواندند و گفتند: حل مشکلات ازدواج جوانان، به نفع دنیا و آخرت کشور و جامعه است. رهبر انقلاب در همین زمینه مسئله مهم افزایش نسل را مورد اشاره قرار دادند و با اشاره به برخی گزارشها درباره عدم اجرای صحیح قانون درخصوص جلوگیری از منع باروری، خطاب به وزیر بهداشت تأکید کردند: به این مسئله رسیدگی کنید.
رهبر انقلاب با اظهار خرسندی عمیق و قبلی از دیدار با دانشجویان، حضور پرشور، پرانگیزه و با نشاط دانشجو و جوان ایرانی در عرصه مسائل گوناگون کشور را مسئله ای مهم و نقطه مقابل گزارشهایی خواندند که برخی مراکز مغرض آماری درباره افسردگی جوان ایرانی ارائه می دهند. ایشان خاطرنشان کردند: این دروغ محض و خباثت آمیز، بهانه ای برای تجویز آزادیهای مبتذل است. حضرت آیت الله خامنه ای جوان ایرانی را از با نشاط ترین، فعالترین و سرزنده ترین جوانان دنیا برشمردند و در مقابل، آمار بالای خودکشی جوانان اروپایی را نشانه افسردگی در دنیای غرب دانستند.
ایشان قتل حدود 80 کودک در حمله چند سال قبل یک جوان اروپایی و همچنین گرایش بالای جوانان اروپایی به عضویت در داعش برای خودکشی از طریق عملیات انتحاری را نمونه هایی از افسردگی جوان اروپایی خواندند و در مقابل تأکید کردند: جوان ایرانی که با زبان روزه و پس از شب زنده داری شب قدر، برای راهپیمایی روز قدس در گرمای شدید تابستان به خیابان می آید، سرزنده و با نشاط و فرسنگها از افسردگی به دور است.
در ابتدای این دیدار 9 نفر از نمایندگان تشکلهای دانشجویی آقایان: -    علی پهلوان کاشی – دبیر جامعه اسلامی دانشجویان -    کیوان عاصم کفاش – دبیرکل مجمع تشکلهای اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد -    وحید زارع – عضو شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی -    هادی ذوالفقاری – دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی -    میکاییل دیانی – دبیر تشکیلات اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل -    علی مهدیانفر – مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد شمال -    حسین شهبازی زاده – دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی و خانم ها -    زینب السادات حسینی – عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت -    صبا کرم – مسئول گروه جهادی پزشکی قرار گاه نجف دیدگاهها و پیشنهادهای خود را به این شرح بیان کردند: -    ضرورت ارتباط بیشتر مسئولان قوا با دانشجویان -    تشکیل اتاق فکر برای رصد معضلات فرهنگی کشور -    زدودن نگاه سیاسی از حوزه فرهنگ -    جوانگرایی در اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی و در نظر گرفتن سهمی برای تشکلهای دانشجویی -    لزوم برخورد قانونی با خاطیان موضوع بورسیه ها -    تلاش بی وقفه برای جلوگیری از افت جایگاه علمی کشور در سطح جهانی -    لزوم تلاش مضاعف دستگاه قضایی برای مقابله با مفاسد مالی -    حمایت از تلاشهای تیم هسته ای برای ایستادگی در مقابل زیاده خواهی امریکا و حفظ منافع ملی -    توجه به اقتصاد دانش بنیان -    ضرورت طرد عناصر فتنه گر از سمت های اجرایی -    لزوم جلوگیری از بروز التهاب در فضای ذهنی جامعه با خود داری از برجسته کردن اختلافات سیاسی -    استفاده لازم از ظرفیت تریبون های نماز جمعه و عدم ورود ائمه جمه به فعالیت های حزبی -    اتکاء به توان داخلی و مدیریت جهادی جهت عبور از مشکلات اقتصادی -    ضرورت جلوگیری از تحریف خط امام در عرصه های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی -    مسدود کردن فعالیت جریان نفوذی در حوزه ی فرهنگی دانشگاهها -    ضرورت انتقال تجربه مدیریت نسل اول انقلاب به نسل های بعد -    انتقاد از محدود کردن ظرفیت دیپلماسی کشور به موضوع هسته ای و مذاکره با امریکا -    انتقاد از تطبیق نادرستِ شرایط فعلی کشور با شرایط قبول صلح امام حسن (ع) -    لزوم توجه جدی مسئولان به محرومان و قشرهای ضعیف

روایتی از فتنه دهه 70 در ایران؛

 
حادثه 18 تیر از جمله حوادث اتفاقی و بدون برنامه نبود و از دو سال پیش از این حادثه، اتفاقات مختلفی رخ داده بود که همگی نشان از وجود یک برنامه مشخص برای به‌ هم‌ ریختن دانشگاه‌ها داشت.
به گزارش گروه تاریخ مشرق؛ یکی از مهم‌ترین اتفاقات تاریخ انقلاب اسلامی در 18 تیرماه 1378 رخ داد. در این روز درگیری‌هایی در کوی دانشگاه تهران به وجود آمد و برخی از دانشجویان در این درگیر‌ی‌ها زخمی شدند. برای شناخت این حادثه مهم تاریخی می‌توان و باید ریشه‌ها و اتفاقاتی را که منجر به این حادثه شد، مرور کنیم.
حادثه 18 تیر از جمله حوادث اتفاقی و بدون برنامه نبود و از دو سال پیش از این حادثه، اتفاقات مختلفی رخ داده بود که همگی نشان از وجود یک برنامه مشخص برای به‌ هم‌ ریختن دانشگاه‌ها داشت. این حوادث که توسط اتاق فکری از برخی اصلاح‌طلبان مدیریت و از طریق روزنامه‌های زنجیره‌ای در فضای رسانه‌ای هدایت می‌شد و در نهایت در صحنه عمل به اجرا در‌می‌آمد. در ادامه به بیان حوادثی که مقدمه 18 تیر شد و در شکل‌گیری این اتفاق بسیار اثرگذار بود اشاره و در پایان حوادث مهم منتهی به روز 18 تیر را بیان خواهیم کرد.
18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟
1- قتل‌های زنجیره‌ای
سعید حجاریان در گفتگو با روزنامه ایران در آذر ۷۷، راهبرد اصلی جبهه دوم خرداد را «فتح سنگر به سنگر تا رسیدن به سنگر فرماندهی» عنوان می‌کند. وی با بیان اینکه دوم خرداد سنگر و جبهه مردم‌سالارى را تا حدود زیادى در خاک حریف به پیش برده است و در افق بالایى خط جبهه را ترسیم کرده است، می‌گوید:
«نخستین وظیفه ما مثل هر استراتژیست نظامى این است که با ایجاد سنگرهاى مستحکم مانع تک و پیشروى حریف شویم و همچنین خطوط تدارکاتى، لجستیک و مواصلاتى را تقویت کنیم تا اجازه ندهیم به سنگرهایمان حمله شود.» 
18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟
یکی از اولین سنگرهایی که برای فتح از سوی دوم خردادی‌ها انتخاب می‌شود، وزارت اطلاعات است و سعی می‌شود با پروژه‌های مختلف این وزارتخانه منفعل شود.

در تاريخ ۱۵/۱۰/۱۳۷۷، وزارت اطلاعات با انتشار بيانيه‌اي، قتل‌هاي آذر ماه را كه در آن داريوش و پروانه فروهر، محمد مختاري و محمدجعفر پوينده به طرز فجيعي به قتل رسيده بودند، به معدودي از عوامل خودسر اين وزارت نسبت داد. 
علوي تبار، از تئوريسين‌هاي حزب مشاركت، در رابطه با اتهام‌زني قتل‌ها اذعان مي‌كند: «ما براي بخش عمده‌اي از اين ادعاهايي كه در مطبوعات نوشته مي‌شود، سند دادگاه‌پسند نداريم و قبول داريم كه درست است، اما در هيچ دادگاهي قادر به اثبات اين مطلب نيستيم
وي در ادامه، هدف اصلي اتهام‌زني‌ها را كاربرد اهرم فشار در مقابل نظام مي‌داند: «ما در واقع، به عنوان يك اهرم فشار از آنها استفاده مي‌كنيم و الا اينها تحليلي است و يا براساس اطلاعات شفاهي است و اين حربه‌اي است كه اگر از ما گرفته شود و يا به دادگاه كشيده شود، ديگر قادر به اثباتش نيستيم
18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟
عزت‌الله سحابی، رئیس طیف ملی ـ مذهبی، در اولین اظهار نظر، انتساب قتل‎ها به جناحی را كه وی «جناح انحصار» می‌خواند، غیر‌قابل انكار می‌داند و می‌گوید: «نظریه‌پردازها، مبلغ‌ها، مجوز شرعی صادركن‌ها و فتوا بده‌ها، همه در این جناح مقابل قرار دارند.»
18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟
تحليل اوليه قتل‌ها
حسينيان در ابتداي مصاحبه‌اش با روزنامه كيهان كه در روز ۲۲ دي ماه ۱۳۷۷ منتشر شد، درباره جهت‌گيري فكري عناصر دستگير شده گفت:نيروهايي كه مرتكب چنين قتل‌هايي شدند، از لحاظ سياسي از طرفداران جناح چپ استحاله شده و از هواداران جدي آقاي خاتمي بودند.
وي در ادامه از راز بزرگي نيز پرده برداشت و بيان داشت: افراد دستگير شده در صحبت‌هاي اوليه خود گفته‌اند چون هماهنگي بين نيروهاي ضدانقلاب و ضد دين را با جبهه دوم خرداد خطري براي انقلاب تشخيص دادند، دست به اين اعمال زدند تا همبستگي جبهه حاكم و ضدانقلاب را كه زير نام آقاي خاتمي لانه كرده‌اند، متلاشي سازند.
رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامي تحليل دوم از قتل‌هاي زنجيره‌اي را اين گونه بيان می‌کند: شاخه‌اي از جناح چپ اخيراً به طور علني اعلام كردند كه مي‌خواهند كانون‌هاي قدرت نظام را سنگر به سنگر فتح كنند و ممكن است اينها براي اشغال وزارت اطلاعات توطئه‌اي طراحي كرده باشند. مدتي است نيروهاي چپ فرصت‌طلب در حال تدوين سناريويي براي در دست گرفتن وزارت اطلاعات هستند. اينها از همان اول تحليل مي‌كردند، چون وزير اطلاعات آدم ساده‌اي است لذا با استفاده از او مي‌توان تمام نيروهاي چپ فرصت‌طلب را حاكم كرده و نيروهاي مذهبي و مخلص وزارت اطلاعات را قلع و قمع كرد و در اين راه چند معاون و مسئول را به آقاي دري‌نجف آبادي تحميل كردند، اما وزير اطلاعات تعادل را حفظ كرده و زير بار درخواست‌هاي اضافي آنها نرفت. درست زماني كه‌اين افراد چپ‌گرا خود را شكست خورده يافتند، خبرهايي مي‌رسيد مبني بر اين كه اين افراد در حال طرح‌ريزي يك سناريو جهت حذف وزير اطلاعات هستند؛ لذا، احتمال زيادي وجود دارد كه با اين ديدگاه انحرافي و قدرت طلبانه، آن‌ها فريب خورده و به آلت دست براي توطئه‌هاي اخير تبديل شده باشند.
18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟
نظر مقام معظم رهبری درباره قتل‌های زنجیره‌ای
این قتل‌ها و حملات به جایی رسید که  رهبر معظم انقلاب در تاریخ ۱۸ دی ۱۳۷۷ به سخنرانی در مورد این قضیه پرداخت و فرمودند: «من نمی‌توانم باور و قبول کنم که این قتل‌هایی که اتّفاق افتاد، بدون یک سناریوی خارجی باشد؛ چنین چیزی ممکن نیست. این قتل‌ها به ضرر ملت ایران بود، به ضرر دولت بود، به ضرر حکومت بود. یک گروه داخلی که جزو وزارت اطلاعات هم باشند، هرچه هم حالا فرض کنید که متعصّب باشند و بنای این کار را داشته باشند، در سطوحی از وزارت اطلاعات که اهل تحلیل‌اند، امکان ندارد دست به چنین قتل‌هایی بزنند.»
ایشان در ادامه می‌فرمایند: «این‌ها کسانی نبودند که یک نظام، اگر بخواهد اهل این حرف‌ها باشد، سراغ این‌ها برود. اگر نظام جمهوری اسلامی اهل دشمن‌کُشی است، دشمنان خودش را می‌کُشد؛ چرا سراغ فروهر و عیالش برود؟! مرحوم فروهر، قبل از انقلاب دوست ما بود؛ اوّلِ انقلاب همکار ما بود؛ بعد از پدید آمدن این فتنه‌های سال ۶۰ دشمن ما شد؛ اما دشمن بی‌خطر و بی‌ضرر.»

تعیین هيأت بررسي از سوی رئیس جمهور وقت
محمد خاتمي هم در قتل‌هاي زنجيره‌اي پس از چند سخنراني آتشين، گروهي سه نفره را مأمور پيگيري ماجرا كرد. علي ربيعي، مشاور امنيتي خاتمي، علي يونسي، رئيس وقت سازمان قضايي نيروهاي مسلح و ناصر سرمدي، معاون وقت امنيت داخلي وزارت اطلاعات، اعضاي اين كميته سه نفره بودند كه گفته مي‌شود، سعيد حجاريان آنها را به محمد خاتمي پيشنهاد كرده بود.
18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟
علي ربيعي بعدها در تنها مصاحبه‌اش درباره قتل‌هاي زنجيره‌اي درباره چگونگي دستگيري متهمان مي‌گويد: ما به افراد عمده اين گروه يعني عاليخاني و اسلامي، بدون ترديد شک داشتيم و حدس قوي مي‌زديم که قتل‌ها کار آنها است. لذا يک برنامه‌اي در جلسه‌اي ريخته شد که من يقين داشتم که به گوش اسلامي مي‌رسد. در آن جلسه گفتيم که قرار است در چند روز آينده اين افراد دستگير شوند و اتفاقاً با آقاي يونسي نيز هم نظر بوديم. بحث بازداشت، به ضعيف‌ترين حلقه اين گروه، فشار وارد کرد و به نظر من موسوي حلقه ضعيف آنها بود. اينها مي‌خواستند مسئله را سريع‌تر بگويند که بله اين کار را که کرديم تشکيلاتي بود و اين، آنها را شکست.
حجت الاسلام نیازی و حسینیان درباره قتل‌ها چه می‌گویند؟
اين پرونده از اواخر دي‌ماه ۱۳۷۷، بالاخره به سازمان قضايي نيروهاي مسلح که رياست آن را محمد نيازي بر عهده داشت، واگذار شد. او نيز در اولين گفت‌و‌گوي خود خبر داد که در اين پرونده تنها به چهار فقره قتلِ مربوط به داريوش فروهر و همسرش، محمدمختاري و محمدجعفرپوينده رسيدگي خواهد شد. محمد نيازي دادستان نظامي تهران كه چند روز بعد به رياست سازمان قضايي نيروهاي مسلح برگزيده شد، در همان گفت‌و‌گوي مطبوعاتي خود تأکيد کرد: تاکنون هيچ يک از متهمان ادعا نکرده‌اند که براي ارتکاب اين قتل‌ها مجوز و حکم شرعي داشته‌اند و در اين زمينه هيچ حکم شرعي و قضايي صادر نشده است، چرا که در حکومت اسلامي که اسلام حاکميت دارد و ولي فقيه مبسوط‌ اليد است، هيچ‌کس نمي‌تواند حکمي خارج از سيستم قضايي و شرع و قانون صادر کند.
18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟
حسينيان در تحلیل این واقعه می‌گوید: قبل از شروع قتل‌ها به‌دست مصطفي موسوي، وي طي ملاقاتي با رئيس‌جمهور وقت، از قتل‌هاي قريب‌الوقوعي خبر داد و آن را سناريويي براي سقوط دولت خاتمي دانست، اما پس از چندي كه ماجراي قتل‌ها به اوج رسيد، موسوي دوباره به دفتر خاتمي رفت و اعتراف كرد كه قتل‌ها را خود او انجام داده است. حسينيان تأكيد مي‌كند: در اين ماجرا، مدتي قبل از اين‌كه اين قتل‌ها شروع بشود، آقاي موسوي خدمت آقاي خاتمي مي‌رسد، ناگفته نماند كه براي معاونت امنيت هم از طرف رياست جمهوري، آقاي موسوي پيشنهاد شده بود به آقاي دري كه ايشان به عنوان معاون امنيت نصب شود، اما به ادله‌ مختلف پذيرفته نشد. اما به عنوان جانشين معاون امنيت منصوب شد. قبل از اين‌كه اين قتل‌ها به وقوع بپيوندد، ايشان خدمت رئيس‌جمهوري مي‌رسد و مطلبي را اعلام مي‌كند و مي‌گويد كه در وزارت اطلاعات، سناريويي در حال تدوين است و مي‌خواهند عده‌اي را به قتل برسانند تا باعث سقوط دولت شما بشود. هنوز از قتل‌ها خبري هم نبود و حتي با يكي از مشاورين رياست جمهوري هم تماس تلفني گرفته و اين جريان را گفته كه خوشبختانه نوارش موجود است و ضبط شده اين مكالمه. بعد از مدتي قتل‌ها شروع شد. در قتل‌ها وقتي كه فروهر و خانمش كشته شدند، رئيس‌جمهور موضع‌گيري كرد، مسئولان ديگري موضع‌گيري كردند، خصوصاً رياست جمهوري موضع تندي گرفت و هيأت هم از آن زمان شروع به كار كرد. بلافاصله بعدش قتل‌هاي ديگري هم به وقوع پيوست كه از همان اول اين ماجرا را مشكوك مي‌كرد كه چرا واقعاً چنين اتفاقي دارد پشت سر هم به وجود مي‌آيد. بعد از اين‌كه ماجراي قتل‌ها به اوج خود رسيد، خود آقاي موسوي رفت به دفتر رئيس‌جمهوري و گفت كه اين قتل‌ها توسط من انجام شده و كشفي هم اصلاً در كار نبود. خود ايشان رفتند و گفتند. حتي دو سه روز ايشان را تحويل نمي‌گرفتند و مي‌گفتند دروغ است، مگر مي‌شود آقاي موسوي دوم خردادي طرفدار جبهه‌ دوم خرداد چنين كاري را مرتكب شده باشد؟ نمي‌پذيرفتند و مي‌گفتند باز اين يك سناريو است تا بالاخره آن‌قدر اصرار كرد كه پذيرفتند.» سوابق مصطفي كاظمي معروف به موسوی
روح الله حسينيان اضافه مي‌كند: «موسوي بچه استان فارس است. از همان زماني كه اطلاعات در سپاه تشكيل شد، در اطلاعات سپاه بود و از همان زمان متهم بود كه با دستگاه آقاي منتظري، سيد‌ هادي و مهدي هاشمي در ارتباط است. بعد از اين‌ كه وزارت اطلاعات تشكيل شد و اداره‌ كل اطلاعات هم در استان فارس تشكيل شد، وي به عنوان مسئول اداره‌ كل اطلاعات فارس انتخاب شد كه درگيري دروني از همان جا در استان فارس هم شروع شد. موسوي معروف بود در همان زمان از بچه‌هاي چپ استان فارس هست و به اصطلاح جزو بچه‌هاي مسجد «آتشي‌ها» بود. درگيري بين وي و امام‌جمعه‌ شيراز به اوج خود رسيد كه ناچار شدند موسوي را از شيراز به تهران منتقل كنند و در وزارت هم كه بود، معروف بود به چپ‌گرايي. در جريان انتخابات به‌شدت از جناب آقاي خاتمي حمايت مي‌كرد و اين حمايت هم به قدري افراطي شده بود كه حتي طرفداران خود آقاي خاتمي هم ناراحت مي‌شدند. بعدها مشخص شد كه مصطفي كاظمي از دوستان نزديك منتجب‌نيا نماينده شيراز در مجلس سوم و مشاور محمد خاتمي بوده است و از اين طريق با خاتمي ارتباط داشته است. كاظمي در اعترافاتش گفته بود كه منتجب‌نيا در جريان قتل‌ها قرار داشته است
18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟
حجت‌الاسلام دري‌نجف‌آبادي وزير اسبق اطلاعات، از روابط نزديك خاتمي با مصطفي موسوي بدين‌گونه پرده برمي‌دارد: در يك جلسه‌اي كه مسئولان وزارت با آقاي خاتمي داشتند، آقاي موسوي را به ايشان معرفي كردم. آقاي خاتمي سريع گفتند: من ايشان را مي‌شناسم و از دوستان ماست و ايشان نياز به معرفي ندارد.
2- پروژه زمستان 77 پروژه دیگری که در سال 77 اتفاق افتاد و در آن ردپای عوامل اطلاعاتی و رسانه‌ای دوم خردادی به خوبی دیده می‌شود، معروف به «پروژه زمستان 77» یا «پروژه حجت الاسلام پروازی» است. روح الله حسينيان در جمع طلاب مدرسه علميه شهيدين قم پيرامون پروژه زمستان 77 در سخناني مي‌گويد: «آقاي پروازي يك طلبه‌اي است كه با بچه‌هاي انصار حزب الله همكاري مي‌كرد. بعدا درگير و منشعب شد و شروع كرد عليه آنها فعاليت كردن و حرف زدن.  از اين موقعيت گل‌آلود سعيد حجاريان، محسن امين زاده و محسن آرمين اين سه نفر و يك نفر ديگر هم، افشاري نامي كه من نمي‌شناسم [استفاده کردند و ] مي‌آيند اين طلبه بنده خدا را مي‌برند و تحريكش مي كنند و مي‌گويند بيا و بگو كه اولا انصار حزب الله تا به حال چه كارهايي خشونت‌آميزي انجام داده، و ثانيا بيا و بگو اينها دستور رهبري بوده است.
18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟
 شروع می‏‌کند و یک لیستی از کارهایی را که حزب‏ الله کرده‏‌اند، کجا سینما آتش زده‏‌اند، کجا چه کار کرده‌‏اند، می‏‌گوید که مثلاً ده‏‌نمکی می‌‏گفت که ما از آقا اجازه گرفته‏‌ایم، فلانی گفته که ما اجازه گرفته‌‏ایم. آقای سعید حجاریان شخصیت خیلی بالایی هستند، بالاخره مشاور رئیس جمهور بود آن زمان، مشاور رئیس جمهوری می‏‌نشیند این نوار را پیاده می‏‌کند و این می‏‌گویندهایش و فلانی می‏‌گوید را حذف می‏‌کنند و همه این عوامل به قول خودشان خشونت‏ آمیز را می‏‌گویند ما به دستور رهبری انجام دادیم و جزوه‏ای چاپ می‏‌کند، و برای من هم فرستادند به نام «سخنرانی حجت‌الاسلام پروازی در جمع رزمندگان بسیج» و پخش کردند و از آن طرف، خودم بازجویی آقای پروازی را نگاه کردم، آقای پروازی می‏گوید که من رفتم اعتراض کردم به آقای حجاریان، که آقا اولاً بنا نبود شما چنین چیزی را منتشر بکنید، بعد هم چرا صحبت‏‌های مرا تحریف کردید، آمدید بعضی قسمتش را حذف کردید. می‌‏گویند خب حالا یک تکذیبیه بده، ما می‏‌گذاریم در خبرگزاری جمهوری اسلامی و سر بنده خدا کلاه می‏‌گذارند و یک چیزی می‏‌نویسد. دوباره بهش برمی‏‌گرداند و می‏‌گوید اینجایش را حذف کن، آن را حذف می‏‌کند و سه چهار دفعه همین‏ طور می‏‌آورند و می‏‌برندش و سرکارش می‏گذارند و آخر کار بهش می‏‌گویند که قرار است حزب‏ الله تو را به قتل برساند و دادگاه ویژه روحانیت هم می‏‌خواهد دستگیرت کند، بیا فرار کن و ما در آلمان برای تو جا درست کرده‏‌ایم و کارهایش را هم کرده‏‌ایم که بروی پناهنده بشوی. تا تبریز هم آقای پروازی را بردند و شایع شد همان موقع که یک روحانی به آلمان پناهنده شده، هنوز پناهنده نشده، این‏ها آنقدر حماقت کردند که این را شایعه کردند که یک روحانی پناهنده شده. خب ما هم حساس بودیم و مدام سؤال می‏‌کردیم، کی است؟ فقط می‏‌گفتند یک روحانی است که به آلمان پناهنده شده و قرار است که چند روز دیگر با رادیو کلن یک مصاحبه داشته باشد. این طلبه بیچاره بالاخره آدم متدینی بوده، بچه اهل جبهه بوده، آنجا عقل و دینش مانع می‏‌شود و می‏‌گوید حالا این چه کاری است، حالا اینجا من کار خلافی کردم، بروم کار خلاف‏تری هم علیه جمهوری اسلامی بکنم که چی، برمی‏گردد و مستقیما خودش را به دادگاه ویژه روحانیت معرفی می‏کند و ماجرا را تعریف می‏‌کند و ... خدمت آقا رسید و گریه کرد و عذرخواهی کرد و گفت ماجرا را. آقا هم سفارش کرده بود که حالا اشتباهی هم کرده، شما هم در دادگاه ویژه کاری به او نداشته باشید.
18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟
حجت الاسلام پروازی در دوران جوانی
قرار شد سعید حجاریان را دستگیر بکنند، اما متأسفانه تا به گوش آقای خاتمی رسید، واسطه‏‌هایی را فرستادند و حتی ظاهرا خدمت مقام معظم رهبری هم رسیده بود که خلاصه این مشاور هست و بد می‏شود برای ریاست جمهوری، دستگیر نکنید؛ نکردند. 
3- پروژه کیانوش مظفری
کیانوش مظفری- یکی از اعضای انصار حزب الله در اوایل دهه هفتاد- در ابتدا توسط دو عضو انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر ایزوله می‎گردد. آن‎‎ها القائات مورد نظرشان، مبنی بر انتصابات خشونت به افراد حزب‎اللهی، نهاد‎‎های انقلابی و ارکان نظام دینی را از زبان وی و به‎صورت مخفیانه ضبط کرده، در 15 دی ماه 77 در روزنامه صبح امروز به چاپ می‎‎رسانند.
طراحان این پروژه با این بهانه که پس از انتشار این مطالب تو را خواهند کشت، کیانوش مظفری را به وزارت کشور برده، به او تضمین‎‎‎های لازم را می‎دهند. کیانوش مظفری بعدها عنوان کرد که در این مدت با «بهزادیان»، معاون وقت وزیر کشور، «عبدالله رمضان‎زاده»، «اکبر گنجی»، «عباس عبدی» و «رضا تهرانی»، سردبیر روزنامه صبح امروز، دیدار داشته است.
18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟
این پایان ماجرا نبود؛ در ماجرای کوی دانشگاه، فرد ناشناسی به کیانوش مظفری تیراندازی می‎کند تا روزنامه‎‎‎های زنجیر‎‎ه‎ای بتوانند با توجه به آدرس القایی و زمینه‎سازی فوق‎الذکر در افکار عمومی، فتنه کوی دانشگاه را به نهاد‎‎‎های انقلابی و ارکان نظام منتسب نمایند.
سید نظام‌الدین موسوی، یکی از مسئولین وقت بسیج دانشگاه تهران، می‌گوید: این فرد یکی از شب‌های حادثه به کوی دانشگاه می‌آید و آنجا زخمی می‌شود، اگر این فرد کشته می‌شد و با توجه به این قصه قبل یک پروژه کشته‌سازی شروع می‌شد که نیروهای لباس شخصی و حزب‌اللهی این را کشته‌اند.
4- پروژه کوی دانشگاه
مجلس پنجم که در آن زمان، سال چهارم و آخر خود را سپری می‌کرد، نمایندگان این مجلس در آن سال، تصمیم گرفتند وارد صحنه شوند تا فضای بی بندوباری مطبوعات را تغییر دهند. به‌ همین منظور مجلس اوایل سال 78 لایحه اصلاح قانون مطبوعات را در دستور کار قرار داد. یک‌بار در اسفند 64، کلیات تغییر قانون مطبوعات (مصوب سال 1358) در مجلس دوم تصویب شده بود. ولی از همان زمان نیز این لایحه مخالفانی داشت و حتی در سال‌های بعد هم اعتراضاتی مبنی بر وجود نقاط مبهم در این قانون شده بود. به‌دلیل همین ابهام‌ها در حوزه عمل، در سال 74 در حالی‌که هنوز دوران 2 خرداد شروع نشده بود، زمزمه‌های طرح اصلاح قانون مطبوعات شروع شده بود.
هنگامی‌ که کلیات طرح در دستور کار مجلس قرار گرفت،‌ تنها چند روز کافی بود تا حمله‌های هماهنگ نشریه‌های اصلاح‌طلب به طرح مجلس، آغاز شود. این در حالی بود که این  اصلاحیه که در 4 بند تصویب شده بود، حاوی اصولی منطقی و عقلانی بود. در حقیقت حداقل‌هایی بود که هر عقل سلیمی آن را جایز می‌شمارد. ممنوعیت فعالیت مطبوعات برای بیگانگان، جاسوسان، سردمداران رژیم طاغوت و...، منع شدن مطبوعات برای دریافت کمک مالی از کشورهای بیگانه، مقابله با افراد دولتی و غیر‌دولتی که مطبوعات را تحت فشار قرار می‌دهند و التزام عملی مدیران مسئول و صاحبان امتیاز نشریه‌ها به قانون اساسی جمهوری اسلامی، مواردی بود که در مجلس تصویب شد.
نشریه‌های زنجیره‌ای، آتش خود را سمت مجلس گرفتند. اولین تیر را مجمع روحانیون مبارز با صدور اطلاعیه‌ای در روزنامه دولتی ایران  زد: «این طرح سایه استبداد را بر فضای مطبوعات کشور می‌گستراند»
«سلام» بر کودتا در قضیه کوی دانشگاه و بر اساس تئوری فتح سنگر به سنگر، هدف اصلی از کارانداختن نیروی انتظامی از طریق فعالیت در دانشگاه بود و چگونگی اجرای طرح، نیازمند دقت فراوانی بود. کلید این آشوب در دستان مدیرمسئول روزنامه سلام بود. این آشوب براساس سندی که 15 تیر 78 بر پیشانی روزنامه سلام نشست، راه خود را یافت. پیوند ماجرای قتل‌ها و وزارت اطلاعات به طرح مجلس، براساس سندی شکل گرفت که از وزارت اطلاعات به سرقت رفته بود، در حقیقت نامه‌ای بود که در جلسه‌های مشاوران خطاب به وزیر نوشته شده بود و محتوایی فرهنگی مربوط به رصد کلی فضای کشور داشت.
18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟
سید نظام‌الدین موسوی در این باره می‌گوید: آنچه که در طرح منسوب به سعید امامی وجود داشت با آنچه که در مجلس مطرح شده بود کاملاً تفاوت داشت. سعید امامی در پرونده قتل‌های زنجیره‌ای متهم بود و در زندان خودکشی کرد، اصلاح‌طلبان در این رابطه فضایی را بوجود آورده بودند که وقتی می‌خواستند کسی را خراب کنند، برچسب سعید امامی به وی می‌زدند.
طرح سعید امامی اصلا مانند طرح مجلس نبود و یک طرح داخلی برای ساماندهی مطبوعات بود. از اینکه مطبوعات مانند پزشکان و مهندسان یک نظام صنفی خاص داشته باشند. آن موقع سعید امامی در مقام مشاور وزیر اطلاعات، مطلبی را نوشته بود و آن هم داخلی، اما روزنامه سلام در یک حرکت خباثت‌آمیز برای اینکه طرح مجلس را خراب کند، این نامه را منتشر کرد و چنین عنوان کرد که طرح مجلس همان طرح سعید امامی است.
روزنامه سلام علاوه بر این‌که سندی محرمانه را افشا کرد، آن را تحریف نیز کرده بود. بنابراین بر اساس قانون باید توقیف می‌شد. این اتفاق یک روز بعد رخ داد و وزارت اطلاعات نیز شکایتی علیه مدیرمسئول به جرم افشای اسرار نظام تنظیم کرد. علی یونسی وزیراطلاعات دولت اصلاحات، در مصاحبه‌ای گفت: کاری که روزنامه سلام کرد، سرقتی بود که فقط استفاده جناحی و سیاسی داشت.
ساعت 10 شب 16تیر حکم توقیف سلام صادر شد. یعنی درست زمانی‌که روزنامه‌های صبح فردا یا بسته شده بودند یا در حال بسته شدن بودند. اما تیترهای فردا صبح زنجیره‌ای‌ها و تحلیل‌های فراوان‌شان مبنی بر توقیف روزنامه سلام، طوری بود که گویا توقیف روزنامه را پیش‌بینی می‌کردند.
18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟
_  زمان، حامل حوادث خشونت‌بار است _ نظام باید هزینه‌های سنگینی بپردازد _ محدودیت مطبوعات، خشم مردم را شعله‌ور خواهد کرد _ دانشجویان ساکت نخواهند نشست
18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟
در این میان تحریک دانشجویان، بیش از همه مورد توجه این جریان قرار گرفت. تلاش زیادی صورت گرفت که از راه‌های مختلف، اعتراض از پیشانی روزنامه‌ها به صحن دانشگاه کشیده شود.
حوادث شب 18 تیر چگونه شروع شد؟
برنامه‌ای که پیش‌بینی شده بود، شب 17تیر در محوطه کوی دانشگاه تهران توسط دفتر تحکیم وحدت کلید خورد. نصب اعلامیه‌ای در محوطه کوی و دعوت دانشجویان برای حضور در تجمع اعتراضی به توقیف سلام.
سیدنظام موسوی می‌گوید: «فردی که این اعلامیه را  پخش می‌کرد، شفیعی نام داشت که اصلا دانشجو نبود و کارمند جهاد دانشگاهی کوی بود. جالب این‌که تاج‌زاده، همین فرد را  به‌عنوان دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب  در وزارت کشور منصوب کرد.»
18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟
عامل تحریک دعوت دانشجویان، در شعارهایی که سر داده می‌شود، شنیده می‌شود. شعارهایی که حاکی از تهدید آزادی و اختناق است. دانشجویان از آنچه پشت پرده این جریان می‌گذرد، بی‌خبر هستند. پشت پرده‌ای که آنان را تنها پیاده‌نظامی می‌دانند برای  مقصود خود. آرام آرام  شعارها علیه نظام و رهبری هدایت می‌شود. با توجه به روزهای فرجه امتحانات و حضور کم دانشجویان در کوی، نیاز به حضور عوامل غیر‌دانشجو و هدایت معترضان به بیرون از محوطه خوابگاه احساس می‌شود. جمعیت حدود ساعت 9 شب 18 تیر از محوطه کوی دانشگاه خارج و وارد خیابان کارگر می‌شود. با تبدیل اعتراض به آشوب و تخریب و سلب امنیت از مردم منطقه، نیروی انتظامی وارد صحنه می‌شود و از  دانشجویان می‌خواهد به کوی برگردند. جمعیت به داخل کوی برمی‌گردد ولی همچنان 20 ـ 30 نفر  می‌مانند و خیابان را می‌بندند. اراده‌ای که علاقه‌مند به درگیر کردن نیروهای انتظامی با آشوب‌گران است، کاملا حس می‌شود. گروگان‌گیری یک سرباز وظیفه ناجا توسط دانشجویان  و ضرب و شتم وی، فضا را به‌شدت متشنج می‌کند. سرباز از دست دانشجویان می گریزد، ولی کلاه او را به حالت تمسخر به هوا پرتاب می‌کنند.
18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟
شب از نیمه می‌گذرد که  شعارهای دانشجویان تندتر می‌شود و روشن کردن آتش در خیابان و تخریب اموال عمومی شدت می‌گیرد. پلیس با بلندگو باز از دانشجویان می‌خواهد به کوی برگردند و در غیر این‌صورت برخورد خواهد کرد. همین اتفاق هم می‌افتد. نیروی انتظامی  وارد محوطه کوی می‌شود و درگیری شدیدی که بین معترضان و نیروی انتظامی رخ می‌دهد، منجر به اتفاق های تلخی می‌شود.
شعارها در آن شب ارتباطی با روزنامه سلام و قانون مطبوعات ندارد. جمعیت معترض، اصل نظام را هدف گرفته‌اند. هم‌زمان با ادامه درگیری‌ها تا نیمه‌شب، عده‌ای وارد کوی می‌شوند و اقدام به تخریب خوابگاه‌ها و ضرب و شتم دانشجویان می‌کنند. اقدامی که نه‌تنها هیچ توجیهی ندارد، بلکه به‌شدت مشکوک است. طبق اظهار برخی از دانشجویان حاضر در واقعه، افرادی که وارد کوی شدند، اصلا دانشجو نبودند و هرکسی را هم مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند. حتی گفته شد یکی از کسانی‌که  آن شب کتک خورد، قائم‌مقام بسیج دانشکده تربیت‌بدنی بود. آنچه مسلم است حجم آشوب و تخریب به‌قدری زیاد است که نمی‌توان آن را به حضور یک‌ساعته نیروی انتظامی در کوی نسبت داد.
18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟
در این میان اظهارنظرهای بعضا تحریک‌آمیز برخی مسئولان مانند تاج‌زاده و سلیمانی معاون دانشجویی وزیر علوم، در ملتهب کردن اوضاع و تحریک دانشجویان علیه نظام، بسیار تاثیرگذار است. مصطفی معین وزیر علوم نیز در اقدامی مشکوک و تأمل‌برانگیز، استعفای خود از وزارت را اعلام می‌کند که در آن شرایط، هیچ تاثیری غیر از ملتهب کردن اوضاع ندارد.
18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟
شب 19 تیر، وزارت اطلاعات  شکایت خود را از روزنامه سلام  پس می‌گیرد. روابط عمومی وزارت اطلاعات در بیانیه‌ای رعایت بی‌طرفی و استقلال، حفظ آرامش و پرهیز از هرگونه تنش و تقویت سیاست‌های دولت خدمت‌گذار درباره توسعه سیاسی و آزادی‌های قانونی مطبوعات را به‌عنوان دلیل‌های انصراف از شکایت ذکر می‌کند. همان شب جلسه‌ای در دفتر تحکیم وحدت با حضور سعید حجاریان و اصغرزاده شکل می‌گیرد. اعلام یک هفته عزای عمومی و درخواست تعطیلی دانشگاه‌ها، از تصمیم‌های مهمی است که در این جلسه گرفته می‌شود.
شامگاه 19 تیر، در خیابان‌های اطراف کوی، حوادث تلخی می‌گذرد. در حالی‌ که تقریبا جریان به‌ طور کامل از اختیار دانشجویان خارج شده است، تخریب اموال عمومی، آتش زدن اتومبیل‌ها، حمله به مسجدها و آزار رساندن به اقشار مذهبی و هرکسی که ظاهری مذهبی دارد و حتی تعرض به بانوان محجبه، از جمله حوادثی است که تلخی این حوادث را بیش از پیش می‌کند.
تمام این حوادث فقط یک کشته داشت؛ افسر وظیفه‌ای بود که به‌صورت مهمان در خوابگاه حضور داشت. عزت ابراهیم‌نژاد که مهمان کوی بود، 19 تیر  و با اسلحه کمری کشته می شود. هرچند هیچ  نهاد رسمی مرگ او را تایید نکرد.
18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟
روز 20 تیر با گسترش آشوب در شهر و خیابان‌های اطراف کوی می‌گذرد. در همین روز خاتمی با استعفای معین مخالفت می‌کند. آشوب‌گران با حضور در مقابل وزارت کشور، درِ این وزارتخانه را کنده و به‌ سمت میدان فاطمی تظاهرات کردند. علاوه بر حضور اعضای نهضت آزادی و فایزه هاشمی در کوی، اعلامیه‌ای در حمایت از معترضان از سوی آیت‌الله منتظری صادر و بین دانشجویان پخش می‌شود.
18 تیر 78 چگونه شکل گرفت؟////////////فتنه دهه 70 چگونه شکل گرفت؟ عزت ابراهیم نژاد
*حضور مردم و پایان غائله  21 تیر، اقشار مختلف مردم ودانشجویان با رهبر معظم انقلاب دیدار می‌کنند. ایشان  از همان ابتدای سخنان‌شان به حادثه کوی اشاره می‌کنند: «مطلبی که از نظر من مهم‌تر از همه است و ذهن مرا مشغول  کرده، حمله به خوابگاه جوانان و دانشجویان است. این حادثه تلخ قلب مرا جریحه‌دارکرد. حادثه غیرقابل قبولی در جمهوری اسلامی بود. حمله به منزل و مأوا و مسکن یک جمعی به‌ویژه در شب یا  هنگام نماز جماعت، به‌هیچ وجه در نظام اسلامی قابل قبول نیست. هرکسی بوده فرقی نمی‌کند چه در لباس نیروی انتظامی چه در غیر آن. حرف من به دانشجویان این است که مراقب باشید و دست‌های پنهان را ببینید.» 
تجمعی که قرار بود 23 تیر در دانشگاه تهران برگزار شود، تبدیل به راهپیمایی عظیم مردمی در دانشگاه تهران و خیابان‌های اطراف دانشگاه شد. از میدان ولی‌عصر(عج) تا دانشگاه در سمت شمال و شرق و از میدان فردوسی در سرتاسر خیابان انقلاب به‌سمت دانشگاه، مملو از جمعیت مردمی شد. جمعیت مقابل دانشگاه به حدی شد که امکان ورود به دانشگاه امکان‌پذیر نبود. مراسم با سخنرانی علیرضا زاکانی مسوول بسیج دانشجویی و قرائت بیانیه پایانی توسط دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، حسن روحانی، برگزار شد. *نتیجه‌گیری آنچه ذکر شد حوادثی بود که مقدمه‌ساز و اثرگذار در اتفاقات کوی دانشگاه 78 بود. این حوادث از سال‌ها قبل و در قالب تئوری «فتح سنگر به سنگر» طراحی شده بود و طی یک برنامه مشخص در حال اجرا بود. طی دو سالی که از روی کار آمدن دولت دوم خرداد تا 18 تیر سپری شد، در ابتدا وزارت اطلاعات، سپس نیروی انتظامی و در گام‌های بعدی سپاه و صدا و سیما هدف طراحان عملیات روانی دوم خردادی بودند که تا قبل از 18 تیر، فقط علیه وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی فعالیت‌هایی انجام شد. این فعالیت‌ها به کمک رسانه‌های زنجیره‌ای دوم خرداد انجام می‌گرفت و همان‌گونه که درباره 18 تیر بیان شد، رسانه‌ها در دامن زدن به این قضایا نقش بسیار مؤثری داشتند.
 
