ریاست ایمنی عملیات زاگرس ایر در گفتگو با مشرق:

 
بحث موتور و قطعات به کنار، ما حتی در خصوص برگه های ناوبری جیپسون که از موارد اورژانسی و صد در صد مورد نیاز مجموعه های پروازی جهت حفظ ایمنی می باشد نیز در تحریم هستیم و به ما نمی دهند.
مشکلات خطوط هوایی صرفا خرید هواپیمای جدید نیست/ درخواست عجیب همسر خلبان خارجی قبل از سفر به ایران/ پرسنل فنی با چنگ و دندان هواپیماها را آماده می کنند (آقای داوودی لطفا نگاه کنید)گروه اقتصادی مشرق- صنعت هوانوردی ایران از جمله بخش های بسیار مظلوم کشور در جریان تحریم های ناجوانمردانه در سالهای اخیر بوده است. شاید هیچ کس این فشارها را به خوبی پرسنل فنی و ایمنی خطوط هوایی ایران درک نکرده باشد. با برداشته شدن تحریم های صنعت هوایی پس از توافق اخیر میان ایران و کشورهای 1+5 سوالات بسیار زیادی در ذهن مردم در خصوص آینده این صنعت شکل گرفته است. در همین خصوص خبرنگار مشرق با کاپیتان شهریار روزبیانی از خلبانان و همچنین ریاست ایمنی عملیات شرکت زاگرس ایر به گفتگو نشست.
ضمن عرض سلام خدمت شما و تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، بعنوان سوال نخست معرفی از خود و فعالیت های پروازی تا به امروز که در سمت ریاست ایمنی عملیات هواپیمایی زاگرس حضور دارید ، برای خوانندگان بفرمایید.
به نام خدا ، اینجانب شهریار روزبیانی از 20 بهمن ماه سال 1370 در شرکت هواپیمایی آسمان استخدام و به عنوان کارمند زمینی مشغول به کار شدم ، با توجه به علاقه مندی به حرفه خلبانی یک سال بعد به دنبال این مقوله رفته و کار رو دنبال کردم ، در آن زمان خلبانی و رسیدن به آن مسیر سخت را داشت و به دلیل شرایط بعد از جنگ کارها مشکل پیش می رفت ، لذا در فرودگاه قلعه مرغی مراحل مختلفی آموزش را طی کردم و خلبان شدم ، سپس پنج سالی را در مجموعه فعالیت داشته و مدتی را دور از حرفه خلبانی گذراندم ، بعد از آن جهت پرواز با هواپیمای ایران 140 شرکت سفیران به هسا اعزام شدم و در آنجا یک سانحه هم با این هواپیما داشته ام ، سپس به کیش ایر رفته با هواپیمای توپولوف 154 پرواز کرده و پس از ورود هواپیماهای ام دی به این تایپ منتقل شدم و در حال حاضر نیز مدت دو سال و سه ماه می باشد که در هواپیمایی زاگرس مشغول به خدمت بوده و استاد خلبان هواپیمای ام دی نیز می باشم.
 کاپیتان سمت شما در هواپیمایی زاگرس ، ریاست ایمنی عملیات این شرکت می باشد ، لطفا در خصوص امور اجرای در این بخش توضیحاتی را برای خوانندگان داشته باشید.
مجموعه های هواپیمایی بخشی را تحت عنوان "مدیر ایمنی و تضمین کیفیت"در ساختار خود دارند ، بنده اما "مدیر ایمنی عملیات" هستم و وظیفه مانیتورینگ امور عملیاتی در خصوص پروازها بر عهده دارم که در تعامل کامل با سایر بخش های مجموعه قرار داریم به این گونه که نیازهای فنی خود را با مدیر ایمنی هماهنگ کرده و ایشان نیز به بخش های تعمیراتی اطلاع می دهند، اما به طور کلی در ساختار همه شرکت های هواپیمایی یک مدیر ایمنی و تضمین کیفیت حضور دارد و بعد از آن در بخش عملیات الزما باید مدیر ایمنی را داشته باشیم و برای این منظور گواهینامه خاص خود لازم است که به آن Safety Management System یا SMS می گویند.
سوال بعدی ما در خصوص شرکت هواپیمایی زاگرس می باشد ، این مجموعه در چه سالی تاسیس شد و در حال حاضر وضعیت ناوگان عملیاتی آن به چه شکلی می باشد؟
شرکت هواپیمایی زاگرس فعالیت خود را در سال 1384 در منطقه آزاد اروند (آبادان) و با دو فروند هواپیمای توپولوف 154 آغاز کردند و مدتی بعد هواپیماهای ام دی را به صورت اجاره ای وارد ناوگان کرده، سپس به صورت اجاره به شرط تملیک و بعد از آن ملکی گشت و چند سال بعد هواپیماهای ایرباس 320 وارد ناوگان این شرکت شدند و در حال حاضر مجموعه هواپیمایی زاگرس بیشترین تعداد ناوگان هواپیمای ام دی و ایرباس 320 در ایران را با تعداد 10 فروند MD ملکی و 5 فروند ایرباس 320 که سه فروند آنان ملکی و دو فروند اجاره به شرط تملیک می باشد را در مجموعه خود دارد و برنامه برای افزایش ناوگان نیز دارد.
کاپیتان سوال بعدی ما در خصوص فعالیت های شرکت های هواپیمایی در شرایط تحریم می باشد، چرا که شاید عموم واقف به به این مطلب نباشند که در سخت ترین شرایط ناشی از تحریم های ظالمانه علیه صنعت هواپیمایی کشورمان ، تمامی مجموعه های پروازی نهایت تلاش خود را جهت اجرای هرچه بهتر و ایمن تر پروازها به انجام می رسانند ، حال این تلاش ها گمنام مانده است و کسی به آن اشاره نمی کند ، لذا در این خصوص توضیحاتی را بفرمایید.
به نکته خوبی اشاره کردید ، چندی قبل جوابیه ای به مطلب یکی از سایت های خبری دادم و گفتم آیا اطلاع دارید که یک شرکت هواپیمایی چطور و چگونه درشرایط تحریم می تواند خود را بالا نگه دارد؟ ، خوب بودند شرکت هایی که با وجود ناوگان قدرتمند و ساختار بزرگ خود در شرایط تنگ شدن مداوم حلقه تحریم ها آسیب هایی را دیدند و بعضا دوام هم نیاوردند.
مشکلات خطوط هوایی صرفا خرید هواپیمای جدید نیست/ درخواست عجیب همسر خلبان خارجی قبل از سفر به ایران/ پرسنل فنی با چنگ و دندان هواپیماها را آماده می کنند (آقای داوودی لطفا نگاه کنید)
 اما برخی شرکت های شخصی بنا به باز بودن دست خود در دسترسی به ملزومات علیرغم مشکلات بسیار توانستند فعالیت های خود را ادامه دهند ، البته دسترسی ها به این سادگی ها نیز نمی باشد.
 بحث موتور و قطعات به کنار، ما حتی در خصوص برگه های ناوبری جیپسون که از موارد اورژانسی و صد در صد مورد نیاز مجموعه های پروازی جهت حفظ ایمنی می باشد نیز در تحریم هستیم و به ما نمی دهند.
اما شرکت هواپیمایی زاگرس علیرغم همه گرفتاری ها ، به صورت به روز این نیازها را تهیه کرده و مورد بهره برداری قرار می دهد ، به همین دلیل است که پروازهای خود را به نحو احسن و علیرغم تمامی مشکلات به خوبی انجام می دهد که خود امتیاز بزرگی ایست.
همین نکته را توجه داشته باشید که در شرایط تحریم های سخت، مدیریت مجموعه توانسته تعداد ناوگان را از دو فروند به میزان فعلی برساند ، خوب همین موضوع برای افراد زیادی به صورت مستقیم و غیر مستقیم شغل ایجاد می کند ، همچنین در خصوص خط قرمز های مربوط به ایمنی ، تمامی موارد به دقت رعایت می شود و اینکه استناد کنیم چون مجموعه ای خصوصی تحت تحریم ها هستیم و مشکلات بسیاری بر ما وارد است پس می توان از مواردی چشم پوشی کرد ، نه چنین مطالبی را نداریم.
در اینجا لازم است اشاره کنم که شرکت هواپیمایی زاگرس ، یک شرکت صد در صد درآمد/ هزینه می باشد ، یعنی باید درآمدی وجود داشته باشد که بتوان هزینه کرد ، البته برخی از این هزینه ها واقعا کمرشکن است ، اما مجموعه هیچ گاه از آنان کم نکرده ، مانند بخش آموزشی و ایمنی ، حال برخی ها ممکن است از رانت هایی استفاده کنند اما در هواپیمایی زاگرس خود شخصا شاهد تلاش های شبانه روزی مدیریت مجموعه در بخش های گوناگون بوده ام تا به شرایط امروز رسیده ایم.
به موازات بخش آموزش،در ایمنی نیز هماهنگ پیش رفته ایم به طور مثال سیستم ثبت وقایع پروازی شرکت هواپیمایی زاگرس در بین مجموعه های پروازی کم نظیر است ، در این بخش نیز مدیریت مجموعه هزینه های فراوانی را جهت وارد کردن سیستم و فرد لازم به کشور داشته تا علیرغم تحریم ها ، توجه به خطوط قرمز ایمنی همواره رعایت گردد و ذره ای از سطح مطلوب کاسته نشود.
مقوله ایمنی همواره رکن اصلی فعالیت های هواپیمایی ایست و حضرتعالی نیز دائما به آن اشاره می نمایید ، خوب! ، با شرایط تحریم های سرسختانه قاعدتا شاهد نبوغ کارکنان ایرانی ، چه در بخش تعمیر و نگهداری و چه در کرو پروازی بوده ایم که توانسته اند وضعیت ناوگان پروازی کشور را در شرایط مطلوب نگاه دارند ، لذا اشاره به توانمندی کارکنان کشورمان در این بخش ضروری به نظر می رسد و سوال بعدی ما نیز در خصوص همین مطلب می باشد.
شاید اشاره به این موضوع خالی از لطف نباشد که آقا ظریف طی مذاکرات هسته ای گفتند : "هیچ وقت یک ایرانی را تهدید نکنید" ، واقعا بخش پروازی از یک سو و گروه تعمیر و نگهداری ما از سوی دیگر جدا با جان و دل کار می کنند ، حال این موضوع اشاره به تمام شرکت های هواپیمایی دارد، شاید بهتر باشد در این بخش مطلبی را بیان کنم تا تلاش های عزیزان نگهداری بیش از پیش آشکار شود.
یک مجموعه هواپیمایی در هر نقطه دنیا به طور مثال خواستار یک مدل هواپیما می شود ، شرکت فروشنده بالطبع نمونه مورد نظر را به آنان ارائه کرده و ملزم است به همراه آنها نیز قطعات ، سرویس بولتن ها ، دستورالعمل های فنی و پروازی و ... را ارائه کند اما برای ما شرایط چگونه است؟!
 به طور مثال برای شرکت ایرانی ، یک هواپیمای ما برای مکزیک است ، دیگری پاکستان ، یکی اوکراین و بعدی اسکاندیناوی و... ، خوب با شرایط و فشار های موجود امکان خرید فراهم شده ولی شرایط بهره برداری از آن چگونه خواهد بود!؟ ، هرکدام از این هواپیماها داکیومنت های خاص خود را دارد ، با این شرایط هواپیمایی که در اسکاندیناوی پرواز کرده متفاوت با هواپیمایی ایست که متعلق به مکزیک بوده است چرا که در منطقه ای مثل مکزیک شاهد آب و هوای گرم هستیم و سیستم های تهویه مطبوع قوی تری نیاز است ولی چنین شرایطی را در شمال اروپا شاهد نیستیم و به همین ترتیب بقیه تفاوت ها ، با این شرایط ما شاهد ناوگان متفاوت هستیم تا جایی که شاید دو هواپیما، دو هواپیما از ساختاری مشابه برخوردار باشند! در حالی که در یک شرکت خارجی تمامی ناوگان از یک نوع می باشد و همین مطلب مشکل خاصی را ایجاد نمی کند.
مشکلات خطوط هوایی صرفا خرید هواپیمای جدید نیست/ درخواست عجیب همسر خلبان خارجی قبل از سفر به ایران/ پرسنل فنی با چنگ و دندان هواپیماها را آماده می کنند (آقای داوودی لطفا نگاه کنید)
با این اوضاع حساب کنید تامین انبار قطعات برای این هواپیماها چه مشکلاتی را پیش پای شرکت ها می گذارد ، چرا که یک قطعه برای یک هواپیما با سریالی خاص الزما قابل استفاده برای فروندی دیگر از همان نمونه اما با تفاوت هایی در خود نمی باشد ، اما با تمامی این تفاسیر بازهم ناوگان قابل بهره برداری و استفاده مانده است ، نکته جالب توجه هم آن است که علیرغم اینکه هیچ پشتیبانی فنی و عملیاتی از سوی شرکت سازنده نمی شود ولی مجموعه هواپیمایی زاگرس تمامی استانداردهای آن شرکت را به دقت و بر اساس دستورالعمل های فنی و پروازی رعایت می کند و به دلیل رشد فزاینده چند سال اخیر نیز زیر ذره بین سازمان هواپیمایی کشوری قرار دارد ، شاید اشاره به این مطلب هم لازم باشد که چندی قبل خبری در خصوص وزن کردن مسافران توسط هواپیمایی زاگرس مطرح شد اما در خصوص آن دیدگاه حرفه ای ارائه نشد.
مدتی قبل طی دستورالعمل ابلاغ شده توسط سازمان هواپیمایی کشوری وزن 84 کیلو برای هر مسافر تعیین شد ، خوب در این شرایط 10 نفر از میزان مسافران قابل حمل به دلیل افزایش وزن متوسط از میزان 76 به 84 کیلو کاسته شد، شرایط جوی و گرما هم لزوم کمتر شدن مسافران تا 20 نفر را ایجاد می کند ، حال ما شرکتی درآمد/هزینه هستیم و باید بتوانیم هزینه های خود را تامین کنیم ، در این شرایط سران مجموعه تصمیم گرفتند تا بررسی آماری را انجام دهند ، به این صورت که سه تا چهار پرواز در مسیر های گوناگون به صورت رندوم و در روزها و شرایط مختلف مورد بررسی قرار دهند تا یک حد میانگینی از وزن به دست آید ، در این شرایط دید مجموعه ما بحث ایمنی و حرفه ای بود ، حال به نظر شما این کار نادرست است؟
در مقابل یک سری آمدند خیلی راحت بیان کردند که : مسافران زاگرس وزن شدند تا زنده بمانند! ، به نظر شما این صحبت از نظر منطقی درست است؟ ، البته آن افرادی که باید بدانند و در جریان امور باشند مطلع هستند منتهی این گونه اظهار نظرهای شتاب زده و به دور از کارشناسی صحیح نیست.
ما باید دید خودمان را باز کنیم و ببینیم کجا هستیم و با چه داشته ای به این مرحله رسیده ایم؟ ، هرکدام از مجموع خلبانان هواپیمایی زاگرس در روز تعداد بالایی از مسافران را جا به جا کنند، چرا که باید از داشته ها استفاده کرد و اگر هرکدام از ما در وظایف خود کوتاهی کنیم بخشی از امور شرکت مختل خواهد شد، حال این بحث خلبانان ، از طرفی بحث هواپیما پیش می آید ، ببینید ، بحث ایمنی همانند انجام دادن ریسک است.
شما اگر از خانه خود هم بیرون بیایید ریسکی را می پذیرید ولی این کار رو انجام می دهید تا به درآمد برسید، لذا بابت هرچیزی باید ریسکی را پرداخت کرد ، در هواپیمایی نیز دایره ایمنی و دایره اقتصادی لازم و ملزوم یکدیگر هستند ، شما باید پول داشته باشید تا خرج ایمنی کرده و ایمنی داشته باشید تا در آمدی را کسب کنید، بنابراین ما نمی توانیم بگوییم که 100% ایمنی را رعایت می کنیم.
 هیچ وقت میزان ایمنی روی عدد 100 نمی رود ، در صنعت هواپیمایی ما عبارتی را داریم تحت عنوان SSP که مخفف کلمه Safety System Programer است، ما بر اساس آن ایمنی را به جایی می رسانیم که نهایت تلاش و توانایی مجموعه می باشد و بیشتر از آن مقدور نیست چرا که پس از آن ایمنی بیشتر نشده بلکه از آن کاسته خواهد شد لذا با این داشته ها بچه های فنی و پروازی از دل و جان مایه میگذارند و نظم و انضباط بالایی بر مجموعه ما حاکم است تا با استفاده از داشته های خود و آموزش های مناسب ، بیشترین بازدهی و ایمنی را کسب نماییم.
کاپیتان، در حال حاضر با توافقات صورت گرفته بین ایران و کشورهای 5+1 قرار است تحریم های بخش صنعت هواپیمایی پس از سالها لغو گردد. با توجه به این موضوع ، یک شرایط پساتحریم و به طبع آن چشم اندازهایی پدید می آید که نیازمند برنامه ریزی های خاص خود است ، لذا شرکت های هواپیمایی چگونه می توانند از این فرصت مناسب بهترین بهره برداری را نمایند ؟ خصوصا آنکه صحبت از خرید حجم بالایی از هواپیماها به گوش می رسد.
شاید ما هیچ وقت فکر نمی کردیم تحریم ها لغو شود. در حقیقت هنوز هم اتفاق خاصی نیفتاده و تنها از شیب سربالایی مقابل شرکت های هواپیمایی کم شده است ، اما به نظر بنده اول باید زیرساخت های مورد نیاز برای خرید هواپیما ایجاد شود ، در حال حاضر آیا ما جای پارک کافی داریم؟ ، باند های پروازی ما بهینه سازی شده اند؟ ، سیستم های هدایت و هندلینگ هواپیماها چگونه است و ...
 در حال حاضر در فرودگاه امام خمینی (ره) بخشی به رمپ پروازی اضافه شده ولی همچنان جای پارک کافی وجود ندارد و بعضا 50 دقیقه هم معطل مانده ایم، پس به این نتیجه می رسیم که برنامه ریزی برای پساتحریم که شما اشاره داشته اید سر جای خود نبوده است، به طور مثال به ما 50 فروند هواپیمای بوئینگ 737 سری 800 را هم به صورت مجانی تحویل دادند ، آیا امکان بهره برداری از آنان به نحو احسن وجود دارد؟ ، موتور این جت مسافربری با زمین فاصله کمی دارد و به راحتی FOD (دچار آسیب) می شود.
مشکلات خطوط هوایی صرفا خرید هواپیمای جدید نیست/ درخواست عجیب همسر خلبان خارجی قبل از سفر به ایران/ پرسنل فنی با چنگ و دندان هواپیماها را آماده می کنند (آقای داوودی لطفا نگاه کنید)
 شما مقایسه کنید با فرودگاه های قطب کشورهای همسایه ، هواپیما سریعا فرود می آید ، اقدام به تخلیه مسافر می کند ، بلافاصله سوخت گیری و مسافر گیری و نهایتا پرواز می کند و اگر تاخیری هم رخ دهد به دلیل ترافیک فرودگاه می باشد نه عدم زیرساخت برای بهره گیری از ناوگانی عظیم ، پس به نظر من اولین اولویت توجه به این مسائل باید باشد.
با توجه به توضیحات شما و با تصور آنکه تمامی این موارد هم لحاظ شد ، اینبار در مقوله خرید چه باید کرد؟
ببینید طبق قوانین موجود بنا بر هواپیمای وارداتی ، باید مالیاتی پرداخت شود ، با این شرایط برای هواپیمایی که قیمت مثلا 100 میلیون دلار دارد ، میزان مالیات به مراتب بیشتر از مقداریست که برای یک هواپیمایی ارزان تر وجود دارد و قاعدتا ما تشویق به خرید هواپیمای ارزان تر می شویم تا هزینه ها کمتر گردد ، اما اگر همین تحریم ها برداشته شود.
 اگر تا قبل مجبور بودیم هواپیمایی را پنهانی یا با ثبت چندین شرکت وارد کشور کنیم و نهایتا حتی نتوانیم آن را پرواز دهیم ، اینبار اگر توان خرید یک هواپیمای نو با هزینه بالا نباشد ، مطمئنا دنبال هواپیمایی نیز نخواهیم رفت که مثلا تولید سال 1994 است و قطعا دست دومی را وارد کشور خواهیم نمود که سن کمتری را دارد ، اینبار هم دایره در آمد بزرگتر شده و هم دایره ایمنی افزایش چشم گیری یافته است.
در حال حاضر بحثی تحت عنوان آزاد سازی قیمت ها مطرح می باشد که منطقی هم به نظر می رسد، چرا که با ورود هواپیماهای جدید قاعدتا شرکت ها هزینه بیشتری را برای خریدها متحمل شده و نمی توانند با قیمت فعلی به فعالیت خود ادامه دهند ، از سویی هم ممکن است افزایش قیمت ها ، از تعداد مسافران عادی بکاهد ، با این تفاسیر آیا نمی توان شرکت هواپیمایی ارزان قیمت همانند مجموعه Easy Jet و ... که در سطح دنیا به فعالیت مشغول هستند را در کشور ایجاد کرد تا همه اقشار جامعه با هر توان مالی از امکانات حمل و نقل هوایی بهره مند شوند؟
متاسفانه خیر ، علت هم عدم فرهنگسازی مناسب در این خصوص و در کشورمان می باشد ، دو مثال یا بهتر است دو خاطره در این خصوص را بیان کنم ، مدتی قبل بنا بر نیازی با شرکت ایزی جت پرواز داشته ام ، قرار بود از یک شهر اروپایی به مکان دیگری عازم شوم و علیرغم هزینه بالای بلیط که حدود 800 یورو می شد ، مسیر مستقیم هم پیدا نشد و لازم بود که ابتدا به یک شهر رفته و سپس از آنجا به مقصد مورد نظر بروم ، در همین حین ایمیلی رسید که شرکت ایزی جت بلیطی برای بنده رزرو کرده آن هم با قیمت به مراتب پایین تر 170 یورو!
و البته به صورت مستقیم به مقصد! ، خوب ما به فرودگاه رفتیم و کارت پرواز را گرفتیم، در همین حین درخواست جای خاصی را کردم که متصدی گفت 25 یورو! ، گفتم چرا؟ ، گفت هر صندلی خاصی را انتخاب کنید 25 یورو خواهد بود ، کنار پنجره هم 35 یورو هست ، گفتم باشه! ، ساک بنده را وزن کردند که دقیقا همان مقدار مورد نظر آنان شد وگرنه هزینه آن هم جدا دریافت میشد ، پس از چک شدن کارت پرواز وارد سالن ترانزیت شدم و مشاهده کردم همه از فروشگاه مواد خوراکی آن خرید می کنند ، من با خودم گفتم نکند خبری ایست ، پس به تبعیت دیگران من هم خریدهایی کردم و وارد هواپیما شدم ، البته قبل از آن هم بابت موردی دیگر مبلغ 25 یورویی از من گرفته شد که دلیل آن را به یاد نمی آورم ، وارد هواپیما شدیم و مدت زمان پرواز دو ساعت و 20 دقیقه بود.
مشکلات خطوط هوایی صرفا خرید هواپیمای جدید نیست/ درخواست عجیب همسر خلبان خارجی قبل از سفر به ایران/ پرسنل فنی با چنگ و دندان هواپیماها را آماده می کنند (آقای داوودی لطفا نگاه کنید)
 با توجه به گرسنگی در ابتدای پرواز خوراکی همراه خودم را خوردم و با خودم گفتم حتما در بین مسیر یک آبی حداقل خواهد داد ، اما دیدم اندکی بعد مهماندار هواپیما برگه ای را ارائه کرد که در آن نوشته بود یک بطری آب 5 یورو و به همین ترتیب بقیه خوراکی ها ، نتیجه تا آخر پرواز دو ساعت و 20 دقیقه ای هیچ و هیچ حرفی زده نشد و قبل از ترک هواپیما هم اعلام کردند تمامی خوراکی های خود را از هواپیما خارج کنید چون صندلی چک خواهد شد ، حال به نظر شما ارائه چنین سیستمی از هواپیمایی در ایران امکان پذیر است؟
یا مثالی دیگر از داخل کشورمان، فروردین ماه امسال پروازی از مشهد به شیراز داشتیم. در آن زمان جبهه هوایی بخش اعظم کشور را فرا گرفته بود و اوضاع جوی اصلا مناسب نبود ، من سر مهماندار رو فراخواندم و گفتم لازم نیست پذیرایی کنید چون امکان حرکات شدید هواپیما و ریختن خوراکی ها و مشکلات مختلف وجود دارد ، شما آماده باشید اگر کاری لازم بود اطلاع خواهم داد ، در همین حین شرایط جوی به حدی رسید که دماغه هواپیما از شدت بار التریکی روشن شد!
خوب چاره ای نبود، به شدت تکان می خوردیم و باید از این منطقه می گذشتیم، عاقبت در فرودگاه شیراز به زمین نشستیم ، شما فکر می کنید چه اتفاقی افتاد؟ ، دعوا شد ، چرا که مثلا گرسنه بوده و غذایی ندادیم و مسافر یکصد و پنجاه هزار تومان هزینه کرده! شما فکر می کنید با این تفاسیر امکان بهره برداری از شرکت های LCC(ارزان قیمت) وجود دارد؟
 اینجا بر سر کیک و اینکه چرا یک شرکت هواپیمای آن پرواز می کند و شرکت دیگری پرواز نمی کند دعوا است حال اصلا توجه به وضعیت هواپیما و شرایط و میزان سوخت قابل حمل ، آب و هوا و ... نیست و فقط اگر پروازی انجام نگیرد، می گوییم هواپیما خراب است و یا اصلا یک شاهکار، مسافر در توالت هواپیمایی سیگار می کشد و میگوییم چرا می کشی ، در جواب می گوید خوب مگر چه اتفاقی افتاده؟! ، با این تفاسیر بنده معتقد هستم که ما نمی توانیم و نمی شود چنین شرکت هایی را تاسیس کنیم چون فرهنگسازی در خصوص آن هنوز اتفاق نیفتاده است.
با این تفاسیر پس حضرتعالی هم موافق هستید که در صورت خرید ناوگان جدید باید فکری به حال هزینه های شرکت های هواپیمایی هم کرد و نمی توان با وضعیت فعلی ادامه داد؟
قطعا ، در حال حاضر دولت سوبسید هایی مثلا در سوخت می دهد ولی مسلما در بحث ارزی نمی باشد و در مسیر پیشرفت برای شرکت ها نخست شیب سربالایی باید کم شود سپس به یک مسیر مستقیم منتهی گردد که موجب رشد بیشتر می گردد.
کاپیتان در صحبت های اخیر ریاست جمهوری، اشاره به این مطلب شده است که با باز شدن درهای تحریم ، امکان همکاری با مجموعه های خارجی نیز وجود دارد ، با این شرایط ، یک شرکت هواپیمایی از این فرصت چه استفاده هایی را می تواند داشته باشد؟
مسلما تعامل دو طرفه می باشد ، به عنوان مثال علت همین توافق ها و رفع تحریم ها چه می تواند باشد؟ ، آیا تحریم تنها به عدم دسترسی ساده ما به امکانات منتهی شده؟ ، قطعا خیر ، چرا که در روند اجرای این کارها خودشان هم درآمد هایی را  ازدست داده اند و اگر همکاری صورت گیرد نفع اقتصادی را برایشان به دنبال دارد ، در حال حاضر اکثر مسائل سیاسی بر مبنای اقتصاد می چرخد و همین که درهای کشورما با رفع تحریم ها باز شود و آنان بتوانند اجناس خودشان را در بخش های فعالیتی ما عرضه کنند از جانب ما سود خواهند برد.
 یا مثال دیگر، ما خلبان خارجی در کشورمان زیاد داریم. در یک مورد همسر یکی از خلبانان قبل از سفر به کشورمان به او گفته بود وصیتنامه خود را بنویس تا من بدانم چه کنم! ، اما وقتی تصاویر بنده را از ایران دید نظرش تغییر کرد، خوب رفع تحریم ها سفر افراد مختلف همانند مختصصانی که به آنان نیاز داریم را به کشور در پی خواهد داشت ، با ورود این افراد تبلیغات سوء برخی کشورها علیه ایران خنثی خواهد شد و دیدگاه ها تغییر خواهد کرد و اولین نفع آن شاید به صنعت هواپیمایی کشورمان سرازیر شود.
یکی از ارکان اصلی پیشرفت صنعت هواپیمایی کشورها ، توجه به مجموعه های خصوصی می باشد که به اقصی نقاط خاک آن کشور پرواز دارند و در نتیجه زمینه ساز آبادانی و رشد اقتصادی می گردند ، با این شرایط ، انتظار یک شرکت هواپیمایی خصوصی از سایر بخش های مرتبط خصوصا دولت چه می تواند باشد؟
شرکت هواپیمایی زاگرس مانند تمامی شرکت های فعال در این بخش تحت نظارت سازمان هواپیمایی کشوری است که متولی بخش های گوناگون مرتبط با صنعت هوایی همانند ارائه راهکار و دستورالعمل ها ، رعایت نکات ایمنی و ... می باشد ، بالطبع در شرکت های خصوصی که مورد اشاره شما می باشد مشکلاتی وجود دارد که به مرحله خطرناکی نرسیده که مسئله ساز شود یا ایمنی را به خطر اندازد. پس یکی از نیازها کمک این مجموعه به شرکت ها برای گذر از این مشکلات است ولی گاهی شاهد خلاف این موضوع هستیم ، هواپیما اگر هست تا چرخ اقتصاد را بچرخاند مسلما علاوه بر من به دیگران هم سود خواهد رساند ، اگر این نباشد نه من سود خواهم برد نه مجموعه و نه هیچ سازمان مرتبط دیگر! ، پس ما کنار هم هستیم نه رو به رو یکدیگر.
اما در زمینه کمک های دولتی، این مطلب در حیطه وظایف کاری بنده نیست اما مسلما اگر پدری دست فرزند خود را بگیرد و در سربالایی مشکلات او را کمک کند چرا که در برخی از بخش های مسیر ممکن است دچار گرفتاری هایی شود ، مطمئنا پیشرفت بهتر خواهد بود و همه این کارهای زیبا در کنار هم در مجموعه ای تحت عنوان سند راهبردی حمل و نقل تجمیع خواهد شد که هدف آن افزایش فعالیت های ترانزیتی ایران می باشد.
یک مثال جالب در این مورد شرکت هواپیمایی امارات است ، این شرکت در حال حاضر تعداد بالایی از هواپیماهای ایرباس 380 را با فرض هر فروند 560 میلیون دلار در ناوگان خود دارد ، به نظر شما آیا هزینه صورت گرفته برای آنان به سرعت باز خواهد گشت؟ ، مسلما خیر ، اگر کمک های دولتی و پول نفت را در آنجا کنار بگذاریم ، به هرحال لازم است که چنین ناوگانی خریداری شود و به فعالیت مشغول شود ، چرا که کشورشان به متخصص نیاز دارد به ورود امکانات و ... نیازمند است تا چرخ فعالیت آنان بچرخد ، پس تلاش ها علیرغم تمامی مسائل جانبی توجیه پذیر می شود.
مشکلات خطوط هوایی صرفا خرید هواپیمای جدید نیست/ درخواست عجیب همسر خلبان خارجی قبل از سفر به ایران/ پرسنل فنی با چنگ و دندان هواپیماها را آماده می کنند (آقای داوودی لطفا نگاه کنید)
متاسفانه تحریم ها ما را عقب انداخت هرچند همانطور که پیشتر گفتم بچه های تعمیر و نگهداری ما با چنگ و دندان تلاش خود را کرده اند یا در بخش کرو پروازی که نمی خواهم به عنوان یک خلبان زیاد از آن صحبت کنم ولی چندی قبل نمایندگان شرکت های هواپیماسازی بزرگ دنیا به کشورمان آمده بودند ، مدیران بزرگ آنان حضور داشتند و مدیر ایمنی کل ناوگان یکی از شرکت های هواپیماسازی نیز حضور داشت.
ایشان صحبت قشنگی را داشتند مبنی بر اینکه یک خلبان می تواند ریسک های منطبق با دستورالعمل های پروازی را نپذیرد چرا که شاید در توانایی خود نبیند و 100% نیز  قانونی می باشد، در حالی که در کشور ما خلبانان برای آنکه چرخ اقتصاد و حمل و نقل هماهنگ با هم بچرخد ، ریسک هایی را می پذیرند که البته به معنای عدم ایمنی نیست و با اصول دستورالعمل کتاب های فنی تطابق دارد ولی اجرای آن باعث برخی مسائل مربوطه می شود. یعنی تمام مجموعه های پروازی نهایت تلاش خود را می کنند که پروازها با رعایت حداکثر ایمنی انجام شود علیرغم مشکلاتی که با آن درگیر می باشیم.
و صحبت پایانی؟
در این بخش میخواهم به کرو پروازی اشاره کنم ، شاید این قشر جامعه از مظلوم ترین اقشار مملکتی باشند، تمامی تلاشی که در یک شرکت هواپیمایی انجام می شود ، خلاصه اش در هواپیما جمع خواهد شد ، من که در کابین خلبان حضور دارم ، پس می ماند کرو کابین و مهمانداران که همواره درگیر مشکلات مختلفی هستند که مثلا چرا غذا بی نمک است، چرا سرد است ، چرا توجه کم است و از این قبیل صحبت ها و جدا زحمات کرو پروازی دیده نمی شود، چون با چنگ و دندان استاندارد ها رعایت می شود.
مشکلات خطوط هوایی صرفا خرید هواپیمای جدید نیست/ درخواست عجیب همسر خلبان خارجی قبل از سفر به ایران/ پرسنل فنی با چنگ و دندان هواپیماها را آماده می کنند (آقای داوودی لطفا نگاه کنید)
چندی پیش در یکی از پروازهای ما ، یکی از مسافران به مهماندار هواپیما گفته بود مگر تو کی هستی؟ ، یک خدمه بیشتر نیستی ، خوب فعالیت کرو پروازی ما را مقایسه کنید با شرکتی مثل ایزی جت که تنها وظیفه آنان اجرای دستورالعمل ها در شرایط اضطراری می باشد یا در مورد دیگر پرواز با رعایت تمام اصول و ایمنی سر وقت انجام شده و ورود به مقصد سر زمان خود بوده ولی با اظهار نظر نامناسب مسافر مواجه می شویم ، البته این اتفاقات کم است ولی خوب خستگی بر تن ما می ماند ، درست است که مسافر هزینه کرده و ما هم در قبال او مسئول می باشیم ، ولی افراد را که نخریده است یا شخص بنده چندی قبل به دلیل مشکلی کم خوابیدم و بسیار خسته بودم ولی خود را سر موقع به فرودگاه رساندم ، آیا برای این کار به من جایزه داده می شود؟ ، نه وظیفه ام می دانم سر موقع حاضر شوم تا روند کار و فعالیت مسافران و مجموعه خودمان مختل نشود پس گاهی در اظهار نظرها دقت کنیم یا یک مورد دیگر که میخواهم بیان کنم اظهار نظر یکی از سایت های خبری در خصوص استخدام خلبان بدون گواهینامه پروازیدر شرکت هواپیمایی زاگرس است!
 به نظر شما این صحبت از نظر فنی و کاری امکان پذیر است؟  ما در مجموعه های هواپیمایی سیستمی تحت عنوان Flight Watch داریم که اگر گواهینامه نداشته باشیم اصلا اجازه پرواز به ما را نمی دهند ، چرا که مبنی بر این سیستم از زمان استخدام سوابق در این سیستم به صورت مکانیزه ثبت می شود ، مثلا در چه زمانی گواهینامه پزشکی منقضی می شود؟ ، چه زمانی شبیه ساز و به همین ترتیب بقیه ملزومات مورد نیاز و تمامی اطلاعات به صورت دائمی تحت نظارت قرار دارد ، با این توصیفات آیا می شود مسیر دیگری را پیش رو داشت؟ ، حالا صحبتی همچون استخدام خلبان بدون گواهینامه را کنار خواهیم گذاشت! ، لذا بهتر است در خصوص مسائل فنی و خاص ، افراد مطلع نظر دهند یا توجه به مستندات داشته باشیمبه جای آنکه صرفا بر اساس گفتارهایی مطلبی را بدون توجه به درست یا غلط بودن آن منتشر کنیم، لازم به ذکر است که در حال حاضر نیز گروهی بین خلبانان و کنترلر های پروازی تشکیل شده است که در راستای توجه به ایمنی ها نقش به سزایی دارد و تجربه های خودمان را در آنجا به اشتراک می گذاریم.

ایرانی آزاد شده از زندان فرانسه:

 
گفتم پس حداقل من را دیپورت کنید، من هنوز وارد خاک فرانسه نشده‌ام، گذرنامه‌ام که هنوز مهر ورود نخورده. قبول نکردند و گفتند شما وارد خاک فرانسه شده‌اید و کاری نمی‌شود کرد.

گروه بین‌الملل مشرق- وقتی خبر دستگیری یا آزاد شدن یک تبعه ایرانی از زندان های آمریکا و یا یک کشور اروپایی رسانه های می شود بسیاری تصور خواهند کرد که او وابسته به نهاد های امنیتی بوده است و زمانی که تلاش می کرده تا عملیاتی را در راستای منافع ملی کشورمان انجام دهد دستگیر شده است. ممکن است حتی تصور شود که بالاخره اینگونه عملیات ها هزینه های خود را نیز دارد و کسی که وارد این گونه ماجرا ها می شود باید پی زندان و دستگیری را باید به تنش بمالد. اما اگر خلاف این ماجرا ثابت شود چه؟ مجید کاکاوند تاجر ایرانی که اسفند 87 در جریان سفر تفریحی به پاریس دستگیر شد ولی حتی در دادگاه این کشور مدارک کافی برای محکوم کردن او وجود نداشت و او بر خلاف خواست آمریکا به این کشور تحویل داده نشد. اگر بخواهیم در یک جمله از مصاحبه با مجید کاکاوند و تجربه اون نتیجه گیری کنیم باید بگویم که دستگیری وی و افراد امثال او تنها به دلیل ترساندن تجار ایرانی از معاملات خارجی بوده است و هیچکدام از این افراد کار خلاف قانونی انجام نداده اند.

مصاحبه با مجید کاکاوند "مجید کاکاوند" تاجر ایرانی که به خاطر اتهامات واهی آمریکا، در فرانسه دستگیر شد

سؤال:: در ابتدا خودتان را معرفی کنید و توضیح دهید جریان دستگیری شما چگونه بود.

مجید کاکاوند هستم متولد 1351 در تهران. بنده در نوروز 1388 به اتفاق خانواده سفری توریستی به کشور فرانسه داشتم. به محض رسیدن به فرودگاه شارل دوگل پاریس به درخواست دولت آمریکا از طرف پلیس فرانسه دستگیر شدم. جرمی که برای من در نظر گرفته شده بود دور زدن تحریم‌های شورای امنیت به تأسیسات موشکی و هسته‌ای ایران بود. جریان از آن جایی شروع شد که ما یک شرکت در مالزی تأسیس کردیم و در آن فعالیت‌های تجاری انجام می‌دادیم. از مدت‌ها قبل، بدون این‌که خودمان در جریان باشیم، فعالیت‌های شرکت ما تحت نظارتی آمریکا قرار گرفته بود و ما را زیر نظر داشتند.

 

ما به عنوان یک شرکت تجاری مالزیایی می‌توانستیم فعالیت‌های خود را با تمام کشورها از جمله آمریکا انجام بدهیم. در این فعالیت‌ها کالاهایی نیز از آمریکا خریداری شده بود و به واسطه همین خرید از آمریکا و ارسال تعدادی از آن‌ها به ایران، مشکلات زیادی برای من ایجاد شد. آمریکایی ها مدعی بودند کالاهایی که از طرف شرکت ما خریداری شده و به ایران فرستاده شده است کالاهایی با کاربرد دوگانه بوده است. یعنی کالاهایی با قابلیت مصرف نظامی و هم غیرنظامی. آنها علی‌رغم تمام تلاش‌هایی که برای اثبات این جرم انجام دادند، نتوانستند آن را در دادگاه‌های فرانسه اثبات کنند.

 

اصطلاح "کالاهای با کاربرد دوگانه" (dual use goods) از نظر فنی مفهوم خاص خود را دارد. شما ممکن است هر کالایی را بتوانید دوکاربرده در نظر بگیرید. مثلاً یک میز، هم می‌تواند در مدرسه باشد هم می‌تواند در یک سایت هسته‌ای. آن‌ها استناد می‌کردند به این‌که بعضی از کالاهایی که شرکت ما از آمریکا خریداری کرده، به صنایع نظامی ایران تحویل داده شده است. در صورتی که این کالاها به هیچ وجه کاربرد نظامی نداشت. و این، یک ادعای واهی بود، چون آمریکا در آن زمان به دنبال فشار آوردن به ایران بود و به نوعی می‌خواست به تجار و سرمایه‌گذاران ایرانی بفهماند که فعالیت‌های آن‌ها زیر نظر است.

 

من فکر می‌کنم از اولین اشخاصی بودم که طعمه سیاست‌های مشئوم آن‌ها شدم. به نوعی می‌خواستند فعالیت‌های ایرانی‌ها را در خارج از کشور محدود کنند. تعدادی از این افراد را به این شکل بازداشت کرده بودند تا حساب کار به دست بقیه بیاید. این قضیه باعث شد که من چهارده ماه عملاً درگیر این جریان‌ها شوم.

 

سؤال:: دستگیری‌تان چطور بود؟

نوروز 88 برای تعطیلات با یک تور مسافرتی با همسرم به پاریس رفتیم. وقتی از هواپیما پیاده شدیم، در همان ابتدا یک گیت بازرسی قرار داده بودند که برایم بسیار عجیب بود. معمولاً بازرسی در قسمت "مهاجرت" انجام می‌شود تا گذرنامه‌ها بررسی ‌شود مهر ورود بخورد. وقتی نوبت به من رسید شروع کردند به سؤال پرسیدن که چرا به این‌جا آمده‌اید، چه برنامه‌ای دارید؟ توضیح دادم که به مناسبت تعطیلات نوروزی به همراه خانواده با تور به این‌جا آمده‌ایم. بعد مرا به گوشه‌ای بردند تا گذرنامه‌ام را بار دیگر دقیق‌تر بررسی کنند. چند بار پرسیدند آیا قطعاً گذرنامه متعلق به خودتان است؟ پاسخ گفتم: بله متعلق به خودم است. وقتی مطمئن شدند بقیه مسافرها را رها کردند. من متوجه شدم این بازرسی صرفاً برای دستگیری من بوده است.

 

بعد، بدون این‌که علت دستگیری بگویند مرا به محوطه پایین فرودگاه بردند و سوار ماشین پلیس کردند. هرچه می‌پرسیدم چه شده، دلیل این کار چیست؟ می‌گفتند چیزی نیست، فقط باید به مرکز پلیس برویم تا در آن‌جا همه چیز بررسی شود. تنها چیزی که به ذهن خودم می‌رسید این بود که ممکن است به من مشکوک شده باشند که با خانواده‌ام قصد مهاجرت دائمی به اروپا کرده باشم.

 

در آن مرکز تعدادی سرباز مستقر بودند و جو بسیار وحشتناکی حاکم بود. من را به اتاقی و همسرم را به اتاق دیگری بردند. باز هم پرسیدند: آیا تأیید می‌کنید که آقای کاکاوند هستید؟ من هم گفتم بله، خودم هستم. بعد نامه‌ای را به من نشان دادند که از آمریکا ارسال شده و در آن از دولت فرانسه درخواست کرده بودند که این شخص با فلان مشخصات از فرودگاه مسکو به سمت فرودگاه پاریس در حال حرکت است. او را شناسایی و دستگیر کنید. آن‌جا من تازه متوجه شدم که چه اتفاقی رخ داده است. زمانی که نامه را خواندم گفتم من این شخص نیستم، شما اشتباه گرفته‌اید. چون داخل آن نوشته بود که فعالیت در خرید و فروش تأسیسات هسته‌ای و موشکی داشته است و زیر نظر دولت جمهوری اسلامی فعالیت خود را انجام می‌دهد و جرم ایشان بیست سال زندان و یک میلیون دلار جریمه نقدی است. جواب دادند: نه! شما تأیید کرده‌اید که مجید کاکاوند هستید. خلاصه اینکه این حداقل جرمی بود که برای من نوشته شده بود. تقاضای آن‌ها اول دستگیری و سپس تحویل من به دولت آمریکا بود.

 

گفتم پس حداقل من را دیپورت کنید، من هنوز وارد خاک فرانسه نشده‌ام، گذرنامه‌ام که هنوز مهر ورود نخورده. قبول نکردند و گفتند شما وارد خاک فرانسه شده‌اید و کاری نمی‌شود کرد. من را به ایستگاه پلیس دیگری منتقل کردند. در آن‌جا نیز تعدادی سؤال از من پرسیدند و در نهایت گفتند که ما باید شما را بازداشت کنیم. درخواست کردم همسرم را ببینم و این جریانات را با او در میان بگذارم، گفتند نمی‌شود. گفتم همه پول‌ها نزد من است. همسرم تنهاست و کسی را در این کشور نمی‌شناسد. گفتند: پول‌ها باید نزد خودتان بماند، حق دادن آن را به کسی ندارید، اما می‌توانید مختصراً در حد چند جمله به زبان انگلیسی، با هم حرف بزنید. جو بسیار وحشتناکی بود. فقط به همسرم گفتم که به نحوی خودت را به سفارت ایران برسان و اطلاع بده که چه مشکلی پیش آمده است.

 

سؤال:: عمده کار شما در آن شرکت چه بود؟ آیا خود شما هم ساکن مالزی بودید؟ آیا تمام خریدهای این شرکت و مقصد نهایی آن‌ها ایران بود یا فعالیت بین‌المللی فعالیت داشت؟

ما در این شرکت فعالیت‌های تجاری انجام می‌دادیم. من مدیر عامل آن شرکت بودم و عمده کارمان تجارت قطعات الکترونیک بود. از جاهای مختلفی خرید می‌کردیم و به کشورهای مختلفی می‌فروختیم. از اروپا، آمریکا و سنگاپور خرید می‌کردیم و به کشورهای دیگر از جمله ایران می‌فروختیم. واضح است که بیش‌ترین مشتریان ما در داخل ایران قرار داشتند.

 

سؤال:: شرکت در چه سالی تأسیس شد؟

سال 1386 این شرکت را تأسیس کردیم که در ابتدای سال 88 با این مشکل مواجه شدیم.

 

سؤال:: تحصیلات شما چیست؟

من کارشناسی ارشد الکترونیک دارم و تحصیلاتم در دانشکده نفت بوده است.

 

سؤال:: چرا این شرکت را در مالزی تأسیس کردید؟

ما معمولاً با قسمت‌های دولتی کار می‌کردیم که عمدتاً به صورت ارزی خرید داشتند. لذا نمی‌توانستند از شرکت‌های ایرانی به طور ارزی خرید کنند. حتماً باید با یک شرکت خارجی کار می‌کردند. در اوایل، با شرکت‌های خارجی ارتباط برقرار کرده و از طریق آن‌ها خرید می‌کردیم. این روش، مشکلات خودش را داشت، چه از نظر اقتصادی و چه از نظر کاری. لذا به فکر افتادیم یک شرکت تأسیس کنیم. در این صورت می‌توانستیم در کشورهایی که با آن‌ها رابطه خوبی داشتیم، فعالیت کنیم. مالزی از جملة آن‌ها بود. هم روادید نمی‌خواست و ثبت شرکت در آن‌جا آسان بود و البته هزینه‌هایش نیز ارزان تمام می‌شد. تمام این موارد باعث شد که ما کشور مالزی را انتخاب کنیم.

 

سؤال:: در مورد این کالاها که فرمودید کاربرد دوگانه دارند توضیح بدهید.

جالب است که تعدادی از قطعات که آن‌ها مشکوک شده بودند، قطعات معمول الکترونیک هستند از قبیل خازن، مقاومت و ترانزیستور. یعنی قطعاتی که اصلاً استفاده خاصی ندارند. من یک کارشناس برای پرونده‌ام گرفتم که بازنشسته سازمان هسته‌ای فرانسه بود. او با تعجب از من می‌پرسید: مطمئن هستی که به خاطر همین کالاها دستگیر شده‌ای؟ می‌گفتم بله. پرونده و جزئیات که دست شماست. اگر ما می‌خواستیم کالاهای خیلی پیش‌رفته بخریم، اصلاً امکانش را نداشتیم. دولت آمریکا برای آن کالاها که به اصطلاح فنی خودشان "دوکاربردی" باشند، حتماً باید مجوز صادرات بدهد. اما کالاهایی که بدون مجوز صادرات، از آمریکا خارج می‌شوند، کالاهای معمولی هستند.

مصاحبه با مجید کاکاوند

 

سؤال:: بنابراین فرانسه عملاً ادعایی علیه شما نداشت، فقط به درخواست دولت آمریکا شما را بازداشت کردند. پس چرا شما را به دولت آمریکا تحویل ندادند؟

معمولاً زمانی که شخصی را به درخواست یک کشور دیگر دستگیر می‌کنند، اولاً باید روند استرداد در دادگاه‌های آن کشور طی شود. طبق قراردادی که بین دو کشور امضا شده، آن‌چه که به خاطر آن، فرد را دستگیر می‌کنند، باید در هر دو کشور جرم محسوب شود. به عنوان مثال ما نمی‌توانیم شخصی را که مثلاً در آمریکا مشروب می‌خورد تحت پیگرد قانونی قرار بدهیم. در نتیجه باید اثبات می‌شد کارهایی که من مرتکب شده‌ام و دولت آمریکا به واسطه انجام آن مرا از فرانسه درخواست کرده است، در خود فرانسه نیز جرم محسوب می‌شود. برای این‌که این را اثبات کنند، باید می‌دیدند که آیا من قوانین بین‌المللی را نقض کرده‌ام یا فقط قوانین آمریکا نقض شده است. من در همه دادگاه‌ها گفتم که قوانین آمریکا برايم ملاک نبوده است، چون من شهروند آمریکا نبوده‌ام که بخواهم از قوانین آمریکا تبعیت کنم. من به عنوان مدیر عامل یک شرکت در مالزی و به عنوان یک شهروند ایرانی، حق داشتم که تحت نظارت حکومت ایران و حکومت مالزی و شورای امنیت، فعالیت کنم.

 

متأسفانه در کنگره آمریکا قانونی تصویب کرده‌اند که هر شخص را در هر جای دنیا که به فعالیتی خلاف مصالح ملی آمریکا متهم شود، بتوانند تحت پیگرد قانونی قرار دهند. حتی اگر با آن فعالیت‌ها، هیچ جرم بین‌المللی مرتکب نشده باشد. آن‌ها این قانون را تصویب کرده و اجرا می‌کنند. هر زمان که می‌بینند، نمی‌توانند افراد را با این روش دستگیر کنند، کارشان را یک جرم بین‌المللی جلوه می‌دهند. مثلاً من از فرانسه و جاهای دیگر، قطعات معمولی خریداری می‌کردم و به ایران می‌فرستادم. هیچ مشکلی هم نداشت. ولی آن‌ها می‌گفتند این قطعات برای صنایع هسته‌ای و موشکی ایران تهیه شده است، چون در این صورت، این موضوع در فرانسه نیز جرم محسوب می‌شد و می‌توانستند به واسطه آن، مرا تحت پيگرد قرار دهند.

 

آمریکایی‌ها باید اول این موضوع را اثبات می‌کردند. برای این‌که اثبات کنند بایستی کارشناسان، این پرونده را بررسی می‌کردند که آیا این قطعات کاربرد نظامی دارند یا خیر. کارشناس پروندة ما، از دادگستری فرانسه بود و در همین زمینه تخصص داشت. او گزارشی به دادگاه ارائه داد که نشان می‌داد که هیچ‌کدام از این کالاها کاربرد نظامی و هسته‌ای ندارند. قاضی پرونده و سیستم قضایی فرانسه این موضوع را قبول نکردند و پرونده را به دولت فرانسه ارجاع داد تا نظر آن‌ها را بداند. ما به این کار به شدت اعتراض کردیم. گفتیم شاید دولت فرانسه بی‌طرف نباشد. شما نباید از دولت بپرسید. باید از کارشناسان خبرة خودتان بپرسید. در نهایت، دولت فرانسه خوشبختانه رأی داد که این کالاها دارای کاربرد دوگانه نیستند، بلکه کالاهای معمولی هستند. شاید علتش این بود که خانم "کلوتیلد ریس" در جریان اغتشاشات سال 88 به جرم جاسوسی در ایران دستگیر شده بود. این اهرم فشار ایران بود که می‌توانست بر دولت فرانسه وارد کند.

 

 

 

سؤال:: آیا تمام دوران محاکمه را در زندان بودید؟

نه. من فقط شش ماه در زندان بودم. سه ماهِ اول را در انفرادی و سه ماه بعدی را با دو نفر دیگر در یک سلول مشترک. جرم آنها مواد مخدر و سرقت بود. این وضعیت تا زمانی که اولین جلسه دادگاه برگزار شود ادامه داشت. من در دادگاه خواستار آزادی موقت شدم. شاید تعجب کنیدکه قضات سه ساعت وارد شور شدند تا اجازه آزادی موقت من صادر شود. بعدها در اسناد ویکی‌لیکس خواندم که آمریکایی‌ها به مشاور سارکوزی گفته بودند به او آزادی موقت ندهید، چون ممکن است فرار کند. آن‌ها فشار زیادی به فرانسه می‌آوردند. وکیل من می‌گفت، سه ساعت در اتاق قاضی مشغول بودیم و افراد مختلف از کاخ الیزه، دادگستری و حتی از دولت آمریکایی نزد قاضی رفت و آمد می‌کردند. اما نهایتاً او، حکم آزادی موقتم را صادر کرد.

 

سؤال:: چه کسانی از طرف دولت آمریکا در آن‌جا حاضر بودند؟

یک نفر از دادگستری به عنوان دادستان پرونده می‌آمد. دو نفر دیگر هم بودند که فکر می‌کنم از عوامل سازمان سیا بودند. از نحوه صحبت و شخصیت آن‌ها این‌گونه استنباط می‌شد. به هر حال، آزادی موقت صادر شد. من بعد از آزادی دائماً تحت مراقبت بودم که اسنادش در ویکی‌لیکس هست. سفارت آمریکا در پاریس به کاخ الیزه نوشته بود که شما با ایران وارد معامله شدید و کاکاوند را آزاد کردید. دولت فرانسه هم جواب داده بود: شما نگران نباشید، این فرد کاملاً تحت کنترل ماست و همین الآن در ساختمانی در یکی از مناطق فرانسه زندگی می‌کند.

 

سؤال:: آیا شما می‌دانستید که مراقبتان هستند؟

بله. آن هشت ماه که من به شکل موقت، آزاد بودم، همیشه دو یا سه نفر مراقب شبانه‌روزی من بودند و هر جا که می‌رفتم، تعقیبم می‌کردند. دولت فرانسه به دنبال این بود که در این قضیه دردسر درست نشود. البته دستگیری "کلوتیلد ریس" به نوعی به نفع من شده بود. دولت فرانسه حداقل نمی‌توانست بر خلاف عرف قوانین بین‌المللی عمل کند. چون آمریکایی‌ها خیلی راحت می‌توانستند در طول مدت آزادی موقت، مرا بدزدند و ببرند و مدعی شوند که کاکاوند فرار کرده است. در گرجستان با آقای "اردبیلی" همین کار را کردند. او را دزدیدند و به آمریکا بردند. ولی خب فرانسوی‌ها بالأخره می‌دانستند که ایران یک شهروند فرانسوی را در اسارت دارد.

 

سؤال:: رفتار فرانسوی‌ها در این شش ماه که در زندان بودید چگونه بود؟ آیا با خشونتی هم مواجه شدید؟

خشونت چندانی وجود نداشت، اما رفتارشان توهین‌آمیز بود. مثلاً بعد از دستگیری در فرودگاه، به یکی از افسرها گفتم این چه حقوق بشری است که شما همیشه از آن حرف می‌زنید؟ همسرم اصلاً پول ندارد و در این کشور غریب تنها است. چرا نمی‌گذارید قبل از جلب من، مقداری پول به او بدهم؟! گفت: این‌جا نه آمریکا است نه ایران. این‌جا قوانین مخصوص به خودش را دارد! بعد دست مرا کشید که نتوانم پولی به همسرم بدهم. یا زمانی که به دستانم دست‌بند زدند، آن را خیلی محکم کردند که من احساس درد شدیدی داشتم. گفتم این را کمی شُل‌تر ببندید، من که فرار نمی‌کنم. گفتند: نمی‌شود. مرا کشان کشان ‌بردند و داخل سلول کثیف و متعفنی انداختند. هنگامی که می‌خواستند من را از فرودگاه به یکی از مراکز پلیس منتقل کنند، به همان حالت دست‌بسته، مرا سوار ماشین کردند. دو ماشین دیگر، ما را اسکورت می‌کرد. آن‌چنان تند می‌راندند و بوق می‌زدند که هر کس نمی‌دانست، گمان می‌کرد بن لادن را دستگیر کرده‌اند. با خود می‌گفتم که این‌ها فکر می‌کنند چه کسی را گرفته‌اند؟

 

من را به مرکز پلیس شهر کوچکی به نام "بوبینی" در نزدیکی فرودگاه منتقل کردند. در آن‌جا یک دادستان، تفهیم اتهام کرد و گفت: شما به این موارد از جمله پول‌شویی، نقض تحریم‌های شورای امنیت، نقض تحریم‌های آمریکا علیه ایران و صادرات کالاها و تسلیحات قاچاق به کشورهای دیگر، متهم هستید. به همه جرم‌هایی که می‌توانستند متهم کرده بودند در حالیکه که هیچ‌کدام واقعیت نداشت. گفتم من این جرم‌ها را قبول ندارم. اما توجهی نکردند و گفتند فعلاً باید به زندان موقت بروم. زندان‌های موقت، سلول به سلول هستند و مانند بندهای زندان نیستند. من را به زندانی بردند که مجرمان تروریست را در آن‌جا نگه‌داری می‌کردند.

 

سؤال:: آیا ایرانیان دیگری نیز آن‌جا بودند؟

بله. عمدتاً‌ به جرم مهاجرت غیرقانونی، دستگیر شده بودند، اما کسی به جرم سیاسی آن‌جا نبود. آمریکایی‌ها دو ماه فرصت داشتند تا کیفرخواست بفرستند و اعلام جرم کنند. وکیلم می‌گفت احتمال دارد اصلاً نفرستند. همیشه در این فکر بودم که حتماً اشتباهی رخ داده و مرا آزاد می‌کنند. دقیقاً روز شصتم، کیفرخواست را فرستادند. سیاست‌شان این است که همیشه لحظات آخر این کارها را انجام می‌دهند. حتی وکیل من زمانی که می‌خواست لایحه دفاعی را ارائه دهد در لحظات آخر این کار را انجام می‌داد تا دادستان نتواند مسئله‌ای به آن اضافه کند. این‌ها از تجربه‌ها و فنونی است که در کار وکالت و دادگستری رواج دارد. هنگامي كه كيفرخواست آمريكایی‌ها رسيد، مرا به دادگاه بردند و به طور رسمی علیه من تفهیم اتهام شد که بر اساس این کیفرخواست، دولت آمریکا شما را به پانزده جرم متهم کرده است.

 

سؤال:: آیا این اتهامات تا اندازه‌ای صحت داشت یا هیچ‌کدامشان واقعی نبود؟

اتهام‌ها در برخی موارد درست بودند، یعنی من آن کارها را انجام داده بودم، اما آن‌ها اصلاً جرم محسوب نمی‌شد. یعنی ما گمان نمی‌کردیم این کارها جرم باشند.

 

سؤال:: مهم‌ترین جرمی که شما از نظر آن‌ها انجام داده بودید، چه بود؟

می‌گفتند ما کالاهایی را که از آمریکا خریداری کرده بودیم را بدون اجازه آن‌ها، به ایران ارسال کرده‌ایم. یا می‌گفتند شما اظهارنامه دروغ به ما داده‌اید. گفته‌اید که مثلاً مقصد نهایی فلان کالا، سنگاپور است، در صورتی که شما آن را برای ایران ارسال کرده‌اید!

مصاحبه با مجید کاکاوند "کلوتیلد ریس" در جریان اغتشاشات سال 88 به جرم جاسوسی دستگیر شد بحث تبادل او با کاکاوند مدتی در رسانه‌های مختلف داخلی و خارجی، مطرح بود

 

سؤال:: خب، چرا چنین کاری کردید؟

من دروغ یا خطایی مرتکب نشده بودم، آن‌ها مرا متهم می‌کردند. به آن‌ها گفتم من چنین جرمی را مرتکب نشده‌ام، شما باید مدارک مستند بیاورید و اثبات کنید. ضمناً اگر مشکلی در کالا باشد، شرکت امریکایی نباید آن‌ها را به ما می‌فروخت. شما باید قبل از فروش می‌پرسیدید که این کالاها قرار است به کجا ارسال شوند. توضیح دادم که ما هم‌زمان یک درخواست خرید برای یک شرکت اروپایی و یک شرکت آمریکایی می‌فرستادیم. اغلب اوقات شرکت آمریکایی قیمت مناسب‌تری پیشنهاد می‌داد. آنها اصلاً از من نمی‌پرسیدند که کالا را برای کجا می‌خواهید، یا به چه جایی ارسال می‌کنید. من هم برای مشتریانم در ایران ارسال می‌کردم.

 

بله قبول دارم که تحریم‌های آمریکا، دور خورده است، ولی این به من مربوط نیست. خود آمریکایی‌ها باید این موضوع را در نظر می‌گرفتند که کالاهای خود را مستقیماً به تجار ایرانی نفروشند. در همین زمان فعالیت‌های من، خود آمریکایی‌ها همین کار را انجام می‌دادند و مستقیماً اجناسی را به ایران می‌فروختند. فعالیت‌های من در مالزی هم کاملاً قانونی بود. اغلب شرکت‌های آمریکایی در زمینه قطعات الکترونیک، رقابتی هستند و قیمت مناسبی نیز ارائه می‌دهند. من هم قاعدتاً دنبال کالای بهتر و قیمت مناسب‌تر بودم و لذا از آن شرکت‌ها خریداری می‌کردم. ما یک شرکت کاملاً تجاری بودیم. به آن‌ها گفتم: اگر ما می‌خواستیم کار قاچاق انجام دهیم آیا همه کارهایمان را این‌قدر شفاف انجام می‌دادیم؟ این‌قدر علنی بازی می‌کردیم؟

 

سؤال:: مگر شما ساکن مالزی بودید؟

نه. من آن‌جا زندگی نمی‌کردم.

 

سؤال:: پس چگونه در مالزی شرکت ثبت کردید؟

شما می‌توانید هر جایی که بخواهید شرکت ثبت کنید. ما در آن‌جا کارمند بومی داشتیم و خودمان نیز هر ماه به شرکت سر می‌زدیم و کارها را سامان می‌دادیم.