مطالب مرتبط

سرزمین موعود چگونه اشغال شد؟

نگاهی به ریشه‌های یهودیت

 

اهمیت یهود در طول تاریخ بشری از زمان اشغال سرزمین فلسطین تاکنون بدین لحاظ است که این قوم تاثیر بسیاری در تاریخ تفکر و اندیشه بشر داشتند آنان این نقش تاثیر گذار را عمدتا حول محور یک پدیده بسیار مهم تاریخی ایفا نمودند و آن تحریف و انحراف از مسیر الهی است.
گروه فرهنگی مشرق - تاریخ بشر از ابتدا محل ظهور و سقوط اقوام و نژادهای گوناگونی بود که هنوز  توانایی شناخت بسیاری از آنان را نداریم.تمدن ها ظهور می کنند و پس از گذران عصر طلایی خود سقوط می کنند و از صفحه تاریخ محو می شوند و این قاعده  تاریخ است،برخی مواقع تمدنی به چنان قدرت و اعتلایی دست می یابد که گمان می کنیم هیچ عاملی در تضعیف و در نتیجه سقوط آن موثر نخواهد بود اما تاریخ  گواه انحطاط و انقراض آنها می باشد.در این میان قومی در تاریخ ظهور نمود  که حیات متفاوتی را تا هم اکنون گذراند به تعبیر ویل دورانت قدمتی به اندازه تاریخ دارد و ممکن است تا زمانی که تمدن برقرار است در جهان باقی بمانند و این قوم "یهود" است.اهمیت یهود در طول تاریخ بشری از آن زمان که سرزمین فلسطین به وسیله  آنان اشغال شد تا هم اکنون بدین لحاظ است که این قوم تاثیر بسیاری در تاریخ تفکر و اندیشه بشر داشتند آنان این نقش تاثیر گذار را عمدتا حول محور یک پدیده بسیار مهم تاریخی ایفا نمودند و آن تحریف و انحراف از مسیر الهی است که مقصود خود از این مدعا را بیان خواهیم نمود.
قوم بنی اسرائیل را قبایل بیابان گرد و بی مسکنی می دانند که قریب به نیم قرن به بیابان گردی مشغول بودند.بنی اسرائیل مشتمل از دوازده  قوم است که به آن اسباط دوازده گانه نیز گفته می شود این اقوام در ابتدا  هیچ حاکم و پادشاهی نداشتند اما پدر هر قبیله نقش تعیین کننده و حکم رئیس  قبیله را می داشت.آیین بنی اسرائیل از ابتدا پرستش برخی عناصر طبیعت و  همچنین جانورانی همچون مار بود زمانی که احتمالا رامسس دوم پس از لشکرکشی  به فلسطین این قوم را به مصر آورد تحت تاثیر آیین های کهن و رازآلود مصری  این قوم گاو پرست شدن و آن زمان که موسی کلیم الله این قوم را برگزید آنان  تحت تاثیر همین آیین، پرستش گوساله را ترجیح دادند.
سرزمین موعود چگونه اشغال شد؟
بنی اسرائیل اقوام  جنگجو و گرسنه ای بودند که سرزمین کنعانیان را پر از نعمت دیدند و آن را به وحشیانه ترین شکل اشغال نمودند در خصوص قدمت سرزمین کنعان و تاریخ  فلسطین گفته های بسیاری از سوی مورخان مطرح است ویل دورانت با استناد به  بقایای دوره نئاندرتال از نواحی مجاور دریای جلیل و پنج استخوانبندی  نئاندرتال که به تازگی در غاری نزدیک حیفا کشف شده است قدمت چهل هزار سال پیش  از میلاد مسیح (ع) را که مختص فرهنگ موستری ست برای این سرزمین در نظر می گیرد.
یهودیان خود  چنین اعتقاد داشتند که ملت ابراهیم از شهر اور،واقع در سومر مهاجرت کرده و  در حوال دو هزار و دویست پیش از موسی (ع) در فلسطین مستقر شدند.سرزمین  فلسطین اراضی پر نعمت و مناسبی ست که تمدن های اشغال گر مختلفی همچون مصر  باستان همیشه سودای تصرف و غارت آن را در سر داشتند.آن زمان که بنی اسرائیل بر کنعانیان هجوم برد تاریخ شاهد استیلای عبرانیان بر سرزمین موعود  بود.هجوم بنی اسرائیل به سرزمین آنچنان وحشیانه بود که مطابق کتب تاریخی،به دستور جدعون (یکی از سران قبایل) صد و بیست هزار مرد به یکباره قتل و عام  شدند و زنان نیز به بردگی درآمدند.
وجود جنگ و تهدید های فراوان از جانب حکومت های همسایه موجب شد تا بنی اسرائیل پادشاهی بر گزیند.شائول که ساکن جلعاد بود اولین پادشاه بنی اسرائیل است که گویا کمر به قتل داوود نبی نیز بسته یود اما هنگامی که در جنگ با فلسطین قصد فرار داشت توسط قوم خویش گردن زده شد و پس از آن بود که داوود نبی که پس از کشتن جالوت (که بنا بر نظر ابن  خلدون از کنعانیان بود) محبوب یوناتان از اشخاص مهم بنی اسرائیل شد و سلسله  بعدی پادشاهی را تشکیل داد.وضعیت اقتصادی اسرائیل در زمان پادشاهی سلیمان  نبی به دلیل قرار داشتن در مسیر بازرگانی بسیار پر رونق بود به طوری که طلا و  نقره به وفور یافت می شد.
انشعاب قبایل بنی اسرائیل به خصوص "یهودا" در  حوالی سالهای 928 پیش از میلاد رخداد مهمی در تاریخ یهودیت است.دکتر عبدالله شهبازی در مجلد نخستین کتاب ارزشمند "زرسالاران" توضیحات مبسوطی در این خصوص ارائه نموده است.پس از این سال بنی اسرائیل به یک دولت شمالی  متشکل از ده قبیله به رهبری قبیله افرائیم و خاندان یوسف و دیگری دولتی که  متشکل از قبایل یهودا و بنیامین بود ،تقسیم شد.پس از این است که ناآرامی حاصل نزاع این دو دولت آشکار می گردد،سامریه  مرکز دولت افرائیم و اروشلیم مرکز دولت یهود شد و این چنین سیطره شوم یهود  بر سرزمین بیت المقدس آغاز گردید.در سال 732 پیش از میلاد دولت افرائیم  توسط آشور و با توطئه یهود ویران و به بردگی گرفته شد.
کتاب تورات در گذر  تاریخی خود دچار تحریفات فراوانی گردید که سنت های انحرافی مختلفی مانند  سبط یهود در آن نفوذ یافت،نظر ویل دورانت در این باره خلاصه مفیدی از انواع تحریفات وارد آمده به این کتاب را نمایان می سازد، وی  می نویسد:
"اندیشمندان بر این قول معتقدند که قدیمی ترین جزء از اسفار تورات دو داستان متشابه و  مجزاست که در "سفر پیدایش" آمده و آن ها را با اشارات J و E از یکدیگر تمیز می گذارند،چه در یکی از آن دو داستان های مخصوص یهوه یاد می شود و در  دیگری از آفریدگاری به نام الوهیم،این دانشمندان چنان عقیده دارند که  داستان های مخصوص یهوه در یهودا و داستان های مخصوص به الوهیم در افرائیم  نوشته شده و پس از سقوط سامره آن دو دسته داستان ها را با یکدیگر مخلوط  کرده و از آن داستان واحدی ساخته اند، عنصر سوم که با علامت D نمایش داده می شود و متضمن شریعت تثنیه است ظاهرا به وسیله نویسنده یا نویسندگانی دیگر  نوشته شده.عنصر چهارم  P از قسمت هائی تشکیل می شود که کاهنان بعدها نوشته و آن را الحاق کرده اند.این قسمت شریعت کاهنان ظاهرا قسمت اصلی کتاب شریعت  را تشکیل می دهد که عزرا آن را منتشر ساخته است.چنان به نظر می رسد که در  حوالی سال 300 ق. م این چهار قسمت به همان صورت که فعلا دارد در آمد."
سرزمین موعود چگونه اشغال شد؟
پس از این تفکیک تا حدودی ریشه های نخستین یهودیت آشکار شد حال در خصوص نفوذ  این جمعیت باید بدانیم که تمدن های کهن شرقی به ویژه خاور نزدیک هر یک شاهد  نفوذ اندیشه های راز آمیز یهودیت بودند آمیختگی آیین ها و عرفان های یهودی  با باورهای مختلف شرق کهن و همچنین یونان باستان ویژگی بسیار پررنگ و قابل  توجه ایست به عنوان مثال اسطوره یهودی و تلمودی آفرینش که انسان را موجودی  پیوسته از دو جنس می دانست در یونان باستان به طور مثال در اندیشه آریستوفان نفوذ فراوان یافت و حتی در اساطیر آفرینش یونانی که افلاطون در  رساله "مهمانی" از آن سخن می گوید جلوه قابل توجه ای داشت،مشخص نیست که  نفوذ فرهنگی - اسطوره ای از چه طریق بوده است اگر ردپای سفر افلاطون ،طالس و فیثاغوریث را به تمدن مصر که تا حدودی با بنی اسرائیل در آمیخته بود  بیابیم شاید بتوانیم  بر این پدیده آگاهی بیابیم.تمدن بابل نیز یکی  از مراکز آمیختگی یهودیت با باورهای راز آمیز و منحط بابلی بود علاقه  یهودیان به سرزمین بابل تا بدین حد بود که پس از فتح آن توسط سپاهیان  کوروش (اگر  روایات تاریخی هرودوت و گزنوفان - که بدون شک آمیخته با افسانه پردازی و  دروغ است- در خصوص وجود شخصی به نام کوروش را بپذیریم) بسیاری از این یهودیان به اجبار به سرزمین اشغالی بازگشتند.
 تحریف دین الهی موسی کلیم الله  اولین دستاورد یهودیت بود و تحریف دین الهی عیسی (ع) دومین دستاورد  آنان.نفوذ تصوف های آمیخته با شرک در بیزانس که مهمترین پایگاه مسیحیت بود  موجب ظهور انواع انحرافات در فلسفه مسیحی شده به طور که آن را مبدل به  آیینی التقاطی نمود که عرفان کابالا و گنوسی نمونه بارز آن است اما بحث در این باره را  به مقاله دیگری موکول می کنیم.
مسعود قدیمی

حجت‌الاسلام پناهیان در دوازدهمین اجتماع مدافعان حرم

 
می‌خواهیم به دستور علی مردانه رفتار کنیم/انسان با دشمن با زبان التماس حرف نمی‌زند

دوازدهمین اجتماع مدافعان حرم بعدازظهر دیروز در میدان امام حسین (ع) با حضور خیل گسترده جوانان عاشق اهل بیت برگزار شد.

            

خبرگزاری فارس: می‌خواهیم به دستور علی مردانه رفتار کنیم/انسان با دشمن با زبان التماس حرف نمی‌زند                

به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، در اجتماع دیروز که تحت عنوان «لشگر علی ولی‌الله می‌آید»، بیشتر حضور جوانان و نوجوانان پررنگ بود. هر چند که افراد سالخورده هم آمده بودند. جوانانی که محب اهل بیت بودند با زبان روزه در عطر شهادت حضرت علی (ع) گرد هم آمده بودند تا بگویند برای دفاع از حرمین اهل بیت در عراق و سوریه آماده جانفشانی هستند.

مدافعان حرم کسانی هستند که با درس از آموزه‌های دینی و غیرت عباسی خود، خارج از مرزهای کشور برای دفاع از حرم‌های اهل بیت دفاع می‌کنند. برخی از آنها به فیض شهادت نائل می‌شوند و نشان دهنده این است که شهادت، مرگ و زمان نمی‌شناسد.

در بین جمعیت جوانان افغانستانی زیادی دیده می‌شدند که به عشق اهل بیت و دفاع از حرم آنها آمده بودند نگاهم به خانواده 4 نفره‌ای افتاد که اهل افغانستان بودند مادر خانواده به همراه دختر، پسر و عروسش به این مراسم آمده بود، پدر این خانواده شهید محمدعلی خاوری که عضو تیپ فاطمیون بود در 21 بهمن سال گذشته و در دفاع از حرم حضرت زینب (س) به شهادت رسیده بود، عروس این شهید بزرگوار گفت: پدر همسرم علاقه شدیدی به حضرت زینب (س)‌داشت و به همین خاطر برای دفاع از حرم ایشان رفت و شهید شد.

یکی از دخترهای نوجوانی که به این مراسم آمده بود گفت که آمده‌ام بگویم حضرت آقا تنها نیست و همیشه پشت و مدافع مردم مظلوم هستیم و هر زمانی که ایشان لب تر کنند، داعش و اسرائیل را به خاک سیاه می‌نشانیم.

در ادامه مراسم حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اینکه روایتی از حضرت علی (ع) می‌خوانم که اشتباه و خیلی مشهور است، گفت: این روایت را می‌خوانم تا اشتباه برطرف شود. در این روایت که همه می‌دانیم حضرت علی (ع) فرموده‌اند که شنیده‌ام دشمنان خلخالی را از پای دختر یهودی کشیده‌اند و اگر کسی به خاطر این قصه دق کند و بمیرد کار ارزشمندی انجام داده است.

این استاد حوزه و دانشگاه افزود:‌این روایت به این صورت که مشهور شده است نیست و اصل متن در نهج‌البلاغه آمده است که با کمی دقت در آن در می‌یابیم که معنای بسیار عمیق‌تری دارد. معمولاً در زبان‌ها جاری است که حضرت امیر (ع) تحمل ظلم به یک زن یا دختر را که جواهرات او را ربوده‌اند، نداشته است و خیل دردمندانه برخورد کرده‌اند در حالی که اصل ماجرا این نیست.

پناهیان با اشاره به اینکه زمانی که در فلان سرحداد، سربازانی از معاویه حمله کرده و علاوه بر خیانت به یک زن مسلمان و غیرمسلمان تعدی کرده‌اند، خاطر نشان کرد: حضرت علی (ع) پس از شنیدن این ماجرا نمی‌فرمایند چرا چنین ظلم بزرگی رخ داده است بلکه می‌فرمایند در مقابل این غارتگری، مردم منطقه چه کرده‌اند، جز اینکه طلب ترحم کرده‌اند و کسی در دفاع از این مردم و آن زنانی که غارت شده‌اند، شمشیر نکشیده است.

وی با بیان اینکه حضرت علی (ع) فرمودند بدون اینکه خونی از غارتگران ریخته شود و یا کسی از آنها کشته شود، سالم برگشتند، یادآور شد: حضرت علی (ع) فرمودند اگر کسی به خاطر این خبر بمیرد، حق دارد و همچنین احساس درد و رنج کند به خاطر اینکه وقتی دشمن حمله کرد از خودشان دفاع نکردند.

این استاد حوزه و دانشگاه گفت: مسئله‌ای که باعث این سخن حضرت امیر (ع) شد این است که چرا به دشمنانتان اجازه دادید سالم برگردند، چرا علیه آنها شمشیر نکشیدند و دفاع نکردید، چرا التماسشان کردید انسان با دشمن با زبان التماس حرف نمی‌زند.

پناهیان با اشاره به خطبه‌ای در نهج‌البلاغه راجع به این موضوع اظهار کرد: حضرت علی (ع) فرموده‌اند بارها به شما گفته‌ام از خانه خود بیرون بروید و از سمتی که دشمن می‌خواهد به شما حمله کند، به آن ضربه بزنید و نگذارید به مرزهای شما برسند چون ضربه خواهید خورد و قبل از آنکه به شما حمله کنند شما حمله کنید.

وی افزود: بعد از سخنان فوق، حضرت علی (ع) در همان خطبه به مردمی که حرف او را گوش می‌کردند ولی اجرا نمی‌کردند و از خود در مقابل دشمنان دفاع نمی‌کردند، می‌فرماید ای نامردهایی که شبیه مردها هستید اما مرد نیستید ذهن کودکانه دارید و خیال‌بافی اطفال شما را فرا گرفته است.

این استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: مطالب فوق آخرین سخنرانی‌های حضرت علی (ع) بود و با این غصه‌ها دار فانی را وداع گفتند و وضع ایشان این بود که چرا در خانه‌های خود نشسته‌اید و منتظر هستید که دشمن به شما حمله کند.

پناهیان با بیان اینکه جوانان در اجتماع مدافعان حرم جمع شده‌اند تا بگویند از خانه‌های خود بیرون آمده‌ایم تا مبادا دشمن به حرم حضرت علی (ع) و جامعه مومنان و مسلمانان تعدی کند، اظهار کرد: دفاع از خانه خود را آنچنان گسترده می‌دانیم که حاضر هستیم از غیر مسلمانان منطقه دفاع کنیم.

وی افزود: استاد و امام ما حضرت علی (ع) است که می‌فرمایند کسی که از خانه خود خارج نشود و از مردمی که مقابل دشمن ایستاده‌اند‌، دفاع نکند، مرد نیست و امروز اعلام می‌کنیم که می‌خواهیم به دستور علی مردانه رفتار کنیم.

این استاد حوزه و دانشگاه گفت: امروز مصلحت نیست از اینجا لشگر لشگر نیرو اعزام کنیم چرا که جوانان شام و عراق غیورانه دفاع می‌کنند ما آمده‌ایم بگوییم یا علی امروز عراق، آن عراقی نیست که شما در آن دردمندانه سخنرانی می‌کردید و امروز شیعیان می‌روند و از مومنین اهل سنت دفاع می‌کنند.

پناهیان با بیان اینکه عراق امروز عراقی است که دردهای علی را گوش کرده است، تصریح کرد: جوان‌ها طوری عزاداری کنید که امام زمان (عج) لشگر شما را ببیند و شب بیست و سوم ماه مبارک امسال همان شبی باشد که سحر منادی سر دهد و بگوید امسال انشاءالله مهدی فاطمه خواهد آمد.

وی افزود: امید داریم بیست و سوم امسال خدا مژده فتح و فرج را عنایت فرماید و همه این‌ها به دست‌های گرده کرده شما جوانان بستگی دارد.

این استاد حوزه و دانشگاه گفت:‌ یا امیرالمومنین جوانان ما آمده‌اند انتقام خون مظلومیت تو، مظلومان کربلا و خون همه مظلومانی که در این منطقه سرهایشان از بدن‌ها جدا شده و خانه‌هایشان غارت شده را بگیرند.

پناهیان با تاکید بر اینکه خدایا صبر جوانان ما به پایان رسیده و مهدی موعود را به ما برگردان خاطر نشان کرد:‌خدایا به حق غصه‌های دل امیر فرج مهدی(عج) را برسان، مکر دشمنان را به خودشان برگردان، مظلومان منطقه و یمن را خلاص عاجل عنایت فرما و هر آن بر عزت نائب امام زمان بیفزا.

در ادامه مراسم مداحان اهل بیت شروع به مداحی و نوحه‌سرایی کردند یکی از مداحان از جمعیت خواست تا دستان خود را بالا آورده و ندای لبیک‌یا حیدر، لبیک یا حسین، لبیک یا زینب و لبیک یا ابوالفضل را سر دهند که طنین این لبیک‌ها دل هر آزاده‌ای را می‌لرزاند. سیل خروشان جمعیت همراه با مداحی حسین‌گویان بر سر و سینه می‌زدند.

در پایان این اجتماعی یکی از مداحان گفت که ما بدون اجازه ولایت حرکت نمی کنیم اگر نه جمعیت یکی از کوچه‌های تهران برای مقابله با یک لشگر داعش کافی است و فقط منتظر اجازه آقا هستیم که بعد از این صحبت لبیک یا حسین مدافعان حرم طنین‌انداز شد.

سخنان سعید حدادیان درباره پایتخت، ماه عسل و خندوانه

 
ماجرای حضور اکبر عبدی در هیات امام حسن(ع) / به رامبد جوان گفتم تو مجاهدی در راه خدا / محسن تنابنده برای مملکت سرمایه ملی است

یک ماه پیش با رامبد تماس گرفتم و گفتم به نظر من تو مجاهدی در راه خدا...اینکه یک نفر در جمهوری  اسلامی به عنوان هنرمند، رسالتی بر دوشش است که زیر سایه اسلام می‌شود خندید، خنده‌ای که در آن گناه نباشد این خیلی ارزشمند است.

            

خبرگزاری فارس: ماجرای حضور اکبر عبدی در هیات امام حسن(ع) / به رامبد جوان گفتم تو مجاهدی در راه خدا / محسن تنابنده برای مملکت سرمایه ملی است                

به گزارش خبرنگار آئین و اندیشه خبرگزاری فارس سعید حدادیان چهارشنبه شب در بیست و دومین شب ماه مبارک رمضان به مرثیه‌خوانی و مناجات‌خوانی پرداخت و در سخنانی به دو موضوع سیاسی و فرهنگی اشاره کرد.

وی در ابتدای سخنان خود به دعا برای تیم مذاکره‌کننده پرداخت و گفت: دست از دعا برای گروه دیپلماتیک‌مان برندارید. نذورات شخصی داشته باشید. بالاخره مسئله، مسئله منافع ملی ما است و  ان‌شاءالله الرحمن اینها موفق بشوند. ما در روایات داریم که: ادفعوا امواج الفتن بالدعا/ ادفعوا امواج‌ البلاء بالدعا/ادفعوا امواج البلایا بالدعا..یعنی واقعاً موج‌های فتنه‌ها و بلاها را می‌شود با دعا دفع کرد.

یکی دیگر آنکه این دعاست: اللهم ادفع عناالبلاء المنزل من السماء ... حتی اونی که نازل شده از آسمان هنوز نرسیده می‌شود با دعا دفع کرد.

قرآن هم در سوره یونس (ع) به این مطلب اشاره دارد که چرا همه مثل قوم یونس (ع) نشدند؟! قوم یونس آثار بلا را دیدند برگشتند ولی دیگران برنگشتند.

* ای کاش سلحشور فیلم حضرت یونس را بسازد

سعید حدادیان در ادامه گفت: کاش سناریو و فیلمنامه یونس (ع) که دهه 70 آقای سلحشور به من دادند، خواندم و من نظراتم را یادداشت کردم و به ایشان دادم. اون خیلی فیلمنامه خوبی است و نباید خاک بخورد. خدا کنه یک نفر آن فیلم را درست کند (بسازد) و در ماه رمضان امثال آن را نشان بدهند.

وی همچنین خطاب به رسانه ملی گفت: من عرضی در خصوص سیمای جمهوری اسلامی ایران دارم. در گذشته نامه‌ای به آقای ضرغامی دادم و نکاتی را نوشتم. ایشان با من تماس گرفت و گفت آقای حدادیان ماهی یکبار از این نامه‌ها به من بده. الان هم نیاز نیست موارد را من پشت تریبون بگم ولی بحث خیلی مهمی است که باید به آن برسم. اینکه خطی بکشند که حدادیان‌ها را بگذارند یک طرف، آنها که هیأت می‌آیند و اهل یک یاالله هستند و حسین حسین می‌گویند، بگذارند یک طرف و آنها که دنبال شادی و طنز هستند بگذارند یک طرف. این کار بسیار بسیار غلطی است ما هم عطش طنز داریم و اونها هم خودشان اهل بکا هستند.

ماجرای حضور اکبر عبدی در هیات امام حسن/ عبدی از اولین امام حسینی‌ها است

حدادیان در ادامه با اشاره به حضور اکبر عبدی در سال گذشته در هیات امام حسن گفت: آ‌قای اکبر عبدی روز عید غدیر اینجا آمدند (بعد از جلسه) دو ساعت برای ما صحبت کردند و کلی خندیدیم اما آ‌خرش در مورد مریضی دخترشان و عشق پدر به دختر صحبت کردند. ایشان گریه کردند و ما هم گریه کردیم و من هم برایش روضه خواندم. پس آقای اکبر عبدی که کمدین هست از اولین امام حسینی‌ها است نمی‌توان به سادگی گفت از دومی‌هاست. امام حسین (ع) را نمی‌شود به نفع من حدادیان مصادره کرد چه شبهای احیا که بازیگران و هنرمندان پشت این در (در این  جلسه) آمدند و با ما قرآن سر گرفتند.

* رامید جوان در خندوانه حرف‌های خوبی می‌زند

این مداح اهل بیت همچنین به برنامه «خندوانه» که از شبکه نسیم پخش می‌شود اشاره کرده و افزود: نفر بعدی آقای رامبد جوان برنامه خندوانه را دارد که حرف خوبی می‌‌زند هر روز یک قطره آب کمتر مصرف کنید. بنده از ایشان پند گرفتم ایرادی داره؟ رسانه در اختیارش هست، دارد خوب استفاده می‌کند و در این بخش تعلیم هم می‌دهد اگر چه ممکن است به بعضی از جاهای برنامه ایشان هم نقدی وارد باشد.

* به رامبد جوان گفتم تو مجاهدی در راه خدا

حدادیان ادامه داد: همین آقای رامبد جوان چند سال پیش یک روز در دهه محرم اینجا بود و با ما عزاداری کرد و از دوستان بنده است. من حدود یک ماه پیش با ایشان تماس گرفتم و گفتم به نظر من تو مجاهدی در راه خدا. من چون برنامه‌ات را کامل ندیدم نمی‌توانم راجع به همه‌اش اظهارنظر کنم اما اینکه یک نفر در جمهوری  اسلامی ایران به عنوان هنرمند، رسالتی بر دوشش است که زیر سایه اسلام می‌شود خندید، خنده‌ای که در آن گناه نباشد. این خیلی ارزشمند است این همه مخاطب جذب کند. خیلی از هنرمندان این جور که شما زحمت می‌کشید نمی‌توانند و می‌گویند اگه یک سری از واژه‌ها نباشد نمی‌شود خندید ولی شما مؤدبانه می‌خندانید و این نکته است. کلی با هم خندیدیم و چون دیدم باور نظرم راجع به مجاهدت برایش سخت است روایتی که چند سال پیش که عمو پورنگ و امیرمحمد به جلسه ما آمده بودند گفته بودم، برایش خواندم که مضمون روایت این است که قصری است در بهشت به نام فرح (شادی) برای کسانی است که بچه‌ها را می‌خندانند.

ماجرای گریه حاج منصور برای فوت یکی از بازیگران

سعید حدادیان در ادامه به خاطره گریه حاج منصور ارضی برای فوت یکی از بازیگران اشاره و گفت: خیلی سال پیش برنامه‌ای بود در برنامه کودک به نام مهرنگ و اورنگ. آن وقت‌ها یک روز من بر حاج منصور وارد شدم، دیدم ایشان گریه می‌کند. چون یکی از بازیگران آن برنامه از دنیا رفته من گفتم: فکر کردم آیت‌اللهی از دنیا رفته! گفت نگو سعید! بالاخره بچه‌های مملکت ما او را دوست داشتند. به عنوان یک دوست مهربان، یک معلم مهربان، یک هنرمند مهربان بچه‌ها را واقعاً نصیحت می‌کرد و برایشان نمایش هم اجرا می‌کرد. این آدم‌، آدم خوبی بود.

حاج منصور اینه! تلویزیون تو خانه ماست. ما با تلویزیون زندگی می‌کنیم مثل زمان طاغوت نیست که تلویزیون حرام باشد.

حدادیان خاطرنشان کرد: دیروز من پای تلویزیون از سخنان ‌آقای نوری همدانی (حفظه الله تعالی) این مرجع تقلید استفاده کردم. امشب جناب آقای مکارم (حفظه الله تعالی) در تلویزیون صحبت کردند من استفاده کردم خدا هر جفتشان را حفظ کند خدا همه مراجع را حفظ کند. خدا رهبر عزیزمان را حفظ کند.

* محسن تنابنده برای این مملکت یک سرمایه ملی است

وی همچنین با اشاره به سریال پایتخت که در ماه رمضان پخش می‌شود گفت: بنده برای برنامه پایتخت 2 صحبت کردم و تلویزیون پخش کرده و کلی تعریف کردم. معتقدم این آقا که نویسنده است و قهرمان این برنامه است یک سرمایه بزرگ است برای این مملکت، به نظرم دلش هم فوق‌العاده پاک است. منتها من نمی‌دانم کجای مدیریت اشکال دارد. آقای پورمحمدی، که معاون یا قائم‌مقام سیماست. هر شب، شب زنده‌دار است و من ایشان را همه رقم به عنوان یک کارشناس قبول دارم.

نشان دادن غسل در پایتخت اشتباه بود ولی من عاشق تنابنده هستم

سعید حدادیان در ادامه نقدی بر این سریال زد و گفت: اما بنویسید بنده حدادیان هر چقدر دوستان گفتند، «ابکی لظلمت قبری» را بخوان نخواندم. هر انسان کارشناسی می‌داند ماه مبارک رمضان که هر شب باید ابوحمزه خوانده شود بگیم «ابکی لخروج نفسی» گریه می‌کنم برای خروج جان از بدنم. برای غسل میت‌مان گریه می‌کنیم، این سوژه به این خوبی که ربیع‌الاول و ربیع‌الثانی اگر پخش کنید ما می‌گوییم پنج بار تکرار کن. این سوژه به این خوبی را چرا یک خط می‌کشی و دعاخوان‌ها و علما را اذیت می‌کنی. حالا من بگویم وقتی که به قسمت‌هایی که مربوط به غسل میت است در دعا می‌رسم با آن سریال چه تداعی در ذهن‌ها می‌شود؟ شک نکنید اشتباه بود شب‌های اول ماه رمضان این غسل را نشان دادند ولی من عاشق بازیگرش (آقای محسن تنابنده) هستم.

این مداح اهل بیت همچنین با تعریف و تمجید از برنامه «ماه عسل» با مجری گری احسان علیخانی گفت: همچنان که شک نکنید در تیتراژ دوم ماه عسل، اون خانوم که چادر سرش است و ترانه‌ای که آن آقا خوانده است را لب می‌زند اشتباه است. با اینکه مجری‌اش را دوست دارم برنامه‌اش را دوست دارم. فقط دو تا شات است که یک چیز دیگری می‌گوید. دقت کنید چون کسانی که به این جلسه می‌آیند معمولاً از پای این برنامه‌ها می‌آیند این حرفها لازم است ما یک برنامه‌هایی داریم مجری محور است.

وی ادامه داد: این بچه‌های مجری واقعاً توانمند و هنرمند هستند از لحاظ فیزیک و میمیک خدا قدرتی به آنها داده و در  جذب مخاطب عالی هستند چه نسل قبلشان و چه این دو نسلی که الان هستند. من با همه‌شان رفیق هستم و مرا به عنوان کسی که نقد سلبی می‌کند نگاه نکنید. بنده اگر اشتباهی از این بچه‌ها سر زد با حذف مخالفم. البته همانطور مورد تذکر قرار بگیرند خوب است چون اینها بچه‌های خوبی هستند پس من چی می‌گم.

حدادیان خاطرنشان کر: مجری باید جامع باشد ولی باید جامع و مانع باشد. خطوط قرمز شما کجاست؟ خطوط قرمز برنامه‌های مجری محور روشن باشد. اینکه در این برنامه‌ها دنبال رسیدگی به 270 هزار بچه‌ای است که سرپرست خانواده هستند بارک‌الله و یا در برنامه دیگر به فکر محیط زیست هستند بارک‌الله یا در برنامه دیگر به فکر خوشحال کردن ایتام هستند بارک‌الله، آفرین. رسالت رسانه همین است.

وی ادامه داد: نفاق تکلیفش معلوم شود. این درد من هم هست بالاخره تا کجا با کی هستم؟ مبتلا به نفاق نشویم. نمی‌گم اینها منافقند جریان برنامه به نفاق کشیده نشود. بالاخره به عنوان مثال در یکی از این برنامه‌ها غروب ماه رمضان دست ما است چه باید بکنیم. جامع فراملی باشد. فقط ایران نیست کشورهای دیگر هم هست به شرطی که دکورت مال آن وری‌ها نباشد همین دکور ملی و بومی را بزن.

حدادیان با اشاره مجدد به سخنان خود در اوایل ماه رمضان گفت: بنده اول ماه رمضان دو تا سؤال کردم که هنوز بی‌جواب مانده این همه مطبوعات مختلف به ما حرف زدند ولی سؤال مرا جواب ندادند. با کمال احترام بنده به یکی از بزرگان این مملکت که سابقه مجاهدت دارد. در خبرگان سمت دارد، رئیس مجمع تشخیص مصلحت هستند عرض کردم: این تشییع جنازه را که نیامدی.

وی اضافه کرد: این هم سال راهیان نور در نوروز برگزار می‌شود شما رفتی کیش. من نمی‌گویم کیش نرو اما جواب سؤال ماند. خاضعانه سؤال کردم یک بار شما به مناطق راهیان نور سر نزدی. شما در خاطرات، این جور نوشتی اگر غلط هست به ما بگو. نوشتی زلزله می‌خواست بیاد تهران. مردم را رها کردی رفتی سد لتیان. این درست است؟ (ظاهراً روز تاسوعا بوده).آن وقت مردم این را می‌بینند می‌گویند نکند در جنگ هم این طور بوده؟! خوب شما که ما می‌دانیم این جوری نبودی، این چیه نوشتی؟

سؤال من همچنان بی‌جواب مانده

سعید حدادیان که در مهدیه امام حسن مجبتی در غرب تهران سخن می گفت ادامه داد: حدود 5 هزار مداح روز تولد حضرت زهرا (س) می‌آیند بیت رهبری، تازه یک نمونه است. بیش از 50 مداح در طول سال در محضر آقا می‌خوانند. یک مداح حرف زده. دو تا سؤال کرده اون آقایی که می‌گه جمهوری مداحی! شما واقعاً طرفدار آزادی بیان هستی؟! سؤال من را جواب بده. هنوز من نشنیدم حاج منصور سیاسی صحبت کرده باشد. یک سعید حدادیان صحبت کرده. این قدر این حرف‌ها برایتان گران شده است. استاد زیباکلام! درست گفتی، ما هم همان را می‌گوییم. آقای هاشمی علی‌الظاهر تغییر کرده اما یک تبصره داره آقای هاشمی رئیس جمهور بشود طرفدار آزادی بیان است؟ استاد زیباکلام جواب به شما می‌ گم: نه! چون ایشان رئیس جمهور شد، به دولتش گفت شما حق ندارید کار سیاسی کنید. سیاسی با خودم. شما برید کار کنید بچه که نبودیم ایشان رئیس جمهور بود.

وی همچنین با اشاره به حوادث تیرماه سال 78 گفت: آقای موسوی لاری! عمامه شما در جریان سال 78 (که امشب سالگرد وقایع 18 تیر است) که وزیر کشوری بودی از سرتان افتاد. طرفدارهایت عمامه  از سرتان انداختند. من و امثال من سوختیم. من شاهرگم را می‌د هم که عمامه از سر یک روحانی نیفتد حالا شما می‌گویید تریبون نداری! همان روزنامه که با او مصاحبه کردید، تریبون شما نیست؟! شما حجت اسلامید. صداقت را فراموش نکن در ماه رمضان همان سال ها در کانون توحید 60 نفر در جریان برنامه شما آمدند. اینجا حدود صد هزار نفر بک یا الله می‌گفتند. تریبون شما مسجد است. بعضی‌هایتان رها کردید. اگر صحبت من پرخاش داشته، توهین داشته من از همه عذرخواهی می‌کنم اما سؤال من بی‌جواب ماند طرفداری آزادی بیان!اینجا تریبون دولتی نیست. من هم که تذکر می‌دهم نه وکیلم نه وزیرم. پست ندارم. آنها که پست دارند به خاطر پستشان مراقبت کنند. جلسات ما مردمی است جلسه ارک و این جلسه مال مردم است دولتی نیست.

سعید حدادیان در خاتمه گفت: به کسانی که بنده را به عنوان «مداح سابقه‌دار» یاد کردند، می‌گویم جرم ما از لحاظ قوه قضاییه سابقه حساب نمی‌شود. البته من از این دوستان که این مطلب را نوشته‌اند شکایتی ندارم. به کسانی که بنده را با عنوان « خودعمارپندار» خطاب کردند می‌گویم، بنده خود را خاک پای عمار هم نمی‌دانم ... بلکه خاک پای این مردمی که اینجا نشسته‌اند هم نیستم.

ناگفته‌هایی از دخالت‌های «اردوغان» در بحران سوریه

 

از زمان آغاز بحران سوریه، ترکیه همواره در تشدید و گسترش دامنه این بحران دخالت داشته و آنچه از این دخالت‌ها تاکنون برملا نشده، بی‌شک بسیار بیشتر از آن چیزی است که افشا شده است.

            

خبرگزاری فارس: ناگفته‌هایی از دخالت‌های «اردوغان» در بحران سوریه                

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری فارس، «احمد کایا»، نویسنده ترکیه‌ای در مقاله‌ای که پایگاه خبری «الوعی» آن را منتشر کرد به دخالت‌های ترکیه در طول بحران سوریه می‌پردازد و تلاش می‌کند، به بخش‌هایی از این دخالت‌ها که تاکنون مکتوم و ناگفته مانده اشاره کند.

کایا می‌نویسد: چندی پیش «رجب طیب اردوغان»، رئیس جمهوری ترکیه «هاکان فیدان»، رئیس دستگاه اطلاعات و امنیت این کشور که به صندوق سیاه اردوغان و حافظ اسرار وی و دولت ترکیه  معروف است، را فرا خواند و به وی دستور داد تا امکانات لازم برای انتقال عناصر مسلحی که عناصر میانه‌رو خوانده می‌شوند، را از مرزهای ترکیه به داخل اراضی سوریه فراهم کند.

واقعیت امر آن است که ترکیه طی دو سال گذشته تلاش بسیاری برای ایجاد منطقه حائل در شمال سوریه انجام داده است، مشابه آنچه در منطقه کردستان عراق طی سال‌های 1991 تا 2003 میلادی شاهد آن بودیم.

این طرحی بود که آمریکا و کشورهای اروپایی نیز از آن حمایت می‌کردند، به همین دلیل از ارائه هرگونه حمایت و کمک به ترکیه در عملی کردن این طرح دریغ نداشتند.

به همین منظور صدها تروریست مسلحی که در یکی از پایگاه‌های نزدیک شهر «غازی عنتاب» زیر نظر مربیان آمریکایی و به هزینه عربستان سعودی آموزش دیده بودند، راهی استان «حلب» شدند.

تمام این اقدامات به دستور اردوغان صورت می‌گرفت که تلاش داشت به هر طریق ممکن استان حلب را از سیطره و حاکمیت نظام سوریه خارج کند.

این عناصر مسلح پس از اتمام دوره آموزش نظامی خود، از طریق استان «هاتای» وارد شهر مرزی «یایلاداغی» و از آنجا به تدریج وارد استان حلب در سوریه شدند.

در همین راستا شاهد هستیم که رسانه‌های غربی و ترکیه‌ای طی روزها و هفته‌های اخیر اخبار و گزارش‌های بسیاری درباره استقرار ارتش ترکیه در مرزهای جنوبی این کشور و در نزدیکی مرزهای شمالی سوریه منتشر کردند.

هم اکنون می‌توان گفت که روند تحولات جاری در هفته‌های اخیر به گونه‌ای بوده است که موجب شده تا بسیاری از پیش بینی‌ها و احتمالات از وضعیت بالقوه به بالفعل تبدیل شود.

آخرین خبرهای منتشر شده در این خصوص تاکید می‌کند که با توجه به شرایط حاکم بر منطقه، آنکارا قصد اقدام نظامی علیه سوریه بدون کسب موافقت نیروها و قدرت‌های بین المللی را دارد، شاید به این ترتیب رویای ایجاد منطقه‌ حائل در شمال سوریه برای آنکارا فراهم شود.

به اعتقاد آنکارا با ایجاد منطقه حائل ارتش ترکیه امکان آموزش و ساماندهی تعداد بیشتری از تروریست‌های مسلح و ارسال آنها به مناطق مختلف سوریه از جمله استان حلب برای براندازی و سرنگونی نظام سوریه و «بشار اسد»، رئیس جمهوری این کشور را خواهد یافت.

آشکار شد که هرگونه اقدام نظامی از سوی ترکیه علیه سوریه الزاما نیازمند همکاری و حمایت گسترده گروه‌های مسلح تروریستی سوری از آنکارا است و در این چارچوب ترکیه به اخلاص و وفاداری این گروه‌ها شک دارد.

از سوی دیگر در صورت حمایت این گروه‌های از ترکیه ضربه سنگینی به وجهه ترکیه نزد افکار عمومی بین المللی وارد خواهد شد و در صورت حمایت ترکیه از گروه‌های تروریستی جامعه بین المللی به ترکیه به عنوان کشوری تروریستی نگاه خواهد کرد.

در این ارتباط نشریه آمریکایی «هافتینگتون پست» در گزارشی که در 12 آوریل منتشر کرد، تاکید نمود که آنکارا و ریاض اکنون درحال انجام مذاکرات لازم جهت رسیدن به توافق جهت تشکیل ائتلافی نظامی هستند که هدف آن براندازی بشار اسد از قدرت و سرنگونی نظام در سوریه است.

از سوی دیگر، «جورسیل تکین»، دبیرکل حزب جمهوری‌خواهد مردم،‌ بزرگ‌ترین گروه معارض در ترکیه پیشتر نقشه ارتش ترکیه برای اقدام نظامی در خاک سوریه و انتقال مقبره سلطان سلیمان به ترکیه را از طریق انتشار نواری صوتی از رئیس دستگاه اطلاعات این کشور افشا کرده بود.

در این راستا خبرگزاری رویترز نیز مدتی پیش از انتشار فیلمی در روزنامه «جمهوریت» چاپ آنکارا خبر داد که نشان دهنده ارسال سلاح از ترکیه به سوریه بود.

این فیلم نشان می‌داد، نیروهای نظامی و افسران پلیس ترکیه صندوق‌هایی را باز می‌کنند که حاوی سلاح و تجهیزات نظامی است و توسط سه کامیون وابسته به سازمان اطلاعات ترکیه برای گروه‌های تروریستی سوری حمل و ارسال می‌شود.

اردوغان در واکنش به انتشار این فیلم در گفت‌وگویی تلویزیونی که شبکه خبری «تی آر تی» ترکیه آن را منتشر کرد، گفت: کسی که اقدام به انتشار این فیلم کرده است، بی‌شک بهای سنگینی را به خاطر آن پرداخت خواهد کرد و نمی‌تواند، از مجازات فرارکند.

«جان دوندار»، سردبیر روزنامه «جمهوریت» در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی توئیتر در واکنش به اظهارات اردوغان نوشت که ما روزنامه نگار و خبرنگار هستیم نه نوکر و مزدور حکومت. این وظیفه ما نیست که اسرار ناپاک حکومت و دستگاه اطلاعات ترکیه را پنهان کنیم.

در همین راستا روزنامه آلمانی «دوچه وله» نیز خبر انتشار اسناد محرمانه دولت ترکیه را منتشر کرد که ثابت می‌کردند، «حسین عونی جوش»، استاندار آدنا کامیون‌هایی وابسته به دستگاه اطلاعات ترکیه را توقیف کرده که حامل سلاح و تجهیزات نظامی برای گرو‌ه‌های مسلح تروریستی تکفیری در سوریه بودند.

در گزارش نیروی نظامی استان آدنا آمده بود که استاندار آدنا اجازه بازرسی این کامیون‌ها را نداد و بعد آشکار شد که رئیس جمهوری ترکیه به وی دستور داده بود که از بازرسی این کامیون‌ها خودداری کند.

اسنادی که به حمایت ترکیه از گروه‌های مسلح تروریستی در سوریه و دخالت‌های آنکار در امور داخلی سوریه اشاره می‌کنند، به اینجا ختم نمی‌شود و این موجب شد تا «داوود اوغلو»، نخست وزیر ترکیه در یکی از نشست‌های کمیته سیاست خارجی و امنیت ترکیه که با حضور همه اعضا برگزار شده بود و بنابر اذعان یکی از حاضران در این نشست، از سیاست خارجی که کشور متبوعش در قبال سوریه اتخاذ کرده است، ابراز نگرانی کند.

نخست وزیر ترکیه در این نشست از نگرانی و اندوه خویش به خاطر بحران سوریه و اوضاعی که بحران موجب آن در این کشور شده، سخن گفت و تصریح کرد که در این تردید نیست که شناخت و آگاهی ما از سوریه ناقص و نادرست بوده و آنچه ترکیه خواهان آن بوده، در سوریه رخ نداده است. در این شرایط باید اعتراف کنیم، با وجود هزینه‌های کلان و هنگفتی که به خاطر دخالت در بحران سوریه، آنکارا متحمل آن شد، با این حال هنوز نتوانسته است، به اهداف خود دست یابد و باید خود را از جمله طرف‌های ناکام و شکست خورده در این عرصه ببیند.

از سوی دیگر، «جو بایدن»، معاون رئیس جمهوری آمریکا نیز پیشتر در سخنانی که بازتاب‌هایی گسترده داشت و او را وادار به 3 بار عذرخواهی کرد، اذعان نمود که ترکیه به عنوان هم پیمان آمریکا در خاورمیانه به تشکیل گروه‌های مسلح تروریستی برای براندازی نظام در سوریه کمک کرد.

ترکیه همچنین با کمک‌های مالی کلان خود در پروسه براندازی نظام در سوریه سهیم بود و براین اساس می‌توان اقدامات ترکیه علیه سوریه را در موارد زیر خلاصه کرد:

- فروش نفت خام سرقت شده توسط گروه‌های مسلح تروریستی در سوریه که به دو شهر «بطمان» و «غازی عنتاب» واقع در جنوب شرقی ترکیه منتقل می‌شد، به شرکت‌هایی مانند کایالار، بیلعنلار، دوغولو و بارنتلی که موجب درآمدزایی روزانه یک میلون دلاری برای گروه‌های تروریستی سوری شده بود و افرادی مانند حسن ایکینتشی، مهمت بارتینلی، عثمان کایا و حیدر کالیسلار در این پروسه مشارکت و فعالیت داشتند. 

- فروش آثار باستانی و تاریخی سوریه از طریق ترکیه که تاکنون 7 میلیارد دلار برای گروه‌های مسلح تروریستی در سوریه درآمدزایی داشته است.

- فروش اعضای بدن قربانیان چه تروریست‌ها، چه شهروندان غیر نظامی و چه معارضان به تجار و بازرگانان اروپایی از طریق ترکیه.

- امضای قراردادهای سنگین و کلان در برابر آزادی گروگان‌ها و اسرا در خاک ترکیه.

- فروش زنان غیر مسلمان در مناطق مختلف کشور.

- تبدیل شدن به مرکز فروش کتاب‌ها و دست‌نوشته‌های قدیمی سرقت شده از سوریه و عراق.

- فروش اطلاعاتی که کشورهای سوریه و عراق نتوانسته بودند، به آنها دست پیدا کنند، به دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی این دو کشور.

- ارائه کمک‌های مالی و لجستیکی از سوی دستگاه اطلاعات و امنیت ترکیه به داعش طی اشغال شهر عین العرب یا کوبانی، در ریف شمالی حلب.

- ارائه کمک‌های مالی به گروه‌های مسلح تروریستی از طریق موسسات به ظاهر خیریه و غیر دولتی وابسته به حزب «عدالت و توسعه» که بارزترین آنها موسسه "i.h.h" است. این درحالی است که شعب و دفاتر این موسسه در استان هاتای ترکیه علنی و آشکار فعالیت می‌کند.

- درآمدزایی سالیانه یک میلیارد دلار برای داعش از طریق قاچاق هروئین. این موضوعی است که «ویکتور ایوانوف»، رئیس کمیته فدرال نظارت بر قاچاق مواد مخدر در روسیه از آن پرده برداشت.

اما از جمله نتایج بدیهی دخالت ترکیه در سوریه و حمایت این کشور از تروریسم، فعال‌تر و قدرتمندتر شدن معارضان داخلی اردوغان و آگاه شدن افکار عمومی ترکیه در انتخابات اخیر این کشور بود که نه تنها امکان تشکیل دولت را برایش فراهم نکرد، بلکه علنی و آشکارا با مواضع و دیدگاه‌های وی مخالفت کرد و خواستار تجدید نظر در سیاست خارجی ترکیه شد.

این موضوع می‌تواند، زنگ خطری برای اردوغان و هم دستان وی در امر حمایت از گروه‌های تروریستی در سوریه باشد، چون هیچ‌گاه تروریست خوب و تروریست بد وجود نداشته و روزی خواهد رسید که بازتاب این حمایت‌ها و دخالت‌ها دامان اردوغان را بگیرد.

انتهای پیام/ص

بازیگر نقش «ابن‌‎ملجم»

بازیگر نقش «ابن‌‎ملجم» در گفتگو با مشرق:
فیلمبرداری در ماه رمضان بود. در خانه قطام بودم که آقای میرباقری گفت: «کریم! می‌خواهم ضربت‌خوردن را برای شب نوزدهم بگذارم تا در آن حس قرار بگیری.» گفتم: «به‌قرآن اگر در آن شب بتوانم بازی کنم دیوانه می‌شوم!»  از سه شب قبل از شروع اولین سکانس ضربت‌زدن، خواب نداشتم و می‌ترسیدم اما تمام سعی خودم را کردم که با این نقش، مظلومیت علی(ع) را نشان دهم.
گروه فرهنگی مشرق - تعزیه‌های خمینی‌شهر اصفهان معروف بود. آن وقت‌ها این تعزیه‌ها را از دست نمی دادیم. چادر تعزیه‌ای  زده بودند که جوی پر آبی از میانش رد می‌شد. همیشه از شمر، از یزید، از لشکر اشقیا، از ارزق شامی و از همه کسانی که زیر آن چادر لباس‌های قرمز مخالف‌خوانی را می‌پوشیدند بدم می‌آمد تا آن روز ظهر گرم تابستانی. هیچ‌گاه آن صحنه از جلوی چشمانم محو نمی‌شود و همیشه روشن است که کودکی پابرهنه و دور از گریه‌های مادرش برای دوطفلان مسلم بازی‌کنان به کنار جوی آب آمد و ناگهان به درون جوی افتاد. هیچ کس برای نجات او قدمی برنمی داشت. انگار همه ایستاده بودند که مرگ یک کودک  را در واقعیت ببینند که صدایی مرا از شوک این صحنه درآورد. بالاخره جوانمردی پیدا شده بود که خود را در میان آن جوی پرآب و عمیق بیندازد. خوب نگاه کردم. آن مرد کسی نبود به جز بازیگر شمر در تعزیه که دقایقی پیش دوست داشتم خفه اش کنم. مرد قوی‌هیکل و سیه‌چرده با سبیل‌هایی از بناگوش دررفته. شمر برای نجات آن کودک به آب زده بود، با تمام زین و یراق و زره‌ای که بر تن داشت. از آن شب، همیشه تا بعد از تعزیه ها می ماندم و هق‌هق گریه‌های مخالف‌خوان‌ها را بعد از تعزیه می دیدم. مخالف‌خوان‌هایی که حاضر شده بودند  لباس شمر و یزید به تن کنند تا مردم مظلومیت امام‌شان را بیشتر ببینند و لمس کنند.
مخالف‌خوان‌هایی که حالا مدرن شده اند و جلوی دوربین باید طوری ایفای نقش کنند که مظلومیت اهل بیت(ع) بیش از پیش دیده شود. یکی از نقش‌های منفی مجموعه‌های مذهبی هم که شاید به این زودی ها کسی نتواند نقش دیگری از او ارائه دهد نقش "عبدالرحمن بن ملجم مرادی (لعنة الله علیه)" قاتل امیرالمؤمنین علی(ع) است که هنرمند متعهد کشورمان "کریم اکبری مبارکه" آن را در بهترین شکل ارائه داد.
برای بازی در نقش قاتل امام علی(ع) خوابم نمی‌برد
در تمام این سال‌ها کمتر سریالی مانند مجموعه امام علی(ع) به کارگردانی داوود میرباقری مورد توجه قرار گرفته است. سریالی که هم مخالف‌‌خوان داشت و هم موافق‌خوان. در آن مجموعه  همه داریوش ارجمند (بازیگر نقش مالک اشتر)، سعید نیک‌پور (بازیگر نقش عمار یاسر)، پرویز پرستویی (بازیگر نقش محمد بن ابی بکر) و سایر بازیگران لشکر امام را دوست داشتند.
شاید در آن مجموعه پرمخاطب و ماندگار سخت ترین کار بازی در نقش شقی‎‌ترین بشری بود که تاریخ به خود دیده است. ابن ملجم مرادی. کسی که نه در میدان جنگ که در محراب نماز و از پشت، فرق مولا علی(ع) را شکافت. بازی در این نقش در آن سال‌هایی که سریال امام علی(ع) بسیار مورد توجه قرار گرفته بود و بسیار دیده می‌شد سخت بود که این سختی به دوش کریم اکبری مبارکه افتاد تا این بازیگر کارکشته تئاتری تصویری از ابن ملجم ارائه دهد که تا سال ها در ذهن مردم ثبت خواهد شد.  هرچند که او در تمام این سال‌ها در آثار مذهبی زیادی بازی کرده و اتفاقا نقش‌های مثبت زیادی هم داشته است.
ایام ضربت خوردن امام علی(ع) در ماه مبارک رمضان فرصت مناسبی بود که به گفتگو با او  بپردازیم. از او دعوت کردیم و او هم با روی خوش و حضور در دفتر مشرق، به پرسش‌های‌مان این گونه پاسخ داد:
*****
*** کریم اکبری مبارکه را چند وقتی است کمتر دیدیم یعنی دقیقا بعد از مجموعه مختارنامه. این روزها به چه مشغولید؟
سال 93 برای من سال انتظار بود و این انتظار همچنان ادامه دارد. قرار بود با آقای میرباقری کار کنم و در سریال "ماه‌تی‌تی" که کار می‌کنند، به دلایلی که نپرسیدم فیلمبرداری به تعویق افتاد، نشد و بعد  از آن قرار شد در یک فیلم سینمایی به کارگردانی مجتبی فرآورده کار کنم که این کار هم به آینده موکول شد. در دل همان کار، قرار بود سر یک کار دیگر بروم که گفتم به من گفته‌‌اند که قرار است در ماه‌تی‌تی بازی کنم پس نمی‌توانم بیایم. آقای میرباقری از من پرسیدند چقدر کار داری؟ گفتم: «احتمالا دو هفته یا یک ماه.»، بعد ایشان اجازه ما را گرفتند برای یک کار سینمایی فاخر که تا امروز اتفاق نیفتاده است.
برای بازی در نقش قاتل امام علی (ع) خوابم نمی‌برد
*** پس دلیل کم‌کاری شما در این چند وقت اخیر، این انتظارها بوده؟ بله، البته پارسال در فیلم سینمایی "قندان جهیزیه" چند سکانس کار کردم، این همان فیلمی است که ملاقلی‌پور برای کارگردانی آن جوایز زیادی هم گرفت. فیلم سختی بود ولی از آن بسیار خوشم آمد. در این فیلم یک اکبر عبدی کاملا متفاوت را با آن چیزی که تا امروز دیده‌ایم می‌بینیم.
*** علاقه شخصی شما به آقای میرباقری کاملا آشکار است. ما هر کار خوبی که از ایشان دیدیم شما را نیز در آن حضور داشتید. می‌خواهم راجع به این رابطه صحبت کنید، از امام علی شکل گرفت یا از قبل‌تر.
از سریال گرگ‌ها با هم بودیم. اوایل انقلاب بود. روابط کاری آن دوران آدم‌هایی مثل من و میرباقری را به نزدیک کرد و شرایطی پیش می‌آید که این ارتباط به سمتی می‌رود که من از سربازی در کارهای آقای میرباقری به سرداری می‌رسم. در آن کار اول سرباز بودم و در کار آخر سردار شدم.
***شرایط کار با آقای میرباقری سخت است؟ خیر، اصلا این طور نیست.
***منظورم از سختی کار توجهی است که به نکات ریز دارند.  من یکی دوبار در پشت صحنه مختارنامه حضور داشتم و روش کارگردانی وی را از نزدیک دیده‌ام. توجه میرباقری به نکات ریز، خیلی زیاد است و این یک مقدار کار را سخت می‌کند.
این که می‌گویید درست است و لی به هرحال این جزو کار است. خاطرم هست یک روز من با دهقان‌نسب و محمد یگانه درگیر جنگ شهری بودیم و قرار بود در کوچه‌‌های کوفه درگیر باشیم. آنقدر گرما شدید بود که دهقان‌نسب بیهوش شد و افتاد. آب به صورتش زدند و شربتی به او دادند، یک ساعتی در کار تاخیر افتاد و دوباره شروع به کار کردیم. غروب آن روز که شد، ما را صدا زد و گفت خسته نباشید ولی می‌خواهم سکانس‌ها را فردا دوباره بگیرم. بعد آقای خندان منشی صحنه گفت که بنا به گفته کارگردان این جنگ‌ها دو زار هم نمی‌ارزد. ما هم گفتیم چشم. البته این را باید بگویم که علاقه یک کارگردان به بازیگر، باعث سخت‌گیری می‌شود.
آقای میرباقری هم واقعا دوست‌داشتنی است. کار کردن با ایشان بسیار لذت‌بخش است. آرزوی هر هنرپیشه‌ای باید این باشد که با آقای میرباقری کار کند. اگر یک زمان میرباقری از دست کسی برنجند، حتما آن بازیگر مشکل داشته است چون ایشان بسیار صبور و رئوف است.
برای بازی در نقش قاتل امام علی (ع) خوابم نمی‌برد
***فقط در همان سکانس شما را دوست داشت یا در سکانس‌های دیگر هم این علاقه را به شما نشان می‌داد!؟
(می‌خندد) در جنگ های دیگر هم بود. به من می‌گفت کریم! چرا این‌قدر بد می‌جنگی، بیا مانیتور را ببین. آمدم نگاه کردم دیدم خیلی بد است. به کمدی بیشتر شبیه بود تا به جنگ. متوجه شدم و خودم را اصلاح کردم.
***یک مقدار عقب‌تر برگردیم. شما فعالیت هنری خود را از کی و کجا و با چه کسانی شروع کردید؟
منزل ما 15 متری نفیس سابق در همسایگی محله اتابک در جنوب شهر تهران بود. بین خانه و مدرسه ما دو امامزاده بود. یکی امامزاده سیده ملک خاتون(ع) و دیگری امامزاده اهل علی(ع). روزهای آخر هفته در گاراژ یدالله ارباب، عده‌‌ای معرکه می‌‎گرفتند و پرده‌خوانی می‌کنند و ... و من به این کار بسیار علاقه‌مند شدم. پیش آنها رفتند و از آنها خواستم که مرا در جمع خود بپذیرند. به خصوص در تعزیه که من به آنها کمک می‌کردم.
خاطرم هست در نزدیکی خانه ما پارکی بود که یک کانون پرورش فکری داشت. در آن زمان من محصل ابتدایی بودم به آنجا رفتم و گفتم می‌خواهم تئاتر کار کنم که من را پذیرفتند. کمی که بزرگتر شدم به خاطر شرایط سنی به مرکز رفاه خانواده بهزیستی رفتم. این مراکز در پارک محلات فقیرنشین تأسیس می‌شد که برای جوانان سرگرمی درست کند و از به خلاف کشیده شدن آنها جلوگیری کند. این مرکز یک کتابخانه‌ای داشت که کتاب‌های دبیرستانی و دانشگاهی را برای ما می‌گرفت. من در آنجا با تئاتر بیشتر اخت شدم.
***اینها در چه سالی اتفاق افتاد؟
سال 52. هزینه نمایشنامه های ما را پرداخت می‌کردند حتی برای نمایش ما لباس می‌دوختند. یک جمعی تزدیک به 50 نفر در آنجا حضور داشتیم و در رشته‌های مختلف (روزنامه‌نگاری، ورزش، شعرشطرنج، موسیقی و سینما) مشغول‌مان کرده بودند. برای تئاترمان بلیط هم می‌فروختیم، هرچند در روزهای اول کسی از ما بلیط نمی‌خرید ولی کم‌کم آثار ما محبوب شد و نمایش‌های ما دوست‌‌داشتنی شد. ما آن موقع نمایش "پهلوان اکبر می‌میرد" را کار می‌کردیم. هیچ وقت به این فکر نمی‌کردیم که آثار سخیف اجرا کنیم. نمایش‌های "بهترین بابای دنیا"، "چهار صندوق"  و "جان‌نثار پاتوق آسید کاظم" و سایر متن‌های قوی همیشه در دسترس‌مان بود روی انها کار می‌کردیم.
***این متون برای افرادی با سن و سال پایین کمی سنگین نبود؟
خب ما ادعا داشتیم. همه جوان بودیم و مغرور. خاطرم هست یک روزی رادیو نمایش صدای نمایش ما را پخش کرد. آن موقع تلویزیون اینقدر وسعت نداشت، همه رادیو گوش می‌دادند. صدای ما را که پخش کردند ما خیلی شوکه شدیم. تعریف و تمجید کردند از ما و این باعث شد که در کارم جدی‌تر بشوم.
آن زمان در محله بی‌سیم دو گروه تئاتری کار می‌کردند گروه "عزیز منزوی" و "بیژن ابراهیمی" که با هم رقابت شدیدی هم داشتند. ابراهیمی گفت من کریم را نمی‌خواهم؛ منزوی از سر لجبازی گفت من او را جذب می‌کنم! عضو گروه منزوی شدم ولی گروهش پر بود. گفتم ایرادی ندارد من صحنه را تمیز می‌کنم، صحنه را می‌چینم. من هم همان دور و بر کار می‌کردم و فقط گوش می‌دادم در صورتی که همه متن را حفظ کرده بودم. روزی فردی که قرار بود گزمه باشد به خاطر مشکلات فردی خودش نیامد، به ابراهیم سخن‌سنج، کارگردان تئاتر گفتم می‌خواهی من نقش گزمه را بگویم گفت مگر بلدی؟ گفتم همه متنش را حفظ هستم. خوشش آمد گفت گزمه تو هستی و اینگونه شد که کار تئاتر حرفه‌ای من شروع شد.
برای بازی در نقش قاتل امام علی (ع) خوابم نمی‌برد
***چه نمایشی بود؟
نمایش  "پهلوان اکبر می‌میرد" بود. کمی جلو رفتیم. بازیگر نقش کور هم نیامد. برای جلوگیری از ایجاد وقفه در تمرین گفتم می‌خواهید کور را من بگیرم. گفت مگر کور را هم حفظی. گفتم بله حفظم. کور را هم بازی کردم، گفتند گزمه را کنار بگذار، تو کور باش. خیلی خوب بود. در همین اجرا بود که گروه ابراهیمی نیز بازی من را دید و از من دعوت کرد. این دو گروه در کنار همدیگر یک رقابتی ایجاد می‌کرد که باعث رشد هر دو گروه می‌شد. یعنی این دو همیشه می‌خواستند بهتر از همدیگر کار کنند و بیشتر تمرین می‌کردند و همین باعث رشدمان می‌شد.
***از بازیگران آن گروه‌ها کسی هست که به یادتان مانده باشد؟
عبدالرضا اکبری بود که جان نثار را کارگردانی می‌کرد. نهالی را آقای بهزاد فراهانی کارگردانی کرد که من هم در آن بازی کردم. مهدی میامی، محمود جعفری، حمید صفایی هم بودند. اسدالله نیک‌نژاد که چندی پیش فیلم لاله را می‌ساخت هم آنجا بود که سریال پاییز صحرا را هم کارگردانی کرده است.
علی ساغرچی و امیر مهاجر هم عضو گروه ما بودند. اینها همه بچه‌های بی‌سیم بودند. دوست دارم این را بگویم که اصلا وظیفه بهزیستی نبود که ما را جمع کند ولی این کار خوب را انجام داد. آقای کسبیان و فروزان‌فر و سایرینی که اسمشان را به خاطر ندارم، آنها باعث شدند که ما جمع و جور شویم.
یعنی یک مدیریت درست در جایی که به قول شما فضای چندان مناسبی نبود، یک جمع فرهنگی تشکیل شده بود. محل زندگی ما چندان خوب  نبود. احوالپرسی برخی در آنجا ناخواسته با ناسزا بود ولی از دل همین زندگی، افرادی به هنر کشور معرفی شدند که برای فرهنگ و هنر کشور افتخارآفرینی کردند.
برای بازی در نقش قاتل امام علی (ع) خوابم نمی‌برد
 
*** تا آخر که در این مرکز بهزیستی نبودید. بعد چه شد؟
بعد از آن به ما را بیرون کردند و به محله شوش آمدیم. گفتند که شما سن‌تان بالا رفته است. باید بروید تا جایگزین‌های شما و جوانان دیگری بیایند و کار کنند. در آنجا آقای داریوش مؤدبیان استاد ما بود. بعد از ایشان بهزاد فراهانی آمد که بعدها ثمره آن نمایش با گروه کوچ شد، که قبل از انقلاب گذاشتیم. بعد از انقلاب گروه ما دو قسمت شد.
*** پس تا اینجایی که تعریف کردید شما تحصیلات آکادمیک در این حوزه نداشتید.
خیر، همین طوری کار می‌کردیم. قبل از انقلاب یک سری از بچه‌ها به دانشگاه رفته بودند. مثل آقای محمود جعفری، حمید احیا، مهدی میامی ولی بقیه نه. قبل از انقلاب گروه ما را جشنواره هنر شیراز خواست، ولی آقای بهزاد فراهانی و گروه ما نرفتیم.
در همین ایام بود که دانشگاه تهران قبل از انقلاب قبول شدم و درس می‌خواندم. روزی آقای بیضایی متنی سر کلاس به من داد و گفت که این متن را بخوان. گفتم شرمنده من با آقای محمود جعفری "ارباب پویتلا و نوکرش ماتی" (نوشته برت) را کار می‌کنم و نمی توانم بیایم. به آقای جعفری قول داده بودم. بعد از کلاس همه به من اعتراض کردند که تو شعورت نمی‌رسد . گفتم من قول دادم و سر قولم هم می‌مانم.
یک روز آقای نورالله حسین‌خانی به من گفت با من کار می‌کنید؟ گفتم چرا که نه. شروع کردیم با هم نمایشنامه‌  کار کردن. من با وی نمایشی کار کردم به نام میراب که در حین نگارش متن آن بودیم که حسین‌‌خانی به مأموریت رفت و گفت خودت کار را تمام کن ولی من سال دوم دانشگاه بودم و نویسندگی را خوب نمی‌دانستم و با هر مشقتی که بود میرآب را تمام کردم و برایش اجرا گرفتم. نمایش بسیار خوب آن سال شد. من بیش از صد اجرا رفتم. در مساجد، کارخانجات، سالن چهارسو و سالن شماره 2 تئاتر شهر اجرا کردم. نام گروه ما محراب بود. سالن محرابی که الان هم هست ما راه‌اندازی کردیم.
*** گروه محراب چرا تعطیل شد؟
چون از ما حمایت نمی‌شد، خود به خود از هم پاشیدیم. بعد من در آموزش و پرورش استخدام شدم. ما آن جا یک رئیس به نام رضا حاجیان داشتیم که هر جایی که هست ان‌شاءالله سلامت باشد زیرا اگر از بچه‌های امروز شهر ری نویسنده یا بازیگر یا هنرمند شده به خاطر حمایت رضا حاجیان بود. یکی دو سال بعد برای تدریس به دانشگاه آزاد رفتم ولی به خاطر برخی ملاحظات بیرون آمدند و امروز هم در مؤسسه‌ای که تمام اساتیدش خوب و در سطح بالا هستند تدریس می‌کنم.
*** این داستان زندگی "کریم اکبری مبارکه" در حوزه تئاتر بود. در فیلم و سریال حضورتان چگونه شروع شد؟
کارم در سینما و تلویزیون بسیار گزیده‌‌ای بوده و هست. خاطرتان هست در دهه شصت تله‌تئاتری از تلویزیون پخش می‌شد که عده‌ای از بچه‌ها بعد از مدرسه در خرابه‌ای دور هم جمع می‌شدند و حرف می‌زدند که اسم آن برنامه "نمایش هفته" بود. آن برنامه را من نویسندگی و کارگردانی کردم. چندتایی از داستان‌ها را من نوشتم و چندتایی را هم "محمد چرمشیر" که از طریق آقای طالبی‌نژاد به من معرفی شده بود که برادرخانم اوست.
*** تقریباً شما را در سریال امام علی(ع) همه دیدند. بعد از سریال امام علی(ع) چه کردید؟من بیشتر دستیار کارگردان بودم. بعد از امام علی(ع)، مجموعه ریشه در خاک بود و وارث را کار کردم.  پیش از آن هم بخش "چهار جراحی" را به عنوان سریال در اوایل انقلاب کار کردم. خدا رحمت کند مرتضی احمدی هم در آن مجموعه بود که کارگردانش آقای فروتن بود. میراب را در تلویزیون کارگردانی کردم. یک کار کودک به نام "حنایی و روباه مکار" برای گروه کودک شبکه یک تلویزیون کار کردم. در فیلم سینمایی "دایره داوود" را کار کردم که در آن نقش یک پدری با فرزند ناشنوا را بازی می کردم که خیلی این نقش را دوست داشتم.
برای بازی در نقش قاتل امام علی (ع) خوابم نمی‌برد
*** نقش ابن‌ملجم مرادی شما را چهره‌تر کرد. از آن نقش خاطره‌ای دارید؟
فیلمبرداری این سریال و قسمت ضربت خوردن امام علی (ع) در ماه رمضان بود و من در خانه قطام بودم که آقای میرباقری به من گفت کریم می‌خواهم ضربت خوردن را برای شب نوزدهم بگذارم تا در آن حس قرار بگیری. گفتم به قرآن اگر در آن شب بتوانم بازی کنم، دیوانه می‌شوم. گفت شوخی کردم و خندید و رفت. فیلمبرداری فاصله‌ای که من حمله می‌کنم تا جایی که ضربه می‌زنم دو ماه طول کشید.
*** یک بازیگر، می داند که بازیگر است. می‌داند که بازی می‌کند. شما ابن‌ملجم شدید. کسی که شخصیتی مثل امیرالمؤمنین امام علی(ع) را که نزد همه اعم از مسلمان و غیرمسلمان، بسیار بسیار عزیز است، به شهادت رساندید. این شما را اذیت نمی‌کرد؟
قبل از انقلاب در دادگاهی خسرو گلسرخی درباره امام علی (ع) گفت: "من مسلمان نیستم، من یک مارکسیست هستم ولی سخنانم را با نام مولا علی(ع) شروع می‌کنم". وقتی کسی با اعتقادات مارکسیستی این قدر برای امام علی (ع) احترام قائل است ما شیعه‌ها چه باید بگوییم؟ ما در کجای تاریخ سراغ داریم به کسی از پشت حمله کرده باشند آن هم در نماز؟ همیشه رو در رو بوده، فقط مرادی بوده که از پشت حمله می‌کند، آن هم کجا؟ سر نیایش، سر نماز خواندن. پس قرار بود من شقی‌ترین فرد تاریخ را بازی کنم. خیلی سخت بود. آقای میرباقری و آقای شریفی‌نیا خیلی به من کمک کردند. خدا را گواه می‌گیرم که من از سه شب قبل از این که اولین سکانس ضربت‌زدن را شروع کنیم که خواب نداشتم و می‌ترسیدم.
***هنوز هم خیلی‌ها شما را با آن نقش می‌شناسند.
به خاطر این که یک نقش خاص است. من در مختارنامه هم بازی کردم که این نقش را هم مردم دوست خیلی دوست داشتند هرچند خانواده من می‌گفتند که ما از این نقش بدمان می‌آید زیرا در این نقش من باعث مرگ کیسان ابوعمره (با بازی رضا رویگری) شدم. همه دوست دارند نقش مثبت کار کنم. حتی آن زمانی که آقای میرباقری آن نقش را به من داد من تعجب کردم. چون با هم گرگها را کار کرده بودیم. هم این که نقش سختی بود. من تمام سعی خودم را کردم که با یک نقش مظلومیت علی(ع) را نشان دهم و آن هم نقش ابن‌ملجم مرادی بود.
برای بازی در نقش قاتل امام علی (ع) خوابم نمی‌برد
***با آقای داریوش ارجمند صحبت می‌کردم می‌گفتند سال‌هاست که از آن زمان گذشته ولی هنوز مردم مرا که می‌بینند می‌گویند مالک اشتر. آیا به شما هم می‌گویند ابن‌ملجم؟
بله به من هم هر از گاهی می‌گویند هرچند کمتر شده ولی هنوز هم مرا با آن نقش به یاد می‌‎آورند. همه بازیگران نقش‌های مثبت و منفی بازی کرده‌اند.
می‌خواهم بعد از این همه سال یک گله‌ای از مسؤولان بکنم. زمانی که من ابن‌ملجم را کار کردم هیچ کدام از مسؤولان مرا دعوت نکردند. همه مالک را دعوت می‌کردند! فکر می‌کردند واقعا منفی‌ها را نباید دعوت کرد! نقش‌های مثبت را دعوت می‌کردند! فکر می‌کردند که معاویه نباید بیاید! البته مردم به خاطر سریال خوبی که درست شد به ما خسته نباشید می‌گفتند.
 خدا رحمت کند، آقای فتحی هم این گلایه را داشت! یکی از کارهای خیلی خوب ایشان عمرو عاص بود. می‌گفتند که ما شدیم مورد لعن و نفرین و  همه جا می‌گفتند این همان عمرو عاص پدرسوخته است!
***یکی از ویژگی‌های یک بازیگر، میمیک صورت اوست. هیچ کاری هم نمی‌توان کرد. خیلی‌ها هستند که نمی‌توانند نقش خوب بازی کنند، یعنی میمیک صورت‌شان این گونه است. مثل زنده‌یاد جمیله شیخی که همیشه می‌گفت من خیلی نقش بازی کردم هم مثبت و هم منفی ولی وقتی برای نقش منفی می‌روم، آنقدر چهره من خوب است که اصلا کسی آن نقش مثبت را به خاطر نمی‌آورد. شما در دو سریال تاریخی مهم بازی کردید که هر دو را یک کارگردان کار کرده است و در یکی یار مختار هستید و سردار سپاه او هستید و در دیگری ابن‌ملجم مرادی می‌شوید..
البته من بین این دو سریال کارهای دیگری کرده بودم. زمانی که آقای میر باقری می‌خواست امام علی(ع) را کار کند، من سر کار مسافران آقای بیضایی بودم. که این کار چندین جایزه هم گرفت. من به عنوان یک بازیگر حرفه‌ای باید با نقش‌های متوالی کنار بیایم.
برای بازی در نقش قاتل امام علی (ع) خوابم نمی‌برد
امروزه بعد از اتمام سریال‌ها بخشی از پشت صحنه را هم پخش می‌کنند تا مردم ببینند که این دزد و آن پلیس باهم دوست هستند و هر دو بازیگرند ولی در زمان ما این گونه نبود. من اولین روز بعد از پخش قسمت آخر سریال امام علی(ع) صورتم را تماماْ اصلاح کردم، نمی‌دانم به خاطر کار اصلاح کردم یا از ترسم بود ولی همان روز در خیابان یک نفر روی شانه من زد و گفت دست شما درد نکند عجب سریال خوبی کار کردید. خدا به شما عمر دهد. فهمیدم که من را شناخت. امیدوارم شرایطی برسد که نگاه‌های محبت‌آمیز به همه نقش‌ها باشد.
  *** چقدر تلویزیون می‌بینید؟ آيا شما هم معتقدید که آثار نمایشی تلویزیون افت کرده است؟ من برنامه تلویزیونی برخی‌ها را می‌بینم که گاهی هم خوب هستند ولی نقد هم به آنها وارد است. سریال بد آن است که در آن همیشه حرف‌های بد می‌زنند. امام خمینی(ره) می‌گفتند تلویزیون یک دانشگاه است.
الان برخی اوقات سریال‌هایی پخش می‌شود که در آنها حرف‌هایی می‌زنند که در زمان گذشته هم زده نمی‌‌شد.  آقای سرفراز که جدید آمدند مدام وعده وعید و امید می‌دهند و می‌گویند تا به حال کم کار شده باید فلان طور پیش برویم و از این جور حرفها ولی در عمل به جای افزایش شبکه‌ها و برنامه‌ها، دو شبکه را با هم یکی می‌کنند و یک عده را از نان خوردن می‌اندازند. ساقط کردن که کاری ندارد. ما اگر می‌خواهیم در این وضعیت با تهاجم فرهنگی بجنگیم، باید ببینیم خواسته‌های مردم چیست؟ آن چیزی که به جامعه و فرهنگ ما لطمه نمی‌زند را تولید کنیم. شبکه اضافه کنیم و انجام دهیم. با برخی‌ها که صحبت می‌کنم می‌گویند که ما کانال‌های آن طرف را نگاه می‌کنیم. چرا باید این طور باشد!؟ خاطرم هست با مرحوم کردان در مشهد بودیم، گفت تماشاچی بعضی از سریال‌های‌مان در حد برفک هستند، یعنی هیچ‌کس برنامه‌های ما را نمی‌بیند. ما در تلویزیون باید برنامه‌هایی بسازیم که فقط مختص امروز نباشد و آینده‌نگری داشته باشد. کاری بکنیم که خانواده‌ها شاد بشوند.
برای بازی در نقش قاتل امام علی(ع) خوابم نمی‌برد
من راجع به خودم نگران نیستم. من بازنشسته شده‌ام. جوانی که به من زنگ می‌زند و درخواست می‌کنند می‌گویند آقای اکبری! من مدت‌هاست که کار نکردم، اگر کاری بود به من بگویید نمی‌داند خود من هم بیکار هستم!
بیکار بودن هنرمندان که معضل بزرگی شده است. همین چند وقت پیش مصطفی عبداللهی فوت کرد. کسی که سال‌ها بیکار بود ولی عزتش اجازه نداد که مریضی خود را در بوق و کرنا کند و متأسفانه از مسؤولان ما هم کسی پا پیش نگذاشت. عبداللهی آدمی نبود که دستش را جلوی کسی دراز کند. دوستان می‌گفتند با همسرش که صحبت می‌کردم، می‌گفت که هر آمپول او یک و نیم میلیون تومان بود ولی یک بار هم نگفت که باید به من پول بدهید.
ما با هم "ریشه در خاک" را کار کردیم. آن زمان من به او پیشنهاد کردم با آقای مجید بهشتی که در آموزش و پرورش کار کند که گفت کریم من آدم دولتی نیستم. وقتی به بیمارستان به عیادتش رفتم گفت: «کریم! یادت هست، به من گفتی که برو آموزش و پرورش لااقل استخدام می‌شوی و بیمه خواهی داشت؟ ای کاش رفته بودم.»
برای بازی در نقش قاتل امام علی(ع) خوابم نمی‌برد
می‌خواهم کمی گلایه کنم. متأسفانه سرطان برای برخی دوستان هنرمند تبدیل به منبع درآمد شده است. برای این که بخواهد ترحمی را ایجاد کند، یا نمایشی را کار کند یا صحبتی کند. به خصوص در حوزه تئاتر که بسیار هم زیاد شده است.
الان یک نفر از ارشاد باید بپرسد که حمید مظفری و یا هرمز هدایت و ... که چند سال است کار نکرده‌اند، کجایند؟ اینها را ارشاد باید مدیریت کند. من می‌گویم نباید یک کارگردان در یک سال سه کار انجام دهد و یک کارگردان چهار سال یک بار کار کند. یک بازیگر در سال پنج بار روی صحنه برود و یک بازیگر هر پنج سال یک بار بازی کند. آنها هم زندگی دارند. خودتان به او مدرک دادید پس باید حمایت شوند. اگر پولی در بساط دولت نیست باید در همه حوزه‌ها نباشد نه اینکه این نداری را در ورزش اصلا نبینیم. ما تئاتری‌ها اصلا توقعی نداریم برای همین وقتی می‌خواهند بازیگر برای یک سریال انتخاب کنند از بچه‌های تئاتر انتخاب می‌کنند.
***مدیریت تئاتر و هنر کشور در این چند ساله گذشته را می‌پسندید؟   بچه‌های تئاتر ساده‌ترین و سالم‌ترین افراد هستند. اگر ساده نبودند، سرشان کلاه نمی‌گذاشتند تا به آنها زمینی بدهند که کلاه‌برداری بود. خیلی‌ها همه چیزشان را فروختند و می‌خواستند یک زمین بخرند ولی سر همه کلاه گذاشتند. این زمین‌ها خیالی بود. دولت وقت در ازای این شیادی به هنرمندان قطعه زمین‌های چهار طبقه‌ای داد. چهار طبقه برای چهار نفر که چون نفر طبقه اول، پول ساخت نداشت بقیه هم نتوانستند بسازند زیرا به قول مدیران آن موقع هوا خریده بودند!
***برخی معتقدند که در دولت قبل توجه معاونت هنری بیشتر به تئاتر معطوف بود ولی با تغییر دولت، توجهی که به تئاتر شد بسیار کم است و اولویت معاونت هنری، تقویت هنرهای پولسازی چون تجسمی است. شما با این نظر من موافق هستید یا خیر؟
من کسی نیستم که بگویم فلانی خیلی خوب بود و اینکه امروز هست بد و یا برعکس. این خیلی خوب و بد را تاریخ می‌گوید. آقای منتظری رفته ولی ما هنوز می‌گوییم مدیر خوب یعنی منتظری. من هر سال اگر بتوانم ولو شده یک بار در سال حتما به آقای منتظری سری می‌زنم چون او را دوست دارم. شما از تئاتری‌ها بپرسید که آقای منتظری چه کار کرده است. آقای منتظری دروغ نمی‌گفت، می‌گفت این کار می‌شود یا نمی‌شود. می‌گفت پولی که به شما می‌دهم کفاف زندگیتان را نمی‌دهد ولی خواهش می‌کنم نگذارید چراغ تئاتر خاموش شود.
این مدیر بود و شاه‌آبادی هم مدیر هرچند که وی نیز در زمان خودش زحمت کشیده است. زمان شاه‌آبادی بی‌پولی نبود. زمان شاه‌آبادی پول خوب بود. آن زمان خیلی پول به وزارت ارشاد تزریق شد ولی توجه خیلی خاصی به تئاتر نشد.
من خواهشی هم از کسانی که برای رضای خدا مدرسه می‌سازند دارم. خدا خیرشان دهد ولی آیا همین مدرسه‌سازها نمی‌توانند فرهنگ‌سازی کنند؟ بگویند آموزش و پرورش، من می‌خواهم جایزه آثار هنری بچه‌ها را من بدهم تا بچه‌ها را به سمت کار فرهنگی سوق دهند.
گفتگو: مجید احمدی