 

سؤال:: وضع مالی‌تان خوب بود؟

بله. الحمدلله وضع شرکت خوب بود.

 

سؤال:: شما یک شرکت داشتید که فقط به آن سر می‌زدید، اما آن‌قدر برای شما سوددهی داشت که نوروز را به اروپا سفر کنید؟

بله. من و همسرم با یک تور مسافرتی رفتیم. من قبلاً به روسیه، انگلیس، ایتالیا، و کشورهای دیگر رفته بودم. اگر این اتفاق نمی‌افتاد شاید تا الآن نصف دنیا را گشته بودم.

 

سؤال:: چرا شما در انگلیس دستگیر نشدید؟

در آن زمان هنوز برای من پرونده تشکیل نداده بودند.

 

سؤال:: بعد از این مشکلات آیا باز هم به سفر خارجه رفتید؟

نه. دیگر سفر نرفتم.

 

سؤال:: چطور وارد به کار تجارت شدید؟

من چهار سال در صنایع دفاع کار کردم. شاید یکی از چیزهایی که برای من مشکل‌ساز شد همین بود. چون رزومه من در اینترنت قرار داشت و آن‌ها مشاهده کرده بودند که من در گذشته به عنوان مدیر یک پروژه در صنایع دفاع فعالیت داشته‌ام. سال 1374 در حین این‌که در صنایع دفاع مشغول بودم، با یکصد هزار تومان سرمایه، یک کارگاه چاپ مدارهای چاپی ایجاد کردیم. کمی بعد به این فکر افتادیم که کارمان را توسعه بدهیم و وارد تجارت شویم. از خرید و فروش قطعات الکترونیک که تخصصمان بود شروع کردیم. خلاصه این‌که من به تجارت و ارتباطات علاقه داشتم و بعد از چندین سال تلاش به این‌جا رسیده بودم. کم‌کم کارمان رونق گرفته بود و حجم سفارشات، گسترش پیدا کرد. اگر این مشکلات پیش نمی‌آمد، وضع ما از این هم بهتر می‌شد. متأسفانه این اتفاق به تمام فعالیت‌های تجاری ما پایان داد. یعنی عملاً شرکت ما در مالزی مسدود شد و تمام حساب‌هایمان بلوکه شدند. نزدیک به یک میلیون دلار کالاهای ما در آمریکا حبس شد. حدود ششصد هزار دلار هزینة وکیل شد. دولت ایران هم که اصلاً دست توی جیبش نمی‌کند. هیچ‌گونه کمکی به لحاظ مالی به من نکردند هرچند که به جهت سیاسی حمایت خوبی کردند.

 

چون به زبان انگلیسی مسلط بودم از همان ابتدا به ارتباطات خارجی وارد شدم. جالب این‌که در دادگاه فرانسه، قاضی تعجب می‌کرد که شما چطور این‌قدر خوب انگلیسی صحبت می‌کنید. لذا در دادرسی هم این برای من مزیت شد. وقتی از من پرسیدند چه مترجمی می‌خواهی؟ گفتم: انگلیسی به فرانسه. گفتند چرا نمی‌خواهی به فارسی صحبت کنی؟ گفتم اگر مترجم شما خطا کند بتوانید به راحتی متوجه خطای او بشوید.

 

سؤال:: دادگاه و حواشی آن چطور گذشت؟

فرانسه خیلی پیگیر موضوع من نبود و فقط می‌خواست در قالب قرارداد استردادی که با آمریکا داشت، موضوع را بررسی کند تا ببیند می‌تواند مرا به آمریکا تحویل دهد یا خیر. لذا به دنبال این نبودند که من چه کاره هستم یا چه جرمی مرتکب شده‌ام. یکی از نکاتی که وکیل من به آن دقت داشت، قانونی بود که می‌گفت تخلف مورد نظر باید در دو کشور جرم به حساب بیاید. محاکمة من هشت جلسه طول کشید. میان هر جلسه با جلسه بعدی، حدود دو ماه فاصله بود. به همین خاطر زمان بازداشت من چهارده ماه شد. آمریکایی‌ها در هر جلسه تعدادی مدارک جدید به دادگاه می‌دادند. عملاً با ارائه این مدارک، قاضی مجبور بود آن‌ها را ارزیابی و پیگیری کند. آمریکایی‌ها بسیار تلاش کردند تا قاضی را مجاب کنند. در همان جلسه آخر هم که دادگاه به عدم استرداد من حکم داد، سخنگوی دادگستری آمریکا اعتراض کرد و گفت ما هم‌چنان برای دستگیری کاکاوند و محاکمه‌اش در آمریکا تلاش می‌کنیم.

 

سؤال:: آیا آمریکایی‌ها جعل سند کرده بودند؟

بله. مثلاً ما با شرکت صنایع مخابرات همکاری داشتیم که از سال 2009 در لیست تحریم اروپا قرار گرفته بود. فاکتور فروش، مربوط به سال 2008 بود. بنابراین در آن زمان ما جرمی را حتی از منظر آنها مرتکب نشده بودیم. چون تحریم واقع نشده بود و ما می‌توانستیم برای به صنایع مخابرات، کالا ارسال کنیم. ولی آن فاکتور مخدوشی که آمریکایی‌ها ارائه کردند تاریخ 2009 داشت. ما فاکتور اصلی را نشان دادیم که اصلاً این‌گونه نبوده و آمریکایی‌ها سند جعلی ارائه داده‌اند. اتفاقاً این موضوع برای آمریکایی‌ها گران تمام شد. گفتند شاید اشتباه تایپی صورت گرفته است. در حالی که سند، چیزی نیست که شما آن را تایپ کنید. سند، موجود است و شما همان‌گونه که هست باید آن را ارائه بدهید. بعد، گفتند این فاکتورها چون الکترونیکی هستند و ما از شرکت آمریکایی خواسته بودیم که فاکتورها را برای ما ارسال کنند، احتمالاً در پرینت گرفتن یک اشتباه صورت گرفته است. قاضی دادگاه فرانسه خیلی وارد این قضیه نشد. ما خیلی سعی کردیم در این قضیه مانور بدهیم. حتی من خواستم از دولت آمریکا شکایت کنم. اما دادگاه گفت که بهتر است برای پیگیری سریع کارهایمان این موضوع را رها کنم.

 

حضور آمریکایی‌ها در دادگاه به نفع ما شد. در یکی از جلسات دیگر دادگاه نیزآمریکایی‌ها مورد تمسخر قرار گرفتند، چون ادعا کردند این تجهیزاتی که من خریداری کرده و به ایران فرستاده‌ام، برای تجهیزات موشکی استفاده می‌شود. در صورتی که کارشناس اسناد را بررسی کرد و گفت: قبل از این‌که سیگنال دستگاه‌هایی که این شرکت خریداری کرده، بخواهد موقعیت موشک را تشخیص دهد، چشم مردم می‌تواند موشک‌ها را ببیند. این‌که کالاها کاملاً تجاری هستند و هیچ استفاده نظامی ندارند. با این حال، در همه چیز دخالت می‌کردند و نظر می‌دادند و قاضی هم وقت زیادی برای آنها می‌گذاشت.

 

سؤال:: در آن هشت ماه که آزادی موقت داشتید، چه کار می‌کردید؟

در موضوعات مختلف مطالعه می‌کردم و البته تمرین زبان فرانسه. گاهی به پیاده‌روی می‌رفتم. همیشه دو نفر از سازمان اطلاعات فرانسه در تعقیب من بودند. چند بار به دوستانم در سفارت ایران گزارش دادم که چند نفر دنبالم هستند. می‌گفتند این‌طور نیست، حتماً اشتباه می‌کنی. به او گفتم: خودت امتحان کن. هر جا رفتیم و هر جا پیچیدیم و هر جایی که ایستادیم، او هم دنبال ما بود. بالأخره آن کارمند سفارت باورش شد که چند نفر مراقب ما هستند.

 

به وقت آزادی موقت، گذرنامه‌ام را ضبط کردند. فقط برگه‌ای از زندان برای شناسایی به من دادند که عملاً به کار نمی‌آمد و موجب سوء‌ظن بیشتر می‌شد. نه می‌توانستم در جایی ساکن شوم، و نه کار دیگری کنم. لذا سفارت ایران مکانی را برایم اجاره کرد. حتی نتوانستم در کلاس زبان فرانسه ثبت‌نام کنم. لذا خودم با استفاده از فرهنگ لغت و تماشای برنامه‌های تلویزیون توانستم زبانشان را یاد بگیرم. این اواخر پیشرفت‌های خیلی خوبی کرده بودم.

مصاحبه با مجید کاکاوند به دادگاه که می‌رفتم دوربین‌ها به دنبالم بودند و می‌خواستند با من مصاحبه کنند

 

سؤال:: در این مدت آیا کار خاصی انجام دادید؟

نه. فقط یک رستوران ایرانی بود که به آن‌جا می‌رفتم، غذا می‌خوردم و پرونده‌ام را بررسی می‌کردم. جریان، واقعاً سیاسی بود، نه حقوقی و کیفری. آن زمان که به دادگاه می‌رفتم تعداد زیادی دوربین به دنبال ما بودند و می‌خواستند با من مصاحبه بگیرند. اما وکیلم می‌گفت که مصاحبه نکنم. بعدها هم به پیشنهاد وکیلم و در یک چارچوب مشخص و مختصر چند مصاحبه کردم.

 

سؤال:: دادگاه در آخرین جلسه به بی‌گناهی شما رأی داد؟

نه! دادگاه رأی داد که شما قابل استرداد به آمریکا نیستید. پرونده من در آمریکا هنوز هم باز است. اگر همین الآن از کشور خارج بشوم امکان دارد دوباره گرفتار این جریانات شوم. به نظرم می‌رسد که اگر همان وقت در کشور دیگری دستگیر می‌شدم، مرا خیلی سریع به دولت آمریکا تحویل می‌دادند. اما‌ خوشبختانه فرانسه، کشور مستقلی است.

 

سؤال:: شما در این جریانات بسیار ضرر کردید، آیا به دنبال جبران این خسارت‌ها نرفتید؟

اتفاقاً من بسیار دنبال این موضوع بودم و به وکیلم هم گفتم که باید از دولت آمریکا شکایت کنیم. او گفت: دولت ایران باید علیه دولت آمریکا شکایت کند، نه شما. گفتم آيا می‌توان عليه دولت فرانسه اقامه دعوی كرد؟ گفت این هم امکان‌پذیر نیست، چون فرانسه بر اساس آن معاهده‌ای که با آمریکا دارد، وظیفه داشته شما را دستگیر کند. گفت: عمل به معاهدات بین‌المللی از قانون اساسی مهم‌تر است.

به ایران که آمدم نزد مقامات دولتی رفتم و به آن‌ها گفتم که علیه دولت امریکا اعلام جرم کنند. گفتم ما دستمان پر است و می‌توانیم آمریکا را محکوم کنیم. چون عملاً آمریکا برای منافع خود دولت فرانسه را فریب داده است.

 

سؤال:: چرا این طرح دعوی، اتفاق نیفتاد؟

بارها از دولت ایران درخواست کردم. به آن‌ها گفتم که شما با آمریکا در جنگ هستید. حالا هم که منافع من با منافع شما در یک راستا قرار گرفته است. پس بیاید با هم این موضوع را در دادگاه لاهه مطرح کنیم. گفتم حتی هزینة دادرسی را نیز می‌دهم. اگر آن‌ها را محکوم کنیم حکم دستگیری من لغو می‌شود و اموال بلوکه شده من نیز بازمی‌گردد. گفتند ما زورمان به آمریکا نمی‌رسد. یعنی بعید است در دادگاه‌های بین المللی برنده شویم. گفتم: چطور است که تاوان آن را من باید بدهم؟ ضرر و زیان این ماجرا را ما دیدیم. من در این مدت به غیر از ضرر و گرفتاری، دچار بیماری‌های گوناگون و مشکلات عصبی نیز شده‌ام. همسرم باردار بود. با آن شوکی که به ما وارد کردند، بچة ما سقط شد. خانمم وحشت کرده بود. از ترس، زبانش بند آمده بود.

 

 

من به آن‌ها گفتم که شما شورای صیانت از حقوق شهروندی را تصویب کرده‌اید. این شورا باید از حقوق من دفاع کند. من از شما دو خواسته دارم که لااقل یکی را اجرا کنید. اولاً در دادگاه بین‌المللی علیه آمریکا شکایت کنید تا مشکل خروج من از کشور حل شود. حتی اگر من مشکل من حل نشد، حداقل باید از آن‌ها غرامت بگیرید. بالأخره من از هر نظر، چه مالی، چه روحی و روانی، ضرر کرده‌ام. شما که می‌دانید این همه صدمه به من وارد شده است، حداقل در این شورای صیانت باید دنبال حقوق هموطنان باشید. ثانیاً برای من وکیل بگیرید و در دادگاه لاهه پشت من بایستید،‌ تا من به شما دل‌گرم باشم و از حقوق خود و کشورم دفاع کنم.

 

سؤال:: با مسئولان خارجه به توافق نرسیدید؟

از دست آنها خیلی دلگیر هستم. حرف می‌زنند و وعده می‌دهند اما عمل نمی‌کنند. دیدم انگار من برای آمریکایی‌ها اهمیت بیشتری دارم. اگر بروم با همان‌ها صحبت کنم، شاید بهتر باشد. با وکیلم صحبت کردم که دادستانی امریکا را قانع کند تا پرونده من بسته شود. گفتم من که زندان رفته‌ام و اموال مرا که غرامت گرفته‌اید، پس لااقل پرونده‌ام را ببندید که من بتوانم بار دیگر از کشور خارج شوم و به تجارتم برگردم. دادستانی آمریکا فقط یک خواسته داشت، که من به یک کشور بی‌طرف بروم و در آن‌جا با هم‌دیگر مذاکره کنیم. دستشان را خواندم. فهمیدم می‌خواهند همان روشی را که برای دستگیری شهرزاد میرقلی‌خان و آقای اردبیلی اعمال کردند، بر سر من هم بیاورند.

 

سؤال:: مگر ماجرای شما بعد از قضیه خانم میرقلی‌خان بود؟

نه! قبل از او بود. اما این صحبت‌ها بعد از دستگیری خانم میرقلی‌خان انجام شد.  در نهایت جواب دادم که من با آمریکایی‌ها صحبتی ندارم. آنها اگر دنبال خواسته خود هستند، الآن دنیای ارتباطات است. می‌توانند از طریق ایمیل، اسکایپ و غیره با من صحبت کنند. گفتم یا به ایران بیایید تا با هم صحبت کنیم، یا با وکیل من هماهنگ کنید. حتی گفتند شما با وزارت اطلاعات خودتان این موضوع را در میان بگذارید و با یک تیم حفاظتی از طرف دولت خودتان به آن‌جا بیایید. اما من قبول نکردم.

 

سؤال:: هنگامی که دادگاه فرانسه رأی به عدم استرداد شما داد، چه عکس‌العملی داشتید؟

در حالی كه خيلی خوشحال بودم، رو به خبرنگاران گذرنامه ايرانی خود را با افتخار بالا گرفتم و گفتم: "آمریکا باید بداند که نمی‌تواند قوانین داخلی خود را به رخ دنیا بکشد." بعد از آزاد شدنم، خطاب به دادگاه فرانسه گفتم: "من به نظام قضایی فرانسه تبریک می‌گویم که علی‌رغم فشارهایی که دولت آمریکا بر آن‌ها وارد آورد، حق مرا ضایع نکرد و استقلال نظام قضایی را حفظ کرد. من خیلی خوشحالم که آمریکایی‌ها فهمیدند نمی‌توانند تمام کشورهای جهان را همان‌گونه که می‌خواهند اداره بکنند. آمریکا باید بفهمد که باید به بقیه دولت‌ها احترام بگذارد." حرف‌هایی از این دست زدم.

 

سؤال:: خیلی‌ها در وزارت خارجه، مجلس و شاید شورای عالی امنیت ملی، می‌گویند حرف‌های شما درباره شکایت از آمریکا و این‌ها درست، اما آخرش به جایی نخواهیم رسید. این در حالی است که افرادی که از زندان آزاد شده‌اند، می‌گویند خیلی کارها می‌شود کرد.

بله. قطعاً همین‌طور است. یکی از کارها این است که دولت ایران علیه دولت آمریکا برای افرادی مانند من، اقامه دعوی کند. من خودم نمی‌توانم. دولت باید این کار را انجام بدهد.

 

سؤال:: پس چرا دولت این کار را انجام نمی‌دهد؟

چون برایشان هزینه‌بر است، هزینه وکیل، رفت و آمد و غیره. حدود 300 یا 400 هزار دلار می‌شود. حتی من به آن‌ها گفتم دادرسی را خودم پرداخت می‌کنم، شما فقط از من حمایت کنید. جواب دادند: شما در دادگاه ایران بایست علیه آمریکا شکایت کنید. اما من چرا باید چنین کاری می‌کردم؟ که چه بشود؟ به کجا قرار است برسد؟

 

من بعد از این‌که برگشتم خیلی‌ پیگیر پرونده خودم بودم تا حقوقم را از دولت آمریکا استیفاء کنم. به نزد افراد مختلفی رفتم، حتی با آقای متکی وزیر امور خارجه و رحیم مشایی که دبیر شورای عالی ایرانیان بود، دیدار کردم. همه‌شان می‌گفتند شما به گردن نظام حق دارید و زحمت کشیدید و به خاطر نظام، این مشکلات برای شما ایجاد شد. زمانی که آقای مشایی را دیدم، به او گفتم اگر واقعاً من برای نظام کاری کرده‌ام پس حق و حقوقم را بدهید. بالأخره این همه هزینه وکیل، رفت و آمد و عوارض جسمی که به آن مبتلا شدم، و اگر هم كاری نكرده‌ام، شما به عنوان شورای عالی ایرانیان و شورای صیانت موظف هستید که از حقوق من به عنوان يک شهروند ايرانی در دادگاه‌های بین‌المللی دفاع کنید. آقای مشایی گفت: "بله. شما حرف‌هایتان را مکتوب کنید. ما پیگیری می‌کنیم."

 

من به هر جایی و هر نهادی که فکرش را بکنید، نامه نوشتم. متأسفانه هیچ حرکتی و هیچ اقدامی صورت نگرفت. فقط می‌گفتند در حال پیگیری هستیم. من به این نتیجه رسیدم که قصد آن‌ها بیش‌تر، خسته کردن افرادی مانند من است. واقعاً هم خسته شدم. الآن دیگر به موضوع اهمیتی نمی‌دهم.

مصاحبه با مجید کاکاوند جیسون رضائیان به جرم جاسوسی در ایران دستگیر شده است مقامات آمریکایی برای آزادی رضائیان از هر فرصتی استفاده می‌کنند

 

 

 

سؤال:: اگر بخواهید با یک نفر در کشور به طور مستقیم صحبت کنید، چه کسی را انتخاب می‌کنید؟ به او چه می‌گویید؟

من دوست داشتم با رهبر انقلاب دیدار کنم. از ایشان خواهش می‌کنم کسانی که مانند من هستند، به عنوان یک مشکل ملی به قضیه آن‌ها نگاه شود.

 

ببینید الآن "سارا شورد" دستگیر می‌شود، مشکل او می‌شود مشکل کل آمریکا. مسئلة جیسون رضائیان به مشکل کل دنیا تبدیل می‌شود. اما پنج ماه طول کشید تا همسر من توانست مقامات خودمان را قانع کند که موضع‌گیری کنند. این پرونده آشکارا، سیاسی است. وکیل من چون فرد باهوشی بود، می‌گفت این مشکل باید پر رنگ شود تا صدای آن شنیده شود. در پنج ماه اول، سکوت کامل کردند. هیچ رسانه‌ای خبری از من منتشر نمی‌کرد. حتی گفتم بیایید در مقابل آمریکا از من استفاده ابزاری بکنید. متأسفانه هیچ‌گونه حساسیتی نشان نمی‌دادند. بلد نیستند چه شکلی و کجا مذاکره کنند. توانایی لازم برای استفاده از این موقعیت‌ها را ندارند. وکیل من می‌گفت تو بیا به یک شکل این پرونده را پر رنگ کن و سر صدای خبری راه بینداز.

 

در زمان آقای احمدی‌نژاد، شورای عالی ایرانیان و شورای صیانت، صرفاً برای همین امور تأسیس شدند تا از افراد متضرری مانند من حمایت کنند. اما شما ببینید در طول این مدت، این دو شورا هیچ کاری انجام ندادند. تنها کاری که کردند این بود که از ایرانی‌های مقیم آمریکا دعوت کردند و پول هم به آن‌ها دادند تا یک سمینار برای جذب ایرانیان مقیم آمریکا به داخل کشور برگزار کنند. متأسفانه بودجه‌ای که در نظر گرفته شده، صرف خرید ساختمان و میز و صندلی میشود.

 

سؤال:: گویا یک کتاب نیز از ماجراهای خودتان نوشته‌اید.

بله تازه تمام شده اما هنوز منتشر نشده است. این کتاب را به سفارش وکیل فرانسوی‌ام نوشتم که به من اصرار کرد ماجراهایم را مکتوب کنم. گفت: خیلی‌ها در فرانسه و امریکا دوست دارند کتاب تو را بخوانند. لذا یادداشت‌های خودم را جمع‌آوری کردم و این کتاب را نوشتم. و شاید بعضی‌ از هموطنان بخوانند و یاد بگیرند که روابط کاری و فعالیت‌های تجاری خود را چگونه مدیریت کنند. یکی از دوستانم در حال پیگیری چاپ این کتاب است. با انتشارات امیر کبیر صحبت کرده اما آنها گفته‌اند این موضوع، مورد علاقه‌شان نیست! امیدوارم با ناشر دیگری به توافق برسیم.

 

سؤال:: حرف آخری برای گفتن دارید؟

واقعاً انتظار داشتیم در مذاکرات هسته‌ای، وزارت خارجه درخواست می‌کرد که پرونده‌های افرادی شبیه به من که به دلیل تحریم‌ها مشکلاتی برایشان ایجاد شده، بسته شود. بلکه بتوانیم فعالیت‌های تجاری خود را دنبال کنیم. واقعاً کمی منظم‌تر و مرتب‌تر مسائل را پیگیری کنند. باید از این پرونده‌ها علیه آمریکا استفاده کنند. باید فعال باشند و از حقوق شهروندان خود دفاع کنند. فکر می‌کنم در این زمینه برای ایجاد تغییرات و پیش‌رفت خیلی کار مانده است که باید انجام شود.

 

«میگ 31»؛ شکارچی جدید ارتش سوریه

«میگ 31»؛ شکارچی جدید ارتش سوریه با قابلیت‌های یک آواکس

میگ 31 می تواند با سرعت 3000 کیلومتر در ساعت پرواز کرده و به ارتفاع 20 کیلومتری از سطح زمین برود.  4 میگ 31 در کنار هم می توانند منطقه ای به عرض 900 کیلومتر را اسکن کند.
به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، طی روزهای گذشته خبری مبنی بر تحویل 6 فروند جنگنده میگ 31 روسی به نیروی هوایی سوریه در رسانه های گروهی جهان منتشر شد که نشان از تجهیز ارتش این کشور به سامانه ای مدرن در نبردهای هوایی می داد، اما میگ 31 چگونه هواپیمایی است و افزوده شدن آن به سازمان رزم نیروی هوایی روسیه چه مزیت هایی را برای ارتش سوریه ایجاد می کند؟
در سال 1976 میلادی، ستوان ویکتور بلینکو خلبان جنگنده میگ 25 نیروی هوایی شوروی سابق با یک فروند از این جنگنده ملقب به "فاکس بت" به ژاپن گریخت. در طی بازجویی هایی که توسط آمریکایی ها از وی صورت گرفت او به تکمیل یک رهگیر با اسم "سوپر فاکس بت" در شوروی سابق اشاره کرد. بر اساس اطلاعات این خلبان فراری، این رهگیر جدید قابلیت پرواز در ارتفاع پایین تر نسبت به میگ های 25 را داشته، از دو نفر خدمه بهره برده و توان رهگیری و مقابله با اهدافی مثل موشک های کروز و بمب افکن های نفوذ گر در ارتفاع پایین را داشت.
سگ شکاری روسها در آسمان به سوریه وارد شد (آماده نیست) میگ 25 فاکس بت
سگ شکاری روسها در آسمان به سوریه وارد شد (آماده نیست) فاکس بت شوروی در ژاپن
بلینکو اشتباه نکرده بود چراکه پروژه جدید "میگ 31 " نام داشت و در حقیقت با نگاهی به میگ 25 توسط دفتر طراحی میگ در شوروی سابق تکمیل شده بود. آمریکایی ها در نهایت با مشاهده میگ 31 در سالهای بعد لقب  "Foxhound" را به این رهگیر شوروی داد. فاکس هاوند به معنای سگ شکاری است که بیشتر برای شکار روباه آموزش دیده باشد.
باید برای فهم بهتر نیاز به طراحی چنین رهگیری در شوروی سابق نگاهی به این دوران داشته باشیم. در آن زمان اتحاد جماهیر شوروی سابق به عنوان بزرگترین کشور جهان از لحاظ مساحت، مرزهای بسیار وسیعی داشته که پوشش دادن آسمان آن به وسیله رهگیرهای کوتاه برد و یا موشک های سطح به هوای آن زمان ناممکن بود. از طرف دیگر ایالات متحده آمریکا با علم به این ضعف شوروی سابق در ابتدا برنامه بمب افکن بلند پرواز XB-70 و در ادامه تولید گسترده موشک های کروز برد بلند را آغاز کرد.
در پاسخ به بمب افکن آمریکایی XB-70 روسها به سمت طراحی فاکس بت رفتند که ساخت این جنگنده با ارتفاع پروازی و سرعت بالا این پرنده آمریکایی را در همان مراحل آزمایشی اولیه از دور خارج کرد. آنالیزهای انجام شده توسط غربی ها خصوصا پس از فرار بلینکو نقاط ضعف فاکس بت را آشکار کرد. آمریکایی ها متوجه شدند که دفاع هوایی شوروی دارای نقاط کور فراوانی در ارتفاع پایین بوده و این شرایط برای نفوذ موشک های کروز آمریکایی و هواپیماهای هجومی آمریکایی مثل F-111 و B-1 در ارتفاع پایین به حریم هوایی شوروی ایده آل است.
روسها با علم به این وضعیت سعی در ارتقاع دفاع هوایی خود داشتند و در بخش رهگیرهای هوایی سعی خود را بر روی بهتر کردن میگ 25 متمرکز کردند. میگ 31 با اینچنین تفکری پا به عرصه وجود نهاد. میگ 31 یک رهگیر بزرگ با طولی در حدود 22 متر و ارتفاع 6 متر است و در ساخته بدنه آن از تیتانیوم، آلومنیوم، فولاد و مواد کامپوزیتی استفاده شده است.
 اما درباره سوریه و میگ 31 باید گفت که این کشور عربی از حدود سال 2008 میلادی به دنبال تهیه مدل MIG-31E بوده است که در آن زمان به دلیل فشار گسترده رژیم صهیونیستی و آمریکا به روسیه این جنگنده ها به سوریه تحویل داده نشد. در حال حاضر هم هنوز تصویری از میگ های 31 در سوریه منتشر و یا اعلامیه رسمی از سوی آنها درباره این تحویل این جنگنده صورت نگرفته است و به همین دلیل امکان تعیین نوع دقیق تحویلی به این کشور مشخص نمی باشد. در حال حاضر روسیه و قزاقستان تنها کاربران این جنگنده در دنیا هستند.
سگ شکاری روسها در آسمان به سوریه وارد شد (آماده نیست) MIG-31E
آیا مدل تحویلی به سوری ها همان MiG-31E هستند و یا امکان دارد که روسیه متحد خود را به مدل پیشرفته تر BM مجهز کرده باشد، سوالی است که شاید با گذشت زمان و انتشار تصاویری از میگ های 31 سوری بتوان به آن پاسخ داد. مدل E این جنگنده گونه ای مخصوص صادرات بر پایه میگ های ارتقاء یافته از مدل های اولیه فاکس هاوند است که همچنان برای رهگیری هوایی توسعه یافته است و مدل BM از این جنگنده نیز آخرین مدل ارتقاع یافته از فاکس هاوند است که توان حمل سلاح های هوا به سطح را نیز دارد. اما داستان ارتقاء خود فاکس هاوند و خصوصا رادار آرایه فازی آن نیز ماجرای جالبی دارد.
سگ شکاری روسها در آسمان به سوریه وارد شد (آماده نیست) MIG-31BM
یکی از مهم ترین ارتقاء های صورت گرفته بر روی میگ 31 در مقایسه با میگ 25 ، نصب رادار آرایه فازی غیر فعال زاسلون بر روی این جنگنده بود. این اولین بار در کل جهان بود که بر روی یک جنگنده رادار آرایه فازی نصب می شد. در جنگنده میگ 31 افسر کاربر رادار و تسلیحات در کابین عقب نشسته و وظیفه شناسایی و رهگیری این تهدیدات را بر عهده دارد.
سگ شکاری روسها در آسمان به سوریه وارد شد (آماده نیست) رادار آرایه فازی غیر فعال زاسلون
این رادار در اصطلاح توان "نگاه به پایین – شلیک به پایین" را داشته و می تواند اهدافی مثل موشک های کروز را که در ارتفاع پایین در حال حرکت هستند را شناسایی کند. اما در سال 1985 "Adolf Tolkachev" مهندس الکترونیک روسی به جرم ارسال حجم گسترده ای از اطلاعات نظامی طبقه بندی شده در باره جنگندهایی مثل میگ 31 و سوخوی 27 به آمریکا بازداشت و چندی بعد اعدام شد. از جمله اطلاعاتی که توسط او به دست غربی ها رسیده اطلاعات مربوط به رادارهای زاسلون جنگنده های میگ 31 بود.
سگ شکاری روسها در آسمان به سوریه وارد شد (آماده نیست) Adolf Tolkachev ، مهندس روس
همین اتفاق باعث شد تا روسها در چند مرحله به ارتقاء این رادار اقدام کنند. بر اساس اطلاعات موجود رادار زاسلون در حال حاضر توان کشف اهداف تا فاصله 200 کیلومتری را دارد. 4 میگ 31 در کنار هم می توانند منطقه ای به عرض 900 کیلومتر را اسکن کنند و این جنگنده می تواند به راحتی نقش یک آواکس را نیز برای نیروی هوایی سوریه ایفا کند. این رادار توان شناسایی 24 هدف و درگیری همزمان با 6 هدف را دارد. جستجوگر فروسرخ این هواپیما نیز می تواند اهداف را در فاصله 60 کیلومتری کشف کند.
در بخش تسلیحات در نسل های اولیه میگ 31 روسی موشک هوا به هوای دور برد R-33 را با خود حمل می کرد که در طول زمان تسلیحات دیگری نیز به میگ 31 اضافه شد. موشک R-33 را به نوعی می توان هماورد روسی موشک آمریکایی فونیکس که به صورت اختصاصی برای جنگنده های اف 14 توسعه یافته بود، دانست. این موشک درمدل های اولیه خود دارای بردی در حدود 120 کیلومتر بوده و در طول سالهای اخیر برد آن به 160 و حتی 300 کیلومتر نیز افزایش یافته است.
سگ شکاری روسها در آسمان به سوریه وارد شد (آماده نیست)
موشک هوا به هوای R-33
موشک هدایت راداری R-77 و موشک هدایت فروسرخ R-73 از جمله دیگر تسلیحات قابل حمل توسط میگ 31 هستند، البته بایستی به این نکته توجه داشت که موشک R-33 سلاح اصلی میگ 31 محسوب می شود. در سالهای اخیر مدل MiG-31BM نیز به بازار عرضه شده است که توان حمل چند مدل از موشک های هوا به سطح مثل KH-31، KH-25، KH-29، KH-59 و همچین بمب های هدایت شونده سری KAB روسی را دارند.
موشک هوا به هوای برد بلند R-37 نیز آزمایشاتی را بر روی فاکس هاوند انجام داده است اما وضعیت تولید و عملیاتی بودن این موشک در حال حاضر در هاله ای از ابهام قرار دارد.
سگ شکاری روسها در آسمان به سوریه وارد شد (آماده نیست) موشک KH-31
موشک KH-31 و KH-59 را بایستی دو سلاح هوا به سطح استراتژیک روسها دانست که در صورت تحویل به سوریه می تواند تاثیر بسیار گسترده ای در توان این کشور داشته باشد. موشک اولی یک سلاح ضد رادار با سرعت نزدیک به 3 برابر سرعت صوت است و بردی در حدود 120 کیلومتر داشته و امکان استفاده از آن بر ضد شناورهای دشمن نیز وجود دارد. سر جنگی این موشک حدودا 90 کیلو وزن دارد.
موشک KH-59 نیز یک سلاح هوا پرتاب با برد 120 کیلومتر در مدل های صادراتی برای حمله به اهداف زمینی می باشد. سر جنگی این موشک 320 کیلو و سرعت آن حدود 0.88 ماخ است. این سلاح می توانند میگ 31 را از یک رهگیر صرف تبدیل به یک جنگنده چند منظوره با توانایی درگیری با انواع اهداف هوایی و سطحی بکند. یک قبضه توپ 6 لول 23 میلی متری نیز با نواخت 10 هزار گلوله در دقیقه بر روی میگ 31 نصب شده است.
سگ شکاری روسها در آسمان به سوریه وارد شد (آماده نیست) موشک KH-59
اما یکی از دلایلی که میگ 31 را به اینچنین شکارچی قابل تبدیل می کند، نه فقط سیستم های راداری و تسلیحاتی، بلکه مشخصات پروازی این رهگیر روسی است. این جنگنده از دو عدد موتور D-30F6 بهره می برد که می تواند سرعت بیشینه ای در حدود 2.83 ماخ یعنی در حدود 3 هزار کیلومتر بر ساعت را برای این هواپیما تامین می کند و این هواپیمای را به یکی از سریعترین هواپیماهای جنگی جهان بدل کرده است.
ارتفاع پروازی این رهگیر نیز در حدود 20 کیلومتر است که عدد بسیار مناسبی برای هواپیمایی در این کلاس محسوب می شود. برد رزمی این هواپیما نیز در حدود 1450 کیلومتر است.
این سرعت و ارتفاع پروازی بسیار بالا باعث می شود که میگ 31 نه فقط در برابر اهدافی مثل موشک های کروز و حتی جنگنده های دشمن نیز به مدافعی قابل بدل شود. این هواپیما می تواند با توجه به سرعت بالای خود بسیار سریع به هدف مورد نظر خود نزدیک شده و با شلیک موشک های خود که از قابلیت "شلیک کن – فراموش کن" برخوردار هستند این تهدیدات را نابود کرده و یا وادار به عقب نشینی کند.
در عین حال در بحث شناسایی نیز این هواپیما توان حمل غلاف های مختلف مخصوص عکس برداری را داشته و با توجه به ارتفاع پروازی و سرعت بالای خود می تواند اطلاعات شناسایی مهمی را برای نیروهای خودی تهیه کند. شاید یکی از دلایلی که سوری ها در شرایط فعلی به دنبال رهگیری اینچنین رفته اند را بتوان در تجربیات سوری ها در مقایسه با برخی تهدیدات در فراتر از مرزهای این کشور پیدا کرد.
سال گذشته و در جریان به اصطلاح آغاز مبارزه نیروهای ائتلاف با گروه تروریستی داعش در خاک سوریه شاهد اصابت چند فروند موشک کروز آمریکایی تاماهاوک به نقاطی مربوط به دولت سوریه بودیم. برخی منابع خبری ادعا کرده اند که در جریان یکی از حمله های سال گذشته رژیم صهیونیستی به یکی از انبارهای اسلحه سوریه، نه از جنگنده بلکه از موشکهای کروز زیردریایی پرتاب استفاده شده است و از سوی دیگر پرواز پهپادهای خارجی که مواردی از پرواز آنها بر روی سوریه گزارش شده است، تماما تهدیداتی است که میگ 31 دقیقا برای مقابله با آنها طراحی و ساخته شده است.
در هر صورت با اضافه شدن حتی 6 فروند میگ 31 مدل E به نیروی هوایی سوریه هم می توان انتظار داشت که توان دفاع هوایی این کشور در برابر متجاوزان خارجی شدیدا افزایش پیدا کند، هرچند ممکن است علی رغم برخی شیطنت ها و تحریک های دشمنانی چون رژیم صهیونیستی، ارتش سوریه ترجیح دهد این جنگنده ها را در موقعی برای مقابله با تجاوز دشمنان به کار ببرد که تاثیر و شدت تخریب بیشتری بر توان تهاجمی متجاوز داشته باشد نه اینکه توقع داشت هر تهدید هوایی، با حمله این میگ ها پاسخ داده شود.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار علما، صاحب‌نظران و میهمانان اجلاس مجمع جهانی اهل بیت

رهبر معظم انقلاب:
اجازه نفوذ و حضور آمریکایی‌ها در ایران را نمی‌دهیم/ نهضت بیداری اسلامی سرکوب‌شدنی نیست/ تجزیه عراق و سوریه هدف مشخص آمریکایی‌هاست

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمودند: اجازه نفوذ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آمریکا را با همه‌ توان، نخواهیم داد و با این نفوذ مقابله خواهیم کرد‌.

            

خبرگزاری فارس: اجازه نفوذ و حضور آمریکایی‌ها در ایران را نمی‌دهیم/ نهضت بیداری اسلامی سرکوب‌شدنی نیست/ تجزیه عراق و سوریه هدف مشخص آمریکایی‌هاست                 

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (دوشنبه) در دیدار علما، صاحب‌نظران و میهمانان اجلاس مجمع جهانی اهل بیت علیهم‌السلام و اجلاس اتحادیه‌ی رادیو و تلویزیون‌های اسلامی، مبارزه با نقشه‌های استکبار در منطقه را مصداق بارز جهاد فی‌سبیل‌الله خواندند و با اشاره به مقابله‌ی قاطع با «تلاش آمریکا برای سوءاستفاده از نتایج مذاکرات هسته‌ای و نفوذ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در ایران»، افزودند: نقشه‌ی نظام سلطه در منطقه بر دو پایه‌ی ایجاد اختلاف و نفوذ استوار است که باید با نقشه‌های صحیح هجومی و دفاعی به مبارزه‌ی هوشیارانه و بی‌وقفه با آن پرداخت.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به برگزاری ششمین مجمع عمومی مجمع جهانی اهل بیت علیهم‌السلام ، لازمه‌ی پیروی از اهل بیت پیامبر صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین را ترویج معارف اسلامی، اقامه‌ی احکام الهی، مجاهدت در راه خدا با همه‌ی وجود و مبارزه با ظلم و ظالم برشمردند و تأکید کردند: مجاهدت در راه خدا فقط به معنای جنگ نظامی نیست بلکه شامل مبارزه‌ی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی نیز می‌شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: امروز مصداق عینی مجاهدت در راه خدا شناخت نقشه‌های استکبار در منطقه‌ی اسلامی و به‌ویژه منطقه‌ی راهبردی و حساس غرب آسیا و برنامه‌ریزی برای مبارزه با آنها است که این مبارزه باید شامل مقابله‌ی دفاعی و مقابله‌ی هجومی باشد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به توطئه‌های استکبار در منطقه در یک‌صد سال گذشته گفتند: اگر چه توطئه‌های استکبار در منطقه‌ی اسلامی، سابقه‌ای طولانی دارد اما فشارها و توطئه‌ها از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، تشدید شد تا این تجربه در دیگر کشورها تکرار نشود.

ایشان خاطرنشان کردند: نظام جمهوری اسلامی از 35سال گذشته همواره هدف تهدیدها، تحریم‌ها، فشارهای امنیتی و توطئه‌های گوناگون سیاسی بوده و ملت ایران به این فشارها عادت کرده است.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: البته توطئه‌های دشمنان در منطقه‌ی غرب آسیا، بعد از نهضت بیداری اسلامی که چند سال قبل از شمال آفریقا آغاز شد، به دلیل سراسیمگی دشمن شدت بیشتری گرفت.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفتند: تصور آنها این است که توانسته‌اند، نهضت بیداری اسلامی را سرکوب کنند اما این نهضت سرکوب‌شدنی نیست و همچنان ادامه دارد و دیر یا زود واقعیت خود را نشان خواهد داد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، نظام سلطه و در رأس آن ایالات متحده امریکا را مصداق عینی و مظهر کامل «مفهوم دشمن» خواندند و تأکید کردند: آمریکا هیچ بهره ای از اخلاقیات انسانی ندارد و بدون هیچ ابائی و در پوشش الفاظ زیبا و لبخند، دست به خباثت و جنایت می زند.

رهبر انقلاب اسلامی سپس، به تبیین نقشه دشمن در شرایط کنونی پرداختند و افزودند: این نقشه بر دو پایه «ایجاد اختلاف» و «نفوذ» استوار است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درخصوص طراحی دشمن برای اختلاف انگیزی خاطرنشان کردند: ایجاد اختلاف میان دولتها و خطرناک تر از آن میان ملتها در دستور کار استکبار قرار دارد.

ایشان با اشاره به اینکه در مقطع فعلی برای ایجاد اختلاف میان ملتها از عناوینی همچون شیعه و سنی استفاده می شود، انگلیسی ها را متخصص اختلاف افکنی و امریکاییها را شاگرد آنها خواندند و افزودند: ایجاد گروههای جرار، هتاک و جبار تکفیری که امریکاییها به دست داشتن در ایجاد آنها اذعان کرده اند، مهمترین ابزار برای ایجاد اختلاف های به ظاهر مذهبی میان ملتها است که متأسفانه برخی مسلمانان ساده لوح نیز به دلیل نداشتن بصیرت، فریب این توطئه و نقشه را خورده و در داخل طراحی دشمن قرار گرفته اند.

رهبر انقلاب اسلامی نمونه واضح این موضوع را مسئله سوریه بیان کردند و گفتند: هنگامی که در تونس و مصر، حکومتهای طاغوتی با شعارهای اسلامی سرنگون شدند، امریکاییها و صهیونیستها تصمیم گرفتند از این فرمول برای نابودی کشورهای مقاومت استفاده کنند و به همین دلیل به سراغ سوریه رفتند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: بعد از آغاز ماجرای سوریه، عده ای مسلمان بی بصیرت در نقشه طراحی شده قرار گرفتند و با پر کردن جدول دشمن، کشور سوریه را به چنین وضعیتی رساندند.

ایشان تأکید کردند: آنچه که امروز در عراق، سوریه، یمن و مناطق دیگر در حال روی دادن است و تلاش می شود از آن به عنوان «جنگ مذهبی» یاد شود، به هیچ وجه جنگ مذهبی نیست بلکه جنگ سیاسی است.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: امروز مهمترین وظیفه، تلاش برای از بین بردن این اختلافها است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفتند: ما صریحاً و علناً گفته ایم که جمهوری اسلامی ایران دست دوستی را به سوی همه دولتهای اسلامی منطقه دراز می کند و با دولتهای مسلمان هیچ مشکلی ندارد.

ایشان افزودند: جمهوری اسلامی ایران با اغلب همسایگان خود روابط دوستانه دارد البته برخی کشورها هم با ما اختلاف دارند و لجاجت و خباثت انجام می دهند ولی ایران بنا را بر روابط خوب با همسایگان و دولتهای اسلامی و بویژه ملتهای منطقه گذارده است.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: مبنای رفتار جمهوری اسلامی ایران، اصولی است که امام بزرگوار (ره) بواسطه پایبندی به آنها توانست انقلاب اسلامی را پیروز کند و به مرحله ثبات برساند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «اشداء علی الکفار و رحماء بینهم» را یکی از اصول و مبانی مستحکم نظام اسلامی خواند و تأکید کردند: ما براساس درس امام بزرگوار (ره) و خط مسلم جمهوری اسلامی، با استکبار سرآشتی نداریم اما با برادران مسلمان بنای دوستی و رفاقت داریم.

ایشان خاطرنشان کردند: ما در حمایت از مظلوم توجهی به مذهب نمی کنیم و همان حمایتی را که از برادران شیعه خود در لبنان کردیم، از برادران اهل سنت خود در غزه نیز انجام داده ایم و مسئله فلسطین را مسئله اول جهان اسلام می دانیم.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در جمع بندی موضوع «ایجاد اختلاف» به عنوان پایه اول نقشه دشمن در منطقه اسلامی غرب آسیا، خاطرنشان کردند: تشدید اختلاف در دنیای اسلام ممنوع است و ما با هر رفتار و حرکتی که موجب ایجاد اختلاف شود حتی از جانب برخی گروههای شیعه مخالفیم و اهانت به مقدسات اهل سنت را محکوم می کنیم.

رهبر انقلاب اسلامی، «نفوذ» در کشورهای منطقه را دومین نقشه شوم امریکا برشمردند و تأکید کردند: ایالات متحده درصدد نفوذ دهها ساله در منطقه و بازسازی آبروی از دست رفته خویش است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تلاش واشنگتن برای سوءاستفاده از نتایج مذاکرات هسته ای افزودند: امریکایی ها می خواهند از توافقی که هنوز نه در ایران و نه در امریکا تکلیفش و رد یا قبول شدنش معلوم نیست، وسیله ای برای نفوذ در ایران بسازند اما ما این راه را قاطعانه بسته ایم و با همه توان بالای خود، اجازه نفوذ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و یا حضور سیاسی در ایران را به امریکایی ها نمی دهیم.

ایشان سیاستهای منطقه ای جمهوری اسلامی را نقطه مقابل سیاستهای منطقه ای امریکا خواندند و افزودند: آنها به دنبال تجزیه کشورهای منطقه و ایجاد کشورهای کوچک و تابع هستند اما به حول و قوه الهی این اتفاق رخ نخواهد داد.

رهبر انقلاب هشدارهای قبلی خود را درباره تلاش امریکا برای تجزیه عراق یادآوری کردند و افزودند: برخی، از آن سخنان تعجب می کردند اما امروز امریکایی ها بصراحت از تجزیه عراق دم می زنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: تجزیه عراق و اگر بتوانند سوریه، هدف مشخص امریکایی هاست اما تمامیت ارضی کشورهای منطقه و عراق و سوریه برای ما بسیار مهم است.

رهبر انقلاب در ادامه تبیین تقابل سیاستهای منطقه ای جمهوری اسلامی با سیاستهای رژیم ایالات متحده، افزودند: ایران، از مقاومت در منطقه از جمله مقاومت فلسطین کاملاً دفاع می کند و از هرکسی که با اسرائیل مبارزه می کند و رژیم صهیونیستی را می کوبد حمایت خواهد کرد.

ایشان مقابله با سیاستهای تفرقه انگیز امریکا و مراکز اختلاف افکن را از دیگر سیاستهای اصلی ایران برشمردند و تأکید کردند: ما تشیعی را که پایگاه و مرکز تبلیغاتش لندن است و نقش جاده صاف کن استکبار را ایفا می کند اصولاً تشیع نمی دانیم.

رهبر انقلاب دفاع جمهوری اسلامی ایران از همه مظلومان از جمله مردم بحرین و یمن را خاطرنشان کردند و افزودند: برخلاف ادعاهای بی پایه، ما در این کشورها دخالتی نمی کنیم اما به حمایت از مردم مظلوم ادامه می دهیم.

ایشان با انتقاد شدید از کشتار مظلومان یمن و ویران کردن این کشور گفتند: پیگیری برخی اهداف سیاسی آن هم با روشهای حماقت آمیز، باعث ادامه جنایات در حق مردم یمن شده است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در جمع بندی این بخش از سخنانشان افزودند: در مناطق دیگر جهان اسلام از جمله پاکستان و افغانستان نیز حوادث دردآوری روی می دهد که مسلمانان باید با بصیرت و هوشیاری این مشکلات را علاج کنند.

رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان، اتحادیه رادیو تلویزیونهای اسلامی را مرکزی بسیار مهم برای مقابله با امپراطوری خطرناک و مافیای پیچیده رسانه های امریکایی -  صهیونیستی خواندند و افزودند: این حرکت باید کاملاً تقویت شود و گسترش یابد.

ایشان فاصله فراوان رسانه های اکثر کشورهای اسلامی از خواستهای مردم مسلمان و تبعیت این رسانه ها از سیاستهای خطرناک استکبار را یادآور شدند و افزودند: «امپراطوری رسانه ای ظالمان»، در عین ادعای بی طرفی، با تحریف و دروغ و انواع روشهای پیچیده، در خدمت اهداف زورگویان جهانی است.

رهبر انقلاب در پایان سخنانشان افزودند: با وجود رجزخوانی های استکبار و دنباله های آن، بدون تردید عزت و قدرت اسلام، به برکت حضور مردان و جوانان و زنان مجاهد، روشن و تضمین شده است و آینده منطقه به ملتهای مسلمان تعلق دارد.

در پایان این دیدار، رهبر انقلاب با جمعی از میهمانان، از نزدیک دیدار و گفتگو کردند.

پیش از بیانات رهبر معظم انقلاب، حجت الاسلام و المسلمین محمد حسن اختری دبیر کل مجمع جهانی اهل بیت(ع)با بیان گزارشی از اجلاس ششم مجمع گفت: جلسه عمومی مجمع جهانی اهل بیت (ع) با حضور علمای و شخصیتهای بیش از 30 کشور جهان تشکیل شده است.

حجت‌الاسلام کریمیان دبیرکل اتحادیه رادیو تلویزیون‌های کشورهای اسلامی نیز در گزارشی خاطرنشان کرد: تلاش برای ایجاد ادبیاتی جدید در عرصه رسانه ای با معیارهای اسلامی، کسب اعتماد عمومی، تمرکز بر تربیت نیروی انسانی، ایجاد سازوکار تولید توزیع و انتشار خبر و تلاش برای مدیریت محتوا از مهمترین اقدامات اتحادیه رادیو و تلویزیون‌های اسلامی بوده است.

زنده شدن مرده هنگام اهدای عضو

خبرگزاری تسنیم، یک مرد فرانسوی که مرگش پس از ایست قلبی و توقف ضربان قلب به مدت 90 دقیقه تایید شده بود، مقابل دیدگان جراحانی که قصد خارج کردن اعضای سالم بدنش را برای پیوند به دیگر بیماران داشتند، زنده شد. این مساله باعث ایجاد بحث‌هایی میان پزشکان شد.

به گفته پزشکان، این مرد شروع به نفش کشیدن و مردمک‌ چشم‌هایش شروع به پاسخ دادن به محرک‌های محیطی کرد و علایم حیاتی او از سر گرفته شد و قلبش بار دیگر شروع به تپیدن کرد. این اهدا کننده عضو، پس از چند هفته به راه افتاده و شروع به صحبت کرده است.

همزمان با سخنرانی نصرالله رخ داد

 
رزمندگان قادمون موفق شدند همزمان با سخنرانی دبیرکل حزب‌الله، به سه هزار و 541 پایگاه اینترنتی صهیونیستی حمله و آنها را هک کنند که بزرگترین حمله سازمان‌یافته در جنگ سایبری با رژیم صهیونیستی در فضای مجازی است.
گروه بین‌الملل مشرق - درحالی که همه نگاه ها در تل آویو و دیگر مناطق سرزمین های اشغالی به منطقه «وادی الحجیر» در مرکز جنوب لبنان که تنها 10 کیلومتر با مرزهای فلسطین اشغالی فاصله دارد، دوخته شده بود و همه در سرزمین های اشغالی منتظر سخنرانی «سید حسن نصر الله»، دبیرکل حزب الله لبنان به مناسبت سالروز پیروزی نهم ژوئیه بودند، چشمان تیزبین رزمندگان سازمان موسوم به «قادمون» پایگاه های اینترنتی خبری دشمن صهیونیستی را زیر نظر داشت و رصد می کرد تا در فرصت مناسب به آنها ضربه نهایی و کاری را وارد کند.
بزرگترین حمله سایبری حزب‌الله به 3 هزار و 541 پایگاه‌ اینترنتی رژیم صهیونیستی +عکس
قادمون از صبح روز جمعه مرحله سوم «عملیات العماد» را که 12 ژوئیه گذشته کلید آن را زده بود، تحت عنوان «غزوه امیر میادین» با حمله سایبری گسترده در فضای مجازی علیه دشمن صهیونیستی آغاز کرد.
طی این حمله سایبری رزمندگان قادمون موفق شدند، به سه هزار و 541 پایگاه اینترنتی صهیونیستی حمله و آنها را هک کنند که نام آنها توسط این سازمان به طور کامل در صفحه اینترنتی قادمون در فیس‌بوک ذکر شده است.
«مجاهد العاملی»، مسئول اطلاع رسانی سازمان قادمون در این خصوص تصریح کرد که این بزرگ ترین حمله سازمان‌یافته و جنگ سایبری صورت گرفته با رژیم صهیونیستی در فضای مجازی است.
مسئول اطلاع رسانی سازمان قادمون می افزاید: برای رسیدن به این پیروزی، گام های مهم و بزرگی برداشته شده است.
قادمون تمام روز جمعه به هک کردن پایگاه های خبری اینترنتی صهیونیستی در تمام عرصه‌ های اقتصادی، سیاسی، رسمی و حکومتی، خدماتی، سیاحتی و حتی پایگاه های شخصی و خصوصی شخصیت های سرشناس صهیونیستی، نویسندگان، سازمان ها و غیره اختصاص داده بود و انتخاب و رصد آنها بدون پیش زمینه و آنی صورت می گرفت.
در بین این پایگاه های حک شده، صدها پایگاه اینترنتی مهم و تاثیرگذار صهیونیستی نیز مشاهده می شدند که از جمله آنها می توان به پایگاه اینترنتی روزنامه صهیونیستی معروف و مشهور «یدیعوت آحارانوت» اشاره کرد که تنها چند ساعت پیش از آغاز سخنرانی سید حسن نصر الله توسط رزمندگان قادمون هک شد و تا پایان سخنرانی دبیرکل حزب الله لبنان در وادی الحجیر تحت کنترل قادمون بود.
مسئول اطلاع رسانی سازمان قادمون در این خصوص توضیح می دهد که رزمندگان این سازمان پایگاه عبری زبان این روزنامه را هدف گرفتند و به این ترتیب ساعتی پیش از آغاز سخنرانی دبیرکل حزب الله لبنان با هک کردن پایگاه اینترنتی این روزنامه صهیونیستی آن را از عرصه رسانه ای خارج کردند.
بزرگترین حمله سایبری حزب‌الله به 3 هزار و 541 پایگاه‌ اینترنتی رژیم صهیونیستی +عکس
سازمان از طریق پایگاه اینترنتی این روزنامه تصوری را پخش کرد که شهید «خالد بزی» معروف به امیر میادین را نشان می داد که در کنار آن مهر قادمون تحت عنوان تصرف شد، خورده بود.
شهيد خالد بزي، یکی از قهرمانان و دلیرمردان مقاومت حزب الله است که در درگیری‌ های شهرک «بنت جبیل» به شهادت رسید، وی از جمله فرماندهان نظامی بارز و برجسته مقاومت بود که پیروزی های بسیاری را برای مقاومت به دست آورده بود و اواخر ژوئیه در جریان مقابله با تجاوز رژیم صهیونیستی به شهادت رسیده بود.

زنان سیاستمدار ایرانی را بشناسید

-->

  زنان ایرانی در عرصه‎های سیاسی پابه‎پا‌ی مردان حضور دارند در گزارش زیر با برخی چهر‌ه‌های شناخته شده در این زمینه آشنا خواهیم شد.

به گزارش مشرق، در دنیای امروز زنان زیادی گوی سبقت را از مردان ربوده‌اند و با تکیه بر  کرسی‌های قدرت عملا جامعه را متقاعد کرده‌اند که در سیاست توانمند هستند و  خود را به عنوان رکنی برای توسعه سیاسی به جامعه معرفی کرده‌اند. حضور زنان در بالاترین سطح فعالیت سیاسی هم ناشی از اراده آنان برای تحقق رویاهایشان و هم به معنای کم‌رنگ شدن باورهای مردسالارانه و زن ستیزی در جامعه است.
 
در جامعه امروز ایران هم زنان تحصیلکرده‌ بسیاری پا به پا‌ی مردان در  عرصه‌های مختلف از جمله سیاسی حضور دارند که در این گزارش با برخی  چهر‌ه‌های شناخته شده در این زمینه بیشتر آشنا خواهیم شد.
 
 
                                      زنان سیاستمدار ایرانی را بشناسید                                                
 
 مرضیه افخم 
 
مرضیه افخم، دی ماه ۱۳۴۱ در تهران به دنیا آمد. وی مدارک فوق لیسانس مطالعات  منطقه‌ای دانشگاه آزاد اسلامی و لیسانس زبان انگلیسی از دانشگاه علامه  طباطبایی تهران را در کارنامه تحصیلی خود دارد. وی دیپلمات ایرانی، از دهم  شهریور 1392 سخنگوی وزارت امور خارجه ایران شد. او رئیس مرکز دیپلماسی  عمومی و رسانه‌ای وزارت امور خارجه هم هست و نخستین زنی است که به سمت  سخنگویی یک وزارت‌خانه در ایران منصوب شده است. 
 
مرضیه افخم همچنین سمت‎هایی چون معاون اداره اطلاعات وانتشارات، معاون اداره  رسانه‌های گروهی، رئیس اداره رسانه های گروهی، مدیرکل اطلاعات و مطبوعات،  مشاور وزیر امور خارجه، کارشناس ارشد حوزه وزیر، معاون مدیرکل دیپلماسی  عمومی، معاون دیپلماسی عمومی مرکز، سخنگو و رئیس مرکز دیپلماسی عمومی  ورسانه‌ای را در کارنامه خود دارد که وی را به عنوان زنی موفق در تمامی  امور به جامعه معرفی می‎کند.
 
 
                                       زنان سیاستمدار ایرانی را بشناسید                                                
 الهام امین‌زاده 
 
 
الهام امین‌زاده در سال ۱۳۴۳ در شهر شیراز به دنیا آمد. وی دارای مدرک دکترا در  حقوق بین‌الملل از دانشگاه گلاسگو‌ در بریتانیا‌ است. از سوابق سیاسی وی  می‌توان به عضویت در دوره هفتم مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده مردم  تهران اشاره کرد. وی همچنین از سوی دکتر روحانی به عنوان معاون حقوقی رئیس  جمهور انتخاب شده است.
 
وی سوابق کاری مختلفی همچون معاونت پژوهشی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تدریس در دانشکده‌های  حقوق دانشگاه تهران، امام صادق، علامه طباطبایی، دانشکده علوم قضایی و  اداری قوه قضائیه، عضویت در هیئت همراه وزیر امور خارجه در کشور مصر،عضویت  در هیئت پارلمانی اعزامی به کشور هلند، عضویت در هیئت پارلمانی همراه رئیس  جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد - نیویورک، ریاست کمیته حقوقی انجمن  حمایت از مصدومین شیمیایی، ریاست کمیته حقوقی جمعیت دفاع از ملت فلسطین و  معاونت پژوهشی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران را نیز در پرونده  خود دارد که بر موفق بودن وی صحه گذاشته است. 
 
 
                                     زنان سیاستمدار ایرانی را بشناسید                                                
 
شهیندخت مولاوردی
 
شهیندخت مولاوردی در سال ۱۳۴۴ در شهر خوی در استان آذربایجان‌غربی دیده به جهان  گشود. وی سال 1363 در دوره کارشناسی حقوق دانشگاه شهید بهشتی پذیرفته شد و  پس از پایان دوره کارشناسی به مدت چهارسال در آموزش و پرورش منطقه 3 تهران  مشغول به تدریس شد، و با قبولی دوره کارشناسی ارشد در رشته حقوق بین‌الملل  در دانشگاه علامه طباطبایی به این فعالیت خود پایان داد.
 
مولاوردی پایان‌نامه خود را با موضوع "بررسی اقدامات بین‌المللی مقابله با خشونت  علیه زنان" ارائه کرد. وی چندین کتاب در حوزه حقوق زنان همچون "موازین  بین‌المللی حقوق زنان"، "مقابله با خشونت علیه زنان در کشورهای اسلامی"،  "کالبدشکافی خشونت علیه زنان"، " بیم‌ها و امیدها: درآمدی بر جایگاه حقوق  زن در قوانین جمهوری اسلامی ایران" و... به نگارش درآورده است. نویسندگی  مولاوردی با دریافت ابلاغ سردفتری در دی ماه 1386 کمرنگ شد. وی همچنین مهر  سال 1392 با حکم دکتر روحانی، به سمت معاون رئیس جمهور در امور زنان و  خانواده منصوب شد.
 
 
                                        زنان سیاستمدار ایرانی را بشناسید                                                  
 
 
معصومه ابتکار 
 
معصومه ابتکار، فرزند دکتر تقی ابتکار در سال ۱۳۳۹ در تهران به دنیا آمد. وی  همراه والدین خود از سه تا 9 سالگی در شهرهای فیلادلفیا و ماساچوست آمریکا  به خاطر ادامه تحصیل پدر در رشته دکترای مکانیک، اقامت داشت. ابتکار پس از  بازگشت به تهران، تحصیلات خود را در مدرسه بین‌المللی ایران زمین ادامه داد و در سال 1356 وارد دانشگاه پلی تکنیک در رشته مهندسی پتروشیمی شد. اما در سال 60 تغییر رشته داد و لیسانس خود را از دانشگاه شهید بهشتی در رشته  تکنولوژی پزشکی و فوق لیسانس و دکترا را در رشته ایمنی‌شناسی (ایمونولوژی)  از دانشگاه تربیت مدرس کسب کرد.
 
معصومه ابتکار در دوران دانشجویی به عنوان سخنگوی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام  شناخته شد. این عنوان که یکی از دلایلش تسلط وی به زنان انگلیسی بود، بعدها سبب سپردن مسئولیت سردبیری روزنامه کیهان انگلیسی به وی شد.
 
او اولین زن در جمهوری اسلامی ایران بود که به هیات دولت راه یافت و طی  سال‌های 1376 تا 1384 در سمت معاون رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط  زیست انجام وظیفه نمود. در عین حال دکتر ابتکار به تدریس در دانشگاه تربیت  مدرس مشغول بوده و هم اکنون دانشیار گروه ایمونولوژی این دانشگاه است.
 
دکتر ابتکار در سال 1384 به دلیل تلاش‌هایش در سازمان حفاظت از محیط زیست ایران و نقشی که در آن دوران برای بهبود همکاری‌های منطقه‌ای و جهانی داشت به  عنوان یکی از هفت «قهرمان زمین» سال 2006 سازمان ملل متحد انتخاب شد.
 
مـرکز صلح و محیط زیست به عنوان یک سـازمان غیردولتی در سال 1384 به پیشنهاد و  تلاش وی به منظور ایجاد زمینه تبادل نظر و گفت و گو پیرامــون مسایـل محیـط زیست در سطـوح ملـی، منطقـه‌ای و بیـن‌المللی و بـرقـراری ارتبـاط با  علاقمندان و متخصـصان محیط زیست تاسیس شد. وی رییس هیات مدیره مرکز صلح و  محیط زیست است.
 