مردم و جریانات سیاسی بدون توافق هم قدردان تیم‌هسته‌ای هستند

سخنی با دولت؛

مردم و جریانات سیاسی بدون توافق هم قدردان تیم‌هسته‌ای هستند

مذاکرات در وقت اضافه ادامه دارد؛ مذاکره‌کنندگان ما بارها تأکید کرده‌اند که یا با توافق خوب به تهران می‌آیند و یا دست‌خالی؛ مهم اینجاست که ملت حامی و پشتیبان فرزندان غیور و شجاع خود است؛ چه با توافق خوب و چه دست‌خالی.
مردم ایران و تمام جریانات سیاسی بدون توافق هم قدردادن تیم‌هسته‌ای هستندگروه سیاسی مشرق - مذاکرات هسته‌ای که ابتدا شاید کسی تصور نمی‌کرد بیش از 10 سال به طول انجامد، امروز زمزمه‌هایی مبنی بر پایان یافتن این بحران غیرضروری به گوش می‌رسد؛ آن‌هم توسط همان تیمی که درست 12 سال قبل این مسئولیت را بر عهده داشت. با تفاوتی فاحش؛ آن روز شرایط چه گونه بود و امروز چه گونه؛ آن روز طرف مذاکره‌کننده 3 سانتریفیوژ را هم بر‌نمی‌تابید و امروز به‌پاس مقاومت ملت ایران و رشد چشمگیر دانش هسته‌ای‌مان، طرف مقابل به هر دری می‌زند تا ما را راضی به استفاده از کمتر از 10 هزار سانتریفیوژ کند؛ امروز کجاییم و آن روز کجا بودیم؛ و همه این‌ها به لطف و یاری خداوند، ایستادگی ملت و راهبری هوشمندانه رهبر انقلاب رقم خورده است.

در این میان و با نزدیک شدن به پایان احتمالی ماراتن نفس‌گیر مذاکرات هسته‌ای، توجه به چند نکته ضروری به نظر می‌رسد.

ضرب‌الاجل آمریکایی مطلوب ایران نیست

1- تیم مذاکره‌کننده ما بارها اعلام کرده است که توافق خوب را به هر چیزی ترجیح می‌دهد، حتی به شکست مذاکرات؛ این موضع هوشمندانه تیم هسته‌ای را سید عباس عراقچی شنبه‌شب از وین این‌گونه بیان کرد: « تمدید مذاکرات گزینه مطلوب هیچ‌یک از طرف‌ها نیست و بر همین اساس تلاش همه این است که در این دوره کار به سرانجام برسد، اما اینکه این اتفاق می‌افتد هنوز قابل پیش‌بینی نیست. اگر به 16 تیر برسیم و آنچه خواستمان است برسیم توافق خواهیم داشت و در غیر این صورت ترجیح می‌دهیم دست‌خالی به تهران بازگردیم.» (فارس 13 تیر) این رویکرد هوشمندانه چنانچه در مذاکرات هم اتخاذ شود که قطعاً چنین هم شده است به‌طرف مقابل فهمانده است که ایران به دنبال تحقق شعار « هر توافقی بهتر از عدم توافق است» نیست؛ ایران به دنبال توافق عزتمندانه است و ضرب‌الاجل آمریکا و غرب برای اتمام مذاکرات تا پایان تاریخ مشخص، مطلوب جمهوری اسلامی ایران نیست.

مردم و تمام جریان‌های سیاسی قدر‌دان تیم هسته‌ای خواهند بود

2- تیم هسته‌ای کشورمان با توجه به سخنان عضو ارشد آن، تنها در صورتی دست‌پر به تهران بازخواهد گشت که به همراه خود یک توافق خوب (مقبول و معقول) را به همراه داشته باشد. در این میان اما آن چیزی که برای ملت و مسئولین کشورمان هم مهم است حفظ عزت ملت ایران در مذاکرات است که از سخنان اعضای تیم هم‌چنین چیزی برمی‌آید. پس این تیم چه با دست‌پر و با توافق خوب به تهران بیاید و چه با دست‌خالی عازم تهران شود و شکست مذاکرات را به امضای توافق بد ترجیح دهد، در هر دو صورت حمایت و پشتیبانی ملت و مسئولین را به همراه خواهد داشت و همگان به استقبال تیم خواهند آمد، ملت همان‌گونه که رهبر انقلاب فرمودند معتقدند تیم هسته‌ای « یک مأموریت سختی را بر عهده‌دارند» و پشتیبان آنان خواهند بود.

مردم منتظر توافق "معقول و مقبول" هستند

3- رسیدن به توافق «معقول و مقبول» قطعاً مورد قبول ملت و مسئولین قرار گیرد. چنانکه رهبر انقلاب فرمودند میدان مذاکره است و در این میدان امتیازهایی قرار است داده شود و امتیازاتی گرفته شود:

« ما حاضر بودیم هزینه هم بدهیم، یعنی ما عقیده نداریم که در یک مذاکره هیچ هزینه‌ای نباید داد، هیچ عقب‌گردی نسبت به بخشی از موضوعات نباید کرد؛ نه به‌قدر صحیح و منطقی و عقلایی حاضر به هزینه دادن هم بودیم؛ منتها ما دنبال توافق خوب بودیم.» انتظار این است که تیم بر اساس خطوط قرمز ترسیم شده نظام و همچنین با توجه به شاخصه‌های یک توافق بد، با توافق خوب (معقول و مقبول) در کیفیت امتیازدهی و امتیازگیری از حریف، به ایران بازگردد و در این صورت نیز بداند که ملت و مسئولین پشت سر و حامی تیم هستند، از سوی دیگر، در میدان فعلی، جنگ افکار عمومی بیش از موضوعات دیگر، حائز اهمیت است و این مسئله نیازمند تدبیر دولت و تیم هسته‌ای برای جلوگیری از ایجاد دوقطبی و یا هر پدیده دیگری در عرصه اجتماع است و قطعا آمریکا و غرب از ایجاد دوقطبی نه تنها سود می‌برد بلکه بر اساس رسیدن به توافق یا نرسیدن به توافق به دنبال ایجاد تضادهایی در جامعه است.

دولت برنامه اقتصادی خود را بر اساس "شرایط تحریم" اعلام کند

4- تیم هسته‌ای و دولت نیز بدون تردید اکنون دریافته‌اند که قرار نیست تمام مشکلات کشور با مذاکرات حل شود؛ ازاین‌رو مناسب است همچنان که قبلاً هم رئیس دولت گفته بود، بزرگنمایی در تحریم صورت نگیرد و کشور و دولت باید برای فردای مذاکرات برنامه خود را داشته باشد؛ چه مذاکرات به نتیجه برسد و قطعاً گشایشی در برخی امور ایجاد می‌شود و از آن مهم‌تر دولت باید خود را برای شکست مذاکرات نیز آماده کند. چه برای شکست مذاکرات و چه برای زیر پا گذاشتن هرگونه توافق احتمالی توسط طرف مقابل؛ و به نظر می‌رسد، دولت می‌بایست سیاست‌های اقتصادی خود را بدون در نظر گرفتن نتیجه توافق، بر اساس شرایط تحریم اعلام و بر اساس محدودیت‌های اقتصادی برنامه‌ریزی کند.

و پایان سخن اینکه

دعا کنیم که خداوند در این شب‌های قدر که قدر و سرنوشت همگان را رقم می‌زند، روند کارها رو به جلو باشد و تیم هسته‌ای با توکل به خداوند و با توجه به سه اصل، عزت، حکمت و مصلحت، در میدان نبرد، مأموریت خود را پیگیری کند و بداند تاریخ و افکار عمومی، در آینده‌ای نه چندان دور درباره رفتار و اقدامات آنها، موضع‌گیری خواهد کرد.

وحشی‌گری جزو ذات رژیم حاکم بر ایالات متحده است

سردار جزایری:
معاون ستاد کل نیروهای مسلح گفت: تهدیدات نظامی این روزهای امریکا پاسخ های کوبنده به دنبال دارد و به طور پشیمان کننده، خودپسندی و بزرگ بینی مخصوص امریکایی‌ها را در هم خواهد شکست.
به گزارش مشرق، سردار سید مسعود جزایری معاون امور بسیج و فرهنگ دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح طی سخنانی به مناسبت 12 تیرماه سالروز حمله ناوجنگی آمریکا به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران، با تبیین نسبت آمریکا با مقوله حقوق بشر و عملکرد دولت های ایالات متحده در این زمینه اظهار داشت: حافظه تاریخی ملل جهان به ویژه ملت ایران سرشار از رویدادهای تلخی است که به دلیل بی صداقتی آمریکا و جنایاتی که مدعیان دروغین حقوق بشر در حق جامعه بشری روا داشته اند، آرامش و آسودگی از وجدان بشریت گرفته شده است.
وی افزود: در سیاهه اقدامات ضد بشری آمریکا، جنایات ضد ایرانی آنها از جمله حمله ناو وینسنس به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی در 12 تیرماه سال 67 معنای بسیار ویژه ای داشته و حامل این پیام است که حاکمان کاخ سفید برای نیل به اهداف و مقاصد شیطانی خود از هیچ جنایتی ـ حتی قربانی ساختن زنان و کودکان بیگناه ـ فروگذار نمی کنند.
سردار جزایری با اشاره به مضحک بودن ژست حقوق بشری مقامات آمریکایی خاطرنشان کرد: تراژدی حقوق بشر آمریکایی، امروز به یک طنز جهانی تبدیل شده است و ملت ها ورای عملیات روانی و پروپاگاندای رسانه های امپریالیستی دریافته اند جنایت و وحشی گری جزو ذات رژیم حاکم بر ایالات متحده بوده و در راهبردها و سیاست های کاخ سفید نهادینه شده است.
معاون ستاد کل نیروهای مسلح گفت: بازخوانی و تأمل در جنایات آمریکا علیه ملت ایران و حمایت آنها از عاملین اقدامات تروریستی و ضدبشری مانند ترور مقام معظم رهبری، فاجعه هفتم تیرماه، بمب باران شیمیایی سردشت، شهادت 17000 تن از مردم و مسئولین کشور، حمله موشکی ناو جنگی به هواپیمای مسافربری و دهها جنایت دیگر لکه های ننگی است که در کنار دیگر جنایات یانکی ها به خوبی بی صداقتی مقامات آمریکایی در زمینه حقوق بشر را بیان می کند.
وی تصریح کرد: امروز کمتر کسی است که به این حقیقت پی نبرده باشد که پشت پرده جنایاتی که در سطح منطقه و علیه ملت های مظلوم و بی دفاع فلسطین، عراق، سوریه، یمن، بحرین و دیگر کشورهای اسلامی آفریده می شود حاکمان دولت شرور و بی صداقت آمریکا است. اما در عین حال آنها در تلاش هستند با جریان سازی های رسانه ای هدفمند، این واقعیت انکار ناپذیر و خباثت های بی پایان را مخدوش و با آرایش و بزک آن را بصورت وارونه و معکوس به افکار عمومی جهانیان القا کرده و خود را به مدافع حقوق بشر و پرچمدار مبارزه با تروریسم معرفی کنند.
رئیس ستاد تبلیغات دفاعی کشور با بیان اینکه شعار  امروز جنگ علیه تروریسم و دفاع از حقوق بشر، ابزاری ریاکارانه در دست ایالات متحده بوده که با پنهان شدن پشت آن در حال پیشبرد راهبردهای سلطه گرانه و دست اندازانه خود در اقصی نقاط جهان است، افزود: مبارزه با تروریسم یک راهبرد سیاسی ـ تبلیغاتی برای آمریکایی ها محسوب می شود و آنها در عمل با مواجهه دوگانه با مسأله تروریسم، اعتقاد خود به تروریسم بد و خوب را آشکار ساخته اند که نمونه آن را می توان در مواضع آمریکا در قبال القاعده و داعش دریافت که صرف نظر از ماهیت رفتار ضد انسانی این گروهها در عراق و سوریه تنها منافع آمریکا است که رویکرد این کشور را به این خشونت ها تغییر می دهد و دو نوع تروریست را به جهان معرفی می کند.
سردار جزایری تصریح کرد: تاریخچه نقش آمریکا در ماجرای شکل گیری گروههای تروریستی در منطقه غرب آسیا مانند القاعده و داعش و دیگر گروههای تکفیری و نیز حمایت از منافقین این گزاره را تقویت می کند که آمریکا در ایجاد و تقویت گروههای تروریستی علیه جمهوری اسلامی ایران و دیگر ملت های مسلمان نقش ویژه ای دارد.
وی با تقبیح تلاش رسانه های آمریکایی برای بازنمایی معنادار تروریسم گفت: تروریست ها با هر نام و نشان در رویکرد آمریکایی ها به مانند پیمان کارانی عمل می کنند که از نقاط مختلف جهان تا هنگامی که به استراتژی آمریکایی کمک می کنند در برابر شعار مبارزه با ترورسیم در امان هستند.
معاون ستاد کل نیروهای مسلح بااشاره به دشمنی دیرینه آمریکایی ها علیه ملت ایران و طنازی های اخیر دیپلماتیک آنها تاکید کرد: ملت ایران سیاهه دهها سال ظلم و جنایت آمریکایی ها را فراموش نکرده و تحت تاثیر محاسبه گری های خطرناک آنان قرار نخواهد گرفت.
سخنگوی ارشد نیروهای مسلح با اشاره به این مسئله که ما هرگز به امریکایی ها اعتماد نداریم و در ذائقه ملت ایران اقدام مقابله ای با امریکا هرگز محو نمی شود، گفت: تهدیدات نظامی این روزهای امریکا پاسخ های کوبنده به دنبال دارد و به طور پشیمان کننده، خودپسندی و بزرگ بینی مخصوص امریکایی ها را در هم خواهد شکست.
سردار جزایری با تاکید بر لزوم فراگیرسازی تاکید اخیر مقام معظم رهبری مبنی بر اعلام هفته حقوق بشر آمریکایی و اهمیت توسعه گفتمانی آن در جغرافیای منطقه و بلکه جهان تصریح کرد: نامگذاری هفته ای بنام حقوق بشر آمریکایی این فرصت را ایجاد می کند تا با بررسی و تحلیل عملکرد و رفتار سیاسی و دیپلماتیک ایالات متحده در مبارزه با تروریسم و نیز انتشار گزارش سالانه درباره وضع تروریسم در دنیا، میزان واقعی بودن ادعای دروغین این کشور در برابر تروریسم را مورد داوری قرار داد.
وی در پایان تصریح کرد: نامگذاری هفته دوم تیرماه تحت عنوان هفته حقوق بشر آمریکایی با اهتمام سازمان های ذیربط داخلی و مشارکت و نقش پذیری سازمان ها و نهادهای بین المللی راه کار مؤثری است که در یک تلاش منسجم و جهانی با تبیین سیاست ها و رفتارهای ضد حقوق بشری آمریکا در دنیا، حاکمان دروغگوی کاخ سفید را به چالش کشیده و با معرفی آنها به عنوان ناقض حقوق بشر در جهان، محاکمه و مجازات آنها را نیز به یک مطالبه جهانی تبدیل کرد.

ماجرای شلیک موشک هدایت‌شونده از ناو «یواس‌اس وینسنس»

قاتلان مسافران هواپیما می‌توانند در مذاکرات هسته‌ای هم تقلب کنند+اسناد

حادثه تلخ 12 تیرماه سال 1367 امروز، پس از گذشت 27 سال،کماکان یکی از حوادثی است که در میان دهها حادثه ماقبل و بعدش، کهن‌الگوی «آمریکای غیرقابل اعتماد» را در ناهشیار جمعی هر فرد ایرانی  زنده نگاه می‌دارد.

            

                

اگر وارد دبیرستانی در آمریکا شوید و از دانش‌آموزان بخواهید رابطه کشورشان با ایران را توصیف کنند، احتمالاً با واژه‌هایی نظیر «دشمن»، «تهدید»، «بی‌اعتمادی» و «هسته‌ای» روبرو می‌شوید اما از آنها بپرسید شماره «655» در اینجا چه نقشی دارد و پاسخ شما سکوت خواهد بود. – روزنامه واشنگتن‌پست، 16 اکتبر 2013

 گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس- ماجرای شلیک موشک هدایت‌شونده از ناو «یواس‌اس وینسنس» متعلق به نیروی دریای ایالت متحده به پرواز مسافربری شماره 655 شرکت هواپیمایی «ایران‌ایر» در 12 تیر 1367 به همان اندازه که در جامعه آمریکا ناشناخته است، برای ایرانی‌ها پیش‌نمونه‌ای (پروتوتایپ) است حاوی اطلاعاتی اشارتگر درباره فضای ذهن آمریکایی و دلایلی که لزوم بی‌اعتمادی به این کشور در هر عرصه‌ای از جمله در مذاکرات هسته‌ای را موجه می‌کند.

  آن‌طور که اسناد و شواهد اکنون نشان می‌دهند در روایت‌های رسمی دولت آمریکا از این حادثه غم‌انگیز که به کشته شدن تمامی 290 سرنشین هواپیما از جمله 66 کودک منجر شد تمامی رفتارهایِ شاخصِ آمریکایی را می‌توان یافت: از اصرار مزورانه بر مجعولات برای تبیین یک جنایت گرفته تا تحریف و سرکوب حقایق به کمک رسانه‌های وابسته تا پافشاری لجوجانه در برابر واقعیت‌های آشکار و الی آخر.

 

سیاست رسمی دولت آمریکا در آن زمان بر این استوار بود که سقوط هواپیما بر اثر اصابت موشک از ناو آمریکایی، «خطای انسانی»، آن هم از طرف خلبان هواپیمای ایرانی، توجیه شود.

چنانکه به استناد قرائن معتبر و موثق خواهیم دید، کمپین هماهنگ دولت آمریکا برای تحریف حقایق در حالی صورت گرفته که مقامات این کشور، اگر هنوز نتوان گفت عامدانه خود طراح این جنایت بوده‌اند از وجود نوعی تعمد و اقدام خصمانه در نابودی هواپیمای مسافربری ایرانی مطلع بوده و آگاهانه برای سرپوش گذاشتن بر آن، علی‌رغم شواهد متناقض، تلاش کرده‌اند.  

ادعاهای غیرمستند و توسل به مجعولات برای توجیه این تراژدی خیلی زود آغاز شدند. دریاسالار «ویلیام کرو»، فرمانده وقت ستاد مشترک نیروی دریایی آمریکا روز یکشنبه 3 جولای 1988 (12 تیرماه 1367)، ساعاتی بعد از شلیک به پرواز 655 در نشست خبری وزارت دفاع آمریکا، آن را «یک اقدام دفاعی مناسب» توصیف کرد و در توضیح درباره آن گفت: «مسیر پرواز هواپیمای ایرانی، مستقیم به سمت پایین و رو به ناو «یواس‌اس وینسنس» بود. وقتی که هواپیمای مزبور به اخطارهای مکرر ما توجهی نکرد "وینسنس" به سمت آن شلیک کرد تا از خودش در برابر هر گونه حمله احتمالی محافظت کند.» (نقل از کتاب «اسناد دولتی رؤسای جمهور آمریکا»، چاپ 1988، نوشته «رونالد ریگان») 

«ویلیام کرو» علاوه بر این در همان نشست خبری مدعی شد که هواپیمای ایرانی با سرعت 450 گره دریایی (سرعتی که معمولاً هواپیماهای جنگی با آن پرواز می‌کنند) در ارتفاع 9000 پایی از سطح دریا در حال کاهش ارتفاع و حرکت به سمت ناو آمریکایی بوده و به همین دلیل هدف ناو «وینسنس» قرار گرفته است.

ادعای دیگر «کرو» این بود که ایرباس ایرانی از دالان هوایی خودش خارج شده و بنابراین «ویلیام راجرز»، فرمانده ناو آمریکایی آن را با هواپیمای جنگی F-14 اشتباه گرفته است. (نقل از روزنامه واشنگتن‌پست، 4 جولای 1988).

 

یک روز بعد، «رونالد ریگان»، رئیس‌جمهوری وقت آمریکا نیز در روایتی مشابه مسئولیت حادثه را متوجه طرف ایرانی دانست: «در تاریخ 3 جولای  ناوهای "یواس‌اس وینسنس" و "یو‌اس‌اس مانتگومری" در حال انجام عملیات در آبهای بین‌المللی خلیج فارس، در نزدیکی تنگه هرمز بودند. شایان ذکر است در روز 2 جولای "مانتگومری" به سیگنال‌های خطر از یک تانکر هلندی واکنش نشان داده بود که هدف حمله قایق‌های کوچک ایرانی قرار گرفته بود. با در دست داشتن نشانه‌هایی مبنی بر اینکه حدود 12 کشتی کوچک ایرانی جمع شده بودند تا به این کشتی تجاری حمله کنند، ناو "وینسنس" یک بالگرد "لامپس مارکس" را برای انجام مأموریت گشت‌زنی روانه حریم هوایی آبهای بین‌المللی کرد تا موقعیت را ارزیابی کند. وقتی که بالگرد مذکور تنها به چهار مایل دریایی رسیده بود، قایق‌های کوچک ایرانی به سمت آن شلیک کردند (در این زمان وینسنس 10 مایل دریایی از صحنه فاصله داشت). بالگرد "لامپس" آسیب ندید و به سرعت به سمت "وینسنس" برگشت.»

«ریگان» می‌افزاید: «در زمانی که "وینسنس" و "مانتگومری" در حال نزدیک شدن به گروههای قایق‌های ایرانی بودند، دست‌کم چهار عدد از قایق‌های کوچک به سمت ناوهای جنگی آمریکا برگشتند و شروع به محاصره آن کردند. در این زمان هر دو ناو جنگی به سمت قایق‌های کوچک شلیک کرده و باعث غرق دو قایق و صدمه به یک قایق سوم شدند. در کمال تأسف، در خلال واکنش آمریکا به حملات ایرانیان، یک هواپیمای مسافربری ایران توسط "وینسنس" هدف قرار گرفته و سقوط کرد.»

«اقدامات نیروهای آمریکایی برای واکنش به حمله‌های قایق‌های ایرانی، حق طبیعی ما برای دفاع از خود بوده که در بند 51 منشور سازمان ملل تصریح شده است.» (نقل از وب‌سایت کاتالوگ انتشارات دفاعی آمریکا).

 

در روزهای بعد نیز سایر مقامات آمریکا یا خدمه رزم‌ناو «یو‌اس‌اس وینسنس» در برهه‌های مختلف زمانی شرح‌نگاری‌ها و اظهارنظرهای کاملاً یکسان و هماهنگی در این باره مطرح کردند. اما هفت هفته بعد از حادثه 12 تیرماه بود که ستاد مرکزی فرماندهی وزارت دفاع آمریکا نتایج تحقیقات درباره حمله به پرواز 655 را منتشر کرد.

گزارش 53 صفحه‌‌ای این نهاد وزارت دفاع آمریکا تقریباً تمامی مواردی که مقام‌های آمریکایی بر اساس آن استدلال می‌کردند عامل شلیک به ایرباس ایرانی خطا در تشخیص هواپیمای مسافربری از جنگنده اف‌14 بوده را زیر سوال برد.

اولین نکته قابل تأمل در گزارش هیئت تحقیق پنتاگون این بود که بر خلاف ادعای مقامات آمریکا و خدمه ناو «وینسنس»، هواپیمای ایرانی در حال کاهش ارتفاع و حرکت به سمت ناو با سرعت 450 گره دریایی نبوده، بلکه چنانکه اطلاعات ثبت‌شده توسط سامانه راداری پیشرفته و معروف «ایجیز» در خود رزم‌ناو «وینسنس» هم به روشنی نشان می‌دهد سرعت پرواز هواپیما بسیار کمتر و در حد 380 گره دریایی بوده. به علاوه، هواپیما در حال افزایش ارتفاع و پرواز به ارتفاع 14000 پایی بوده که در ارتفاع 13500 پایی بر اثر اصابت موشک ساقط شده است.  

  

علاوه بر این، مکالمات ثبت‌شده از کابین خلبان هواپیما هم نشان می‌دهد کاپیتان «محسن رضائیان»، خلبان پرواز 655 لحظاتی قبل از شلیک موشک تصمیم برای پرواز به ارتفاع 14000 پایی را به اطلاع سه برج مراقبت که با آنها در تماس بوده رسانده است. (نقل از روزنامه اسپوکسمن‌ریویو، 16 جولای 1988)     

اما در اظهارات اولیه مقامات آمریکایی اشکالات به مراتب بزرگتری هم وجود داشت. گزارش هیئت تحقیق پنتاگون تصریح دارد که ناو «وینسنس» از هواپیمای ایرباس ایرانی «سیگنال کد 3» که مربوط به هواپیماهای مسافربری بوده را ثبت کرده است.

 رزم‌ناو «وینسنس» و بسیاری از هواپیماها، مجهز به یک سیستم شناسایی کد گذاری شده رادیویی موسوم به «شناسایی دوست یا دشمن» (IFF) هستند که پس از درخواست کدشناسایی و دریافت پاسخ مورد نظر، نظامی بودن یا غیرنظامی بودن هواپیما را تشخیص می‌دهند. سیگنال کد 2 مربوط به هواپیماهای نظامی و کد 3 مربوط به هواپیماهای مسافربری است.

این در حالی است که یکی از سخنگوهای پنتاگون به نام «دن هوارد» چند هفته بعد از حادثه 12 تیر مدعی شده بود که هواپیمای ایرانی در حال ارسال سیگنال کد 2، مشابه سیگنال‌های دریافتی از هواپیماهای اف‌14 بوده که منجر به اشتباه خدمه رزم‌ناو آمریکایی و شلیک موشک به سمت آن شده بود. (نقل از رزونامه بوستون گلوب، 20 آگوست 1988)

 

تناقض دیگر در روایت‌های رسمی آمریکا به خروج هواپیمای ایرانی از دالان پرواز مجاز مربوط به هواپیماهای غیرنظامی مربوط می‌شود. همان‌طور که اشاره شد، فرمانده وقت ستاد مشترک نیروی دریایی آمریکا و سایر مقامات آمریکایی در اولین واکنش‌ها مدعی بودند که هواپیمای ایرانی در حال پرواز در خارج از دالان هوایی مجاز برای هواپیماهای تجاری بوده این در حالی است که گزارش پنتاگون به صراحت می‌نویسد این هواپیما در «محدوده مسیر مجاز» در حال پرواز بوده است.

در گزارش پنتاگون تصریح شده است: «پرواز شماره 655 ایران‌ایر (هواپیمای ایرباس 300) در حال اوج گرفتن از محدوه مجاز مسیر هوایی، A-59، از فرودگاه بندرعباس به سمت دوبی بوده است.» (نقل از «تحقیقات رسمی پنتاگون درباره سقوط پرواز شماره 655 ایران‌ایر، مورخ 19 آگوست 1988)

علاوه بر این، پاره‌ای از دیگر شواهد هم هستند که تصویر کامل‌تری از نحوه رفتار مقامات آمریکایی ارائه می‌کنند. به عنوان مثال، یکی دیگر از ستون‌های روایت‌های رسمی آمریکا مبنی بر اینکه ناو «وینسنس» در آبهای بین‌المللی و نه در محدوده آبهای ایران قرار داشته در سایه شواهد بعدی رنگ باخت.

ابتدا گزارشی از «سازمان هوانوردی غیرنظامی بین‌المللی» (ایکائو) در دسامبر سال 1988 مشخص کرد که ناو «وینسنس» هنگام شلیک موشک با نقض قوانین بین‌المللی کاملاً داخل آبهای ایران بوده است. سه سال بعد هم دریا سالار «ویلیام کرو» در اظهاراتی متناقض با بیانات اولیه‌اش، در برنامه تلویزیونی «نایت‌لاین» این موضوع را تأیید کرد.

کاپیتان ویلیام راجرز، فرمانده ناو «یو‌اس‌اس وینسنس» آمریکایی

 

اما تازه‌ترین اسناد، که کامل‌ کننده آخرین حلقه‌های این زنجیر درباره میزان آگاهی و دو رویی مقامات آمریکایی درباره این فاجعه غم‌انگیز است را مرداد ماه سال گذشته مجله آمریکایی «وایس» با فاش کردن اسناد وزارت خارجه آمریکا فاش کرد. (نقل از مجله وایس، 22 جولای 2014)

این مجله بر اساس اسنادی که طبق قانون آزادی اطلاعات به دست آورد، همکاری انگلیس و آمریکا برای پرده گذاشتن بر واقعیت‌های شلیک موشک به پرواز مسافربری شماره 655 شرکت هواپیمایی ایران‌ایر را افشا کرد.

«سولومون هیوز»، نویسنده این گزارش در مجله وایس، در ابتدا به «فشارهای منطقی آمریکا و انگلیس» بر ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه جهت افشای نقش این کشور در سرنگونی یک فروند هواپیمای مسافربری مالزی اشاره می‌کند، اما سپس می‌نویسد: «اما آمریکا و انگلیس هنگامی که واشنگتن در یک حادثه مشابه در سال 1988 به یک هواپیمای ایرانی شلیک کرد، چه واکنشی نشان دادند؟»

هیوز به این پرسش اینگونه پاسخ می‌دهد: «طبق اسنادی که من بر اساس قانون آزادی اطلاعات به دست آوردم، آنها سعی کردند این حادثه را مخفی کنند.»

یکی دیگر از ادعاهای مقامات آمریکایی در آن زمان این بود که خدمه «وینسنس» تحت فشارهای مضاعفی از جانب قایق‌های گشتی ایران قرار داشته و همین موضوع یکی از عواملی بوده که این هواپیمای مسافربری  با هواپیمای جنگی اشتباه گرفته شده است.

«رونالد ریگان»، رئیس‌جمهور آمریکا و «مارگارت تاچر»، نخست‌وزیر انگلیس

 

اما اسناد محرمانه نشان می‌دهند «رونالد ریگان»، رئیس جمهور وقت آمریکا و «مارگارت تاچر»، نخست وزیر انگلیس طی نامه‌نگاری با یکدیگر خواسته‌اند مسئولیت این حادثه، به هر طریق ممکن، متوجه ایران شود. آنها در این نامه‌ها تأکید می‌کنند اظهارات و بیانیه‌های رسمی باید به گونه‌ای باشد که نشان دهد آمریکا برای دفاع از خود اقدام به سرنگونی این هواپیما کرده است.

در یکی از این نامه‌نگاری‌ها به تاریخ 7 جولای «ریگان» می‌نویسد: «خانم تاچر می‌خواهم از شما به خاطر حمایت فوری از اقدامات دفاعی آمریکا در حادثه هواپیمای مسافربری ایران تشکر کنم.»

در نامه‌ دیگری که بالای آن مهر محرمانه حک شده «ریگان» نوشته تمایل دارد برخی مسائل را درباره سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران با «تاچر» در میان بگذارد.

رئیس جمهور وقت آمریکا در نامه مورد اشاره ضمن ابراز نگرانی از درخواست ایران از سازمان ملل برای محکوم کردن کشتار غیرنظامیان به دست آمریکایی‌ها خواسته این حادثه موجب خدشه‌دار شدن منافع دوجانبه آمریکا و انگلیس در منطقه خلیج [فارس] نشود و حضور نیروی دریایی غرب در آن منطقه را تحت تأثیر قرار ندهد.