معصومه ابتکار در سال 1385 از سوی مردم تهران به عنوان عضو سومین دوره شورای  اسلامی شهر تهران برگزیده شد. وی برای نخستین بار کمیته محیط زیست در این  شورا را با حدود 20 کارگروه تخصصی به راه انداخت و مسئولیت این کمیته را  عهده دار شد.
 
روایت معصومه ابتکار از وقایع درون سفارت تسخیر شده آمریکا در تهران تنها کتابی  است که از این ماجرا توسط طرف ایرانی به زبان انگلیسی نگارش یافته و توسط  انتشارات تالون بوکز در کانادا با عنوان Takeover in Tehran منتشر شده است.  این کتاب به زبان‌های فارسی و عربی نیز ترجمه و به ترتیب با اسامی "تسخیر"  و "صراع فی طهران" در تهران و بیروت به چاپ رسیده است. انتشار این کتاب به سه زبان در سال های 1379 و 1380 صورت گرفت.
 
دکتر معصومه ابتکار شهریور سال 1392 از سوی دکتر روحانی به عنوان معاون رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست منصوب شد.
 
زنان سیاستمدار ایرانی را بشناسید
 
 
فاطمه آلیا
 
فاطمه آلیا متولد سال 1335 در تهران است. وی دارای مدرک کارشناسی ارشد علوم  سیاسی است و به عنوان نماینده مردم تهران در دوره‌های هفتم تا نهم در مجلس  شورای اسلامی حضور داشته است.
 
آلیا سوابق کاری عضویت در هیئت عالی نظارت مجلس شورای اسلامی، عضویت در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، تدریس در مراکز تربیت معلم، ریاست فراکسیون حمایت از حقوق معلولان، ریاست کمیته حقوق بشر مجلس، عضویت در کمیسیون  فرهنگی و ریاست کمیته زنان و خانواده مجلس هفتم و سمت قائم مقامی امور زنان در سازمان صدا و سیما را در پرونده خود دارد.
 
وی همچنین عضو جبهه پایداری می‌باشد.
 
 
 
 
                                       زنان سیاستمدار ایرانی را بشناسید                                       
 
 لاله افتخاری
 
لاله افتخاری سال 1338 در شهرستان شاهرود و خانوده ای مذهبی و اهل علم متولد  شد. وی علیرغم اشتیاق به تحصیل و اخذ رتبه اول تحصیلی، بدلیل اعمال محدودیت های دینی و نامناسب بودن فضای آموزشی نزد مادر به فراگیری  علوم حوزوی  پرداخت. در سن 16 سالگی به راهنمایی پدر و مادر با عزیمت به سمنان، در حوزه علمیه آن شهر به تدریس و اداره آنجا مشغول گردید ولی پس از چند ماه بر اثر مزاحمتها و اشکال تراشی‌های ساواک مجبور به بازگشت به شهر خود شد.
 
در زمان جنگ تحمیلی پدر و همسر او به فرمان امام (ره) به جبهه‌های جنگ عزیمت   و هر دو درسال 1365 در عملیات کربلای 4 به درج رفیع شهادت نائل گردیدند.  پس از شهادت دو عزیز، وی از پایه سوم دبیرستان به ادامه تحصیل پرداخت و پس  از عزیمت به شهرهای مشهد و تهران ، جهت تحصیل در مقاطع عالیه ضمن انتخاب به عنوان دانشجوی نمونه کشور، در سال 80 مدرک دکترای علوم قرآن و حدیث خود را با درجه عالی از دانشگاه تهران اخذ نمود و پس از پایان تحصیل به تدریس و  تحقیق در حوزه و دانشگاه مشغول گردید.
 
دکتر  افتخاری در سالهای 82  و 86 با عضویت در حزب آبادگران ایران اسلامی و جبهه  متحد اصولگرایان،از سوی مردم شریف تهران، ری، اسلامشهر و لواسانات به  نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب شد.
 
مدیریت  گروه الهیات دانشگاه شاهد و احیا و بازسازی آن، راه اندازی گروه علوم قرآنی و فقه در دانشگاه شاهد، عضویت در هیئت رئیسه کمیسیون آموزش وتحقیقات در  مجلس هشتم، استادیاری دانشگاه شاهد، مسئول حوزه علمیه خواهران شهرستان  سمنان، تدریس در دانشگاه های شاهد، علوم حدیث، اصول الدین و علامه طباطبایی  (ره) و ریاست کمیته پیگیری امور دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در خارج  از کشور بخشی از سوابق شغلی وی می‌باشند.
 
 
 
                              زنان سیاستمدار ایرانی را بشناسید                                                       
 
فاطمه رهبر
 
فاطمه رهبر متولد سال 1343 در تهران و دانش آموخته کارشناسی ارشد ارتباط تصویری  دانشکده هنر و معماری است که از نوجوانی با شرکت در تظاهرات و  راهپیمایی‌های دانش آموزی و عمومی بر علیه رژیم منحوس پهلوی،  پا در عرصه  فعالیت سیاسی گذاشت. از دیگر سوابق فعالیت های سیاسی،علمی، فرهنگی و  اجتماعی وی می توان  به عضویت در  7 دوره شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی از سال 1377، موسس واحد خواهران حزب موتلفه اسلامی سال 1375، تدریس هنرجویان  دانشکده هنر از سال 1374اشاره کرد
 
رهبر همچنین دبیری شورای عالی سیاستگذاری اینترنت صداوسیما، مدیریت طرح و توسعه سیستم‌های رایانه‌ای سازمان و نماینده 3 دوره هفتم، هشتم ونهم مجلس شورای  اسلامی از حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر را در رزومه شغلی  خود دارد و او را به عنوان زنی موفق معرفی می‌کند.
 
 
                                   زنان سیاستمدار ایرانی را بشناسید                                                        
 
 
نیره اخوان بیطرف
 
 
نیره اخوان بیطرف متولد سال 1335 در درود می‌باشد. وی دارای فوق لیسانس فقه و  مبانی اسلامی است و بر زبا‌ن‌های عربی و انگلیسی تسلط دارد. وی نماینده  مردم اصفهان در دوره‌های پنجم، هفتم و نهم در مجلس شورای اسلامی بوده و از  دیگر سوابق وی می‌توان به مسئولیت امور بانوان مراکز سی گانه صدا و سیما و  عضویت در هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، عضویت در کمیسیون قضایی و حقوقی و مجلس و عضو فراكسیون زنان در هنگام بررسی لایحه حمایت از خانواده اشاره  کرد. 
 
 
 
                                        زنان سیاستمدار ایرانی را بشناسید                                               
 
حلیمه عالی
 
حلیمه عالی متولد سال 1349 در زابل است. وی پزشک متخصص داخلی و نخستین نماینده  زن مردم استان سیستان و بلوچستان در مجلس شورای اسلامی می‌باشد. عالی در  دور دوم از انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، با اکتساب بیش از هفتاد هزار رأی، دومین نماینده حوزه انتخابی زابل، زهک و هیرمند شد.
 
زنان سیاستمدار ایرانی را بشناسید
 
سکینه عمرانی
 
سکینه عمرانی متولد سال 1351 در سمیرم است. وی دارای  فوق لیسانس علوم جانوری (گرایش فیزیولوژی) است و به زبان انگلیسی 
تسلط دارد و نماینده دوره نهم مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون کشاورزی، آب و  منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی از حوزهٔ انتخابیهٔ سمیرم در استان اصفهان  است. از دیگر سوابق وی می‌توان به دبیری در آموزش و پرورش اشاره کرد.
 
 
 
                                      زنان سیاستمدار ایرانی را بشناسید                                        
 
مهناز بهمنی
مهناز بهمنی متولد1349 در سراب است و دارای فوق لیسانس مدیریت می‌باشد و به زبان انگلیسی تسلط دارد. وی نماینده دوره نهم مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون  اقتصادی مجلس شورای اسلامی از حوزهٔ انتخابیهٔ سراب در استان آذربایجان  شرقی است.
 
 
زنان سیاستمدار ایرانی را بشناسید
 
شهلا میرگلوی بیات
 
 شهلا میرگلوی بیات متولد 1343 در تهران است و دارای بورد تخصصی جراحی زنان و  زایمان می‌باشد. وی نماینده دوره نهم مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون  بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی از حوزهٔ انتخابیهٔ ساوه و زرندیه در  استان مرکزی است.
 
 
                 
زنان سیاستمدار ایرانی را بشناسید 
 
زهره طیب زاده نوری
 
 
زهره طیب‌زاده نوری متولد 1339 در تهران است. وی از اعضای جبهه پایداری ،  نماینده دوره نهم مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس  شورای اسلامی از حوزهٔ انتخابیهٔ تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر در استان  تهران است. وی در دولت نهم رئیس مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری  بوده است. از دیگر مسئولیت‌های وی می‌توان به عضویت در  هئیت علمی دانشگاه  علوم پزشکی شهید بهشتی اشاره کرد.
 
 

مهمترین دلایل کشورهای غربی برای مخالفت با پرونده هسته ای ایران چیست؟

 

 
مخالفت غرب، به سرکردگی امریکا با برنامه هسته ای ایران نه ماهیت حقوقی و فنی، که ماهیت سیاسی دارد و آن عبارت است از اینکه آنها نمی توانند و نمی خواهند که جمهوری اسلامی ایران به پیشرفت های خود ادامه دهد.

مهمترین دلایل کشورهای غربی برای مخالفت با پرونده هسته ای ایران چیست؟به عبارت دیگر، آیا مخالفت غرب با پرونده هسته ای ایران ماهیت فنی و تکنولوژیکی یا حقوقی دارد و یا اینکه این مخالفت برخاسته از تمایلات سیاسی این کشورها می باشد؟

در چند قسمت می توان به سوال فوق پاسخ گفت. در بخش اول باید گفت که با توجه به گزارش های مکرر آژانس بین المللی انرژی اتمی(International Atomic Energy Agency(IAEA)) مبنی بر مبتنی بودن فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی ایران بر قوانین بین المللی و اینکه فعالیت های این کشور در چارچوب مقررات آژانس صورت می گیرد و  در این خصوص کمترین انحرافی وجود ندارد، مشخص است که فعالیت های ایران فاقد ایراد فنی یا تکنولوژیکی است. از سوی دیگر، با توجه به حداقل چهار دلیلی که در زیر می آید، می توا ن صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ایران را به اثبات رساند و از این نظر نیز طرف مقابل نمی تواند با توسل به بهانه های حقوقی و از جمله آنها، غیرصلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ایران، مانع از ادامه فعالیت های این کشور شود. این چهار دلیل عبارتند از :

1- عضویت جمهوری اسلامی  ایران در معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای(NPT)(Non proliferation of nuclear weapons Treaty): در توضیح باید گفت که ایران قبل از پیروزی انقلاب نیز عضو NPT بوده است، با پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران، این کشور می توانست عضویت خود در معاهده مذکور را لغو کند اما چون جمهوری اسلامی قصد ساخت سلاح هسته ای نداشت، عضویت خود در NPT را پذیرفت.

2- مهمتر از مورد اول، فتوای مقام معظم رهبری مبنی بر حرام بودن ساخت و استفاده از سلاح های هسته ای است که به مثابه شمشیر داموکلس تضمین کننده صلح آمیز بودن فناوری هسته ای ایران است.

3- همانطور که اشاره شد، گزارش های آژانس بین المللی انژی اتمی نیز صلح آمیز بودن و عدم انحراف در فعالیت های هسته ای ایران را بارها تأیید کرده اند.

4- رویکرد جمهوری اسلامی ایران در قبال پرونده هسته ای این کشور نیز بخوبی نشان می دهد که درصدد ساخت سلاح هسته ای نیست. به عنوان مثال، نقطه گریز ایران(مدت زمانی که یک کشور با ساخت سلاح هسته ای فاصله دارد) تا قبل از شروع مذاکرات هسته ای در دولت یازدهم، حدود هیجده ماه تخمین زده می شد و حال اگر ایران به دنبال ساخت سلاح هسته ای بود آیا معقول بود که اجازه دهد تا ذخایر بیست درصد خود را اکسید کند!!؟

بنا بر آنچه گفته شد، مشخص شد که منطق کشورهای غربی در قبال پرونده هسته ای ایران نه برخاسته از ایرادهای فنی و تکنولوژیکی برنامه هسته ای ایران و نه نشأت گرفته از دغدغه ای حقوقی است. با این وجود، چرا غرب از برنامه و فعالیت هسته ای ایران هراس دارد؟ پاسخ به این سوال را بایستی در بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای مجمع عالی بسیج جستجو کرد. ایشان در این زمینه فرمودند: «قصد واقعی استکبار و غرب در مقابل ایران، جلوگیری از رشد و اقتدار ملّت ایران است؛ قصد واقعی این است که از عزّت روز افزون ملّت ایران جلوگیری کنند؛ مسئله‌ی هسته‌ای یک بهانه است، بهانه‌های دیگری هم در کنار این هست. مسئله‌ی اصلی این است که استعدادهای ملّت ایران بتدریج بُروز و ظهور پیدا کرده است، دارد پیشرفت می کند در همه‌ی ابعاد؛ ابعاد سیاسی، ابعاد علمی، ابعاد گوناگون اجتماعی، و دارد اقتدار پیدا می کند، اینها از این ناراضی‌اند، از این ناراحتند، جلوی این را می‌خواهند بگیرند؛ تحریم و فشار هم به همین نیت است، تحریم و فشار اقتصادی به خاطر همین است که بلکه بتوانند از تلاشهای رو به گسترش ملّت ایران جلوگیری کنند؛ لذا تحریم می‌کنند، فشار می‌آورند... .»

در همین زمینه، آقای هانس بلیکس مدیر کل اسبق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مصاحبه ای  با شبکه تلویزیونی «راشاتودی»(یکشنبه 2/9/93) ضمن ارائه یک گزارش مستند و البته مختصر، نتیجه گرفت که «نگرانی غرب از برنامه هسته‌ای ایران ساختگی است و هدف اصلی آنها جلوگیری از قوی‌تر شدن ایران است.» یا اینکه جرج فریدمن، مسئول مرکز راهبردی «استراتفور» -معروف به باشگاه کهنه‌کاران CIA - گفته بود که «مشکل ما با ایران بر سر فعالیت هسته‌ای این کشور نیست، بلکه مشکل آن است که ایران نشان داده است نه فقط بدون حمایت آمریکا، بلکه در حال درگیری با آمریکا نیز می‌توان بزرگترین قدرت تکنولوژیک و نظامی منطقه بود. این پدیده ایران را به یک الگو برای کشورهای اسلامی تبدیل کرده است و بهار عربی (انقلاب‌های اسلامی منطقه) را در پی داشته است.» (نقل از روزنامه کیهان، 3/9/93)

بنابراین می توان گفت که مخالفت غرب، به سرکردگی امریکا با برنامه هسته ای ایران نه ماهیت حقوقی و فنی، که ماهیت سیاسی دارد و آن عبارت است از اینکه آنها نمی توانند و نمی خواهند که جمهوری اسلامی ایران به پیشرفت های خود ادامه دهد.

شناسه مطلب : 270979|

سوالات مربوط به تاسیسات هسته ای و پاسخ های آن

 

ابراهیم کارخانه‌ای تعریف ساده آب سنگین، تفاوت راکتور آب‌سنگین اراک با نیروگاه بوشهر، فردو و نطنز و علت مخالفت ها با تکمیل راکتور آب‌سنگین اراک را تشریح کرد.

 پرونده هسته‌ای کشورمان یکی از مهمترین پرونده‌هایی است که همواره در تعیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و نحوه برخورد سایر کشورها با این پرونده نقش داشته و تاثیرگذار بوده است.

هر چند موضوع هسته‌ای یک موضوع کاملا علمی و تخصصی است و باید متخصصین این حوزه در این باره تصمیم‌گیری کرده و اظهار نظر کنند اما با کارشکنی‌های پی در پی غرب به سرکردگی آمریکا، بعد سیاسی پرونده هسته‌ای کشورمان به سایر ابعاد این پرونده از جمله بعد علمی و کاربردی این پرونده چربیده و همواره بعد سیاسی آن مطرح بوده است.

پس از روی کار آمدن دولت یازدهم پرونده هسته‌ای ایران مسیر دیگری را پیمود به طوری که سوم آذر ماه سال جاری در ژنو تیم مذاکره کننده هسته‌ای کشورمان توانستند با گروه ۱+۵ متشکل از آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، چین و آلمان به توافق برسند.در این راستا دور دوم مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ به میزبانی وین نیز در حال حاضر در این شهر در حال انجام است و طبقه گفته برخی مسئولان محور مهم این مذاکرات راکتور آب سنگین اراک است.همواره عبارات و اصطلاحات مهمی در ارتباط با پرونده هسته‌ای مطرح می‌شود که آب سنگین، نیروگاه اتمی بوشهر، راکتور اتمی اراک، سایت هسته‌ای فردو، نطنز از جمله این عبارات است.برای آشنایی با این تعاریف، باشگاه خبرنگاران به سراغ «ابراهیم کارخانه‌ای» نماینده فعلی همدان که رئیس کمیته هسته‌ای مجلس بوده و کارشناس ارشد علوم هسته‌ای دارد رفته است که این گفتگو را در ادامه می‌خوانید.

* آب سنگین چیست؟

فرمول آب معمولی H۲O است، ولی فرمول آب سنگین D۲O است، D یعنی هیدروژن سنگین یا دو تریوم، پس آب معمولی ۲ هیدروژن معمولی با یک اکسیژن دارد ولی آب سنگین ۲ هیدروژن سنگین با یک اکسیژن دارد. عدد جرمی هیدروژن معمولی یک است در حالی که عدد جرمی هیدروژن سنگین ۲ است به همین دلیل می‌گویند D۲O یا آب سنگین.

* آیا آب سنگین و آب سبک با هم مخلوط هستند؟

بله، به ازای هر ۷ هزار مولکول آب معمولی یک مولکول آب سنگین وجود دارد که تحت فرآیند بسیار حساس می‌توان آب سنگین را از آب معمولی جدا کرد.

* پس آبی که ما مصرف می‌کنیم آب سنگین هم دارد؟

بله، به ازای هر ۷ هزار مولکول معمولی یک مولکول آب سنگین در آب مصرفی ما وجود دارد.

* راکتور اراک چه تفاوتی با نیروگاه اتمی بوشهر دارد؟

سوخت راکتور قدرت بوشهر یا نیروگاه اتمی بوشهر اورانیوم غنی شده زیر ۵ درصد بوده و سیستم خنک‌کننده آن آب سبک است که به آن راکتور آب سبک‌هم می‌گویند اما سوخت مورد نیاز راکتور آب سنگین اراک اورانیوم طبیعی بوده و سیستم خنک‌کننده آن آب سنگین است.

هم‌چنین قدرت راکتور آب سنگین اراک ۴۰ مگاوات بوده و تحقیقاتی است و برای تولید رادیو ایزوتوپ‌های مورد نیاز در پزشکی و صنعت از آن استفاده می‌شود در حالی که نیروگاه اتمی بوشهر ۱۰۰۰ مگاوات بوده و برای تولید برق است.

* ظاهرا در اراک نیز دو تاسیسات مجزا وجود دارد منظور از این دو تاسیسات چیست؟

بله، در اراک دو تاسیسات وجود دارد یکی تاسیسات آب سنگین است که فقط آب سنگین تولید می‌کند و دیگری راکتور آب سنگین IR-۴۰ است که با قدرت ۴۰ مگاوات کار می‌کند( همان راکتوری که سیستم خنک‌کننده آن آب سنگین است).

تاسیسات آب سنگین صرفا آب سنگین مصرفی راکتور ۴۰ مگاواتی را تولید می‌کند و البته آب سنگین مصارف زیادی در عرصه پزشکی، کشاورزی، تحقیقاتی، صنعتی و..... دارد.

* آیا در سایت هسته‌ای فردو و نطنز نیز آب سنگین استفاده می‌شود؟

خیر، در فردو و نطنز آب سنگین استفاده نمی‌شود.

* تفاوت سایت هسته‌ای فردو و نطنز با راکتور اراک چیست؟

در نطنز اورانیوم غنی شده زیر ۵ درصد تولید می‌شود در حالی که در فردو این توانمندی وجود دارد که اورانیوم غنی شده ۲۰ درصد هم تولید می‌شد!

در حال حاضر فردو که قبلا ۲۰ درصد تولید می‌کرده، زیر ۵ درصد تولید می‌کند.

* آیا راکتور ۴۰ مگاواتی اراک به طور کامل به بهره‌برداری رسیده است؟

خیر به صورت ۱۰۰درصد به بهره‌برداری نرسیده است، در حال حاضر این راکتور حدود ۹۰درصد پیشرفت داشته است.

* علت حساسیت غربی‌ها در مورد راکتور ۴۰ مگاواتی اراک چیست؟

راکتور آب سنگین اراک حاصل نبوغ جوانان ایرانی است و این راکتور بومی است، از آن‌جا که ساختار کلی همه راکتورها مشابه همدیگر است لذا اگر ما به فناوری ساخت این راکتور ۴۰ مگاواتی به طور ۱۰۰درصد دسترسی پیدا کنیم و این راکتور به بهره‌برداری برسد قادر خواهیم بود دیگر راکتورهای قدرت مورد نیاز کشور را هم در داخل و با فناوری بومی تولید کنیم که این مهم باعث مخالفت می‌شود.

* بهانه غربی‌ها برای مانع از به بهره‌برداری رسیدن راکتور آب سنگین اراک چیست؟

آن‌ها بهانه‌های مختلفی دارند و می‌گویند پسماند راکتور آب سنگین اراک پلوتونیوم ۲۳۹ تولید می‌کند که قابلیت شکاف دارد در حالی که این یک بهانه است چرا که پسماند آن کنترل می‌شود همان‌گونه که پسماند نیروگاه بوشهر هم کنترل می‌شود.

* توصیه شما به دست‌اندرکاران حوزه هسته‌ای چیست؟

معتقدم باید اهمیت علمی آب سنگین اراک مشخص شود تا پس از آن جایگاه سیاسی هم قابل تبیین باشد اگر اهمیت علمی موضوع کاملا معلوم نشود ممکن است از نظر سیاسی دچار اشتباه فاحش شویم بنابراین باید به جایگاه علمی نیروگاه آب سنگین اراک توجه ویژه شود.

 
شناسه مطلب : 273889|

شرط تحقق شعار سال ۹۴ چیست؟

 

 
در مناسبات بین‌المللی سهم هر کشوری به قدر قدرت درونی او است؛ هر مقداری که واقعاً در درون اقتدار داشته باشد، سهمش از مجموعه‌ی مناسبات بین‌المللی به همان نسبت بالاتر است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیام نوروزی خطاب به ملت ایران، سال ۱۳۹۴ را سال «دولت و ملّت، همدلی و هم‌زبانی» نامگذاری کردند. در این متن بر پایه‌ی بیانات رهبر انقلاب به بررسی رمز موفقیت دولت، ثمره همدلی و فرصت سال ۹۴ پرداخته شده است.

* رمز موفقیت دولت در متون علوم سیاسی براساس مبانی، نگرش‌ها و تجربیات تاریخی تقسیم‌بندی‌های گوناگونی از انواع حکومتها وجود دارد که طبق آن حکومتهای مختلف بشری از حیث مُدل و نحوه‌ی حکومت کردن به انواع مختلفی تقسیم می‌شوند. اما رهبر انقلاب اسلامی تقسیم‌بندی‌ای کلی از انواع حکومتها براساس نحوه‌ی اداره‌ی آنها دارند[۱] و حکومتها را به سه دسته‌ی اصلی تقسیم می‌کنند: دسته‌ی اول نظامهای پلیسی مانند سیستمهای استبدادی کمونیستی، سلطنتی و شبه‌سلطنتی با ویژگی‌های خاص خود هستند و دسته‌ی دوم دمکراسیهای غربی هستند که با تزویر و تبلیغات اداره می‌شوند. اما سومین مُدل، نظامی است که با محبت و عطوفت مردم اداره می‌شود. از نگاه آیت‌الله خامنه‌ای نظام اسلامی نمی‌خواهد و نمی‌تواند با دو شیوه‌ی اول اداره شود و براین اساس «اعتماد و محبت مردم به نظام» از جایگاهی بنیادین در جمهوری اسلامی برخوردار است: «یک نوع نظام هم نظامی است که با محبت و عطوفت مردم اداره می‌شود. باید مردم را مورد محبت و احترام قرار داد و به آنها اعتنا کرد، تا به دستگاه حاکمه وصل باشند و پشت سرش قرار گیرند. نظام ما تا حالا این‌گونه بوده است؛ بعد از این هم باید این‌طور باشد.»[۲]

از همین جا می‌توان علت تأکید رهبر انقلاب بر مقوله‌ی «اعتماد متقابل مردم و نظام» در پیام نوروزی سال ۹۴ را دریافت. رهبری در این پیام با اشاره به ظرفیتهای زیاد ملّت ایران و سیاستهای نظام برای تحقق آرزوهای بزرگ ملی، همکاری‌های صمیمانه و همدلی بیشتر میان ملت و دولت را شرط عملیاتی شدن ظرفیتها و تحقق آرزوها دانسته و لازمه‌ی شکل‌گیری این همکاری و همدلی را «اعتماد متقابل» معرفی کردند: «اگر این همکاری صمیمانه [میان ملّت و دولت] از دو سو شکل بگیرد، یقیناً همه‌ی آنچه را که جزو آرزوهای ما است دست‌یافتنی است و آثار آن را مردم عزیزمان به چشم خواهند دید... هرچه بین ملّت و دولت صمیمیّت بیشتر و همکاری بیشتر و همدلی بیشتری باشد، کارها بهتر پیش خواهد رفت. باید به یکدیگر اعتماد کنند؛ هم دولت، ملّت را به معنای واقعی کلمه قبول داشته باشد و ارزش و اهمّیّت و توانایی‌های ملّت را بدرستی بپذیرد، هم ملّت به دولت که کارگزار کارهای او است به معنای حقیقی کلمه اعتماد کند.»[۳]

از منظر آیت‌الله خامنه‌ای اعتماد مردم به نظام زمینه‌سازِ پشتیبانی آنها از حکومت را فراهم آورده و دست‌یابی به اهداف اسلامی را تضمین می‌کند: «در حقیقت اعتماد مردم است که پشتیبانی آنها را به وجود می‌آورد؛ و پشتیبانی و اتصال مردم به دست‌اندرکاران نظام است که توفیق این حرکت اسلامی را با اهداف اسلامی تضمین می‌کند... مردم هستند که پشتیبان واقعی نظامند؛ این پشتیبانی، متوقف به اعتماد است و این اعتماد هم باید باقی بماند.»[۴]

در این نگاه «رمز موفقیت حاکمیت و قوای سه‌گانه‌ی کشور» در همین پشتیبانی ملت از آنها نهفته است و هیچ عاملی نباید به اعتماد به عنوان زمینه‌سازِ این پشتیبانی ضربه بزند: «رمز موفقیت دولت و قوّه‌ی قضاییه و مقننه، در پشتیبانی قاطبه‌ی ملت از آنهاست. هر حرکت و گفتاری که روح اعتماد مردم به این قوا و کارگزاران آن را متزلزل و در این پشتیبانی، اندک خللی وارد سازد، حرام شرعی و خیانت ملی است.»[۵]

* شرط تحقق شعار سال ۹۴

از سوی دیگر تأکید رهبر انقلاب بر عنصر «همدلی» که در شعار سال ۹۴ تبلور یافته امری بی‌سابقه نیست و ایشان در گذشته نیز از این موضوع به عنوان «نعمت بزرگ خدا» یاد کرده بودند: «همه آحاد ملت و بخصوص مسؤولین کشور باید نعمت وحدت و اتّفاق و همدلی را - که خدای متعال آن را به ما ارزانی داشت - برای خود حفظ کنند و آن را به خطر نیندازند: «واذکروا نعمة الله علیکم اذ کنتم اعداء فالّف بین قلوبکم فأصبحتم بنعمته اخوانا». برادری، احساس همگامی و همدلی، نعمت بزرگ خداست.»[۶]

اما شکل‌گیری و تقویت اعتماد متقابل بین ملت و دولت به عنوان شرط تحقق همکاری و همدلی بین ملت و دولت چگونه ممکن خواهد شد؟ رهبر انقلاب در پیام نوروزی خود به این سوال پاسخی شفاف داده‌اند: «هم دولت، ملّت را به معنای واقعی کلمه قبول داشته باشد و ارزش و اهمّیّت و توانایی‌های ملّت را بدرستی بپذیرد، هم ملّت به دولت که کارگزار کارهای او است به معنای حقیقی کلمه اعتماد کند.»[۷]
* نتیجه همدلی و هم‌زبانی پذیرش جایگاه والای ملت و توانایی‌های عظیم آن از سوی دولت و استفاده از این نیروی عظیم در مسیر پیشرفت کشور و حل مشکلات از جمله مسائل مهم در این زمینه است که به‌خصوص در سال «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملّی و مدیریّت جهادی» مورد تأکید دائمی رهبری بوده تا جایی که پیشرفت کارها را در صورت سپرده شدن آن به مردم میسر دانستند: «تدبیر مسئولان در هر برهه‌ای از زمان در دوران جمهوری اسلامی، باید این باشد؛ کارها با تدبیر، با برنامه‌ریزی، با ملاحظه‌ی همه‌ی ظرایف و دقایق در اختیار مردم گذاشته بشود؛ آن‌وقت کارها پیش خواهد رفت.»[۸]

این توجه به توانایی‌های ملت صرفا به عنوان مسئله‌ای تبلیغاتی مطرح نمی‌شود بلکه براساس برآوردی دقیق و محاسبه شده از توانمندی‌های ملت مورد تأکید قرار می‌گیرد: «بارها این را گفتیم - اوائل از روی حدس و گمان میگفتیم، بعد آمارهای بین‌المللی همین را تأیید کرد – که ما از لحاظ رتبه‌ی استعداد انسانی، در رتبه‌های بالا هستیم؛ یعنی از متوسط جوامع بشری موجود دنیا خیلی بالاتریم؛ متوسط ما از متوسط دنیا بالاتر است. استعدادهای ما، جوانهای ما فوق‌العاده‌اند.»[۹]

و براساس این برآورد از واقعیت‌های کشور است که مسئله‌ی اتکاء به قدرت درونی به عنوان «کلید حلّ مشکلات کشور» به یکی از مهم‌ترین مطالبات رهبر انقلاب اسلامی از دولت تبدیل می‌شود: «در داخل کشور خیلی امکانات وجود دارد که اگر چنانچه نگاه ما - چه در زمینه‌های اقتصادی، چه در زمینه‌های فرهنگی، چه در زمینه‌های گوناگون دیگر - [ به آنها باشد و] اگر بتوانیم از این نیروهای داخلی استفاده کنیم، کلید حلّ مشکلات اینجا است؛ یعنی در درون کشور و امکانات داخلی کشور است که از اینها میشود خردمندانه بهره‌برداری کرد. اینها باید شناسایی بشوند. و این است که رتبه‌ی ما را در دنیا بالا می‌برد. در مناسبات بین‌المللی سهم هر کشوری به قدر قدرت درونی او است؛ هر مقداری که واقعاً در درون اقتدار داشته باشد، سهمش از مجموعه‌ی مناسبات بین‌المللی به همان نسبت بالاتر است.»[۱۰]

از سوی دیگر مردم، جریانهای سیاسی و شخصیتهای متنفذ نیز وظیفه‌ی کمک به دولت را بر عهده دارند: «من از همه‌ی جریانهای گوناگون سیاسی درخواست میکنم و اصرار دارم، و همچنین از همه‌ی شخصیتهای متنفذی که دارای نفوذ کلمه هستند، دارای حوزه‌ی تأثیرگذاری در میان ملت هستند، درخواست میکنم به مسئولین، به دولت، به رئیس جمهور کمک کنند تا ان‌شاءالله بتوانند وظائف سنگینی را که برعهده دارند، بخوبی انجام دهند.»[۱۱]

* فرصت سال ۹۴

به نظر می‌رسد نامگذاری سال ۹۴ با شعارِ «دولت و ملّت، همدلی و هم‌زبانی» فرصتی گران بها برای مجموعه‌ی قوای کشور و به خصوص دولت به عنوان سکاندار اجرایی کشور از سویی و ملت ایران به عنوان «صاحبان کشور»[۱۲] از سوی دیگر است تا با تقویت عنصر اعتماد متقابل بین خود و شکل‌دهی هرچه بهتر و کامل‌تر فضای همکاری و همدلی گام‌های مهم و بزرگی در مسیر پیشرفت بردارند که در این صورت کشور در مقابل توطئه‌های دشمن مصون خواهد شد: «مصونیّت کشور، وابسته‌ی به حضور مردم است؛ کم شدن فشارهای دشمنان، وابسته‌ی به حضور مردم است، وابسته‌ی به اتّحاد و انسجام مردم با نظام و با دستگاه جمهوری اسلامی و حسّ اعتماد متقابل بین مردم و مسئولین است. این حسّ باید روزبه‌روز تقویت بشود.»[۱۳]

[۱] - بیانات در دیدار کارگزاران نظام ۲۳/۰۵/۱۳۷۰

[۲] - بیانات در دیدار کارگزاران نظام ۲۳/۰۵/۱۳۷۰

[۳] - بیانات رهبر انقلاب اسلامی‌ به‌مناسبت حلول سال ۱۳۹۴ هجری شمسی‌

[۴] - بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری ۱۲/۱۲/۱۳۷۰

[۵] - پیام به نمایندگان مجلس و مردم ایران ۱۸/۱۰/۱۳۶۸

[۶] - بیانات در دیدار کارگزاران نظام ۲۵/۰۹/۱۳۸۰

[۷] - بیانات رهبر انقلاب اسلامی‌ به‌مناسبت حلول سال ۱۳۹۴ هجری شمسی‌

[۸] - بیانات در دیدار مردم آذربایجان ۲۹/۱۱/۱۳۹۳

[۹] - بیانات در دیدار مسئولان نظام‌ ۳۰/۰۴/۱۳۹۲

[۱۰] - بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت ۰۶/۰۶/۱۳۹۲

[۱۱]- بیانات در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری اسلامی ایران‌ ۱۲/۰۵/۱۳۹۲

[۱۲] - بیانات در دیدار مردم آذربایجان ۲۹/۱۱/۱۳۹۳

[۱۳] - بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم

 
شناسه مطلب : 273901|

کودتای 28 مرداد؛ محصول اعتماد به آمریکایی‌ها بود

 

 
سلیمی نمین: اگر آمریکایی‌ها در کودتا مشارکت نمی‌کردند کودتا نمی‌توانست به جایی برسد. اما همان زمانی که آمریکایی‌ها به دکتر مصدق قول می‌دادند که ما در کودتا شرکت نمی‌کنیم، دقیقا در همان زمان به سازماندهی ارتش مشغول بودند. 

پایگاه بصیرت،گروه سیاسی/ روز 28 مرداد یادآور کودتای ننگین و سیاهی است که شیرینی نهضت ملی شدن صنعت نفت را در کام ملت ایران تلخ کرد. کودتایی که محصول به همین آمیختن دو استعمارگر انگلیس و آمریکا بود و نتیجه آن بازگشت استبداد به کشور و آغاز ربع قرن خفقان و دیکتاتوری پهلوی دوم بود.

با توجه قرارگرفتن در آستانه روز 28 مرداد، خبرنگار پایگاه بصیرت گفت و گویی را با آقای عباس سلیمی نمین مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران ترتیب داده که شما را به خواندن آن دعوت می کنیم.

 

* استبداد رضاخانی و ناآگاهی مردم از اتفاقات مهم کشور

در دوران اس��بداد سیاه رضاخانی هیچ اطلاعاتی به جامعه نمی‌رسید و جامعه در جریان هیچ یک از مسائل کشور قرار نداشت، حتی نخبگان جامعه در خلوت خودشان هم جرات نداشتند درباره مسائل کشور صحبت کنند به گونه‌ای که نخبگانی مانند شهید مدرس یا به شهادت می‌رسیدند و یا مثل دکتر مصدق فرار کرده و در روستاها مخفی می‌شدند تا از گزند دیکتاتوری رضاخان در امان باشند. گرچه مصدق فرار کرده بود و در روستای احمدآباد زندگی می‌کرد اما در اواخر حکومت رضاخان دستگیر شد و مدتی در زندان به سر ‌برد.

در حقیقت اصل اطلاع رسانی به جامعه کاملا مسکوت بود، بعد از شهریور 1320 جامعه به طور جدی تشنه اطلاعات بود و در این دوره خفقان بر کشور حاکم شد. بعد از دوران خفقان رضاخانی خیلی از موضوعات برای ملت ایران روشن شد از جمله آنچه که بر سر نفت آمده بود.در حقیقت ملت ایران بعد از خروج رضاخان از ایران تازه متوجه شدند که چه بلایی بر سر نفت، این نعمت الهی آمده و چگونه غارت شده است.

بعد از شهریور 1320 حاکمیت مطلق انگلیس بر ایران با حضور قوای روس و آمریکا برداشته شد. دیگر آن حاکمیت مطلق وجود نداشت و نگرانی جدی در انگلیسی‌ها به جود آمد، آن ها می‌ترسیدند که حضور نظامی این کشورها موجب انعقاد قراردادهای کلان نفتی شود. نگران بودند که این کشورها از اهرم فشار نظامی استفاده کنند و قراردادهای کلان نفتی ببندندچرا که این قراردادها بهره‌مندی انگلیس از نفت ایران را کمرنگ می کرد.

   

* انگلیسی‌ها نفت را رایگان می‌بردند

بیشترین حساسیت انگلیسی‌ها نسبت به روس‌ها بود، گرچه در دوران رضاخان انگلیسی‌ها نسبت به ��مریکا هم حساسیت بسیار زیادی داشتند و چندین بار که آمریکایی‌ها اقدام به عقد قرارداد با ایران کردند انگلیسی‌ها از این نگران بودند که آمریکایی‌ها درصد بیشتری را به ایران پرداخت کنند و این مسئله تمام معادلات آنها را بر هم می‌زد، چرا که انگلیسی‌ها تق��یبا نفت را به صورت رایگان می‌بردند. اگر نفتی که به صورت سرقت از ایران خارج می‌شد را حساب کنیم و تخقیقاتی که انگلیسی‌ها به قوای بحریه خودشان می‌دادند به عنوان نمونه نیروی دریایی انگلیس با تخفیف بسیار کلان از نفت ایران بهره می‌برد، که اگر همه اینها را حساب کنیم تقریبا رایگان می‌شد. انگلیس فقط 16 سنت به ایران می‌داد و هیچ حسابی در مورد میزان صادرات وجود نداشت و مشخص نبود که از چه رقمی به ما 16 سنت می‌دادند، در واقع کمتر از یک چهارم هم به ما پرداخت نمی‌شد.

بنابراین انگلیسی‌ها مجبور بودند برای پس زدن قوای آلمان با روسها متحد شوند، لذا روس ها را در ایران تحمل کرده و اجازه داده بودند که وارد خاک ایران شوند. زمانی که در شهریور 1320 انگلیسی‌ها از جنوب آمدند روسها هم از شمال وارد کشور شدند و این دو کشور ناگزیر وارد یک پیمان علیه نیروهای آلمان شده بودند. اما از آن جا که انگلیسی‌ها می‌خواستند از این پیمان بهره بگیرند اصلا مایل نبودند که روسها در مسائل نفت ایران مشارکت کنند، لذا می‌خواستند در این شرایط یک جو ضد بیگانه در کشور شکل بگیرد. همین مسئله سبب شد که دریچه‌های تنفسی برای رسانه‌ها باز شود و رسانه‌ها شروع به نوشتن در مورد وضعیت نفت در دوران رضاخان کردند.

 

* شهریور 1320 و آگاهی مردم ایران از فجایع نفتی

دکتر مصدق می‌گویدکه من بعد از شهریور 1320 برای اولین بار در مجلس نسبت به تمدید قرارداد دارسی 1312 که بسیار بسیار فاجعه‌بار بود توانستم اطلاعاتی به ملت ایران بدهم. (قرارداد دارسی در دوران قاجار بسته شده بود در 1312 به اتمام می‌رسید. رضاخان یک قرارداد استعماری منعقد کرد و زمان قرارداد را هم برای 32 سال تمدید کرد، در آن قرارداد حکمیت را به نفع انگلیسی‌ها تمام کرد و طبق آن انگلیسی‌ها ناگزیر بودند که همه تجهیزات را به صورت رایگان در اختیار ایران قرار بدهند. وقتی قرارداد تمام شد رضاخان همه بندهایی که به نفع ایران بود را از قرارداد حذف کرد) قبل از آن در زمان استبداد روزنامه‌های دولتی مثل اطلاعات جشن گرفتند و گفتند پیروزی بزرگ به دست آوردیم ما قرارداد استبدادی دارسی را سوزاندیم و رضاخان آن قرارداد را در بخاری انداخت اما نگفتند این قراردادی که جایگزین شده است به مراتب ذلت‌بارتر و زیان‌بارتر برای ملت ایران است.

بعد از شهریور 1320 ملت ایران به تدریج آگاهی یافتند که چه فجایعی در مورد نفت رخ داده است و چگونه این نعمت خدادادی به رایگان از دست مردم خارج شده است. به تدریج از دهه بیست که به دهه سی می‌آییم این اطلاعات تبدیل به یک مطالبه می‌شود، بعد از این که مردم می‌فهمند که نفت چگونه غارت شده است تمایل و گرایش به ملی شدن صنعت نفت در مردم شکل می‌گیرد.در این سالها هم نفت هنوز تحت سلطه انگلیسی‌ها است و ایرانی‌ها هیچ ورودی ندارند، حتی ایرانی ها حق ندارند که از میزان صادرات نفت اطلاع پیدا کنند. حتی بعد از دهه 30 هم این مطلب ممکن نبود، آقای ابوالحسن ابتهاج می‌گوید من یک بار از ویلیام فریزر، رئیس هیئت نفت سوال کردم ما صاحب نفت هستیم چقدر نفت صادر می‌کنیم؟ دفاترش را به من نشان بدهید که ما چه میزان نفت صادر می‌کنیم تا سهم‌مان را از آن میزان دریافت می‌کنیم! ابتهاج می‌گوید که با صراحت و وقاحت تمام به من پاسخ داد مگر پشت گوشت را ببینی که بتوانی دفاتر ما را در این زمینه ببینی!

حتی دست‌اندرکاران رژِیم پهلوی هم دسترسی به دفاتر نداشتندکه بدانند انگلیسی‌ها صد هزار بشکه صادر کرده‌اند یا ده میلیون بشکه، اگر به ما می‌گفتند 500 میلیون بشکه صادر کردیم یا 5 میلیون بشکه، ما باید می‌پذیرفتیم چرا که هیچ اشراف و نظارتی از جانب ملت ایران بر آنچه که مال خودش بود وجود نداشت. بیگانه‌ای آمده و مسلط شده بود و کمترین اطلاعاتی هم به جامعه در این زمینه نمی‌داد در نتیجه بحث مطالبه ملی شدن صنعت نفت که خود ملت ایران بر این صنعت اشراف پیدا کند به صورت منطقی و تدریجی در جامعه گسترش پیدا کرد. وقتی این مطالبه گسترش پیدا کرد اتحاد بین سه نیرو موثر و تعیین کننده موجب شد زمینه اجرای این امر نیز فراهم شود.

 

* فرار رضاخان به خاطر خیانت‌هایش

اتحاد بین ملیون، مذهبیون و نیروی مردمی فداییان اسلام یک توانمندی و قدرتی را در آن ایام به وجود آورد. اگر چه انگلیسی‌ها به رضاخان لطف کردند و رضاخان را از ایران خارج کردند تا  دست ایرانی‌ها، آمریکایی‌ها و روس‌ها به او نرسد. قطعا اگر دست ایرانی‌ها به رضاخان می‌رسید او را در ایران محاکمه می‌کردند چون فضای بسیار تندی علیه رضاخان وجود داشت. هر چه اطلاعات بیشتری به جامعه می‌رسید تنفر بیشتری نسبت به رضاخان شکل می‌گرفت اگر چه همه می‌دانستند که او آدم جنایتکار، مستبد و زورگویی است. انگلیسی‌ها برای این که تخلیه‌ای در جامعه صورت بگیرد اجازه دادند 4 شعبه دادگاه به شکایات از رضاخان اختصاص پیدا کند. البته اجازه ندادند این دادگاه‌ها زیاد طولانی شود یکی دو سال بیشتر عمر این محاکمه طول نکشید.در همین یکی دو سال شکایات زیادی توسط مردم از رضاخان صورت گرفت این شکایات به مطبوعات راه یافت و جنایات متنوع رضاخان بر مردم آشکار شد. اگر رضاخان را این وضعیت در ایران می‌ماند قطعا با حضور روسها و آمریکاییها محاکمه می‌شد به همین خاطر بود که رضاخان به محض این که فهمید روسها وارد مرز ایران شدند چند بار سعی کرد فرار کند بعضی‌ها می‌گویند چون رضاخان به آلمان‌ها نزدیک شده بود آنها می‌خواستند او را ببرند در حالی که رضاخان خودش سعی می‌کرد فرار کند او سه مرتبه سعی کرد، یک بار تا قم رفت که انگلیسی‌ها به او گفتند اگر روسها وارد تهران شوند ما به تو خبر می‌دهیم

 

* چماق داران انگلیس همه را سرکوب می کردند

وقتی که انگلیسی‌ها استبداد کبیر را از ایران خارج کردند این گونه نبود که ایران را رها کنند بلکه از طریق استبدادهای جزء عمل می‌کردند. انگلیسی‌ها به همه عوامل خود دستور داده بودند که به یک سری چماق‌دار مجهز شوند. هژیر، رشیدیان و اشرف یک سری چماق‌دار داشتند که هر کدام از اینها نیروهایی داشته که مطبوعات، نیروهای مبارز و هر کس که علیه انگلیسی‌ها حرف می‌زد را سرکوب می‌کردند. این جریانات سرکوب‌گر استبداد نمی‌گذاشتند انتخابات سالمی در ایران برگزار شود و با چماق سر صندوق‌ها می‌آمدند، صندوق‌ها را می‌بردند، تقلب می‌کردند و هر کاری که می‌خواستند انجام می دادند. تا زمانی که این اتحاد بین ملیون به رهبری دکتر مصدق، مذهبیون به رهبری آیت الله کاشانی و تشکیلات مردمی به رهبری شهید نواب صفوی شکل نگرفت و نتوانستند بر جریانات قدرتمند طرفدار انگلیس فائق بیایند و نتوانستند امتیازی را در رابطه با ورود برخی از عناصر مستقل به مجلس به دست بیاورند.

 

* اتحاد سه نیرو

اما هنگامی که این اتحاد شکل گرفت برای اولین بار بعد از دوران استبداد رضاخانی یک فراکسیون مستقل در مجلس شکل گرفت و همین فراکسیون توانست رهبری مطالبات مردم ایران را در رابطه با ملی شدن صنعت نفت به دست بگیرد و هدایت کند و به نتیجه برساند. زمانی که ملی شدن صنعت نفت در مجلس مصوب شد و بر این اساس دکتر مصد�� نخست‌وزیری کشور را به دست گرفت ما توانستیم با خلع ید کردن انگلیسی‌ها امور صنعت نفت را خودمان به عهده بگیریم.

 

* طرفداران انگلیس مثلث انگلیسی‌ها رفتار می‌کردند

انگلیسی‌ها تلاش بسیار زیادی را انجام داده بودند که ایرانی‌ها چیزی از صنعت نفت دستگیرشان نشود. انگلیسی‌ها نه تنها ایرانی‌ها را در مسائل مدیریتی وارد نمی‌کردند بلکه در این ایام ایرانی‌ها را به شدت تحقیر می‌کردند در خیلی از باشگاه‌ها و رستوران‌ها زده بودند که ورود سگ و ایرانی ممنوع است. حتی سگ را اول می‌نوشتند و مقام و منزلت سگ را بر ایرانی‌ها برتر قرار می‌دادند. ایرانی‌ها را از دسترسی به معلومات پیرامون صنعت نفت کاملا دور می‌کردند با وجود این، ملت ایران توانست صنعت نفت را به خوبی اداره کند. کسانی که آن موقع طرفدار انگلیس بودند و الان هم ملت ایران را تحقیر می‌کنند افراد وابسته‌ای مثل رزم‌آرا که در مجلس اعلام ‌کرد: "ملت ایران نمی‌تواند یک آفتابه بسازد، چطور می‌خواهد صنعت نفت را ملی کرده و خود آن را اداره کند!" می‌گفت اگر بخواهید این خواسته را مطرح کنید من مجلس را روی سرتان خراب می‌کنم! دکتر مصدق هم می‌گوید من هم اگر اسلحه داشتم همین جا تو را می‌کشتم! دعوای تاریخی که بین دکتر مصدق و رزم‌آرا در مجلس شکل می‌گیرد.

البته بنده به دعوای تاریخی آنها کاری ندارم بلکه به این مطلب می‌پردازم که نیروهای طرفدار انگلیس مثل خود انگلیسی‌ها ملت ایران را تحقیر می‌کردند و می‌گفتند که ملت ایران عرضه این کارها را ندارد.

 

* ملت ایران توانست نفت را اداره کند

اما ملت ایران به خوبی توانست صنعت نفت را اداره کند، روشن‌ترین دلیل بر این امر این بود که اگر انگلیسی‌ها مطمئن بودند که ایران نمی‌تواند و در این زمینه زمین گیر می‌شود اقدام به تحریم نمی‌کردند. وقتی ملت ایران توانستند نفت را استخراج کرده و سپس صادر کنند انگلیسی‌ها دست به تحریم زدند، خرید نفت ایران را تحریم کردند و گفتند هر کسی نفت ایران را خریداری کند ما مصادره می‌کنیم چون نفت از آن ایرانی‌ها نیست و برای ماست که ایرانی‌ها ما را  از ایران اخراج کردند. لذا هر کسی نفت ایران را بخرد چون این نفت از آن ماست بنابراین ما این نفت را در دریای آزاد مصادره می‌کنیم. همین کار را هم می‌کردند هر کشتی که از ایران نفت می‌خرید در آبهای آزاد مصادره می‌کردند که کسی جرات نداشته باشد نفت ما را بخرد!

ملت ایران توانست نفت را اداره کند و اگر نمی‌توا��ست دیگر تحریم نمی‌کردند، تحریم گسترده اقتصادی هم نتوانست کاری از پیش ببرد علت این بود که ملت از دولت پشتیبانی کرد اوراق عرضه خریداری شد و کمکهای جدی صورت گرفت و توانستند کشور را روی پا نگاه دارند. تاثیرات مقاومت کشور ایران بر سایر کشورها بسیار زیاد بود و می‌ترسیدند که تداوم این امر مشکلاتی در مصر و سایر کشورها ایجاد کند البته بعدها این مقاومت تاثیر خود را گذاشت و خیزشی را در مصر به وجود آورد.

 

* انگلیس در مسیر کودتا

انگلیسی‌ها به شدت نگران بودند که مقاومت ملت ایران تاثیراتی را بر کشورهای تحت سلطه خودشان بگذارد به همین خاطر در مسیر کودتا قرار گرفتند. متاسفانه ملّیون روی قول آمریکایی‌ها خیلی حساب باز کردند، در آن زمان بر دکتر مصدق کاملا روشن بود که انگلیسی‌ها به دنبال کودتا هستند، اما به خاطر اعتمادی که به آمریکایی‌ها داشت و فکر می‌کرد که آمریکایی‌ها در این کودتا شرکت نخواهند کرد یک آرامش خاطری پیدا کرده بود. مصدق و ملّیون فکر می‌کردند که اگر آمریکایی‌ها از ملی شدن صنعت نفت حمایت کنند و در کودتا شرکت نکنند کودتا به جایی نخواهد رسید.

 

* نقش آمریکا در کودتای 28 مرداد

واقعا هم اگر آمریکایی‌ها در کودتا مشارکت نمی‌کردند کودتا نمی‌توانست به جایی برسد و نمی‌توانست ملی شدن صنعت نفت را سرکوب کند. اما همان زمانی که آمریکایی‌ها به دکتر مصدق قول می‌دادند که ما در کودتا شرکت نمی‌کنیم بر اساس اسناد، دقیقا در همان زمان به سازماندهی ارتش مشغول بودند. قبلا آمریکایی‌ها یک سری از نیروهای ارتش را آموزش داده بودند و آنها را می‌شناختند. آمریکایی‌ها شروع کرده بودند به سازماندهی آنها و فعال کردن آنها برای کودتا در خارج از کشور. تردد بین لندن و واشنگتن بسیار زیاد شده بود، در قبرس ستاد مشترک تشکیل داده بودند و کاملا کودتا را پیگیری می‌کردند. به دلیل این که سفارت انگلیس عملا در ایران تعطیل شده بود به یک باره تعداد به ظاهر دیپلمات‌ها و در باطن ماموران امنیتی اطلاعاتی آمریکا در سفارت 10 برابر شد و این ماموران اطلاعاتی در سفارت آمریکا فعال شدند. این از جمله نکاتی بود که اگر دکتر مصدق درباره آن مطالعه و تامل می‌کرد بهتر می‌توانست آمریکا را بشناسد. بعدها مشخص شد که این تعداد به صورت چشمگیری افزایش پیدا کرده و سفارت انگلیس صرفا خود را برای کودتا مهیا می‌کند و در واقع آنجا ستاد هماهنگی برای نیروهای مشارکت کننده در کودتا است.

 

ایجاد اختلاف بین نیروهای ملی و مذهبی

در این ایام اختلافات هم به صورت جدی دنبال شده بود انگلیسی‌ها توانسته بودند با اشراف اطلاعاتی که بر نیروهای ملی و مذهبی داشتند اختلاف ایجاد کنند. این خود بحث بسیار طولانی است که این اختلافات چگونه شکل گرفت، اما عناصر نفوذی به درون تشکیلات دکتر مصدق و آیت الله کاشانی راه یافتند و متاسفانه از این طریق توانستند ایجاد اختلاف کنند. اختلاف موجب سردرگمی میان طرفداران ملی شدن صنعت نفت شد، این سردرگمی طبیعتا ملت را به حاشیه برد و زمینه کودتا را فراهم کرد.

 

* غیبت مردم در صحنه، رمز تحقق کودتای آمریکایی – انگلیسی

در مرحله اول کودتا در 25 مرداد کودتا شکست خورد، سفیر آمریکا که در خارج از ایران بود تا بتواند تحرکات جدی داشته و کودتا را پشتیبانی کند بلافاصله به ایران آمد و 27 مرداد ملاقاتی با دکتر مصدق داشت که دکتر مصدق ناگزیر شد نیروهای نظامی را به خیابان بیاورد، همان نیروهای نظامی را که آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها سازمان داده بودند! اما سازمان دادن آنها کفایت نمی‌کرد چرا که درون ارتش هم یکپارچگی وجود نداشت، برخی طرفدار دکتر مصدق، برخی طرفدار بیگانگان و برخی هم طرفدار دربار بودند.

از طریق خطی که به دکتر مصدق دادند یک تحرکی به ارتش داده شد، آمریکایی‌ها به دکتر مصدق اعلام کردند که اگر مردم همین طور به خیابان‌ها بیایند و علیه ما شعار دهند مجبور می‌شویم نامه عزل شما را بپذیریم، نامه عزلی که خودشان جعل کرده بودند. دکتر مصدق قول می‌دهد که من جلوی تظاهرات را خواهم گرفت و روز 27 مرداد دکتر مصدق دستور می‌دهد که نگذارند مردم در خیابان‌ها تظاهرات کنند. برای این کار ارتش را به خیابان‌ها آورد و به ارتش سلاح دادند. این ارتشی که به خیابان‌ها آمد همان ارتشی که قبل از آن توسط آمریکایی‌ها سازماندهی شده بود. اینها چنین برنامه‌ریزی کرده بودند که افراد بدنام و اراذل و اوباش هم به کمک ارتش آمدند و هر مقاومتی را به راحتی شکستند. روزنامه‌ها را آتش زده و هر برنامه‌ای که برای سرکوب ملت ایران لازم می‌دانستند کاملا آزادانه انجام دادند!

به این ترتیب کودتای 28 مرداد رقم خورد و زمینه تسلط بیگانگان را برای سالهای طولانی مجددا فراهم کرد که بسیار بسیار دردناک است، به ویژه که ملت ایران برای ملی شدن صنعت نفت هزینه زیادی داده بود. غفلت‌ها و اعتماد بیجا به آمریکایی‌ها موجب شد استقلال ملت ایران نقض شود و ملت ایران برای 25 سال دیگر یک ربع قرن مجددا تحت سلطه بیگانه قرار بگیرد.‌

تهیه و تنظیم: سید محمد مشکوة الممالک

شناسه مطلب : 278144|

چرا وجود یك عالم بهتر از هزار عابد است؟

پیامبر اکرم صلَّى اللّه علیه و آله و سلَّم فرمودند: سوگند كه به آن كه جان محمّد در دست اوست، هر آينه وجود يك عالِم براى ابليس سخت‏ تر از هزار عابد است؛ زيرا عابد در فكر خود است و عالم در انديشه ديگران.

متن حدیث:

وَالّذي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدهِ ! لَعالِمٌ واحِدٌ أشَدُّ عَلى إبليسَ مِن ألفِ عابِدٍ ؛لأِنَّ العابِدَ لِنَفسِهِ والعالِمَ لِغَيرِهِ .

« منتخب ميزان الحكمة ، 398 »

شهرک گلخانه‌ای در اسپانیا؛

 
در این مجموعه گلخانه‌ای حدود 2.7 میلیون تن به ارزش 2.5 میلیارد دلار محصول تولید می‌شود و سه‌چهارم محصولات تولیدی این شهرک گلخانه‌ای به سایر نقاط اروپا صادر می‌گردد و آلمریا 48 درصد از کشاورزی تحت پوشش و چهارده درصد از کل کشاورزی اسپانیا را به خود اختصاص داده است.
گروه اقتصادی مشرق- گلخانه‌ها به دلیل قابلیت کنترل شرایط محیطی (دما، رطوبت و نور)، كشت در بسترهاي مصنوعی و صرفه‌جویی در مصرف آب، در مناطقی با محدودیت‌های منابع آب و سطح زیرکشت، گسترش‌یافته است.
در گلخانه به دلیل قابل کنترل بودن شرایط اقلیمی و رشد گیاه، بهره‌وری تولید افزایش می‌یابد. نکته مهم در احداث گلخانه این است که گسترش گلخانه معمولاً در مناطقی است که شرایط اقلیمی از قبیل دما، رطوبت و نور نامناسب داشته و یا خاک غیر حاصلخیز دارند.
در شرایطی که امکان کشت معمولی در مزرعه وجود دارد احداث گلخانه مقرون‌به‌صرفه نبوده و می‌بایست به تولید محصولات کشاورزی با چرخه‌های طبیعی در مزرعه اقدام کرد.
همچنین، امکان تولید تمامی محصولات کشاورزی در گلخانه وجود ندارد و معمولاً محصولاتی از قبیل گل‌های زینتی، گوجه‌فرنگی، خیار، فلفل دلمه‌ای و دیگر سبزیجات به صورت اقتصادی در گلخانه قابل تولید است.
فرصت 60 برابری کسب درآمد از تولید کشاورزی هر متر مربع زمین /شهرکی در اسپانیا که بیش از 3 برابر ایران گلخانه دارد 
آلمریا بزرگ‌ترین شهرک گلخانه‌ای دنیا
در سال 1980 بزرگ‌ترین شهرک گلخانه‌ای دنیا در شهر آلمریا در جنوب کشور اسپانیا و در منطقه نیمه‌خشک احداث شد.
آلمریا یکی از خشک‌ترین مناطق در اروپا است که دارای حداقل متوسط بارش سالانه، دسترسی به مقدار آب کم و میزان زیادی تبخیر و تعرق است.
توسعه کشاورزی گلخانه‌ای در طی سی سال گذشته در این منطقه از جنوب اسپانیا باعث تولید قابل توجه محصولات کشاورزی در این منطقه شده است.
فرصت 60 برابری کسب درآمد از تولید کشاورزی هر متر مربع زمین /شهرکی در اسپانیا که بیش از 3 برابر ایران گلخانه دارد
 
وسعت گلخانه‌های آلمریا بیش 30000 هکتار می‌باشد که در قطب کشاورزی اسپانیا واقع شده است.
در این مجموعه گلخانه‌ای حدود 7/ 2 میلیون تن به ارزش 5/ 2 میلیارد دلار معادل 8 هزار و 200 میلیارد تومان محصول از قبیل کاهو، خیار، گوجه‌فرنگی، بادمجان، اسفناج، فلفل، لوبیا، هندوانه و کدو تولید می‌شود.
سه‌چهارم محصولات تولیدی این شهرک گلخانه‌ای به سایر نقاط اروپا صادر می‌گردد. آلمریا 48 درصد از کشاورزی تحت پوشش و چهارده درصد از کل کشاورزی اسپانیا را به خود اختصاص داده است.
طبق آمار"فاو "تولید ناخالص کشاورزی ایران در سال حدود 21.5 میلیارد دلار برآورد شده است. با این وجود گلخانه‌های آلمریا که مساحتی حدود 0.2 درصد اراضی کشاورزی ایران را دارد، 12 درصد کل ارزش تولید ناخالص کشاورزی ایران محصول به بازار عرضه می‌کند.
به عبارت دیگر اسپانیایی‌ها از هر متر مربع زمین‌های خشک آلمریا، 60 برابر اراضی کشاورزی ایران ثروت تولید می‌کنند.
فرصت 60 برابری کسب درآمد از تولید کشاورزی هر متر مربع زمین /شهرکی در اسپانیا که بیش از 3 برابر ایران گلخانه دارد 
روش‌های مختلف هیدروپونیک مورد استفاده در این گلخانه‌ها باعث تولید میوه و سبزیجات با مقدار آب کم شده است. حدود 8 درصد این گلخانه‌ها هیدروپونیک بوده که 54 درصد از کل صنعت هیدروپونیک در اسپانیا را شامل می‌شود. در حال حاضر بیشترین بستر کشت مورد استفاده در گلخانه‌های این منطقه پرلیت می‌باشد (جدول 1).
فرصت 60 برابری کسب درآمد از تولید کشاورزی هر متر مربع زمین /شهرکی در اسپانیا که بیش از 3 برابر ایران گلخانه دارد
 
پرليت مورد استفاده در باغباني (شکل 4) از سرد شدن سریع مواد مذاب آتشفشاني ریولیتی با دماي حدود 900 درجه سانتی‌گراد حین تماس با آب سرد تشکیل می‌شود.
تحت این شرایط آب مولکولی این مواد بخار شده و سطح ذرات آن به بیرون پف کرده و حجم آن بيش از 13 برابر افزايش مي‌يابد. پرلیت حاصل بسيار سبك، استريل و سفيد رنگ می‌باشد که به ‌دليل داشتن سطح وسيع،  قابلیت نگهداری آب 3 تا 7 برابر وزن خودش دارد.
همچنین، به دلیل سبکی زیاد آن امکان نفوذ و رشد ریشه در پرلیت مطلوب می‌باشد. پرلیت پی اچ خنثی داشته در قلیایت یا اسیدیته محیط کشت تغییری ایجاد نمی‌کند. خصوصیات مطلوب پرلیت باعث شده تا در بیشتر کشت‌های هیدروپونیک از این بستر کشت استفاده شود.
فرصت 60 برابری کسب درآمد از تولید کشاورزی هر متر مربع زمین /شهرکی در اسپانیا که بیش از 3 برابر ایران گلخانه دارد 
اثرات اقلیمی گلخانه‌های آلمریا
وجود پوشش‌های سفید در سطح گلخانه‌های وسیع این منطقه باعث افزایش 9 درصدی انعکاس نور نسبت به قبل شده است. تحت این شرایط انرژی بیشتری در این منطقه نیمه‌خشک منعکس می‌شود و روند گرم شدن کره زمین کاهش می‌یابد.
این شرایط باعث شده تا متوسط درجه حرارت آلمریا از سال 1980 تاکنون حدود 9/ 0 درجه سانتی‌گراد کاهش یابد در صورتی که در مدت مشابه درجه حرارت شهرهای مالاگا، گرانادا و مورسیا حدود 1 تا 3 درجه افزایش یافته است که این مسئله تأثیر گلخانه‌ها در جلوگیری از افزایش دما در شهر آلمریا را نشان می‌دهد.
وضعیت گلخانه‌ها در ایران
افزایش بهره‌وری آب در شرایط تولید گلخانه‌ای باعث شده تا مسئولین کشورمان نیز به اهمیت گسترش گلخانه در کشور توجه بیشتری نمایند.
در این راستا محمود حجتی وزیر جهاد کشاورزی به ضرورت حمایت دولت از کشت گلخانه ای برای حفظ منابع آب و خاک تأکید کرده و توسعه کشت‌های گلخانه‌ای و متراکم را از راه‌های صرفه‌جویی در مصرف آب شمردند.
در حال حاضر بنا به گفته مسئولین سطح زیر کشت گلخانه‌های کشور حدود هشت هزار و هشت هکتار (Ha8800) می‌باشد که کمتر از 30 درصد گلخانه‌های آلمریا است. این در حالیست که کشور در کمربند خشکی قرار گرفته و منابع آبی نقش اساسی در توسعه کشاورزی جمهوری اسلامی ایران دارد.
ملاحظات توسعه گلخانه در ایران
راهبرد توسعه گلخانه به شرطی مقوم امنیت غذایی کشور خواهد بود که اولاً چرخه کامل تولید طبیعی محصولات در تولید گلخانه‌ای طی شود، ثانیاً ملاحظات بهینه‌سازی مصرف سوخت در سیستم‌های گرمایش و سرمایش جهت کاهش مصارف انرژی و هزینه تولید جدی گرفته شود.
ثالثاً در یک برنامه میان‌مدت، تجاری سازی تولید بذور اصلاح شده، کشور را به مرز خوداتکایی برساند و رابعاً با شناسنامه‌دار کردن محصولات گلخانه‌ای و کدگذاری گلخانه‌ها امکان شناسایی تولیدات پر خطر برای ارگان‌های نظارتی مهیا شود.
البته راهبرد توسعه گلخانه‌ها تنها جوابگوی تولید سبزیجات، برخی میوه‌جات و بذور اصلاحی اغلب گیاهان زراعی بوده ولی تأمین کننده نیازهای کلان کشور به محصولات زراعی نخواهد بود.
گزارش از مهدی فلاح

ژاپن هنوز هم در آتش بمب اتمی آمریکا می‌سوزد

 

"ترومن" که کم‌تر از 4 ماه بود رئیس‌جمهور آمریکا شده بود خبر استفاده از بمب اتمی را این‌گونه به مردم دنیا اعلام می‌کند: "اندکی پیش، یک هواپیمای آمریکایی یک بمب بر سر هیروشیما انداخت و مفید بودن این شهر برای دشمن را از بین برد. آن‌چه انجام شده است، بزرگ‌ترین دستاورد علمِ مدیریت‌شده در تاریخ است."

گروه جنگ نرم مشرق- آگوست سال 1945 آمریکا بر سر شهرهای هیروشیما و ناگازاکی در ژاپن بمب اتمی انداخت. اکنون 70 سال از آن ماجرا می‌گذرد، اما هنوز هم هیچ‌کس نمی‌داند دلایل واقعی پشت این تصمیم آمریکایی‌ها چه بوده است. با این حال، اسنادی که به تازگی از حالت محرمانه خارج شده نشان می‌دهد که این حمله هسته‌ای ممکن است، نه از روی ضرورت نظامی، بلکه برای ارعاب اتحاد جماهیر شوروی انجام شده باشد. در این گزارش قرار است به شهرهای هیروشیما و ناگازاکی سفر و با خانواده‌هایی ملاقات کنیم که هنوز هم خاطرات آن روز وحشتناک، آن‌ها را آرام نمی‌گذارد.

ژاپن هنوز هم تاوان آزمایش اتمی آمریکا را می‌دهد سال 1945 آمریکا بر سر شهرهای هیروشیما و ناگازاکی در ژاپن بمب اتمی انداخت

 

اولین بار در تاریخ بشر که یک بمب اتمی در جنگ مورد استفاده قرار گرفت، 6 آگوست 1945 بود، زمانی که یک بمب اتمی با نام رمزی "پسربچه" (Little Boy) بر سر شهر هیروشیما فرود آمد. بیش از 100 هزار انسان در دم کشته شدند. بسیاری از این افراد که در مرکز انفجار بودند، در یک لحظه تبدیل به خاکستر شدند و شمار زیادی هم بر اثر موج انفجار یا میزان بالای تشعشعات جان خود را از دست دادند.

 

اکنون در هیروشیما، بیش از 50 هزار نفر زندگی می‌کنند که آن حادثه را به خاطر دارند. هر کدام از این افراد می‌توانند داستان خود را از آن روز برایتان تعریف کنند. یکی از این بازمانده‌ها زنی است به نام "کوابارا" که با معرفی شوهرش می‌گوید: "او هم یکی از افرادی است که حادثه انفجار بمب را به خاطر دارد. در همان حادثه، مادر و دو خواهرش را از دست داد." کوابارا آن زمان، یک دختربچه 13 ساله بود، اما می‌گوید حتی پس از گذشت 70 سال، هنوز هم خاطرات آن روز برایش قابل هضم نیست.

 

کوابارا توضیح می‌دهد: "هیچ هشدار بمبارانی اعلام نشد، من هم فکر کردم حتماً هواپیماهای ژاپنی هستند. آن زمان بچه بودیم. همین‌طور ایستادیم و به هواپیما نگاه کردیم. ناگهان دیدیم که بمب سقوط کرد. همه جا پر از جسد شده بود. مادرهایی را می‌دیدم که دنبال فرزندان خود می‌گردند. بچه‌هایی را می‌دیدم که مادرهایشان را صدا می‌زدند. اما آن زمان حتی اگر مادری فرزندش را می‌دید، باز هم او را نمی‌شناخت. بچه‌ها بودند که می‌توانستند مادرهایشان را بشناسند. یک مادر را دیدم که شاخه‌ای کوچک را برداشته بود و با آن، کرم‌ها و حشرات را از روی بدن بچه‌اش برمی‌داشت. بچه هم فریاد می‌زد: "درد دارد." اما مادر ادامه می‌داد، چون می‌دانست اگر این کار را نکند، کرم‌ها بدن بچه‌اش را می‌خورند. اما آن بچه زنده نماند." کوابارا می‌گوید به خاطر خاطراتی مانند این، هرگز نمی‌تواند باور کند که جنگ پایان یافته است.

ژاپن هنوز هم تاوان آزمایش اتمی آمریکا را می‌دهد همسر "کوابارا"، مادر و دو خواهرش را در بمباران اتمی هیروشیما از دست داد

 

"تئودور ون کرک" مسئول وقت موقعیت‌یابی در نیروی هوایی ارتش آمریکا که مسئول بمباران هیروشیما نیز بوده، سال 2012 در این مورد می‌گوید: "من آن زمان یک سرباز راضی از کارم بودم. ما مدت‌ها بود درگیر جنگ بودیم. ژاپنی‌ها به ما حمله کرده بودند. آن زمان، ژاپنی‌ها مردم خوبی نبودند. سیاست آمریکا در آن زمان این بود که ملت ژاپن را تسلیم کند. من هم حاضر بودم هر کاری که از دستم برمی‌آید برای رسیدن به این هدف انجام بدهم."

 

"هری ترومن" رئیس‌جمهور وقت آمریکا بود که تصمیم گرفت از بمب اتم علیه ژاپن استفاده کند. کم‌تر از 4 ماه بود که رئیس‌جمهور شده بود. وی خبر استفاده از بمب اتمی علیه هیروشیما را این‌گونه به مردم دنیا اعلام می‌کند: "اندکی پیش، یک هواپیمای آمریکایی یک بمب بر سر هیروشیما انداخت و مفید بودن این شهر برای دشمن را از بین برد. ما با این بمب، افزایشی جدید و انقلابی به قدرت تخریب خود اضافه کرده‌ایم. آن‌چه انجام شده است، بزرگ‌ترین دستاورد علمِ مدیریت‌شده در تاریخ است."

 

"کلیفتون ترومن دانیل" نوه هری ترومن فردی است که ماه آگوست، خیلی‌ها دنبال او می‌گردند تا با او درباره میراثی که پدربزرگش برای او به جا گذاشته، صحبت کنند. او می‌گوید: "من هم مانند بسیاری از آمریکایی‌های دیگر که آن سال‌ها زندگی می‌کردند، به صحبت‌های پدربزرگم گوش دادم. دلایل او را پذیرفتم و قبول کردم که برای حفظ جان شمار زیادی از آمریکایی‌ها، باید هیروشیما و ناگازاکی بمباران می‌شدند. اما بعدها بزرگ‌تر شدم و این واقعیت را درک کردم که آن روزها، جان انسان‌های بی‌شماری گرفته شد، آن هم به روشی وحشتناک."

ژاپن هنوز هم تاوان آزمایش اتمی آمریکا را می‌دهد مادرها وقتی فرزندان خود را می‌دیدند، آن‌ها را نمی‌شناختند

 

پیش از حوادث ژاپن، نیروهای متفقین که پیروزی خود را قریب‌الوقوع می‌دیدند، طی کنفرانس "پوتسدام" (Potsdam) در تاریخ 18 ژوئن 1945 دور هم جمع شدند و دنیای پس از جنگ جهانی را ترسیم کردند. روابط روسیه و آمریکا در زمان ریاست‌جمهوری روزولت در آمریکا، نسبتاً خوب بود، اما ترومن در نظر استالین، فردی ناشناخته بود و همین کنفرانس هم نقطه عطفی در روابط دو متحد ایجاد کرد.

 

"گرگ هرکن" تاریخدان و نویسنده آمریکایی کتاب "اخوت بمب" (Brotherhood of the Bomb) درباره این نشست می‌گوید: "ترومن آن‌جا به استالین گفت که ما سلاح جدیدی داریم، البته نگفت که چه نوع سلاحی. فکر می‌کرد که استالین نمی‌داند. استالین هم پاسخ سرد و بی‌تفاوتی داد: "امیدوارم از این سلاح، به خوبی علیه دشمن استفاده کنید." این در حالی است که الآن از طریق منابع مختلف و به خصوص منابع شوروی می‌دانیم که استالین با اطلاعاتی که از آژانس‌های جاسوسی دریافت کرده بود، در همان زمان هم به خوبی می‌دانست که ترومن درباره چه چیزی دارد صحبت می‌کند."

 

"میخائیل میاگکف" استاد دانشگاه علوم نظامی روسیه توضیح می‌دهد: "استالین می‌دانست که مسئله، بمب اتمی است. آمریکا آن زمان در این‌باره به شوروی چیزی نگفته بود. مشهور است که ترومن دائماً این را می‌گفته که اگر یک بمب اتمی منفجر شود، چوبی برای من می‌شود تا قدرتم را به روس‌ها نشان دهم.

ژاپن هنوز هم تاوان آزمایش اتمی آمریکا را می‌دهد رهبران آمریکا، انگلیس و روسیه در نشست پوتسدام شرکت داشتند

 

"سومیترو تانیگوچی" مشغول رساندن نامه‌های مردم به درِ خانه آن‌ها بود که دومین بمب اتمی که یک بمب پلوتونیومی با نام "مرد چاق" (Fat Man)، این بار بر سر شهر ناگازاکی فرود آمد. تانیوگوچی درباره آن روز می‌گوید: "16 سالم بود. دو کیلومتر با محل انفجار بمب فاصله داشتم. داشتم راه می‌رفتم که موج انفجار، از پشت به من ضربه وارد کرد. بعد از آن انفجار، سه سال و هفت ماه در بیمارستان بودم. طی یک سال و هفت ماه اول، تنها می‌توانستم روی سینه‌ام بخوابم." حرارت انفجار هسته‌ای باعث شد تا پوست کمر و دست چپ تانیگوچی آب شود. تصاویر سوختگی وی در تمام دنیا مشهور شده و تانیگوچی اکنون به نماد زجرهایی تبدیل شده است که حمله اتمی آمریکا به مردم ژاپن تحمیل کرد.

 

تانیگوچی که اکنون رئیس شورای قربانیان بمب اتم ناگازاکی خاطرات آن روز را این‌گونه به خاطر می‌آورد: "کمرم تا استخوان سوخته بود. بعضی جاهای بدنم، از سوختگی سِفت شده بود. استخوان‌های قفسه سینه‌ام به قلبم و شش‌هایم رسیده بود. همین الآن هم هنوز، درد دارم... سال 1959 سازمانی برای بازماندگان حمله اتمی تأسیس کردیم و جنبشی علیه سلاح‌های هسته‌ای به راه انداختیم. من هم در این‌باره سخنرانی می‌کردم."

 

ناگازاکی هدف دومین بمب اتمی آمریکا بود. "مرد چاق" قرار بود بر سر شهر "کوکرا" فرود بیاید، اما به خاطر شرایط آب و هوایی، جنگنده "باک‌اسکار" آمریکا مسیر خود را تغییر داد و شهر ناگازاکی را هدف گرفت. این اتفاق سه روز بعد از حمله به هیروشیما، یعنی در تاریخ 9 آگوست رخ داد. قدرت تخریبی این بمب، معادل 21 هزار تن تی‌ان‌تی بود و بیش از 70 هزار نفر از مردم ناگازاکی را کشت.

ژاپن هنوز هم تاوان آزمایش اتمی آمریکا را می‌دهد تصاویر سوختگی تانیگوچی به نمادی برای قربانیان حمله اتمی آمریکا تبدیل شده است

 

کمپین بمباران ژاپن که قبل از توسل به بمب‌های اتمی شکل گرفته بود، این کشور را به یک مخروبه تبدیل کرده بود و آمریکا هم این کشور را بلوکه کرده بود و اجازه رسیدن غذا و سوخت به ژاپن را نمی‌داد. گرگ هرکن می‌گوید: "نتایج بررسی بمباران استراتژیک آمریکا که بعد از پایان جنگ انجام شد، نشان می‌داد که ژاپن حتی در صورت عدم بمباران آمریکا هم تا پیش از آغاز عملیات المپیک (حمله همه‌جانبه متفقین به ژاپن) تسلیم می‌شد."

 

"پیتر کازنیک" مدیر مؤسسه مطالعات هسته‌ای در دانشگاه آمریکا در پاسخ به این سؤال که چرا آمریکا با بمب اتم به ژاپن حمله کرد، می‌گوید: "من فکر می‌کنم هری ترومن امیدوار بود یک سیاست دوگانه را پیاده کند: اولاً این‌که ژاپن پیش از آن‌که پای روسیه به ماجرا باز شود، تسلیم گردد و بنابراین آمریکا مجبور نشود امتیازهایی که قولش را به روسیه داده بود، به این کشور بدهد. دوماً (که اگر از مورد اول مهم‌تر نباشد، کم‌اهمیت‌تر نیست) این‌که آمریکا می‌خواست به روسیه پیام بدهد [و قدرت‌نمایی کند]."

 

پس از جنگ جهانی و با تلاش‌های دو کشور برای افزایش حوزه نفوذ خود، روابط میان شرق و غرب به سرعت کاهش یافت. آمریکا فهمید که قدرت هسته‌ای به معنای قدرت سیاسی در صحنه بین‌المللی است. اسنادی که برخی از آن‌ها حتی به سال 1945 برمی‌گردد، نشان می‌دهد که متفقین هم در میان خود دچار اختلاف و درگیری شده بودند. "هرکن" تصریح می‌کند: "طبق برنامه آمریکا در اکتبر 1945، 20 هدف در روسیه انتخاب شده بود: مسکو و لنینگراد از جمله این اهداف بودند. بعد از مشورت با نظریه‌پردازان و طراحان جنگ، این تصمیم گرفته شد که خود کاخ کرملین یا یک نیروگاه در نزدیکی آن باید نقطه هدف باشد. بمب‌ها که بزرگ‌تر می‌شدند، چینش اهداف هم به گونه‌ای انتخاب می‌شد که بیش‌ترین اهداف با هر بمب، از بین برود."

ژاپن هنوز هم تاوان آزمایش اتمی آمریکا را می‌دهد موقعیت شهرهای مختلف شوروی که باید توسط آمریکا بمباران می‌شد

 

کازنیک با نشان دادن یک کپی از "سری کمیته مشترک اطلاعات 250" توضیح می‌دهد: "این‌جا نوشته که شوروی تضعیف شده و ممکن است به دنبال اتخاذ سیاستی هجومی علیه آمریکا باشد. بنابراین باید برنامه‌ای ریخته می‌شد تا این شرایط مورد محاسبه قرار گیرد. نهایتاً، تعداد شهرهای هدف بمباران در شوروی افزایش پیدا کرد. برنامه‌هایی با نام‌های "گازانبر" یا "ضربه اُفتان" تعریف شده بود. هم‌زمان با تشدید تنش‌های سیاسی میان شوروی و آمریکا، لیست شهرهای هدف هم بزرگ‌تر می‌شد."

 

"سنای ایکدا" یک بازمانده 82 ساله در ناگازاکاست. او و دخترش به مدارس مختلف در ژاپن می‌روند و درباره جنگ صحبت می‌کنند. ایکدا برای آن‌که بتواند تجربه خود را به کودکان منتقل کند، از نقاشی استفاده می‌نماید: "روزی که بمب منفجر در ناگازاکی انداخته شد، هوا مانند روزهای دیگر آن فصل، خوب بود. به محض آن‌که صدای هشدار بمباران را شنیدیم، بمب را دیدم که از هواپیمای آمریکایی رها شد. بمب با یک چتر داشت فرود می‌آمد. موج انفجار تمام پوست دست من را از جا کند و دستم شروع کرد به خون آمدن. مادرم 15 متر آن‌طرف‌تر پرت شد. او را پیدا کردم و با هم فرار کردیم. به کنار جاده که رسیدیم، فردی را دیدم که مانند ذغال شده بود، اما داشت راه می‌رفت. به ما گفت هر کس در ناگازاکی زندگی می‌کرد، کشته شده است."

 

وی ادامه می‌دهد: "مردم نمی‌دانستند چه کار کنند، یا کجا بروند. فقط می‌رفتند تا خودشان را در رودی که آن‌جا بود، خنک کنند. من جسد یک نفر را در آب دیدم و بلافاصله فهمیدم که خواهر کوچکم است. کاملاً سیاه شده بود و صورتی برایش باقی نمانده بود. او را از روی گل‌هایی شناختم که لای پارچه‌ای دور کمرش بود. من و پدرم چوب آوردیم و جسد خواهرم را روی آن گذاشتیم و در کنار خانه‌مان او را [به رسم ژاپنی‌ها] خاکستر کردیم. برادرها و خواهرهایم همه کشته شدند. فقط من و مادر و پدرم زنده ماندیم."

ژاپن هنوز هم تاوان آزمایش اتمی آمریکا را می‌دهد "کنار جاده، فردی را دیدم که مانند ذغال شده بود، اما داشت راه می‌رفت"

 

"ریچارد رودز" نویسنده و خبرنگار آمریکایی و برنده جایزه پولیتزر برای کتاب "ساختن بمب هسته‌ای"، توضیح می‌دهد: "به عقیده من، آن زمان این تصور وجود داشت که استفاده از آن بمب‌های اتمی، ضرورت دارد. همان‌طور که "جورج مارشال" فرمانده وقت ستاد ارتش آمریکا، بعد از جنگ گفت، "ما نمی‌خواستیم مجبور شویم به ژاپن حمله کنیم." می‌دانستیم که بسیاری از ژاپنی‌ها در این جنگ کشته خواهند شد و بسیاری از آمریکایی‌ها هم جان خود را از دست می‌دهند."

 

توجیه ترومن برای حمله اتمی به ژاپن همین بود: حفظ جان نیم میلیون آمریکایی که اگر به ژاپن حمله می‌کردند، کشته می‌شدند. کازنیک درباره نظریات مختلف پیرامون حمله اتمی آمریکا به ژاپن می‌گوید: "اگر به آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا مراجعه کنید، اگر به اظهارات مقامات وقت آمریکا دقت کنید، متوجه اختلاف‌نظرهای عجیبی می‌شوید. 6 نفر از 7 ژنرال و دریاسالار پنج ستاره آمریکایی که ستاره پنجم خود را طی این جنگ دریافت کردند، اعلام کرده‌اند که بمب‌های اتمی نه از نظر نظامی، ضروری و نه از نظر اخلاقی، قابل دفاع بوده است. هیچ نتیجه دیگری نمی‌توان گرفت جز این‌که بمباران ژاپن غیرضروری بوده است و حمله شوروی می‌توانست جنگ را پایان دهد. حمله آمریکا قرار نبود تا قبل از 1 نوامبر صورت گیرد. وقتی قرار نیست تا سه ماه دیگر، حمله آغاز شود، چرا از بمب اتمی استفاده می‌شود؟ دلیلش این است که آمریکا "تمایل داشت" که از این بمب‌ها استفاده کند."

 

"ون کرک" مسئول موقعیت‌یابی ارتش آمریکا برای بمباران هیروشیما سال 2012 درباره این‌که آیا از کار خود پشیمان است یا نه می‌گوید: "من پشیمانم که مجبور شدیم آن کار را انجام بدهیم، اما معتقدم برای آن‌که جنگ را با کم‌ترین میزان کشته به پایان برسانیم، مجبور بودیم آن عملیات را انجام بدهیم. اگر همین شرایط دوباره تکرار می‌شد، دقیقاً مانند آن‌چه سال 1945 بود، من باز هم آن کار را انجام می‌دادم. "داوطلب می‌شدم" که آن کار را انجام بدهم. "می‌خواستم" آن عملیات را هدایت کنم."

ژاپن هنوز هم تاوان آزمایش اتمی آمریکا را می‌دهد تصاویر قربانیان حمله اتمی در موزه یادبود صلح هیروشیما

 

ژاپن هنوز هم با پیامدها و هزینه‌های آن بمب‌های اتمی دست و پنجه نرم می‌کند. دولت این کشور ماهیانه مبلغی را به بازمانده‌های آن روزها می‌دهد تا بتوانند نه تنها با اثرات فیزیکی قرار گرفتن در معرض تشعشعات هسته‌ای مقابله کنند، بلکه بر اثرات روانی آن هم غلبه نمایند. دکتر "نانائو کامادا" رئیس آسایشگاه بازماندگان بمب‌های اتمی می‌گوید: "ما حدود 300 نفر مقیم این‌جا داریم که همه آن‌ها قربانیان بمب‌های اتمی هستند. دلیل اصلی بیماری آن‌ها تشعشع است، و البته سن بالای آن‌ها. اکثر آن‌ها دچار سرطان و مشکلات قلبی هستند. مشکلات دیگر هم شامل بیماری‌های روانی، مانند اختلال استرس پس از حادثه می‌شود. خاطراتی از روز انفجار دارند که گاهی مانند فلش‌بک به ذهنشان می‌آید و آن‌ها را آزار می‌دهد."

 

بعد از جنگ، آمریکایی‌ها قانون اساسی ژاپن را تغییر دادند. از جمله این‌که بند 9 این قانون، ژاپن را از داشتن ارتش منع می‌کند. ژاپن صرفاً می‌تواند نیروهای "دفاع از خود" داشته باشد که بخشی از آن هم در پایگاه دریایی آمریکا در شهر "یوکاساکا" مستقر است. هیچ کجا در ژاپن نیست که بتواند اثر هجوم آمریکایی‌ها را بهتر از خیابان "دوبوئیتا" نشان دهد. این خیابان فاصله چند متری از پایگاه نظامی آمریکا دارد. اگر می‌خواهید یک "همبرگر نیروی دریایی" بخورید یا از فروشگاه وسایل اضافی ارتش خرید کنید، باید به همین خیابان بیایید.

 

با این حال، پایگاهی که بیش‌ترین جنجال را در ژاپن ایجاد کرده است، پایگاه آمریکا در "اوکیناوا"ست، خانه 21 هزار پرسنل آمریکایی. بیش از یک سوم از سربازان آمریکایی در منطقه آسیا-اقیانوسیه در این پایگاه مستقر هستند و ساکنین این منطقه می‌خواهند آن‌ها را از کشورشان بیرون کنند. "کازوهیکو کیمورا" یکی از فعالان اجتماعی در این خصوص می‌گوید: "اوکیناوا را ارتش آمریکا برای پایگاه خود انتخاب کرد و این منطقه را به مستعمره خود تبدیل کرده است. زمینی را که مردم در آن زندگی و کشاورزی می‌کردند از ما گرفتند. بولدوزر آوردند و باغ‌های ما را نابود کردند و زمینش را برای نیازهای ارتش آمریکا استفاده کردند."

ژاپن هنوز هم تاوان آزمایش اتمی آمریکا را می‌دهد گردهمایی در اعتراض به استقرار پایگاه‌های نظامی آمریکا در ژاپن

 

وی ادامه می‌دهد: "زمانی که اوکیناوا به ژاپن برگردانده شد، یک قانون اساسی جدید و مسالمت‌آمیز تصویب شد که حقوق مالکیت شخصی را تضمین می‌کرد. ما نمی‌خواستیم زمین‌هایمان برای جنگ مورد استفاده قرار بگیرد. بنابراین می‌خواهیم که پایگاه‌های آمریکایی تعطیل شوند و زمین‌شان به صاحبان اصلی برگردد."

 

ژاپن و آمریکا به‌رغم حوادث اتمی، امروزه رابطه گرم و نزدیکی با یک‌دیگر دارند. این در حالی است که هیچ رئیس‌جمهور آمریکایی در دوره ریاست‌جمهوری خود به هیروشیما یا ناگازاکی سفر نکرده و ژاپن هم هیچ‌گاه به خاطر حمله غافلگیرکننده به پایگاه آمریکایی "پرل هاربر" عذرخواهی نکرده است. ترومن در سن 88 سالگی فوت کرد و تا روز آخر هم از تصمیم خود در بمباران اتمی ژاپن دفاع کرد. نوه او توضیح می‌دهد: "من فکر نمی‌کنم عذرخواهی [از ژاپن] صورت بگیرد. شاید دو کشور زبانی پیدا کنند که آن‌ها را به هم نزدیک‌تر کند، مبنی بر این‌که ما اذعان می‌کنیم هر دو طرف متحمل خسارت‌های سنگینی شده‌اند. اما در شرایط کنونی به نظر نمی‌رسد یک عذرخواهی رسمی از جانب آمریکا در دستور کار باشد، و از آن طرف هم بعید است ژاپن قصد عذرخواهی داشته باشد."

 

وقتی از کوابارا می‌پرسید اکنون درباره آمریکا چه حسی دارد، می‌گوید: "هر حرف یا کار خوبی هم که آمریکا انجام بدهد، ما باز هم فکر نمی‌کنیم که این‌ها صادقانه است. وقتی اوباما انتخاب شد، گفت تعداد سلاح‌های هسته‌ای را کاهش خواهد داد، اما نه تنها این تعداد را کم نکرده، بلکه بیش‌تر هم کرده است. او باید در قبال حرف‌هایی که می‌زند احساس مسئولیت کند. همچنین باید به هیروشیما و ناگازاکی بیاید و به مردم و قربانیان ادای احترام کند." بمباران‌های اتمی هیروشیما و ناگازاکی موجب مرگ بیش از 300 هزار ژاپنی شد. اگر برنامه آمریکا برای حمله به 20 شهر شوروی از جمله شهرهای پرجمعیت مسکو و لنینگراد، عملی می‌شد، قطعاً تعداد قربانیان به میلیون‌ها نفر می‌رسید. خوش‌بختانه آن برنامه هیچ‌گاه اجرایی نشد، اما آغاز دوره‌ای جدید به نام جنگ سرد بود.

اتوبوس‌های BRT در ایستگاه سبک زندگی‌ اسلامی

 

طرح‌های تصویرسازی سبک زندگی اسلامی که به همت بسیج شهرداری تهران در اتوبوس‌های تندرو تهران نصب شده، مورد استقبال شهروندان قرار گرفته است.

            

خبرگزاری فارس: اتوبوس‌های BRT در ایستگاه سبک زندگی‌ اسلامی+تصاویر                

به گزارش خبرنگار فضای مجازی خبرگزاری فارس، همیشه برای دریافت پیامی آموزنده نیاز به وجود زمان، مکان و شرایطی خاص نیست؛ شاید انتهای یک روزکاری، خسته از مشغله روزانه و در راه خانه هم بتواند زمان مناسبی برای یادگیری یک نکته کاربردی در زندگی باشد.

وقتی در اتوبوسی مملو از جمعیت مجبور می‌شوید در جستجوی اندکی هوای تازه سر خود را بالا بیاورید پوسترهایی که در بالای پنجره‌ها نصب شده است خودنمایی می‌کند.

طرح‌های تصویرسازی سبک زندگی اسلامی با موضوع‌های آسیب‌های تک‌فرزندی،‌ خرید کالای ایرانی، آسیب قلیان کشیدن، تأثیر شبکه‌های اجتماعی بروی خانواده، آسیب‌های ماهواره و نقش رسانه در خانواده، از اوایل سال 94 به همت بسیج شهرداری تهران در اتوبوس‌های تندرو تهران نصب شده که مورد استقبال شهروندان قرار گرفته است. علاقمندان می‌توانند برای مشاهده طرح‌ها، صفحه اینستاگرام sabkezendegi1394 را دنبال کنند.

در ادامه بخشی از طرح‌های فوق را مشاهده می‌کنید:

 

*خرید کالای ایرانی

خدا بیامُرز پدر بزرگم این ضرب المثل و زیاد می‌گفت: «چراغی که به خونه رواست به مسجد حرامه». هر موقع می‌خواست چیزی بخره همیشه از تو محل خودمون می‌خرید و می‌گفت: این چهار تا مغازه که گناه نکردن اومدن تو این محل، اگر من و در و همسایه از اینها خرید نکنیم، خدایی نکرده ورشکسته میشن و با کلی بدهی میزارن میرن.

اکثر کاسب‌ها هم مال همین محل خودمون بودن، اونوقت دیگه نمی‌تونیم چشم تو چشمشون بیاندازیم، از خجالت زن و بچه‌شون آب می‌شیم. با یه جستجوی ساده تو اینترنت دیدم این حرف پدر بزرگ رو ژاپنی‌ها خوب بهش عمل کردند.

توجه به خرید کالای ملی در ژاپن، کار رو به جایی رسونده که الان می‌بینیم تو جهان با وجود اینکه بیش از 120 میلیون جمعیت دارن، سومین قدرت اقتصادی جهان هستند. این یعنی اگه تو هر کشوری، مردم به خرید کالای ملی خودشون رو بیارند منفعتش برای همون مردم و مملکته.

 

*نماز اول وقت

وقتی صدای الله اکبر در کوچه و پس کوچه‌های شهر ما می‌پیچد، نا خودآگاه انسان دلش می‌خواهد دستی به آب ببرد و با معبود خود خلوتی داشته باشد. البته این حال افرادی است که به قول معروف نور بالا می‌زنند و کارشون درسته.

وقتی جوانی قامت به نماز می‌بندد خداوند به وجود آن جوان می‌بالد و به فرشته‌ها می‌فرماید که ببینید این جوان را که چگونه با خلوص نیت، زندگی و کار و بار و همه چیزش را رها کرده و با من خلوت کرده؛ نماز در اصول دین ما قرار دارد و هرکسی می‌تواند بدون وقت قبلی و هیچ تشریفاتی مقابل بزرگ‌ترین معبود عالم بایستد و با او صحبت کند.

نماز خواندن هم در اول وقت فضیلتش چند صد برابر است نسبت به بجا آوردن آن در آخر وقت. امام صادق (ع) می‌فرمایند: فضیلت خواندن نماز در اول وقت نسبت به تأخیر انداختن آن، مثل فضیلت آخرت بر دنیاست.

 

*حجاب

می‌دانید مشکل از کجاست؟ مشکل از مردی است که تیزیِ نگاه‌های ناجور به همسرش را در همه جا می‌بیند ولی به روی خودش هم نمی‌آورد... مردی که برای تأیید شدن توسط دیگران، حاضر است زیبایی‌های خصوصی همسرش را به اشتراک بگذارد...

مردی که آرایش غلیظ و دلربایی همسرش از نامحرمان در محیط کار، را می‌بیند ولی فداکارانه او را درک می‌کند؛ مردی که اگر به همسرش تیکه‌ای بیندازند، فوراً به فکر پایین آوردن فک دیگران میفتد، نه قد مانتوی همسر خود، حالا با این تفاسیر به نظر شما مشکل از کجاست؟

 

 

*غرب‌زدگی

بعضی وقت‌ها یکسری لذت‌ها هستن که آدم‌های دنیا نچشیدن و نمی‌تونن خوب درکِش کنند. ما ایرانی‌ها خوب لذت خانواده داشتن و دور هم بودن رو درک کردیم و می‌کنیم، چون سر سفره پدر و مادر بزرگ شدیم.

بچگی کردیم، با هم مهربونیم، چون ما محبت رو از اصلش، یعنی پدر و مادر گرفتیم. قصه وقتی عوض میشه که یه فرهنگ غربی میاد تو مملکتمون و بعضی وقت‌ها دانسته و یا ندانسته می‌ریم سمتش بدون اینکه بدونیم این فرهنگ چه آسیبی به ریشه و بنیان خانواده می‌زنه.

خاص بودن خوبه، متمایز بودن خوبه، اما وقتی ندونیم این فرهنگ از کجا اومده، اون وقت میشه تقلید کورکورانه؛ فلسفه اون سگی هم که به جای بچه قراره تو زندگیمون جا خشک کنه میشه حکایت وابستگی کودکی که دلش رو خوش کرده به بادکنکی که هر لحظه امکان داره بترکه.

 

*پس انداز

انتخاب با خودتان است؛ گروه یک یا دو؟! «گروه یک»، معمولاً درآمد ماهیانه خود را صرف «حالش را بردن» و «خوب دیده شدن در چشم دیگران» ‌می‌کنند و با دغدغه‌ی آینده، کِیف امروزشان را به فنا نمی‌دهند.

اما «گروه دو» معمولاً درآمدشان صرف «برطرف کردن نیازهای اولیه» و «پس‌انداز روز مبادا» می‌شود؛ و اگر در آخر ماه هم چیزی بماند، بر اساس اولویت خواسته‎هایشان را برآورده می‌کنند. لازم به ذکر است که دانشمندان معتقدند «گروه دو»یی‌ها در رویارویی با مشکلات، کمتر دچار مشکل می‌شوند.

 

*طلاق

در تاریخ واقعه‌ کربلا آمده که: نوعروسِ 17 روزه‌ای بود؛ که با همسرش به کربلا آمده بود و جُز با قبول دو شرط، راضی به رفتن همسرش به میدان کارزار نبود. به همسرش گفت: باید با هم بریم پیشِ قاضی، من در آنجا حرف‌هایم را می‌زنم آنوقت رضایت می‌دهم».

آمدند پیش قاضی و نو عروس شروع به سخن کرد. «آقای قاضی، من آمده‌ام خدمت شما دو چیز را ضمانت کنید تا اجازه بدهم شوهرم برود. اول اینکه اگر او برود، می‌دانم شهید می‌شود؛ اما من جوانم و اینجا کسی را ندارم. شما به من اجازه دهید که بیایم و در خدمت خانواده‌ی شما باشم. دوم اینکه شوهرم که شهید شود، روز قیامت به بهشت می‌رود. اینجا باید پیش شما ضمانت دهد که من را هم با خودش به بهشت ببرد».

ضمانت از طرف قاضی (حسین بن علی علیه السلام)، قبول شد. عروس راضی شد و داماد رفت. دست وهب که قطع شد، نوعروس طاقت نیاورد. رفت بالای سر تازه دامادش تا با هم باشند. شریک با معرفتی بود. عروسی که دلش می‌خواست توی بهشت هم با شوهرش باشد؛ یکی مثل... همسر وهب نصرانی

 

*خوش اخلاقی

وقتی شما انسان خوش بین و خوش رفتار باشید، دیگر فرقی نمی‌کند که طرفتان با شما خوب رفتار کرده یا بد، به ضررتان است یا به سودتان، دارید پررویش می‌کنید یا که نه. در این حالت، مهم نیست طرفتان چگونه باشد، در هر صورت شما باید خوش بین باشید!

نمونه بارز این حالت، در پیامبر اکرم(ص) وجود داشته. پیامبری که با همین ویژگی، سخت‌ترین دل‌ها را نرم کرد و سرکش‌ترین افراد را مطیع خود ساخت. امروزه هر چه زندگی‌ها پیچیده‌تر و ارتباط‌ها تنگاتنگ‌تر می‌شود، نیاز به خوش اخلاقی بیشتر حس می‌شود.

البته، هر کسی در حد و اندازه‌های وجودی خودش می‌تواند خوش اخلاق باشد، به شرط آن که کمی عبارت «برای من» و مخصوصاً کلمه «منِ» وجودش را کمرنگ‌تر کند.

 

*تربیت فرزندان

نه سرو صدا و فریادهای کودکانه بچه‌ها اذیتش می‌کرد و نه مجبورشان می‌کرد بنشینند توی خانه، با زبان کودکانه خود بچه‌ها تشویق‌شان می‌کرد به بازی و کشتی. وقتش هم که می‌شد می‌فرستادشان مسجد که بنشینند پای حرف‌های بابابزرگ و بعد بیایند برای مادر تعریف کنند. این جوری، هم از احوال پدرش خبردار می‌شد و هم بچه‌ها را وادار می‌کرد به خوب دویدن و جای خوب رفتن و حرف خوب گوش دادن. هوای بچه‌هایش را داشت؛ می‌دانست که در کودک، زبان و بازی و تفریح کودکانه می‌خواهد، این طوری، بچه‌ها هم شجاع بار می‌آیند، هم صبور و هم زیر بار زور و ذلت نمی‌روند. مثل حسن و حسین و زینب و ام‌کلثوم

 

*مطالعه

رمز موفقیت آدم‌های خاص، در یک واژه است؛ تأثیرگذاری. بله، هرچه میزان تأثیرگذاری شما روی محیط اطرافتان بیشتر باشد، آدمِ خاص‌تری هم می‌شوید. حالا می‌دانید رمز خاص‌تر و موفق‌تر شدن چیست؟! دانستن یا همان آگاهی داشتن.

اما این دانستن، یک‌دفعه و الکی بوجود نمی‌آید که! پیش‌نیازهایی دارد که قدم اولش «مطالعه» یا به عبارت بهتر «عادت به مطالعه» است. آدم‌های خاص، مطالعه‌شان هم خاص است. یعنی هم برای مطالعه‌ی خود برنامه دارند و هم زودتر، بیشتر و هدفمندتر از دیگران مطالعه می‌کنند.

خلاصه که اگر می‌خواهید آدم خاص یا همان موفقی باشید، راهش مطالعه، آن هم از همین الان است. راستی «آدم‌‌خاص»‌ها، زمانی «آدم‌معمولی» بوده‌اند‌ها.

 

شلوغ ترین روز «فاطمیون» در خیابان «شهادت»

 

صبح روز پنجشنبه، 22 مرداد 1394 شمسی، خیابان «شهادت» واقع در منطقه‌ی «دولت آباد» شاهد حضور هزاران تن از اهالی جنوب شهر تهران برای وداع با پیکر چهار تن از شهدای «مدافع حرم» بود.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، چهار تن از رزمنده گان «لشکر فاطمیون» که هنگام دفاع از حرم بانوی مقاومت، حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) در سوریه به شهادت رسیده بودند، در «شهر ری» با حضور پرشکوه مردم تشییع شدند. صبح روز پنجشنبه، 22 مرداد 1394 شمسی، خیابان «شهادت» واقع در منطقه‌ی «دولت آباد» شاهد حضور هزاران تن از اهالی جنوب شهر تهران برای وداع با پیکر چهار تن از شهدای «مدافع حرم» بود. «مهدی احمدی» ، «سلمان قلندری»، «اسماعیل حسینی» و «عبدالله دیداری» چهار تن از رزمنده‌گان «لشکر فاطمیون»(یگان ویژه مدافعان حرمِ افغان تبار)، چند هفته‌ی قبل، طی نبرد با پیروان اسلام آمریکایی و مزدوران سعودی در سوریه، بال در بال ملائک گشودند و پیکر آنان اخیرا به کشور بازگشت. پیکر دو تن از مجاهدانِ فاطمی، از محله ی «دولت آباد» به زادگاهشان در «شریف آباد» (توابع ورامین) منتقل شد و دو شهید دیگر، در بهشت زهرای تهران، تا ظهور مولایشان به امانت گذاشته شدند. آن چه پیش رو دارید، برش هایی است از مراسم پرشکوه تشییع پیکر مطهر شهیدانِ مدافع حرم در خیابان شهادت که به صورت اختصاصی توسط خبرنگار گروه جهاد و مقاومت مشرق به ثبت رسیده است:
روحمان با یادشان شاد هدیه به ارواح باندپروازشان صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
تصاویر/ شلوغ ترین روز «فاطمیون» در خیابان «شهادت»
تصاویر/ شلوغ ترین روز «فاطمیون» در خیابان «شهادت»
تصاویر/ شلوغ ترین روز «فاطمیون» در خیابان «شهادت»
تصاویر/ شلوغ ترین روز «فاطمیون» در خیابان «شهادت»
تصاویر/ شلوغ ترین روز «فاطمیون» در خیابان «شهادت»
تصاویر/ شلوغ ترین روز «فاطمیون» در خیابان «شهادت»
تصاویر/ شلوغ ترین روز «فاطمیون» در خیابان «شهادت»

افشاگری «مجتهد» در مورد جانشین ولیعهد عربستان

 

فعال و وبلاگ نویس مشهور سعودی معروف به «مجتهد» فاش کرد که ولی ولیعهد عربستان و وزیر دفاع این کشور با به دست گرفتن پروژه های توسعه حرمین شریفین روند تسلط بر بزرگترین ابزار سرقت بیت المال را تکمیل کرد.
به گزارش مشرق به نقل از پایگاه بری العهد، فعال و وبلاگ نویس مشهور سعودی معروف به  «مجتهد» فاش کرد که «محمد بن سلمان» ولی ولیعهد سعودی و وزیر دفاع این کشور پس از در اختیار گرفتن شرکت آرامکو و معاملات تسلیحاتی، اکنون پروژه های  مربوط به توسعه حرمین شریفین را در دست گرفته است و به این ترتیب با تسلط  بر بزرگترین ابزار سرقت بیت المال این روند را تکمیل می کند.

کنار زدن شرکت بن لادن

مجتهد در صفحه تویتر فاش کرد که محمد بن سلمان با استفاده از دستور  پادشاهی توانست شرکت «بن لادن» را که یکی از بزرگترین شرکت های پیمانکاری  در جهان عرب به شمار می آید، کنار زده و تمام پروژه های آن را به شرکت  پیمانکاری «نسما» که متعلق به خود اوست،  اختصاص دهد به اضافه اینکه مالکیت تجهیزات شرکت بن لادن را به نسما منتقل کرد.

اما ولی ولیعهد سعودی به این نیز اکتفا نکرد بلکه یک تیم ویژه را مامور  کرده است که سایر معاملات مرتبط با توسعه و نگهداری حرمین شریفین مکه و  مدینه را پیگیری کرده تا بتواند شخصا درآمدهای هرگونه معامله در این خصوص  را در اختیار بگیرد.

در این میان معلوم نیست که شرکت بن لاد چه سرنوشتی پیدا می کند و آیا به  طور کامل کنار گذاشته خواهد شد یا به آن اجازه داده می شود زیر چتر شرکت  نسما فعالیت داشته باشد.

به گفته مجتهد، محمد بن سلمان دستور داده است تمام املاک و مستغلات مکه و  مدینه که سند محکمی ندارند، به نام او به ثبت برسد و بر این اساس صدها مالک از خانواده اشرافی و یا مالکان دیگر املاک خود را که با سند مالکیت جدید  ثبت نشده است،  از دست خواهند داد و بن سلمان نیز از این راه  ثروت  میلیاردی و چه بسا چند صد میلیاردی از آن خود می کند.

مجتهد افزود: طبیعی است که با تسلط بن سلمان بر پروژه های شرکت بن لادن  «بکر بن لادن» رئیس این شرکت که از این تغییر و تحولات شوکه شده و احساس  ناتوانی می کرد، استعفا دهد و به منظور در امان ماندن از نتایج اعلام دلیل  واقعی استعفای خود، تصمیم به استعفا را ناشی از تمایل به پرداختن به مسائل  شخصی عنوان کند.

این در حالی است که معلوم نیست آیا یکی از دو برادران بکر بن لادن به نام های یحیی و صالح جانشین او خواهند شد یا خیر؟

حزب‌الله به یک بازیگر تمام عیار بین‌المللی تبدیل شده است

اندیشکده واشنگتن:

 

بحران و جنگ در سوریه تاثیر چشمگیری بر حزب الله لبنان داشت؛ در حال حاضر حزب الله یکی از نقش آفرینان منطقه ای است و عمدتا در مناقشاتی حضور دارد که فراتر از معضلات تاریخی خودش است.
گروه بین‌الملل مشرق- یک اندیشکده آمریکایی معتقد است: با توجه به عمق نفوذ حزب الله در سوریه، عراق و یمن، این گروه سرکردگی سپاه خارجی شیعه را که در حال شکل گیری است بر عهده خواهد داشت تا بدین ترتیب حوزه قدرت ایران در منطقه گسترش یابد.

 

اندیشکده "مؤسسه واشنگتن" طی مطلبی با عنوان "بیدار کردن همسایگان: چگونه دخالت‌های منطقه‌ای، دارد حزب‌الله را متحول می‌کند" توضیح می‌دهد: بحران و جنگ در سوریه تاثیر چشمگیری بر حزب الله لبنان داشت. پیش تر، فعالیت های این گروه تنها به تلاش برای در دست گرفتن قدرت در لبنان و جنگ با اسرائیل محدود می شد. ولی در حال حاضر حزب الله یکی از نقش آفرینان منطقه ای است و عمدتا با همراهی ایران در مناقشاتی حضور دارد که فراتر از معضلات تاریخی خودش است. حزب الله با آگاهی از چنین تغییر استراتژیکی، اقدام به جابجایی نیروهای اصلی مستقر در نزدیکی مرز لبنان با اسرائیل نموده و آنها را به قرارگاه جدیدی که در سوریه راه اندازی شده و همچنین پایگاه های واقع در یمن و عراق انتقال داده است.

هشدار به همسایگان: چگونه مداخلات منطقه‌ای، ساختار حزب‌الله را تغییر داد بیدار کردن همسایگان: چگونه دخالت‌های منطقه‌ای، دارد حزب‌الله را متحول می‌کند

در ابتدا علی رغم درخواست های مکرر از سوی رهبران ایران به ویژه "قاسم سلیمانی" فرمانده سپاه قدس، "سید حسن نصرالله" دبیر کل حزب الله، از اعزام نیرو به سوریه به منظور پشتیبانی از بشار اسد خودداری نمود. در واقع سید حسن نصرالله نیز همچون سایر رهبران حزب الله نگران بود که مبادا حضور در سوریه موجب تضعیف جایگاه این گروه در لبنان شود. اما گفته می شود در پی درخواست آیت الله خامنه ای از سید حسن نصرالله، او به خواسته مقامات ایرانی تن داد.

در واقع رهبر ایران طی این درخواست، تصریح کرده بود که از حزب الله لبنان انتظار دارد برای حفظ قدرت در دست بشار اسد، از او پشتیبانی کند. در نتیجه این رخداد، اقدامات حزب الله متوجه سوریه شد و گروهی که پیش از این تنها یک حزب لبنانی بود و فعالیت هایش محدود به سیاست های داخلی می‌شد، به یک نیروی فرقه ای منطقه ای تبدیل گردید که هم اکنون به دستور ایران در سراسر خاورمیانه فعالیت می کند.

تغییر سازمانی

مهم ترین نشانه تغییر حزب الله در ساختار این گروه به چشم می خورد. از سال 2013 تاکنون، دو قرارگاه جدید، یکی در مرز سوریه با لبنان و دیگری در داخل خاک سوریه، به مجموع پایگاه های حزب الله در جنوب و شرق لبنان افزوده شد. وقوع چنین تحول چشمگیری در این سازمان موید این نکته است که حزب الله به صورت جدی در صدد آن است که در درگیری های داخلی سایر کشورها نیز حضور خود را نشان دهد.

حزب الله به منظور تثبیت حضور تازه اش در سوریه، نیروهای اصلی خود را از قرارگاه جنوبی واقع در مرز مشترک لبنان و اسرائیل که از گذشته های دور حائز اهمیت بسیار تلقی می شد، به سوریه منتقل کرد. در سال 2012، "مصطفی بدرالدین" فرمانده عملیات خارجی حزب الله، هماهنگی فعالیت های نظامی این گروه در لبنان را آغاز کرد؛ او هم اکنون فرماندهی قرارگاه حزب الله در لبنان را بر عهده دارد. بدرالدین از جمله قدیمی ترین اعضای حزب الله است که در بمباران سربازخانه آمریکا در سال 1983 در بیروت، ترور "رفیق حریری" نخست وزیر سابق لبنان، بمب گذاری های تروریستی در کویت و حملاتی از این قبیل دست داشته است. بنابراین می توان گفت انتصاب او اصلی ترین دلیلی است که می تواند از التزام حزب الله به مداخله در درگیری های داخلی سوریه خبر دهد.

"ابوعلی طباطبائی" که از فرماندهان قدیمی حزب الله است یکی دیگر از افرادی است که در سوریه مشغول به فعالیت شده است. او از جنوب لبنان (جایی که به عنوان یکی از افسران ارشد "بدرالدین" خدمت می‌کرد) به سوریه فراخوانده شد تا وظیفه نظارت بر نیروهای کاملا آموزش دیده ای را بر عهده بگیرد که پیش از این فرماندهی آنها در لبنان را عهده دار بود. بذل توجه حزب الله لبنان به مسئله سوریه به مقامات ارشد این سازمان نیز نفوذ کرده است، چنانکه حداقل از سپتامبر 2011 به بعد سید حسن نصرالله شخصا هدایت اقدامات این گروه در سوریه را عهده دار شد.

شنیده ها حاکی از آن است که درست در همین زمان او با هدف هماهنگی کمک حزب الله به جنگ داخلی سوریه، در دمشق ملاقات هایی با بشار اسد داشته است. در واقع توجه عمیق حزب الله به درگیری های داخلی سوریه مهم ترین دلیلی است که به واسطه آن در سال 2012 نام این گروه در فهرست سیاه وزارت خزانه داری آمریکا جای گرفت. درحال حاضر، حدود 6000 تا 8000 نفر از عوامل حزب الله در سوریه حضور دارند.

هشدار به همسایگان: چگونه مداخلات منطقه‌ای، ساختار حزب‌الله را تغییر داد گفته می‌شود حدود 6000 تا 8000 نفر از عوامل حزب الله در سوریه حضور دارند

بدیهی است که پیوستن به جنگ سوریه خطراتی نیز در پی خواهد داشت، چنانکه حزب الله در نتیجه مداخله در این جنگ تعداد زیادی از اعضای خود را در سوریه و لبنان از دست داد. در همین رابطه، "حسان القیس" فرمانده تدارکات نظامی حزب الله، در دسامبر 2013 در بیروت ترور شد. اگر چه عوامل اسرائیلی اصلی ترین مظنونین این حادثه به شمار می‌رفتند، اما نمی توان از انتقام گیری گروه های تندروی سنی غافل شد که ریشه در پشتیبانی حزب الله از دولت بشار اسد دارد. البته طی این مدت تعداد دیگری از فرماندهان ارشد حزب الله نیز جان خود را از دست داده اند که "فوزی ایوب" از اعضای قدیمی این سازمان، یکی از آنها است که گفته می شود در درگیری با شورشیان مخالف دولت در سوریه کشته شده است.

به طور متوسط در نیمه نخست سال 2015 تنها در منطقه القلمون، هر هفته حدود 60 تا 80 نفر از نیروهای حزب الله کشته شده اند. مرگ افرادی چون فوزی ایوب و کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از شبه‌نظامیان، مؤید جدیت حزب الله در دفاع از دولت بشار اسد است. از سوی دیگر، همین که این گروه توانسته در مقابل چنین تلفاتی تاب بیاورد نشان می دهد که به واقع، حزب الله جنگ سوریه را نبردی موجودیتی تلقی کرده که موید استمرار حضورش در داخل لبنان و همچنین جایگاه نیروهای شیعه در جنگ فرقه ای و دردناک سوریه است.

حزب الله علاوه بر بسط فعالیت هایش در سوریه، به حمایت خود از شبه نظامیان شیعه عراق و اعزام تعدادی از مربیان نظامی متخصص برای مقابله با داعش و دفاع از حرم امامان شیعه ادامه می دهد. به گفته وزارت خزانه داری آمریکا، حزب الله لبنان به منظور اجرای عملیات خود در عراق اقدام به سرمایه گذاری در سازمان های صوری نیز نموده است. "ادهم تباجا" یکی از اعضای حزب الله لبنان و مالک بخش عمده ای از شرکت مشاور املاک و ساختمان سازی "الانما گروپ"، با سوء استفاده از شعبه های این شرکت در عراق اقدام به تامین مالی حزب الله نموده است. البته در این میان او از کمک تاجر لبنانی وابسته به این سازمان به نام "قاسم هجیج" و "حسن علی فائور" یکی از اعضای حزب الله هم بهره گرفته است.

تعداد نیروهای آموزش دیده و مربیان نظامی متبحری که از سوی حزب الله به یمن اعزام شده اند همچون عراق، چندان قابل توجه نیست. با این حال، عنوان برجسته افرادی که به این مناطق گسیل شده‌اند، اهمیت ارتباط این گروه با درگیری های داخلی در این دو کشور را نشان می دهد. "خلیل حرب" فرمانده اسبق عملیات ویژه و یکی از نزدیکترین مشاوران سیدحسن نصرالله، نظارت بر فعالیت های حزب الله در یمن را بر عهده دارد و نقل و انتقال منابع مالی را کنترل می کند. به علاوه او طی سفرهای مکرر به تهران اقدامات حزب الله را با مقامات ایرانی هماهنگ می سازد. با توجه به پیشینه کاری "حرب"، رابطه نزدیکش با سران ایران و رهبران حزب الله و تبحر او در عملیات ویژه و آموزش نیروها، می توان دریافت که انتخاب او برای حضور در یمن برای حزب الله لبنان، متضمن معانی بسیاری است.

البته "حرب" تنها شخصیت برجسته ای نیست که به یمن اعزام شده است. در بهار سال جاری، ابوعلی طباطبائی یکی از فرماندهان ارشد حزب الله که پیش تر در سوریه حضور داشت، وارد یمن شد تا برنامه های آموزشی حوثی ها را ارتقا دهد. گفته می شود این آموزش ها شامل تکنیک های جنگ چریکی بوده است. به گفته یکی از مقامات اسرائیلی، "اعزام ابوعلی طباطبائی به یمن اصلی ترین نشانه سرمایه گذاری و التزام حزب الله به حضور در این کشور است، حال مهم ترین سوالی که باقی می ماند این است که فردی همچون او تا چه زمانی در یمن خواهد بود."

هشدار به همسایگان: چگونه مداخلات منطقه‌ای، ساختار حزب‌الله را تغییر داد تصویر سید حسن نصرالله در کنار پرچم سوریه و تصویر بشار اسد

التزامی بلندمدت

بروز جهت گیری های خطرناک فرقه ای موجب شده است تا درگیری های مرگبار سوریه و مناطق دیگر میان عربستان سعودی و سایر کشورهای حاشیه خلیج [فارس] از یک سو و ایران از سوی دیگر شکل پیچیده ای به خود بگیرد. کشورهای شیعه و سنی و دولت های تابعه آنها، جنگ های منطقه را به مثابه بخشی از مناقشات تاریخی و موجودیتی میان فرقه های مذهبی خود می دانند. در واقع جنگ سوریه در دو جبهه موازی ادامه دارد: یکی میان دولت اسد و مخالفان سوری و دیگری میان جوامع سنی و شیعه مذهب بر سر تهدیدات هر یک علیه دیگری. همین ساختار در مورد جنگ یمن و عراق نیز صادق است. اختلافات سیاسی را می توان مورد مذاکره قرار داد، ولی چنین اقدامی برای جنگ های فرقه ای تقریبا غیر ممکن است.

 

اساسا مداخله حزب الله در جنگ سوریه با هدف پشتیبانی از بشار اسد صورت گرفت، ولی در حال حاضر این جنگ به نبردی ماهوی برای آینده منطقه و جایگاه حزب الله در آن تبدیل شده است. از این رو انتظار می رود که چنین نگرشی در آینده نیز ادامه داشته باشد. به عبارت بهتر، حزب الله سرکردگی شبه نظامیان مورد حمایت ایران که در حال شکل گیری هستند را بر عهده خواهد داشت تا در کنار دفاع از جوامع شیعه، نفوذ ایران در منطقه را گسترش دهد.

حزب الله علاوه بر سر و سامان دادن به مداخلاتش در یمن، سوریه و عراق، باید به اهداف متناقض ایدئولوژیکی و سیاسی خود نیز تعادل ببخشد. التزام این گروه به دکترین ولایت فقیه که از سوی ایران طرح شده است و بر اساس آن یک روحانی شیعه باید در رأس دولت قرار بگیرد، آنها را به فتوای فقهای شیعه وابسته ساخته است. مسئله ای که تعهدات حزب الله در قبال لبنان، شیعیان لبنان و کشورهای دیگر را با مشکلاتی مواجه کرده است چرا که همواره خواسته های حزب الله و ایران با یک‌دیگر هم‌سو نیست.