نامه رئیس‌جمهور آمریکا به نخست‌وزیر انگلیس درباره حمله به هواپیمای ایرانی

 

«مارگارت تاچر» در نامه محرمانه دیگری به تاریخ 26 جولای ضمن حمایت از آمریکایی‌ها و شماتت ایران، می‌نویسد که این حادثه نتایج خوبی به همراه داشته است.

تاچر در آن نامه می‌نویسد: «این اتفاق دست‌کم لزوم پایان دادن به درگیری‌ها در منطقه خلیج فارس را به مقامات ایران گوشزد می‌کند.»

مجله «وایس» می‌نویسد با آنکه خانم تاچر حمایت همه‌جانبه‌ای از آمریکا به عمل آورده، اما، مقامات ظاهراً در پس پرده از ابعاد این حادثه نگران بوده‌اند.

در یکی از عجیت‌ترین یادداشت‌ها، دیپلمات‌های انگلیسی گفته‌اند که مقامات وزارت خارجه آمریکا در واقع از انگلیسی‌ها خواسته‌اند از نیروی دریایی آمریکا گلایه و شکایت کنند، بلکه آنها در آینده برای انجام این اقدامات خطرناکی از این دست، احتیاط بیشتری به خرج دهند.

در نامه‌ای محرمانه از سفارت بریتانیا در واشنگتن، خطاب به وزارت خارجه انگلیس، مورخ 19 جولای آمده است: «معاون دستیار وزارت خارجه آمریکا در اداره خاور نزدیک به طور محرمانه به ما گفته که در سطح سیاسی در وزارت خارجه و پنتاگون در این مورد توافق عمومی وجود دارد که نیروی دریایی آمریکا باید اقدامات بیشتری برای هماهنگ کردن فعالیت‌هایش با برج مراقبت غیرنظامی در خلیج انجام دهد.»

نامه «مارگارت تاچر» به «رونالد ریگان» درباره حمله ناو آمریکایی به هواپیمای ایران

 

قبل از این نامه در یک تلکس محرمانه به تاریخ 13 جولای که آن هم از وزارت خارجه انگلیس به سفارت این کشور در آمریکا ارسال شده به صراحت این نکته ذکر شده که خطی که در افکار عمومی باید دنبال شود این است که عمل شلیک موشک از ناو «وینسنس»، «بعد از حمله ایرانی‌ها» انجام شده و اینکه این ناو به یک هواپیمای نامعلوم هشدار صادر کرده اما بعد از عدم دریافت پاسخ به قصد دفاع از خود اقدام به شلیک به سمت آن کرده است.

اما بخش دیگری از همین یادداشت محرمانه به صراحت نشان می‌دهد که انگلیسی‌ها هم در آن زمان به روایت آمریکایی‌ها شک داشته‌اند: «ابهام‌ها و سردرگمی‌های فراوانی وجود دارد. برخی از جزئیاتی که آمریکایی در روایت اولیه از ماجرا ارائه کرده‌اند بعداً اصلاح شده‌اند. به عنوان مثال، حالا معلوم شده که بر خلاف ادعاهای اولیه آمریکا ایرباس ایرانی در حال پرواز در دالان هوایی تجاری خود بوده و پرواز مورد نظر مطابق برنامه اعلام‌شده قبلی انجام شده است.»  

در ادامه سند مزبور آمده است: «درباره این ادعای آمریکایی‌ها مبنی بر اینکه تجهیزات وارسی الکترونیکی وینسنس علائم مربوط به هواپیمای نظامی دریافت کرده و اینکه آیا رزم‌ناو مورد نظر تلاش کرده با فرکانس‌های رادیویی مناسب با هواپیمای ایرانی تماس حاصل کند هم تردید وجود دارد.»

 

یادداشت مورد نظر تصریح می‌کند که انگلیس به قصد حمایت از آمریکا انتقادها را به جان خریده است: «اکثر کشورهای دیگر همدردی کردند اما این تنها انگلیس بود که به حق آمریکا برای دفاع از خود اشاره کرد و بنابراین از طرف ایران و سایر کشورها مورد انتقاد واقع شد.»

تزویر و ظاهرسازی اگر یک روی سکه در رفتار مقامات آمریکایی باشد، لجاجت و مقاومت در برابر واقعیت‌ها روی دیگر آن است. به واقع هیچ یک از این واقعیت‌ها مانع از آن نشد که فرمانده ناو مرگبار آمریکایی مدال شجاعت بگیرد. «جورج بوش» پدر که در آن زمان معاون رئیس‌جمهور آمریکا بود، در اظهار نظری بی‌پرده‌تر و کمتر بزک‌شده درباره نابودی هواپیمای ایرانی، این وجه از ذهنیت آمریکایی را با گفتن این بیانات آشکارتر کرد: «هرگز از طرف آمریکا معذرت‌خواهی نخواهم کرد، برایم مهم نیست که حقایق چه باشند.» (نقل از دیلی‌کاس، 2 آگوست 1988)

 

امروز، پس از گذشت 27 سال، حادثه تلخ 12 تیرماه سال 1367 کماکان یکی از حوادثی است که در میان دهها حادثه ماقبل و بعدش، کهن‌الگوی «آمریکای غیرقابل اعتماد» را در ناهشیار جمعی هر فرد ایرانی  زنده نگاه می‌دارد. «ویلیام فاکنر»، رمان‌نویس آمریکایی، کلام مشهوری دارد که می‌گوید: «گذشته هرگز نمی‌میرد؛ گذشته حتی نگذشته است».

در همین راستا، روزنامه آمریکایی واشنگتن‌پست در پایان یادداشتی که بخشی از آن در مطلع این مطلب آمده بود به نکته جالبی درباره ارتباط حادثه سرنگونی هواپیمای ایران و مذاکرات هسته‌ای اشاره کرده و می‌نویسد: «اگر باور ایران این باشد که آمریکا تا حدی به نابودی‌اش کمربسته که حاضر است هواپیمایی مملو از شهروندانش را دلخواهانه سرنگون ‌کند، دلایل مکفی برای اینکه فرض کند ما در مذاکرات دروغ بگوییم را هم دارد. آمریکایی‌ها شاید درباره پرواز 655 چیزی ندانند، اما ایرانی‌ها مطمئناً می‌دانند.»

گزارش از: احسان مال‌احمدی

جدیدترین تحولات میدانی سوریه؛12تیرماه94

جدیدترین تحولات میدانی سوریه؛
جبهه های شمالی کشور سوریه (استانهای حسکه و رقه) طی هفته های اخیر صحنه تحولات میدانی ویژه ای بوده است. در پی حملات داعش به محلات جنوبی شهر حسکه نبردهای سنگینی هم اکنون میان آنها با ائتلافی متشکل از ارتش سوریه و گروههای هم پیمان آن در جریان است.
گروه بین الملل مشرق- برای مخاطبان گزارش‌های تحولات سوریه، از تازه‌ترین تحولات میدانی جبهه «شمال» گزارش‌هایی رسیده است که مطالعه آن را به علاقه‌مندان "تحولات در صحنه" سوریه توصیه می‌کنیم؛ با ما همراه باشید.
 
استانهای شمالی حسکه و رقه طی هفته های گذشته صحنه تحولات میدانی ویژه ای بوده اند. در حسکه طی هفته های گذشته دو جبهه مجزا از یکدیگر شعله ور بوده است. جبهه نخست میان داعش با ائتلافی از "نیروهای ارتش سوریه، دفاع وطنی (بسیج مردمی) و عشایر" در مناطق جنوبی این شهر و جبهه دوم میان داعش با ائتلافی از شبه نظامیان کرد سوریه و گروه تروریستی تکفیری ارتش آزاد سوریه در مناطق غربی استان حسکه و شرق استان رقه در شمال سوریه قرار داشته است
 
پیشروی های غافلگیرانه کردها در غرب حسکه و ورود به سرزمینهای تحت سیطره داعش
 
شاید مهمترین خبر جبهه شمالی سوریه، عملیات غافلگیرانه واحدهای کرد سوریه و نیروهای گروه ترویستی تکفیری ارتش آزاد علیه مناطق تحت سیطره داعش در دو بخش غربی استان حسکه و شرقی استان رقه (پایتخت و مهد خلافت داعش) بود. در این عملیات که با پشتیبانی موثر هواپیماهای ائتلاف آمریکایی به اصطلاح مبارزه با تروریسم و داعش همراه بود بخشهای وسیعی شامل دهها روستا و تپه ها و خطوط ارتباطی نیروهای داعش به کنترل نیروهای کرد سوری در امده است.
 
ادامه درگیریها در حسکه/پاتک سنگین ارتش و گروههای هم پیمان در محلات جنوب شهر/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
اما بطور قطع شدید ترین و موثر ترین ضربه به داعش را باید تصرف شهر "تل ابیض" واقع در شمال استان رقه و در مجاورت مرزهای سوریه با ترکیه دانست که در دو سال اخیر یکی از کانونهای اصلی حضور و فعالیت و از مهمترین مسیرهای انتقال سلاح و مهمات و تدارکات نظامی این گروه مورد حمایت ترکیه و عربستان سعودی بوده است. 
 
ادامه درگیریها در حسکه/پاتک سنگین ارتش و گروههای هم پیمان در محلات جنوب شهر/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
همانطور که گفته شد، نیروهای کرد و ارتش آزاد با پشتیبانی نیروی هوایی ائتلاف آمریکایی موفق به تصرف شهر تل ابیض شدند. حمله به این شهر از دو محور صورت گرفت. محور اول حمله از سمت مناطق غربی حسکه و محور دوم بطور همزمان از سمت منطقه "عین العرب" علیه واحدهای داعش گشوده شد.
 
ادامه درگیریها در حسکه/پاتک سنگین ارتش و گروههای هم پیمان در محلات جنوب شهر/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
به موازات نبردها بر روی زمین، هواپیماهای ائتلاف ضد داعش با حضور در آسمان منطقه به مواضع، استحکامات و کاروانهای تدارکات و نیرویی داعش در مسیر رقه به تل ابیض حمله و آنها را بطور کامل منهدم کردند. انهدام کاروانهای نیروهای کمکی و تسلیحات سنگین داعش همزمان شد با اقدام سریع واحد های کرد سوری در مسدود کردن جاده ارتباطی "تل ابیض - رقه" که موجی از وحشت و فرار دسته جمعی را در نیروهای داعش و خانواده های آنها بوجود آورد.
 
ادامه درگیریها در حسکه/پاتک سنگین ارتش و گروههای هم پیمان در محلات جنوب شهر/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
ادامه درگیریها در حسکه/پاتک سنگین ارتش و گروههای هم پیمان در محلات جنوب شهر/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
پیش از استقرار کردها در تل ابیض و تثبیت موقعیت نظامی آنها در مناطق حاشیه این شهر، صدها نفر از اعضای داعش در دو مسیر فرار را بر قرار ترجیح دادند و از شهر گریختند. بخشی از نیروهای داعش خود را به مرزهای ترکیه رسانده و به مرزبانهای ارتش این کشور تسلیم کردند و بخش دیگر آنها پیش از انسداد مسیر ارتباطی "تل ابیض - عین عیسی - رقه" از سوی کردهای اعزامی از منطقه عین عرب، خود را به شهر عین عیسی رساندند.
 
ادامه درگیریها در حسکه/پاتک سنگین ارتش و گروههای هم پیمان در محلات جنوب شهر/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
ادامه درگیریها در حسکه/پاتک سنگین ارتش و گروههای هم پیمان در محلات جنوب شهر/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
انتشار تصاویر تروریستهای خونخوار داعش که با لبخندهای ملیح و در نهایت آرامش خاطر خود را به مرزبانها و سربازان ارتش ترکیه تسلیم می کنند موجی از انتقادات را نسبت به عملکرد حمایتی دولت این کشور از گروههای تروریستی تکفیری فعال در سوریه را به دنبال داشته است.
 
ادامه درگیریها در حسکه/پاتک سنگین ارتش و گروههای هم پیمان در محلات جنوب شهر/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
برخی خبرها از تصرف شهر راهبردی "عین عیسی" توسط نیروهای مشترک کرد و ارتش آزاد سوریه حکایت دارد. گفته می شود که باقیمانده نیروهای فراری داعش از تل ابیض با کمک عناصر این گروه در عین عیسی خطوط دفاعی جدید در حاشیه این شهر در مقابل مهاجمین تشکیل داده و نبردهای شدید میان دو طرف ادامه دارد.
 
ادامه درگیریها در حسکه/پاتک سنگین ارتش و گروههای هم پیمان در محلات جنوب شهر/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
ادامه درگیریها در حسکه/پاتک سنگین ارتش و گروههای هم پیمان در محلات جنوب شهر/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
در عرصه منطقه ای، پیشروی کردهای سوریه با واکنشهای مختلفی روبرو گردید. در حالیکه دولت سوریه بعنوان حامی اصلی کردهای این کشور از پیروزیها و پیشروی های اخیر آنها بسیار خوشحال شده و برخی رسانه های سوری حامی نظام این کشور رسما به کردهای هموطنشان پیروزی بر داعش را تبریک گفته اند، هواداران داعش و سایر گروههای تروریستی تکفیری همچون القاعده، و جبهه اسلامی که مستقیما از سوی ترکیه خط دهی و حمایت مالی و تسلیحاتی می شوند، علیه کردها موضع گرفته اند.
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
در این میان برخی اقدامات نسنجیده، بدون تفکر و خطرناک از سوی معدود جریانات تجزیه طلب کرد که در اقلیت بسر می برند، موجب بهانه دادن به دشمنان مردم سوریه و بستر سازی جهت ایجاد موج منفی تبلیغاتی علیه دستاوردهای نظامی اخیر گروههای کرد و ایحاد زمینه برای مداخله مستقیم دولت ترکیه شده است.
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
به گزارش منابع رسانه ای و میدانی، در برخی از جبهه های نبرد در غرب حسکه و شرق رقه، واحدهای کرد سوری با ورود به روستاهای عرب نشین اقدام به قتل عام ساکنین برخی روستاها و اجبار آنها به مهاجرت از خانه و کاشانه شان کرده اند. تصاویر زیادی از گلوله بارن سنگین و آتش زدن منازل روستاییان عرب سوری از سوی برخی عناصر گروههای کرد منتشر شده است.
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
این اقدامات علاوه بر به راه انداختن موج شدید تبلیغاتی و رسانه ای علیه کردهای سوریه، موجبات فراهم آمدن زمینه همکاریهای بیشتر میان داعش با گروههای همچون القاعده و جبهه اسلامی که به لطف تدارکات نظامی و مالی دولت ترکیه از حضور قوی نظامی در مناطق حاشیه شمالی سوریه برخوردا هستند، فراهم می آورد. خصوصا اینکه در پی درگیری میان کردهای سوریه و داعش اخباری از فروکش کردن نبردها میان داعش و ائتلاف "ارتش آزاد، جبهه اسلامی و القاعده" در مناطق ریف شمالی حلب منتشر می شود.
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
حداقل تاثیر این فروکش کردن نبردها در ریف شمالی حلب، انتقال بخشی از تسلایحات، مهمات و نیروهای زبده داعش از این منطقه به خطوط درگیری با کردها در رقه و حسکه باشد. امری که با حمله ناگهانی و انتقامجویانه داعش به محلات جنوب شهر حسکه در روزهای اخیر تاثیر خود را بخوبی نشان داده است.
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
واکنش منفی دولت ترکیه به پیشروی کردها در مناطق تحت سیطره داعش!
 
در حالیکه واکنش اکثر کشورهای منطقه و فرامنطقه و خصوصا واکنش دولت سوریه به پیشروی های کردها در مناطق تحت سیطره تروریستهای تکفیری داعش مثبت بود، اما دولت ترکیه اینبار بصورت رسمی و علنی در قامت وکیل تام الاختیار و مادر دلسوز داعش به موضع گیری شدید و تند علیه کردهای سوریه پرداخت.
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
در همین زمینه مسئولان سیاسی دولت ترکیه همچون داوود اوغلو (نخست وزیر)، اردوغان (رییس جمهور) و چاووش اوغلو (وزیر خارجه) بطور مرتب مخالفت خود با عملیات نظامی کردها در مناطق شمال سوریه اعلام و ضمن انتقاد شدید از پشتیبانی گزینشی ائتلاف آمریکایی مبارزه با تروریسم از عملیات اخیر کردها، بر توانایی ترکیه برای جلوگیری قاطع از ایجاد تهدیدات جدید علیه منافع این کشور تاکید کردند.
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
بر همگان کاملا واضح و آشکار است که منظور دولتمردان اخوانی ترکیه از توانایی این کشور جهت جلوگیری از تهدیدات علیه کشورشان چه می باشد! اصولا دولت ترکیه خود را بازیگر بلامنازع بحران سوریه علی الخصوص در عرصه جبهه های شمالی این کشور بحساب می آورد. نگرانی این دولت از ورود فعالانه کردها به عرصه نبرد با داعش بعنوان بزرگترین گروه تکفیری مورد حمایت ترکیه در شمال سوریه در موضوعات مختلف قابل بحث بوده اما دو عامل اصلی تشویش اذهان ترکها به شرح زیر می باشد:
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
1 - ورود مقتدرانه کردهای سوریه موجب برهم خوردن محاسبات ترکیه در عرصه نبردها و عامل شکستن موازنه قدرت نظامی در شمال سوریه ارزیابی می گردد.
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
2 - مسیر پیشرویها و نوع جهتگیریهای سیاسی و میدانی کردهای سوری مبنی بر یکدست کردن و پیوند زدن مناطق نوار مرزی سوریه با ترکیه که عموما دارای بافت کردنشین می باشد، بشدت موجب نگرانی دولت ترکیه از احتمال جرقه خوردن بحران همیشگی ایحاد کشور مستقل کردی و یا حداقل اعطای خودمختاری دولت سوریه به کردهای شمال این کشور و احتمال گسترش بحران به مناطق کرد نشین جنوب ترکیه که دارای ارتباطات مستحکمی با کردهای سوری می باشند، گشته است.
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
عوامل ذکر شده، موجب شد تا دولت ترکیه به تهدید اکتفا نکند. از دو روز پیش ارتش این کشور به دستور دولت اردوغان و داوود اوغلو اقدام به اعزام گسترده نیرو و تسلیحات سنگین (واحدهای توپخانه و تانک) به مناطق مرزی ترکیه با سوریه کرده است. اکثر این تسلیحات به همراه صدها نفر سرباز به منطقه مرزی مقابل تل ابیض سوریه اعزام شده اند. برخی منابع نزدیک به دولت ترکیه از قصد دولت این کشور برای تجاوز و اشغال بخشهایی از خاک سوریه خبر داده اند.
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
تاکید حزب اصلی کردهای سوریه بر پایبندی قاطع بر وحدت اراضی سوریه
 
به موازات تحولات میدانی و سیاسی فوق الذکر، روز گذشته رهبران کرهای سوریه طی بیانیه ها و موضع گیریهای خود بطور قاطع بر مخالفت با تجاوز ترکیه به سوریه و استقرار نیروهای نظامی خود در خاک این کشور تاکید کرده اند. در این موضع گیریها تاید ویژه ای نیز بر احترام و حمایت قاطع کردهای سوری نسبت به وحدت و تمامیت ارضی کشورشان نیز تاکید شده است.
 
حمله داعش به عین عرب و حسکه 
 
اما در حالی که رسانه های سوری و منطقه ای مملو از اخبار پیشروی های برق آسای واحدهای کرد سوری در حسکه و رقه بوده و در پی تهدیدات مکرر دولت ترکیه علیه کردها جبهه های نبرد در مناطق جنوبی تل ابیض و عین عیسی تا حدودی فروکش کرده بود، داعش با استفاده از خلا نظامی بوجود آمده، اقدام به دو حمله غافلگیرانه به مناطق کرد نشین شمال سوریه کرد.
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
نخستین هجوم داعش به شهر عین عرب واقع در حاشیه شمالی استان حلب سوریه صورت گرفت که طی آن صدها نفر از نیروهای داعش ملبس به یونیفرمهای یگانهای مدافع کرد شهر عین عرب، در ساعات ابتدایی صبح با عبور از مرز ترکیه به محلات شمالی آن نفوذ کرده و پس از قتل عام بیش از 160 تن از مردم غیر نظامی، طی پاتکهای پی در پی یگانهای مدافع کرد تار و مار شده و با برجای گذاشتن اجساد دهها کشته خود از عین عرب عقب نشستند. در این هجوم، داعش از چندین خودروی انتحاری برای شکستن خطوط اولیه دفاعی مدافعان شهر عین عرب بهره گرفته بود.
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
پرده دوم عملیات نظامی داعش با حمله گسترده و سنگین عناصر این گروه به شهر حسکه مرکز استانی به همین نام واقع در شمال شرقی سوریه کلید برون افتاد. صدها نفر از نیروهای داعش حملات سنگینی را به محلات جنوبی این شهر آغاز کردند. کانون حملات داعش در محلات "النشوه و غویران" قرار داشت و پیش از هجوم زمینی، داعش به عادت معهود خود اقدام به اعزام چند عامل انتحاری به خطوط تماس نبرد با نیروهای ارتش سوریه کرد.
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
واحد های موشکی، خمپاره ای و توپخانه دوربرد داعش از ساعات ابتدایی حمله به حسکه، مواضع و استحکامات نیروهای ارتش و دفاع وطنی سوریه را بشدت زیر آتشبار قرار دادند. به دنبال تشدید حملات داعش و آشکار شدن ضعف واحدهای نظامی دولتی سوری، ارتش سوریه صدها نفر نیرو نظامی زبده از دیرالزور، دمشق و حماه به منطقه درگیر با داعش کرد.
 
 
 
 
این واحدهای نظامی به فرودگاه نظامی قامشلی منتقل و از آنجا با دهها دستگاه اتوبوس وارد شهر حسکه شدند. فرماندهی ارشد نظامیان سوری اعزامی به حسکه بطور مشترک بر عهده دو فرمانده پرآوازه سوری یعنی "سرتیپ عصام زهرالدین (ابویعرب)" و "سرتیپ محمد خضور" قرار داشت. برای نخستین بار حدود  500 نفر از عشایر بومی منطقه دیرالزور تحت عنوان "کتائب الاسود الشرقی- دیرالزور" به همراه ابویعرب دوشادوش نیروهای دولتی سوری وارد درگیری با تروریستهای داعش شده اند.
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
این نیروها عموما از عشایر شعیطات هستند که در سالهای ابتدایی بحران تروریستی تکفیری علیه مردم سوریه با گروههای تروریستی تکفیری ارتش آزاد و القاعده (جبهه النصره) بیعت کرده و عملیاتهای زیادی علیه نیروهای دولتی سوریه انجام داده بودند. با سیطره داعش بر بیش از 95 درصد استان دیرالزور مشکلات این عشایر با داعش وارد مرحله خونباری شد.
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
داعش بارها از این عشایر درخواست بیعت با ابوبکر البغدادی را کرد. بدنبال استنکاف عشایر مذکور، نیروهای داعش پس از محاصره روستاها و مناطق محل سکونت عشایر شعیطات آنها را به بدترین وضعی قتل عام کردند. بیش از 1200 نفر از جوانان شعیطات در این حملات داعش ذبح و تیرباران و در گورهای ناشناس، دسته جمعی بخاک سپرده شدند. نیروهای داعش باقیمانده این عشایر را به بیابانهای لم یزرع دیرالزور تبعید کرده و زنان بسیاری از آنها را نیز به کنیزی بردند.
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
بدنبال افزایش جنایات داعش علیه عشایر مذکور، دولت و ارتش سوریه از طریق واسطه هایی با سران آنها تماس گرفته و پیشنهاد مسلح سازی و آموزش و سازماندهی آنها را ارائه کرد. بیش از 3 هزار نفر از جوانان عشایر شعیطات به نیروهای دفاع وطنی پیوسته و پس از پایان دوره های آموزش نظامی در نبردهای دفاع از فرودگاه نظامی دیرالزور و برخی محلات تحت سیطره دولت سوریه در شهر دیرالزور مشارکت فعال داشتند.
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
بازدید ناگهانی وزیر دفاع سوریه از حسکه و قامشلی
 
رسانه های سوری گزارش دادند که سپهبد "فهد جاسم الفریج" وزیر دفاع سوریه صبح روز چهارشنبه با حضور در شهر حسکه پس از بازدید از واحدهای نظامی ارتش ، دفاع وطنی و عشایر بومی این منطقه به دیدار مسئولان سیاسی و فرماندهان نظامی این استان رفت. از دیگر برنامه های وی دیدار با مسئولان حزب دموکراتیک سوریه (اکراد سوری) در شهر قامشلی بود.
 
ادامه درگیریها در حسکه/پاتک سنگین ارتش و گروههای هم پیمان در محلات جنوب شهر/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
گفته می شود که این دیدار به منظور هماهنگیهای بیشتر برای ایفای نقش جدی تر کردهای سوریه در عرصه نبرد با داعش و رفع برخی اختلاف نظرما میان دو طرف بوده است. لازم به ذکر است که طی دو هفته اخیر گروهی از کردهای سوریه در پی بالاگرفتن اختلافات با تشکیلات بسیج مردمی (دفاع وطنی) سوریه مستقر در قامشلی به یکی از مراکز آنها حمله کرده و آن را اشغال کرده بودند.
 
ادامه درگیریها در حسکه/پاتک سنگین ارتش و گروههای هم پیمان در محلات جنوب شهر/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
بازپس گیری حی الغویران توسط ارتش سوریه
 
نبردها در جبهه جنوبی شهر حسکه میان نیروهای مشترک ارتش، دفاع وطنی، اسود الشرقیه (عشایر اعزامی از دیرالزور) و کردهای سوریه از یکسو با تروریستهای تکفیری داعش مورد حمایت دولتهای ترکیه و عربستان سعودی همچنان ادامه دارد. کانون این نبردها در یک هفته اخیر برخی محلات جنوب حسکه مانند "حی الغویران و النشوه غربی" قرار داشته است.
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
 
 
نیروهای اعزامی ارتش سوریه از لشکر 104 گارد ویژه ریاست جمهوری به فرماندهی سرتیپ عصام زهر الدین از چند روز پیش با هواپیما خود را به منطقه درگیری رسانده و توان دفاعی نیروهای ارتش سوریه را بالا برده اند. علی رغم اینکه داعش به مدد حملات انتحاری پی در پی با کامیونهای مملو از مواد منفجره موفق به اشغال حی الغویران و بخشهایی از نشوه شرقی و غربی شده بود، اما نیروهای دولتی یا کمک عشایر و دفاع وطنی سوریه روز گذشته پس از نبردهای سخت با تروریستها، موفق به باز پس گیری منطقه غویران در جنوب حسکه شده اند.
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
 
 
هواپیماهای نیروی هوایی ارتش سوریه مستقر از فرودگاه قامشلی بطور مرتب در آسمان منطقه حضور داشته و مواضع داعش را هدف حملات سنگین هوایی قرار می دهند. بالگردهای هوانیروز ارتش سوریه نیز با پرتاب دهها بشکه انفجاری (برامیل المتفجره) به وزن چند صد کیلو بر روی مواضع و استحکامات دفاعی داعش در محلات جنوب شهر به پشتیبانی از نیروهای زمینی می پردازند.
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
در درگیریهای چند روز اخیر داعش تلفات بسیار سنگینی را متحمل شده است. خیابانهای محله النشوه و غویران در جنوب حسکه مملو از اجساد نیروهای داعش شده است. واحد رسانه ای این گروه ضمن تایید بازپس گیری محله غویران، آن را "عقب نشینی تاکتیکی!" نیروهای این گروه در واکنش به حملات شدید هوایی و پرتاب پیاپی بشکه های انفجاری بر روی مواضع آن عنوان کرده است.
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
ادامه درگیریها در حسکه/بازپس گیری حی غویران از داعش/بازدید وزیر دفاع سوریه از حسکه/توقف پیشرویهای کردها در تل ابیض
 
 

ارتش سوریه و حزب‌الله عملیات آزادسازی «زبدانی» را کلید زدند

 

ارتش سوریه و مقاومت حزب‌الله از اولین ساعات بامداد امروز (جمعه) عملیات آزادسازی یکی از راهبردی‌ترین مناطق ریف دمشق به نام شهرک «زبدانی» را آغاز کردند.

            

خبرگزاری فارس: ارتش سوریه و حزب‌الله عملیات آزادسازی «زبدانی» را کلید زدند                
                                                                               
    •                         
    •                                                 
 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در دمشق، نیروهای ارتش سوریه و رزمندگان مقاومت حزب الله از اولین ساعات بامداد امروز (جمعه) عملیاتی را آغاز کردند که هدف آن آزادسازی شهرک «زبدانی» در ریف دمشق است.

در این راستا نیروی هوایی ارتش سوریه مواضع گروه‌های مسلح تروریستی در زبدانی را در چندین نوبت بمباران کردند. یگان توپخانه ارتش مستقر در دو نقطه نظامی عین الرمله و عین العسل و الاتاسی واقع در اطراف زبدانی مواضع گروه‌های مسلح در این شهرک را گلوله باران کردند.

در پی این حملات گروه‌های مسلح مانع نظامی المشفی در زبدانی را که در کنترل ارتش سوریه است، مورد حمله قرار دادند تا به تبع آن درگیری‌های شدیدی دز این منطقه رخ دهد.

ارتش سوریه و مقاومت حزب الله برای اینکه عملیات آزادسازی زبدانی با موفقیت همراه باشد، اقدام به مستقر کردن توپ‌های 120 میلی‌متر روی تپه‌های غربی این شهرک کردند تا با گلوله باران مواضع گروه‌های مسلح در المزابل و السندیانه، واقع در غرب زبدانی پوشش آتش لازم برای پیشروی نیروهای پیاده نظام ارتش و رزمندگان حزب الله را فراهم کنند.

مهمترین گروه‌های مسلح زبدانی

دو گروه تروریستی تکفیری جبهه النصره و آزادگان شام مهمترین گروه‌های مسلحی هستند که بر شهرک زبدانی سیطره دارند.

عملیات آزادسازی شهرک زبدانی در ریف دمشق درحالی آغاز شد که تحولات میدانی 10 روز اخیر ارتفاعات عرسال تاکید می‌کند که نیروهای مقاومت حزب الله موفق به آزادسازی بیش از 150 کیلومتر مربع از ارتفاعات این منطقه و پاکسازی آنها از گروه‌های تروریستی تکفیری شدند و عملیات‌های نظامی برای آزادسازی و پاکسازی 140 کیلومتر مربع باقی مانده از این ارتفاعات همچنان ادامه دارد و پیش بینی می‌شود، تا پایان ماه رمضان این مناطق نیز آزاد و پاکسازی شود.

موقعیت شهرک زبدانی قبل و بعد از بحران سوریه

منابع آگاه میدانی درباره آزادسازی شهرک زبدانی تصریح می‌کنند: اگرچه عملیات آزادسازی شهرک زبدانی در این برهه از زمان در اولویت قرار نداشت، اما شرایط میدانی و امنیتی موجب شد تا ارتش سوریه و مقاومت حزب الله آزادسازی این شهرک را در اولویت قرار دهند.

این منبع آگاه سوری درباره اهمیت شهرک زبدانی توضیح داد که شهرک زبدانی با مساحت 395 کیلومتر مربع از جمله مناطق ییلاقی سوریه پیش از آغاز بحران این کشور بود، با آغاز بحران سوریه این منطقه به یکی از مهمترین مناطقی تبدیل شد که عناصر مسلح و گروه‌های تروریستی که از مرزهای لبنان وارد خاک سوریه می‌شدند، در آن استقرار می‌یافتند.

به گفته این منبع سوری خیلی زود شهرک زبدانی به مهمترین پایگاه تجمع گروه‌های تروریستی و عناصر مسلح در منطقه القلمون و انبار تجهیزات نظامی آنها به همراه شبکه‌ای پیچیده و تو در تو از تونل‌های زیرمینی وابسته به این گروه‌ها تبدیل شد.

اهمیت شهرک زبدانی

اما در خصوص اهمیت شهرک زبدانی این منبع آگاه سوری می‌گوید که نزدیکی این شهرک به مرزهای لبنان (به گونه‌ای که تنها 11 کیلومتر با مرزهای لبنان فاصله دارد)، نزدیکی آن به دمشق (قرار داشتن در 45 کیلومتری پایتخت)، مشرف بودن مستقیم آن به بزرگراه بین المللی بیروت – دمشق، قرار داشتن به عنوان حلقه ارتباط بین دمشق، حمص و مناطق ساحلی شمال سوریه، ارتباط آن با القلمون از یک سو و ارتفاعات عرسال از سوی دیگر و شمرده شدن به عنوان یکی از بزرگ‌ترین شهرهای سوریه که گروه‌های تروریستی تکفیری بر آن سیطره دارند، باعث شده تا زبدانی اهمیت راهبردی بسزایی برای طرف‌های درگیر در جنگ سوریه پیدا کند.

اهداف گروه‌های مسلح زبدانی

منابع میدانی در ارتش سوریه و مقاومت حزب الله پیش بینی می‌کنند که بیش از 1500 تروریست مسلح هم اکنون در زبدانی حضور و فعالیت دارند که تاکنون دو هدف اصلی را دنبال می‌کردند، اول آنکه زمینه پیشروی و نفوذ دیگر گروه‌های مسلح را از یک‌سو به سمت دمشق و از سوی دیگر به سمت مناطق ساحلی سوریه فراهم کنند و دوم: وارد آوردن ضربات تا جای ممکن سنگین و مهلک به بزرگراه بین المللی دمشق – بیروت بود که مهمترین خط ارتباطی حزب الله با دمشق شمرده می‌شود.

بازتاب‌ها و نتایج عملیات آزادسازی زبدانی

این منبع موفقیت ارتش سوریه و حزب الله در عملیات آزادسازی زبدانی را به معنای تامین امنیت کامل مرزهای سوریه و لبنان از خطر گروه‌های مسلح تروریستی، کاهش فشار نظامی بر روستاهای مرزی لبنانی از جمله نبی شیت، قطع راه‌های ارسال کمک‌های نظامی و تسلیحاتی به گروه‌های مسلح از زبدانی به دیگر ارتفاعات القلمون، تامین امنیت بزرگراه بین المللی بیروت دمشق، بسته شدن آخرین گذرگاه‌های مرزی بین لبنان و سوریه، تامین امنیت بیش از پیش دمشق، تامین راه‌های امداد و کمک رسانی ارتش سوریه در منطقه ریف دمشق دانست.

این منبع آگاه اظهارات خود را با گفته به پایان رساند که تمام این ملاحظات موجب شد تا ارتش سوریه و مقاومت حزب الله آزادسازی شهرک زبدانی را در این برهه در راس اولویت‌های خود قرار دهند.

انتهای پیام

ربع قرن جنایت صهیونیست‌ها و حامیانشان در لبنان

 

روز 22 ژوئيه 2006، تانك‌هاي اسرائيلي به روستاي مرزي وي، مارون الرأس، حمله‌ور شدند؛ اما بعد از نزديك به سه هفته و پس از برجاي گذاردن تلفات سنگين، از جمله از دست دادن سي دستگاه تانك مركاوا در يك روز، عقب‌نشيني كردند.

 

گروه گزارش ویژه مشرق - این گزارش برگرفته از صفحاتی است از کتاب بهايي كه ما مي‌پردازيم (THE PRICE WE PAY) نوشته مستند و ارزشمند دكتر فرانكلين پي. لَمب(Franklin P. Lamb) استاد آمریکایی دانشگاه AUB (آمریکايي بيروت) که به موضوع استفاده رژیم اشغالگر فلسطین از سلاح‌هاي گوناگون آمریکايي عليه غيرنظاميان فلسطینی و لبنانی در ظرف زمانی بیش از ربع قرن (1978-2006 میلادی) پرداخته است.

نگاهی گذرا به اسناد تاریخ جنایات صهیونیست‌ها و حامیان آمریکائی‌شان درمنطقه

 

دکتر لَمب در مقدمه‌ای که در مارس 2007 بر این گزارش پژوهشی میدانی و مستند نگاشته؛ مخاطب کتاب خود را -به عنوان یک استاد دانشگاه آمریکایی- نخست ملت آمریکا و سپس اعضای كنگره آن کشور و نهایتا جامعه بين‌المللي معرفی نموده است.

نگاهی گذرا به اسناد تاریخ جنایات صهیونیست‌ها و حامیان آمریکائی‌شان درمنطقه +تصاویر

شهید حاج حسّان للقیس درمنزل شهید شیخ علی الیتاما محله الشیّاح بیروت

نسخه انگلیسی کتاب دکتر لَمب از جمله کتب اهدایی حاج حَسّان للَقّیس فرمانده مردمی و مخلص حزب الله به نگارنده جهت مطالعه بوده که امیدواریم روزی به شکل کامل به فارسی برگردانده شده و منتشر گردد.

نگاهی گذرا بر مستندات تاریخ جنایات صهیونیست‌ها و حامیان آمریکائی‌شان درمنطقه

شهید علی حسّان للقّیس

از یاد نمی‌برم که وقتی شهید علی (که تازه به تیم حفاظتی دبیرکل حزب الله پیوسته بود) زحمت دَم کردن چای بعد از مناقیش زَعتَر (نوعی غذای سنتی لبنانی که منائیش تلفّظ می‌شود) را می‌کشید؛ پدرش حاج ابوعلی (حسّان) این جمله تقدیم‌نامه دکتر لَمب را از روی کتابش عیناً و با افتخار برایم می‌خواند :

«اين گزارش پژوهشی، به فارِس علي مصطفي پیرمرد که ساکن روستاي لبناني مارون الرأس در ناحيه مرزي با فلسطين است به عنوان مظهر زنده و نماد عینی مقاومت عظيم لبنان در برابر تجاوز 2006 اسرائيل، تقديم مي‌گردد...»

 

نگاهی گذرا به اسناد تاریخ جنایات صهیونیست‌ها و حامیان آمریکائی‌شان درمنطقه

فارس علی مصطفی در کنار دکتر فرانکلین لمب روستای مارون الرأس

 

 

بخش اول:
ربع قرن استفاده اسرائيل از سلاح‌هاي آمریکايي عليه غيرنظاميان در لبنان(1978-2006)

 

 

خانه «فارِِس علی مصطفي» در «مارون الرأس»، ظاهراً بيش از دويست يارد با «فلسطين مقدس» وي فاصله ندارد، اما «خط آبي» (حائل ایجادی سازمان ملل متحد) ميان آن‌ها جدايي انداخته است. «فارِِس» در بهار 1924 ميلادي، در اوايل دوره عثماني، در اين خانه به دنيا آمد، و آن هنگامي بود كه بيش از 800 هزار فلسطيني يا 84 درصد جمعيت فلسطين، در هماهنگي كامل با نزديك به 8 هزار يهودي فلسطين زندگي مي‌كردند.

 

آنان غالباً در تعطيلات همديگر شركت‌ مي‌جستند، از بچه‌هاي همديگر مراقبت مي‌نمودند، و به باورها و سنت‌هاي همديگر احترام مي‌گذاردند. «فارِِس» در كودكي به راحتي از مرز مي‌گذشت و به ديدن دوستان خود در روستاهاي فلسطيني مي‌رفت- دوستاني كه درميان‌شان مسلمان، مسيحي و يهودي ديده مي‌شد.