جنگنده F-16؛ گنجشکی که آمریکا به جای شاهین تحویل ارتش عراق داد

 

در بخش تسلیحات هوا به سطح، بمب های هدایت ماهواره ای سری JDAM به عراق تحویل داده نشده است و فعلا توانایی حمل این بمب ها نیز برای اف 16 های عراقی ممکن نیست. در عین حال انواع موشک های ضد رادار و کروز هوا پرتاب مثل موشک هارم و JSOW نیز که قابلیت حمل آن توسط این مدل از اف 16 وجود دارد به عراقی ها تحویل داده نشده است.
به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، مدتی قبل بود که اولین گروه از جنگنده های اف 16 نیروی هوایی عراق بعد از یک تاخیر نسبتا طولانی به نیروی هوایی عراق تحویل داده شدند؛ جنگنده هایی که در نگاه اول بسیار پیشرفته به نظر می آیند اما با دقیق تر شدن در جزییات خرید نیروی هوایی عراق می توان به نکات بسیار جالبی پی برد چراکه اف 16 های عراقی از ضعف های عجیبی خصوصا در بخش تسلیحات رنج می برند.
بر اساس آمارهای رسمی، قرارداد اولیه جنگنده های اف 16 نیروی هوایی عراق در پاییز 2011 میلادی امضاء شده و قرار بود اولین اف 16 های عراقی در سال 2014 میلادی به این کشور تحویل داده شود؛ امری که تا تابستان 2015 محقق نشد. این تاخیر سوال برانگیز دقیقا در زمانی رخ داد که درگیری دولت مرکزی عراق با گروهک تروریستی داعش به اوج رسیده و نیروهای زمینی عراق شدیدا به پشتیبانی هوایی نیاز داشتند.
ارزش اولیه این خرید مربوط به 18 فروند اف 16 به همراه تسلیحات، قطعات یدکی و آموزش پرسنل در حدود چهار میلیارد و 200 میلیون دلار بود که در ادامه نیز عراقی ها 18 فروند اف 16 دیگر را به بهای 830 میلیون دلار به آمریکا سفارش دادند. در مجموع عراق 36 فروند از این هواپیما را سفارش داده اند ولی تاخیرها تا جایی به دولت عراق فشار آورد که در سال 2014 میلادی، تا آستانه لغو کردن این قرارداد پیش رفتند.
مدل سفارش داده شده توسط کشور عراق که به عنوان مدل IQ شناخته می شوند، از گونه اف 16 سی و دی بلاک 50 و 52 می باشند. این گونه از اف 16 در حال حاضر پر طرفداران تریم مدل از این جنگنده محسوب شده و کشورهای زیادی در خرید این مدل و یا ارتقاء ناوگان موجود خود از جنگنده های اف 16 به این استاندارد هستند.
جنگنده های F-16IQ عراق؛ شاهین های بدون چنگال آمریکایی برای عراق+عکس جنگنده اف 16 نیروی هوایی عراق
جنگنده های موجود در ارتش کشورهایی مثل یونان، مصر، ترکیه، لهستان، سنگاپور، پاکستان و همچین اف 16 های نیروی هوایی رژیم صهیونیستی نیز از این مدل هستند.
اما مشکل اف 16 های عراقی چیست ؟
رادار نصب شده بر روی این هواپیما مدل APG-68(V)9 ساخت شرکت نورث روپ گرومن است. یک رادار پالس داپلر با قابلیت جستجو برای اهداف هوایی و سطحی که بر روی انواع اف 16 های بلاک 50 و 52 نصب شده است. در بخش موتور هم دو محصول از شرکت های پرات اند ویتنی و جنرال الکتریک به عراقی ها تحویل داده شده است که با گونه های تحویلی با سایر کشورها تفاوتی ندارد.
اما با رسیدن به بخش سلاح است که تفاوت ها به صورت ملموس آشکار می شود. در  بخش تسلیحات هوا به سطح، بمب های هدایت ماهواره ای سری JDAM به عراق تحویل  داده نشده است و فعلا توانایی حمل این بمب ها نیز برای اف 16 های عراقی  ممکن نیست. در عین حال انواع موشک های ضد رادار و کروز هوا پرتاب مثل موشک  هارم و JSOW نیز که قابلیت حمل ان توسط این مدل از اف 16 وجود دارد به  عراقی ها تحویل داده نشده است.
جنگنده های F-16IQ عراق؛ شاهین های بدون چنگال آمریکایی برای عراق+عکس تمرین جنگنده اف 16 آمریکایی با بمب های JDAM
در حال حاضر ترکیبی از موشک های هوا به سطح ماوریک، بمب های هدایت لیزری سری PAVEWAY 2 و 3 سلاح های عمده هوا به سطح اف 16 های عراقی را تشکیل می دهند. این چینش تسلیحاتی کاملا هدف دار صورت گرفته است و توان انجام هرگونه حملات دورایستا از نیروی هوایی عراق را گرفته است. عدم حمل این گونه سلاح ها توسط اف 16 های عراقی باعث می شود که در صورت بروز هر گونه درگیری، اف 16 های این کشور مجبور به نزدیک شدن بیش از حد به هدف و قرار گرفتن در شعاع سامانه های دفاع هوایی و هواپیماهای رهگیر  شوند.
در عین حال در بحث حمایت از نیروهای زمینی و مبارزه علیه گروه هایی مثل داعش هم وجود مهمات هدایت ماهواره ای که از دقت فوق العاده بالایی برخوردار بوده و بر خلاف بمب های هدایت لیزری در شرایط بد جوی دچار مشکل نمی شوند، بسیار مهم و حیاتی به حساب می آید که ناوگان اف 16 عراقی از این قابلیت بی بهره هستند اما در حال حاضر مصر و ترکیه از جمله دارندگان این بمب ها به شمار می روند.
در بخش تسلیحات هوا به هوا و در بحث دفاع در برابر تهدیدات هوا پایه نیز، سلاح های عمدتا قدیمی به عراقی ها تحویل داده شده است. موشک هوا به هوای اسپارو با هدایت راداری نیمه فعال و موشک سایدوایندر مدل ال و ام با هدایت گرمایی هم دیگر موشک هوا به هوای اف 16 های عراقی است که با این حساب، "قابلیت شلیک کن – فراموش کن" برای جنگنده های عراق وجود ندارد.
برای سالهاست که این موشک ها از خدمت آمریکا و متحدان این کشور خارج شده و سلاح هایی مثل موشک امرام با هدایت راداری فعال که قابلیت "شلیک کن – فراموش کن" را به جنگنده پرتاب کننده می دهد و همچنین موشک سایدوایندر ایکس با قابلیت تصویر سازی و حرکت در زوایه 90 درجه به سمت هدف وارد خدمت شده اند. دو کشور از همسایه های عراق یعنی ترکیه و اردن که از جمله متحدان نزدیک آمریکا هستند، از دارندگان هواپیمای اف 16 و موشک های امرام و سایدوایندر ایکس به شمار می روند. اف 16 های ترک مجوز ارتقاء توسط صنایع بومی ترکیه را پیدا کرده و جنگنده های اردنی نیز توسط خود آمریکا به روز رسانی شده اند.
جنگنده های F-16IQ عراق؛ شاهین های بدون چنگال آمریکایی برای عراق+عکس اف 16 ترک مجهز به موشک های امرام و سایدوایندر ایکس
جنگنده های F-16IQ عراق؛ شاهین های بدون چنگال آمریکایی برای عراق+عکس اف 16 لهستان مجهز به موشک های امرام و سایدوایندر ایکس
تفاوت های مهم اف 16 های عراقی و ارتش صهیونیستی
کاربر مهم دیگر اف 16 در منطقه، رژیم صهیونیستی است که از دهه 1980 از جمله دارندگان این هواپیما به شمار می آید. از ابتدای کار اف 16 های اسراییلی، به دلیل روابط ویژه آمریکا با اشغالگران قدس، این جنگنده به شکل کامل مسلح می شد. در نهایت و در سال 2004 تحویل جنگنده های F-16I به اسراییل آغاز شد که در طی آن، اسراییل 50 درصد از سلاح ها و قطعات الکترونیک این مدل از اف 16 را که بر پایه مدل دی بلوک 52 قرار دارد به صورت بومی تامین کرد.
بر اساس اخبار اعلام شده همین وضعیت درباره جنگنده های پنهانکار اف 35 اسراییلی نیز حاکم خواهد بود و بخش هایی از قطعات آن توسط اسراییل تامین و نصب می شود.
جنگنده های F-16IQ عراق؛ شاهین های بدون چنگال آمریکایی برای عراق+عکس F-16I نیروی هوایی اسراییل
جنگنده های F-16IQ عراق؛ شاهین های بدون چنگال آمریکایی برای عراق+عکس اف 16 بلوک 60 اماراتی
در عین کشورهای دیگر منطقه مثل عربستان سعودی، امارت متحده عربی و قطر نیز از هواپیماها و تسلیحات بسیار پیشرفته تر چه در نقش حمله به اهداف سطحی و چه در رزم هوا به هوا بهره می برند  که عمدتا توسط آمریکا تامین شده است. در این میان می توان به جنگنده های اف 16 بلوک 60 اماراتی و اف 15 های عربستانی اشاره کرد.
بررسی جزء به جزء اف 16 های عراقی، این پیام مهم را مسجل خواهد کرد که این جنگنده های صرف هواپیماهایی برای پشتیبانی نزدیک از ارتش عراق ضد داعش بوده و به هیچ عنوان قابل قیاس با سایر اف 16 های حاضر در جهان نیستند و هرچند از نظر فنی، قابلیت ارتقاء و نصب برخی از سلاح های جدید ذکر شده در بالا بر روی اف 16 های عراقی نیز وجود دارد اما این کار مستلزم دریافت مجوز، صرف زمان و پرداخت هزینه دوباره از طرف عراق به پیمانکاران آمریکایی است که با توجه به شیوه تحویل این جنگنده ها به عراق - چه از نظر تاخیرهای طولانی و چه از نظر عدم تحویل سلاح های مدرن- نمی توان امیدی به آن داشت.
با این اوصاف، اگرچه آمریکا و انبوه رسانه هایش، با بزرگنمایی و تبلیغات گسترده درباره تجهیز ارتش عراق به جنگنده های اف 16، سود ویژه ای از این معامله برد، اما هواپیماهای تحویلی مصداقی از شیر بی یال و دم خواهند بود که هیچ خطری برای متحد ویژه آمریکا در منطقه یا سایر دوستان ولخرج آمریکا در اطراف عراق نخواهند داشت.

خبرنگار بی‌بی‌سی با چه مأموریتی به تهران آمده‌ است؟

 

خبرنگاری که به ایران آمده است و بر اساس مجوز صادره قرار است در سطح شهر تهران گزارش تهیه کند و با مقامات ایران مصاحبه بگیرد، سابقه‌ای از فعالیت در حوزه ایران در کارنامه خبری خود ندارد.

            

خبرگزاری فارس: خبرنگار بی‌بی‌سی با چه مأموریتی به تهران آمده‌ است؟                

به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از مشرق، نام انگلیس و بی‌بی‌سی در ایران همواره با توطئه و اغتشاش عجین بوده است. در کنار اخباری که از بازگشایی مجدد سفارت انگلیس در تهران به گوش می‌رسد این روزها مردم کشورمان خبر باز شدن دوباره پای خبرنگاران بی‌بی‌سی به ایران را هم می‌شنوند. آخرین خبرنگار این شبکه انگلیسی حدود 6 سال پیش به دلیل مسائل امنیتی و انتشار اخبار کذب از کشورمان اخراج شد و به این شبکه به دلیل انتشار اخبار خلاف واقع تذکر جدی داده شد.

بازگشت خبرنگار شبکه بی‌بی‌سی به ایران علاوه بر این‌که تلاش این شبکه برای شکست قبح حضور مجددش به صورت دائم در ایران است، از منظر دیگری نیز قابل تأمل است. خبرنگاری که به ایران آمده است و بر اساس مجوز صادره قرار است در سطح شهر تهران گزارش تهیه کند و با مقامات ایران مصاحبه نماید، سابقه‌ای از فعالیت در حوزه ایران در کارنامه خبری خود ندارد و از آن مهم‌تر، این خبرنگار رابطه نزدیکی با وزرای خارجه آمریکا و به طور خاص هیلاری کلینتون وزیر خارجه سابق این کشور دارد. حوزه تخصصی این خبرنگار، سیاست خارجی آمریکا و حوزه عربستان است.

 

این خانم جوان در تهران چه می خواهد؟
"کیم گاتاس" خبرنگاری که از طرف بی‌بی‌سی برای سفر به ایران انتخاب شد

"محمدمنصور کوشش" مدیرکل مطبوعات خارجی وزارت ارشاد روز گذشته (21 مرداد) در خبری اعلام کرد تیم رسانه‌ای بی‌بی‌سی برای تهیه گزارش به مدت یک هفته‌ وارد تهران شده است. "کیم گاتاس" خبرنگار لبنانی‌الاصل، "نیکی رابرت میلارد" فیلم‌بردار استرالیایی و "دیزی آنا الیزابت مور" به عنوان تهیه‌کننده در این تیم رسانه‌ای حضور دارند. با توجه به آن‌چه وزارت ارشاد اعلام کرده است، هدف فعالیت خبری این گروه، تهیه فیلم و گزارش از سطح شهر تهران و مصاحبه با مسئولان از تاریخ 21 مرداد تا 28 مرداد است و به همین منظور، اجازه فعالیت در کشورمان را دارند.

"آلن هارت" نویسنده و خبرنگار سابق بی‌بی‌سی که سال‌های زیادی از عمر خود را در برنامه "پاناراما" برای مصاحبه با شخصیت‌های معروف دنیا صرف کرده است، درباره دلیل انتخاب "کیم گاتاس" از طرف بی‌بی‌سی برای سفر به ایران به خبرنگار مشرق می‌گوید: "فردی که به ایران آمده است، خبرنگار معروف و شناخته‌شده‌ای است، ولی در سوابق کاری او کم‌تر چیزی درباره ایران می‌بینیم. حوزه کاری او بیش‌تر عربستان، سوریه و لبنان بوده است و زمان زیادی هم در حوزه سیاست خارجی آمریکا کار کرده است. شاید آمدن او به ایران تلاشی از جانب آمریکایی‌ها برای میانجی‌گری در بهبود روابط میان ایران و عربستان باشد. احتمال دارد کیم حامل پیامی برای ایران باشد و یا تلاش کند اطلاعاتی درباره اشتیاق ایران برای برقراری ارتباط با عربستان با خود به واشنگتن ببرد."

گفته‌های آلن هارت جالب به نظر می‌رسد زیرا در بخش زندگی‌نامه سایت شخصی "کیم گاتاس" آمده است که وی خبرنگار لبنانی‌الاصل بی‌بی‌سی و متولد بیروت است. کار خبر را با خبرنگاری برای روزنامه‌هایی مانند دیلی‌استار و فایننشال‌تایمز شروع کرده و سپس به بی‌بی‌سی آمده است. گاتاس در خصوص عراق، عربستان سعودی، سوریه و البته لبنان برای بی‌بی‌سی گزارش تهیه کرده و به خاطر پوشش خبری جنگ میان اسرائیل و حزب‌الله در سال 2006 جایزه "امی" (Emmy) دریافت نموده است.

این خانم جوان در تهران چه می خواهد؟ "آلن هارت" خبرنگار باسابقه بی‌بی‌سی اشاره می‌کند که گاتاس تجربه‌ای درباره ایران ندارد و احتمالاً برای هدفی خاص انتخاب شده است

 

گاتاس یکی از خبرنگاران نزدیک به وزرای خارجه آمریکا محسوب می‌شود به طوری که سال 2008 به آمریکا رفت تا خبرنگار بی‌بی‌سی در واشنگتن و به طور خاص، وزارت خارجه آمریکا شود. وی پنج سال همراه با کاندولیزا رایس و هیلاری کلینتون وزرای خارجه سابق و همچنین جان کری وزیر خارجه کنونی آمریکا به جاهای مختلف سفر کرد. نزدیک بودن وی به روند تدوین سیاست خارجی در آمریکا موجب شد تا کتابی پرفروش بنویسد به نام "وزیر: سفری با هیلاری کلینتون از بیروت تا قلب قدرت آمریکا." وی سال 2015 شروع به نوشتن ستونی درباره خاورمیانه و سیاست خارجی آمریکا در بخش "دیدگاه‌ها"ی مجله فارن‌پالسی کرد. گاتاس بارها در شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی و همچنین مراسم‌های مختلف در آمریکا به ایراد سخنرانی در همین حوزه‌ها پرداخته است. شاید بتوان گفت همین نزدیکی او به مقامات آمریکایی می‌تواند تأییدی بر تحلیل آلن هارت باشد.

آمدن تیم جدیدی از شبکه بی‌بی‌سی به ایران در حالی صورت می‌گیرد که سال 88 روابط عمومی معاونت مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طی بیانیه‌ای با توجه به عملکرد سرویس جهانی بی‌بی‌سی در تحریف اخبار مربوط به کشورمان به خصوص اخبار انتخابات و حمایت و تحریک غیرمستقیم آشوبگران برای ادامه تخریب اموال عمومی، اخراج خبرنگار دائم این شبکه از ایران را اعلام کرد.

معاونت امور مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با احضار "جان لاین" خبرنگار دائم بی‌بی‌سی در تهران در آن زمان، ضمن ابلاغ مراتب اعتراض شدید نسبت به عملکرد بخش فارسی بی‌بی‌سی که مصداق دخالت آشکار در امور داخلی جمهوری اسلامی ایران است، خاطرنشان کرد: "چنان‌چه شبکه‌های مختلف مؤسسه رادیو و تلویزیونی انگلیس با پخش اخبار جعلی و دروغین درباره ایران، دخالت در امور داخلی کشورمان را ادامه دهند و یا منشور اخلاق بین‌المللی خبرنگاری را نادیده بگیرند، اقدامات جدی‌تری به عمل خواهد آمد." این در حالی است که به نظر نمی‌رسد از آن روز تاکنون تغییری در رفتار بخش جهانی بی‌بی‌سی و بخش فارسی این شبکه ایجاد شده باشد. در عین حال، سرویس جهانی بی‌بی‌سی و بخش فارسی‌زبان این شبکه که با بودجه مستقیم دولت انگلیس کار می‌کنند از سال 2006 تا به امروز هیچ‌گاه فرصت پیدا نکرده‌ بودند تا خبرنگاری به ایران اعزام کنند.

این خانم جوان در تهران چه می خواهد؟ آخرین خبرنگار بی‌بی‌سی به خاطر نقش این شبکه در اغتشاشات سال 88، از ایران اخراج شد

 

بی‌بی‌سی در حال حاضر منبع خبری مستقیمی درون ایران ندارد. مدیر سرویس جهانی بی‌بی‌سی این وضعیت را "خلاف ایده‌آل" توصیف می‌کند. وی تأکید کرده که امیدوار است در آینده نزدیک، مجدداً خبرنگاری دائمی در ایران مستقر کند. اتفاقی که به دلیل بدنامی این شبکه سال‌هاست محقق نشده است.

ژانویه سال 2010، دولت ایران شهروندان را از ارتباط با سرویس جهانی بی‌بی‌سی، صدای آمریکا و سایر شبکه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور ممنوع اعلام کرد. طبق گزارش‌ها، وزارت اطلاعات ایران گفته بود: "داشتن هرگونه ارتباط... با گروه‌هایی که در جنگ نرم [علیه ایران] شرکت دارند، غیرقانونی و ممنوع است. مردم باید مقابل دام‌های دشمنان ما هوشیار باشند و [با دولت] برای خنثی کردن نقشه‌های بیگانگان و توطئه‌گران همکاری کنند."

"ادو اولفکات" خبرنگار آلمانی در کتاب خود به نام "خبرنگاری فروخته‌شده" اسامی خبرنگارانی را افشا کرده است که در شبکه‌های اطلاعاتی غربی و به خصوص آمریکایی فعالیت می‌کنند. وی در گفت و گو با خبرنگار مشرق می‌گوید: من به علاوه خبرنگاران زیادی که آن‌ها را می‌شناسم از دسته خبرنگارانی بودیم که با نهادهای امنیتی کار می‌کردیم. برای مثال سازمان اطلاعات آلمان را در نظر بگیرید. نمایندگانی از این سازمان به دفتر من می‌آمدند و از من می‌خواستند گزارش‌هایی را که نوشته‌اند برایشان منتشر کنم. حتی به من اجازه نمی‌دادند بررسی کنم که آیا گزارش‌شان صحت دارد یا نه. فقط مجبور بودم آن‌ها را منتشر کنم. بنابراین آن‌ها گزارشی می‌نوشتند، اما وقتی این گزارش منتشر می‌شد، اسم من پای گزارش خورده بود. آن‌چه من می‌توانم به شما بگویم این است که دست‌کم، یعنی حداقل 50 درصد از خبرنگاران غربی در خاورمیانه، عواملی هستند که علاوه بر خبرگزاری‌های مختلف، برای سازمان‌های اطلاعاتی نیز کار می‌کنند."

این خانم جوان در تهران چه می خواهد؟ گاتاس در مرز عربستان و یمن

اولفکات درباره نمونه‌کارهایی که خبرنگاران خارجی که برای سرویس‌های اطلاعاتی خارجی ممکن است انجام دهند به تجربیات خود اشاره می‌کند و به خبرنگار مشرق می‌گوید: "من سال‌ها برای سازمان سیا در تهران با پوشش خبرنگاری، جاسوسی می‌کردم. من را برای نمونه‌برداری از خاک ایران، به مشهد و تهران اعزام کردند. می‌خواستند ببینند آیا اثراتی از مواد رادیواکتیو در آن وجود دارد یا نه. دلیل این کار هم این است که وقتی شما به عنوان خبرنگار به کشوری می‌روید، تعجب نمی‌کنند اگر مقداری خاک با خود ببرید، چون از دیدگاه توریسم به آن نگاه می‌کنند. یکی از کارهای دیگری که از من خواستند، این بود که سؤالاتی را از مقامات ایرانی بپرسم که خودشان نمی‌توانستند بپرسند. من بارها با افرادی مثل "علی‌اکبر ولایتی" و دیگر مقامات ارشد ایرانی مصاحبه کردم. قبل از مصاحبه به من می‌گفتند چه سؤالاتی بپرسم. سؤالات خودم نبودند، بلکه سؤالاتی بودند که قبل از مصاحبه مثلاً از طریق سفارت آلمان در تهران به دست من می‌رسید و باید آن‌ها را می‌پرسیدم.

 

مشاور اسبق شورای امنیت ملی آمریکا

مایکل لدین: کاخ سفید از طریق شامر برای موسوی پیام فرستاد/ سبزها در پاسخ خواستار فشار به ایران شدند

مشاور اسبق شورای امنیت ملی آمریکا در گزارشی در مورد مخالفت چاک شامر با توافق هسته‌ای، نوشته است که وی زمانی واسطه ارتباط واشنگتن و سبزهای ایران بود و به همین خاطر با توافق مخالفت می‌کند.

            

خبرگزاری فارس: مایکل لدین: کاخ سفید از طریق شامر برای موسوی پیام فرستاد/ سبزها در پاسخ خواستار فشار به ایران شدند                
                                                                               
    •                         
    •                                                 
 

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، «مایکل لدین» مشاور اسبق شورای امنیت ملی آمریکا و از چهره‌های برجسته محافظه‌کار روز یکشنبه با انتشار مطلبی در نشریه «فوربس» متن کامل نامه‌ای که گفته می‌شود از سوی سران فتنه و در پاسخ به پیام دولت آمریکا نوشته شده را منتشر کرده است.

وی در این مطلب که به بهانه مخالفت «چاک شامر» سناتور دموکرات آمریکایی با توافق هسته‌ای نگاشته شده، نوشته است که شامر رابط این نامه‌نگاری بود و به همین دلیل هم حالا مخالف توافق با ایران است. 

لدین که از حامیان ایجاد انقلاب رنگی در ایران است و بارها به مقامات آمریکایی توصیه کرده برای تحقق این هدف تلاش کنند، با اشاره به انتخابات سال 1388 و اتفاقات پس از آن، نوشته است: «دولت (آمریکا) تصمیم گرفت پیامی برای گروه (میر حسین) موسوی، جنبش سبز، بفرستد. سناتور شامر دوستی در وال استریت داشت که با سبزها در ارتباط بود و همان فرد به عنوان رابط انتخاب شد.»

وی که در سال 2012 نیز به وجود چنین نامه‌ای اشاره کرده بود، افزود: «از شامر خواسته شد از طرف دولت این پیام را به رهبران سبزها منتقل کند: "سبزها باید بدانند که این سوالات از جانب وزیر خارجه (آمریکا) ارسال شده است. سوالات این‌هاست: ما باید چه کاری انجام دهیم؟ چه کاری نباید انجام دهیم؟»

لدین در ادامه نوشته است: «پاسخ در قالب یک یادداشت تایپ‌شده 8 صفحه‌ای، به تاریخ 30 نوامبر 2009 (9 آذر 1388)، بود. نویسندگان (نامه) بسیار دقت کرده‌اند. این (نامه) امضا نشده و من دلایل روشنی دارم که چند نفر در تهران روی آن کار کرده‌اند.» (متن نامه)

در این نامه نظام ایران با «شدیدالحن‌ترین» الفاظ نظیر «خشن» و «دیکاتوری» توصیف و در آن نوشته است که رفتار نظام ایران تغییر نمی‌کند. لدین نوشته شده است: «اما این یادداشت تاکید دارد که نیروهای حامی تغییر داخل ایران، قدرتمند هستند و به خوبی رهبری می‌شوند.»

نویسندگان آن نامه به واشنگتن هشدار داده‌اند که اگر با تهران به توافق هسته‌ای دست یابد، باید در برابر رویکردهای خارجی و داخلی تهران سکوت کند. 

در بخشی از آن نامه آمده است: «در این لحظه سرنوشت‌ساز، این به کشورهای جهان آزاد بستگی دارد که تصمیمشان را بگیرند. آیا آن‌ها به مسیر خوش‌خیالی ادامه داده و تصمیمات را به آینده، زمانی که دیگر دیر شده موکول می‌کنند یا اینکه به مردم شجاع ایران پاداش داده و در عین حال منافع غرب و صلح جهانی را پیش می‌برند؟»

لدین در ادامه نوشته است: «به گفته دوست او (شامر) در وال‌استریت که من با او صحبت کرده‌ام، این یادداشت به شامر تحویل داده شده است. وزارت خارجه می‌گوید چیزی در مورد آن نمی‌داند و دفتر شامر هم از بحث در این رابطه خودداری می‌کند، اما نمی‌توانم تصور کنم که او آن را به هیلاری کلینتون، دوست و همکاری سابقش نداده است. مهمتر اینکه، قطعا زمانی که او (شامر) در حال تفکر بود که باید چه تصمیمی در مورد توافق بگیرد،  آن برهه تأثیرگذار بوده است. سبزها به دولت اوباما دقیقا گزینه‌های واقعی را گفتند: یا از رژیم حمایت کنید یا از به حمایت از آزادی و نتیجه تشویق تغییر دموکراتیک در ایران بپردازید.»

دولت آمریکا هنوز در مورد گزارش لدین اظهار نظر نکرده است.

داعش در سینا؛ تکثیر ویروس با مهندسی اسرائیل

مظفر حسنوند
داعش در سینا؛ تکثیر ویروس با مهندسی اسرائیل

جریانات سلفی صحرای سینا همانند سایر جریانات مشابه تکفیری – جهادی نظیر آنچه در عراق و شامات می باشد و سودای تشکیل امارت اسلامی داده و آن چه در سینا جریان دارد همان داعشی است که در سوریه و عراق فعالیت می کند.

            

خبرگزاری فارس: داعش در سینا؛ تکثیر ویروس با مهندسی اسرائیل                
                                                                               
    •                         
    •                                                 
 

مقدمه

با اعلام خبر اصابت موشک به اشکول در مناطق اشغالی فلسطین از صحرای سینا، داعش مسئولیت آن را بر عهده گرفت. به همین منظور رژیم صهیونیستی از اعلام افزایش همکاری نظامی و امنیتی با حکومت السیسی برای سرکوب گروه‌های سلفی جهادی در صحرای سینا خبر داد با این‌که نیروهای نزدیک به داعش در منطقه مسئولیت پرتاب این موشک‌ها را پذیرفتند، اسرائیل بار دیگر حماس را متهم کرد که پشت این حملات است اما حماس هرگونه دست‌ داشتن در این اقدامات را رد کرده است. از طرفی پس از حملات گسترده اخیر تروریست‌ها به نیروهای نظامی مصری، ما شاهد کشته شدن نزدیک به 70 نظامی مصر طی هفته گذشته در صحرای سینا بودیم و رژیم صهیونیستی با تقویت استقرار نیروهای مصری در منطقه سینا موافقت کرد ، با این مقدمه ما در این گفتار بدنبال پاسخ به این سوال خواهیم بود که آیا داعش در سینا، همان داعش در عراق و سوریه است؟

گروه‌های جهادی سلفی در صحرای سینا و امنیت رژیم صهیونیستی

به طور کلی گروه‌های سلفی جهادی سینا به چند دسته تقسیم می‌شوند که ارتباط نزدیکی با فلسطینی‌ها دارند و بیشتر آنها در نقاط مرزی با اراضی اشغالی 1948 متمرکزند، از جمله آنها می‌توان به چند مورد  اشاره کرد[1]:

گروه اهل سنت و جماعت

در سال 1979 تشکیل و تا قبل از مرسی، جنبه دینی داشت اما پس از آن گفتمان سیاسی و جهادی یافت و علیرغم فعالیت‌هایی که برای صلح گروه‌های سلفی با ارتش مصر انجام داده، نگرش خصمانه‌ای به ارتش دارد.

سازمان توحید و جهاد

این سازمان در عراق و نوار غزه فعالیت دارد و برخی از افراد سلفی جهادی در سینا نیز به همین دلیل در آن عضویت دارند، این سازمان بسیار افراطی است به گونه ای که ابومنذر الشنقیطی، مفتی سازمان، فتواهایی درباره به رسمیت نشناختن مرسی و حکومت‌های وابسته به اخوان دارد

انصار بیت المقدس

قوی ترین سازمان صحرای سینا که انفجارهای متعددی را در مسیر لوله‌های گاز در سینا اجرا کرده است. این گروه تسلیحات مختلفی از قبیل موشک‌های برد کوتاه و همچنین موشک‌های گراد در اختیار دارد

گروه پرچم های سیاه

معتقد به مبارزه مسلحانه با حاکمان کشورهای اسلامی و دشمنان خارجی به‌ویژه رژیم صهیونیستی و آمریکا بوده و اولین فعالیت مسلحانه آن در سال 2005 و انفجار در خطوط انتقال گاز بوده است

سازمان سلفی جهادی در سینا

این سازمان هم در نوار غزه و هم در سینا فعالیت دارد و طی 5 سال اخیر یکی از فعالان صحنه سینا بوده است. این سازمان، پل ارتباطی سلفی‌های جهادی در سینا و نوار غزه محسوب می‌شود.

مجلس شورای مجاهدان- اکناف بیت‌المقدس

یکی از اهداف  راهبردی تل آویو تحریف و هم کاسه کردن تمام جریانات اسلامی با جریانات سلفی و داعش می باشد

 

این گروه عملیات‌های متعددی را علیه صهیونیست‌ها انجام داده است که از جمله آنها می‌توان به پرتاب موشک گراد در 13 اوت 2013 به شهر ایلات اشاره کرد

انصار بیت المقدس پر نفوذ ترین جریان سلفی گری در سینا، با سقوط مبارک در سال 2011 اعلام موجودیت نمود. این گروه از لحاظ عقیدتی تحت مرکزی القاعده[2] و تعلیمات وهابیت می باشند و عمده منابع خود را از سعودی ها دریافت می کنند. در نوامبر سال 2014، انصار بیت‌المقدس به‌طور رسمی اعلام کرده با البغدادی، سرکرده داعش، بیعت کرده و پس از آن بود که نام خود را به ولایت سینا تغییر داد. البغدادی نیز گروه های سلفی حاضر در صحرای سیناء را به جنگ با دولت مصر فراخواند و از تروریست‌های حاضر در لیبی، الجزائر، تونس و مغرب خواست که آرام نگیرند و به «آتشفشان جهاد» ادامه دهند.

انصار بیت المقدس  اولین عملیات خود را تابستان 2010 با حمله به خط لوله انتقال گاز مصر به اردن و سرزمین‌های اشغالی آغاز کرد و این عملیات تا سال 2012 میلادی 13 بار تکرار شد. آنها در بین سال‌های 2011 و 2013 بیشتر در مناطق شمالی شبه جزیره سینا حمله‌های پراکنده‌ای را علیه ارتش مصر ترتیب دادند و در تابستان2012 اولین بیانیه خود را با نام «و ان عدتم عدنا» به همراه یک ویدئوی 30 دقیقه‌ای صادر و در آن جزئیات و مراحل انفجار در خطوط لوله گاز را تشریح  کردند، این گروه همچنین در  02/02/ 2014 مسئولیت شلیک چند موشک به شهر ایلات در اراضی اشغالی 1948 را بر عهده گرفته است.

در اوایل ژوئیه 2015 برای نخستین بار انصار بیت المقدس به تلافی حمایت نیروهای صهیونیستی از سربازان مصری اقدام به شلیک موشک به سرزمین‌های فلسطینی تحت اشغال رژیم صهیونیستی نمود. حملات نیروهای وابسته به داعش به پست‌های امنیتی در شمال شبه جزیره سینا پیش از این نیز سابقه داشته، اما عملیات آنها  به  صورت ایذایی بوده است.

رابطه‌ی گروه‌های سلفی صحرای سینا با داعش و حماس

یکی از اهداف  راهبردی تل آویو تحریف و هم کاسه کردن تمام جریانات اسلامی با جریانات سلفی و داعش می باشد، چرا که این جریانات همانند داعش تاکنون اقدامی جدی دال بر تهدید رژیم صهیونیستی انجام نداده اند.

اتهام ارتباط داعش با حماس از سوی رژیم صهیونیستی در شرایطی است که خطر داعش برای جنبش حماس طی ماه های گذشته نمود بیشتری پیدا کرده است، کشته شدن 100 فلسطینی توسط داعش در آوریل سال گذشته میلادی، انفجارهای مشکوک در نوارغزه و کشتن دو نفر از رهبران گروه های حامی حماس در اردوگاه آوارگان فلسطینی الیرموک در جنوب دمشق و حملات موشکی از جمله این موارد هستند.[3] لذا ارتباط حماس با اقدامات گروه های سلفی بهترین توجیه برای تحت فشار گذاشتن جنبش حماس و حمایت غرب برای جنگ علیه غزه است.

رالف پیترز از نظامیان نومحافظه‌کار درمقاله شگفت‌انگیزی که به تاریخ 13 سپتامبر 2001 در مجله  ارتش نیروی زمینی «پارامترز» منتشر کرد، نوشت: واشنگتن نباید از تروریسم هیچ ترسی داشته باشد و در بهره‌برداری و استفاده از آن نیز نباید هیچ تردیدی به خود راه دهد و به دولت بوش پیشنهاد کرد نباید از هرج و مرج عمومی جهان عرب بترسد، در نهایت، وقتی اعراب به کشورهای کوچک‌تر تقسیم شدند دیگر نمی‌توانند در مقابل درندگی اسرائیل از خودشان دفاع کنند و اجباراً به ایالات متحده پناه خواهند برد.[4]

جریانات سلفی صحرای سینا همانند سایر جریانات مشابه تکفیری – جهادی نظیر آنچه در عراق و شامات می باشد و سودای تشکیل امارت اسلامی داده و آن چه در سینا جریان دارد همان داعشی است که در سوریه و عراق فعالیت می کند ، هر چند که اکنون قدرت میدانی آن به مراتب از کمتر است برای همین دائما از گروه های مسلح مستقر در کشورهای همسایه مثل سودان و لیبی کمک می گیرد. مشابهات این دو را می توان در حمایت آل سعود از آنها، سودای تشکیل حکومت اسلامی، ضدیت با مبانی دموکراسی، ضدیت با حماس، شیعیان، حزب الله و نقش آفرینی رژیم صهیونیستی در راهبردهای آن اشاره کرد. این گروه با داشتن اندیشه های تکفیری، بارها قبطی ها و شیعیان مصر را تهدید به کشتار نموده و طی بیانیه های متعددی از اقدامات گروهک تروریستی داعش در سوریه، عراق و لبنان حمایت کرده اند.

تسبی بارئیل، تحلیلگر مسائل استراتژیک اسرائیلی معتقد است که آن چه در سینا رخ داد نوعی عملیات جراحی از روی استیصال تروریسم بود که خیلی سریع می تواند به یک جنگ حقیقی فراگیر منجر شود. همچنین می تواند به سرعت به نمونه دیگری از جنگ جاری در عراق علیه داعش تبدیل شود به ویژه که داعش در سینا تلاش دارد مناطق استراتژیک بیشتری را به اشغال خود در آورد.[5] نتانیاهو در 6 مارس 2015 بیان نمود که « داعش به طور اخص و تروریسم اسلامی به طور اعم خدمات شایانی را به "اسرائیل" داشته است زیرا از این پس جهان مجبور است در کنار سرکوب داعش، حماس را هم مورد حمله قرار دهد.[6]

رژیم صهیونیستی بیشترین تلاش را به کار بسته که حضور نیروهای داعش را به این منطقه را مهیا نماید؛ حضور داعش را در جهت اهداف منطقه ای خود به مدیریت میکند.

 

 

تبیین حملات مصر و رژیم صهیونیستی به گروه های سلفی در این برهه

تل آویو  بهانه حمله به گروه های سلفی را در راهبرد جدید «شکاف در پیرامون» را در پیرامون لبنان، سوریه و عراق «حذف روافض» را دنبال نموده و سعی دارد نهایت بهره برداری ار آن را به عمل آورد و همسایگان توانمند خویش را به کام اهداف خود بگیرد. بهمین منظور با وانمود کردن حملات علیه جریانات سلفی به بهانه انفجار خطوط لوله گاز و تهدید برای تل آویو با چشم پوشی از بخشی از مفاد کمپ دیوید همزمان با در مقابل نهادن مصر و حماس، سهی نمود مسیر تونل های غزه به صحرای سینا را مسدود نماید.

تل آویو در این برهه برای در پرتو مقابله با جریانات سلفی چند هدف را دنبال می کند؛ از بین بردن نیروهای جهادی سلفی توسط السیسی، نا امن شدن منطقه و حضور بیشتر داعش و ارتباط دادن حماس با جریانات تکفیری و مهار حماس توسط مصر و وارد کردن مصر به یک جنگ فرسایشی تا جایی که مانند زمان مبارک و سادات فقط نقشی میانجی گرایانه در بحران غزه داشته باشد.

مصر برخلاف رژیم صهیونیستی بیشتر به عللی نظیر شرایط حاکم بر لیبی و شمال آفریقا، افزایش نیروهای آن بالاخص پس از سرکوب اخوان و جذب بسیاری از آنها،  ارتباط با داعش و همسو بودن با اهداف آن، به تقابل با نیروهای جهادی و سلفی پرداخته، اما آنچه مصر باید در این روند مرتکب آن نشود دنبال نکردن اهداف راهبردی تل آویو نظیر تقابل با حماس و حزب الله در مقابله با سلفی گری است.

 

فرصت‌های فعال شدن گروه های سلفی در سینا برای رژیم صهیونیستی

تل آویو با بزرگ نمایی در تهدیدات جریانات سلفی در مرزهایش بدنبال اهداف راهبردی و ژئواستراتژیک و بلند پروازانه خویش می باشد. فعال شدن گروه های سلفی و ارتباط جریانات تندرو آن بالاخص انصار با داعش فرصتهایی برای تل آویو پدید آورده است، فرصتهای نظیر؛ نا امن کردن منطقه سینا در جهت اختلاف در روند اسلام خواهی، تجدید نظر در پیمان کمپ دیوید با دشمنی بین مصر و غزه، تضعیف ارتش مصر بعنوان یکی از قدرتمندترین ارتشهای عربی، برهم خوردن روابط مصر و غزه، اسلام هراسی بین نیروهای ملی گرا و سکولار مصری، ممانعت از روند جذب جوانان به حماس و حزب الله و تلاش برای جذب آنها در انصار بیت المقدس، منزوی ساختن فلسطین از طریق یک جنگ تمدنی در حوزه اسلام، بیرون آمدن از انفعال منطقه ای و حضور بیشتر تل آویو و  فشار به حماس و سرکوب جنبش های جهادی که خصلتی اسلامی و اخوانی داشته و ارتباطی با سلفی گری نداشته اند.

از طرفی با باز شدن مرز رفح و فعال شدن تونل ها بین سینا و غزه، این رژیم دو هدف کوتاه و بلند مدت را پیگیری می کند. آنها در کوتاه مدت خواستار کنترل و مقابله بیشتر ارتش مصر با جریانات سلفی شوند، چرا که براساس پیمان کمپ دیوید نیروهای مصری حق حضور نظامی در این منطقه را نداشته و لذا در صورت به مخاطره افتادن امنیت این رژیم، آنها نمی توانستند مصر را سرزنش نمایند ولی با حضور مصر این مشکل رفع می گردد. در بلند مدت نیز سعی می کنند که مصر را به دایره حضور داعش بیفزایند، چرا که با مقابله ارتش مصر با این جریانات، با سکولار و تخاصم اسلامی نشان دادن آن، داعش را به جان السیسی بیندازند تا هم خطر اسلام هراسی بیش از پیش به اروپا برسد و هم در آینده ما شاهد تقسیمات نوین منطقه ای و تجزیه در شمال آفریقا و شکل گیری کشورهای کوچک با امنیت بیشتر برای رژیم صهیونیستی بشویم.

نتیجه گیری

عدم سهیم سازی بادیه نشینان صحرای سینا در قدرت، بی اعتمادی متقابل بین مردم این منطقه و دولت مرکزی، عدم توان دولت برای ادغام قبایل این منطقه، عدم تحقق وعده های السیسی برای ساکنان سینا، نوع نگاه ساکنان این مناطق به بحران غزه ساکنان سینا را بیش از هر زمان دیگری در مصر به سمت جریانات جهادی کشانده تا بتوانند پاره ای از خواسته های خود را تحقق بخشند، و در این میان رژیم صهیونیستی بیشترین تحریف و تلاش را به کار بسته که حضور نیروهای داعش را به این منطقه را مهیا نماید و نه تنها خطر جریانات اصیل منطقه را به محاق بسپارد بلکه رویکرد آن را با حضور داعش در جهت اهداف منطقه ای خود به کلی تغییر دهد.

منابع:

[1] -  بررسی فعالیت سلفی‌های فلسطینی در سال 1392، ویژه نامه فلسطین گزارش شملره 5، 25 / 12 / 1392

http://nedains.com/fa/news/306011

[2] - Monje, Scott (2013), War in the Nile, p:3

[3] - چالش جدی حماس در غزه؛ ائتلاف سلفی – صهیونیستی 30/04/1394

http://www.islamtimes.org/fa/doc/article/467991/

[4] - غرب چگونه با تقویت داعش و جریان‌های تکفیری، جغرافیای وحشت را در خاورمیانه توسعه داده است؟ 17 / 03 / 1394

http://www.defapress.ir/Fa/News/47828

[5] - انصار بیت‌المقدس؛ مهم‌ترین و سازمان‌‌یافته‌ترین گروهک تروریستی در شمال مصر، 09 / 12/ 1393

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931207000698

[6] - فهرست خدمات داعش برای جریان سلطه و ارتجاع منطقه23 / 12 / 1393

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931223000695

مظفر حسنوند، کارشناس مسائل منطقه

"جسر الشغور" سوری یا ترکی؟

 

سوریه بعنوان قطبی از محور مقاومت قدرتمندتر از گذشته مقابل ائتلاف "سعودی-آمریکایی-ترکیه-صهیونیستی" ایستاده و با کمک ایران و حزب‌الله لبنان قدرتمندانه به راه خود تا پیروزی نهایی ادامه خوهد داد.
به گزارش خبرنگار دفاعی امنیتی گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛ نبرد سرنوشت ساز آزادسازی جسرالشغور چندان طول نخواهد کشید و اکنون بعد از هدف قرار گرفتن مواضع تروریست‌های تفکیری، راه برای ارتش سوریه هموار شده است. جنگ این شهر، جنگی شهری است شهر جسرالشغور در چند ماه اخیر، میان تکفیری‌ها و ارتش سوریه دست به دست شده است و موقعیت ثابت و معینی ندارد. ارتش  سوریه اعلام کرده است این شهر را بطور کامل آزاد خواهد کرد، اما سازو کار آزادسازی و مدت زمان آن در جریان عملیات پیشرو در استان ادلب مشخص خواهد شد. 
 
سوریه یکی از اعضای محور مقاومت بوده که پرچم مبارزه با محور "تروریست- سعودی- آمریکایی- صهیونیستی" را برافراشته است و به اصلی‌ترین یار ایران و حزب‌الله لبنان در این مسیر تبدیل شده است. حال وخیم این روزهای سوریه تاوان حمایت مستشاری از ایران در جنگ 8 ساله با حزب بعث و همچنین حمایت از حزب‌الله لبنان در جنگ 33 روزه با اسرائیل است. 
 
 
**جسر الشغور کجاست
 
شهر جسر‌الشغور یکی از شهرهای مهم استان ادلب در شمال سوریه است این شهر در کنار رود عاصی و در جاده لاذقیه به حلب واقع شده است. رومی‌ها به این شهر نیاکوبا می‌گفتند. جسرالشغور در کنار یک خاوری کوه نصیریه قرار دارد و از ده هزار سال پیش تاکنون پیوسته مسکونی بوده است .جسر الشغور  سابقه اعتراض و درگیری با حزب بعث سوریه را نیز دارد. 
 
 
 
 
 
** بزودی ادلب و جسرالشغور آزاد خواهد شد 
 
سردار غلامپور فرمانده قرارگاه کربلا در دوران دفاع مقدس در پاسخ به سوال خبرنگار دفاعی امنیتی گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان درباره وضعیت میدانی سوریه و تحولات ادلب اظهار داشت: وضعیت میدانی سوریه ثابت نیست و با عملیات‌هایی که ارتش سوریه انجام داده است بزودی ادلب و جسرالشغور آزاد خواهد شد.
 
وی ادامه داد: صحنه نبرد سوریه بسیار متغیر بوده و شهرهای طرف درگیری دست به دست می‌شود.
 
فرمانده قرارگاه کربلا در دوران دفاع مقدس یادآور شد: صحنه گردان عمده تحرکات تروریستی در سوریه جبهة النصره بوده و این گروه تروریستی با حمایت امپریالیسم و ترکیه به دنبال ایجاد یک حکومت خود مختار است.
 
 
**سردار راحمی: تجزیه سوریه منجر به تجزیه ترکیه می‌شود 
 
سردار ابراهیم راحمی مشاور اسبق وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در گفت‌وگو با  خبرنگار دفاعی امنیتی گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛ در مورد تحولات سوریه و منطقه ادلب و قلمون اظهار داشت: تروریست‌ها آخرین تلاش‌های خود را در قلمون و ادلب انجام می‌دهند و حزب‌الله در قلمون پیروز خواهد شد.
 
وی ادامه داد: اکنون با توافقی که ارتش سوریه و نیروهای مردمی به دست آورده‌اند سوریه در حال پاکسازی و آزادسازی نهایی است.
مشاور اسبق وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح گفت: قسمت‌های زیادی که در اختیار تکفیری‌ها بود آزاد شده و امیدها برای آزادسازی سایر مناطق وجود دارد و ارتش سوریه قطعا به پیشروی‌های خود ادامه می‌دهد.
 
 
**موقعیت ترکیه به خطر بیافتد عقب‌نشینی خواهد کرد 
 
سردار راحمی در پاسخ به سوال  خبرنگار دفاعی امنیتی گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛ که هدف ترکیه از حمایت از تروریست‌ها و طمع ورزی به سوریه چیست پاسخ داد: ترکیه به دنبال منافع اقتصادی خود بوده و تا زمانی که احساس کند می‌تواند از تروریست‌ها بهره برداری اقتصادی کند به این اقدام خود ادامه می‌دهد ،اما اگر موقعیت خود را متزلزل ببیند عقب نشینی خواهد کرد .هر زمان که ترکیه احساس خطر کند عقب نشینی خواهد کرد و در مسیر سازش و گفت‌وگو گام خواهد برداشت.امید است که در پایان سال 2016 میلادی تمام سرزمین سوریه آزاد شود.
 
**وضعیت سوریه خطرناک است 
 
محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در این باره با اشاره به وضعیت خطرناک سوریه اظهار داشت: هزارن تروریست در 3 پایگاه کشورهای منطقه از جمله قطر، ترکیه و اردن آموزش می‌بینند تا به نظام سوریه صدمه بزنند.
 
 موضوعی که در این گزارش به چشم می‌خورد تکرار نام ترکیه است ترکیه‌ای که چشم طمع به سوریه دوخته است.
آیا رجب طیب اردوغان می‌تواند به هدف خود که همان احیای امپراطوری عثمانی است برسد یا خود و کشورش را در این مسیر به انحطاط می‌کشد؟
 
شواهد حاکی است که ترکیه با این خط مشیء که در پیش گرفته است موقعیت امروز خود را نیز از دست خواهد داد. با مقاومتی که ارتش و نظام سوریه در قبال تروریست‌ها و حامیانش کرده است معادلات ترکیه بهم ریخته است .شاید ترکیه فکر نمی‌کرد که سرنگونی نظام سوریه به هدفی بلند مدت برای این کشور تبدیل شود ،هدفی که در این 4 سال نه تنها پیشرفتی نداشته است بلکه می توان عقب گرد ترکیه را نیز در آن مشاهده کرد. به هر حال سوریه با یک کشور گروه تروریستی نمی‌جنگد بلکه با ده‌ها کشور و ده‌ها گروه تروریستی در حال جنگ است .
 
 
تفاوت‌های جنگ در سوریه و عراق این است که عراق تنها در جبهه داعش در جنگ است اما سوریه در جبهه‌های مختلف مثل جبهة النصره، احرارالشام، ارتش آزاد، القاعده، جیش‌الفتح و در رأس آنان ترکیه در جنگ است .همچنین در جنگ عراق دیپلماسی ظاهری و فریبنده آمریکایی وجود دارد اما در سوریه طرفین دعوا شمشیر را از رو بسته‌اند.
 
**هر دم از این باغ بری می‌رسد 
 
گروه‌های تروریستی در سوریه همانند قارچ در حال تولید و رشد هستند. سوریه به گلخانه‌ای امن برای بوجود آمدن قارچ‌های سمی- تروریستی تبدیل شده است. احرارالشام، القاعده، جیش ‌الفتح، جبهه النصره، داعش از جمله گروه‌های تروریستی- ترکیه‌ای هستند که در جنگ با نظام سوریه به منظور براندازی کامل آن هستند. 
 
**جبهه مقاومت کوتاه نمی‌آید 
 
سوریه و حزب‌الله لبنان و جمهوری اسلامی ایران هیچگاه از اهداف خود چشم‌پوشی نمی‌کنند. این سه ضلع اصلی جبهه مقاومت در این سالها مردانه پای آرمان‌های مشترک خود ایستاده‌اند و شهدای زیادی را در این راه تقدیم کرده‌اند.
 
 
**مسلمان‌نماهای تروریست 
 
گروه‌های تروریستی مستقر در منطقه همگی داعیه مسلمان بودن دارند. این گروه‌های تفکیری در عین اینکه خود را مسلمان ششدانگ می‌دانند، اما هیچ بویی از اسلام نبرده‌اند  و همه مسائل اسلام را یا به نفع خود و یا کاملا برعکس باز نشر می‌کنند. تفکیری‌ها با مسلمانان برخوردهای بسیار بدی دارند و آنان را به دلایل واهی قلع و قمع می‌کنند اما در مقابل با کفار و ظالمان رابطه‌ای خوب دارند . این موضوع خود مصداق بارز برعکس اجرا کردن آیه شریفه "اشداء علی‌الکفار و رحما بینهم" است. اسلام ساخته دست تفکیری‌ها اسلامی وارونه است اسلامی که باعث موج اسلام هراسی در دنیا گشته است و همگان را نسبت به اسلام بدبین کرده است.
 
 
 
**سوریه از این امتحان سربلند بیرون خواهد آمد 
 
باتوجه به پیشروی‌های ارتش سوریه و نیروهای مردمی و خودزنی‌هایی که نیروهای تفکیری دارند به نظر می‌رسد که ارتش سوریه برنده نهایی این جنگ است. شواهد نشان می‌دهد تکفیری‌ها علاوه بر مبارزه با نظام سوریه با دیگر گروه‌های معارض نیز در جنگ هستند، پس مجبورند که قوای نظامی خود را تقسیم‌بندی کنند. این موضوع  باعث کاهش توان نظامی آنها و از دست رفتن تمرکز تکفیریها می شود که به سود نظام سوریه است. سوریه بعنوان قطبی از محور مقاومت قدرتمندتر از گذشته در مقابل ائتلاف "سعودی- آمریکایی_ ترکیه- صهیونیستی" ایستاده و با کمک جمهوری اسلامی ایران و حزب‌الله لبنان قدرتمندانه به راه خود تا پیروزی نهایی ادامه خوهد داد. "
 
 
انتهای پیام/
 
گزارش از حمیدرضا قربانی

چرا آمار طلاق در کشور ما بالاست؟

 

بررسی علل افزایش طلاق در گفت‌‌و‌‌گو با دکتر «مریم معین‌الاسلام»؛

 

چرا آمار طلاق در کشور ما بالاست؟
ازدواج‌هایی که با سبک‌های جدید مانند دوستی‌های خیابانی، اینترنتی و…صورت می‌گیرد؛ همه بر مبنای ارتباط‌هایی است که در اسلام، حرام شمرده شده است و همین ارتباط‌ها سبب به وجود آمدن یک عشق کور در دل فرد می‌شود که فوق‌العاده سطحی و زودگذر است و غالباً هم به طلاق منجر می‌شود.
 
گروه فرهنگی – اجتماعی برهان؛ طلاق مانند هر پدیده‌ی دیگر اجتماعى داراى ریشه‏هاى مختلفى است که بدون بررسى دقیق آن جلوگیرى از بروز چنین حادثه‏اى امکان‌پذیر نمی‌باشد. لذا قبل از هر چیز باید به سراغ عوامل طلاق برویم تا بتوانیم ریشه‏هاى آن را در جامعه بخشکانیم. در این خصوص گفت‌و‌گویی ترتیب داده‌ایم با خانم «دکتر مریم معین‌الاسلام»، کارشناس امور تربیتی و مباحث زنان که در ادامه می‌خوانید.
 
از نگاه شما اصلی‌ترین عواملی که سبب بروز طلاق در جامعه‌ی ما می‌شود چیست؟
 
طلاق یکی از مسائلی است که علت‌های متعددی می‌توان برای آن در نظر گرفت. کارشناسان تا به حال تقریباً حدود ۲۰ علت را برای طلاق مطرح کرده‌اند که بخشی‌ از آن‌ها به مسائل اقتصادی، روانی، اخلاقی و خانوادگی مربوط می‌شوند، اما از بین این ۲۰ عامل ۵ عامل مهم‌تر از بقیه است و وقتی پرونده‌های طلاق را بررسی می‌کنیم، درمی‌یابیم که بیشتر طلاق‌ها به این ۵ عامل برمی‌گردند.
 
مهم‌ترین دلایل طلاق:
 
۱. ضعف مهارت‌های ارتباطی؛
 
 متأسفانه در این زمینه مردم کشور ما بسیار مشکل دارند و در واقع با مهارت‌های زندگی آشنا نیستند.
 
۲. ناهمسانی در انتخاب همسر یا همان کفّیتی که در اسلام مورد تأکید قرار گرفته است؛
 
متأسفانه در زمان انتخاب همسر به بحث کفّیت، که بسیار جدی در اسلام بر آن تأکید شده است، توجه نمی‌شود.
 
۳. خشونت؛
 
دلیل دیگر عسر و حرج ناشی از رفتارهای خشن است که البته این مسئله چندان فراگیر نیست، ولی برخی به خاطر رفتارهای خشن همسرشان ناچار به طلاق می‌شوند.
 
۴. اعتیاد؛
 
۵. بدرفتاری‌های عاطفی.
 
در بررسی عوامل مختلف در افزایش طلاق، این موارد مهم‌ترین عوامل هستند. حال اگر بخواهیم این دلایل را ریزتر کنیم، به عوامل زیادی برمی‌خوریم از جمله:
 
– توقعات نامحدود زن و مرد
 
در حال حاضر جوان‌های ما بسیار ایده‌آل‌نگر و بلندپرواز هستند. آن‌ها احساس می‌کنند با ازدواج می‌توانند به تمام آرمان‌ها و آرزوهایشان برسند و مدینه‌ی فاضله‌ای از ازدواج در ذهن خود ترسیم می‌کنند، اما وقتی ازدواج می‌کنند، می‌بینند واقعیت موجودی که با آن مواجه شده‌اند کاملاً با آن چیزی که در ذهنشان تصور می‌کردند تفاوت دارد. در واقع تصوری که جوانان ما از ازدواج دارند با واقعیت ازدواج تفاوت زیادی دارد. لذا این مسئله باعث می‌شود که توقعات نامحدودی پیدا ‌کنند، اما وقتی وارد زندگی می‌شوند و می‌بینند که هیچ کدام از توقعات‌ و رؤیاهایشان تحقق پیدا نمی‌کند، تصور می‌کنند که باید طلاق بگیرند.
 
– تجمل‌گرایی
 
تجمل‌پرستی یکی دیگر از عواملی است که سبب ایجاد اختلاف بین زن و شوهر و در نتیجه طلاق می‌شود. اسراف و تبذیر و نبودن قناعت در بین خانواده‌ها عامل بسیاری از مشکلات است. بحث اخلاقی قناعت در خانواده‌ها خصوصاً در نظر جوان‌ها فراموش شده و به جای قناعت، اسراف و تبذیر رواج یافته است. نیازهای کاذب و درخواست‌های غیرواقعی از همسران به بحث طلاق دامن می‌زند.
 
– دخالت‌های برخی از خانواده‌ها
 
پدران و مادران برخی عروس‌ها و دامادها متأسفانه از تدبیر لازم برای مواجهه‌ با مشکلات میان فرزندشان و همسرش برخوردار نیستند و نمی‌دانند وقتی دخترشان با همسرش دچار مشکل می‌شود، با دامادشان چگونه برخورد کنند یا وقتی پسرشان با همسرش دچار مشکل می‌شود با عروس‌شان باید چگونه برخورد کنند.
 
گذشتگان ما در مواجهه‌ با مشکلاتی که فرزندانشان با همسرانشان پیدا می‌کردند، تدابیر بسیار خردمندانه و عاقلانه‌ای داشتند، اما امروزه در بین پدر و مادرها این تدابیر اصلاً وجود ندارد. لذا به محض اینکه کوچک‌ترین اختلافی بین فرزندانشان با همسرانشان ایجاد شود، به جای اینکه راه‌حلی مدبرانه روی این مسائل داشته باشند، برعکس به مشکلات دامن می‌زنند و نمی‌توانند آن‌ها را حل کنند.
 
در واقع وجود مشکلات طبیعی است. این بزرگ‌ترها هستند که باید مدبرانه با این مشکل برخورد کنند و بنابراین پدر و مادرها باید به صورت جداگانه در این زمینه آموزش ببینند. این مسئله‌ای است که ما از آن غافل شده‌ایم، اما در حقیقت بخش زیادی از طلاق‌ها به همین موضوع برمی‌گردد.
 
– بی‌اعتنایی زن و مرد نسبت به خواسته‌های یکدیگر
 
بی‌اعتنایی به مسائل عاطفی و جنسی یکی دیگر از مسائل مهم و دلیل بسیاری از طلاق‌هاست. به هر حال، مرد از همسرش انتظارات خاصی دارد و متقابلاً زن نیز از شوهرش انتظاراتی دارد. متأسفانه مهارت پاسخ‌گویی به انتظارات جنسی و عاطفی در زنان و مردان ما وجود ندارد. از یک سو، محرک‌های موجود در جامعه به نیازهای جنسی دامن می‌زند و از سویی دیگر، همسر پاسخ‌گوی این نیازهای جنسی نیست. همین مسئله سبب می‌شود که اختلاف و درگیری به وجود بیاید و نهایتاً هم به طلاق منجر شود.
 
– عدم تناسب فرهنگ خانواده‌ها
 
عدم تناسب فرهنگ خانواده و روحیات زن و مرد به ویژه در ازدواج‌های دانشجویی دیده می‌شود. دانشجویان بعضاً کمترین توجهی به تناسب فرهنگی ندارند و دختر و پسر با فرهنگ‌های کاملاً متفاوت فقط به ازدواج می‌اندیشند، ولی بعداً متوجه عدم تناسب روحیات و مسائل فرهنگی‌شان می‌شوند و این موضوع می‌تواند مشکل‌زا باشد و منجر به طلاق شود.
 
بحث اخلاقی قناعت در خانواده‌ها خصوصاً در نظر جوان‌ها فراموش شده است. و به جای قناعت اسراف و تبذیر قرار گرفته است. در واقع نیازهای کاذب، درخواست‌های غیرواقعی از همسران، به بحث طلاق دامن می زند.
این‌ها بخشی از عواملی است که به نظر می‌رسد که اگر بخواهیم همه‌ی آن را در یک عامل خلاصه کنیم، به این حقیقت می‌رسیم که متأسفانه ازدواج‌ها بسیار سطحی شده است و انتخاب‌ها بر اساس ظاهر فرد صورت می‌گیرد و بر اساس یک عشق زودگذر و عواطف هیجانی ازواج صورت می‌گیرد. در روایات داریم که این هیجان‌ها فرد را کور و کر می‌کند. آن لحظه اصلاً فرد به این مسئله فکر نمی‌کند که آیا عیب‌های فرد مقابل بعداً برای او مشکل ایجاد می‌کند یا نه؟ در واقع شناخت‌ ۲ طرف نسبت به یکدیگر اصلاً عمیق نیست. این مسئله باعث می‌شود به همان میزان که شناخت‌ها سطحی و انتخاب‌ها بی‌پایه و ‌اساس است، زندگی‌ها هم بی‌پایه و ‌اساس شود.
 
خانم دکتر، شما به یک سری از علل و عوامل اشاره فرمودید که برخی از آن‌ها واقعاً نیاز به آموزش دارد و در واقع کمبود آموزش مهارت‌های خانواده در مراکز آموزشی و به خصوص در دانشگاه‌ها سبب بروز مشکلات بسیاری برای زن و مرد می‌شود، اما عامل دیگری هم وجود دارد و آن کم‌رنگ شدن اعتقادات و به دنبال آن اخلاقیات در جامعه است. به نظر شما، این مسئله چه تأثیری می‌تواند در ناپایداری نهاد خانواده داشته باشد؟
 
این موضوع یکی از عوامل جدی است که من فراموش کردم به آن اشاره کنم. متأسفانه در جامعه‌ی ما‌ سبک زندگی غربی جایگزین سبک زندگی دینی شده است. در سبک زندگی غربی طلاق به راحتی اتفاق می‌افتد و اگر می‌بینید قبح طلاق از بین رفته به خاطر این است که سبک زندگی اسلامی ما تبدیل به سبک زندگی غربی شده است.
 
در زندگی غربی طلاق امری کاملاً عادی و معمولی و بدون قباحت است و چون سبک زندگی ما غربی شده است،‌ ذهنیت‌ و سلایق‌ و به دنبال آن، خواسته‌های ما نیز متناسب با این سبک شکل گرفته است. این در حالی است که وقتی زوجین وارد زندگی مشترک می‌شوند، هنوز تا حدودی آن فرهنگ بومی و دینی خودشان را حفظ کرده‌اند و در حالی که بسیاری از مردان همان تصور سنتی و بومی از یک زن در ذهنشان وجود دارد، اکثر دختران سبک زندگی غربی را در پیش گرفته‌اند و لذا یک تعارض جدی بین آن‌ها به وجود می‌آید.
 
زن طور دیگری فکر می‌کند و متناسب با آن سلایق دیگری دارد، در حالی که مرد ذهنیت و تصویر دیگری از زن در زندگی دارد. سبک زندگی غربی انسان را به سمت فردگرایی، لذت‌گرایی و این رویکرد می‌کشاند که فقط خودت را ببین و با هر چیزی که خواسته‌های تو را محدود می‌کند مقابله کن.
 
این در حالی است که وقتی زن و مرد وارد زندگی زناشویی می‌شوند، باید فردیت و خیلی از خواسته‌های خود را فدای مصالح زندگی کنند، نه اینکه خواسته‌های فردی خود را جایگزین مصالح زندگی نمایند. متأسفانه این مسئله در بین خانم‌ها بیشتر وجود دارد، زیرا تفکرات فمنیستی واقعاً بر زنان جامعه‌ی ما تأثیرگذار بوده است و آن‌ها با همان ذهنیت وارد زندگی مشترک می‌شوند، در حالی که توقع و انتظار مردان چیزی متفاوت با آن تفکرات است و این تعارض جدی زندگی را از هم می‌پاشد.
 
عده‌ای نگاه منفی به این قضیه ندارند و یکی از علل افزایش آمار طلاق را بالا رفتن آگاهی‌های زنان از حقوق خودشان می‌دانند و این امر را تا حدودی مثبت تلقی می‌کنند. نظر شما در این زمینه چیست؟
 
اگر آشنایی به حقوق بدون توجه به اخلاق باشد، به مشکلات موجود دامن می‌زند. اگر ما صرفاً از حقوق حرف بزنیم، ولی مسائل اخلاقی یا موازنه‌ی بین حقوق و تکالیف را که در اسلام مطرح شده است مد نظر نداشته باشیم، بر مشکلاتمان افزوده می‌شود.
 
در سال‌های نه چندان دور، ازدواج‌ها با دخالت مستقیم خانواده و انجام مراسم خواستگاری صورت می‌گرفت؛ اما امروزه میبینیم که این مسئله نسبت به گذشته کم‌رنگ شده و جای خود را به آشنایی و خواستگاری‌های اینترنتی، خیابانی، دانشجویی و… می‌دهد. آیا از نگاه شما ازدواج هایی که با این سبک‌های مدرن شکل می‌گیرند قابل اطمینان هستند؟
 
این یک تهدید جدی است، زیرا ازدواج‌هایی که بر اساس روابط اینترنتی و راه‌هایی از این قبیل شکل می‌گیرند بر پایه‌ی شناختی سطحی هستند. بنده چندین پرونده‌ی طلاق را بررسی کرده‌ام که غالباً ازدواج آن‌ها بر مبنای شناخت و احساسات زودگذر و بر مبنای دوستی‌های خیابانی یا اینترنتی و… شکل گرفته بود. در واقع ازدواج آن‌ها بر مبنای ارتباط‌هایی بود که در اسلام هم حلال شمرده نشده است و همین ارتباط‌های حرام سبب شده بود یک عشق کور در دل فرد ایجاد شود که فوق‌العاده سطحی و گذراست.
 
متاسفانه جوانان کمترین توجهی به تناسب فرهنگی نمیکنند. دختر از یک جای دیگر و پسر از جای دیگر، با فرهنگ های کاملاً متفاوت تنها فقط به ازدواج می‌اندیشند، اما بعد از ازدواج می‌بینند از لحاظ فرهنگی با یکدیگر تناسب ندارند و این می‌تواند مشکل‌زا باشد و منجر به طلاق بشود.