نگاهی گذرا به اسناد تاریخ جنایات صهیونیست‌ها و حامیان آمریکائی‌شان درمنطقه

فارس علی مصطفی از ساکنان روستای مارون الرأس در منزل خود

 

«فارِِس» دوست دارد از خاطرات مربوط به دوره پيش از «خيانت انگليسي‌ها»، مهاجرت گسترده سازمان‌يافته توسط صهيونيست‌ها از اروپا، و پاكسازي قومي جمعيت فلسطيني بومي به دست صهيونيست‌هاي اروپا در دوره معروف به نكبت، سخن برانَد.

«فارِِس» در حالي كه از ايوان خانه‌اش به فلسطين نگاه مي‌اندازد، به كساني كه از دور دست مي‌آيند تا زميني را تصاحب كنند كه هيچ‌گاه در آن زندگي نكرده‌اند و هيچ ادعا يا حقي در مورد آن ندارند، اعتراض مي‌نمايد.

«فارِِس» گفت روز 22 ژوئيه 2006، تانك‌هاي اسرائيلي به روستاي مرزي وي، مارون الرأس، حمله‌ور شدند، اما بعد از نزديك به سه هفته و پس از برجاي گذاردن تلفات سنگين، از جمله از دست دادن سي دستگاه تانك مركاوا در يك روز، عقب‌نشيني كردند. نيروهاي اسرائيلي بدون آن كه توانسته باشند «مارون الرأس» را تحت كنترل خود درآورند يا رزمندگان مقاومت بسياري را شهید کنند به جز هنگامي كه از كمين‌گاه‌هاي خود آنان را مورد حمله قرار مي‌دادند- بازگشتند.

بعدها گزارش داده شده كه دولت ايتاليا يك قرارداد خريد 200 دستگاه تانك مركاوا از اسرائيل را فسخ كرد. به گفته «فرانكو سانواتّلي»، از اداره خريد تجهيزات دفاعي در رُم، اين محصول اسرائيلي ظاهراً كارآمد نيست.

نيروهاي اسرائيلي در ستون درازي از تانك به محلّه «فارِِس مصطفي» در دامنه جنوبي روستا وارد شدند و يكي از اين تانك‌ها حدود ده روز در چند قدمي خانه وي پارك كرد. اما آنها از ورود به ناحيه مركزي روستا خودداري كردند. نيروهاي ذخيره اسرائيل در حالي كه به خانه «فارِِس» نزديك مي‌شدند، خطاب به وي كه در ايوان خانه‌اش روي يك صندلي گهواره‌اي نشسته بود، توپ و تشر می‌زدند. آنان به محض آن كه به او رسيدند، صندلي‌اش را در هم شكستند؛ سپس او را به زمين انداخته و كشان كشان به داخل كوچه بردند و با شليك گلوله‌اي از يك توپ 155 ميلي متري HE ساخت آمریکا، خانه‌اش را در هم كوبيدند. همچنين، آنان يك گلوله آتشزاي فسفري 127 ميلي‌متري ممنوع شده در سطح بين‌المللي به طبقه بالاي خانه‌اش شليك نموده و آن را به آتش كشيدند. حرارت شديد باعث شد قاب عكس‌هاي روي ديوار ذوب بشوند. نوه يازده ساله «فارِِس» يك دسته گل پلاستيكي به ديداركنندگان آمریکايي نشان داد كه از روز عقدكنان مادرش، در اتاق وي قرار داشت امّا اكنون به قلنبه‌اي پلاستيكي تبديل شده بود.

 

نگاهی گذرا به اسناد تاریخ جنایات صهیونیست‌ها و حامیان آمریکائی‌شان درمنطقه نوه فارس و محل اصابت گلوله توپ صهیونیست‌ها

 

يك سرباز اسرائيلي تهديد كرد كه اگر «فارِِس» خانه‌اش را ترك نكند او را هدف گلوله قرار خواهد داد. افسر فرمانده به سربازان تحت امر خود دستور داد تفنگ‌هاي خويش را به سوي «فارِِس» نشانه روند و ده دوازده نفر همين كار را كردند.

«فارِِس» به چشمان آنان نگريست و با خردمندي و تجربه‌اي كه طي بيست و دو سال اشغال روستايش توسط اسرائيل كسب كرده بود، از ترك خانه‌اش خودداري ورزيد. او به زبان عربي گفت «خير». او محكم ايستاد. و در حالي كه به نكبت مي‌انديشيد، به جوانان رنگ پريده گفت: «من خانه‌ام را ترك نمي‌گويم. اگر خدايتان به كشتن من دستور مي‌دهد، از او اطاعت كنيد و مرا بكشيد.»

سربازان اسرائيلي كه به خشم آمده بودند به چشمان «فارِِس» و به چهره پرچين و چروك او نگاه كردند. «فارِِس» شگفتي و حيرت را در چهره‌هاي آنان مشاهده كرد. افسر اسرائيلي آب دهان به صورت «فارِِس» انداخت و او را بر زمين كوبيد. دیگران نيز به تبعيت از او، «فارِِس» 82 ساله را به باد كتك گرفتند و دست كم سه سرباز با تفنگ‌‌هاي خودكار آمریکايي 16-‌‌M خود، وي را مضروب ساختند. به خود وي، به مادرش، به وطنش و به خدايش ناسزا گفتند و سپس از خانه‌اش خارج شده و به سوي خانه‌اي ديگر روان گشته و ظاهراً «فارِِس» را به حال خود گذاشتند.

«فارِِس مصطفي» بقيه ايام جنگ ژوئيه را در خانه‌اش ماند و هنگامي كه اسرائيلي‌ها سرانجام عقب‌نشيني كردند و به فلسطين بازگشتند، «فارِِس» براي همسايگاني كه وجود نداشتند چاي آماده كرد، صندلي شكسته‌اش را تعمير كرد، قليان خود را چاق كرد و در حالي كه به فلسطين خيره شده بود، با خود انديشيد كه پسرش در آينده خواهد توانست آزادانه از مرز گذشته و به فلسطين برود؛ درست به همان گونه كه خودش نيز در جواني آزادانه به فلسطين رفت و آمد مي‌كرد.

«فارِِس» براي همولايتي‌هاي خود، براي اهالي بيش از 500 روستاي جنوب لبنان و نيز براي كل عالم بشريّت، نماد مقاومت لبنان است. لبناني‌هاي مثل او بي‌شمارند. و مايه افتخار بود كه با بسياري از ايشان ديدار كنيم. تاريخ براي هميشه ثبت خواهد كرد كه در روز 22 ژوئيه 2006، «فارِِس علي مصطفي» صهيونيسم را در منطقه «مارون الرأس» شكست داد.

 

نگاهی گذرا به اسناد تاریخ جنایات صهیونیست‌ها و حامیان آمریکائی‌شان درمنطقه +تصاویر

 

چشم انداز فلسطين از پشت بام خانه «فارِِس مصطفي» جاده‌هايي است كه در دوردست در آن سوي خط آبي مشاهده مي‌شوند. ازجمله 24 جاده‌اي هستند كه نيروهاي اسرائيلي به هنگام حمله به لبنان از آنها عبور مي‌كنند. در جنگ ژوئيه 2006، نيروهاي حزب الله چهار جاده‌اي را كه اسرائيل مي‌خواست مورد استفاده قرار دهد به درستي پيش بيني نموده و در امتداد آنها كمين كردند.

محقق فقيد و بسيار مورد احترام که در جريان جنگ جهاني اول به عنوان نفر دوم يك گردان انگليسي در فلاندرز بلژيك، خدمت مي‌كرد - یعنی به تعبیری كه كلايد لمب در مورد آن چه كه انگليسي‌ها جنگ عظیم مي‌ناميدند، براي بچه‌هايش تعريف مي‌كرد:

اگرچه آن ترسوهاي فلك‌زده به تو ناسزا گفتند و سپس تو را مورد شكنجه قرار دادند، قسم به همان خدايي كه تو را آفريد، تو اي «فارِِس علي مصطفي»، به مراتب از من بهتر هستي...

بخش دوم:

 

"ما سعي مي‌كنيم كاربري آنها را به حداقل برسانيم. ما از آنها در مناطق مشخص شده‌اي استفاده مي‌كنيم كه حتي توسط خود حزب‌الله نيز بسته شده‌اند..."

(منبع: اظهارات ژنرال بني گانتز (Gen. Benny Gantz) فرمانده نيروهاي زميني اسرائيل26 ژوئيه 2006)

 

"ما مهمات خوشه‌اي را در كوزوو، افغانستان و عراق مورد بررسي قرار داده‌ايم اما هرگز به كاربري اين چنين گسترده و خطرناك مهمات خوشه‌اي عليه غيرنظاميان برخورد نكرده‌ايم."

(منبع: سخنان استيو گوس (Steve Goose)رئيس بخش تسليحات ديده بان حقوق بشر 30 ژانويه 2007)

 

"بايد خود را براي رفتن به دفاع آماده كنيم. هدف ما عبارت است از در هم كوبيدن لبنان. در ورای رود اردن و سوريه ضعيف‌ترين نقطه، لبنان است چرا كه رژيم اسلامي آن ساختگي و تصنّعي است و سرنگوني آن براي ما كاري ندارد. در آن جا يك حكومت مسيحي روي كار خواهيم آورد، سپس لژيون عرب را منهدم خواهيم ساخت، دو سوي رود اردن را در هم خواهيم كوبيد، سپس سوريه هم از ما شكست خواهد خورد."

(منبع: سخنان ديويد بن گوريون ( David Ben-Gourion) (از كتاب «بن گوريون: يك شرح حال»، نوشته مايل بن زوهر (Michael Ben-Zohar) ، مه 1948)

 

"در 72 ساعت آخر ما هر چقدر كه مهمات داشتيم، همه را به يك نقطه شليك كرديم. ما حتي جهت لوله‌هاي سلاح خود را نيز تغيير نداديم. دوستانم در گردان به من گفتند كه آنان نيز طي سه روز آخر، همه مهمات خود، اعم از خمپاره‌هاي معمولي، خوشه‌اي و غيره را مصرف كردند."

(منبع : يك عضو ناشناس گردان توپخانه اسرائيل به نقل از روزنامه هاآرتص (Ha,aretz)، 8 سپتامبر 2006)

 

نگاهی گذرا به اسناد تاریخ جنایات صهیونیست‌ها و حامیان آمریکائی‌شان درمنطقه +تصاویر

عكس مسجدي در نزديكي روستای عيتاالشعب كه در روز 5 اوت 2006 بر اثر انفجار بمب اسرائیلی‌ها تخريب گرديد

 

 

1- مقدمه

حمله ژوئيه 2006 اسرائيل به لبنان و بمباران 33 روزه‌اي كه به طور متوسط روزانه 166 كشته و زخمي غيرنظامي لبناني برجاي گذاشت، و بيش از هفت ميليارد دلار خسارت به بار‌آورد، بار ديگر مسايل حقوقي و سياسي جدّي‌اي درباره استفاده اسرائيل از جنگ افزارهاي آمریکايي، از جمله بمب‌هاي خوشه‌اي، مطرح ساخته است. مسايلي كه بايد در مورد اصلاح گستره اخلاقي آمریکا، ماهيت دموكراسي و موقعيت بين‌المللي آن مورد بحث و بررسي قرار گيرد.

طي بيش از يك ربع قرن (از 1978 تا 2006) اسرائيل، برخلاف قانون بين‌المللي و آمریکا (قوانيني كه دولت ما به هيچ كشوري به جز جناحي در اسرائيل اجازه نداده است كه مرتباً آن را نقض كند) از تسليحات آمریکايي عليه غيرنظاميان لبنان مورد استفاده قرار داده است.

اگر چه سابقه تهاجم اسرائيل به لبنان به پيش از حمله 1978 و حملات انجام گرفته در سال‌هاي مياني برمي‌گردد، اما بمباران ويرانگر محلّه فخاني بيروت در ژوئيه 1981 از تصميم به تغيير شكل ساختار قدرت لبنان خبر مي‌داد.

حمله و اشغال ژوئن 1982 اسرائيل و حملات آن در سال‌هاي 1993 و 1996، يك اشغال 22 ساله و مجموعه حملاتي عليه لبنان را دربرمي‌گيرد.

در اين دوره بود كه اسرائيل به طرز فزاينده‌اي به كمك‌هاي مالي آمریکا متكي شد تا از اين طريق بتواند اشغال فلسطين را عملي ساخته و استمرار بخشد. اگر چه كمك‌هاي آمریکا به اسرائيل چهار برابر شد، اما اسرائيل فقط منحصراً به جنگ افزارهاي آمریکايي دل بست.

اين دوره- از 1967 تا اواخر سال 1980 افزايش شديد حملات اسرائيل به غيرنظاميان لبنان به كمك تسليحات ضد نفر، از جمله هفت نوع بمب خوشه‌اي، را نيز شاهد بود. در اين دوره، اسرائيل از طريق پرواز بر فراز لبنان يا عبور از مرز اين كشور، تقريباً همه روزه به حاكميت لبنان تجاوز كرده است.

نگاهی گذرا به اسناد تاریخ جنایات صهیونیست‌ها و حامیان آمریکائی‌شان درمنطقه +تصاویر ویرانی‌های تجاوز اسرائیل به لبنان در سال 2006

كنگره آمریکا و دولت‌هاي پياپي اين كشور، از طريق فرياد اعتراض بين‌المللي و گزارش‌هاي رسانه‌اي فزاينده، مي‌دانستند كه جنگ افزارهايي كه در اختيار اسرائيل قرار مي‌دهند در راه تحميل خواست اسرائيل به لبنان مورد استفاده قرار خواهد گرفت. اسرائيل در تمام دوره 39 ساله اشغال فلسطين همواره بدين سان عمل كرده است.

اسرائيل خود را در جنگ داخلي 1975تا 1990 لبنان درگير ساخت بدين ترتيب كه جناح‌هايي چون شبه نظاميان مسیحی لبنان را كه مي‌ديد حاضرند از اهداف آنان جانبداري كنند به سلاح‌هاي آمریکايي مجهز نمود و در قتل عام 14 تا 16 سپتامبر 1982 اردوگاه‌هاي آوارگان فلسطينی صبرا و شتيلا و در الحاق ناحيه صبرا از آنها بهره گرفت.

آن چه در زير ارائه مي‌گردد يافته‌هاي تحقيقاتي است كه در مورد حملات اسرائيل با استفاده از سلاح‌هاي آمریکايي به غير نظاميان و زير ساخت لبنان جهت ارائه به توده ملت آمریکا و جامعه بين‌المللي انجام گرديده است.

در دوره مورد بررسي (1978-2006)، اسرائيل بيش از 120 ميليادر دلار از كنگره آمریکا کمک دريافت کرده است. اسرائيل قريب به دو سوم اين مبلغ را صرف خريد جنگ‌افزار و حفظ اشغال وحشيانه فلسطين كرد. اين سخاوت كنگره از لحاظ اقتصادي، اجتماعي و سياسي شديداً به زيان آمریکا تمام شده وكشته و زخمي شدن رسمی بيش از 155 هزار لبناني و فلسطيني را سبب شده است.

در حال حاضر، اسرائيل روزانه بيش از 15139178 (پانزده میلیون و یکصد وسی و نه هزار و یکصد و هفتاد و هشت ) دلار دريافت مي‌دارد. اسرائيل تقريباً دو سوم اين مبلغ را صرف ارتش و تسليحات مي‌كند تا مستعمره‌هاي غيرقانوني خود در فلسطين را كه به طرز فزاينده‌اي يك نظام آپارتايد تلقي مي‌شود، حفظ نمايد.

بررسي زير نشان مي‌دهد كه چطور ممكن است در يك دموكراسي مثل ايالات متحده، نمايندگان منتخب بتوانند برخلاف منافع و خواسته‌هاي انتخاب‌كنندگان خويش به طور مستمر مبالغ هنگفتي از پول ماليات‌دهندگان را به كشوري ديگر انتقال دهند. اين رأي‌دهندگان خواستار آن هستند كه اين پول‌ها و صرف بهبود وضعيت جوامع خودشان بشود، اما نمايندگان‌شان در كنگره پول مالياتي ايشان را به اسرائيل مي‌فرستند. اين نمايندگان طبق معمول در خدمت يك دولت خارجي عمل مي‌كنند كه در ارزش‌هاي انساني بنيادين ملت آمریکا سهيم نيستند. ارزش‌هاي مزبور حق همه مردم كشور است كه از مواهب زندگي، آزادي و نشاط و آزادي عمل برخوردار گردند.

افرادي كه در انجام اين تحقيق همكاري داشتند، از بسياري از روستاهاي جنوب لنانف از «عیتاالشعب»، «بنت جبيل»، «مارون الرأس»، «بيضاء»، «عیترون» و وراي آنها از جمله روستاهاي مسيحي مرجعيون و رميش ديدار كردند. دامنه اين تحقيق كاربري تسليحات آمریکايي توسط اسرائيل براي انهدام زير ساخت لبنان از جمله بيش از 134 پل، 94 جاده، هزاران خانه، صدها كارخانه، پمپ بنزين، انبار كالا، سد، مدرسه، كليسا، مسجد، بيمارستان، آمبولانس، مركز دفاع غيرنظامي و بمباران يك پايگاه سازمان ملل و نيز اشغال آب‌هاي سرزميني‌ لبنان در درياي مديترانه را دربرمي‌گيرد.

نگاهی گذرا به اسناد تاریخ جنایات صهیونیست‌ها و حامیان آمریکائی‌شان درمنطقه +تصاویر مناطق بمباران شده لبنان توسط اسرائیل در سال 2006

به علاوه پژوهشگران آلوده‌شدن مديترانه شرقي توسط اسرائيل بعد از بمباران مخازن سوخت جيّه (Jiyeh Power Station)، از جمله سواحل لبنان و 30 كيلومتر از آب‌هاي سوريه و سواحل وراي آن را نيز مورد بررسي قرار دادند. همه اين ويراني‌ها توسط اسرائيل و با استفاده از سلاح‌هاي آمریکايي انجام گرفت.

اين آلودگي محيط زيست به وسيله بمب‌هاي 500 و 1000 پوندي آمریکايي صورت گرفت و بيش از 15 هزارتن نفت از مخازن سوخت نيروگاه جيّه را در روزهاي 13 و 15 ژوئيه 2006 را در اطراف پخش كرد. نتيجه حمله مزبور، نابود‌شدن صنعت ماهيگيري لبنان و مسموم‌شدن بيش از 150 كيلومتر از خط ساحلي لبنان و سوريه بود. اثرات اين اقدام اسرائيل بر مردم مناطق مربوطه همچنان ادامه خواهد داشت چرا كه هيدروكربن‌هاي سرطان‌زا بستر دريا را فرا گرفته است. حملات اسرائيل كه تروريسم زيست محيطي به حساب مي‌آيد بدترين نوع آلودگي دريايي در تاريخ لبنان را سبب شده است.

نگاهی گذرا به اسناد تاریخ جنایات صهیونیست‌ها و حامیان آمریکائی‌شان درمنطقه +تصاویر آلودگی نفتی در سواحل لبنان پس از بمباران مخازن سوخت نیروگاه جیه

قوانين اجرايي آمریکا، جداي از قوانين انسان‌دوستانه بين‌المللي در قالب پيمان‌ها، كنوانسيون‌هاي به اجرا گذارده شده و قانون معمول بين‌المللي، قانون 1976 صدور تسليحات آمریکا، قانون مساعدت خارجي و قانون 1996 كمك انسان‌دوستانه را نيز دربرمي‌گيرند. اينها قوانين بنيادين آمریکا هستند كه رئيس جمهور و كنگرة اين كشور درمورد رعايت آنها سوگند ياد كرده‌اند. اين قوانين آمریکا مقرر مي‌دارند كه كمك‌ها و تسليحات آمریکايي به هر كشوري كه از اين سلاح‌ها در جهت اهداف غيردفاعي يا به عنوان بخشي از موارد نقض حقوق بشر عليه نظاميان استفاده كند يا آنها را در اقدامات نظامي به صورتي مورد استفاده قرار دهد كه با شرط كمك انسان‌دوستانه به كشوري ديگر مغايرت داشته باشد، قطع گردد. در همين سال 2006، اسرائيل مستوجب آن بود كه به دلايل چهارگانه فوق، كمك‌هاي خود را از دست بدهد.

اين گزارش بر آن است كه فقط اطلاعاتي را ارائه دهد كه به طور موثق و قابل تأييدي توسط شاهدان عيني، سازمان‌هاي انساندوستانه بين‌المللي و تشكلات غير دولتي ‌(NGO) متعددي كه در لبنان فعاليت مي‌كنند، به دست داده شده است. گزارش‌هاي رسانه‌اي موثق و گزارش‌هاي آژانس‌هاي سازمان ملل از جمله برنامه توسعه سازمان ملل ‌‌(UNDP)، صندوق بين‌المللي اضطراري كودكان سازمان ملل، نيروي موقت سازمان ملل مستقر در لبنان (UNIFIL)، كميسارياي عالي سازمان ملل در امور آوارگان (UNHCR)، كميته بين‌المللي صليب سرخ (ICRC) و از همه مهمتر گزارش‌هاي خود قربانيان مورد ارزيابي و بررسي قرار گرفته است.

مطالب ارائه‌شده در اين جا تأثير پيش آگاهي، رضايت و مشاركت دولت آمریکا در حمله از پيش طراحي‌شده اسرائيل را مدنظر قرار مي‌دهد. ما مسئوليت فردي خود و مسؤوليت اخلاقي و حقوقي دولت خود [آمریکا] را به خاطر آن چه كه بسياري از ناظران آن را جنايت‌هاي جنگي زنجيره‌اي انجام شده به وسيله تسليحات آمریکايي تلقي مي‌كنند، موردنظر قرار داده‌ايم.

بعد از تأمين سلاح‌هايي كه جنايت‌هاي مزبور به كمك آن صورت گرفته است، اين مشاركت و مسؤوليت عمدتاً از خودداري‌هاي مكرر دولت آمریکا از رسيدگي به فراخوان‌هاي بين‌المللي مبني بر برقراري يك آتش بس عاجل، تشويق اسرائيل (و دولت بوش) به برافروختن آتش جنگ‌- كه در حال حاضر در سطحي گسترده به عنوان آزمون به دقت هماهنگ‌شده‌اي براي حمله‌ به ايران در آينده پذيرفته شده است نشأت مي‌گيرد. به طوري كه كاندوليزا رايس، وزير خارجه وقت آمریکا، در روز 18 ژوئيه 2006، در جريان ديداري تفريحي از اسرائيل عنوان ساخت كه مادامي كه شرايط اجرايي نشود، از آتش بس خبري نخواهد بود.

نگاهی گذرا به اسناد تاریخ جنایات صهیونیست‌ها و حامیان آمریکائی‌شان درمنطقه +تصاویر

يك روزنامه اسرائيلی در مطلبی جنجالی، نصف يك صفحه خود را به درج اين عنوان اختصاص داد كه «راحت باشيد»؛

اين عنوان، سياست آمریکا را به اختصار تبيين مي‌كرد كه اما در عين حال كيفرخواست ناخواسته‌اي براي جرايم معمول شده عليه بشريت نيز تنظيم نمود:

راحت باشيد و با فراغ بال با شليك موشك‌هاي آمریکايي TOW‌‌، HellFire، Walleye، Maverick و Standard عليه غيرنظاميان، به بمباران ترور بپردازند به همان‌گونه كه با بمب هدايت شونده MK-84 و موشك دقيق 2000 پوندي(Assy) Bsu-37B ، (96214-t00922-611)، 58 غيرنظامي وحشت‌زده در زيرزمين خانه‌اي سه طبقه در روستای قانا را هدف قرار داديد.

راحت باشيد هنگام به كارگيري موشك‌ها و توپ‌هاي 155 ميلي‌متري، چهار نوع مهمات خوشه‌اي آمریکايي و زرادخانه تسليحات ما عليه كاروان‌هايي از آوارگان در حال فرار توسط خودروهاي مملو از خانواده‌هاي وحشت‌زده، و هنگام تخريب خانه‌ها و ساختمان‌هاي مسكوني غيرنظاميان، بيمارستان‌هاو نواحي محروم بيروت، با فراغ بال عمل كنيد.

راحت باشيد زيرا اقدامات اسرائيل در زمينه انهدام يا آسيب‌رساني به پل‌ها، جاده‌ها، آثار هنري، مدارس، بناهای يادبود، زمين‌هاي ورزشي، اراضي كشاورزي، اسباب بازي‌هاي كودكان در اتاق‌هاي خواب‌شان، كتاب‌ها، عكس‌ها، آرزوها، پمپ‌هاي بنزين، فرودگاه‌ها، بنادر، سيلوهاي گندم، يك كارخانه لبنيات، خودروهاي حامل مواد دارويي، آمبولانس‌هاي مشخص شده با صليب‌هاي سرخ و پرچم‌هاي سفيد و حامل زخمي‌ها، به مثابه درد زايمان مربوط به تولد خاورميانه جديد است.

راحت باشيد با توجه به اين كه سلاح‌هاي آمریکايي ما در اختيارتان قرار دارد تا به كمك آن پناهگاه‌ها را در هم كوبيد و اجساد له‌شده كودكان خردسال را در آغوش والدين مدفون در زير آوارشان باقي گذاريد، خيالتان آسوده باشد.

نگاهی گذرا به اسناد تاریخ جنایات صهیونیست‌ها و حامیان آمریکائی‌شان درمنطقه +تصاویر

راحت باشيد رئيس جمهور، وزيرخانه و وزير دفاع آمریکا به اسرائيل گفتند كه در استفاده از سلاح‌هاي آمریکايي ما عليه نزديك به يك ميليون آواره لبناني در حال فرار، دچار گرسنگي، بيماري، فقدان آب آشاميدني و دارو، با حوصله عمل كنيد.

راحت باشيد زيرا اكثريتي از اعضاي كنگره ما به خاطر خود‌شيريني نزد لابي اسرائيل و به صف ايستادن براي تأمين هزينه مبارزات انتخاباتي آينده خويش از سر و كول هم بالا مي‌روند.

هر يك از احزاب سياسي استدلال مي‌كند كه پشتيباني آن از اقدام اسرائيل در دفاع از خود، قويتر و خالصانه‌تر از حزب ديگر عمل كرده است. دهها عضو ضعيف كنگره در برابر لابي اسرائيل در واشنگتن زانو زده و حمله وحشيانه اسرائيل را كه در عصر حاضر نظيري بر آن وجود نداشته است، همصدا تحسين مي‌كنند.

نمي‌توانيم چشمان خويش را از ديدن پيامدهاي به تأخير افتادن تحميلي مذاكرات مربوط به برقراري يك آتش بس عاجل و محدود ساختن به كارگيري سلاح‌هاي آمریکايي عليه غيرنظاميان در لبنان در تابستان 2006، فروبنديم. از 12 ژوئيه به بعد، مقاومت لبنان با برخورداري از پشتيباني در واقع يكپارچه جامعه بين‌المللي، به عنوان بخشي از يك فراخوان براي مبادله زندانيان، برقراري آتش بس را پيشنهاد داد.

در عين حال، تصميم اسرائيل به حذف مقاومت لبنان، انگيزه عنوان شده‌اش در نابودسازي اقتصاد و زير ساخت لبنان، به قيمت از دست رفتن جان 1300 غیر نظامی، تلفاتي كه تأثير آن به كشورمان براي هميشه باقي خواهد ماند، به شكست انجاميد. توانمندي اخلاقي، سياسي و حقوقي كنگره و دولت بوش مستقيم است. نمايندگان ما در برابر توده مردم آمریکا پاسخگو هستند چرا كه آمریکائيان خواستار آن هستند كه بخشوده شوند و بار ديگر احترام مسلمانان، اعراب و كل جامعه بين‌المللي را به دست آورند.

 

نگاهی گذرا به اسناد تاریخ جنایات صهیونیست‌ها و حامیان آمریکائی‌شان درمنطقه +تصاویر

ضاحیه(حومه شیعه نشین) بیروت تابستان سال 2000 میلادی

رأي دهندگان آمریکايي به طرز فزاينده‌اي ميان دولت خود و تجاوز اسرائيل ارتباط قايل مي‌شوند و سعي مي‌كنند تناقضات موجود در اين خصوص را مورد سؤال قرار دهند.

 

آنان علاقه‌اي ندارند كه با آن چه كه گيدئون لوي (Gideon Levy)، روزنامه نگار اسرائيلي، آن را جامعه‌اي دچار انحطاط اخلاقي مي‌خواند، سقوط كنند. گيدئون سامت ‌(Gideonn Samet)، ستون نويس‌ هاآرتص، در اين روزنامه نوشت كه اسرائيل كشوري است كه رفته رفته از خط خارج مي‌شود...كشوري است داراي فقر فزاينده و ميليونرهاي مستكبر، زيرساخت جهان سومي، مراكز شهري در حال فروپاشي، يك كنست (پارلمان) مفلوك و وعده‌هاي عمل نشده. بسياري از آمریکايي‌ها با تأمين مالي و تسليح آن چه كه مايکل وارشافسكي (Michel Warschawski)، نويسنده اسرائيلي، از آن به عنوان خشونت ديوانگان و جنون اسرائيلي يعني گنديدگي جامعه متمدني ياد مي‌كند كه اسرائيل را در يك مسير انتحاري قرار داده است، مخالفت مي‌ورزند.

او نيز مثل بسياري از آمریکائيان، پايان اقدام صهيونيستي را پيش بيني ‌كند. وارشافسكي مي‌نويسد اسرائيل كشور تبهكاران و گنگسترهاست. كشوري كه اخلاقيات مدني و مشروعيت را به تمسخر مي‌گيرد. او مي‌گويد كشوري كه برخلاف عدالت اداره شود، قدرت بقاي خود را از دست مي‌دهد. اين جامعه ديگر هيچ حد ومرزي، اعم از جغرافيايي و اخلاقي، نمي‌شناسد.

كساني كه گزارش زير را ارائه مي‌دهند، خالي از اميد نيستند. كشور ما در گذشته، در زمان بحران‌هاي اخلاقي عظيم، چشم انداز از دست رفتن ارزش‌هاي محوري خود را رد كرده است. به رغم رجز خواني و لفاظي گروه توطئه اسلام هراسانه كه سياست خارجي ما را ربوده و احترام و حسن نيت جامعه بين‌المللي را از بين برده است، ما معتقديم كه مي‌توانيم اشتباهات خويش را برطرف سازيم. ما در سال 1865 به برده‌داري پايان داديم، نزديك به صدسال بعد، تفكيك نژادي را غيرقانوني خوانديم، با مك كارتي ايسم مقابله كرديم، و از ويتنام خارج شديم. نتايج انتخابات اخير، طرد سياست آمریکا در عراق و افغانستان، ما را به اين باور واداشت كه چنين ارتباطي بار ديگر در شرف وقوع است.

دولت بوش در سياست خاورميانه‌اي‌اش به هموطنان خود مي‌گويد: «آمریکا! يا آن را دوست داشته باشيد يا آن را ترك كنيد! و درست يا غلط، كشور من!» آنان تصميم مي‌گيرند بقيه افتخارات «استيفن ديكاتور» (Stephem Decatur) را كه بيش از دويست سال پيش در اين جا، در خاورميانه، ايجاد شده بود، ناديده انگارند، اما هنگامي كه قرار است درست، درست نگاهداشته شود و هنگامي كه قرار است غلط، درست جلوه داده شود.اين نقل قول كامل است كه شعار يك ميهن پرست واقعي است و كار آيندة ما را مشخص مي‌كند و به ما نشان مي‌دهد.

اف پي لمب قانا، لبنان26 فوريه 2006

 

نگاهی گذرا به اسناد تاریخ جنایات صهیونیست‌ها و حامیان آمریکائی‌شان درمنطقه +تصاویر

جنوب بيروت، 15 اوت 2006 . 83 درصد تسليحات اسرائيل آمریکايي است.

 

مقدار كمكي كه ماليات‌دهندگان آمریکا موظف به پرداخت آن به اسرائيل هستند بيش از هر زمان ديگري در گذشته است. اسرائيل بيش از نيمي از كمك‌هاي دريافتي‌اش را همه ساله صرف تسليحات و مهمات جهت تقويت رژيم آپارتايد خود در فلسطين جنگ عليه لبنان مي‌نمايد.

آمریکایی‌ها چگونه در عراق جنگ روانی به پا می‌کنند؟

 

در زمان حمله نظامی آمریکا به عراق، عراق اعلام کرد که یک هواپیمای جنگنده دشمن را ساقط کرده و دو خلبان آمریکایی را نشان داد. در همین روزها شبکه الجزیره تصاویر فجیعی از کشته شدن ده ‌ها کودک و غیر نظامی عراقی در نتیجه حملات بمب‌‌های خوشه‌ای آمریکا منتشر کرد.
آمریکایی‌ها چگونه در عراق جنگ روانی به پا می‌کنند/ وقتی همه چیز بوی ناامیدی می‌گیرد
گروه بین‌الملل مشرق - شاهین‌های نو محافظه کار جمهوری خواه و الاغ‌های دموکرات در 4 دولت پیاپی از زمان حمله نظامی به عراق در سال 2003 تاکنون و مرحله اشغال سیاسی و مداخله نرم در آن راهکارها و ابزارهای متعددی را برای تحمیل اراده سیاسی خود به ملت و دولت عراق در پیش گرفته اند که یکی از مهم‌ترین این ابزارها در پیش گرفتن جنگ روانی بر ضد این کشور است.  مصادیق ملموس بسیاری از ابزارهای اعمال شده چه در دوران حمله نظامی آمریکا به عراق و سال ‌های اولیه پس از اشغال یا در زمان حاکمیت دولت مردمی در این کشور وجود دارد که نشان دهنده روند کلی برنامه های آمریکا برای کنترل سیاست‌های بغداد بر اساس مطالبات جاه‌طلبانه آمریکایی است. جنگ روانی به معنی استفاده از برنامه روشمند تبلیغاتی با ابزارهای متعدد برای تأثیرگذاری بر ذهنیت و نظرات و احساسات و رفتار دشمن به نحوی است که رسیدن به اهداف مورد نظر را تسهیل کند. این ابزار وسیله‌ای برای کمک به تحقق استراتژی ملی یک دولت به شمار می‌رود. جنگ روانی در زمان صلح و جنگ مورد استفاده قرار می‌گیرد و تمامی امکانات دولت و پتانسیل‌های سیاسی و اقتصادی و نظامی و تبلیغاتی آن برای این جنگ مورد استفاده قرار می‌گیرد.
با وجود هزینه 750 میلیارد دلاری حمله به عراق برای آمریكا و اشغال این كشور و همچنین تلفات گسترده انسانی متعاقب آن، به دلایلی مانند اهمیت راهبردی عراق برای آمریكا، دولت این كشور با ابزارها و سیاست‌های مختلف در پی حفظ و افزایش نفوذ خود در عراق طی یك دهه گذشته بوده است. آمریکا در سالهای اخیر بویژه بعد از شکست در عراق و افغانستان به دنبال حفظ قیمومیت خود بر منطقه است، این رویکرد در نتیجه ضعف توان نظامی این کشور در نتیجه ورود به جنگ‌های متوالی و نارضایتی افکار عمومی داخلی و بین المللی از جنگ‌طلبی‌های دولت آمریکا می‌طلبد که واشنگتن راهکار و استراتژی جایگزینی برای مداخله‌های نظامی خود داشته باشد. شاید بتوان گفت جنگ روانی یکی از پرکاربردترین ابزارهایی است که این کشور از آن بهره می‌گیرد، چرا که تأثیرگذاری بیشتر و هزینه کمتری برای کاخ سفید دارد. آنچه در این مقاله مورد بررسی قرار می‌گیرد ابعاد و مراحل جنگ روانی آمریکا بر ضد عراق است که اهداف و مراحل این جنگ و ساختارهای مختلف آن را مورد بررسی قرار داده و مهم‌ترین روش‌های استفاده شده از آن بر ضد عراق را تشریح می‌دهد.
آمریکایی‌ها چگونه در عراق جنگ روانی به پا می‌کنند/ وقتی همه چیز بوی ناامیدی می‌گیرد
اهداف جنگ روانی آمریکا بر ضد عراق: -    سهیم بودن در تحقق استراتژی عمومی آمریکا با هدف فروپاشی قدرت سیاسی و تاریخی و نظامی عراق به عنوان یکی از دولت های تاثیرگذار منطقه ای. -    از بین بردن موقعیت منطقه‌ای و بین‌المللی عراق. -    پشتیبانی طرح‌های آمریکا مبنی بر استمرار حضور نظامی و آماده‌سازی روانی این کشور برای این گزینه. -    تقویت جای پای آمریکا در منطقه برای ادامه سیاست‌های خصمانه واشنگتن بر ضد محور مقاومت.
مراحل جنگ روانی آمریکا بر ضد عراق: جنگ روانی آمریکا بر ضد عراق در سال 2003 میلادی در نتیجه طرح استراتژیک بلندمدتی پایه‌ریزی شد که آمریکا از طریق آن به دنبال تحقق هدف اصلی خود یعنی تخریب عراق بود. جنگ روانی و نظامی آمریکا بر ضد عراق را می‌توان در سه مرحله بررسی کرد:‌ -    مرحله اول: آغاز مداخله نظامی آمریکا در عراق در مارس 2003 تا زمان تشکیل دولت مردمی عراق در سال فوریه 2006    -    مرحله دوم: از سال 2006 تا پایان حضور نظامی آمریکا در عراق بر اساس توافقنامه امنیتی (دسامبر 2011) -   مرحله سوم: حاکمیت دولت مستقل عراق بعد از خروج اشغالگران و تلاش آمریکا برای حضور مجدد در عراق با اهرم گروه‌های تروریستی.
 
ساختارهای جنگ روانی آمریکا بر ضد عراق: جنگ روانی آمریکا بر ضد عراق مبتنی بر چندین ساختار است که می‌توان آنها را در پنج مورد اصلی خلاصه کرد:‌ اول: ساختار استراتژیک: شامل قدرت برنامه‌ریزی و وفور اطلاعات. در این زمینه آمریکا مقادیر گسترده‌ای از اطلاعات محرمانه و دقیق در طول سالیان دراز حضور نظامی در عراق در اختیار دارد. دوم: ساختار تبلیغاتی: این روش شامل در اختیار داشتن بزرگ‌ترین مؤسسات تبلیغاتی و رسانه‌های جمعی در دنیا در انواع و اشکال مختلف جهت بهره برداریدر مواقع لزوم است. سوم: ساختار سیاسی: در این روش کشور مذکور تعداد زیادی از متحدان و سازمان‌های بین المللی هوادار خود و حتی برخی جریان های سیاسی مزدور را در داخل کشور هدف در اختیار دارد. آمریکا علاوه بر داشتن این ویژگی در شورای امنیت حق وتو داشته و عضو دایم این شورا بوده و بر سازمان ملل نیز تسلط دارد. چهارم: ساختارهای اقتصادی: آمریکا از قدرت اقتصادی برتر خود به عنوان اهرمی برای اعمال سیاست های مداخله جویانه و سلطه طلبانه خود بر ضد کشورهای منطقه استفاده می‌کند. پنجم: ساختارهای نظامی: آمریکا با در اختیار داشتن بزرگترین ارتش نظامی دنیا و تعداد زیادی از موسسات امنیتی خصوصی سعی در حفظ موازنه های بین المللی کنونی در ابعاد نظامی داشته و تلاش می کند مخالفان خود در محور بازدرانده منطقه ای و بین‌المللی را از سر راه بردارد.  
آمریکایی‌ها چگونه در عراق جنگ روانی به پا می‌کنند/ وقتی همه چیز بوی ناامیدی می‌گیرد
روش‌های جنگ روانی آمریکا بر ضد عراق اول: انتشار شایعات آغاز مداخله نظامی آمریکا در عراق با انتشار گسترده یک شایعه همراه بود. آمریکا قبل از حمله به عراق در زمان رژیم صدام حسین این شایعه را منتشر کرد که عراق سلاح‌های کشتار جمعی و بمب اتمی در اختیار دارد و تهدید اصلی برای امنیت خلیج فارس به شمار می‌رود. انتشار اخبار مبنی بر مخفی شدن معاون صدام حسین و کشته شدن صدام در آغاز درگیری‌های نظامی از دیگر شایعاتی بود که آمریکایی‌ها بلافاصله بعد از ورود به عراق از آن بهره بردند. انتشار شایعه کودتا در عراق اندکی پیش از امضای توافقنامه امنیتی و انتشار شایعاتی مبنی بر قراردادهای نظامی ایران و عراق پس از خروج اشغالگران از این کشور از دیگر رویکردهای واشنگتن در این راستا برای فشار بر دولت عراق است. دوم: مقابله با پاتک جنگ روانی در زمان حمله نظامی آمریکا به عراق، عراق اعلام کرد که یک هواپیمای جنگنده دشمن را ساقط کرده است. پنتاگون این خبر را تکذیب کرد، اما رژیم بعث صدام تصاویر دو خلبان به صورت گرفته آمریکایی را نشان داد. در همین روزها شبکه الجزیره تصاویر فجیعی از کشته شدن ده ‌ها کودک و غیر نظامی عراقی در نتیجه حملات بمب‌‌های خوشه‌ای آمریکا منتشر کرد، اما آمریکا مدعی شد که برای جلوگیری از وقوع خسارت‌های انسانی از شهرها دوری می‌کند. سوم: سیاست هویج و چماق بارزترین چهره چماق آمریکایی بر ضد دولت و ملت عراق بعد از مخالفت با دیکته های این کشور در قبال پرونده‌های منطقه‌ای بویژه بحران سوریه را می‌توان در توسعه قارچ گونه گروه‌های تروریستی نظیر داعش در عراق و تسلط ناگهانی و مشکوک آن‌ها بر سه استان این کشور دانست.
همین سیاست در سالهای اخیر در تعامل با پروژه آمریکایی تجزیه عراق و مناسبات واشنگتن با اقلیم کردستان نیز دنبال شده است، آمریکا گرچه از دولت مرکزی عراق به عنوان یک دولت دموکراتیک و مردمی حمایت می‌کند، اما در عین حال با برخی اقدامات نظیر ارسال مستقیم سلاح به اقلیم کردستان یا بستن قراردادهای مختلف با آن‌ها بدون هماهنگی با دولت، ‌تمامیت ارضی آمریکا در این منطقه را نقض می‌کند. سیاست اعلام شده جدید آمریکا مبنی بر تجزیه عراق به سه دولت کرد و شیعه و سنی که حتی نقشه‌های آن نیز در رسانه‌های آمریکایی به چاپ رسید، از دیگر اهرم‌های فشار آمریکا بر دولت عراق به شمار می‌رود. 
آمریکایی‌ها چگونه در عراق جنگ روانی به پا می‌کنند/ وقتی همه چیز بوی ناامیدی می‌گیرد
چهارم: ایجاد ناامیدی در نزد مردم عراق ائتلاف پر سر و صدای آمریکایی برای مبارزه بر ضد داعش در  حالی در ماههای گذشته دستاورد قابل توجهی به نسبت توان نظامی عریض و طویل خود به دست نیاورده که ارتش عراق و نیروهای مردمی با بضاعت اندک تسلیحاتی خود موفق به انجام عملیات‌های پیروزمندانه زیادی بر ضد گروه‌های تروریستی شده‌اند. اما با وجود همه پیروزی‌های مهم ارتش و نیروهای مردمی عراق در مقابله با داعش، آمریکا سعی در کم اهمیت جلوه دادن این پیروزی‌ها و ناامید کردن مردم نسبت به بهبود احتمالی اوضاع در آینده قریب الوقوع نموده است. انتشار برخی اخبار و بزرگنمایی در مورد قدرت بالای اقتصادی و نظامی داعش نیز یکی از ابعاد این راهبرد است.
آمریکایی‌ها همچنین با ارائه آمار غیر واقعی سعی دارند دستاوردهای ارتش عراق در بازپس گیری اراضی اشغال شده به دست داعش را کم‌اهمیت جلوه داده و آن‌ها را به نفع خود مصادره کنند. پنجم: مهار ارتش و دور زدن آن با تشکیل گروه‌های مسلح فرقه‌ای آمریکا در ماههای اخیر تلاش عمده‌ای را برای تشکیل گروه‌های نظامی فرقه‌ای در عراق و تشکیل ارتش سنی با محوریت عشایر عراق به بهانه مبارزه با داعش آغاز کرده است. این سیاست که در راستای اقدامات تجزیه طلبانه در عراق است، برنامه‌ریزی ها برای تشکیل یک گروه 100 هزار نفری از عشایر استان‌های نینوا و صلاح الدین و الانبار را در دستور کار قرار داده است. پیش از این نیز آمریکا با ایجاد گروه‌های شبه نظامی موسوم به الصحوة به دنبال ایفای این نقش بود که در آن شکست خورد.
آمریکایی‌ها چگونه در عراق جنگ روانی به پا می‌کنند/ وقتی همه چیز بوی ناامیدی می‌گیرد
ششم: تحریک جبهه داخلی و بین‌المللی بر ضد دولت عراق از آنجا كه دولت تحت رهبری شیعیان عراق برخلاف برخی گروه‌های سنی و كرد همسویی كاملی با اولویت¬‌های امریكا در منطقه نداشته است، یكی از سناریوها و شرایط مطلوب برای آمریكا، تضعیف دولت مركزی و تقویت دیگر گروه¬‌های سیاسی همسو با خود در عراق بوده است. لذا تغییر آرایش قدرت در عراق، یعنی كاستن از قدرت شیعیان و تقویت جایگاه دیگر گروه‌های سیاسی به عنوان یكی از سناریوهای مطلوب آمریكا در عراق دنبال شده است.
در همین راستا رسانه‌های وابسته به غرب در سالهای اخیر خط خبری گسترده‌ای را در یک طرفه نشان دادن دولت عراق و تحریک گروه‌های داخلی و منطقه‌ای با بهانه های فرقه ای بر ضد این دولت در دستور کار قرار داده اند. بمباران تبلیغاتی در مورد آنچه حضور گسترده ایران در تصمیم‌سازی های بغداد خوانده می‌شود، از جمله خط خبری ثابت این رسانه‌ها در طول سالهای گذشته بوده است، این سیاست گرچه در سالهای اخیر دولت عراق را به زحمت انداخته و با بروز ناآرامی های اجتماعی در برخی استان‌ها زمینه ساز سرایت پدیده داعش به آن‌ها شد، اما نتوانسته به صورت کامل وجهه مردمی دولت را با مشکل مواجه کند. هفتم: ایجاد فضای غبارآلود تبلیغاتی: تجربه حضور آمریکایی‌ها در کشورهای مختلف نشان داده که آن‌ها بعد از مداخله در کشورهای دیگر به بهانه آزادی بیان تعداد قابل توجهی از رسانه‌های وابسته به خود را طراحی می‌کند تا با انتشار اخبار و شایعات مورد نظر آن‌ها ، تفوق این کشور در  عرصه جنگ روانی و تبلیغاتی و انحراف افکار عمومی مردم را تضمین کند.
علاوه بر این رسانه ها، بنگاه های بزرگ خبرسازی آمریکا و کشورهای غربی نظیر خبرگزاری ها و روزنامه‌های چند ملیتی نیز با قدرت در این عرصه وارد عمل می‌شوند. به این ترتیب ملت‌های منطقه واقعیت ها را نمی‌شوند، بلکه تنها مطالبی را می‌شنوند که موسسان این بنگاه‌های خبر پراکنی صلاح دیده اند که آن‌ها بشنوند.
آمریکایی‌ها چگونه در عراق جنگ روانی به پا می‌کنند/ وقتی همه چیز بوی ناامیدی می‌گیرد
در همین راستا رسانه‌های مذکور داخلی و بین المللی هجمه گسترده‌ تبلیغاتی و فنی را بر ضد رسانه‌های مستقل منطقه در پیش گرفته و هر زمان که از مقابله با واقعیت ناتوان ماندند، با برتری تکنولوژیک خود در فضای ارتباطات و ماهواره‌ها اقدام به سرکوب سخت‌ افزاری آن‌ها می‌کنند. سیاست غربی بر ضد شبکه‌های ماهواره‌ای نظیر المنار و العالم و قطع پخش برنامه های آن ها از ماهواره های مختلف را می‌توان در این زمینه مثال زد.
حتی موسساتی مانند هالیوود نیز در این راستا در خدمت اهداف سیاست استعمار نرم آمریکایی بر ضد ملت های منطقه در می‌آیند تا افکار عمومی مردم را بر اساس برنامه‌های خود شکل دهند.
با وجود بهره‌برداری آمریکا از تمامی ابزارهای سخت‌افزاری و نرم افزاری تسلط بر عراق و توطئه های گوناگون برای تضعیف موقعیت این کشور، ساختار معادلات میدانی و بویژه حضور و تقویت همبستگی محور مقاومت در عرصه داخلی این کشور، برنامه‌های استعمار را با مشکل مواجه کرده است. داعش که به وسیله آمریکا برای مهار ملت‌های منطقه طراحی شده بود، خود از کنترل آمریکا و کشورهای اروپایی خارج شده و نگرانی ها عمده امنیتی برای غربی ها ایجاد کرده است.
پروژه تجزیه عراق نیز با وجود تمامی دلایل و قراین مبنی بر جدیت آن نیازمند فضایی است که به عقیده کارشناسان مسایل منطقه‌ای، معادلات کنونی در راستای تامین آن پیش نمی‌روند. در نتیجه به نظر می‌رسد تمرکز نسبت به آن بیش از اینکه یک واقعیت قطعی باشد، بزرگنمایی رسانه‌‌ای است. موانع و مشکلاتی که در برابر این طرح قرار دارد، به گونه‌ ای است که عبور از آن ساده نیست. به این ترتیب می توان گفت سیاست های آمریکا در منطقه در آستانه اعلام ورشکستگی بزرگ قرار دارد که بخش عمده‌ای از سنگینی بار آن را در کوتاه مدت رژیم‌های منطقه‌ای تحمل خواهند کرد که سرنوشت خود را به زلف برنامه های آمریکایی در منطقه گره زده‌اند.

عملیات سایبری بسیار مهم انصارالله

 

افتضاح «سعودی‌لیکس» با سرخط افشای قطره‌چکانی اسرار سیاست خارجی کثیف حکومت وهابی‌ها در جهان حقیقتاً مشابه نشان سایت «ویکی‌لیکس» به ساعتی شنی تبدیل شده که می‌تواند در میان‌مدت به سقوط آل‌سعود بینجامد.
به گزارش مشرق، افتضاح «سعودی لیکس» با سرخط افشای قطره‌چکانی اسرار سیاست خارجی کثیف  حکومت وهابی‌ها در جهان، حقیقتا مشابه نشان سایت «ویکی‌لیکس»، به ساعتی شنی تبدیل شده که می‌تواند در میان‌مدت به سقوط آل‌سعود بینجامد.

اما اهمیت این اسناد و عملیات موفقیت‌آمیز سربازان عدالت یمنی چیست؟ از  میان 500 هزار سند به‌دست آمده توسط «ارتش سایبری یمن» تاکنون تنها 50 هزار سند به صورت عمومی در ویکی‌لیکس منتشر شده و به مثابه زلزله‌ای پرقدرت  پایه‌های حکومت آل‌سعود را به لرزه انداخته است. رازهای افشا شده آل‌سعود  را تا اینجای کار می‌توان به 3 بخش مجزا تقسیم کرد: اسناد «فساد داخلی  آل‌سعود»، رازهای سیاست خارجی وهابیون و ارتباطات عمال سیاسی آنها در منطقه با آمریکا و اسرائیل و بخش سوم نیز شامل تعریف محرمانه کیفیت حقیقی رفتار  سعودی‌ها، مقابل ایران است.

تجمل درباری، فساد پادشاهی در اسناد وزارت خارجه عربستان نشانه‌های بارزی از فساد شاهزادگان سعودی به چشم می‌خورد که قطعا برای مردم این کشور که قریب به 20 درصد آنها در یکی  از ثروتمندترین کشورهای جهان با «فقر» دست و پنجه نرم می‌کنند، جالب توجه  خواهد بود. فراموش نکنیم پادشاه سابق عربستان به منظور جلوگیری از دست دادن فقرای این کشور با موج اول «بیداری اسلامی»، با درک موقعیت متزلزل خود  ناچار شد اصلاحات 10 بندی را با آداب رسانه‌ای اعلام و به هر خانواده بیش  از 10 هزار ریال سعودی حق بی‌عملی اعطا کند.

تنها یکی از اسناد منتشر‌شده در آسوشیتدپرس نشان از آن دارد که شاهزاده  «مها الابراهیم»، همسر یکی از اعضای خاندان سلطنتی سعودی، از پرداخت  صورتحساب یک و نیم میلیون فرانک سوییس برای اجاره اتومبیل مجلل لیموزینش در سفر به سوییس سر باز زده و از دیپلمات‌های سعودی  در سوییس خواست به این  امر «رسیدگی» کنند! یکی از مسؤولان شرکت خدماتی اتومبیل لیموزین در سوییس  به آسوشیتدپرس گفته ‌است این مبلغ حدود یک میلیون و 700 هزار دلار آمریکا  است، که درباره سعودی‌ها امری رایج محسوب می‌شود!

جاسوسان عالی‌رتبه، مهره‌های سوخته! الف - خیانت در ایران: هر چند ماجرای سری پرداخت حق تحصیل و تامین مسکن  فرزند عطا مهاجرانی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی کابینه اصلاحات در ایران  بسیار سر و صدا کرد اما حقیقت این است که اسناد سابق افشا شده درباره اقامت موقت مهاجرانی در اسرائیل و یادگیری جهشی «زبان عبری» توسط وی و حضور در  جلسه دریوزگی اپوزیسیون منطقه نزد ملک عبدالله سعودی، ریزه‌خواری عامل  موساد و استخبارات سعودی بر سر سفره سعودی‌ها را قابل پیش‌بینی می‌کرد.

این در حالی است که یکی از سران فتنه، پیش از این با استناد به «غیرفعال»  بودن مهاجرانی در لندن، وی را آماده بازگشت به ایران به‌عنوان مهره‌ای خدوم که به علت برخی سوءتفاهمات خانوادگی ناچار به ترک ایران شده، خوانده بود!

ب- بی‌ثباتی و شبکه‌سازی در لبنان، مصر و یمن: افشای نام جاسوسان و  موسساتی که در لبنان، مصر و یمن از رژیم سعودی مبالغی برای پیشبرد اهداف  خاندان سلطنتی دریافت می‌کرده‌اند، حقیقتا ضربه بسیار بزرگی است که  می‌تواند هر دستگاه اطلاعاتی را با لیستی از «مهره‌های سوخته» دچار بحرانی  جهانی کند. روزنامه الاخبار در همین باره نوشت: «موسسه‌ها و اشخاصی که  اخیرا بر اساس اسناد ویکی‌لیکس مشخص شد از عربستان کمک‌های مالی دریافت  کرده‌اند، هم‌اکنون از خود رژیم سعودی می‌خواهند به آنها غرامت دهد، زیرا  وزارت خارجه سعودی به تعهدات خود مبنی بر محرمانه ماندن اطلاعات مربوط به  آنها عمل نکرده است!»

ابراهیم امین ضمن «گدا» خواندن این افراد افزود: «نکته خنده‌دار اینکه یکی از موسسه‌هایی که براساس اسناد ویکی‌لیکس از رژیم سعودی کمک مالی دریافت  کرده، مدعی شده  مبلغی که دریافت کرده بسیار کمتر از آن چیزی است که در  اسناد ویکی‌لیکس به آن اشاره شده است و به همین دلیل از ریاض می‌خواهد  باقیمانده کمک یاد‌شده را پرداخت کند!»

شبکه تلویزیونی نبأ نیز با استناد به اسناد ویکی‌لیکس ماهیت گروه 14 مارس  لبنان به ریاست «سعد حریری» را که شعار حاکمیت ملی و استقلال لبنان سر  می‌دهد، افشا کرد. به این ترتیب به مردم لبنان ثابت شد 14 مارس، بزرگ‌ترین  دشمن حزب‌الله و وحدت لبنانی‌ها،  به دستور دربار آل‌سعود عمل می‌کند و تحت سلطه دلارهای نفتی آنها قرار دارد.

در سند دیگری آمده است: میشل معوض، رئیس جنبش استقلال و یکی از اعضای تیم  14 مارس از رژیم سعودی درخواست کمک مالی به منظور پیروز شدن در انتخابات  پارلمانی سال 2013 کرده است تا بدین ترتیب مناطق مسیحی از دست داده در  انتخابات قبلی را باز پس گیرد.

سند ارسال شده از سفارت عربستان در بیروت به وزارت خارجه آل‌سعود در سال  2012 نشان می‌دهد سمیر جعجع، رئیس حزب نیروهای لبنانی، از عربستان درخواست  کمک مالی کرده است، زیرا حزب وی در شرایط سختی بسر می‌برد و نمی‌تواند حقوق کارکنان و هزینه نیروهای محافظ سمیر جعجع را بپردازد!

فراموش نکنید این افراد و احزاب بزرگ‌ترین دشمنان حزب‌الله در لبنان و  طراحان پروژه خلع سلاح نیروهای مردمی مدافع استقلال این کشور در برابر  تجاوزات دوره‌ای اسرائیل  هستند.

ج- دشمن در سوریه، ترکیه و قطر: همچنین اسناد نشان از آن دارد که از همان  آغاز بحران سوریه، عربستان، ترکیه، قطر و جریان 14 مارس از تروریست‌ها و  مخالفان سوریه تمام‌قد حمایت کرده‌اند. ولید جنبلاط از نمایندگان مجلس  لبنان و عضو گروه 14 مارس نیز از قطر برای ایجاد بی‌ثباتی در سوریه و لبنان مقادیر زیادی پول دریافت کرده است.

د- خباثت مادرخرج داعش در عراق: علاوه بر لبنان و قطر و ترکیه، عمال  آمریکایی- سعودی در عراق نیز از افشاگری‌های جنگ‌آوران یمنی بی‌نصیب  نمانده‌اند. سندی تکان‌دهنده نشان از آن دارد که دولت ریاض 13 روز پس از  سقوط «موصل» به دست «داعش» نیم میلیارد دلار به حساب رئیس وقت پارلمان عراق واریز کرده است!

در این سند که نامه‌ای است از طرف سازمان اطلاعات عربستان خطاب به اسامه  النجیفی، آمده است: «برادر ارجمند و محترم جناب آقای «اسامه النجیفی»، به  اطلاع می‌رساند ما مبلغ 575 میلیون دلار براساس قراردادی که با بانک  «نیکستایل» ترکیه داشتیم، به شماره حساب «B23Q21746AI» و چک شماره     KS8954021 در تاریخ 22/6/2014 واریز کردیم. امیدواریم که پیش از اعلام  آمادگی شما برای اجرای آنچه میان ما توافق شده، از آن برداشت نکنید. تا پس  از این براساس درصدهایی که برای هر یک از شخصیت‌های معین در توافق ما مشخص  شده، تقسیم شود».

نامه به امضای رئیس دستگاه اطلاعات عمومی عربستان، خالد بن بندر بن  عبدالعزیز آل‌سعود رسیده است. حال رمزگشایی از علل سقوط ناگهانی موصل و  تبدیل این شهر استراتژیک به پایتخت حکومت داعش در منطقه و مخالفت با تشکیل  «حشد شعبی» برای جنگ با وحوش سعودی، توسط همین سیاسیون و جاسوسان عراقی با  فریاد کمک‌خواهی از «آمریکا» کار ساده‌ای است.

شاید موارد افشا شده به نظر خوانندگان نکته‌سنج و هوشمند ایرانی قابل  پیش‌بینی و حتی بدیهی به نظر برسد اما نباید فراموش کنیم داده‌های کم‌نظیر و بینش سیاسی بالای ایرانی‌ها حاصل جریان آزاد اطلاعاتی است که پس از انقلاب شکوهمند اسلامی در ایران فراهم شد و چنین بصیرتی در میان اغلب ملت‌های  منطقه تاکنون وجود نداشته است. باید خود را جای یک مسلمان سنی مذهب معتقد  بگذاریم تا درک کنیم افشای سند وابستگی الازهر، به‌عنوان مرکز اصلی ادبیات  عرب و علوم اسلامی سنی، در جهان به دربار فاسد و شهوت‌ران آل‌سعود تا چه  اندازه هولناک و تاثیرگذار است! درک همین موقعیت‌سازی بی‌نظیر می‌تواند  کلید پیش‌بینی‌های بزرگ درباره حوادث آینده منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا باشد و بر جغرافیای سیاسی جهان تاثیراتی قابل تامل بر جای بگذارد.

همه نقشه‌های براندازی نرم براساس اسناد افشا شده، برخلاف برخی گمانه‌های مضحک مطرح شده از سوی یکی  از سران فتنه؛ رابطه عربستان با ایران هیچگاه برادرانه و از سر احترام  متقابل نبوده که به قول وی به واسطه بروز «برخی افراط‌گرایی‌ها» دستخوش  تغییر شده باشد.

از یمن تا مصر، از لبنان تا سودان، از امارات تا افغانستان؛ سعودی‌ها تلاش کرده‌اند با پیش‌خرید سیاسیون، از نفوذ معنوی «انقلاب اسلامی» و اندیشه  مترقی «اسلام ناب محمدی» جلوگیری کرده و سیطره «اسلام آمریکایی» را با هدف  حفظ منافع فرامنطقه‌ای آمریکا و اسرائیل گسترش دهند.

بر همین اساس در یک سند منتشر شده برای جلوگیری از موفقیت سفر سردار  سلیمانی به لبنان، نامه‌نگاری محرمانه و بسیج عمال وابسته را در دستور کار  قرار داده‌اند و در سندی دیگر تلاش برای براندازی جمهوری اسلامی ایران از  طریق تمرکز بر شبکه‌های اجتماعی همچون فیس‌بوک و توئیتر و راه‌اندازی شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان را کلاسه کرده‌اند.

مروری کوتاه بر رفتارهای ساماندهی شده در فضای شبکه‌های اجتماعی حکایت از  آن دارد که سیاست تمرکز بر ایرانیان در شبکه‌های اجتماعی با هدف مدیریت  مطالبات مردمی حقیقتا به صورت جدی در حال اجراست.

از خیابان‌های مهاباد تا استادیوم آزادی: پیش از این تحلیل هشتگ‌های توئیت شده با موضوع حادثه خودکشی دختر مهابادی و ارتباط دادن موضوع با مسائل  قومیتی و امنیتی، از نقش جالب توجه سعودی‌ها در مدیریت بیش از 90 درصد  اخبار اولیه توسط عرب‌زبان‌های وابسته به آل‌سعود پرده برداشت.

جالب‌تر آنکه تحلیل توئیت‌ها و پیام‌های فیس‌بوکی منتشر شده با موضوع «به  استادیوم بروید» با هدف ایجاد جنبشی اجتماعی برای حضور زنان در استادیوم  به‌عنوان رفتاری «ضد حاکمیتی» با تحریک نیمی از جامعه ایرانی نشان از  داغ  کردن موضوع توسط اکانت‌های سعودی و نقش‌آفرینی بیش از 85 درصدی اعراب  وابسته در ایجاد پیام‌های اولیه دارد! یعنی کشوری که در آن، زنان حتی حق  رای دادن و رانندگی با اتومبیل ندارند، در مسیر ایجاد و سرعت‌بخشی به  مطالبات اجتماعی زنان در ایران پرچمدار شده است! اکنون وقت آن است برخی  مدیران داخلی ایرانی از جمله مولاوردی، معاون امور زنان و خانواده ریاست  جمهوری مروری بر رفتار خود در تحریک فیس‌بوکی جامعه زنان برای «حضور در  استادیوم» داشته باشند. آیا واقعا این موضوعی بود که به‌عنوان «دغدغه شماره یک» زنان ایرانی به مطالبه‌ای جدی تبدیل شده و موج‌سازی له یا علیه آن به  ابزاری برای «شبکه‌سازی اجتماعی» و مدیریت رفتار شهروندان ایرانی در دست  سعودی‌های مترصد فرصت تبدیل شود؟! آیا دولت نمی‌توانست به جای تحریک  حداکثری افکار عمومی مسیری معقول و قانونی برای اجرایی شدن یا بایگانی این  پرونده  بیابد؟

یمن در خدمت امت اسلامی شاید بتوان گفت مهم‌ترین درس «سعودی لیکس» در درد ناشی از باور این موضوع  مستتر است که «دشمن بیکار نیست» و بیکار نخواهد نشست! تزهای «دایی جان  ناپلئونی» بر آمده از سفارت انگلیس تا ابد مسلمانان را دعوت به «خواب  خرگوشی» با انگ‌زنی ابتلا به بیماری «توهم توطئه» به روشنگران، خواهد کرد  تا معرکه مبارزه با توطئه‌های ضد اسلامی خالی از مرد جنگی بماند.  افشای  اسناد وزارت خارجه و دفاع و کشور سعودی‌ها، فرصت بسیار خوبی برای به  روزرسانی طرح‌ها و ایده‌های داخلی، منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است، چرا که  تاریخ ثابت کرده آل‌سعود حاکمیتی بی‌شخصیت است که تنها در ظرف خواسته‌ها و  طرح‌های آمریکایی- اسرائیلی قابل تحلیل است.

فرصت‌سازی اخیر را مدیون خون بصیرت‌آفرین شهدای یمنی و مجاهدت انصارالله هستیم که زیر تهدید  بمباران‌های آل‌سعود، با تمسک به ابزار جنگ‌های آینده، برتری سایبری خود را به سلاحی تاریخی برای احداث پلی استراتژیک با هدف پیشرفت طرح خاورمیانه  بدون اسرائیل و بازوان اجرایی‌اش، تبدیل کرد.

امام خمینی(ره) در پیام تاریخی درباره کشتار حجاج فرمودند: «...اگر هزاران مبلغ و روحانى را به اقطار عالم مى‌فرستادیم تا مرز واقعى بین اسلام  راستین و اسلام آمریکایى و فرق بین حکومت عدل و حکومت سرسپردگان مدعى حمایت از اسلام را مشخص کنیم، به صورتى چنین زیبا نمى‌توانستیم و اگر مى‌خواستیم پرده از چهره کریه دست‌نشاندگان آمریکا برداریم و ثابت کنیم که فرقى بین  محمدرضاخان و صدام آمریکایى و سران حکومت مرتجع عربستان در اسلام‌زدایى و  مخالفت‌شان با قرآن نیست و همه نوکر آمریکا هستند و مامور خراب کردن مسجد و محراب و مسؤول خاموش کردن شعله فریاد حق‌طلبانه ملت‌ها، باز به این زیبایى میسر نمى‌گردید...».

 
منبع: تسنیم

طلبه‌ای که با کافه‌داری، تبلیغ می کند  

 

این طلبه جوان می گوید: در کافه رسم داریم که به مهمانان خارجیمان یک هدیه میدهیم –چون نزدیک میدان امام هستیم و توریست زیاد می آید- در این هدیه نامه رهبر عزیز انقلاب به جوانان اروپا هم هست بالاخره ما هم وظیفه داریم این نامه را به مخاطبینش برسانیم. یک روز جوان دانمارکی آمد و تا نامه را دید، گفت که این نامه را قبلا خوانده و سوالات زیادی برایش ایجاد شده، از او خواستم تا بپرسد، حدود ۳ساعت طول کشید و همه سوالاتش را پرسید.
به گزارش مشرق،‌ برخی از طلاب جوان علاقه بسیاری به فعالیت  اجتماعي با گرایش های نوگرایانه دارند که بعضاً ورود طلاب جوان به عرصه های شغلی غیر مرتبط با انتقاداتي روبرو بوده است. سید هادي حسيني از طلاب  اصفهاني است كه در کنار درس و بحث طلبگی حوزه های علمیه، کافی شاپ کوچکی را در نزديكي ميدان امام اصفهان راه اندازی کرده است. گفتگوي كوتاهي را با  این طلبه جوان در مورد نسبت طلبگي با كافه داري و شغلي كه براي خود برگزيده است داشته ایم که متن آن در ادامه می آید.
برای شروع کمی از زندگی و تحصیلاتتان بگویید.
سیدمحمدهادی هستم و در یکی از روزهای خدا در یک خانواده دوست داشتنی به دنیا آمدم. در  زمان جنگ، کردستان بودیم و بعد از آن به بیشتر استان های ایران ، همراه  خانواده سفر داشتیم و در برخی از آنها زندگی کرده ایم؛ به قول معروف "دنیا  دیده بهتر از دنیا ندیده است".
در دانشگاه رشته اقتصاد خواندم و بعد از آن به حوزه علمیه رفتم، بخشی از دوران طلبگیم را در قم بودم و بخشی را  در اصفهان، اما چون همسرم اهل اصفهان بود، آخر به اصفهان برگشتم و فعلا در  این شهر تحصیل، کار و زندگی میکنم.
طلبه‌ای که با کافه‌داری، تبلیغ می کند + عکس
خب! طلبگی کجا و کافی شاپ کجا؟ چه شد که کافه دار شدید؟
تقریبا در تمام دوران درس خواندنم چه آنوقت که دانشجو بودم و چه حالا که طلبه  هستم، کار کرده ام! از بازاریابی و مسافرکشی تا پرواز تفریحی و خبرنگاری.  به نظرم جوهره انسانی کار است. اهل بیت هم با آنکه به در آمد خود چندان  نیاز نداشتند، کار می کردند و ماحصل آن را می بخشیدند به فقرا.
بعد  از اینکه مجدد به اصفهان آمدم، همسرم کمی سرمایه داشت که میخواستیم کاری  راه بیندازیم. چند گزینه مطرح شد، یکی تریا ، یکی فست فود، یکی شرکت تجاری و یکی هم کافه! خیلی فکر کردیم و با اهل فن مشورت داشتیم، نتیجه اش راه  اندازی کافه شد. البته در این تصمیم گیری یکی از دوستان خوبم –که اوهم طلبه است- به نام میلاد بسیار موثر بود. میلاد علاقه مند به راه اندازی کافه  بود اما سرمایه لازم را نداشت و خلاصه این شد که ما هم به کمک دوستم میلاد، کافه دار شدیم...
بین این همه شغلی که نام آوردید، کافه چه ویژگی داشت که انتخاب کردید؟
به نظرم طلبه باید در بین مردم باشند با آنها کار کند و با آنها زندگی کند.  هرچه ارتباطش با لایه های مردم بیشتر باشد، اثرگذاری اش هم بیشتر است. با  این طرز فکر طبیعی است که شغلی برایم بهتر است که ارتباط بهتر و بیشتری با  مردم به ویژه جوان ها داشته باشد و این فرصت به خوبی در کافه ایجاد میشود.  اینجا جوان ها با فکرها و تیپ های مختلف می آیند و ساعتی از روز خود را در  آن سپری میکنند، این بهترین فرصت برای یک طلبه است.
طلبه‌ای که با کافه‌داری، تبلیغ می کند + عکس
یعنی با آنها صحبت میکنید؟
کارمان چندین بخش دارد! یکی آن است که بهترین قهوه را برای مشتری دم کنم و بهترین پذیرایی را از او داشته باشم، خب! او به اینجا آمده و هزینه میکند که  بهترین خدمات را دریافت کند.
بخش دوم در تبلیغ غیر زبانی است!  مطمئنم که بهترین راه تبلیغ، راه عملی است. وقتی مشتری میبیند که –کافه  دار- با یک چهره مذهبی پیش می آید و با خوش اخلاقی از او پذیرایی میکند و  هوای او را دارد، این خودش کشش و جذب ایجاد میکند.
بخش سوم که بیشتر برای مشتریان دایم و همیشگی جواب میدهد همان گفتگوی زبانی است که در کافه ما بسیار رواج دارد.
شما به مشتریانتان میگویید که طلبه هستید؟
اغلب آنها در لحظه اول متوجه تفاوت کافه دار با دیگر کافه هایی که دیده اند  میشوند و برخی از آنها خودشان علت این تفاوت را می پرسند؛ خب! من هم در  جواب میگویم که ما طلبه هستیم و این معمولا میشود سر آغاز یک دوستی و  ارتباط بیشتر. الان اغلب مشتریان ما میدانند که باریستای آنها یک طلبه جوان است و شاید خیلی هایشان به همین خاطر اینجا می آیند. بسیاریشان هم ساعات  خلوت را انتخاب میکنند تا بیشتر بتوانیم گفتگو کنیم.
در طراحی کافه هم سعی کرده اید که عقاید خود را نشان دهید؟
نه!  همینطور که می بینید، فضا و دکور کافه کاملا کلاسیک و عاشقانه است، بجز  همین چند عکس که از شاعران، بازیگران، اندیشمندان و سیاستمداران مشهور زده  ایم و کمی جنبه اجتماعی به کافه داده دیگر هیچ المان مذهبی یا اعتقادی به  کار نرفته است. در برخورد و نوع پذیرایی هم تفاوتی بین مهمانانی که ظاهر  مذهبی دارند و مثلا دخترخانمی که در عرف به او بی حجاب میگویند نداریم. همه شان برای ما محترم و عزیزند چرا که معتقدم دل همه جوانان ما متوجه خداوند و معنویت و انقلاب است. به قول رهبر عزیزمان "اینها یک نقص ظاهری دارند" مثل خود من که نقص باطنی دارم. حالا این مفهوم در کافه ما بسیار احساس میشود.
چطور احساس میشود؟
ما مشتریان دایم زیادی داریم از خانم هایی که به قول معروف شل حجابند و یا  آقا پسرهایی که تیپ ظاهریشان مذهبی نیست! می آیند و بسیاری اوقات سر گپ  بینمان باز میشود. خیلی وقت ها سوالات شرعی و یا اعتقادیشان را میپرسند و  یا حرف ها و درد دلهایشان را میگوند. آن وقت است که میبینیم چه قلب های  همراهی و چه باطن های تشنه ای دارند. فقط به خاطر یک دیوار توهمی بین ما و  آنها فاصله ایجاد شده است که خدارا شکر این دیوار در کافه برکه فرو ریخته و همه ما یکی شده ایم.
شما برای درست کردن قهوه و دیگر نوشیدنی ها آموزش هم دیده اید یا خودتان تجربی کار کرده اید؟
دین ما دستور داده که انسان هرکاری را میخواهد انجام بدهد باید با علم و اتقان باشد. به همین خاطر بنده هم قبل از راه اندازی کافه به دنبال استاد بودم.  خداراشکر با یکی از اعضای خوب انجمن قهوه اروپا که داور فینال مسابقات  باریستای ایران هم بود، آشنا شدم و نزد ایشان دو دوره متفاوت و تخصصی را  گذراندم، این آشنایی یکی از لطف های خدا به ما بود چرا که ایشان همیشه و با همه وجود هوای ما را داشته اند.
امروز کافه برکه در اصفهان یکی از  معدود کافه های تخصصی و حرفه ای در بحث قهوه است و منوی تخصصی قهوه داریم!  در همه تبلیغاتمان هم مینویسیم که اولین و تنها بروبار این شهریم!
طلبه‌ای که با کافه‌داری، تبلیغ می کند + عکس
برای مخاطبین کمی هم درباره بروبار توضیح بدهید.
بروبار  (brew bar) به سبک جدیدی از کافه ها در دنیا گفته میشود که در آن با  دستگاه های مختلف و به شیوه های تخصصی قهوه را دم میکنند و دیگر از دستگاه  تجاری اسپرسو یا خبری نیست و یا در حاشیه کار است. در این سبک، قهوه طعم ها و عطرهای متفاوتی پیدا میکند که برای همه سلیقه ها جذاب است. در ایران  تعداد انگشت شماری کافه هستند که این دستگاه ها را وارد کرده و بار قهوه را راه اندازی کرده.
شما همچنان مشغول درس و بحث طلبگی هستید؟
بنده خودم را طلبه نمیدانم، طلبگی یک بار مسیولیت و یک هویت بزرگ دارد که برای  قد و قواره کوچک من خیلی بزرگ است. بهتر است بگویم که مشغول تحصیلات حوزوی  هستم. رسایل، مکاسب را در قم تا نیمه خواندم و حالا که به اصفهان آمدم  دنبال درس و استاد میگشتم که خدارا شکر با کمک یکی از مشتریان، استاد و  مدرسه خوبی را هماهنگ کردم . از ترم آینده هم انشالله صبح ها کلاس و درس و  بحث را به جدیت مشغولیم، بعد از ظهر ها هم به دنبال رسالت طلبگی ام در  کافه.
از طرف دوستان روحانی یا دیگران چه واکنش هایی به راه اندازی کافه شما شده؟
هشتاد درصد واکنش ها مثبت بوده، از دوستان مذهبی و حتی روحانیون عزیزی که به  کافه ما می آیند و آنقدر از این حرکت تعریف و تمجید می کنند که خجالت زده  می شویم. البته بیست درصدی هم بوده اند که موافق این کار نبوده و گاها  کنایه هایی را هم میزنند، اما چون میدانم همان ها هم از سر دلسوزی است،  ناراحت نمیشوم.
البته یک طیف هم هستند که از ورود یک طلبه به این  فضا بسیار ناراحت و خشمگین شده اند، در صفحات مجازی و واقعی بسیار سعی کرده اند که مارا تخریب کنند. تهمت میزنند، مشتریانمان را منصرف میکنند،  برایمان مشکل ایجاد میکنند، تبلیغاتمان را تخریب کرده اند و... اما چون  میدانم که دارم به وظیفه ام عمل میکنم و کار برای خداست، پس خستگی و  ناراحتی معنا ندارد. به قول حافظ عزیز "وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم ، که در طریقت ما کافریست رنجیدن"
در آخر نکته ای یا خاطره ای زیبا که برایمان نقل کنید هست؟
در این مدت خاطرات بسیار زیبای زیادی دارم، از خانم بی حجابی که نگران نماز  نخواندن دخترش بود تا مسیحی که سوالات اعتقادیش را میپرسید یا مشتری خوبی  که برای آمدن به کافه ما پول قرض کرده بود و توریست های آلمانی که کتاب  گوته را به ما هدیه دادند!
اما یک خاطره بسیار زیبا برای خودم  ماندگار شده. در کافه رسم داریم که به مهمانان خارجیمان یک هدیه میدهیم  –چون نزدیک میدان امام هستیم و توریست زیاد می آید- در این هدیه نامه رهبر  عزیز انقلاب به جوانان اروپا هم هست بالاخره ما هم وظیفه داریم این نامه را به مخاطبینش برسانیم. یک روز جوان دانمارکی آمد و تا نامه را دید، گفت که  این نامه را قبلا خوانده و سوالات زیادی برایش ایجاد شده، از او خواستم تا  بپرسد، حدود ۳ساعت طول کشید و همه سوالاتش را پرسید و تا آنجا که میتوانستم پاسخش را دادم، در آخر بسیار خوشحال بود، می گفت یکی از بهترین روزهایش  بوده و بارها تشکر کرد. آن روز، مثل همیشه، یکی از روزهای خوب کافه ما بود.
منبع: 598

هشدار به مسئولین در خصوص واردات بی‌ضابطه سموم خارجی؛

 
در حال حاضر انجمن صنایع تولیدکنندگان سموم ایران مواد اولیه علف‌کش رانداپ را از چین وارد کرده و در ایران تولید می‌کنند، این علف‌کش حدود 10 تا 12 درصد از کل علف‌کش‌های مورد استفاده در کشور را  به خود اختصاص داده است و نکته بسیار مهم و تأسف‌برانگیز استفاده این سم بسیار خطرناک در کشورمان است که عامل بسیاری از بیماری‌های انسانی و سرطانی و همچنین، آثار جبران‌ناپذیر زیست‌محیطی است.
گروه اقتصادي مشرق- چندی پیش آژانس بین المللی تحقیقات سرطان (International Agency for Research on Cancer ) خبری مبنی  تأثیر یک علف‌کش در ایجاد بیماری سرطان را منتشر کرد. مقاله IARC  بخشی از شواهد و اخبار اثرات رانداپ بر سلامت انسان و محیط‌زیست را بیان کرده است. این مقاله بیان می‌دارد که شواهد زیادی در مورد ضرر رانداپ برای سلامتی انسان به ثبت رسیده است. 
 