 

این عشق کور باعث می‌شود که فرد دیگر حقایق را نبیند و شرایطی را ایجاد کند که حتی پدر و مادر نتوانند در مورد این ازدواج نظر بدهند. لذا چون انتخاب‌ها از سبک سنتی به سبک مدرن رفته‌اند، انتخاب‌ها کاملاً‌ سطحی شده‌اند و هر چه انتخاب سطحی‌تر و روبنایی‌تر باشد، زندگی‌ هم به همان میزان متزلزل می‌‌شود.
 
در دهه‌ی ۷۰ اکثر کارشناسان ریشه‌ی اصلی طلاق در جامعه را دوستی‌های خیابانی می‌دانستند و در مقابل برای درمان، ازدواج به سبک سنتی و ازدواج‌های دانشجویی را توصیه می‌کردند، ولی در سال‌های اخیر می‌بینیم که ازدواج‌های سنتی و دانشجویی هم از دوام مطمئنی برخوردار نیست. ریشه‌ی این مسئله را در چه چیزی ارزیابی می‌کنید؟ چرا آمار طلاق در ازدواج‌های سنتی و دانشجویی هم بالا رفته است؟
 
همان طور که اشاره کردم عوامل مختلفی بر افزایش آمار طلاق تأثیر می‌گذارد. نمی‌توانیم بگوییم که قبلاً مهم‌ترین دلیل دوستی‌های خیابانی بوده است، چون امروز هم این مسئله وجود دارد، اما مسلماً این امر دلایل دیگری هم داشته و دارد.
دلیل اینکه امروز ازدواج‌های سنتی و دانشجویی هم به طلاق منجر می‌شوند این است که در انتخاب سنتی هم شناخت عمیق وجود ندارد. در ازدواج‌های سنتی هم گاهی تنها به صرف اینکه پدر یا مادر فرد را می‌پسندند، جوانان به خواستگاری می‌روند و همسرشان را انتخاب می‌کنند. این انتخاب هم درست نیست، زیرا عمیق و کامل نیست.
 
در زندگی غربی طلاق یک امر بسیار راحت، بدون قباحت، بدون سختی و خلاصه یک امر کاملاً عادی و معمولی شده است. لذا چون سبک زندگی ما غربی شده است،‌ ذهنیت‌ و سلائق‌ و به دنبال آن خواسته های ما نیز متناسب با این سبک شکل گرفته است .
لذا اگر واقعاً می‌خواهیم درصد آمار طلاق پایین بیاید، باید جوانان را به این مسئله دعوت کنیم که قبل از ازدواجشان به شناخت عمیق از یکدیگر برسند؛ یعنی این تفکر را در ذهن جوان‌ها جا بیندازیم که شناخت‌های سطحی و زودگذر زندگی‌های ناپایدار را به دنبال دارد. باید شناخت‌ افراد عمیق باشد، کانال‌های شناختشان متعدد باشد و حتماً مسائل را قبل از ازدواج با مشاور در میان بگذارند تا بتوانند به شناخت عمیقی برسند.
 
چه راهکارهایی را برای کاهش طلاق در جامعه پیشنهاد می‌کنید؟
 
راهکارهایی که به نظرم می‌رسد، تیتروار بدین شرح است:
 
 – شناخت عمیق و همه‌جانبه از یکدیگر قبل از ازدواج.
 
– استفاده از مشاوره‌ی قبل از ازدواج: به نظرم مشاوره در انتخاب صحیح فوق‌العاده تأثیر دارد. وقتی ۲ نفر که قصد ازدواج دارند به مشاوره می‌روند و تمام مسائل خود را مطرح می‌کنند خیلی بهتر و راحت‌تر متوجه می‌شوند که آیا می‌توانند با هم زندگی کنند یا خیر.
 
– آموزش مهارت‌های زندگی به جوانان: نکته‌ی مهم دیگر این است که نسل جوان ما بسیار بد تربیت شده‌اند؛ یعنی ما فقط آن‌ها را وادار به درس خواندن و دانشگاه رفتن کرده‌ایم و تمام امکانات را برایشان فراهم کرده‌ایم، ولی در عوض هیچ یک از مهارت‌های زندگی را به آن‌ها آموزش نداده‌ایم. جوانی که به این شکل تربیت یافته است به هیچ عنوان قدرت تصمیم‌گیری و حل مسائل و مشکلات را ندارد و نمی‌داند زمانی که در زندگی با مشکل مواجه شد، چگونه باید با آن برخورد کند و در بحران‌ها چگونه باید تصمیم بگیرد.
 
در واقع این نسل برای زندگی آینده تربیت نشده‌اند. ما در واقع دخترانمان را برای همسری و مادری و پسرانمان را برای پذیرش مسئولیت‌های زندگی تربیت نکرده‌ایم و بدون تربیت کافی، آن‌ها را در جریان ازدواج قرار داده‌ایم و آن‌ها هم در این شرایط احساس غرق شدن و ناکامی و شکست می‌کنند و زندگی‌شان به طلاق کشیده می‌شود.
 
ما واقعاً باید از سال‌ها قبل از ازدواج به این مسئله فکر کنیم که باید فرزندانمان را برای زندگی و پذیرش مسئولیت‌های آینده مثل مسئولیت مادری و همسری پرورش دهیم، اما متأسفانه این مسئله اصلاً در زندگی‌های امروز وجود ندارد. علاوه بر این، امروز پدر و مادر هم در جایگاه خودشان قرار ندارند که از تعامل میان آن‌ها دختران و پسران بتوانند همسرداری را بیاموزند. در واقع الگوی مشخصی در این رابطه وجود ندارد.
 
اگر ما می‌خواهیم آمار طلاق کم شود، باید از سال‌ها قبل فرزندانمان را برای زندگی مشترک آماده کنیم. پدر و مادر باید الگوهای خوبی برای فرزندانشان باشند و مکرراً فرزندان خود را به خوش‌رفتاری، گذشت از تخلفات همسر و تسلط بر نفس و خشم‌‌های آنی توصیه کنند تا در مواقع بروز مشکل تصمیم عجولانه نگیرند. همچنین در مواقع بروز مشکلات، به جای طلاق باید به پیشنهاد قرآن عمل کنند و محکمه‌هایی در درون خانواده تشکیل دهند. این‌ها همه مسائلی است که دقیقاً برگشت مجدد به اسلام و دستورات و آیین‌های زندگی اسلامی است. به میزانی که ما از دستورات اسلامی فاصله می‌گیریم آمار طلاق در کشورمان بیشتر می‌شود.
 
ما در مؤسسه‌مان در این رابطه تحقیقات و پژوهش‌های زیادی انجام داده‌ایم و نهایتاً به این نتیجه رسیده‌ایم که جز از طریق آشنا کردن دختران با وظایف یک زن در زندگی مشترک و آشنا کردن مرد با وظایفش در زندگی و در واقع جز ارائه‌ی اطلاعات و مهارت‌های لازم و پرورش اعتقادی نسل جوان، راهی برای نجات خانواده وجود ندارد. آموزش این مسائل را باید از سال‌ها قبل شروع کرد تا نسلی آماده برای ورود به زندگی مشترک تربیت شود. اگر این کار صورت نگیرد، همچنان با مشکل طلاق مواجه خواهیم بود.
  

تغییر موضع ترکیه در قبال پ.ک.ک

تغییر موضع ترکیه در قبال پ.ک.ک
بارزانی در تماسی که با داووداوغلو در مورد حملات ترکیه به مواضع پ.ک.ک داشت، اعلام کرد که اقدامات ترکیه در منطقه خاورمیانه و در مقابله با گروه های تروریستی و تصمیمات این کشور در این خصوص را تأیید کرده و از آن حمایت می‌کند.
گروه بین‌الملل مشرق - «جنگنده‌های ارتش ترکیه‌ مواضع پ.ک.ک در استان دهوک اقلیم کردستان عراق را هدف قرار دادند» این خبری است که ده روز پیش مخابره شد. جنگنده‌های ترکیه‌ طی این حملات، اقدام‌ به‌ بمباران مناطق کوه‌ گاراو، متین، برواری، نهیل و ریکانیان از توابع منطقه‌ آمد، واقع دراستان دهوک اقلیم کردستان کردند و این اقدام موجب بروز ترس و نگرانی در میان ساکنین این مناطق شد. این بمباران‌ها مواضع حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) را هدف قرار داد و این در حالی بود که‌ دولت ترکیه‌ طی دو سال گذشته‌ با این حزب در آتش‌بس به‌‌سر می‌برد.
  تغییر موضع 180 درجه ای دولت ترکیه در قبال پ.ک.ک
بمباران مناطقی از اقلیم کردستان عراق توسط ارتش ترکیه‌
در اولین بمباران صورت گرفته، توپ‌خانه دوربرد و جنگنده‌های ارتش ترکیه به مدت دو ساعت اقدام به توپ‌باران و بمباران شدید مواضع پ.ک.ک در استان دهوک واقع در شمال اقلیم کردستان کردند. این در حالی است که دولت ترکیه و پ.ک.ک طی دو سال گذشته در آتش‌بس به‌سر برده و مذاکرات صلح میان دو طرف آغاز گردید اما طرف کردی دولت ترکیه را به تعلل و وقت‌کشی در مذاکرات و بهره‌برداری سیاسی از آن متهم کرده و دولت ترکیه نیز طی روزهای گذشته با تروریست خواندن پ.ک.ک، این حزب را متهم به سوءاستفاده از اقدامات دولت در زمینه صلح کرده‌ و حمله به مواضع پ.ک.ک را اعلام کرد.
 
تغییر موضع 180 درجه ای دولت ترکیه در قبال پ.ک.ک
توپ‌باران و بمباران شدید مواضع پ.ک.ک
در پی اقدام جنگنده‌های ترکیه در بمباران مناطق مرزی اقلیم کردستان بخش بزرگی از زمینه‌های کشاورزی و باغ ها و مراتع روستاهای مرزی اقلیم دچار آتش سوزی شد.
 
تغییر موضع 180 درجه ای دولت ترکیه در قبال پ.ک.ک
آتش سوزی در مناطق مرزی اقلیم کردستان به‌دلیل بمباران‌های ارتش ترکیه
در پی این بمباران‌ها بخش بزرگی از مزارع، باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی روستاهای دامنه کوه بیشون در این منطقه، دچار آتش‌سوزی شده است. این بمباران‌ها موجب وارد آمدن خسارات شدید به زیرساخت‌های منطقه و به ویژه تأسیسات توزیع برق شده و برق چندین روستای منطقه قطع و جنگل ها و مراتع منطقه دچار آتش‌‎سوزی شده است.
عادل مراد، رئیس شورای مرکزی اتحادیه میهنی کردستان (یکیتی) در واکنش به اقدام ارتش ترکیه در بمباران مناطق شمالی اقلیم کردستان که با عنوان عملیات ارتش علیه مواضع پ.ک.ک انجام می شود و موجب وارد آمدن خسارات شدید در این مناطق و کشته و زخمی شدن ساکنین منطقه‌ شده، گفت: نه نیروهای پ.ک.ک و نه حتی نیروی پیشمرگ اقلیم در مناطقی که ترکیه آن ها را هدف قرار می دهد حضور ندارند و در این مناطق فقط شهروندان عادی و غیرنظامیان حضور دارند و قربانی می شوند، اما با این حال تمام جهان در مقابل این بمباران ها سکوت کرده اند. (1)
  تغییر موضع 180 درجه ای دولت ترکیه در قبال پ.ک.ک
درخواست برای برگزاری اعتراضات سراسری در اقلیم کردستان علیه ترکیه
عضو شورای رهبری (یکیتی) با تأکید بر ضرورت توقف بمباران ها از سوی ترکیه، گفت که لازم است اقلیم کردستان موضع شفاف و واضحی در مقابل این اقدامات ترکیه داشته باشد. عادل مراد هم چنین خواستار واکنش آمریکا و دیگر کشورها به این بمباران ها و درخواست آن ها از ترکیه، برای توقف حملات هوایی به مناطق اقلیم کردستان شد.
اما وزارت خارجه ترکیه در بیانیه ای کتبی با اشاره به اخبار منتشر شده پیرامون کشته شدن شهروندان اقلیم کردستان عراق در اثر حمله جنگنده های ارتش ترکیه به مواضع پ.ک.ک در شمال عراق عنوان کرده است که ارتش ترکیه در خصوص عدم وجود شهروندان عادی در مکان هایی که تصمیم به بمباران گرفته است بسیار حساس عمل کرده و تمام جوانب را رعایت کرده است. بر اساس اطلاعات اولیه ای که مخابره شده است، کشته شدن شهروندان عادی صحت نداشته و در آن منطقه تنها اعضای شورای فرماندهی پ.ک.ک حضور داشتند.
  تغییر موضع 180 درجه ای دولت ترکیه در قبال پ.ک.ک
وعده تشکیل تیم حقیقت یاب توسط وزارت خارجه ترکیه
در ادامه آمده است که وزارت خارجه ترکیه یک بررسی و تحقیق بسیار گسترده را آغاز کرده است و در این خصوص با مسئولین اقلیم کردستان عراق در همکاری نزدیک بوده و با آنان در تماس است. نتایج این تحقیقات در کوتاه ترین زمان ممکن در اختیار افکار عمومی قرار خواهد گرفت.
این بیانیه حاکی از آن است که مسئولین اقلیم کردستان عراق از حملات صورت گرفته رضایت داشته اند. در این باره ادعای خود را به اظهارات مسئولین این اقلیم مستند می کنم. رئیس اقلیم کردستان عراق در تماسی تلفنی با نخست وزیر ترکیه از حملات اخیر ارتش این کشور علیه مواضع پ.ک.ک و داعش حمایت کرده است.
 تغییر موضع 180 درجه ای دولت ترکیه در قبال پ.ک.ک
حمایت مسعود بارزانی از حملات ارتش ترکیه علیه پ.ک.ک
مسعود بارزانی، رئیس اقلیم کردستان عراق در تماس تلفنی که با احمد داوود اوغلو، نخست وزیر ترکیه در مورد حملات ترکیه به مواضع پ.ک.ک داشته اعلام کرده است که اقدامات ترکیه در منطقه خاورمیانه و در مقابله با گروه های تروریستی و تصمیمات این کشور در این خصوص را تأیید کرده و از آن حمایت می کنیم.
یکی از سیاست مداران کرد نزدیک به پ.ک.ک در اقلیم کردستان هم از وجود هم پیمانی میان حزب دموکرات کردستان (پارتی) و دولت ترکیه در حملات اخیر آنکارا به مواضع پ.ک.ک در اقلیم خبر داده است.
  تغییر موضع 180 درجه ای دولت ترکیه در قبال پ.ک.ک
هم پیمانی ترکیه و حزب دموکرات کردستان برای حمله به پ.ک.ک
«فایق گلپی» نماینده پیشین پارلمان کردستان و رئیس مشترک سابق حزب راه حل دمکراتیک (از احزاب اقماری پ.ک.ک در اقلیم) اعلام کرده است که میان پارتی و ترکیه برای حمله به پ.ک.ک هم پیمانی و هماهنگی وجود دارد.
در مقابل این موضع گیری، حیدر العبادی، نخست وزیر عراق در اظهاراتی ضمن محکوم کردن حمله جنگنده های ارتش ترکیه به خاک اقلیم کردستان عراق عنوان کرده است که حمله ارتش ترکیه به خاک اقلیم کردستان عراق یک اقدام خطرناک است که می تواند به تنش ها در عراق دامن زده و تمامیت ارضی این کشور را نقض کند.
این موضع گیری در حالی است که وزارت خارجه ترکیه در بیانیه ای کتبی به مواضع کشور عراق در خصوص بمباران جنگنده های ترکیه علیه مواضع پ.ک.ک در اقلیم کردستان عراق واکنش نشان داد و اعلام کرد: «حکومت مرکزی عراق تاکنون اقدامی عملی برای جلوگیری از حملات تروریستی از خاک عراق علیه ترکیه صورت نداده است و بارها نظامیان پ.ک.ک از خاک عراق جهت حمله و اقدامات نظامی در خاک ترکیه استفاده کرده اند. رفتاری که حکومت عراق در قبال مبارزه ترکیه با پ.ک.ک اتخاذ کرده است به هیچ عنوان قابل قبول و قابل درک برای ترکیه نیست به خصوص این که عراق به تعهدات خود در خصوص تأمین امنیت مرزها عمل نکرده و یک سوم از خاک سرزمینش در اشغال نیروهای تروریست است و توانایی کنترل مرزهای خود را ندارد».  
تغییر موضع 180 درجه ای دولت ترکیه در قبال پ.ک.ک
واکنش تند ترکیه به اعتراض دولت عراق در خصوص حمله ترکیه به اقلیم کردستان عراق
نماینده حزب دمکرات کردستان (پارتی) در مجلس عراق نیز بمباران روستاهای اقلیم کردستان توسط هواپیماهای ترکیه را نقض عرف‌های بین‌المللی و حقوق بشر خوانده است.
 
تغییر موضع 180 درجه ای دولت ترکیه در قبال پ.ک.ک
بمباران روستاهای اقلیم کردستان نقض عرف‌های بین‌المللی و حقوق بشر است
«اشواق جاف» در بیانیه‌ای نوشته است که حل اختلافات بین دولت ترکیه و حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) که با جنایت کاران داعش جنگیده و پیروزی‌هایی به دست آورده که در تاریخ به ثبت رسیده، نباید از طریق قتل بی‌گناهان به بهانه‌های واهی انجام گیرد. به درخواست‌های پ.ک.ک نباید با کشتن آنان پاسخ داد، بلکه پاسخ به این درخواست‌ها باید از راه‌های گفت وگو که یکی از اصول حقوق بشر و عرف‌های بین‌المللی است، صورت پذیرد.
عضو کمیسیون روابط خارجی مجلس نمایندگان عراق نیز علت سکوت دولت اقلیم کردستان در برابر حملات هوایی ترکیه به مواضع پ.ک.ک در داخل اقلیم را حفظ منافع نفتی اربیل- آنکارا دانسته است.
 
تغییر موضع 180 درجه ای دولت ترکیه در قبال پ.ک.ک
نفت عامل سکوت اربیل در برابر حملات ترکیه به مواضع پ.ک.ک
رزاق الحیدری گفته است که مسعود بارزانی، رئیس اقلیم کردستان معتقد است حملات هوایی ترکیه علیه مواضع حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) مسئله‌ای گذرا است و به‌زودی پایان خواهد یافت و نیازی به تنش با آنکارا که نفت اقلیم را به خارج صادر می‌کند، نیست. حیدری افزوده است که به‌رغم این سکوت بارزانی، تظاهرات گسترده‌ای در استان سلیمانیه علیه ترکیه و حملات آن به مواضع پ.ک.ک که نقض حاکمیت عراق است، صورت گرفته است.
اما در این بین موضع آمریکایی ها نیز شنیدنی است. مقامات آمریکایی می گویند ارتباطی بین توافق ترکیه و این کشور بر سر تشدید حملات مشترک علیه داعش و از سرگیری حملات آنکارا علیه نیروهای حزب کارگران کردستان ترکیه وجود ندارد.
  تغییر موضع 180 درجه ای دولت ترکیه در قبال پ.ک.ک
موضع مقامات آمریکا درباره از سرگیری حملات ترکیه به پ.ک.ک
برت مک گورک، نماینده ویژه باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا در ائتلاف ضد داعش در واکنش به حملات ترکیه در صفحه تویتر خود نوشته است که هیچ ارتباطی میان توافق ترکیه و آمریکا بر سر مشارکت ترکیه در جنگ علیه داعش و تشدید حملات به داعش و از سرگیری حملات ترکیه به پ.ک.ک وجود ندارد.
بن رودز، سخنگوی کاخ سفید نیز در مصاحبه با خبرنگارن گفته است که البته ما پ.ک.ک را یک سازمان تروریستی می دانیم. ترکیه حق دارد علیه مواضع تروریست¬ها اقدام کند. ما اقدامات این کشور را علیه داعش ارج می گذاریم.
ایالات متحده آمریکا می گوید ترکیه حق دارد در مقابل حملات تروریستی شورشیان کرد از خود دفاع کند. هم چنین سخنگوی کاخ سفید حملات اخیر پ.ک.ک در ترکیه را محکوم کرده است. آلیستر باسکی ترکیه را یکی از متحدان عضو ناتو آمریکا خوانده است.
  تغییر موضع 180 درجه ای دولت ترکیه در قبال پ.ک.ک
حمایت آمریکا از حملات ترکیه به مواضع پ.ک.ک
باسکی افزوده است که پ.ک.ک باید تروریسم را محکوم کند و گفت وگو با دولت ترکیه را برای پیش برد روند صلح از سر بگیرد؛ بنابراین آمریکا پ.ک.ک را یک گروه تروریستی می داند اما سوال این داستان این جاست که واقعاً ترکیه چرا تغییر موضع 180 درجه ای در قبال پ.ک.ک از خود نشان داده است؟ نماینده حزب دموکرات کردستان (پارتی) در مجلس عراق گفته است که حملات هوایی ترکیه به مواضع کردها در سوریه و عراق برای خشنودی گروه جنایت کار داعش انجام می گیرد.
  تغییر موضع 180 درجه ای دولت ترکیه در قبال پ.ک.ک
حملات ترکیه به کردها برای خشنودی داعش است
ماجد شنگالی گفته است که ترکیه از خلال حملات هوایی خود علیه مواضع کردها در سوریه و عراق می خواهد رضایت گروه تروریستی داعش را از خود کسب کند.
سری ثریا اوندر سخنگوی هیئت امرالی در روند مذاکرات صلح نیز طی اظهارتی ضمن تأکید بر این که حکومت حال حاضر ترکیه یک حکومت موقت است، عنوان کرده است که عملیات صورت گرفته در اقلیم کردستان عراق یک عملیات صرفاً نظامی نیست. در واقع این عملیات یک عملیات سیاسی علیه سربازان ترکیه به دستان خود سربازان ترکیه است. اکنون یک حکومت موقت، تاریخ سیاسی و تمام تمایلات دموکراسی خواهانه در ترکیه را نادیده گرفته و اقتداری را تشکیل داده است که هزینه های جبران ناپذیری بر جامعه ترکیه وارد خواهد آورد. در واقع حکومت موقت ترکیه برای این که اقتدار را از دست ندهد جنگ را آغاز کرده است.
  تغییر موضع 180 درجه ای دولت ترکیه در قبال پ.ک.ک
حزب حاکم برای از دست ندادن حکومت جنگ را آغاز کرده است
وی در ادامه اظهارات خود با انتقاد شدید از احمد داووداوغلو، نخست‌وزیر ترکیه تصریح کرده است که تاریخ این موضوع را ثبت خواهد کرد. کسانی که باعث شدند تا داوود اوغلو این عملیات نظامی را آغاز کند وی را حداکثر تا 6 ماه آینده به نحوی کنار خواهند گذاشت که نامش در تاریخ نیز باقی نماند.
هم چنین صلاح الدین دمیرتاش، رئیس مشترک حزب دموکراتیک خلق ها در اظهاراتی با اشاره به حملات ارتش و حکومت ترکیه به مواضع پ.ک.ک عنوان کرده است که تمام حملات هوایی جنگنده های نیروهای هوایی ترکیه، عملیات زمینی ارتش ترکیه و عملیاتی که در رسانه ها و خبرگزاری های نزدیک به حکومت آغاز شده است در واقع هدف مشترکی دنبال می کنند و آن حذف کردن حزب دموکراتیک خلق ها در انتخابات زودهنگامی است که دولت ترکیه برای تشکیل آن توافق کرده است.
طبق قانون ترکیه اگر حزبی بر خلاف امنیت ملی اقدامی انجام دهد؛ این حزب غیرقانونی شمرده شده و ارای این حزب نیز بین احزاب دیگر پخش شده بنابراین اردوغان با اکثریت آرا دیگر نه به ائتلاف احتیاجی دارد و نه دیگر خبری از انتخابات مجدد است. 
تغییر موضع 180 درجه ای دولت ترکیه در قبال پ.ک.ک
هدف از حمله به پ.ک.ک؛ شکست HDP در انتخابات زودهنگام احتمالی است
وی در ادامه اظهارات خود تاکید کرده است که این توطئه آن قدر ساده است که هر انسانی با نگاه عمیق به تحولات اخیر در ترکیه متوجه آن خواهد شد. رئیس مشترک حزب دموکراتیک خلق ها خاطرنشان کرده است که حملات به کمپ های پ.ک.ک در اقلیم کردستان بلافاصله بعد از حمله تروریستی به سوروچ صورت گرفت. در واقع این تلاش مشترک دولت و ارتش ترکیه برای مخفی کردن حمله تروریستی به سوروچ و جهت دادن به افکار عمومی ملت ترکیه است. حکومت موقت ترکیه برای این که اقتدار را از دست ندهد جنگ را آغاز کرده است.
اما توجیهات دولت ترکیه در نوع خود بی نظیر است و اهداف این حملات را آشکارتر می کند. از جمله یالچین آکدوغان، معاون نخست وزیر ترکیه در اظهاراتی اعلام کرد: ما مخالف منحل کردن حزب سیاسی در ترکیه هستیم ولی کسانی که به گروه های تروریستی دل گرم هستند و آشکارا به آن اعتراف می کنند و نه تنها ترور را محکوم نکرده بلکه آن را تشویق می کنند و با آنان همکاری می کنند در مقابل قانون باید جواب گو باشند. اکنون نیز برخی ها اظهار نظر می کنند که روند مذاکرات صلح از سرگرفته شود؛ این در حالی است که کسانی که خواهان از سرگیری روند مذاکرات صلح هستند با دشمنان این روند همکاری می کنند. 
تغییر موضع 180 درجه ای دولت ترکیه در قبال پ.ک.ک
حمله به پ.ک.ک تا زمانی که همه درس عبرت بگیرند ادامه می یابد
وی در ادامه سخنان خود با اشاره غیرمستقیم به حزب دموکراتیک خلق ها عنوان کرد: از تک تک آنان حساب پس خواهیم گرفت. اقداماتی که دولت ترکیه آغاز کرده است و روندی که در مقابل پ.ک.ک آغاز شده است یک روند موقت نیست. این روند ادامه پیدا خواهد کرد تا زمانی که همه درس عبرت بگیرند. در جایی که هرج ومرج باشد هیچ کس توان زندگی کردن ندارد. در تظاهرات کوبانی همه جا را ویران کردند. بعد از آن قول داده بودند که تظاهرات ضدحکومتی برگزار نخواهند کرد. بارها قول دادند و بر سر حرف خود نماندند. ترکیه در حال عبور کردن از یک آتش بزرگ است. (2)
در نهایت امر ترکیه نباید از عوارض این قصه تلخ غافل باشد؛ هم چنان که مشاور امنیت اقتصادی دولت اقلیم کردستان در خصوص تأثیر منفی ادامه درگیری ها بین عناصر مسلح حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) و ترکیه بر اقتصاد منطقه خاورمیانه هشدارداده است.
  تغییر موضع 180 درجه ای دولت ترکیه در قبال پ.ک.ک
هشدار درخصوص تأثیر منفی جنگ بین ترکیه و پ.ک.ک بر اقتصاد منطقه
«بیوار خنسی» با هشدار در خصوص تأثیر منفی ادامه رویارویی ها بین عناصر مسلح پ.ک.ک و نیروهای نظامی ترکیه بر اقتصاد منطقه خاورمیانه، از طرفین خواسته است که برای حل مشکلات خود از راه‌های مسالمت آمیز تلاش کنند.
خنسی با اشاره به این که انفجار خط لوله نفت بین اقلیم کردستان و بندر جیهان ترکیه توسط پ.ک.ک تأثیر منفی بر روند صادرات نفت اقلیم گذاشته، افزوده است که ادامه عملیات مسلحانه در مناطق مسکونی و دارای تأسیسات اقتصادی، زیربنایی و کشاورزی خسارات زیادی به شهروندان وارد می کند. منابع (1) http://www.rojname.com/index.kurd?nuce=2091839 (2) http://tnews.ir/news/E6AF45684098.html

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان

گزارش ویژه؛

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان

در تمام زندگی ملاعمر، تنها سه عکس از او منتشر شد که تأیید 100 درصدی اصالت این عکس‌ها هم هیچ گاه میسر نشد. یکی از دلایل این بی‌تصویری را حرمت شدیدی می‌دانند که طالبان برای تصویربرداری قایلند. جانشین او ملااختر هم از این حیث، شرایطی مشابه فرمانده سابق خود دارد.

سرویس گزارش ویژه - اعلام خبر مرگ ملاعمر، رهبر اسرارآمیز طالبان که زمانی نامش مترادف خشونت و تروریسم بود، بار دیگر گروه طالبان را در سرخط اخبار رسانه‌های جهان قرار داد. نکته قابل تأمل این که اعلام رسمی مرگ او بعد از دوسال و درست در آستانه دور دوم مذاکرات صلح دولت افغانستان و طالبان، به میزبانی دولت پاکستان، انجام گرفت. مذاکراتی که بیش از پیش ورود این گروه را ساختار سیاسی رسمی افغانستان محقق می‌سازد و به واقع مهر تأییدی بر حذف‌ناپذیری طالبان از عرصه سیاسی این کشور به حساب می‌آید. با تأیید رسمی مرگ(یا قتل؟!) او توسط طالبان، بلافاصله فردی به نام ملا اختر منصور به عنوان جانشین او معرفی شد تا جلوی هرگونه انشعاب و انشقاق عمده در ساختار طالبان گرفته شود. در سطور پیش رو ضمن معرفی ملاعمر، رهبر شبح‌واره و شبه اسطوره‌ای طالبان، گریزی هم به معرفی رهبر جدید و معادلات کنونی درون طالبان خواهیم زد.

این دو تصویر، تنها تصاویر منتسب به سرکرده طالبان است که در رسانه‌ها منتشر شده است

بی‌تصویر‌ترین رهبر دنیا

ملامحمدعمر، متولد 1960 در روستای چاه همت در ولسوالی خاکریز ولایت قندهار (زادگاه و مرکزیت اصلی گروه طالبان) در جنوب افغانستان، و از طایفه تومزی از قبیله هوتک از قبایل اصلی قوم پشتون بود.

پدرش مولوی «غلام نبی» از شخصیت‌های مورد احترام و فاضل منطقه بود که حدودا 5 سال پس از تولد ملاعمر از دنیا رفت. خانواده او بعد از مرگش به ولایت اوروزگان نقل مکان کردند. بنا به گزارش‌های متعدد، او در مدرسه «دارالعلوم حقانی» در حومه شهر پیشاور پاکستان درس خواند، همان جایی که بسیاری از شخصیت‌های مهم جهادی افغانستان در آن جا تحصیل کرده‌اند. ظاهرا ملاعمر، بعد از اتمام درس در پیشاور، در اوایل دهه 20 زندگی، به منطقه سنگسار در ولسوالی قندهار بازگشت و در آن جا یک مدرسه دینی کوچک ایجاد کرد و خود ملای آن شد. بعد از مدتی، او به حزب اسلامی گلبدین حکمت‌یار پیوست که یکی از هفت گروه مجاهدین مستقر در مرز پاکستان بود.

«ملا محمد عمر»؛ گلبدین حکمت‌یار

هدف این گروه‌ها در وهله نخست، جنگیدن با اشغالگران اتحاد شوروی بود که به حمایت از حکومت حزب کمونیستی دموکراتیک خلق افغانستان، در 1979 این کشور را اشغال کرده بود. گویی ملاعمر به طور جدی از 1983 وارد جنگ با اتحاد شوروی و حکومت دست‌نشانده شوروی به ریاست دکتر محمد نجیب الله شد. او در این جنگ چهار بار مجروح شد و یکی از چشمان خود را بر اثر ترکش از دست داد. در شرح حال ملاعمر که اخیرا توسط طالبان منتشر شده، سلاح مورد علاقه او «آرپی جی7» ذکر شده است. بر اساس این منبع، او استاد به کارگیری آرپی‌جی7 بود و تعداد زیادی تانک ارتش شوروی توسط او منهدم شد.

«ملا محمد عمر»؛ محمد نجیب‌الله، هفتمین رئیس جمهور افغانستان در جمهوری دموکراتیک خلق که به دست طالبان اعدام شد.

با سقوط حکومت محمد نجیب الله در آوریل 1992، افغانستان عملا میان فرماندهان جهادی دوران مبارزه با شوروی، موسوم به «جنگ سالاران» تقسیم شد. مردم افغانستان ظلم‌ها و آزارهای فراوانی از ضعف قدرت مرکزی و دست باز جنگ سالاران در حوزه‌های نفوذ ایشان دیدند. به واقع بعد از حدود 9 سال اشغال نظامی این کشور و جنگ با قدرت خارجی، جنگ داخلی میان گروه‌های مجاهدین، عملا افغانستان را به ویرانه تبدیل کرده و روح و جسم ملت افغانستان را فرسوده ساخته بود. در اواخر سال 1993، شماری از مجاهدین ولایت اورزگان به هم پیوستند تا علیه ظلم و آزار جنگ سالاران قیام کنند. گروه‌های دیگری نیز به این هسته اولیه پیوستند و گروه «تحریک طالبان» شکل گرفت. تقریبا همه اعضای این گروه، از طلبه‌های افغان مدارس دینی پیشاور بودند. برخی داستان‌های محلی هم حول به وجود آمدن گروه وجود دارد، از جمله این که در بهار 1994، ملاعمر که شنید دو دختر نوجوان از یکی از روستاهای اطراف شهر قندهار دزدیده شده و به اردوی یکی از جنگسالاران محلی برده شده‌اند، خونش به جوش آمد و به همراه شماری از مجاهدین همفکر خود، به آن اردو حمله کرده و ضمن نجات آن دو دختر نوجوان، جنگ سالار مزبور را از لوله تانک دار زدند. البته گزارش‌های قابل تأمل‌تری هم وجود دارد که نشان می‌دهد اطلاعات ارتش پاکستان - آی اس آی که پیش‌تر در گزارش مشرق معرفی شده است (اینجا) - به فرمان نخست وزیر وقت، بی‌نظیر بوتو، از خلأ قدرت مرکزی در افغانستان استفاده کرد تا با تشکیل یک گروه قدرتمند از طلاب افغان مدارس دینی پاکستان، نفوذ پاکستان را در افغانستان تثبیت کند. گویی اولین اعلام وجود تحریک طالبان، در همان اوایل سال 94، در عملیات آزادسازی کاروانی از کامیون‌های ارسالی از پاکستان به ترکمنستان، انجام گرفت که این کاروان توسط یکی از جنگ سالاران محلی توقیف شده بود. داستان دار زدن از لوله تانک درباره همین جنگ سالار هم وجود دارد.

«ملا محمد عمر»؛ بی‌نظیر بوتو

به هر حال، در اکتبر 1994، ملاعمر و گروهی 200 نفره از افراد تحت امرش، یک پست مرزبانی، به همراه یک انبار اسلحه، را به تصرف درآوردند. در دسامبر 1994، گروهی حدودا 12هزار نفره از طلاب افغان مدارس پاکستان، به همراه شماری از داوطلبان پاکستانی به گروه ملاعمر پیوستند که به ناگهان معادلات قوا را به نفع این گروه به هم زد (بسیج نیرویی که باز نقش پاکستان را در قضیه پررنگ می‌کند). طالبان در همان ماه، بدون تقریبا هیچ مزاحمتی، ولایت قندهار را به تصرف خود در آورد. این گروه بر هر منطقه‌ای که تسلط می‌یافت، قوانین خاص خود از شریعت را به کار می‌گرفت: از جمله بستن مدارس دخترانه، منع کار زنان در بیرون از خانه، نابود کردن تلویزیون‌ها و اجباری کردن محاسن بلند برای مردان. لازم به ذکر است که بخش عمده مردم افغانستان که به شدت از آشفتگی‌ها و بی‌سامانی‌های جنگ داخلی خسته و پژمرده بودند، در برابر تسلط طالبان مقاومتی نکردند و حتی بعضا به آن‌ها یاری رساندند.

«ملا محمد عمر»؛ این گروه بر هر منطقه‌ای که تسلط می‌یافت، قوانین خاص خود از شریعت را به کار می‌گرفت

ظرف سه ماه، آنان بر 12 ولایت از 31 ولایت کشور سلطه یافتند. در اوایل 1995، برای اولین بار گروه قصد حمله به کابل کرد. این حمله اما توسط نیروهای رییس جمهور برهان الدین ربانی، به فرماندهی فرمانده مشهور ازبک، احمدشاه مسعود، دفع شد. این شکست باعث شد که که تعداد ولایات تحت کنترل طالبان به 8 برسد. این جا بود که سیلی از حدود 20هزار طلبه افغان (و تعداد کم‌تری پاکستانی) از ایالات شمالی پاکستان (وزیرستان) به سوی قندهار جاری شد. خیلی زود، با سازماندهی دوباره و تجدید و تقویت نیروها، طالبان در ماه می کنترل شهر مهم هرات را به دست گرفت.

«ملا محمد عمر»؛ برهان‌الدین ربانی در کنفرانس بیداری اسلامی وی در اوج مذاکرات صلح با طالبان و در جلسه‌ای با حضور فرستادگان طالبان، توسط عامل انتحاری این گروه به شهادت رسید

در بهار 1996، با فراخوان ملاعمر، یک شورا از حدود 1200 ملای پشتون تشکیل شد که بعد از حدود دو هفته بحث شبانه روزی، او را به عنوان امیرالمؤمنین انتخاب کرد. در نهایت، در 16 سپتامبر 1996، بعد از چند بار حمله به کابل، طالبان موفق به ورود به کابل شدند. در حالی که هنوز نیروهای در حال عقب نشینی ربانی-مسعود در شمال کابل می‌جنگیدند، طالبان در اقدامی وحشیانه، دکتر محمد نجیب الله رییس جمهور سابق این کشور و برادرش را که در مقر سازمان ملل در کابل پناه گرفته بودند، کشتند و جنازه آن دو را از پلی در نزدیکی ارگ ریاست جمهوری آویختند. آن‌ها دو سال بعد، چنین جنایتی را در شهر مزارشریف و در برابر دیپلمات‌های ایرانی تکرار کردند که تفصیل آن در این جا نمی‌گنجد (البته بعدها شواهدی آشکار شد که کشتن دیپلمات‌ها و خبرنگار جمهوری اسلامی یک برنامه پیچیده اطلاعاتی-امنیتی برای درگیر کردن ایران در باتلاق افغانستان بود که توسط اطلاعات ارتش پاکستان و بدون اطلاع مقامات اصلی طالبان انجام گرفت).

«ملا محمد عمر»؛ طالبان پس از ورود به کابل بلافاصله نجیب‌الله رئیس جمهور را که در مقر سازمان ملل پناه گرفته بود، به دار آویخت

به هر روی، تقریبا بلافاصله بعد از تسلط بر کابل، ملاعمر یک شورای موقت 6 نفره برای اداره امور و اِعمال قوانین شریعت تشکیل داد. طولی نکشید که استادیوم فوتبال کابل برای اعدام‌های عمومی توسط طالبان مورد استفاده قرار گرفت. عمدتا زنان و مردانی که از سوی حکومت «امارت اسلامی افغانستان» به عنوان زناکار شناخته می‌شدند، در این استادیوم و با شلیک کلاشینکف از پشت سر اعدام می‌شدند و البته در موارد زیادی سنگسار هم توسط این گروه انجام گرفت. نکته قابل تأمل این که، بعدها گزارش‌ها موثق بسیاری از تجارت و برده‌گی جنسی توسط فرماندهان طالبان منتشر شد. یعنی از یک سو زنان به جرم زنا سنگسار، از سوی دیگر به عنوان پاداش جهاد و عملیات‌های مورد نظر، در اختیار اعضا قرار داده می‌شدند!

ساختار سازمانی این گروه چندان پیچیده نبوده و نیست و بنا به گزارش‌ها از یک شورای رهبری، قوه قضاییه و 9 کمیسیون اجرایی، و یک شورای فرماندهان نظامی، تشکیل شده است. در زمانی امارت ملاعمر بر افغانستان، قندهار مرکز اصلی حکومت طالبان بود. با این حال این به اصطلاح امیرالمؤمنین، حتی در زمان اوج قدرت خود هم چندان از سایه بیرون نیامد، و هیچ گاه سوژه عکس‌ها و فیلم های خبری نشد. در دوره حکومت طالبان (2001-1996)، چهره رسانه‌ای و فرد جلوی صحنه گروه، «وکیل احمد متوکل» مسؤول امور خارجی و دیپلماتیک و به واقع وزیر خارجه طالبان بود.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر وکیل احمد متوکل وزیر خارجه طالبان بود

در کل زندگی ملاعمر، تنها 3 عکس از او منتشر شد که تأیید 100 درصدی اصالت این عکس‌ها هم هیچ گاه میسر نشد. یکی از دلایل این بی‌تصویری را حرمت شدیدی می‌دانند که طالبان برای تصویربرداری قایلند. محمد حسین جعفریان، یکی از معدود (شاید دو سه نفر) خبرنگاران در کل جهان است که ملاعمر را به چشم دیده است. این خبرنگار و مستندساز برجسته جنگ، به همراه همکارش رضا برجی، در زمان سلطه طالبان، به این کشور سفر کرده بود و به طور اتفاقی ملاعمر، رهبر اسرارآمیز و مخوف طالبان، را در جاده دید. به گفته جعفریان او مردی بسیار بلندقد (حدودا دو متری) را با یک چشم و یک پای آسیب دیده، دید که به تنهایی در یک لندکروز دوکابینه تردد می‌کرد، بدون حتی یک محافظ.

 

 

 

منابع نزدیک به طالبان که او را از نزدیک دیده بودند، او را رهبری به شدت کاریزماتیک و خونسرد معرفی می‌کردند. کسی که با احترام بسیار به سخن افراد تحت فرمانش گوش می‌داد و تقریبا هیچ گاه از کوره در نمی‌رفت. به علاوه او را در زمینه نظامی یک تاکتیک‌پرداز ماهر می‌دانستند که به امور نظامی و اطلاعاتی تسلط بالایی داشت. البته همین که حدود 15 سال در کمال ناشناسی و در سایه تشکیلاتی به گستردگی طالبان را (که تقریبا به طور کامل از جنگ سالاران و جنگجویان بدوی و محلی تشکیل شده است) اداره کرده بود، این تسلط را به خوبی نشان می‌داد.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم از ملا عمر تنها سه عکس تأییدنشده وجود دارد

در سپتامبر 1997، وقتی کمیسونر اروپا «اِما بونینو» و 19 خبرنگار - از جمله کریستین امانپور خبرنگار معروف سی‌ان‌ان- و امدادگران غربی توسط طالبان بازداشت شدند، موج انتقادات رسانه‌های غربی علیه طالبان به پاخاست. حتی دولت کلینتون که در اوایل روی کار آمدن طالبان، نسبت به ایجاد ثبات توسط آن بی‌میل نبود، ناچار به اعتراض شد. در سال 1998، سفارتخانه‌های آمریکا در کنیا و تانزانیا توسط القاعده منفجر شد که حدود 330 کشته و 4000 مجروح در پی داشت. آمریکا با موشک‌های کروز اردوگاه‌های القاعده در افغانستان را هدف قرار داد. اما ملاعمر با بیان این که اسامه بن لادن مهمان افغان‌هاست، از تحویل دادن او خودداری کرد.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم اِما بونینو هم اکنون وزیر خارجه ایتالیاست

در مجموع، در این برهه رسانه‌های جهانی سه ایراد عمده را به عملکرد ملاعمر در رهبری طالبان وارد می‌کردند: 1. پناه دادن به اسامه بن لادن و سایر گروه‌های تروریستی 2. پلیس مخوف امر به معروف و نهی از منکر طالبان که بر اساس تفاسیر افراطی وهابی بسیار خشن عمل می‌کرد 3.دستورگیری مستقیم از پاکستان (در واقع اطلاعات ارتش پاکستان)

در پی واقع 11 سپتامبر 2001، و حمله نیروهای ائتلاف به رهبری ایالات متحده، خانه ملاعمر در قندهار هدف حملات هوایی قرار گرفت که طی آن پسر 13 ساله و ناپدری ملاعمر کشته شدند. از آن زمان، به ارتفاعات صعب العبور مرز پاکستان-افغانستان گریخت و دوره دوم رهبری او بر طالبان به عنوان بزرگ‌ترین گروه شورشی مخالف دولت مرکزی آغاز شد.

محمودشاه، از افسران سابق آی اس آی پاکستان در مناطق قبیله‌نشین شمال غربی این کشور، درباره نفوذ طالبان چنین می‌گوید:

" طالبان بدوا توسط مردم افغانستان مورد استقبال قرار گرفتند، چرا که جنگ داخلی 4 ساله را پایان دادند. ولی وقتی آن ها شروع به اعمال قوانین سخت گیرانه شریعت کردند مردم از آن‌ها رویگردان شدند....مردم به آمریکایی‌ها خوشامد گفتند چرا که آن‌ها را رهایی‌بخش خود می‌دیدند. در آینده نزدیک جایی برای طالبان در صحنه سیاست افغانستان نخواهد بود."

با وجود این، در سال‌های پس از سقوط امارت اسلامی افغانستان، در پی جنایات جنگی آمریکایی‌ها و ناکارآمدی دولت مرکزی و همچنین وجود بسترهای فرهنگی، طالبان توانستند نفوذ خود را دوباره در ولایاتی چون زابل و هلمند برقرار سازند. آن‌ها حتی در سال 2008 به مناطق اطراف کابل هم نفوذ کردند. یکی دیگر از عوامل این نفوذ را، تمرکز آمریکایی ها بر سرکوب نظامی طالبان و کندی در روند ایجاد ثبات و توسعه در این کشور دانسته‌اند. مضاف بر این که، بعد از حمله امریکا به عراق، تمرکز نظامی آن‌ها از افغانستان به عراق متنتقل شد. کندی بازسازی آثار سال‌های طولانی جنگ و فساد شدید و آزاردهنده مقامات دولتی افغان و همزمان بازگشت ده‌ها هزار آواره و پناهنده افغان از ایران و پاکستان هم پتانسیل شورش را به شدت بالا برد. در این میان نقش پاکستان هم در این سال‌ها بیشتر مخرب بود تا سازنده. اصولا بسیاری از تحلیلگران، ریشه شورش‌های امروز افغانستان را در منطقه وزیرستان شمالی پاکستان می‌دانند.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم وزیرستان شمالی همواره از منشأهای شورش در پاکستان و افغانستان بوده است

در همه این سال‌ها، علی رغم حضور پررنگ نظامیان ائتلاف به رهبری آمریکا و عملیات شناسایی پهپادهای آمریکایی، ملاعمر به صورت روتین به رهبری تشکیلات خود ادامه می‌داد. حتی جایزه 10 میلیون دلاری دولت آمریکا برای اطلاعات منجر به دستگیری این رهبر اسرارآمیز، نتوانست اطلاعات بیشتری را از مکان استقرار و شیوه‌های عملیاتی او آشکار کند. البته این مسأله، به گمانه‌زنی‌ها درباره چتر حمایتی اطلاعات ارتش پاکستان به دور ملاعمر مهر تأیید می‌زد.

روزنامه آمریکایی واشنگتن پست، در گزارشی در سال 2011، خبر داد که رییس وقت سیا، لئون پانتا، در دیدار با آصف علی زرداری، رییس جمهور وقت پاکستان، به او گفت که آمریکا از حضور ملاعمر در شهر کراچی پاکستان آگاه است. گویی زرداری هم در گفتگو با پانتا تایید کرد که ملاعمر در بیمارستان دانشگاه آغاخان کراچی بستری بوده است. در همین سال، روزنامه آمریکایی «اکسپرس تریبیون» گزارش داد که ایالات متحده ارتباطاتی را با ملاعمر برقرار کرده و کانال این ارتباط فردی به نام دکتر محمد حنیف، از سخنگویان سابق طالبان بوده است.

در اواخر 2011، برخی روزنامه‌های غربی گزارش دادند که ژنرال حمید گل، رییس سابق آی اس آی، پیام دولت پاکستان را به ملاعمر رسانده است که از کویته خارج شود. دلیل این تقاضا، فشار فزاینده آمریکا و جامعه جهانی خوانده شد و گویی ژنرال گل به ملاعمر گفت که بعد از چند ماه می‌تواند به کویته بازگردد و از این بابت از دست دولت پاکستان دلخور نباشد.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم ژنرال حمید گل رئیس سابق سازمان اطلاعات نظامی پاکستان

به نظر «وحید مژده»، یکی از برجسته‌ترین کارشناسان امور طالبان، ملاعمر در سال‌های پایانی زندگی تحت حفاظت یک گروه خاص از محافظان به سرپرستی "قوماندان - فرمانده- جبار" بوده است.

امرالله صالح، رییس پیشین اداره اطلاعات افغانستان، نظری جالب در این زمینه دارد. به باور او ملاعمر پس از سقوط حکومت طالبان در 2001، عملا نقش موثری در رهبری طالبان نداشت. پس از 11 سپتامبر از همان لایه مبهم و تخیلی به دور ملاعمر استفاده شد، ولی خود او به عنوان یک استراتژیست و فرمانده عملیاتی هیچ گاه نقش نداشت، بلکه تنها از نام او استفاده می‌شد، ولی امروز با مرگش همان لایه ابهام هم از بین رفت. به گفته مژده، برای مردم افغانستان معلوم شد که طرف آن‌ها نه ملاعمر که همان ارتش پاکستان است.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم امرالله صالح

عمر داوود زی، وزیر کشور سابق افغانستان (2014-2013) معتقد است که اگر از سال 2001 به این سو هیچ توفیقی در دستگیری یا اطلاع موثق از کمین‌گاه ملاعمر به دست نیاورده به این علت است که آمریکایی‌ها اصلا اراده ای برای این کار نداشتند:

«این احساس را داشتم که آمریکایی‌ها خیلی به رده‌های بالای رهبری طالبان علاقه‌مند نیستند. آن‌ها بیشتر به دنبال فرماندهان میدانی هستند، چرا که در میدان نبرد، سر و کار آن ها با فرماندهان میدانی است."

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم عمر داوود زی

به هر حال، از سال 2001 به این سو، مرد اسرارآمیز طالبان، حتی بیشتر از قبل به سایه رفت و هیچ عکس، ویدئو یا صوتی، کمافی السابق، از او منتشر نشد. حتی خبرهای مرتبط با او هم بسیار کم تر شد. در این 5 سال اخیر تنها یک نفر، یعنی «ملا اختر محمد منصور» در ارتباط نزدیک با او قرار داشت و تنها کانال ارتباطی با او محسوب می‌شد.

 

خبر مرگش!

بعد از این که خبر مرگ ملاعمر در شبکه‌های اجتماعی پیچید، بلاخره دفتر ریاست جمهوری افغانستان در تاریخ 7 مرداد، خبر مرگ او را تأیید کرد. بنا به اطلاعیه دفتر اشرف غنی، منابع موثق نشان می‌دهند که ملا محمد عمر، رهبر طالبان، حدود دو سال قبل، در سال 2013 درگذشته است. به فاصله اندکی، خبر مرگ او توسط کاخ سفید هم مورد تأیید قرار گرفت. حسیب صدیقی، سخنگوی اداره امنیت ملی افغانستان در مصاحبه با خبرگزای فرانسه، گفت که ملاعمر در شرایطی مرموز، در بیمارستانی در شهر کراچی پاکستان در گذشت. در نهایت، با بیانیه‌ای که گروه طالبان در وبسایت‌های نزدیک به خود از قبیل «ژمن» و «طالب نیوز» منتشر کرد، قطعیت مرگ او معلوم شد، گرچه در بیانیه این گروه مرگ ملاعمر مربوط به دو سه هفته اخیر اعلام شده شده است. در همین بیانیه خبر انتخاب «ملا اختر منصور»، معاون ملاعمر و نفر شماره دو طالبان به عنوان جانشین او نیز اعلام شد. بنا به خبری به نقل از خانواده ملاعمر، او وصیت کرده بود که «ملا عبدالحکیم»، رییس دارالافتای طالبان بر جنازه‌اش نماز بخواند (فردی که در بازداشت آی اس آی است).

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم ملا عبدالحکیم

با مرگ ملاعمر، رهبر کاریزماتیک و مقتدر طالبان، احتمال بروز اختلاف و انشعاب، به ویژه در لایه‌های میانی و پایین این گروه افزایش یافت. در یکی از اولین نشانه‌های این اختلاف، برخی جناح‌های درون طالبان، از اعلام انتخاب ملااختر منصور ابراز نارضایتی کردند که شاخص‌ترین این اعتراضات توسط ملایعقوب، پسر ملاعمر، و ملا عبدالمنان، برادر او، صورت گرفته است. حتی شاخه‌ای از طالبان به نام «محاذ فدایی»، که از تندروترین زیرمجموعه‌های طالبان است، در بیانیه‌ای که توسط سخنگوی آن قاری حمزه، منتشر شد، ملااختر منصور را متهم کرده است که به فرمان آمریکا و پاکستان، از طریق زهری که به جای دارو برای ملاعمر تهیه می‌کرد، او را به کشتن داد. جدای از این فرضیه که محل تردید است، گزارش‌هایی از اختلافات میان ملاعمر و ملامنصور وجود دارد که از جمله آن‌ها مخالفت ملاعمر با طرح ملامنصور برای بازگشایی دفتر سیاسی طالبان در قطر بود.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم ملا یعقوب پسر ملاعمر که پس از خبر مرگ ملاعمر خبرهایی از کشته‌شدن او نیز، منتشر شد

با این حال اظهارنظرهای منابع نزدیک به طالبان، بر حسب این که به کدام جناح درون طالبان نزدیک باشند، متفاوت است. برخی معتقدند که بیشتر اعضای رده بالای شورای کویته (شورای رهبری طالبان) با ملا اختر مخالفند. مثلا مولوی حسن رحمانی، از اعضای شاخص شورای کویته معتقد است که شایستگی جانشینی از آن پسر ملاعمر، یعنی ملایعقوب است و ملااختر در برنامه‌های اخیر طالبان نقش ویژه‌ای نداشته است. به گفته او بیشتر اعضای شورای کویته با نصب ملااختر به عنوان رهبر طالبان مخالفند. همفکران او در میان گروه‌های تندروتر طالبان که مخالف مصالحه با دولت هستند، دست کم به دو دلیل ملا اختر منصور را زیر سوال می‌برند: یک، مخفی نگاه داشتن خبر مرگ ملاعمر به مدت دو سال و دو، احتمال دست داشتن او در مرگ ملاعمر.

برخی دیگر بر این نظرند که اتفاقا رهبران بالای طالبان با انتخاب اختر منصور موافق هستند و این فرماندهان میانی و محلی طالبان هستند که از این انتخاب ناراضی‌اند. به نظر می‌رسد که دست کم سه مدعی اصلی بالقوه برای رهبری طالبان وجود دارد: 1.ملا اختر منصور 2.ملایعقوب 3.دفتر سیاسی مستقر در قطر به ریاست طیب آغا

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم طیب آغا رئیس دفتر سیاسی طالبان در قطر که اخیر گفته‌شد به تهران سفر کرده است

از سوی دیگر، دولت پاکستان هم در اطلاعیه‌ای، دور دوم مذاکرات صلح میان دولت افغانستان و طالبان را با توجه به اعلام خبر مرگ ملاعمر به تأخیر انداخته است. «عطا الله لودین» (معاون شورای صلح افغانستان) بر این نظر است که:

«این یک برنامه‌ای بود که اعلان مرگ ملاعمر در تاریخی انجام بگیرد که فردای آن مذاکرات است. این اصلا هدف دولت پاکستان بود تا دور دوم مذاکرات اصلا صورت نگیرد.»

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم عطا الله لودین

کارشناسان افغانِ مخالف نفوذ پاکستان عمدتا بر این نظرند که پاکستان برای تثبیت هر چه بیشتر نفوذ خود در رهبری جدید طالبان از هیچ اقدامی فروگذار نخواهد کرد. به باور این دسته از کارشناسان، پاکستان با وجود داشتن سلاح هسته‌ای، کشوری فقیر و عقب مانده است، و از یک سو با در اختیار گذاشتن آسمان خود برای مبارزه با تروریسم از آمریکا پول می‌گیرد، و از سوی دیگر با نقش آفرینی و مداخله در روند صلح، قصد باج‌گیری از دولت‌های ذینفع در مذاکرات را دارد.

گرچه اعلام سریع خبر انتخاب ملا اختر منصور به رهبری طالبان، نشان از تلاش این گروه برای جلوگیری از انشقاق و اختلاف دارد، اما سربازکردن چنین اختلافاتی، بعد از نزدیک به دست کم دو دهه رهبری واقعی و اسمی ملاعمر بر طالبان قابل انتظار و طبیعی به نظر می‌رسد. خبرگزاری جمهور افغانستان از دست کم هشت گروه اصلی در درون طالبان خبر می‌دهد که عبارتند از:

-گروه محاذ فدایی به رهبری نجیب الله وردک.

-شورای جهادی مجاهدین برای اتحاد و تفاهم.

-گروه معتصم آغاجان.

-شورای کویته.

-دسته کُنر شامل عبدالوهاب، عبدالستار، علیشاه و آقای احمدی.

گروه اکبرآغا.

-شبکه حقانی.

-گروهی مخالف موروثی شدن رهبری به ریاست ملا ذاکر.

لازم به ذکر است که طالبان ساختار متمرکزی چون یک دولت یا ارتش ندارد و به شدت متکی به نفوذ فرماندهان محلی خود است. نبود یک تشکیلات سازمانی مدرن و سرباز کردن اختلافات راهبردی و تاکتیکی رهبران طالبان (که ارشدیت سازمانی مشخصی برهم ندارند)، در غیاب یک رهبر مقتدر پس از دو دهه، می‌تواند به طرز قابل توجهی این گروه را متأثر سازد. مضاف بر این که گروه تروریستی دولت اسلامی عراق و شام (داعش)، به شدت بر فعالیت‌های خود در افغانستان افزوده است و حتما با اعلام خبر مرگ رهبر طالبان، این فعالیت‌ها بیش از پیش هم خواهد شد. در میان واحدهای جنگجوی محلی طالبان، هدف اصلی جهاد با نیروهای خارجی و دولت مرکزی است و هر گروهی که این جهاد را به لحاظ مالی تأمین و به تحقق این هدف یاری برساند، می‌تواند روی جذب بخش زیادی از اعضای طالبان حساب کند. همچنین، در صورتی که طبق گزارش‌ها، ملا اختر و حلقه او، علاقه‌مند به ادامه مذاکرات صلح باشند، آن گاه باید منتظر یک پوست اندازی ایدئولوژیک در طالبان بود، چرا که آن گاه طالبان نه یک گروه شورشی مسلح ضدحکومت، که بخشی از ساختار آن خواهد بود. این مساله قطعا بخش بزرگی از جنگجویان قبیله‌ای و بدوی‌تر گروه را که از سواد و بینش ضعیف‌تری برخوردارند، دچار بحران هویت خواهد کرد. این امری است که در صورت عدم مدیریت از جانب رهبری طالبان، به نفع داعش تمام خواهد شد.

ملا اخترکیست؟

طبق معمول، آن چه که درباره فرماندهان و رهبران گروه های تروریستی و تکفیری وجود دارد عمدتا مجموعه‌ای از واقعیات، حدسیات، گزارش‌های غیرقابل تأیید و شایعات است. رهبر جدید طالبان هم از این قاعده مستثنی نیست (طبیعی است که معاون شخصیت مرموزی چون ملاعمر دست کم تا حدی شبیه به او از کار در بیاید). با این حال تقریبا همه آن چه که تاکنون درباره او انتشار یافته، به شرح زیر است.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم

ملااختر محمد منصور، متولد سال‌های آغازین دهه 1960 میلادی و اهل روستایی در ولسوالی قندهار است. او از طایفه «درّانی» قوم پشتون و مانند ملاعمر تحصیل کرده مدرسه «دارالعلوم حقانی» در پیشاور پاکستان است. ملا اختر سال‌ها معاون و قائم مقام مرد گریزپای طالبان، ملاعمر، بود می‌توان گفت که دست کم از 2010 به این سو، دسترسی به ملاعمر تنها از طریق او صورت می‌گرفت. از همین رو، اعلام بلافاصله جانشینی او، موجب غافلگیری کسی نشد. گرچه انتخاب او از هم اکنون مخالفان سرسختی هم دارد. برخی فرماندهان طالبان که در جلسه هیات انتخاب شورای کویته حضور داشتند، به رویترز گفتند که ملایعقوب و ملا عبدالمنان، پسر و برادر رهبر قبلی طالبان، به اعتراض جلسه انتخاب را ترک کردند. خود ملا اختر اما در اولین بیانیه خود به عنوان رهبر جدید گفت که "‌دشمن نمی تواند ما را شکست دهد، اگر که دست اتحاد بدهیم. من همه توان خود را به کار خواهم گرفت تا ماموریت ملاعمر فقیدمان را دنبال کنم. ما باید صبور باشیم." او در ادامه انشقاق در صفوف طالبان را تنها پروپاگاندای غربی ها خواند و قسم خورد که جنگیدن برای حصول به حکومت شریعت و راه ملاعمر را ادامه خواهد داد.

درباره او بیشتر دو خصلت «صبوری» و «عملگرایی» را به کار می‌برند. او یکی از مهم‌ترین مدافعان ادامه مذاکرات صلح در میان چهره‌های برجسته طالبان است. ملااختر را میانه‌روترین فرمانده حال حاضر طالبان هم دانسته‌اند. گویی یکی از مهم‌ترین اقدامات او در زمان معاونت ملاعمر، تشکیل دفتر سیاسی گروه در قطر است که نشان از تمایل او به گشودن باب روابط طالبان با کشورهای دیگر دارد. یکی از مقامات طالبان در گفتگو با شبکه «ان بی سی» ملااختر منصور را چنین معرفی می‌کند:

«او به طرز فوق العاده‌ای صبور است .....به دقت به حرف هر کسی گوش می‌دهد بدون آن که نشانی از خشم در چهره‌اش ظاهر شود.»

منصور در سال 2010، در پی دستگیری «عبدالغنی برادر»، فرمانده ارشد و نفر دوم طالبان در شهر کراچی توسط آی اس آی، به عنوان نفر دوم گروه ارتقاء یافت. تاکنون نام سراج الدین حقانی و هیبت الله آخوندی به عنوان معاونان او اعلام شده است. انتخاب سراج الدین حقانی، رهبر شبکه حقانی، خطرناک‌ترین و خشن‌ترین گروه زیر پرچم طالبان، نشان از برجا بودن اتحاد میان این دو گروه دارد.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم عبدالغنی برادر

ملا اختر یکی از اولین اعضای هسته نخستین طالبان بود و در سال 1997، در جریان حمله طالبان به مزار شریف، یکی دو ماهی در اسارت نیروهای احمدشاه مسعود به سر برد تا این که توسط نیروهای ملاعمر آزاد شد. در زمان امارت اسلامی افغانستان، او مسؤول فرودگاه قندهار و در واقع وزیر هوانوردی طالبان بود. در یکی دو سال آخر حکومت طالبان فرمانداری قندهار را هم به عهده داشت. در سال 2001، با حمله نیروهای ائتلاف، او به قصد گرفتن امان‌نامه، خود را تسلیم حامد کرزی می‌کند. او توسط رییس جمهور بخشیده شد و به ولایت خود بازگشت، اما نیروهای آمریکایی که تسلیم‌شدن او و سایر رهبران طالبان را باور نداشتند در چند نوبت محل استقرار او را مورد حمله هوایی قرار دادند. او در پی این حملات به ارتفاعات مرزی با پاکستان گریخت و در کنار ملاعمر، مسؤولیت سازماندهی مجدد طالبان را به عهده گرفت.

وحید مژده، کارشناس زبده طالبان، در مصاحبه با دویچه وله، او را نسبت به سلف خود عملگراتر می‌داند. به گفته مژده، او بود که ملاعمر را را به بازگشایی دفتر سیاسی در قطر قانع کرد. همچنین او را سازمان‌د‌هنده اصلی سفر اعضای طالبان به کشورهای مختلف، از جمله به ایران، می‌دانند.

زیگفرید وولف، محقق مرکز پژوهشی«مجمع جنوب آسیا» درباره او چنین می‌نویسد:

«او با استراتژی دوگانه جا به جایی افراد وفادار به خود در صفوف طالبان و همچنین از بین بردن فرماندهان رقیب، محیلانه شبکه و قدرت خود را گستراند.»

محمد سعیدی، تحلیل‌گر مسایل افغانستان معتقد است که ملااختر هرگز نمی‌تواند خلاء ایجاد شده مرگ ملاعمر را برای گروه پر کند: «ملاعمر یک چهره اسطوره‌ای برای طالبان در 12 سال گذشته بود و توسط بیش از هزار تن از علمای دینی به عنوان امیرالمؤمنین شناخته شد. چیزی که ملامنصور ندارد.»

زیگفرید وولف هم در تحلیل خود بر این نظر است که برخی گروه‌های قوی در درون طالبان هستند که زیر نفوذ مستقیم پاکستان عمل می‌کنند و قصد دارند از طریق مذاکرات صلح بخشی از قدرت را در افغانستان شکل دهند. "این‌ها رقبای اصلی منصورند و از این رو احتمال انشعاب در طالبان می‌رود."

در نقطه مقابل «یحیی غانم»، خبرنگاری که سال‌هاست اخبار طالبان را پوشش می‌دهد، به الجزیره گفت:

«او عملیات اطلاعاتی بسیاری را رهبری کرده است، عملیات بسیار مهم و اساسی، که در آن‌ها توانست بزرگ‌ترین دستگاه‌های اطلاعاتی جهان را مغلوب کند.»

غانم سابقه امنیتی و همچنین فرمانداری او در قندهار را مهم‌ترین برگ برنده ملااختر منصور می‌داند. یکی از مهم‌ترین معضلاتی که او به عنوان رهبر جدید طالبان با آن رو به روست، موضعی است که باید در برابر نفوذ داعش اتخاذ کند. گروهی که منابع مالی خوبی در اختیار دارد و با ایدئولوژی بسیار خشن و افراطی خود به خوبی میل جنگجویی اعضای جوان‌تر طالبان را ارضا می‌کند. اتخاذ موضعی مناسب در برابر داعش، نه تنها بر روابط طالبان با دولت افغانستان تاثیر عمده‌ای دارد، که به واسطه تاثیری که بر امنیت همسایگان افغانستان، به ویژه ایران، می‌گذارد، روابط این گروه با دولت‌های منطقه را هم متأثر خواهد ساخت. باید دید که آیا رهبر جدید طالبان، راهبردی را که با فرستادن هیأت نمایندگی به ایران در پیش گرفته بود، ادامه خواهد داد، یا معادلات پشت پرده و اعمال نفوذ پاکستان و حتی عربستان سعودی، مسیر دیگری را رقم خواهد زد.

 

منابع:

http://www.thestar.com/news/world/2015/07/29/taliban-leader-mullah-omar-is-dead.html

http://darzab.blogfa.com/post/95

http://edition.cnn.com/2012/12/30/world/meast/mullah-mohammed-omar---fast-facts

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/446651

http://www.khaama.com/persian/archives/28964

http://www.tolonews.com/fa/afghanistan/20683-senior-taliban-members-oppose-mansour-as-new-leader

http://www.roushd.com/newsIn.php?id=26232

http://jomhornews.com/doc/news/fa/68938

http://jomhornews.com/doc/article/fa/68986

http://www.aljazeera.com/indepth/opinion/2015/07/dead-alive-mullah-omar-matter-150731112725448.html

http://www.roushd.com/newsIn.php?id=26225

http://www.tabnak.ir/fa/news/520895

http://www.presstv.ir/DetailFa/2015/07/30/422563/Afghanistan-Taliban-Mullah-Omar

http://www.ana.ir/news/44510

http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/1560492/How-to-be-a-jihadi-Talibans-training-secrets.html

http://www.rferl.org/content/afghanistan-taliban-reveals-secret-life-mullah-omar/26943516.html

http://www.nbcnews.com/news/world/new-taliban-leader-mullah-akhtar-mohammad-mansour-vows-continued-insurgency-n402231

http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/asia/afghanistan/11773559/Who-is-new-Taliban-leader-Mullah-Akhtar-Mansoor.html

http://www.ibtimes.com/who-mullah-akhtar-mansoor-new-afghan-taliban-chief-succeed-mullah-omar-following-2031549

http://www.mlive.com/news/us-world/index.ssf/2015/07/taliban_leader_who_is_mullah_m.html

http://arynews.tv/en/who-is-mullah-akhtar-mansoor

 

اندیشکده شورای آنتلانتیک:

 

داعش را رها و نیروهای مورد حمایت ایران را مهار کنید

سیستم‌های موشکی و جنگ‌افزارهای هوایی آمریکا توان مقابله با جنگ‌افزارهای ایرانی را دارد اما در مقابله با نمایندگان ایران در منطقه همچون حزب الله لبنان و یا شبه‌نظامیان شیعه ، عملا دچار مشکل است.
گروه جنگ نرم مشرق- قطع یقین در پی توافق هسته‌ای، موجی از ایران‌هراسی و پر رنگ نمودن خطر امنیتی ایران برای منطقه، از سوی رسانه‌ها و اندیشکده‌های آمریکایی به راه افتاده است. شورای آتلانتیک هم به عنوان بخشی از شبکه‌ای که از این روش برای توجیه سیاست‌های امروز و آتی آمریکا در منطقه بهره می‌برد، اقدام به تئوریزه کردن نگاه خود نموده است که در ذیل کاملا مشهود است.
آمریکا باید رویکرد دربرگیرنده خود نسبت به امنیت خاورمیانه را تغییر دهد

اندیشکده شورای آتلانتیک در گزارش اخیر خود به قلم بلال صعاب کارشناس ارشد امنیت خاورمیانه- تامین امنیت خاورمیانه پس از توافق با ایران را به عنوان چالش جامعه بین‌المللی و منطقه معرفی کرد. این اندیشکده در مقدمه آورد: "آمریکا و متحدانش چندین سال تلاش بی‌وقفه در زمینه دیپلماسی به خرج دادند تا بدین وسیله به توافقی با ایران برسند که برنامه هسته‌ای این این کشور برای مدت 15 سال محدود کنند. اما موضوع به همین جا ختم نمی‌شود. این توافق باید حفظ گردد و از مزایای بالقوه آن استفاده گردد که شامل کاهش خطر تولید سلاح هسته‌ای در منطقه است. آمریکا، نیازمند یک استراتژی وسیع برای تامین امنیت خاورمیانه است. توافق هسته‌ای با ایران، فقط یک قطعه از پازل بزرگ خاورمیانه است".

صعاب در گزارش خود تحت عنوان "نگاه نو: تغییر رویکرد دربرگیرنده آمریکا در خاورمیانه" خواهان رویکردی خلاقانه‌ و موثرتر از سوی آمریکا نسبت به در بر گرفتن منطقه می‌شود تا بدینوسیله بازیگران اصلی منطقه وارد نظام همکاری امنیتی شوند. او 4 اصل پیش روی می‌گذارد: اول اینکه بدون پیشرفت اقتصادی و سیاسی شاهد امنیت و ثبات در خاورمیانه نخواهیم بود. دوم اینکه آمریکا نه می‌تواند و نه باید عامل ایجاد فشار برای تغییر در خاورمیانه باشد بلکه تغییر باید همیشه از درون حاصل گردد؛ سوم اینکه تغییر بدون چالش‌های امنیتی سریع و جدی تحقق نمی‌پذیرد؛ و چهارم اینکه آمریکا به تنهایی نمی‌تواند به مسئله چالشهای امنیتی بپردازد. این تحلیل‌گر، در بخش مهمی از گزارش خود به محدود کردن تاثیر ایران در منطقه اشاره کرده و اینچنین می‌آورد:

شبکه تهدیدات نامتقارن ایران پیوسته در واشنگتن مورد بحث بوده است. همه آنها بیانگر نقش غیر مستقیم ایران در خاورمیانه است. نقشی که بسیاری بر این باورند که در طی چند سال اخیر که ایران و آمریکا در حال مذاکره هسته‌ای بوده‌اند، در میدان‌های مختلف (همچون عراق، سوریه، لبنان، و یمن) افزایش یافته است.

موثرترین پادزهر برای جلوگیری از دخالت ایران در امور شرکای آمریکا در منطقه، پیشرفت اقتصادی و سیاسی است. اگر دوستان آمریکا در منطقه، از حیث سیاسی و اقتصادی قدرتمند شوند، فرصت‌های ایران را می‌سوزانند. تاثیرات بی‌ثبات‌ساز ایران در خلیج فارس به موازات اصلاحات و پیشرفت‌های منطقه پیش می‌رود و در اینجا نقش امریکا نسبت به کمک به شرکایش در تقلیل تاثیرات و تهدیدات ایران بسیار اساسی است.

خبر خوب این است که مقامات ارشد سابق و فعلی آمریکا این تهدید بزرگ را احساس کرده‌اند. این اواخر، سناتور جان مک کین و لیندسی گراهام اعلام کردند که پیروزی بر داعش نباید در گرو تسلیم شدن به جاه‌طلبی‌های مربوط به برتری خواهی ایران در منطقه باشد. دیوید پترائوس رییس سابق سیا- در اظهارنظر اخیر خود اعلام کرد که تهدید اصلی برای ثبات طویل‌المدت عراق، داعش نیست بلکه شبه‌نظامیان شیعه‌ای هستند که از سوی ایران حمایت می‌شوند. اشتون کارتر وزیر دفاع آمریکا- اخیرا در حضور کمیته نیروهای مسلح سنا اعلام داشت که از طبیعت فرقه‌گرای ایران و فعالیت‌های این کشور در عراق هراسان است.

اما خبر بد اینکه برخلاف تلاش برخی از سیاستمداران آمریکایی برای آگاهی دادن دولت، اوباما رویکرد مناسبی در قضیه توافق هسته‌ای نداشت. وی، نباید به توافق هسته‌ای بسنده نماید و پس از آن هم باید بر جلوگیری از تاثیرات منفی ایران در عراق متمرکز شود. این رویکردی بود که خیلی پیشتر اوباما و سلفین وی موظف به انجام آن بودند. هنوز هم اگرچه تاثیرات جنگ قدرت ایران در عراق پابرجاست، اما دیر جنبیدن بهتر از هرگز نجنبیدن است.

آمریکا باید رویکرد دربرگیرنده خود نسبت به امنیت خاورمیانه را تغییر دهد

 

ایجاد پایگاه‌های نظامی در منطقه خلیج فارس، عامل بازدارنده مهم علیه خطر حمله از سوی ایران به کشورهای همسایه است. این امر، به شرکای آمریکا در منطقه اطمینان امنیتی می‌بخشد و آنها را در مبارزه با تروریسم مصمم‌تر می‌سازد. سیستم‌های پیشرفته موشکی و جنگ‌افزارهای هوایی آمریکا توان مقابله جدی با موشک‌ها و جنگ‌افزارهای ایرانی را دارد اما در مقابله با نمایندگان ایران در منطقه همچون حزب الله لبنان و یا شبه‌نظامیان شیعه که از اوایل دهه 1980 از آنها حمایت کرده، عملا دچار مشکل است.

همیشه تاکید بر وضعیت دفاعی آمریکا در خلیج فارس بوده است. اما حالا دیگر وقت آن است که پنتاگون امنیت و و وضعیت دفاعی را در داخل کشورهای حاشیه خلیج فارس تامین نماید. آمریکا به جای اعزام نیروی بیشتر به منطقه و بکارگیری سامانه‌ها و تجهیزات نظامی بیشتر در خلیج پس از توافق هسته‌ای، باید بر همکاری بیشتر با شرکای خود در خلیج فارس در زمینه‌های اطلاعاتی و برآورد خطر متمرکز شود. بدین شکل که آنها را در خلق ظرفیت برای آموزش و تجهیز نهادها و بازوهای اجرای قانون و مراکز تحلیل اطلاعاتی یاری کند. در نتیجه، شاهد ارزیابی بهتر از ایران خواهیم بود و پس از کشف ظرفیت‌های این کشور، مقابله‌ای شایانی علیه دخالت آن در منطقه صورت خواهد گرفت. ضعف در امنیت مرزی، تبدیل به پاشنه آشیل کشورهای عرب خلیج فارس شده است. آمریکا باید سرمایه‌گذاری پایا و درازمدت اطلاعاتی، آموزش نیروهای مرزی، مشارکت در محافظت مرزی، و بهبود امنیت سایبری -که ایران چندین سال است که به این مهم رسیده- در این کشورها را در دستور کار قرار دهد.

آمریکا باید رویکرد دربرگیرنده خود نسبت به امنیت خاورمیانه را تغییر دهد
 
برای دانلود سند روی تصویر کلیک کنید

بازخوانی سوابق انقلابی روستائیان

 

انقلاب اسلامی ایران در شرایطی شكل می‌گیرد كه امام خمینی (ره) صاحبان اصلی آن را كوخ نشینان عنوان كردند و بارها نیز مشاهده می‌شود روستائیان نقش موثر و مهمی را در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی داشتند و توانستند از مرزهای جمهوری اسلامی ایران پاسداری و حفاظت كنند. روستائیان و عشایری كه نمونه‌ای از انقلابی‌گری آنها در عملیات مرصاد خود را نشان می‌دهد و باعث می‌شود نقشه دشمنان انقلاب اسلامی و منافقین نقش برآب شود.
بازخوانی سوابق انقلابی روستائیان

به گزارش مشرق، نقش بی‌بدیل روستائیان به خصوص در مناطق مرزی كشور را نمی‌توان نادیده  گرفت؛ قشری از جامعه ایرانی كه برای دفاع از انقلاب اسلامی در شرق و غرب  كشور پا به میدان مبارزه با استبداد، رژیم شاهنشاهی، منافقین و ... برآمدند و از آرمان امام خمینی (ره) و نظام جمهوری اسلامی دفاع كردند. بر این اساس می‌توان به نقش روستائیان و عشایر در دفاع از مرزهای ایران در عملیات  مرصاد و بسیاری از موارد دیگر اشاره كرد؛ اما اخیراً برخی از شخصیت‌های  سیاسی نسبت به سوابق انقلابی روستائیان و عشایر بی‌اعتنایی كرده و به نوعی  به آنها توهین می‌كنند.

اما چه كسی می تواند فراموش كند كه روستا و روستائیان نقش بسیار مهمی در  انقلاب اسلامی داشتند و در جنگ تحمیلی ستون اصلی مقاومت مردمی مردم بر علیه رژیم بعث و توطعه استكباری استكبار بودند.

روستانشینان دلاور ایران در جای جای تاریخ كشور كارنامه‌ای درخشان دارند.  دلاورمردانی كه تاریخ آنها را فراموش نكرده و در رشادت‌ها، شور و شعور  انقلابی آنها سخن‌ها دارد .طوری كه می‌توان گفت روستاها پیشتاز در انقلاب، ستون اصلی مقاومت در جنگ تحمیلی و قهرمانان مرزبانی و مرزداری كشور هستند.

یكی از ویژگی های بسیار مهم انقلاب اسلامی ایران مشاركت اقشار مختلف مردم  روستاها و عشایر در انقلاب اسلامی  و فعالیت این طبقات در كنار فعالیت های  مردم در شهر های بزرگ بود. در این راستا نادیده گرفتن نقش مردم روستاها و  عشایر مناطق مختف در انقلاب اسلامی نهایت بی انصافی و ناسپاسی در حق این  مردم است. در این رابطه می‌توان به بررسی نقش روستائیان در انقلاب اسلامی  پرداخت:

  1. انقلاب اسلامی در ورامین

اشاره به نقش روستائیان در انقلاب اسلامی بدون پرداختن به كفن پوشان  ورامین نمی تواند سرانجامی داشته باشد. قیام تاریخی كفن پوشان پیشوا،  جوادآباد، ورامین و قرچك در 15 خرداد 1342 كه موجب به خاك و خون كشیده شدن  آنها توسط رژیم پهلوی بر روی پل باقرآباد شد طلیعه پیروزی انقلاب اسلامی  ایران بود. ورامینی ها كه اغلب آنان دهقان و كشاورز و كارگر بودند، كفن پوش به سمت تهران حركت كردند و هدف اصلی تظاهركنندگان، آزادی امام خمینی (ره) و پیروی از امام در مخالفت با اعمال ضد دینی شاه بود. مردم شهرستان ورامین، بعدازظهر روز 15 خرداد 42 به پل باقرآباد رسیدند اما متوجه شدند جاده توسط نیروهای نظامی بسته شده است.

علیرغم هشدار نیروهای نظامی، مردم به حركت خود ادامه دادند و مأموران  نظامی كه هشدار خود را بی نتیجه می دیدند، به سمت مردم تیراندازی كردند و  كفن پوشان ورامینی را به خاك و خون كشیدند.  آمار دقیق كشته شدگان قیام 15  خرداد هرگز مشخص نشد، به طوری كه این آمار از چهار تا 15 هزار نفر ذكر شده  است. خبر قیام مردم ایران در 15 خرداد 1342 در داخل و خارج كشور بازتاب  گسترده ای داشت و بسیاری از طلاب و علمایی كه خارج از كشور حضور داشتند،  نسبت به قتل عام مردم ایران و دستگیری امام خمینی (ره) واكنش نشان دادند و  خواستار آزادی امام خمینی (ره) شدند.

رژیم شاه برای جلوگیری از ادامه قیام ها و نهضت ها، شروع به دستگیری  مسببین قیام در تهران و شهرستانها نمود و عوامل تحریك مردم را به اعدام و  زندانهای طولانی محكوم كرد اما سرانجام مجبور شد بر اثر فشار علما و مردم،  امام خمینی (ره) را بعد از 10 ماه، در فروردین 1343 آزاد نماید.

 

2.نقش مردم روستایی و عشایر در عملیات مرصاد

مردم قهرمان‌پرور كرمانشاه نیز به مانند سایر مناطق كشور از ابتدای نهضت  امام خمینی با هدایت‌های شهید محراب آیت‌الله اشرفی اصفهانی در نهضت فعال  بودند. با آزادی امام خمینی پس از وقایع پانزده خرداد، آیت‌الله اشرفی  اصفهانی از سوی امام خمینی (ره) به عنوان نماینده تام الاختیار ایشان در  كرمانشاه تعیین شدند و از آن پس كرمانشاه به یكی از كانونهای انقلاب اسلامی تبدیل شد.

این منطقه و ارزش كار مردم این منطقه از این بعد اهمیت دارد كه با توجه به تفاوت های دینی و مذهبی، قومی و فرهنگی و با توجه به هجمه عظیم دشمنان،  مردم این منطقه به صورت سرافراز از این آزمون ها بیرون آمدند. اما در این  بین مردم روستا و عشایر نقش ویژه ای داشتند. این مهم نیز در موضوعات مختلفی تبلور یافته كه از مشاركت فعال در انقلاب اسلامی تا عملیات مرصاد تنها بخش از جانفشانی های مردم روستا است.

گروهك منافقین در پی حملات عراق به خاك میهن اسلامی و عقب‏‌نشینی‏‌های  موقت رزمندگان اسلام، با تصور این‏كه پذیرش قطعنامه 598 ناشی از جدایی ملت و دولت است، به خیال واهی، فرصت را غنیمت شمرده و سعی در رسیدن به اهداف  پلید خود كرد ولی بر خلاف خیال باطل آنها مردم در حمایت از نظام جمهوری  اسلامی به مقابله با آنها پرداختند.

آنان در پاسخ به پرسش طبیعی چگونگی فتح تهران توسط گروهی چندهزار نفره  تاكتیك «گلوله برفی» را مطرح می‌كردند كه بر اساس آن، رسیدن سازمان به هر  شهر و دیار مساوی با افزوده شدن عده‌ای بسیار از مردم به ستون آنان بود.  بنابراین رجوی برای مردم نقشی تعیین كننده را پیش‌بینی كرده بود.  پیش‌بینی‌ای كه بخشی از آن به حقیقت پیوست و مردم ایران این «نقش تعیین  كننده» را البته در سركوبی فرقه رجوی ایفا كردند.

در این میان حماسه درخشان عشایر و ایلات كه با لباس‌های محلی و غیر نظامی  جان خود را در راه دفاع از كشور به خطر انداختند به یاد ماندنی است: «در  جریان عملیات مرصاد، مردم منطقه غرب كشور و به ویژه عشایر دلاور با حضور در خطوط مقدّم نبرد، بار دیگر رشادت و پای مردی خویش را به نمایش گذاشتند. آنانی كه افتخار حضور در میدان مرصاد را داشته اند، خوب به یاد دارند كه ایلات و عشایر سرافراز و متدیّن، چگونه ضمن اعلام حمایت از جمهوری اسلامی، دسته  دسته با لباس‌های محلی، به تنگه مرصاد آمده ودر كنار برادران و فرزندان  خود، به دفاع از آبرو، شرف، دین، عزت و سربلندی ملت ایران پرداختند».

 

در حالی كه سازمان مجاهدین برنامه خود را  بر خیال خام حمایت های مردمی  قرار داده بودند. مردم در اولین لحظات ورود این نیرو ها چنان با این  گروههای فریب خورده برخورد كردند كه در نهایت به شكست فاجعه بار آنها منتهی گشت. در واقع امر مردم روستای های ایران بودند كه در اولین گام تاكتیك «گلوله برفی» سازمان مجاهدین را در هم پیچیدند.

 

شاخصه ویژه عملیات مرصاد حضور مردم و علی الخصوص روستائیان بعد از هشت سال جنگ و محاصره ی شدید اقتصادی، ویرانی شهرها و روستا ها بمباران  های موشكی و هوایی، غرق به خون شدن هزاران سرو راست قامت، اسارت و جانبازی  هزاران دلاور مرد بود. حماسه مردم و روستائیان در عملیات مرصاد به حدی است كه امروز یكی از شاخص ای نبرد مرصد و حتی جنگ تحمیلی به تاثیر نقش مردم منطقه (روستائیان) در جنگها اختصاص یافته است.

 

لذا امروز بخش زیادی از امنیت ایران اسلامی مدیون روستاهای لب مرز نشین  است، چراكه وطن را مانند ناموس خود دانستمد و تا اخرین قطره خون برای حفظ  آن ایستادگی كردند .

 

3. روستای فردو

 

در حال حاضر روستای فردو نمادی از فناوری هسته‌ای صلح‌آمیز ما شده و نامش  در همه اسناد و مدارك تاریخی و بین‌المللی تحت عناوین مختلف ثبت شده است.  این روستایی است كه جمعیت حدود هزار نفره دارد و بیش از 100 شهید تقدیم  كرده است. همچنین مجموعه دهستان فردو دو هزار نفر جمعیت دارد كه همیشه در  جنگ تحمیلی 500 نفر رزمنده در جنگ حضور داشتند و این كار عظیمی است. البته  من روستاهای دیگری را هم می‌شناسم كه چنین وضعی داشته‌اند.

4. روستاهای سردشت

در ساعت16:10 روز 7/4/1366 چند فروند هواپیمای عراقی وارد فضای سردشت شده، ابتدا مراكز نظامی واقع در غرب سردشت را بمباران كردند و سپس چند بمب  شیمیایی را در نقاط مسكونی شهر سردشت و روستاهای اطراف رها نمودند كه تلفات و خسارات فراوانی را به همراه داشت. عراق قبل از این بارها جبهه های جنگ  را بمباران شیمیایی كرده بود و یگان های عملیاتی و رزمندگان آمادگی نسبی  برای مقابله با بمباران شیمیایی داشتند؛ اما سردشت اولین شهر مسكونی ایران  بود كه مورد حمله شیمیایی هواپیماهای عراق قرار گرفت. بنابراین نه فقط  دستگاه های دولتی و بیمارستانها توان و تجهیزات لازم را برای مداوای  مجروحان و مصدومین را نداشتند، بلكه مردم هم آمادگی لازم برای رعایت نكات  ایمنی اولیه نداشتند. در این فاجعه 108 نفر از مردم سردشت شهید و صدها نفر  مجروح ومصدوم شدند.

فاجعه 7تیر سالروز بمباران شیمیایی شهركرُدنشین سردشت توسط قسی القلب ترین انسان های روی زمین یعنی نیروهای حزب بعث عراق  و یاد وخاطره شهدای عزیزی  كه دریك لحظه توسط بمب های شیمیایی دشمن بعثی پرپر وآسمانی شدند. با همه  این مصائب ایستادگی آنها در مردم این منطقه و رشادت های آنها در جنگ تحمیلی نشان از غیرت و پایمردی مردم روستا و مردم این منطقه دارد.

همانطور كه مشاهده می‌شود بیش از دو سوم از شهدای جنگ تحمیلی از روستائیان هستند كه برای دفاع از انقلاب به جبهه‌ها رفتند و جان خود را  برای برقرار ماندن جمهوری اسلامی تقدیم كردند.

منبع:مركز اسناد انقلاب اسلامی

مبارزه نرم با داعش؛

مبارزه نرم با داعش؛ از هنرنمایی رمبو تا سنگ تمام خانم خواننده

شرکت کنندگان در مراسم زمانی غافلگیر شدند که چند مرد نقابدار را دیدند که شمشیر به دست عروس و داماد را به همراه پخش این سرود در یک قفس که پیشتر تدارک دیده شده بود، حبس کردند و عروس و داماد در قفس به رقص و پایکوبی پرداختند.
چگونه می توان بدون سلاح با «داعش» مبارزه کرد
گروه بین‌الملل مشرق -  با وجود اینکه موضع رسمی اغلب کشورهای جهان موضعی خصمانه علیه گروه  تروریستی تکفیری «داعش» است و علیه آن اعلام جنگ کرده است، اما این گروه  تکفیری درحال توسعه و گسترش نفوذ خود در شرق و غرب جهان است و به نام گذاری مناطقی که تصرف کرده، تحت عنوان ولایت های مختلف و جدید ادامه می دهد،  گویی «ابو بکر البغدادی» سرکرده این گروه درحال افتتاح یکی از شعبه های  رستوان معروف و مشهور «کنتاکی» است.
بسیاری از هنرمندان و منتقدان  بر این باورند که رسانه و هنر می تواند، نقش بارز و مهمی در جنگ علیه این  گروه تروریستی تکفیری دارد و در این خصوص به اهمیت تهیه و ارائه کارهای  هنری اشاره می کنند که در بطن خود پیام بسیج مردمی علیه تهدید و خطر داعش  بر وحدت و انسجام کشورها و ملت هایی که آنها را هدف قرار می دهد، را بدهد و موجب تحکیم و تقویت صفوف و اتحاد و همبستگی آنها شود. جنگی که هم اکنون جامعه بین المللی علیه داعش دست به آن زده است، تنها بعد  نظامی را شامل نمی شود، بلکه ابعاد دیگری مانند اقتصاد، سیاست، رسانه ها،  تبلیغات و هنر را هم در برمی گیرد که در این مطلب تلاش می شود، در 4 مقوله  مورد بررسی قرار گیرد.
1- به سخره گرفتن داعش بسیاری از فعالان شبکه های اجتماعی اینترنتی چه در جهان عرب و چه در کشورهای غربی کلیپ های ویدئویی در پایگاه های مختلف اینترنتی منتشر کردند که در آنها  داعش به سخره گرفته شده است.
چگونه می توان بدون سلاح با «داعش» مبارزه کرد
موضوع به سخره  گرفتن داعش در آمریکا به صورت پخش تئاتری کمدی از برنامه مشهور Saturday  Night Live صورت گرفت که بیش از یک میلیون بیننده آن را مشاهده کردند و در  آن عناصر داعش به سخره گرفته شده بودند. ازدواجی به سبک و شیوه داعش کاربران صفحات اجتماعی اینترنتی در مصر، اقدام به پخش ویدئو کلیپ هایی کردند که  عملیات اعدامی را نشان می دادند که به واسطه داعش به اجرا گذاشته می شد. بی تردید یکی از مشهورترین این ویدئو کلیپ ها دامادی به نام «احمد الشحات» را نشان می داد که در زمان همراعی عروس خود اقدام به پخش سرودی معروف از داعش به نام «صليل الصوارم» کرد. شرکت کنندگان در مراسم زمانی غافلگیر شدند که چند مرد نقابدار را دیدند که شمشیر به دست  عروس و داماد را به همراه پخش این سرود در یک قفس که پیشتر تدارک دیده شده  بود، حبس کردند و عروس و داماد در قفس به رقص و پایکوبی پرداختند.این کلیپ ویدئو توجه شمار زیادی از کاربران شبکه های اجتماعی را به خود جلب و  درحالی که برخی آن را مورد انتقاد قرار دادند، برخی دیگر از آن شگفت زده و  متعجب شده بودند.
چگونه می توان بدون سلاح با «داعش» مبارزه کرد
افزون بر آن بسیاری از کاربران شبکه های اینترنتی  اقدام به پخش ویدئو کلیپ های تمسخر آمیز درباره داعش کردند که در آن صحنه  های ذبح اسرایی که داعش آنها را کافر و مرتد می نامد، به سخره گرفته شده  بود.
2- سریال ها و فیلم های «سلفی – وهابی»  اقدامات و گام های برداشته شده برای کاستن از تاثیر داعش بر آگاهی و بیداری جوامع  بشری به نحوه دیگری نیز ادامه یافت و بارزترین آنها سریالی بود که «ناصر  القصبی»، کارگردان و بازیگر مشهور عربستانی در سریالی چهار قسمتی به نام  «سلفی – وهابی» تهیه و تدوین کرد.
در این سریال این کارگردان و بازیگر عربستانی به این نکته اشاره می کند که بسیاری از عناصر داعش اصلا به این گروه ایمان و باور ندارند و تنها برای رهایی و  خلاص شدن از زندگی تلخی که در کشورشان داشتند و یا به طمع کسب پول بیشتر  راهی سوریه و عراق شدند.
چگونه می توان بدون سلاح با «داعش» مبارزه کرد
همچنین در بخش دیگری از این سریال  به زیر پا گذاشته شدن آیین شرع و اسلام توسط داعش به تصویر کشیده می شود که در کشتن نا حق افراد، تجاوز به زنان و کودکان و ایجاد بازاری برای فروش  زنان و بردگان نمود پیدا می کند.
همچنین در صحنه ای نشان داده می  شود که عناصر داعش از ذبح کردن و کشتن هیچ موجود زنده ای واهمه ندارند،  تنها کافی است، به دستور «ابو بکر البغدادی»، سرکرده داعش صورت گرفته باشد.
این سریال با این صحنه پایان می یابد که نشان می دهد، جوانی گردن پدرش را تنها به دلیل روی گردانی از افکار و اندیشه های افراط گرایانه داعش از تن جدا  می کند. صحنه ایی که بیش از یک میلیون بیننده را جذب خود کرد.
سریال هایی که علیه داعش و در تمسخر این گروه ساخته شدند، ادامه می یابند و در  یکی از آنها تحت عنوان «دولت خرافات» به جای «دولت اسلامی» که داعش خود را  به این نام می خواند، به میزان رعب و وحشتی که داخل این گروه تکفیری حاکم  است، پرداخته می شود.   سریال دولت خرافات  در 30 قسمت تهیه شد و در آن زندگی روزمره، اقدامات و تعامل های داعش در  مناطق تحت تصرفش و همچنین بین عناصر این گروه تکفیری را به سخره می گیرد. البته بازیگران این سریال بیم و هراس بسیاری داشتند که با پخش آن، از سوی داعش  مورد تعدی و تعرض قرار گیرند و جان آنها به خطر بیفتد.
در این  راستا «سیلوستر استلونه»، بازیگر معروف آمریکایی و مشهور به «رامبو» اعلام  کرد که خود را برای فیلمبرداری بخش پنجم و آخر مجموعه فیلم های «رامبو»  آماده می کند که در آن وی به تنهایی به مبارزه با گروه های تروریستی می  رود.
چگونه می توان بدون سلاح با «داعش» مبارزه کرد
استلونه وعده داد که بخش آخر این مجموعه فیلم ها تحت عنوان  «لست بلاد» واقع ‌گرایانه تر از قسمت های دیگر مجموعه فیلم های رامبویش  باشد. وی گفت که شرکت سازنده و تولید کننده فیلم هایش افرادی را به سوریه  فرستاده تا از شرایط و وضعیت حاکم بر این کشور با مشاهده اوضاع و گفتگو با  ساکنان محلی اطلاعات جامعی به دست آورند.
چگونه می توان بدون سلاح با «داعش» مبارزه کرد
وی خاطر نشان کرد که توسط  گروه هایی ویژه مشروح و تفاصیل نبردهای جاری در سوریه علیه داعش را دنبال  رصد می کند تا در این فیلم آماده تر و واقعی تر از همیشه جلوه دهد. همچنین  «عماد الفراجین»، بازیگر و کارگردان فلسطینی چند قسمت از سریالش تحت عنوان  «وطن روی گدازه آتش» را به نحوه قتل و کشتار داعش و ریختن خون ها توسط این گروه تکفیری اختصاص داد.
3- آهنگ و سرود اجازه دهید، به ستاره جدید و عجیب کُردی بپردازیم که مبارزه با داعش را یکی از وظایف خود می داند، اما نه با سلاح که با صدایش!! «هیلان عبد الله»، خواننده پاپ فنلاندی کُرد تبار نگاه بسیاری از کاربران شبکه  های اجتماعی اینترنتی را با کلیپ های پر دل و جرات خود که در آنها به  مبارزه با داعش می پردازد به خود جلب کرد.
جدیدترین آهنگ وی که تحت  عنوان «انقلاب» در شبکه های اجتماعی اینترنتی پخش شده، بیش از 8 میلیون  بازدید کننده در یوتیوب داشت که باید آن را حاوی پیامی بزرگ برای داعش به  شمار آورد.
چگونه می توان بدون سلاح با «داعش» مبارزه کرد
هیلان عبد الله متولد شهر ارومیه در 16 نوامبر 1988  میلادی یعنی در زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است که خانه و کاشانه خود  را طی بمباران های رژیم بعث از دست می دهد و به همراه خانواده به ترکیه  پناهنده می شود.
پس از گذراندن چند سالی در اردوگاه های آوارگان  کُرد در ترکیه به فنلاند مهاجرت می کند و تابعیت این کشور را به دست می  آورد. وی که هم اکنون 26 سال دارد، کودکی سختی را در فنلاند سپری کرد، چون  خانواده اش از جمله اولین گروه مهاجرانی بودند که به این کشور پناهنده  شدند.
چگونه می توان بدون سلاح با «داعش» مبارزه کرد
وی سال گذشته پس از پخش ویدئو کلیپش در خیابان های اربیل،  کردستان عراق در روستای مهجور و متروکه ای در نزدیکی شهر موصل اهالیش با  داعش مبارزه کرده بودند، توسط این گروه تروریستی تکفیری تهدید شد.
در سال 2006 هیلان در حالی که 18 سال بیشتر نداشت، با خانواده اش راهی لس  آنجلس در آمریکا شد، تا در آنجا به ستاره پاپ تبدیل شود و امروزه وی  مهمترین خواننده در این عرصه در مبارزه با داعش است.
چگونه می توان بدون سلاح با «داعش» مبارزه کرد
صرف نظر از نحوه اجرای این آهنگ ها و ظهور این خواننده روی سن، شیوه وی در مبارزه با داعش، شیوه جدیدی شمرده می شود. در این عرصه همچنین می توان به «حسام البيضاني»، خواننده عراقی اشاره کرد که  آهنگی در تمسخر ابو بکر البغدادی، سرکرده این گروه و حامیان وی و اینکه  بطور حتم با شکست مواجه خواهند بود، خوانده و پخش کرده است.
4- ایجاد قید و بندهایی علیه داعش در رسانه ها و شبکه های اینترنتی مبارزه با داعش به اینجا منتهی نمی شود، بلکه بسیاری از کشورها، پایگاه ها و  صفحات شبکه های اجتماعی اینترنتی که حامی داعش شمرده می شود و اشاعه دهنده و ترویج کننده افکار و اندیشه های افراط گرایانه این گروه تکفیری است، را  مسدود کرده اند.
همچنین بسیاری از پایگاه های اجتماعی شبکه اینترنتی حساب و صفحات کاربرانی که از داعش حمایت می کنند، را مسدود می کنند. حتی یوتیوب فیلم ها و کلیپ هایی را که شرایط و قوانین آن را در اشاعه خشونت و حمایت از آن نقض می کند، لغو می کند.
در این ارتباط پلیس اتحادیه اروپا معروف به یورو پل اقدام به تشکیل یگانی به  نام EU IRU کرده و هدف از تشکیل این یگان رصد و از بین بردن مطالب و فیلم  ها و تصاویر منتسب به داعش در پایگاه ها و شبکه های اینترنتی است. این یگان همچنین تلاش می کند، 90 هزار حساب کاربری منتسب به داعش را در شبکه  اینترنت مسدود کند.

انحراف احمدی‌نژاد دستاویز حمله دستیار روحانی به شعارهای انقلاب

درباره سخنان علی یونسی؛
دستیار ویژه رئیس جمهور در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی که در ایراد سخنان شائبه برانگیز مسبوق به سابقه است اخیرا بیان داشت که شعارهای محمود احمدی‌نژاد همان شعار مذهبی‌هاست که عملکرد رئیس دولت دهم نشان داد، این شعارها خارج از ظرفیت کشور و نظام است.
مغلطه واقعیت‌نمایی به جای ارائه حقیقت واقعی توسط آقای دستیار / آماده انتشارگروه سیاسی مشرق - با وقوع انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی ایران از ظرفیت‌های تازه‌ای بر اساس شکل گیری افکار و آرمان‌های جدید در کشورمان پرده برداشته شد. درواقع با تغییر برخی از تفکرات و شکل گیری برخی از اندیشه‌های نو در قالب دین مبین اسلام و همچنین شرایط خاصی که کشورمان در آن قرار گرفت و ساختار سیاسی کشور بعد از سالها تغییر کرد، این ظرفیت‌های جدید نیز خودی نشان دادند.

ظرفیت‌هایی که اگرچه در غبار برخی تفکرات استعماری و استکباری به محاق رفته و نادیده انگاشته می شد اما توان بلقوه‌ای بودند که قابلیت شدن داشتند و بر اساس واقعیت جامعه و ظرفیت‌های ایران اسلامی شکل گرفته بودند اما اینکه چقدر این ظرفیت‌ها تا به امروز بالفعل شده است و به وقوع پیوسته را برخی به گردن ناسازگار بودن این آرمان‌ها با واقعیت‌ها می‌اندازند، درحالی که بیشتر از همه این موارد کم کاری و قصور و حتی انحراف افراد در عمل به این آرمان‌ها بوده است که بعضا باعث ناکام ماندن چنین ظرفیت‌هایی شده است. متاسفانه بعضا صداهایی شنیده می شود که شائبه عدم برابری ظرفیت‌های کشور در مقابل آرمان‌گرایی را ترویج می کنند.

چندی پیش روزنامه دولتی ایران در ویژه نامه‌ای با عنوان «از تولد تا توافق» مصاحبه‌ای را با علی یونسی دستیار ویژه رئیس‌جمهور در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی انجام داد که وی در سخنانی شعار‌های احمدی‌نژاد را منتسب به شعارهای مذهبیونی دانست که خارج از ظرفیت نظام جمهوری اسلامی است.

یونسی در این گفت‌وگو در پاسخ به این سئوال که «انتخابات احمدی نژاد پاسخ به چه انتظاراتی بود؟» گفت: «انتخاب آقای احمدی‌نژاد پاسخ به مطالبات عمیق تاریخی بود. شعارهایی که از سوی ایشان مطرح شد، برای یک بار هم که شده باید عملی شده و به منصه ظهور می‌رسید. یعنی باید در زمان و دوره‌ای، به مطالباتی که با شعارهای ظاهرا مذهبی گره خورده پاسخ داده می‌شد. اگر به این مطالبات پاسخ داده نمی شد، طوفانی به پا و همه چیز را نابود می‌کرد.

بر این اساس، به نظر من، آنچه آقای احمدی نژاد می‌گفت، تنها زبان آقای احمدی‌نژاد نبود، بلکه زبان بسیاری از افراد منتسب به مذهبی‌ها بود و باید نشان داده می‌شد که چقدر آن شعارها عملی است. شعارهای احمدی‌نژاد خارج از ظرفیت کشور و نظام جمهوری اسلامی بود.»

اما چند نکته در مورد اظهار نظر یونسی در مورد شعارهای احمدی‌نژاد و انتساب آن به مذهبیون و خارج بودن ظرفیت کشور در برابر بالفعل شدن چنین مباحثی مترتب است که در ادامه بدان می‌پردازیم.

1- علی یونسی در ابتدا بیان می‌کند که انتخاب محمود احمدی‌نژاد پاسخ به مطالبات عمیق تاریخی بود و در ادامه این مطالبات را به شعارهای افراد ظاهرا مذهبی گره می‌زند.

 

2- وی در همین سخنان بیان می ‌دارد اگر به این مطالبات پاسخ داده نمی‌شد طوفانی به پا می شد و همه چیز را نابود می کرد! (وی در این زمینه پاسخ نداده است که مذهبیون تا به امروز به غیر از وقوع انقلاب اسلامی ایران و رخدادهای رو به جلو پس از انقلاب چه طوفانی به پا کرده‌ و تفکراتی ارائه داده‌اند که خطر نابودی را هشدار داده است؟ به نظر می‌رسد، یونسی هیچ توجهی به فتنه 88 و 78 که هر ده سال یکبار به دست حامیان آمریکا و لیبرال‌ها ایجاد شده است، توجهی نداشته و ندارد.)

 

3- یونسی این شعارها را که از زبان محمود احمدی نژاد خارج شده و مطالبات افراد نسبتا مذهبی است را خارج از ظرفیت کشور و نظام جمهوری اسلامی دانسته است و بنابر این موضوع استدلال کرده است عملکرد محمود احمدی‌نژاد نشان داد که چنین ظرفیتی در کشور وجود ندارد.

 

به هر حال شبهاتی که یونسی بیان می کند هر کدام باید به طور خاص مورد بازبینی و پاسخ داده شود، اما محوری ترین موضوع در این سخنان این بود که محمود احمدی‌نژاد با سر دادن شعاری انقلابی و پرداختن به ظرفیت‌هایی که در انقلاب اسلامی همواره جزو آرمان‌های انقلابیون بود و با وعده اینکه دولت به مسیر اصلی انقلاب می گذارد، پای به رقابت‌های انتخاباتی گذاشت و مورد اقبال قرار گرفت اما اینکه وی نتوانست به این شعارها جامع عمل بپوشاند و ظرفیت‌های شعارهای انقلابی را به منصه ظهور برساند و در برخی از موارد این عملکرد دچار انحرافاتی شد، نبایستی آنرا خارج از ظرفیت‌های کشور و نظام جمهوری اسلامی ایران دانست.

احمدی‌نژاد در چهارسال دولت اول خود تا حدی توانست بر اساس شعارهای انقلاب اسلامی و وزرای انقلابی و جهادی، به بعضی از شعارهای انقلاب نزدیک شود حال آنکه چهار سال دوم رییس جمهور سابق در کنار جریان انحرافی، سبب ساز حاشیه‌های بسیاری برای دولت دهم شد و احمدی نژاد از حالت رییس جمهور برای اجرای مسایل جاری کشور، تبدیل به عاملی در جهت اختلاف افکنی در کشور شد و در این مسئله، جریان انحرافی و اطرافیانش از هیچ تلاشی در جهت افزایش اختلافات، دریغ نورزیدند.

درواقع به نظر می‌رسد مغلطه‌ای در این زمینه رخ داده که سعی دارد پایه مبانی و شعارهای انقلابی و مذهبی را سست کند؛ اینکه این شعارها توان عملیاتی تا به امروز نداشته به علت این است که هیچ دولتی تا به امروز ظرفیت وجودیش در تراز انقلاب اسلامی ایران نبوده و اکثریت دولت‌ها راه و روش خودشان را رفته‌اند و اگرچه محمود احمدی‌نژاد به طور شاخص از این شعارها بهره برد، اما دولت وی نیز راه خود را در پیش گرفت و هر جا که در غیر از این شعارها عمل کرد به ناکامی رسید.

از سوی دیگر همه روشنفکران، آگاهان سیاسی و فعالان رسانه‌ها و همه آحاد مردم باید به این نکته توجه کنند که هیچ گاه نمی‌توان به خاطر برخی واقعیت‌های وارونه شده از آرمان‌ها دست کشید.

 

رهبر فرزانه انقلاب نیز در بخشی از سخنان خود به همین نکته اشاره می‌کنند و می‌فرمایند: «یک حرفى را سر زبانها انداختند، درباره‌اش نوشتند و گفتند؛ الان هم انسان در گوشه و کنار می‌شنود که ملاحظه‌ واقعیتهاى جامعه و جهان، با آرمانگرایى نمی‌سازد. آرمانگرایى را اشتباه کردند با رؤیاگرایى. آنچه که ما می‌خواهیم دنبال کنیم و اصرار بر آن داریم، این است که واقع‌بینى، مشاهده‌ واقعیات جامعه و جهان، با آرمانگرایى و تعقیب آرمانها و آرزوهاى بزرگ ملت ایران هیچ‌گونه تنافى و تعارضى ندارد.»

 

آرمانهای انقلاب همان‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند واقعی است و این واقعیت همان استقلال، عزت و پیشرفت کشور است. این آرمان انقلاب اسلامی است و هر واقعیتی که این واقعیتها را به گونه دیگری نشان دهد، اشتباه است. برخی از افراد واقعیت جهان‌ها را طوری ترسیم می کنند که بیشتر واقعیت‌نمایی است و واقعیت حقیقی نیست. از این رو نگرشی شکل گرفته است که رو به سوی وابستگی به تفکرات غربی از جمله لیبرالیسم دارد که این مساله خطرناک است و باعث نابودی آرمان‌ها می‌شود که خطر اساسی همین موضوع است که دشمنان نیز برای استحاله و نابودی آن همواره تلاش می کنند.

از سوی دیگر، رهبر انقلاب 24 مهرماه سال 90 در دیدار با دانشجویان کرمانشاه درباره مراحل پنچ گانه ایجاد تمدن بزرگ اسلامی، مرحله اول، «انقلاب اسلامی» و مرحله دوم نیز«تشکیل نظام اسلامی» است. لذا انقلاب اسلامی، هم اکنون از این دو مرحله عبور کرده­است. ایشان مرحله سوم تحقق اهداف انقلاب را «تشکیل دولت اسلامی» می­دانند و انقلاب اسلامی هم ­اینک در این گام قرار دارد. لذا علاوه بر تشریح و تبین مرحله سوم، تکالیف مردم و مسئولین در این مرحله را نیز برشماری نموده­ اند.

رهبر معظم انقلاب درباره دولت اسلامی فرمودند: منظور از دولت اسلامی این است که بر اساس آنچه که در دوره‌ی تعیین نظام  اسلامی به وجود آمد، یک قانون اساسی درست شد؛ نهادها و بنیانهای اداره‌ی  کشور و مدیریت کشور معین شد. این مجموعه‌ی نهادهای مدیریتی، دولت اسلامی  است. در اینجا منظور از دولت، فقط قوه‌ی مجریه نیست؛ یعنی مجموع دستگاه‌های مدیریتی کشور که اداره‌ی یک کشور را برعهده دارند؛ نظامات گوناگون اداره  کننده‌ی کشور. بخش بعد از آن، جامعه‌ی اسلامی است؛ که این، آن بخش بسیار  مهم و اساسی است. بعد از آنکه دولت اسلامی تشکیل شد، مسئولیت و تعهد این  دولت اسلامی این است که جامعه‌ی اسلامی را تحقق ببخشد.

رهبران معنوی داعش چه کسانی هستند؟

مفتیانی که روی دست بزرگان خود بلند شدند؛

 

با وجود این که البغدادی در رأس شورای شریعت قرار دارد، ولی همیشه نظر مفتی‌ها را جویا می‌شود. همه مفتی‌‌ها، از علمای برجسته هستند. همگی حافظ قرآن هستند و این درباره منابع اصلی حدیث هم صدق می‌کند - صحیح بخاری، صحیح مسلم، مسند ابن حنبل، ترمذی-. در واقع آن‌ها هستند که حکومت می‌کنند.

گروه گزارش ویژه مشرق - ابو عمر البغدادی (ابوعبدالله الرشید البغدادی، هلاکت2010)، که بنا به سوابق موجود، بنیان گذار «دولت اسلامی عراق و شام» محسوب می‌شود، ساختار کنونی اداره داعش را طرح‌ریزی کرد. او که بنا به گزارش‌ها، به سان بسیاری از چهره‌های کلیدی داعش، جزو افسران ارتش بعث عراق بود، مجموعه‌ای از شوراها را به عنوان ساختار سازمانی معین کرد که به این قرارند: شورای رهبری، شورای شریعت، شورای «شورا»[1] (منظور مجمع مشورتی است) شورای نظامی، شورای امنیتی و تروئیکای شریعت (مفتی‌های سه گانه). البته لازم به ذکر است که در سال‌های پس از هلاکت ابوعمر البغدادی، و ارتقاء و گسترش گروه «دولت اسلامی عراق و شام»(داعش)، به لحاظ کمی و کیفی این شوراها دچار تغییراتی شدند( به ویژه از بعد از فتح 4 استان عراق در تابستان گذشته). اکنون بر اساس قراین و گمانه‌زنی‌ها، شورای مالی، شورای قضایی، شورای رسانه، شورای امور اطلاعاتی، شورای امداد جنگنجویان به ساختار قبلی اضافه شده‌اند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند ابوعمر البغدادی

شورای شریعت: بنا به گمانه‌زنی‌ها، خود ابوبکر البغدادی شخصا در رأس این شورا قرار دارد. دارای 6 عضو است که با تشبه به «شورای 6 نفره» تعیین خلیفه ایجاد شده است، که عمر ابن خطاب، در بستر مرگ شکل داده بود. دو کارویژه اصلی آن، یکی نظارت بر انطباق عملکرد شوراهای دیگر با شریعت، و دومی انتخاب خلیفه در صورت مرگ خلیفه کنونی است. به تعبیر بسیاری از کارشناسان غربی، شورای شریعت با وجود سهم کم‌تری که در اخبار مربوط به داعش دارد، حیاتی‌ترین بخش این گروه است. نظارت بر خطابه‌های خود به اصطلاح «خلیفه ابراهیم» (ابوبکر البغدادی)، و سایر چهره‌های کلیدی داعش، ابلاغ مجازات‌ها، مواعظ، حکمیت، نظارت بر رسانه‌های گروه، تدوین مواد آموزشی برای نیروهای تازه جذب‌شده و مشاوره به خلیفه برای تصمیم‌گیری درباره سرنوشت گروگان‌های گروه، از جمله کارکردهای دیگر شورای شریعت به حساب می‌آید.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند شورای شریعت حیاتی‌ترین بخش داعش است

توصیه‌هایی چون آتش زدن معاذ الکساسبه (خلبان اردنی) و سربریدن جیمز فولی آمریکایی، از توصیه‌های آن بوده است. یکی از مفتی‌های جداشده از داعش، در مصاحبه با روزنامه الاخبار، گزارش داد که علاوه بر شورای اصلی، شوراهای کوچک‌تری در هر ناحیه وجود دارد که با هماهنگی با شورای اصلی، درباره امور همان ناحیه تصمیم‌گیری می‌کند. به گفته او، شورای اصلی دارای دو مفتی اصلی است که مفتی عراق و مفتی سوریه هستند. همین منبع، از فردی به نام «ابوعبدالله الکردی» به عنوان مفتی عراق نام برد.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند مواردی مانند توصیه به سربریدن جیمز فولی آمریکایی و آتش‌زدن معاذ الکساسبه خلبان اردنی از سوی شورای شریعت انجام می‌شود

یکی دیگر از به اصطلاح علمای سابق داعش، در مصاحبه‌ای که به صورت ناشناس با الشرق الاوسط انجام داده، روابط حاکم بر شورای شریعت را این گونه توضیح می‌دهد:

"با وجود این که البغدادی در رأس شوراست، ولی همیشه نظر مفتی‌ها را جویا می‌شود. همه مفتی‌‌ها، از علمای برجسته هستند که درک عمیقی از دین دارند. همگی حافظ قرآن هستند و این درباره منابع اصلی حدیث هم صدق می‌کند - صحیح بخاری، صحیح مسلم، مسند ابن حنبل- ترمذی و ...- تنها برجسته‌ترین‌ها به شورا راه می‌یابند . در واقع آن‌ها هستند که حکومت می‌کنند."

البته همین مسأله باعث شده که تنش‌ها و چالش‌هایی هم میان اعضای خود این شورا، یا میان این شورای با سایر بخش‌های داعش به وجود بیاید. به ویژه آن جا که این به اصطلاح علما هم نمی‌توانند برای پاره‌ای اعمال داعش توجیه شرعی پیدا کنند! یا زمانی که به توصیه‌های آن‌ها به عنوان روحانیون برجسته از سوی سایر بخش‌ها یا حتی خود مثلا خلیفه ترتیب اثر داده نمی‌شود. «هشام الهاشمی»، یکی از برجسته‌ترین کارشناسان مسایل داعش و نویسنده کتاب «دنیای داعش» از برخی شیوخ شناخته شده دولت اسلامی نام می‌برد که در سال 2014، بر سر همین مسایل از گروه فاصله گرفتند: ابوشعیب المصری، ابوسلیمان العتیبی، احمد المطیری، منیعه المنیعه و ابوهمام الشامی.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند هشام الهاشمی

حتی به گفته هاشمی، برخی از آن‌ها با نفس اعلام خلیفه از سوی گروه مخالف بوده و هستند، چرا که به اصطلاح حجت شرعی برای اعلام خلیفه نمی‌بینند. البته برخی روایت‌ها حاکی از آن است که انتخاب البغدادی، بدون مشورت با شورای شریعت انجام گرفت. گرچه نیاز به یادآوری نیست که چنین اختلافاتی اگر وجود داشته باشد، بیشتر بر سر حدود قدرت و وزن کشی اختیارات در درون خود گروه است و وجه سیاسی دارد، وگرنه بسیاری از اعمال سبعانه و مخوف داعش از قبیل ذبح انسان‌ها، مصلوب کردن، مثله کردن، به بردگی گرفتن و آتش زدن انسان‌های زنده همگی با مهر تایید همین شورای شریعت انجام گرفته است. گویی اصولا برای سایر اعمال یک گروه خونخوار و شقی و قسی حجت شرعی و توجیهات منصوص وجود دارد، و اختلاف بر سر پاره‌ای اعمال سلایق در اجراست!

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

به هر حال، خود این شورا از چند کمیته تشکیل شده است که شامل کمیته‌های فتاوا، تحقیق، مدارس مذهبی، امر به معروف و نهی از منکر، مساجد و قضاوت می‌شود. مثلا کمیته مدارس مذهبی مسؤول ارایه درس به نیروهای تازه وارد، آموزش قضات و امامان مساجد است. گرچه روحانیونی از ملیت‌های مختلف در این شورا حضور دارند، ولی دست بالا از آن عراقی‌هاست. از معروف ترین روحانیون شورای شریعت می توان به ابو بکر القحطانی، عثمان النازح و ترکی البنعلی اشاره کرد که موسوم به تروئیکای شریعت هستند(گزارش‌های تاییدشده از هلاکت عثمان النازح در محاصره عین العرب وجود دارد). علاوه بر کتب معتبر حدیث در نزد اهل سنت (صحاح سته)، کتاب هایی چون «فقه جهاد»[2](14 درسگفتار فردی به نام ابوعبدالله مهاجر) هم مورد استفاده شوراست. به علاوه کتاب «مدیریت وحشی‌گری»(اداره التوحش) نوشته یکی از استراتژیست‌های القاعده به نام مستعار ابوبکر ناجی (محمد حسن خلیل الحکیم یا ابوجهاد مصری) در زمینه مسایل راهبردی مورد استناد آن هاست.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند عثمان النازح معدوم - از مفتیان شورای شریعت

به نظر می آید که داعش، با به دست آوردن قلمرو بیشتر روی زمین و قرار دادن تعداد بیشتری از اهالی عراق و سوریه تحت سلطه خود، اکنون به دنبال ایجاد یک نوع سامان سیاسی-اجتماعی بر مبنای نسخه داعشی از اسلام است. به بیان دیگر، با گذشت چهار سال از ظهور طوفانی داعش به عنوان یک جنبش انقلابی که نظم موجود در عراق و سوریه را به چالش کشید، حالا این گروه تروریستی خونریز به دنبال تثبیت خود به عنوان یک حکومت در سرزمین‌های تاکنون غصب کرده است. در این میان، تدوین و اجرای احکام «شریعه» (قرائت وهابی-تکفیری از اسلام) در قالب «فتاوا»، مهم‌ترین ابزار داعش برای حکومت درازمدت است، چرا که داعش به ساختار پارلمان و دستگاه قانون‌گذاری مدرن اعتقادی ندارد. مسلم است که برای اجرای چنین پروژه‌ای، علمای داعش که به عنوان «مفتی» شناخته می‌شوند و رهبران معنوی آن به حساب می‌آیند، نقشی اساسی برای این گروه ایفا می‌کنند. در یک کلام، شورای شریعت، نقش یک مجلس قانونگذار را برای داعش بازی می‌کند. در ادامه به معرفی چند تن از مهم‌ترین مفتیان داعشی می‌پردازیم.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند کتاب اداره التوحش نوشته ابوبکر الناجی

ترکی البنعلی

ترکی البنعلی، با نام اصلی ترکی بن مبارک بن عبدالله (معروف به ابوضرغام و ابوهمام الاثری، کنیه: ابوسفیان سلمی،1984) روحانی 31 ساله متولد بحرین، به عنوان رسانه‌ای‌ترین ایدئولوگ داعش شناخته می‌شود. او به طور مرتب در انظار حضور به هم می‌رساند، سخنرانی می‌کند، وارد مباحثات فعال اینترنتی با حامیان و منقدان خود می‌شود و در کل، به ویترین معنوی داعش تبدیل شده است. او با ریش و موهای بلند سیاهرنگ و مرتب شانه شده، لباس‌های سفیدرنگ آراسته و عینک ظریفی که به چشم می‌زند، تلاش می کند چهره یک روحانی تندروی جوان و جذاب را به نمایش بگذارد. بر خلاف بسیاری از چهره‌های کلیدی داعش، فضای مجازی پر از عکس‌ها و ویدیوهای این ایدئولوگ داعشی است و این نشان می‌دهد که تشکیلات داعش روی بعد تبلیغی کار او، حساب زیادی گشوده است. هشام الهاشمی، کارشناس خبره مسایل داعش، او را "مثل حصاری می داند که از ایدئولوژی داعش در برابر نفوذ، محافظت می‌کند."

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

اخباری وجود دارد که او نویسنده "شرح حال رسمی" خلیفه خودخوانده داعش، ابوبکر البغدادی است. بیانیه‌ها و سخنرانی‌های این روحانی جوان و فوق-تندرو در مقیاس وسیع در مناطق تحت کنترل داعش تکثیر و توزیع می‌شود. بنا به زندگینامه‌ مختصری که از او در سایت‌های جهادی وجود دارد، او در یک خانواده سرشناس بحرینی به دنیا آمد و پرورش پیدا کرد. برای تحصیل علوم دینی به کالج مطالعات عربی و اسلامی دبی رفت، ولی بعد از مدتی به دلیل ایدئولوژی افراطی خود از دبی اخراج شد. او تحصیلات دینی خود را در مدارس اسلامی بحرین و بیروت تکمیل کرد و خیلی زود به چهره برجسته جامعه کوچک سلفی‌های فوق-محافظه‌کار در کشورهای حوزه خلیج فارس تبدیل شد. او اوایل سال گذشته میلادی به سوریه رفت و به داعش پیوست. نوع اسلامی که بن علی ارایه می‌دهد، حال به جایی رسیده که نه تنها از سوی علمای سنت‌گرای منطقه زیر سوال رفته، که حتی بسیاری از علمای جهادی هم او را به خاطر تندروی مورد نکوهش قرار داده‌اند. از جمله «ابومحمد المقدسی» (عسام البرقاوی) روحانی تندروی اردنی که گویی زمانی مرشد ابومصعب الزرقاوی و البته استاد همین البنعلی بود، و همچنین «ابوقتاده الفلسطینی»، دیگر روحانی تندروی فلسطینی، این نوع اسلام را وحشیانه معرفی کرده و پیروان آن را مشتی جنایتکار خواندند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند ابوقتاده روحانی افراطی فلسطینی و از سرکردگان القائده، اسلام ترکی البنعلی را وحشیانه و حامیان آن را جنایتکار می‌خواند

ترکی البنعلی، یکی از نظریه‌پردازان ذبح «کفار» است. همچنین او کسی است که برای حراج زنان ایزدی برای بردگی، توجیه شرعی ارایه کرد. در یک تالار گفت‌وگوی اینترنتی در یکی از پایگاه‌های وابسته به داعش، او با استناد به نظر «ابن تیمیه» (نیای فکری وهابیت)، بردگی زنان جنگجویان کافر را مجاز دانست. در این جا تذکر این نکته لازم است که، گویی یک نوع بده بستان میان به اصطلاح علمای داعشی و جنگجویان جوان این گروه برای دادن فتاوای باب میل به وجود آمده است. به این مفهوم که، داعش به مانند سلف خود القاعده، با کنار گذاشتن روحانیت سنتی، ادعای رجوع بی‌واسطه به قرآن و حدیث را دارد. اصولا از دید جهادی‌ها، روحانیت سنتی در جهان عرب چیزی بیش از آلت دست حکام خودکامه کشورهای منطقه نیستند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند ترکی البنعلی

نوجوانان و جوانانی هم که به داعش می پیوندند، چندان آگاهی عمیقی از اسلام ندارند. آن‌ها در اوج شهوات و خواسته‌های جوانی، عمدتا به قصد آزادسازی تکانه‌های جنسی و خشونت خود، آن هم در لوای جهاد، وارد میدان‌های نبرد در سوریه و عراق می‌شوند، و در آن‌جا، روحانیتی هست که خود جوان است، در علوم دینی چندان عقبه و تجربه‌ای ندارد، ولی فتاوای برانگیزاننده و باب میل این جوانان می‌دهد (آخرین مورد از چنین شاهکارهایی برگزاری مسابقات قرآن با هدیه یک زن اسیر به برنده مسابقه بود!). ایمن التمیمی، از تحلیلگران مسایل جهادی‌ها در سوریه و عراق، معتقد است:

«قطعا یک مساله شکاف نسلی در این جا وجود دارد. دولت اسلامی متفکران و جنگجویان جوان را جذب می‌کند.»