برخی عناصر موجود در علف‌کش رانداپ احتمال بروز بیماری‌هایی همچون درخودماندگی (Autism)، نقص‌های مادرزادی، بیماری سلیاک و سندروم التهابی روده را بالا می‌برد. این علف‌کش خطرناک علاوه بر مخاطراتی که برای سلامت انسان‌ها دارد، به محیط‌زیست آسیب رسانده و خاک را به شدت آلوده می‌کند.
 
بدون خاک کشاورزی مناسب، در آینده امنیت غذایی با چالش‌های فراوانی روبرو خواهد شد.  به دلیل اهمیت زیاد خاک در تأمین امنیت غذایی سال 2015 از طرف سازمان ملل متحده به نام سال جهانی خاک نام‌گذاری شده است.
 
حال با توجه به خطرات جدی این علف‌کش برای انسان و منابع پایه همچون خاک و آب، آیا نباید از واردات و تولید این علف‌کش جلوگیری به عمل آورد؟
 
واردات بی‌ضابطه سموم خارجی، تهدیدی برای انسان و محیط زیست
 
مطالعات دانشگاه واشنگتن  نشان می‌دهد استفاده از علف‌کش راندآپ به دلیل مقاوم شدن علف‌های هرز روزبه‌روز بیشتر می‌شود؛ که خبر بدی برای سلامت انسان‌ها و سلامت خاک است.
 
متأسفانه تنها راهکار شرکت‌های زیست فناوری استفاده از علف‌کش‌هایی با سمیّت بالاتر برای کنترل علف‌های هرز،آفات و بیماری‌ها است. 
 
برای محافظت از سلامت موجودات زنده می‌بایست از مصارف رو به تزاید سموم شیمیایی جلوگیری کرد و به دنبال جایگزینی برای کنترل آفات و علف‌های هرز بود. 
 
قاچاق سموم خطرناک 
 
در طی سالیان گذشته در پی مشاهده آثار مخرب برخی از سموم کشاورزی بر سلامت مردم و محیط‌زیست هیئت نظارت بر سموم کشور تعدادی از سموم را از فهرست مجاز حذف کرد (جدول 1)؛ که در پی آن واردات قانونی برخی از سموم کشاورزی به کشور منع شد.
 
اما متأسفانه واردات غیرقانونی این سموم به کشور همچنان، ادامه دارد و مورد استفاده برخي کشاورزان قرار می‌گیرد. نکته بسیار مهم تغییر نگرش مسئولین این حوزه و کشاورزان  نسبت به آثار زیان‌بار این سموم غیرمجاز بر سلامت مردم و محیط‌زیست است تا با درک اهمیت آن، بتوان از واردات غیرقانونی سموم کشاورزی جلوگیری کرده و توسط کشاورزان مورد استفاده قرار نگیرد. 
 
واردات بی‌ضابطه سموم خارجی، تهدیدی برای انسان و محیط زیست
 
وابستگی کشور در تأمین سموم شیمیایی
 
در اين زمينه سید مهدی حسینی یزدی، رئیس انجمن واردکنندگان سم و بذر مي‌گويد كه در کشورمان سالانه 18 تا 20 هزار تن سموم شیمیایی در کشاورزی استفاده می‌شود و از مجموع سموم مصرفی 80 درصد آن در داخل کشور ترکیب می شود و 20 درصد آن به ارزش  120 تا 150 میلیون دلار از محل واردات تأمین می‌شود و در این بین ماده اولیه سموم ترکیب‌شده در کشور نیز وارداتی بوده و حدود70 درصد ماده اولیه از چین، 15 درصد از هند و 15 درصد از کشورهای اروپایی وارد می‌شود(نمودار1). 
 
واردات بی‌ضابطه سموم خارجی، تهدیدی برای انسان و محیط زیست
 
تولید عامل سرطان در ایران 
 
در حال حاضر انجمن صنایع تولیدکنندگان سموم ایران مواد اولیه علف‌کش رانداپ را از چین وارد کرده و در ایران تولید می‌کنند (شکل 2)، این علف‌کش حدود 10 تا 12 درصد از کل علف‌کش‌های مورد استفاده در کشور را  به خود اختصاص داده است.
 
نکته بسیار مهم و تأسف‌برانگیز استفاده این سم بسیار خطرناک در کشورمان است که عامل بسیاری از بیماری‌های انسانی و سرطانی و همچنین، آثار جبران‌ناپذیر زیست‌محیطی است.
 
بنابراین، با توجه به ایجاد انواع سرطان‌ها و نابودی محیط‌زیست توسط رانداپ می‌بایست به جد از تولید و مصرف علف‌کش رانداپ در کشور جلوگیری شود.
 
واردات بی‌ضابطه سموم خارجی، تهدیدی برای انسان و محیط زیست
 
گسترش اجباری محصولات تراریخته (GMO) نتیجه بکارگیری علف‌کش رانداپ
 
رانداپ بازدارنده ساخت آنزیم EPSPS  (5- enolpyruvylshiki mate -3- phosphate synthesis) در گیاه است که از سنتز اسیدهای آمینه آروماتیک ضروری، برای ساخت پروتئین جلوگیری می‌کند.
 
برای مقابله با اثر علف‌کش رانداپ باید از محصولات تراریخته دستکاری ژنتیکی شده (GMO) استفاده کرد تا بتوانند در برابر رانداپ مقاومت کنند.
 
بنابراین، با گسترش مصرف علف‌کش رانداپ به اجبار استفاده از محصولات تراریخته نیز افزایش خواهد یافت (شکل 3). بنابراین صادرات علف‌کش رانداپ، ابزاری برای وابسته کردن اجباری کشورها به محصولات تراریخته غربی است که بدون لحاظ کردن پروتکل های قانونی و مراحل قرنطینه‌ای در بازارهای کشورهای درحال توسعه رواج می‌یابد.
 
در همين ارتباط ارديبهشت ماه بود كه سازمان بین‌المللی تحقیقات سرطان (IARC) که بخشی از سازمان بهداشت جهانی است اعلام کرد که گلیوفوسیت (Glyphosate) برای انسان‌ها سرطان‌زا است.
 
گلیوفوسیت ماده فعال علف‌کش راندآپ (Roundup) است که توسط شرکت مونسانتو (Monsanto) بزرگ‌ترین شرکت تولیدکننده بذر و علف‌کش در جهان تولید می‌شود.
 
سازمان حفاظت از محیط زیست آمریکا در واکنش به یافته‌های سازمان بین‌المللی تحقیقات سرطان اعلام کرد که ممکن است آزمایش محصولات غذایی را برای کشف بقایای علف‌کش‌ها در آن‌ها آغاز کند.
 
کمپین گروه صلح سبز از جمله گروه‌هایی بود که خواستار واکنش اتحادیه اروپا بود.
این کمپین در نامه‌ای به ویتنیس آندریوکایتیز کمیساریای بهداشت اتحادیه اروپا، از وی خواست که در مورد تصمیم سازمان بین‌المللی تحقیقات سرطان در خصوص بررسی بی‌خطری گلیوفوسیت اقدام جدی داشته باشد.
 
این در حالی است که دوره فعلی تایید گليوفوسیت روز 31 دسامبر 2015 (10 دی 94) به پایان می‌رسد و این کمیسيون در حال تصمیم‌گیری در مورد تمدید این تاریخ است.
 
یک مقام اتحادیه اروپا که خواست نامش فاش نشود، گفت: تا زمانی که همه مراحل روند ارزیابی در مورد یک تجدید نظر احتمالی کامل نشود، هیچ تصمیمی گرفته نخواهد شد. 
 
خبرگزاری نیوزویک (NewsWeek) هم آورده است كه کشور فرانسه، پس از آنکه سازمان ملل احتمال سرطان‌زا بودن علف‌کش رانداپ را داد، مصرف اين سم را در كشور خود ممنوع اعلام كرد.
 
واردات بی‌ضابطه سموم خارجی، تهدیدی برای انسان و محیط زیست
 
بنابراین، با توجه به وارداتی بودن بخش عمده زنجیره تأمین سموم کشاورزی می‌بایست علاوه بر حمایت از شرکت های دانش‌بنیان این بخش جهت بازاررسانی دستاوردهای تحقیقاتی خود، آثار ثانویه مصرف هر یک از سموم بر سلامت جامعه و محیط‌زیست به دقت مورد بررسی قرارگرفته و در صورت مشاهده عدم سلامت، از واردات و مصرف در کشور جلوگیری کرد. 

اگر مذاکرات به نتیجه برسد اتفاق خاصی در اقتصاد نخواهد افتاد

عضو کارگزاران مطرح کرد:
عضو شورای مرکزی کارگزاران گفت حتی اگر مذاکرات به نتیجه برسد اتفاق خاصی در اقتصاد نخواهد افتاد.
به گزارش مشرق، سعید لیلاز در مصاحبه با خبر آن‌لاین گفت: سال 74 زمانی که بحث قانون داماتو  آمریکا که در دولت کلینتون مطرح شده بود من در یادداشتی توضیح دادم که  اقتصاد ایران اساسا تحریم‌پذیر نیست. الان هم معتقدم اینچنین است. اگر به  تجربه این بیست سال نگاه کنید می‌بینید که این ادعای من درست بوده است.  قانون داماتو هیچگاه لغو نشد و متوقف هم نشد. آن قانون روی صنایع نفت و گاز پتروشیمی ایران متمرکز شده بود که از قضا ما بیشترین پیشرفت‌ها را پس از  داماتو در همین حوزه‌ها داشتیم. اگر خودمان را برای اختصار به تاریخ معاصر  محدود کنیم کشوری را سراغ نداریم که بر اثر تحریم اقتصادی به زانو درآمده  باشد. وی در پاسخ این سوال که آیا شما معتقدید تحریم‌ها علیه ایران  کارآمد نبوده است؟ تصریح کرد: به نظر شما کجای چهره ایران چنین تحریمی را  نشان می‌دهد؟ شما از هر خارجی را که وارد ایران می‌شود بپرسید که آیا قیافه ایران شبیه کشوری است که تحریم شده است؟ کالاهای لوکسی که در ایران دست من و شما و همه مردم است بعضا در اروپا و کشورهای پیشرفته اینگونه فراوان  نیست. مثل همین گوشی‌های هوشمند. در ایران تقریبا همه گوشی هوشمند آخرین  مدل دارند. در اروپا شما این همه گوشی هوشمند نمی‌بینید که در کشوری مثل  ایران فراوان در اختیار مردم است. چرا ایران را کشوری تحریم‌ناپذیر  می‌دانید؟ لیلاز در پاسخ این سوال می‌گوید: ایران کشوری است با حدود 15   همسایه که عمده آنها محتاج مراوده و داد و ستد با ایران هستند. یکی از  مشکلات ما در ایران قاچاق کالا است. تخمین زده می‌شود که حجم قاچاق کالا  سالی 20 میلیارد دلار است. معنی این حرف این است 20 میلیارد دلار هم صادرات قاچاق داریم چون واردات بدون صادرات که معنی ندارد. کشوری طبق برآوردهای  رسمی 40 میلیارد دلار قاچاق دارد چیزی که من می‌فهمم این است که اگر تولید  ناخالص داخلی بدون نفت ایران را به قیمت قدرت برابری خرید فرض کنیم و اگر  ‌GDP  ایران حدود 500 تا 600 میلیارد دلار برآورد کنیم و اگر فرض کنیم20  درصد این را می‌توانیم صادر کنیم، حجم صادرات غیرنفتی ایران باید 120  میلیارد دلار بشود. یعنی ما تا این اندازه ظرفیت صادرات غیرنفتی داریم که  الان نصف آن را داریم. عضو کارگزاران در ادامه این مصاحبه گفت: صدای همه در زیر فشار تحریم‌ها در آمده ولی هیچ نشانه‌ای از تحریم در کشور دیده  نمی‌شود. نه در مواد غذایی، نه در بالاترین تکنولوژی موبایل در هیچ موردی  شما آثار تحریم را نمی‌بینید. خبرنگاران خارجی که به ایران می‌آیند و با من مصاحبه می‌کنند به من می‌گویند ما از تعداد گوشی‌های آیفون در ایران  شگفت‌زده شده‌ایم. در اروپا چنین نیست. وی در پاسخ این سوال که آیا شما  معتقدید حتی اگر مذاکرات به نتیجه هم برسد اتفاق خاصی در اقتصاد کشور  نمی‌افتد؟ می‌گوید: من به این موضوع یقین دارم. البته باید توجه داشت از  این جهت می‌افتد که همه برآوردهای رسمی کارشناسی می‌گوید رشد اقتصادی ایران تا دو درصداضافه می‌شود و فقط هم یکبار این اتفاق می‌افتد. من با هر نوع  اغراق در مورد اثرات تحریم بر روی اقتصاد ایران مخالفم. مثلا گفته می‌شود  واردات ما به خاطر تحریم ده درصد گران‌تر است. می‌دانید اگر این ده درصد  حذف شودچقدر روی GDP  ایران اثر می‌گذارد؟  این ده درصد چند درصد GDP ایران را تشکیل می‌دهد؟ یک درصد و کم شدن آن فقط هم یکبار اتفاق می‌افتد. یعنی  اگر واردات ایران ده درصد ارزانتر شود یکبار یک درصد به رشد اقتصادی ایران  می‌تواند اضافه کند و سهمش روی تولید ناخالص داخلی ایران است، بیشتر نخواهد بود. اگر ما به توافق برسیم و گشایشی در اقتصاد نشود چه تبعاتی  گریبانگیر ما خواهد شد؟ لیلاز در پاسخ این سوال خاطرنشان کرد: اتفاقا این  چالش بزرگی است. اگر فرض کنیم تحریم‌ها برداشته شد و ایران یکباره به منافع نفتی‌اش دست پیدا کرد چه اتفاقی می‌افتد؟ مطابق همه تجربه هفتاد ساله  ایران هر گاه منابع نفتی به صورت جدی وارد اقتصاد ایران شده، تورم و فساد و تلاطم سیاسی و درگیری ایجاد کرده و در نهایت آن پول رفته است. هیچ شاخصی  من ندارم که این دفعه غیر از این اتفاق بیفتد. برای اینکه در حال حاضر هیچ  برآوردی وجود ندارد که قیمت نفت به نحو چشمگیری افزایش پیدا کند. ضمن اینکه در بهترین حالت ما به تولید بیش از روزی دو میلیون بشکه نمی‌رسیم.  بنابراین برآوردهای منطقی حاکی از این است فروش حدودا 70-60 دلاری و نتیجتا  150 میلیون دلار درآمد خواهد داشت. این چشم‌انداز آتی ماست. گذشته هم به  برکت دولت پیشین میراثی به جا نمانده است. اگر تحریم نشده بودیم یقین داشته باشید از 110 میلیارد دلار بلوکه شده هم چیزی باقی نمی‌ماند. این پول  بزرگ‌ترین دشمن است.

خودکفایی کشاورزی در آمریکا/3

چگونه مشکلات بازار 140 ميليارد دلاری لبنيات حل شد؟/ اشتغال‌زايي 900 هزار نفري در صنعت لبنيات آمريكا

حدود 74درصد واحدهای تولید شیر این کشور زیر 100 رأس گاو دارند و درآمد سالیانه حاصل از فروش لبینیات در ایالات متحده چیزی حدود 140 میلیارد دلار برآورد می‌شود و سهم صنعت لبنیات از کل کشاورزی 17.74 درصد محاسبه می‌شود.
گروه اقتصادي مشرق- آشنایی با شرح خدمات و عملکرد متولیان بازرگانی کشاورزی در کشورهای پیشرو به این سؤال پاسخ می‌دهد که نقش دولت و وزارت جهاد کشاورزی در رونق تولید داخل چیست؟ یکی از مهم‌ترین موانع توسعه کشاورزی ایران، ناهماهنگی بین بخش‌های بازرگانی کشاورزی با بخش تولید است.
 
به همین جهت در سلسله گزارش هایی به بررسی تجارب موفق مدیریت دولتی در حوزه بازرگانی کشاورزی پرداختیم که طی دو گزارش منتشر شد.
 
در ادامه این گزارش ها به بررسی اقدامات وزارت کشاورزی آمریکا در بخش بازاررسانی فرآورده‌های لبنی می‌پردازيم:
 
سرانه مصرف شیر امریکا 4.3 برابر ایران؛ میزان تولید 9 برابر
 
شیر به جهت ارزش غذایی بالا و سهم اصلی در تأمین کلسیم بدن، یکی از محصولات مهم و راهبردی کشاورزی محسوب می‌شود. سرانه مصرف شیر در امریکا 4.3 برابر ایران و چیزی حدود 257 کیلوگرم است.
 
در سال 2009 اعلام شد صنعت لبنیات ایالات متحده 74 میلیون تن شیر تولید می‌کند که چیزی بیش از 9 برابر تولید ایران است. این حجم تولید توسط 51 هزار واحد تولیدی در ایالات متحده صورت گرفته که بیش از 97 درصد آن‌ها مزارع خانوادگی (family-owned farms) است. 
 
علی‌رغم تصور عمومی از مزارع امریکا، حدود 74درصد واحدهای تولید شیر این کشور زیر 100 رأس گاو دارند؛ اما 26 درصد مابقی، 85 درصد حجم تولید شیر را پوشش می‌دهد. درآمد سالیانه حاصل از فروش لبینیات در ایالات متحده چیزی حدود 140 میلیارد دلار برآورد می‌شود.
 
با توجه به تولید ناخالص کشاورزی امریکا که 789 میلیارد دلار گفته می‌شود، سهم صنعت لبنیات از کل کشاورزی 17.74 درصد محاسبه می‌شود. این صنعت بیش از 900 هزار نفر را مشغول به کار کرده است. 
 
مسائل پیش‌روی بازار شیر
 
شیر از جهاتی با دیگر محصولات کشاورزی تفاوت‌های اساسی دارد. شیر حجم تولید روزانه بالایی داشته به‌طوری‌که گاوها باید متوسط روزی دو بار شیردوشی شوند و به خاطر ماهیت زیستی خاص آن، امکان ذخیره‌سازی طولانی‌مدت را ندارد. از طرف دیگر یکی از مشکلات مرسوم در بازار شیر، عدم همخوانی پیک بازار مصرف با پیک تولید است.
 
به‌طور مثال در اواخر فصل بهار که تولید دامداران به دلایل فنی افزایش می‌یابد، با تعطیلی مدارس مصرف کاهش چشمگیری پیدا می‌کند. 
 
تحت این شرایط قیمت شیر افت پیداکرده و دامداران ضرر می‌کنند. اما شرایط در اوایل پاییز برعکس می‌شود. به دلیل افت تولید شیر در دامداری‌ها و افزایش نیاز مصرف به دلیل بازگشایی مدارس، قیمت افزایش چشمگیری پیدا می‌کند.
 
ساماندهی بازار شیر به کمک دستورالعمل‌های بازاریابی دولتی
 
در اوایل قرن بیستم در آمریکا نوسانات شدید بازار لبنیات و عدم توازن قدرت چانه‌زنی فروشنده و خریدار و ایجاد شدن تبانی‌هایی بر ضد دامداران، دولت فدرال آمریکا را بر آن داشت تا طرحی را برای سامان به آن اجرایی نماید.
 
ازاین‌رو دستورالعمل‌های بازاریابی شیر دولتی (Federal Milk Marketing Orders) تصویب و اجرایی گردید که اصلاحات آن تا دهه‌های پیش نیز ادامه داشته است.
 
هدف اولیه این برنامه فراهم آوردن چارچوبی برای نظم‌بخشی به فرآیند خریدوفروش برای صنایع فرآوری و دامداران بود. با ارتقای ثبات بازار این دستورالعمل‌ها (Orders) به کمک تأمین نیازهای جاری و پیش‌بینی‌شده مصرف‌کننده‌های شیر آمد. لازم به ذکر است 70 درصد شیر مصرفی صنایع لبنی ایالات‌متحده از طریق این نظام بازرگانی تأمین می‌شود.
 
وزارت کشاورزی امریکا چگونه مشکل بازار شیر را حل کرد؟
تعیین قیمت کف بر اساس نوع محصول نهایی 
 
این دستورالعمل‌ها مقررات تنظیمی است که توسط وزارت کشاورزی آمریکا وضع‌شده که الزاماتی را برای اولین خریدارهای شیر، از تولیدکنندگان یک منطقه جغرافیایی مشخص ایجاد می‌کند. 
 
مهم‌ترین الزامی که صنایع تبدیلی دارند نیز همین قیمت تعیین‌شده بر اساس کاربرد نهایی شیر خام است به‌طوری‌که آن‌ها موظف هستند کف قیمت مورد تأیید تولیدکنندگان را رعایت نمایند. دولت با بهره‌گیری از بازرسان متخصص بر نحوه بکارگیری شیر خام در صنعت لبنی مربوطه نظارت می‌کند. 
 
دستورالعمل های قیمت‌های تعیین شده پیشنهادی نیز تنها زمانی اجرایی می‌شود که حداقل دوسوم تولیدکنندگان یک ناحیه این آن را بپذیرند و تائید کنند.
 
تائید نهایی آن‌هم به‌صورت رأی‌گیری عمومی صورت می‌گیرد به‌طوری‌که هر تولیدکننده‌ای صرف‌نظر از اینکه واحد تولیدی او چه ابعادی داشته باشد، دارای یک رأی در آن می باشد.
 
وزارت کشاورزی امریکا چگونه مشکل بازار شیر را حل کرد؟
 
 
سطوح قیمت بر اساس محصول نهایی تولیدی
 
قیمت طبقه‌بندی‌شده (Classified Pricing) اصطلاحی است که برای توصیف این نظام قیمت‌گذاری استفاده می‌شود که بر اساس نوع محصول تبدیلی نهایی تعیین می‌گردد. بر اساس این دستورات شیر خام تولیدشده توسط دامداری‌ها به چهار کلاس مصرفی تقسیم می‌شود. 
 
وزارت کشاورزی امریکا چگونه مشکل بازار شیر را حل کرد؟
 
به دلیل فسادپذیری بالای دسته‌بندی اول (شیر مایع نوشیدنی) این دسته بالاترین قیمت را به خود اختصاص می‌دهد. کلاس‌های 2 ، 3 و 4 نیز قیمت‌های بعدی را به خود اختصاص می‌دهند. هرچند که شرایط بازار نیز می‌تواند تعیین‌کننده سلسله‌مراتب قیمتی کلاس‌های شیر باشند.
 
همان‌طور که اشاره شد اهداف این طرح نظم‌بخشی و چهار چوب‌دهی به بازار لبنیات است. ازاین‌جهت که با تعیین کف قیمت و الزام قانونی خریداران صنایع تبدیلی به پرداخت آن، دامداران ضرر نخواهند دید و خریداران صنایع تبدیلی نیز از بابت یکسان بودن قیمت‌های خرید در تمام منطقه آسوده‌خاطر خواهند بود.
 
نظام پرداختی‌های نیز در این برنامه به 10 دستورالعمل تقسیم می‌شود. این 10 دستورالعمل در 10 ایالت آمریکا اعمال می‌شود که 4 دستورالعمل بر اساس میزان دو جزء خامه شیر (Skim) و سرشیر (Butterfat) و 6 دستور باقیمانده از چند عامل برای تعیین پرداختی به تولیدکنندگان استفاده می‌کند که شامل میزان پروتئین، سرشیر و دیگر ترکیبات موجود در شیر است.
 
آژانس بازاریابی کشاورزی (AMS) برای اینکه اطمینان یابند که شیرها در صنایع مربوط به کلاس تعیین‌شده به کار می‌رود، از بازرسان استفاده می‌کنند.
 
وزارت کشاورزی امریکا چگونه مشکل بازار شیر را حل کرد؟
 
شفافیت اطلاعات با هم‌افزایی ارگان‌های دولتی امریکا
 
سازمان بازاریابی کشاورزی آمریکا زیرمجموعه وزارت کشاورزی این کشور، با کمک گرفتن سازمان‌های آماری مانند آژانس اطلاعات آماری کشاورزی (NASS) و آژانس خدمات مزرعه (FSA) هرماه قیمت کف را با توجه به شرایط بازار ازجمله قیمت سوخت، حمل‌ونقل، میزان مصرف، قیمت نهاده‌ها و سایر موارد تعیین می‌نماید.
 
این سازمان با فراهم نمودن امکان رقابت و تولید باکیفیت و یکنواخت و کنترل نوسانات شدید قیمت و تسهیل گری روابط بین تولیدکنندگان نقش مهمی در کنترل بازار لبنیات ایفا می‌کند.
 
کارشناسان معتقدند با اعطای وظایف و برخي اختیارات تجارت به وزارت جهاد کشاورزی، بستر رونق تولید و حمایت از مصرف کنندگان فراهم شده‌ است؛ بنابراین ضروری است این وزارتخانه از ابزارهای جدید توسعه کشاورزی استفاده کرده و فرصت به وجود آمده را غنیمت بشمارند.

خودکفایی کشاورزی در آمریکا/2

 
آژانس بازاریابی کشاورزی با فراهم نمودن امکان تماس تولیدکننده و خریدار، امکان حذف دلال و واسطه را فراهم کرده است. اینگونه زنجیره کوتاه شده و حاشیه سود تولیدکننده خرد افزایش‌یافته و وضعیت اقتصادی آن‌ها بهبود می‌یابد.
گروه اقتصادی مشرق- آشنایی با شرح خدمات و عملکرد متولیان بازرگانی کشاورزی در کشورهای پیشرو به این سؤال پاسخ می‌دهد که نقش دولت و وزارت جهاد کشاورزی در رونق بخشی به تولید داخل چیست؟ یکی از مهم‌ترین موانع توسعه کشاورزی ایران، ناهماهنگی بین بخش‌های بازرگانی کشاورزی با بخش تولید است.
به همین جهت در سلسله گزارش هایی به بررسی تجارب موفق مدیریت دولتی در حوزه بازرگانی کشاورزی پرداخته ایم که طی چند گزارش منتشر میشود. شایان ذکر است، اولین گزارش با عنوان «از هر 12 شغل در آمریکا یکی کشاورزی است» منتشر شد.
در این  گزارش که در ادامه گزارش های قبلی با همکاری مرکز مطالعات راهبردی غذا و کشاورزی دانشگاه تهران تهیه‌شده به بررسی وظایف دیگر آژانس بازاریابی کشاورزی آمریکا خواهیم پرداخت.
خدمات گسترده وزارت کشاورزی آمریکا به تولیدکنندگان جهت بازاررسانی محصولات غذایی/ دولت آمریکا در خدمت کشاورزان، بازارهای جهانی در تسخیر محصولات آمریکایی//سلطه غذایی آمریکا بر بازارهای جهانی به پشتوانه حمایت بازاریابی دولت//وزارت کشاورزی یعنی این! خیال راحت کشاورزان آمریکایی از بازاررسانی محصولات
•    آژانس بازاریابی کشاورزی، ضامن کیفیت محصولات
یکی دیگر از فعالیت‌های مهم آژانس بازاریابی کشاورزی آمریکا حصول اطمینان از کیفیت محصولات تولیدی است. این دستگاه دولتی با فراهم نمودن خدمات استانداردسازی (Standardization) و درجه‌بندی (Grading) امکان رقابت را برای تولیدکنندگان فراهم می‌آورند.
استانداردهای کیفیت بر اساس شاخصه‌های قابل‌اندازه‌گیری طرح می‌شود که ارزش و میزان سودمندی محصول را توصیف می‌کند. برای مثال استاندارد گوشت گاو بر اساس شاخصه‌هایی همچون میزان توزیع چربی درون بافت آن، میزان قرمزی، قوام و استحکام گوشت و سن حیوان برای هر درجه تعیین می‌شود.
استانداردهای تعیین‌شده برای هر محصول تولیدی، دامنه‌ای از کیفیت یک محصول را تعیین می‌کند و شماره درجه‌بندی‌ها با نوع کالا تغییر می‌کند. برای گوشت گاو 8 درجه‌بندی، مرغ و تخم‌مرغ سه درجه‌بندی و بیش از 312 درجه‌بندی برای میوه، سبزی و محصولات خاص (Specialty Crops) وجود دارد. دام زنده، لاشه، تخم‌مرغ، ماکیان نیز از مواردی است که سازمان بازاریابی کشاورزی آمریکا زیرمجموعه وزارت کشاورزی وظیفه استانداردسازی آن را به عهده دارد.
خدمات گسترده وزارت کشاورزی آمریکا به تولیدکنندگان جهت بازاررسانی محصولات غذایی/ دولت آمریکا در خدمت کشاورزان، بازارهای جهانی در تسخیر محصولات آمریکایی//سلطه غذایی آمریکا بر بازارهای جهانی به پشتوانه حمایت بازاریابی دولت//وزارت کشاورزی یعنی این! خیال راحت کشاورزان آمریکایی از بازاررسانی محصولات
علائم درجه‌بندی استفاده گستره‌ای دارد و می‌تواند خریدوفروش را آسان‌تر نماید.
مصرف‌کنندگان نیز به‌اندازه کسانی که در بازاریابی تولیدات کشاورزی فعالیت می‌کنند، از کارایی و سهولت دسترسی به این استانداردها بهره‌مند می‌شوند.
از سایر محصولاتی که درجه‌بندی می‌شوند نیز می‌توان به پنبه، میوه و سبزی‌ها تازه و فراوری‌شده، ماکیان و تخم‌مرغ، گوشت و دام زنده، محصولات لبنی و تنباکو اشاره کرد.
این درجه‌بندی‌ها و گواهی‌ها موجب شده تا تولیدات کشاورزی آمریکا هرساله به ارزش 150 میلیارد دلار با ضمانت کیفی مناسب به دست مصرف‌کننده در داخل و خارج کشور و به بیش از 100 کشور دنیا برسد.
استفاده گسترده از این استانداردها و درجه‌بندی نشان می‌دهد که آن‌ها ابزار ارزشمندی برای بازاریابی محصولات کشاورزی هستند. لازم به ذکر است که خدمات فوق به‌صورت داوطلبانه ارائه می‌شود و هر تولیدکننده‌ای بسته به نیاز خود از این خدمت استفاده نماید.
 
خدمات گسترده وزارت کشاورزی آمریکا به تولیدکنندگان جهت بازاررسانی محصولات غذایی/ دولت آمریکا در خدمت کشاورزان، بازارهای جهانی در تسخیر محصولات آمریکایی//سلطه غذایی آمریکا بر بازارهای جهانی به پشتوانه حمایت بازاریابی دولت//وزارت کشاورزی یعنی این! خیال راحت کشاورزان آمریکایی از بازاررسانی محصولات
•تجمیع سرمایه‌ها برای حل مشکلات تجاری‌سازی و توسعه کشاورزی
این قسمت شامل برنامه‌هایی است که کنگره بنا به درخواست متقاضیان به این سازمان محول کرده است.
این برنامه‌ها به ذی‌نفعان یک حوزه خاص _به‌طور مثال تولیدکنندگان و صادرکنندگان محصولات لبنی_ امکان می‌دهد تا با تجمیع سرمایه‌هایشان در یک چهارچوب مشخص، برنامه‌ای تحقیقاتی- ترویجی را به‌صورت هماهنگ توسعه دهند.
هدف تجمیع سرمایه‌‌ها در بخش تحقیقات، افزایش بهره‌وری بخش کشاورزی و کسب‌وکارهایی است که محصولات غذایی را تولید و به فروش می‌رسانند.
این برنامه‌ها به کشاورزان، مرتع‌داران و دیگر ذینفعان امکان می‌دهد بازارهای محصولاتشان را بهبود و توسعه دهند. در این کمیته‌ها تولیدکنندگان یک محصول خاص گرد هم می‌آیند و تجربیات خود را در باهم به اشتراک می‌گذارند.  سازمان بازاریابی کشاورزی (AMS) بیش از 20 کمیته تحقیقات و ترویج را سرپرستی می‌کند. این برنامه‌ها چهارچوبی برای یکپارچه‌سازی منابع ایجاد می‌کند تا بازارهای موجود تقویت شوند، بازارهای جدید رشد پیدا کنند و فعالیت‌های تحقیقاتی مهم هدایت یابند.
سازمان بازاریابی کشاورزی وظیفه ایجاد نظارت، تضمین مسئولیت‌های مالیاتی، ایجاد اطمینان از رفتارهای منصفانه ذینفعان شرکت‌کننده در برنامه را بر عهده دارد.
•  بازارهای محلی راه‌حل کوتاه‌کردن زنجیره‌های واسطه‌گری
بازارهای محلی (Farmers market) فروش محصولات غذایی و کشاورزی یکی از ظرفیت‌های مهم حوزه بازاریابی کشاورزی است.
آژانس بازاریابی کشاورزی ذیل وزارت کشاورزی آمریکا با فراهم نمودن امکان تماس تولیدکننده و خریدار، امکان حذف دلال و واسطه را فراهم کرده است.
با حذف شدن واسطه زنجیره کوتاه شده و حاشیه سود تولیدکننده خرد مقیاس افزایش‌یافته و وضعیت اقتصادی آن‌ها بهبود می‌یابد. آژانس بازاریابی کشاورزی تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان را در بیش از 8 هزار بازار محلی به‌طور مستقیم به هم متصل می‌کند. هر شهروند در ایالات‌متحده می‌تواند با مراجعه به سایت وزارت کشاورزی این کشور، محل و مشخصات دقیق این مراکز فروش را شناسایی کند.
محل این بازارها نیز توسط دولت فراهم می‌شود مثل پارک‌ها و سایر اماکن عمومی که امکان خرید فروش در آن‌ها وجود داشته باشد.
تولیدکنندگان نیز در سراسر آمریکا می‌توانند با عضویت دریکی از این مراکز محلی، محصولات خود را بی‌واسطه عرضه نمایند. نکته مهم اینکه فضای باز محل برگزاری بازار محلی به گونه‌ای است که اجازه سرقفلی گرفتن را غیر ممکن کرده و تولیدکنندکان کددار فرصتی برابر برای عرضه تولیدات خود دارند.
خدمات گسترده وزارت کشاورزی آمریکا به تولیدکنندگان جهت بازاررسانی محصولات غذایی/ دولت آمریکا در خدمت کشاورزان، بازارهای جهانی در تسخیر محصولات آمریکایی//سلطه غذایی آمریکا بر بازارهای جهانی به پشتوانه حمایت بازاریابی دولت//وزارت کشاورزی یعنی این! خیال راحت کشاورزان آمریکایی از بازاررسانی محصولات
ارائه گزارش‌های تحلیلی از وضعیت حمل‌ونقل آمریکا
یکی دیگر از خدمات ویژه آژانس بازایابی آمریکا، ارائه گزارش‌های تحلیلی اقتصادی در مورد انتقال محصولات کشاورزی از مزرعه تا بازارهای مصرف است.
بخش خدمات حمل‌ونقل آژانس بازاریابی کشاورزی ذیل وزارت کشاورزی آمریکا مرجع تخصصی این گزارش‌های محسوب می‌شود. این بخش از طریق ارائه اطلاعات و گزارش‌های بازار، تحلیل های اقتصادی، گزارش‌های اختلالات در حمل‌ونقل، کمک های فنی، دسترسی به ذی‌نفعان و پاسخ به استعلامات به سیاست‌گذاران و تصمیم گیران خدمات ارائه می دهد.
برای مثال دو تن از نمایندگان کنگره چندی پیش از سازمان بازاریابی کشاورزی درخواست داشتند تا گزارشی از تأثیرات اختلالات ریلی در سال 2013و 2014 بر کشاورزان و مباشرین حمل‌ونقل تهیه نمایند. نتایج اولیه این گزارش نشان داد که چگونه هزینه‌های حمل‌ونقل بر قیمت محصولات تأثیر می‌گذارد.
این نتایج بیان داشت به دلیل مشکلات ذخیره‌سازی و محدودیت در انتقال محصولات دانه‌ای (Grain Crops) در ایالات غربی و میانی مینه‌سوتا، مونتانا و داکوتای شمالی قیمت این محصولات افت چشمگیری پیدا می‌کند و موجب بروز خسارات به کشاورزان می‌شود.
همان‌طور که در شکل زیر مشاهده می‌کنید، ایالات آمریکا در انتقال محصولات دانه‌ای توسط خطوط حمل‌ونقل ریلی سهم متفاوتی دارند.
این نقشه در گزارش مذکور توسط سازمان بازاریابی وزارت کشاورزی برای کنگره آمریکا ترسیم شده است و نقشه‌هایی از این‌دست به سیاست‌گذاران کمک می‌کند تا تصمیمات مناسبی اتخاذ کنند.
خدمات گسترده وزارت کشاورزی آمریکا به تولیدکنندگان جهت بازاررسانی محصولات غذایی/ دولت آمریکا در خدمت کشاورزان، بازارهای جهانی در تسخیر محصولات آمریکایی//سلطه غذایی آمریکا بر بازارهای جهانی به پشتوانه حمایت بازاریابی دولت//وزارت کشاورزی یعنی این! خیال راحت کشاورزان آمریکایی از بازاررسانی محصولات
در گزارش های آینده، فعالیت‌های دیگر AMS  منتشر و دیگر کشورها مورد بررسی قرار می‌گیرد.................