در همین راستا، روزنامه لبنانی الاخبار، در گزارشی از هشدار البنعلی به رهبری داعش خبر داد. بر مبنای این گزارش، بن علی به البغدادی گفته است که گروه با "فروپاشی آرام" رو به رو خواهد شد، مگر این که موفق به ارایه روحانیون جوان و افراطی جدید شود. گویا با چراغ سبز رهبری داعش، کار جذب دانشجویان افراط گرای مدارس اسلامی در سعودی، اردن، یمن و مراکش شروع شده است.

 

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند جلسات موعظه ترکی البنعلی در شهر سرت لیبی، از جمله شهرهای اشغال‌شده توسط تروریست‌های داعش

در اردیبهشت ماه دو سال پیش، وقتی ابوبکر البغدادی، شروع گسترش امارت خود را به سوی سوریه اعلام کرد، البنعلی اولین کسی بود که تک نگاره‌ای با عنوان "دست‌ها را برای بیعت با البغدادی دراز کنید" نوشت.، و از همه مسلمانان مجاور امارت البغدادی خواست که با امیر او بیعت کنند. عجیب این که در همان تک نگاره، خلیفه شدن البغدادی را پیش‌گویی می‌کند: " از خدا می‌خواهیم روزی را که شیخ خود را بر بالای کرسی خلافت ببینیم." به علاوه، او در شرح حالی که برای البغدادی نگاشت، نسب او را به حضرت محمد(ص) رساند تا شرط قریشی بودن خلیفه تأمین شود!

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

در اواخر آوریل 2014، البنعلی مقاله دیگری نوشت که در آن اعلان عمومی خلافت دولت اسلامی را در 29 ژوئن 2014 (1رمضان1435) پیش‌گویی کرد. در این مکتوب، بنعلی، پیش از کسب قابلیت سیاسی کامل توسط داعش برای اعلام خلافت، همان استدلال حقوقی و شواهد برآمده از نصوصی را به کار برد که اندکی بعدتر، سخنگوی رسمی داعش در اعلان خلافت ماه رمضان خود به کار برد (و این نشان از نفوذ بالای البنعلی در این گروه تروریستی دارد) -عمده این استدلالات برگرفته از تفسیر معروف «ابوعبدالله قرطبی» (فقیه و مفسر،متوفی 671هجری) موسوم به «تفسیر قرطبی» گرفته شده است. بنعلی خلافت داعش را به عنوان " هسته آن خلافت پیش‌گویی شده و مبتنی بر مشیت الهی" دانست. او دولت اسلامی عراق و شام را واجد آن حدی از قدرت و قابلیت سیاسی دانست که مقدمه یک خلافت اسلامی است.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

در سوابق البنعلی چند نوبت بازداشت در کشورهای مختلف به دلیل اتهاماتی چون اشاعه تفکرات خشونت‌گرا، از راه به در کردن جوانان و ایدئولوژی انحرافی دیده می‌شود و پیش از پیوستن به داعش، او را از ورود به کشورهای امارات متحده، کویت، مصر و قطر منع کرده بودند. البنعلی شاگرد «ابومحمد المقدیسی»، معروف‌ترین روحانی تکفیری زنده دنیا و پدر معنوی القاعده هم بوده است. بررسی مکتوبات و سخنرانی‌های این دو، نشان از بعضی خطوط ذهنی مشترک و همفکری و تعاملات میان این دو به اصطلاح متفکر تکفیری دارد. پیش از پیوستن بنعلی به داعش، او در چند کتاب خود به تحسین استادش پرداخت و از اندیشه اش دفاع کرد. المقدسی هم در جواب، دانش دینی شاگرد خود را گواهی کرد. به این ترتیب که به او «اجازه کلی» برای تدریس تمام آثار او (المقدیسی) را داد. المقدیسی در مقدمه‌ای که برای یکی از کتاب‌های بنعلی در سال 2009 نگاشت، چنین از او یاد کرد:

"‌وقتی شور فوق‌العاده و حمایتش از دین، توحید، جهاد و مجاهدین را دیدم، به او اجازه تدریس همه کتاب‌هایم را دادم....اگر شیخی حق بالیدن به شاگردش را داشته باشد، من به این برادر عزیزم می‌بالم."

وقتی المقدسی یک «شورای شریعت» در وبسایت خود ایجاد کرد (پاییز 2009) ، بنعلی را یکی از مفتی‌های آن تعیین کرد و حتی زمانی که خود در زندان بود، به او اجازه صدور فتوا به جای خود را داد.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند ابومحمد المقدیسی

بنعلی از نام‌های مستعار زیادی استفاده کرده است تا به قول خود از شر "جباران و سرکوبگران کشورهای عربی" در امان بماند. با قدرت‌گیری داعش از اوایل 2014، او در سوریه مستقر شد و از آن موقع به بعد بیشتر نام واقعی خود را به کار می‌برد (برخی اسامی مستعار او: ابوخذیفه البحرینی، ابوحزم السلفی، ابوبکر ابن عبدالعزیز الاثری). هنگامی که دولت بحرین تهدید کرد که شهروندی بحرینی‌هایی را که در سوریه می‌جنگند، باطل خواهد کرد، مگر این که ظرف دو هفته به بحرین برگردند، او با نوشتن شعری، ضمن دست انداختن مفهوم شهروندی، چنین پاسخ داد: "‌آیا منطقی است حالا که تازه به شام، سرزمین نبردهای حماسی رسیده‌ایم، بازگردیم؟....سرزمینی که در آن اسلام حاکم است، سرزمین من است؛ این جا سکونتگاه من است و به آن تعلق دارم."

با جاگیرشدن البنعلی در قلمرو غصب‌شده داعش در سوریه و دست بالا یافتن این گروه میان گروه‌های تروریستی-تکفیری دیگر منطقه، او کم کم قلم خود را علیه چهره‌های مذهبی سایر گروه‌ها تیز کرد. مهم‌ترین این گروه‌های رقیب داعش، جبهه النصره و مجمع شورای حرکت احرار الشام هستند. او با انتقاد از روحانیون تکفیری شناخته شده‌ای چون «ایاد قنیبی»، «ابوبصیر الطرطوسی»، «ابومحمد الجولانی» و «عدنان العرعور» شروع کرد و اکنون خود «ایمن الظواهری» و البته استاد سابق یعنی «ابومحمد المقدیسی» و «ابوقتاده فلسطینی»زیر ضرب حملات کلامی این ایدئولوگ داعش قرار دارند. حمله به استاد سابق البته از همه مهم‌تر است و نشان از تعمیق شکاف نسلی میان جبهه تکفیر دارد.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند ابومحمد المقدیسی و ابوقتاده که از سوی دست‌پرورده خود، بنعلی، تکفیر شدند

المقدیسی در بیانیه‌ای در اوایل 2014، از شیخ‌های جوان جهادی انتقاد کرد که حرمت پیران را نگه نمی‌دارند (مانند ظواهری و ابوقتاده). او آن‌ها را متهم کرد که بر شانه‌های بهترین‌ها و درخشان‌ترین‌ها (!) ایستاده‌اند و همزمان تفکر آن‌ها را بی‌اعتبار می‌کنند. چند روزی پیش از آن، بنعلی در بیانیه‌ای، سن و سال بالای امثال ابوقتاده را عامل آشفتگی ذهنی و عدم درک آن‌ها نسبت به داعش دانست. به واقع این بیانیه، اظهار مخالفت آشکار سران داعش با مفهوم «اسبقیت» به عنوان فاکتور برتری میان گروه‌های تکفیری بود؛ امری که بعدتر در نبردهای خونین میان النصره و داعش خود را نشان داد. البته با توجه به سن نسبتا کم خود البنعلی، طبیعی است که او و چهره‌هایی شبیه به او به دنبال سرنگونی تخت اهل فتوای سالخورده‌تر و جاافتاده‌تر تکفیری باشد، تا اینگونه به جایگاه خود استحکام دهند و نقش خود را بر تارک تفکر سلفی-جهادی حک کنند.

به نظر می‌رسد پروژه البنعلی برای ایجاد یک نسل از رهبران مذهبی جوان فوق افراطی و آشنا با دستگاه‌های تبلیغی مدرن، یکی از ستون‌های برنامه گروه‌های تروریستی داعش، در سال‌های آتی باشد. به هر حال، پس از شخص به اصطلاح خلیفه ابراهیم، ظاهرا ترکی البنعلی مهم‌ترین چهره اصطلاحا معنوی داعش باشد.

ابومحمد العدنانی

ابومحمد العدنانی الشامی، با نام اصلی «طاها صبحی فلاحه»، سخنگوی رسمی گروه دولت اسلامی عراق و شام (داعش) است. او در سال 1977 در شهر «بنش» از استان ادلب سوریه به دنیا آمد. البته او بیشترین دوران عمر خود را در شهر حدیثه در استان الانبار عراق زندگی کرد و جزو اولین جنگجویانی بود که نبرد با نیروهای ائتلاف را در عراق آغاز کرد. در سال 2005، با نام جعلی «یاسر خلف حسین الراوی» توسط آمریکایی‌ها دستگیر و 5 سال بعد در 2010 آزاد شد. به گفته مقامات امنیتی عراق او از نام‌های مستعاری چون طاها البنشی، جابر طاها فلاح، ابوبکر الخطاب و ابوصادق الراوری بهره می‌برد.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند ابومحمد العدنانی

در 15 آگوست 2014، شورای امنیت نام او را به فهرست تحریم مالی و تسلیحاتی افراد و موجودیت‌های مرتبط با القاعده اضافه کرد. در 18 آگوست 2014، وزارت خارجه ایالات متحده هم او را به عنوان «تروریست جهانی ویژه» معرفی و جایزه‌ای تا سقف 5 میلیون دلار را برای اطلاعات منجر به دستگیری او تعیین کرد. در 22 سپتامبر 2014، یک سخنرانی به شدت تحریک‌کننده با عنوان "‌به راستی که خداوند شما همواره ناظر است" از او منتشر شد، که بسیاری از ناظران آن را نخستین دستور رسمی داعش به پیروان این گروه، برای کشتن «کافران» در کشورهای غربی تلقی کرده‌اند:

«اگر می‌توانید یک کافر آمریکایی و اروپایی را بکشید - به ویژه فرانسوی‌های خبیث و پلید- یا یک کانادایی، یا یک استرالیایی، یا هر کسی از جبهه کفار، از جمله شهروندان کشورهایی که وارد ائتلاف جنگی با دولت اسلامی شده‌اند، پس به الله توکل کنید، و او را به هر شیوه و راهی که می‌توانید بکشید؛ سرش را با سنگ متلاشی کنید، با چاقو بکشید، یا با ماشین از رویش رد شوید، یا از بلندی پرتابش کنید، یا خفه‌اش کنید، یا مسموش کنید.»

مطبوعات غربی این شیوه مورد تشویق از سوی العدنانی را اشاره به قتل یک سرباز بریتانیایی به نام «لی ریگبای» دانستند که در می 2013، توسط دو جوان بریتانیایی با تفکر تکفیری در خیابانی در لندن کشته شد. هم سر اورا به زمین کوبیدند و هم با ضربات متعدد چاقو مورد اصابت قرار گرفت.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند قاتلان لی ریگبای، افسر بریتانیایی که توسط دو نیجریه‌ای تازه مسلمان‌شده ابتدا با خودرو زیر گرفته شد و سپس با ضربات چاقو و کوبیدن سرش به زمین، به قتل رسید

العدنانی که در سخنرانی‌هایی که به طور مرتب منتشر می‌کند به " صلیبی‌های" غربی نسبت به ورود به جنگ با داعش هشدار می‌دهد، در پیامی خطاب به اوباما، مداخله نیروهای ائتلاف را "آخرین کارزار صلیبیون" خواند و آن را محکوم به شکست دانست، کما این که به زعم او صلیبیون همواره شکست خورده‌اند.

العدنانی همان کسی بود که در شب اول ماه رمضان سال گذشته، تشکیل خلافت اسلامی را رسما اعلام کرد: «این امیدی است که در دل هر مجاهد موحدی پرمی‌کشد....این خلافت است. این خلافت است؛ واجب کنار گذاشته شده دوران ما...برای همه مسلمین روشن می‌کنیم که با این اعلام خلافت، بر همه مسلمین فرض است که بیعت خود را با خلیفه (البغدادی) اعلام کنند.»

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

عدنانی در سخنانی که به عنوان مواضع رسمی داعش منتشر می‌کند، به مسایلی چون بیعت گروه‌های تروریستی جدید با خلیفه داعش در سرتاسر منطقه می‌پردازد. برای مثال در پیام 30 دقیقه‌ای صوتی که در 22 ژوئن سال جاری از او منتشر شد، العدنانی خبر انشعاب بخشی از تروریست‌های «امارت اسلامی قفقاز» که در بیعت با القاعده بودند و پیوستن آن‌ها به داعش را اعلام کرد. او به تروریست‌های قفقازی مژده داد که خلیفه البغدادی بیعت آنان را پذیرفته است. این مسأله از این رو حایز اهمیت است که بخشی از زبده‌ترین نیروهای تروریستی و تکفیری در این منطقه (به ویژه داغستان) زندگی می‌کنند که ورود آن‌ها به نبرد میدانی، موجب تقویت نیروی رزم داعش می‌شود. العدنانی از طرف خلیفه، کسی به نام «محمد القدری» را به عنوان امیر داعش در قفقاز منصوب کرد و از همه مجاهدین قفقاز خواست که به کاروان القدری بپیوندند و با او بیعت کنند و در همه چیز جز گناهان پیرو او باشند.

بخش عمده اوقات العدنانی، به مانند ترکی بن العلی، مصروف مقابله کلامی با گروه‌های تکفیری رقیب داعش می‌شود. او به ویژه جدل‌های بسیاری با ایمن الظواهری، رهبر فعلی القاعده داشته است که خواهان مصالحه و آشتی زیرشاخه پیشین القاعده (یعنی داعش) با بدنه اصلی سازمان است. در حالی که داعش با سرزمین‌هایی که در عراق و سوریه غصب کرده است، ادعای بالادستی و مشروعیت انحصاری در میان همه گروه‌های جهادی دارد. به نظر عدنانی همه تروریست‌هایی که در گروه‌هایی به جز داعش می‌جنگند، در مسیر باطل قرار دارند و تنها مسیر صحیح جهاد با کفار، پیوستن به داعش و بیعت با ابوبکر البغدادی است. او در بیانیه‌ای که علیه نیروهای سنی معارض داعش در سوریه و لیبی صادر کرد، خطاب به انان چنین می‌گوید:

«ما هم دعوت خود را از سربازانی که در دار و دسته‌های سوریه و لیبی می‌جنگند، تجدید می‌کنیم...ما از ایشان می‌خواهیم که قبل از شروع جنگ علیه داعش (که همان حکم الله را اجرا می‌کند) مدتی طولانی فکر کنند."

در همین جمله، میزان تمامیت‌خواهی گروهی تروریستی آشکار است، که هنوز هیچ هویت و مشروعیت تثبیت شده‌ای نداشته، خود را یگانه مسیر رستگاری می‌داند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند عکسی نادر از سه مفتی داعش؛ از راست: البنعلی، القحطانی و النازح

یکی دیگر از خطوط اصلی که العدنانی در پیام‌های خود دنبال می‌کند، شعله‌ور کردن یک جنگ فرقه‌ای تمام عیار میان مسلمانان است. شیعیان که در بین تکفیری‌های عراق به عنوان «صفوی‌ها» شناخته می‌شوند، هدف اصلی این تحریکات مذهبی هستند. حتی قبل از اعلام خلافت در تابستان سال گذشته، العدنانی این خط را با شدت دنبال می‌کرد. فراز زیر از یکی از پیام‌های صوتی او به تاریخ 17 ژوئن 2013، این حقیقت را آشکار می‌کند. او خطاب به سنی‌های سرتاسر منطقه چنین توصیه‌ای می‌کند:

«اگر (در برابر شیعیان) حفاظت می‌خواهید، باید سلاح بردارید. نسبت به پذیرفتن هر نوع طرحی آگاه باشید، چرا که پذیرش هر طرحی، به معنای فریب خوردن دوباره از شیعیان است. به خداوند شما راه دیگری جز شمشیر ندارید، و هر چه زودتر به سراغش بروید، پیروزی بیشتری از آن شماست، و تأخیر مساوی با باخت خواهد بود."

 

عبدالله الجنابی

عبدالله الجنابی، متولد 1951 در شهر فلوجه عراق، یک روحانی محلی بود که نام او اول بار در جریان شورش‌های فلوجه علیه نیروهای ائتلاف در عراق بر سر زبان افتاد. گرچه از زمان صدام حسین هم به عنوان امام مسجد سعد ابن ابی وقاص، نماز جمعه برگزار می‌کرد. اما در سال 1998، به دلیل برخی انتقادات آشکار از دولت عراق، از امامت مسجد کنار گذاشته شد. با این حال با سقوط صدام، او به جایگاهش در این مسجد بازگشت، و این بار تیغ تیز انتقادات او متوجه نیروهای آمریکایی شد.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند عبدالله الجنابی

در «نبرد اول فلوجه» (آوریل 2004) و محاصره نافرجام این شهر توسط آمریکایی‌ها، عبدالله جنابی در کنار عمر حدید، معاون ابومصعب الزرقاوی، نقش اصلی را در مقاومت شورشی‌های فلوجه در برابر آمریکاییان داشت. گرچه در جریان «نبرد دوم فلوجه» در سپتامبر همان سال و اشغال شهر توسط نیروهای آمریکایی، الجنابی از شهر فرار کرد، ولی مدتی بعد دوباره بازگشت و در رأس گروهی فراگیر از مبارزان ضد دولت عرق، موسوم به شورای مجاهدین عراق (نزدیک به القاعده) قرار گرفت.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند نبرد فلوجه

«خون روی دست همه پلیس‌هاست. ساختمان‌های پلیس برای شکنجه و اعتراف‌گیری استفاده می‌شد...و باید نظافت شود».

این بخشی از یکی از سخنرانی‌های معروف او به عنوان امام مسجد سعد بن ابی وقاص در فلوجه، در دوران سلطه القاعده بر شهر بود.

«به خداوند قادر و خون شهیدان سوگند می‌خوریم که ارتش صفوی‌ها وارد شهر نخواهد شد، مگر این که از روی جنازه‌های ما گذر کند.»

تا زمان قدرت‌گیری القاعده در اواخر 2013، الجنابی به طور متناوب در مناطق مختلف تحت کنترل القاعده تردد داشت. اما در اوایل 2014 به فلوجه بازگشت و دوباره مواعظ پرحرارت خود را علیه دولت عراق، شیعیان و نیروهای خارجی از سر گرفت. بنا به گزارش‌های نیروهای امنیتی عراق، در هنگام برگزاری نماز جمعه توسط جنابی، حدود 200 مرد مسلح نقابدار مسجد و اطراف آن را قرق می‌کنند و همه حاضران در مسجد، پیش از ورود بازرسی بدنی می‌شوند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

الجنابی از نیروهای برجسته القاعده در عراق محسوب می‌شد و اتحادی راهبردی با معاون مصعب الزرقاوی، عمر حدید، برای اداره فلوجه برقرار کرده بود. از همان زمان با راه انداختن محاکم شرعی و تشکیلات امر به معروف و نهی از منکر، روی طالبان را هم سفید کرد. در زمان سلطه او و عمر الحدید، فلوجه دژ تروریست‌های جهادی از ملیت‌های مختلف در عراق بود. با اعلام امارت اسلامی توسط ابوبکر البغدادی، او جزو اولین فرماندهان القاعده بود که با او بیعت کرد و اکنون به عنوان امیر داعش در فلوجه شناخته می‌شود. به علاوه، او یکی از اعضای شورای شریعت این گروه هم هست.نکته جالب توجه در مورد الجنابی این که، او جزو رهبران مذهبی صوفی مشرب فلوجه به حساب می‌آید. گرچه در حال حاضر به نظر می‌رسد هیچ اثری از مشی ملایم و معتدل صوفیانه در او نمانده است و یکسره جامه سلفی‌گری بر تن کرده است.

احمد موسی جبرئیل

جبرئیل یک روحانی و واعظ 43 ساله اهل میشیگان ایالات متحده است. او در خانواده‌ای فلسطینی به دنیا آمد و در کودکی، به واسطه تحصیل پدرش در دانشگاه اسلامی مدینه، 3 سال در مدینه زندگی کرد. نوجوانی را دوباره در آمریکا گذراند، تا این که برای تحصیل دانشگاهی راه پدر را در پیش گرفت و به دانشگاه اسلامی مدینه رفت. او تحصیات تکمیلی خود را در رشته حقوق از دانشگاهی در ایالت میشیگان دریافت کرد.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند احمد موسی جبرئیل

در سال 2006، او به اتهام کلاهبرداری‌های مالی مختلف، پولشویی، فریب شرکت‌های بیمه و فرار مالیاتی به مبلغ 400000 دلار، به 6.5 زندان محکوم شد. در مارس 2012، با قید «تحت نظارت 3 ساله دادگاه» از زندان آزاد شد و تنها دو سه هفته بعد، اولین پیام‌ها و موعظه‌های اینترنتی او در دفاع از تروریست‌ها در سوریه، منتشر شد. او که ساکن شهر «دیربورن» ایالت میشیگان ساکن است، در نخستین پیام خود خطاب به مریدانش، بعد از آزادی در مارس 2012، چنین نوشت:

«وقتی برادران شما در سوریه سخن می‌گویند، همگی باید دهان خود را ببندند و گوش دهند، چرا که آن‌ها ثابت کرده‌اند که مردان واقعی هستند.»

او اکنون به قطب طرفدارن داعش در ایالات متحده تبدیل شده است. جبریل به استفاده گسترده از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی برای تبلیغ داعش در آمریکا کاملا واقف است و جالب این که با وجود این که تحت نظارت کامل دولت فدرال ایالات متحده قرار دارد، بی‌محابا در سخنرانی‌های خود نفرت‌پراکنی می‌کند و کفار غیرمسلمان را مستحق مرگ می‌داند. یکی از اهداف ثابت حملات کلامی او، شیعیان هستند که طبق سنت واعظان تندروی وهابی، بعضا از کفار هم بدتر معرفی می‌شوند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند احمد موسی جبرئیل؛ الهام‌بخش جوانان غربی مشتاق داعش

طبق گزارش «مرکز بین المللی برای مطالعه افراط گرایی و خشونت سیاسی»، در ماه می سال گذشته میلادی، احمد موسی جبریل یکی از پرطرفدار ترین روحانیون در میان طرفداران داعش است و به نوعی نقش الهام‌بخش را برای جوانان غربی مشتاق پیوستن به داعش ایجاد می کند. این گزارش با تحلیل محتوای وبسایت‌های طرفدار جبرئیل، نشان می‌دهد که جبرئیل یکسره به تشویق جوانان غربی به گسترش اسلام با شمشیر و آغاز جنگ مقدس و نفرت از غیرمسلمین مشغول است. «پتر نویمن» استاد مطالعات امنیتی کینگ کالج لندن درباره شیوه جبرئیل چنین می‌گوید:

«او همان توجیهات الهیاتی و سیاسی را برای این جوانان فراهم می‌کند که خودشان جویای آن هستند. وجود او برای داعش مهم است. او آن چه را که آن‌ها فکر می‌کنند، صورت‌بندی می‌ند. او خیال آن‌ها را راحت می‌کند.»

این گزارش در یک پویش آماری از 190 جوان جنگجوی عضو گروه‌های تروریستی در عراق و سوریه، از ایالات متحده، اروپا، کانادا و استرالیا، چنین نتایجی ارایه می‌دهد:

-21 درصد آن ها احمد جبرئیل را د فیسبوک لایک می‌کردند (بالاترین درصد در میان چهره‌های جهادی).

-60 درصد آن‌ها او را در توئیتر دنبال می‌کردند (باز هم بالاترین درصد در توئیتر)

-78 درصد لایک‌های فیسبوک جبرئیل مربوط به اعضای داعش و جبهه النصره بود.

-86 درصد دنبال‌کنندگان توئیتری احمد جبرئیل از اعضای داعش و جبهه النصره بودند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند صفحه احمد جبرئیل در توئیتر

البته گفتنی است که بعد از انتشار چند گزارش از فعالیت‌های احمد جبرئیل در حمایت و تبلیغ برای گروه‌های تروریستی، مقامات دولت فدرال احساس خطر کرده و فشارها را بر او افزودند، به نحوی که از ژانویه 2015، از میزان پست‌های اینترنتی او کاسته شد. لیکن در همین چند ماه سکوت اینترنتی، لایک‌های او در فیس بوک از 217000 به 240000 رسید و گروه‌های طرفدار او که «شیخ احمد» صدایش می‌کنند، با ارسال پیام‌هایی خواستار کاهش فشارها بر او آزادی بیشتر برای فعالیت‌هایش هستند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

 

موسی سِرانتونیو

رابرت موسی سرانتونیو، متولد 1985 در ملبورن استرالیا، یکی از محبوب‌ترین و تأثیرگذارترین مبلغان داعش، به ویژه در میان طرفداران غربی این گروه تروریستی است. این به اصطلاح شیخ استرالیایی داعش، سال گذشته، پس از 5 ماه قرار داشتن تحت نظارت پلیس فیلیپین (به دلیل دعوت به خشونت و دیدگاه‌های افراطی)، در جولای گذشته در شهر لاپو لاپوی فیلیپین دستگیر شد. البته بعد از بازجویی توسط مقامات پلیس فدرال استرالیا، خیلی زود آزاد شد. نکته قابل توجه این که، همزمان با این حضور در آپارتمانی در شهر لاپو لاپو، او از طریق توئیتر و فیسبوک خود، به هواداران و پیروانش چنین گزارش می‌داد که در راه سوریه است:

«ان شاالله خیلی زود به شام خواهم رسید. ما را که در حال بستن بار خود هستیم، دعا کنید.»

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

او اندکی قبل‌تر، در زمان اعلام خلافت ابوبکر البغدادی، با چنین واژگانی آن را تهنیت گفته بود:

«الحمدلله استقرار این خلافت در این ماه مبارک، موجی از شادی برای همه مسلمین بود، و شعف زیادی برای هم ما به وجود آورد.»

همین به اصطلاح شیخ، در زمان دستگیری، با 11 خط موبایل، یک ساعت گرانقیمت تگ هویر، و مبالغی وجه نقد، با یک زن فیلیپینی (بعد مدعی شد که همسر مسلمان فیلیپینی اوست)، در آپارتمانش به سر می‌برد.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند دستگیری سرانتونیو در فرودگاه مانیل فیلیپین

بنا به گزارش ها، او در 17 سالگی به اسلام گروید و تبدیل به یکی از معروف‌ترین مبلغان آنلاین تروریست‌های عراق و سوریه شد. گویا از اوایل 20 سالگی، سرانتونیو در ارتباط نزدیک با «انور الافلاکی»، یکی از فرماندهان اصلی القاعده قرار داشت (که در 2011 به هلاکت رسید). گزارش مرکز بین‌المللی برای مطالعات افراط گرایی (مستقر در لندن)، موسی سرانتونیو را یکی از "مراجع معنوی" جنگجویان خارجی پیرو داعش معرفی می کند، گرچه هیچ مدرک روشنی از نقش مستقیم او در انتقال تروریست های به سوریه و عراق یا ارتباط‌گیری با آن‌ها وجود ندارد.

او معمولا در ویدئوها و سخنرانی‌های اینترنتی خود لحنی پرحرارت، جوان‌پسند و گاه بسیار عامیانه به کار می‌گیرد، در نتیجه روی تازه‌مسلمانان نوجوان و جوان غربی تأثیر بالایی اعمال می‌کند (مثلا او برای اشاره به وزارت خارجه آمریکا از واژه "فاحشه آشغال یانکی" استفاده می‌کند). مثل سایر مبلغان و روحانیون جوان داعشی (به ویژه ترکی البنعلی) این وهابی جوان هم به شدت متکی به شبکه‌های ‌اجتماعی و ظرفیت‌های دنیای مجازی است. صفحه فیسبوک او در میان تروریست‌های اهل دنیای مجازی، سومین صفحه پرلایک است. روزنامه گاردین انگلیس، او را همچون یک «لیدر تماشاگران فوتبال» یا چیرلیدر برای داعش خوانده است.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

«واضح است که او چهره مهمی است که پیام‌های سیاسی، اخلاقی و معنوی او برای بخشی از جنگجویان خارجی جذاب است.»

به هر حال، مقامات استرالیایی، به ویژه خود نخست وزیر تونی آبوت که به شدت نگران "رشد خانگی" افراط گرایی و بازگشت تروریست‌ها به خاک کشور، بسیار نگران و آشفته شده‌اند، با این دستگیری و محدودتر کردن امکانات تبلیغی امثال سرانتونیو، قصد دارند این پیام را مخابره کنند که اوضاع فعلا تحت کنترل است.

 

منابع:

http://icsr.info/wp-content/uploads/2014/04/ICSR-Report-Greenbirds-Measuring-Importance-and-Infleunce-in-Syrian-Foreign-Fighter-Networks.pdf

https://www.linkedin.com/grp/post/1271127-5862003346478493697

http://www.longwarjournal.org/archives/2014/07/popular_australian_c.php

http://www.theguardian.com/world/2014/jul/23/radical-preacher-in-melbourne-after-deportation-philippines

http://www.dailytelegraph.com.au/news/opinion/aussie-fake-sheik-musa-cerantonio-was-all-preach-and-no-practise/story-fni0cwl5-1226986651281

https://archive.org/details/MusaCerantonio

http://www.trackingterrorism.org/group/musa-cerantonio-individual-profile

http://www.abc.net.au/news/2014-07-02/musa-cerantonio-travelling-to-syria-in-support-of-isis/5566208

http://www.myfoxdetroit.com/story/28709010/american-born-cleric-an-inspiration-for-isis-militants-takes-protection-with-5th-amendment

http://www.commdiginews.com/news-2/islamic-state-cleric-jibril-has-american-fan-base-27170

http://www.usatoday.com/story/news/nation/2015/03/23/us-funding-cleric-isis/25208189

http://archive.freep.com/article/20140505/NEWS06/305050015/Dearborn-cleric-Syria

http://ahmadjibril.com

http://www.worldreligionnews.com/issues/ahmad-musa-jebril-radical-islamist-preacher-isis-supporter-allowed-back-online

http://en.alalam.ir/news/1669761

http://www.al-monitor.com/pulse/security/2014/06/syria-deir-ez-zor-intra-jihadist-battles-isis-nusra.html

http://warincontext.org/2015/02/23/the-danger-in-denying-that-isis-is-islamic

http://www.victoriacfontan.com/blog/resilience-of-insurgencies-in-iraq-transcript-of-abdullah-janabis-sermon-in-fallujah-friday-january-17th-2014

https://en.wikipedia.org/?title=Islamic_State_of_Iraq#Structure

http://www.nbcnews.com/id/6578062/ns/world_news-mideast_n_africa/t/two-locals-were-core-fallujah-insurgency

http://english.al-akhbar.com/node/22280

http://www.counterextremism.com/extremists/abu-mohammed-al-adnani

http://triceratops.brynmawr.edu/dspace/bitstream/handle/10066/13009/ISI20130617.pdf?sequence=1

http://www.state.gov/r/pa/prs/ps/2014/230676.htm

http://www.longwarjournal.org/archives/2014/05/isis_spokesman_blame.php

http://www.longwarjournal.org/archives/2015/06/islamic-state-spokesman-calls-on-other-factions-to-repent.php

https://en.wikipedia.org/wiki/Abu_Mohammad_al-Adnani

http://www.isn.ethz.ch/Digital-Library/Articles/Detail/?id=182205

http://nypost.com/2015/01/28/meet-isiss-30-year-old-preacher-of-bloody-rampages

https://en.wikipedia.org/wiki/Abdullah_al-Janabi

http://gtrp.haverford.edu/aqsi/aggregator/sources/2

http://securitymiddleeast.com/2014/11/01/isis-government-structure

http://edition.cnn.com/2014/09/18/world/meast/isis-syria-iraq-hierarchy

http://english.al-akhbar.com/node/20599

http://www.spiegel.de/international/world/islamic-state-files-show-structure-of-islamist-terror-group-a-1029274.html

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[1] Shura council

[2] The Jurisprudence of Jihad

گزارش مشرق از زندانیان ایرانی در آمریکا؛

-->

      

-->

    دو ایرانی در انتظار اجرای حکم اعدام/کسی فریاد زندانیان ایرانی در آمریکا را می شنود؟

زندانیان ایرانی در آمریکا بر خلاف زندانیان معدود آمریکایی در ایران در شرایط خوبی قرار ندارند و حتی شنیده شده است که یکی از این زندانیان به دلیل ضربه چاقویی که در زندان به پهلویش وارد شده است در شرایط وخیمی به سر می برد.اتهام های وارده به اتباع ایرانی در زندان های آمریکا مربوط به نقض تحریم ها، سرقت، ضرب و شتم و مواد مخدر می‌شود!
گروه بین‌الملل مشرق- پایتان را که از مرزهای ایران بیرون می گذارید ممکن است هزار و یک اتفاق برای شما بیافتد. همه افرادی که به خارج از ایران میروند به مشکل برنمی‌خورند، ولی این احتمال هم وجود دارد که مانند خانواده دکتر لاهیجی که در امور خیره فعال هستند به جرم دور زدن تحریم های مالی دستگیر شوید و به زندان بروید یا ممکن است مانند شهرزاد میرقلی خان که قصد داشت برای ادامه زندگی به خارج از کشور بروند به جرم خرید تسلیحات به صورت غیابی در دادگاه به 5 سال زندان محکوم شوید. ممکن است مانند هومن هوشیار طی یک پرونده ساختگی به کودک آزاری محکوم و مجبور شوید 60 سال از زندگیتان را در زندان های آمریکا سپری کنید...
زندانیان ایرانی در آمریکا بر خلاف زندانیان معدود آمریکایی در ایران در شرایط خوبی قرار ندارند و حتی شنیده شده است که یکی از این زندانیان به دلیل ضربه چاقویی که در زندان به پهلویش وارد شده است در شرایط وخیمی به سر می برد.
پیگیری وضعیت زندانیان ایرانی در خارج از کشور و به طور خواص آمریکا، علاوه بر کمک دولت به مطالبه مردمی نیز نیاز دارد. چه بسا اقدامات مردمی می تواند تاثیر بیشتری داشته باشد.
زندانیان ایرانی در آمریکا شهرزاد میرقلی خان در لحظه ورود به ایران پس از آزادی از زندان های آمریکا
دو ایرانی در انتظار اجرای حکم اعدام/کسی فریاد زندانیان ایرانی در آمریکا را می شنود؟ هومن هوشیار بیش از 20 سال است در زندان آمریکا به سر می برد

 

 

در تاریخ ۲۱ اردیبهشت‌ماه، قطعنامه‌ای در سنای آمریکا تصویب شد که طی آن از مقام‌های ایرانی خواسته شده است تا سه شهروند زندانی آن کشور در ایران را آزاد کرده و برای یافتن نفر چهارم با دولت آمریکا همکاری بکنند. این قطعنامه خواستار آزادی امیر حکمتی، جیسون رضائیان و سعید عابدینی است و از تهران می‌خواهد کمک کند تا دولت آمریکا بتواند رابرت لوینسون، مامور پیشین اف‌بی‌آی که گفته می شود در ایران ناپدید شده را بیابد. قطعنامه مذکور در جلسه‌ای که به رأی‌گیری گذاشته شد، به اتفاق آرا به تصویب رسید. البته این همه ماجرا نیست. از باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا گرفته تا جان کری و... پیگیر آزادی زندانیان آمریکایی در ایران هستند. حتی اغلب خبرنگاران خارجی مقیم ایران در کنفرانس خبری حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان در کنار سوالی که از رئیس جمهور مطرح کردند، خواستار آزادی جیسون رضاییان خبرنگار روزنامه واشنگتن پست که به دلیل جاسوسی در زندان کشورمان به سر می‌برد، شدند.

 

مشرق قصد دارد به بهانه اقدامات گسترده آمریکایی ها برای فشار به کشورمان برای آزادی شهروندان آمریکایی از زندان های ایران، نگاهی به طرف دیگر داستان یعنی زندانیان ایرانی در زندان های آمریکا بیندازد. در حال حاضر تعداد اتباع ایرانی که در زندان‌های آمریکا دوران محکومیت خود را سپری می کنند و یا در انتظار اجرای حکم اعدام هستند تقریباً به 68 نفر می‌رسد. البته این آمار بر اساس اطلاعات ارائه شده توسط دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن متعلق به سال 93 است و تغییراتی که در سال 94 در این خصوص صورت گرفته است در آن لحاظ نشده است.

 

بر اساس اطلاعات ارائه شده توسط دادگاه های آمریکا، اتهام های وارده به اتباع ایرانی در زندان های آمریکا مربوط به نقض تحریم ها، سرقت، ضرب و شتم و مواد مخدر می‌شود. البته این ها همه ادعاهایی است که توسط نظام قضایی آمریکا مطرح میشود و موارد زیادی که نشان میدهد همه این ادعاها درست نیست وجود دارد که طی روزهای آتی در پایگاه تحلیلی مشرق مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

 

در میان زندانیان ایرانی در زندان های آمریکا نزدیک به 60 درصد آن‌ها شهروندان ایرانی مقیم این کشور هستند. در میان احکام صادره برای شهروندان کشورمان در آمریکا، دو حکم اعدام، تعدادی حبس ابد و شماری حبس های طولانی‌مدت دیده می‌شود و بقیه هم حبس های کوتاه مدت تر هستند. وضعیت ایرانی های محکوم به اعدام در آمریکا، اصلا خوب نیست و هر دوی این افراد در مرحله نهایی و منتظر رأی دیوان عالی کشور آمریکا هستند و در مرحله تجدیدنظر، حکم آن‌ها صادر شده است.

 

در سال 89، مجلس شورای اسلامی در اوج تحریم‌ها و فشارهای زیادی که بر اتباع ایرانی در خارج کشور می‌آمد و دستگیری‌های زیادی که انجام شده بود، قانونی تحت عنوان "الزام دولت به استیفای حقوق اتباع و دیپلمات‌های ایرانیان آسیب‌دیده از اقدامات دولت‌های خارجی" به تصویب رساند هرچند به نظر می رسد فکری برای بودجه این قانون نشده است. به هر حال، طبق این قانون، کارگروه پیگیری و استیفای حقوق اتباع از جمله دیپلماتهای آسیب دیده از اقدامات دولتهای خارجی، تشکیل شد. این کارگروه با عضویت نمایندگان وزارت امور خارجه (به عنوان اعضای اصلی) و وزارتخانه های کشور، دادگستری، اطلاعات، دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، دبیر خانه شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور، مرکز امور حقوقی بین المللی ریاست جمهوری و سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، به منظور انسجام و ایجاد هماهنگی بین دستگاههای اجرایی ذی ربط در اجرای وظایف قانونی و تهیه گزارشهای دوره‌ای، کار خود را آغاز کرد.

 

با توجه به اطلاعاتی که وزارت خارجه در اختیار ما قرار داده است از سال 91 کار گروه استیفا در کشور تشکیل شده است که فعالیت های این گروه منجر به آزادی حدود 12 نفر در آمریکا و 12 نفر در سایر کشورهای دنیا طی 3 سال اخیر شده است. از جمله اقدامات این کارگروه، تأمین بودجه گرفتن وکیل برای زندانیان در موارد خاص بوده است.

 

در میان اتباع ایرانی زندانی در آمریکا افرادی وجود دارند که بررسی پرونده های آنها خیلی جالب است. دکتر "حسین لاهیجی" و همسرشان "نجمه وحید" افراد شناخته‌شده و ذی نفوذی در آمریکا بودند که در امور خیریه این کشور از جمله مؤسسه "بنیاد کودک" همکاری می‌کردند. این افراد بخاطر حمایت های خیرخواهانه و انتقال پول های مشخص به ایران برای افراد تحت پوشش خود در این کشور، دستگیر و در دادگاه آمریکا به همین دلیل و به اتهام فرار از مالیات، محکوم شدند. آنها علاوه بر جریمه نقدی به 13 ماه زندان نیز محکوم شدند و بعد از اتمام محکومیت خود، با وجود سالها زندگی در آمریکا و اقدامات خیرخواهانه ای که در این کشور انجام داده بودند، در اختیار پلیس مهاجرت قرار گرفتند و تحت شرایطی بدتر از زندان نگه داشته شدند. دکتر لاهیجی و همسرشان می بایست در اختیار پلیس مهاجرت قرار می‌گرفتند تا یا از این کشور اخراج شوند و یا با اختیارات محدود در آمریکا زندگی کنند.

 

یکی از پرونده های دیگر زندانیان ایرانی مرتبط با تحریم‌ها، مربوط می شود به دکتر سید مجتبی عطاردی استاد دانشگاه صنعتی شریف. عطاردی برای دیدار با یکی از دوستان خود، شرکت در کنفرانسی علمی و همین‌طور مراجعه به دکتر برای درمان مشکلات قلبی خود، به آمریکا سفر کرد، اما پلیس آمریکا وی را به محض آن‌که از هواپیما پیاده شد، دستگیر کرد. اتهامی که به او زدند این بود که در هماهنگی و تهیه یک سری تجهیزات آزمایشگاهی دانشگاه صنعتی شریف از طریق آمریکا نقش داشته است. دکتر عطاردی به همین اتهام واهی، 16 ماه در زندان آمریکا حبس شد.

 

 

زندانیان ایرانی که در ارتباط با تحریم ها در زندان های آمریکا به سر می‌برند، دو گروه هستند. یک گروه مقیم آمریکا بوده اند و یا طی سفر به این کشور دستگیر شدند. گروه دوم افرادی بودند که به کشورهایی غیر از آمریکا سفر کرده‌اند، اما چون آن کشورها قرار داد استرداد مجرمین با دولت آمریکا داشته‌اند، دستگیر شده و به آمریکا تحویل داده شده‌اند. دولت آمریکا با 92 کشور قرار داد استرداد مجرمین را امضا کرده است. یعنی اگر قانونی در دولت آمریکا در هر موضوعی مانند تحریم های ایران مصوب شود، اگر فردی آن تحریم یا آن قانون را در هر جای دنیا زیر پا بگذارد و سپس به کشوری که آمریکا با آن قرداد دارد سفر کند، دولت آمریکا درخواست دستگیری آن فرد را صادر می‌ کند.

با توجه به توضیحات محمد رفیعی مدیرکل امور اجتماعی وزارت خارجه در گفتگو با خبرنگار مشرق، اقداماتی که توسط وزارت خارجه بر اساس قانون استیفای حقوق اتباع و دیپلمات‌های ایرانی صورت گرفته است به دو بخش سیاسی و حقوقی تقسیم می شود. در بحث سیاسی، موضوع در ادارات منطقه ای در کارگروه تشکیل شده بر اساس همین قانون، پیگیری شد. بحث حقوقی و قضایی که دبیرخانه‌اش در وزارت خارجه است، نتیجه خود را در قالب گرفتن وکیل برای اتباع دستگیر شده، نشان داده است

لابی صهیونیستی آمریکا بار دیگر دست به جیب شده

آیپک باز دست به جیب شد؛

با «شهروندان ایران عاری از سلاح هسته‌ای» آشنا شوید

لابی صهیونیستی آمریکا بار دیگر دست به جیب شده و برای فشار به کنگره، برای رد توافق هسته‌ای در حال شکل‌گیری بین ایران و آمریکا، مبلغ 30 میلیون دلار هزینه کرده تا گروهی از افراط‌گرایان را برای تبلیغ علیه دست‌یابی ایران به انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای دور هم جمع کند.

گروه جنگ نرم مشرق- پیش از این در دو گزارش با عنوان‌های «کمپین ضد ایرانی برای ایجاد اخلال در مذاکرات هسته‌ای» و «شیطنت جدید ایران‌هراسان با طعم فوتوشاپ» موسسات و گروه‌های جدیدی که به تازگی علیه رسیدن ایران به انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای شروع به ایران‌هراسی کرده‌اند پرداختیم. اکنون به تلاش‌های آیپک از طریق گروه متشکل از حامیان سنتی اسرائیل برای رد توافق در کنگره آمریکا به هر قیمت ممکن اشاره خواهیم کرد. گروهی که نام گمراه کننده «شهروندان ایران عاری از سلاح هسته‌ای» را به خود گرفته و هم‌اکنون به عنوان یکی از اصلی‌ترین اهرم‌های رژیم صهیونیستی برای کارشکنی در راهروی منتهی به نتیجه نهایی کنگره شناخته می‌شود.

 

گروه "شهروندان ایران عاری از سلاح هسته‌ای" (CNFI)، شاخه‌ای از آیپک (کمیته روابط عمومی اسراییل-آمریکا) است که در سال 2015 به منظور آگاهی دادن مردم از خطرات حصول توافق میان ایران و 1+5 بر پا شد.

واشنگتن پست در گزارش اخیر خود از سرمایه‌گذاری 30 میلیون دلاری آیپک برای این گروه جهت به کارگیری افراد در 40 ایالت آمریکا سخن گفت. این افراد موظفند که بر نماینده ایالت خود در کنگره فشار بیاورند تا به هر طریقی توافق با ایران مسجل نشود.

در صفحه نخست وب‌سایت این گروه صهیونیست آمده است:

توافق خطرناک هسته‌ای با ایران را متوقف کنید

به کنگره اصرار کنید تا توافق بهتری را طلب کند:

  • این توافق سوراخ‌های زیادی دارد.
  • این توافق اجازه نظارت در هر زمان و هر مکان را نمی‌دهد.
  • ایران تا کنون بیش از 20 موافقت‌نامه بین‌المللی را زیر پا گذاشته؛ چطور می‌توانیم اطمینان کنیم که این یکی را رعایت می‌کند.
  • این توافق دنیا را جای ناامن‌تری می‌کند.
  • این توافق سوخت لازم برای مسابقه تسلیحات هسته‌ای در منطقه ایران را تامین می‌کند.
  • حتی اگر ایران به این توافق پایبند باشد باز هم تا بمب هسته‌ای یک سال فاصله دارد.
  • این توافق به ایران اجازه می‌دهد تا موشک‌های بالستیک قاره‌پیمای خود را توسعه دهد.
  • این توافق بیش از 100 میلیارد دلار پول در اختیار ایران قرار می‌دهد تا از رژیم اسد در سوریه و دیگر سازمان‌های تروریستی حمایت کند.
با «شهروندان ایران غیر هسته‌ای» آشنا شوید

پاتریک دورتون –رییس CNFI- که ید طولایی در زد و بندهای آیپکی داشته و در اصل یک مهره عملیاتی سیاسی محسوب می‌گردد، اعلام کرده که گروه تحت امر وی از سوی آیپک، سازمان‌های دیگر، و افراد ناشناس سرمایه‌دار تامین می‌گردد تا از هر گونه اقدامی برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای دریغ نکند.

با «شهروندان ایران غیر هسته‌ای» آشنا شوید پاتریک دورتون، رئیس گروه صهیونیستی «شهروندان ایران غیر هسته‌ای»

هم اکنون کمپین مولتی میلیون دلاری تبلیغات CNFI آن دسته از دموکرات‌هایی که مخالف توافق هستند و برگ برنده اکثریت ضد وتوی اوباما را در دست دارند تا در روز مبادا رو کنند را به عنوان هدف مطلوب خود در نظر دارد.

جفری لوئیز –کارشناس هسته‌ای و رییس برنامه آسیای شرقی مرکز مطالعات منع گسترش سلاح- تبلیغات اخیر تلویزیونی CNFI‌ علیه توافق هسته‌ای را کاملا گمراه‌کننده و خارج از قاعده بازی خوانده است.

 

 

ویدئوی شهروندان ایران غیر هسته‌ای برای فشار بر کنگره برای رد توافق هسته‌ای - دانلود

 

CNFI همچنین به داشتن ارتباط با گروهک تروریستی منافقین (MEK) که تا سال 2012 در لیست سازمان‌های تروریستی وزارت خارجه آمریکا بود، متهم است. وبسایت مطالعات سیاست خارجه Loblog (منسوب به جیم لاب سیاستمدار با سابقه) در جولای 2015 به وجود باکس مربوط به منافقین با نام "مجاهدین خلق" در وب‌سایت CNFI که البته سریعا حذف شده بود، اشاره کرد.

سناتور جو لیبرمن (Joe Lieberman) که از برجسته‌ترین حامیان گروهک منافقین است و همایش‌های آنها هم شرکت داشته، بارها تاکید کرده که آمریکا باید در همکاری نزدیک با این منافقین باشد، چرا که آنها خواستار تغییر رژیم هستند و ثابت کرده‌اند که توانایی ایجاد حملات خشن و ناامنی در داخل کشور را دارند.

با «شهروندان ایران غیر هسته‌ای» آشنا شوید جو لیبرمن،کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا و حامی سرسخت گروهک تروریستی منافقین و گروه شهروندان ایران عاری از سلاح هسته‌ای

از دیگر حامیان و مشاورین دموکرات گروهک منافقین در کنگره، می‌توان از سناتور اوان بای (Evan Bayh)، سناتور مارک بگیچ (Mark Begich)، سناتور مری لاندریو (Mary Landrieu)، و سناتور سابق شلی برکلی (Shelley Berkley) نام برد.

با «شهروندان ایران غیر هسته‌ای» آشنا شوید سناتور اوان بای
با «شهروندان ایران غیر هسته‌ای» آشنا شوید سناتور مارک بگیچ
با «شهروندان ایران غیر هسته‌ای» آشنا شوید سناتور مری لاندریو
با «شهروندان ایران غیر هسته‌ای» آشنا شوید سناتور شلی برکلی

علی قریب – روزنامه نگار هفته‌نامه Nation- معتقد است که هیئت مشاورین CNFI را کسانی تشکیل می‌دهند که اگر کمی به نام‌های آنها توجه کنیم درخواهیم یافت که چرا آیپک تا این حد اصرار به حمایت از این گروه دارد. این افراد، سال‌هاست که حامی سنتی اسراییل هستند.

 

 


منابع:

[1] Julie Hirschfeld Davis, "Pro-Israel Aipac Creates Group to Lobby Against the Iran Deal," The New York Times, July 17, 2015,http://www.nytimes.com/politics/first-draft/2015/07/17/pro-israel-aipac-creates-group-to-lobby-against-the-iran-deal/.

[2] Catherine Ho, "AIPAC spend record $1.7 million as it lobbied Congress to review Iran deal," The Washington Post, July 20, 2015,http://www.washingtonpost.com/news/powerpost/wp/2015/07/20/aipacs-lobbying-spending-spikes-as-group-pushes-hard-to-oppose-iran-deal/.

[3] Adam Kredo, "AIPAC-Linked Group Launches $5 Million Ad Campaign Against Nuke Deal," Free Beacon, July 17, 2015, http://freebeacon.com/national-security/aipac-linked-group-launches-5-million-ad-campaign-against-nuke-deal/.

[4] Philip Weiss, "If Americans support Iran deal, 56-37, what gives Israel the power to 'croak' it?" Mondoweiss, July 21, 2015,http://mondoweiss.net/2015/07/americans-support-israel.

[5] Adam Kredo, "AIPAC-Linked Group Launches $5 Million Ad Campaign Against Nuke Deal," Free Beacon, July 17, 2015, http://freebeacon.com/national-security/aipac-linked-group-launches-5-million-ad-campaign-against-nuke-deal/.

[6] Dave Biscobing, "FACT CHECK: Expert says Iran nuclear deal TV advertisement is 'misleading,'" ABC 15 Arizona, July 24, 2015,http://www.abc15.com/news/national/fact-check-expert-says-iran-nuclear-deal-tv-advertisement-is-misleading.

[7] Eli Clifton and Ali Gharib, "Anti-Iran Deal AIPAC Spin-off Relies on Iranian Ex-Terrorist Group," LobeLog, July 21, 2015, http://www.lobelog.com/anti-iran-deal-aipac-spin-off-relies-on-iranian-ex-terrorist-group/.

[8] Eli Clifton and Ali Gharib, "Anti-Iran Deal AIPAC Spin-off Relies on Iranian Ex-Terrorist Group," LobeLog, July 21, 2015, http://www.lobelog.com/anti-iran-deal-aipac-spin-off-relies-on-iranian-ex-terrorist-group/.

[9] Julie Hirschfeld Davis, "Pro-Israel Aipac Creates Group to Lobby Against the Iran Deal," The New York Times, July 17, 2015,http://www.nytimes.com/politics/first-draft/2015/07/17/pro-israel-aipac-creates-group-to-lobby-against-the-iran-deal/.

[10] All In with Chris Hayes, "Iraq War proponents campaign against Iran Deal," MSNBC, July 21, 2015, http://www.msnbc.com/all-in/watch/iraq-war-proponents-against-iran-deal-488888387631.

جنگ سوریه به داخل ترکیه کشیده می‌شود

جنگ سوریه به داخل ترکیه کشیده می‌شود/ حضور تحلیلگران اندیشکده بروکینگز در سوروچ

سیاست‌های ترکیه در قبال بحران سوریه، دامن خود این کشور را هم گرفت. ناآرامی در ترکیه، نتیجه حمایت آنکارا از تروریست‌هایی است که مردم را در کشور همسایه‌اش قربانی می‌کنند. اندیشکده "بروکینگز" طی مطلبی با عنوان "جنگ داخلی سوریه به ترکیه می‌آید" نوشت: داعش سرانجام به ترکیه حمله کرده است.
گروه بین‌الملل مشرق- درگیری‌های ادامه‌دار در ترکیه و به خصوص حمله‌ای که چند هفته پیش در شهر سوروچ به یک مرکز تجمع جوانان شد، نشان می‌دهد سیاست‌های غیرمسئولانه ترکیه در قبال بحران تکفیری‌ها در سوریه، بالاخره دامن خود این کشور را هم گرفته است. برخی کارشناسان معتقدند ناآرامی در ترکیه، نتیجه غفلت و حتی حمایت آنکارا از تروریست‌هایی است که مردم بی‌گناه را در کشور همسایه‌اش قربانی می‌کنند.
اندیشکده "بروکینگز" آمریکا طی مطلبی با عنوان "جنگ داخلی سوریه به ترکیه می‌آید" در همین خصوص توضیح می‌دهد:
به نظر می رسد که داعش بالأخره به ترکیه حمله کرده است. احمد داوود اوغلو، نخست وزیر ترکیه، داعش را مسئول بمب گذاری انتحاری می داند که اخیراً در میان جمعیت زیادی از جوانان در شهر "سوروچ" در مرز سوریه صورت گرفت. این جوانان در مرکز فرهنگی گرد هم آمده بودند تا پروژه کمک رسانی و بازسازی را در کوبانی سوریه، درست آن سوی مرز، آغاز کنند.
جنگ داخلی سوریه دامن گیر ترکیه می شود جنگ داخلی سوریه به ترکیه می‌آید
تعداد کشته شدگان این حادثه دست‌کم 30 نفر بود و تعداد زیادی هم زخمی شدند. داوود اوغلو ضمن محکوم کردن حمله، وعده داد که عاملان را پیدا خواهد کرد. کوبانی سال گذشته هم شاهد مبارزات شدیدی بود و کردها در نهایت توانستند محاصره چندین ماهه داعش را که شهر را به خرابه ای تبدیل کرده بود، دفع کنند.

حمله به سوروچ در زمانی رخ داد که داعش در مبارزه با کردها متحمل شکست شده بود. در ماه ژوئن، کردها همراه با متحدان عربی سوری‌شان مبارزان داعش را از تل ابیض واقع در شرق کوبانی بیرون راندند. از آن زمان، دولت ترکیه شروع به هماهنگ سازی عملیات هایش با نیروهای ائتلاف غربی علیه داعش کرده است. ترکیه به آمریکا اجازه داد تا هواپیماهای بدون سرنشین خود را خارج از پایگاه نظامی ناتو در "اینجرلیک" واقع در نزدیکی مرز سوریه به پرواز درآورد. همچنین ترکیه سلول های گروه های داعش را در ترکیه سرکوب و وب سایت های وابسته به داعش را مسدود کرد. این اقدامات آنکارا باعث شد داعش تهدید به پاسخ و مقابله به مثل را به خاطر "سرکوب مسلمانان" در ترکیه تشدید کند.

افزایش ناامنی

حدود یک ماه پیش، من [کمال کریشجی] و "الیزابت فریس" همکارم در بروکینگز، در نزدیکی منطقه درگیری حضور داشتیم. در آن زمان، از نظم و ثبات نسبی در سوروچ، در مقایسه با سکوت وهم‌آور و تخریب مطلق کوبانی در آن سوی مرز تعجب کردیم.

درحالیکه عمده تمرکزمان بر وضعیت دو میلیون پناهنده سوری بود که اکنون در ترکیه حضور دارند، به بررسی عملیات های برون مرزی کمک رسانی به مناطق تحت کنترل مخالفان داخلی سوریه هم پرداختیم. دریافتیم که از آخرین زمان بازدیدمان، به خاطر افزایش حضور داعش در سوریه، ارسال کمک های برون مرزی بسیار سخت تر و خطرناک تر شده است.

هم مقامات دولتی و هم فعالان و صاحب‌نظران ابراز نگرانی می‌کردند که ورود تعداد زیادی پناهنده از سوریه به ترکیه، این کشور را نسبت به نفوذ داعش آسیب پذیر می سازد. آنها همچنین متذکر شدند که "این وضعیت از آن‌جایی رو به وخامت رفت که (طبق ادعاها) ترکیه برای مدتی طولانی، افزایش فعالیت های داعش در سرتاسر مرز را نادیده گرفت." حتی ادعاهای وحشتناک‌تری هم وجود دارند مبنی بر اینکه ترکیه در واقع در انجام آن فعالیت ها به داعش کمک می کرده است.

جنگ داخلی سوریه دامن گیر ترکیه می شود

شک و تردیدها در سیاست‌گذاری و دولت

حمله به شهر سوروچ درست در زمانی صورت گرفته که تلاش هایی برای تشکیل یک دولت ائتلافی در ترکیه در پی انتخابات ژوئن انجام می‌شود. لازم به ذکر است این انتخابات به حزب حاکم عدالت و توسعه ضربه وارد کرده است. بسیاری از تحلیلگران تاکید دارند که نتیجه ضعیف این حزب در انتخابات، حداقل تا حدودی به دلیل نارضایتی عمومی از سیاست خارجی ترکیه در خصوص سوریه و خاورمیانه بوده است. برخی مفسران خواستار "بازسازی" سیاست خارجه ترکیه و همکاری نزدیک تر با ائتلاف علیه داعش هستند.

از قضا، حمله به سوروچ زمانی رخ داده که نشانه های اولیه از این فرایند "بازسازی"، اگرچه به کندی اما مطمئناً در حال بروز هستند. بدون شک، این حمله بر تلاش های صورت گرفته در جهت تشکیل ائتلاف تاثیر خواهد گذاشت. باید منتظر ماند و دید آیا این حمله به روند تشکیل دولت ائتلافی سرعت می بخشد یا ترکیه را وارد ورطه بی ثباتی بیشتر و انتخابات زودهنگام می کند.

قطعا تشکیل سریع دولت ائتلافی به ترکیه کمک می کند با چالش های رو به رشد بحران پناهندگان سوریه، تهدیدها برای امنیت ملی ترکیه و آثار آنها بر اقتصاد به شدت شکننده ترکیه مقابله کند. از سوی دیگر، ورود ترکیه به ورطه بی ثباتی و انتخابات زودهنگام به احتمال زیاد، ترکیه را هم وارد باتلاق سوریه می کند بخصوص اگر دولت اردوغان تهدید های اخیرش مبنی بر مداخله نظامی در سوریه را عملی کند.

باید امیدوار باشیم این حمله شنیع به شهر سوروچ، فرصتی فراهم کند تا عقل و منطق و احتیاط در ترکیه حکم‌فرما شود. دولت به منظور رهایی از هرج و مرج در منطقه و دستیابی به نظم می تواند از اقدامات اخیر برای همکاری با ائتلاف ضدداعش استفاده کند.

حسین شریعتمداری در یادداشت 12مرداد94

حسین شریعتمداری:
«توافق وین» نقطه پایانی بر چالش هسته‌ای 12 ساله نیست، بلکه می‌تواند نقش آتش تهیه‌ای را داشته باشد که حریف با هدف تضعیف پایه‌های قدرت جمهوری اسلامی ایران به صحنه آورده است.
 
به گزارش مشرق، حسین شریعتمداری در یادداشت امروز کیهان و در نقد توافق وین نوشت: شاید نگاه یادداشت پیش روی به «توافق وین» و نتیجه‌ای که پذیرش آن  در پی خواهد داشت، «بدبینانه»! تلقی شود و علاوه بر دشمنان که اینگونه  برداشت‌‌ها را خوش ندارند، برخی از دوستان نیز ابرو درهم کشیده و زبان به  گلایه بگشایند که چرا در گرماگرم دست‌افشانی این روزها، سنگ‌اندازی  می‌کنید؟! ولی این نگاه با شواهد و مستنداتی همراه است که «باری به هرجهت»!  نمی‌تواند پاسخ قابل قبولی برای آن باشد، ضمن آن که رهبر معظم انقلاب در  پاسخ به نامه رئیس‌جمهور محترم کشورمان توصیه می‌کنند «لازم است متنی که  فراهم آمده-برجام- با دقت ملاحظه و در مسیر قانونی پیش‌بینی شده قرار گیرد و آنگاه در صورت تصویب، مراقبت از نقض عهدهای محتمل طرف مقابل صورت گرفته و  راه آن بسته شود» و تاکید می‌فرمایند «به خوبی می‌دانید که برخی از شش دولت طرف مقابل به هیچ رو قابل اعتماد نیستند». و اما، ضمن قدردانی از تلاش   بی‌وقفه تیم هسته‌ای کشورمان که به قول حضرت آقا نتیجه هرچه باشد، پاداش  الهی آنان محفوظ خواهد بود، باید گفت مروری بر متن و محتوای سند وین و  قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان‌ملل حاکی از آن است که «توافق وین» نه فقط آنگونه که ادعا می‌شود نقطه پایانی بر چالش هسته‌ای 12 ساله نیست، بلکه  می‌تواند نقش آتش تهیه‌ای را داشته باشد که حریف با هدف تضعیف پایه‌های  قدرت جمهوری اسلامی ایران و زمینه‌سازی برای یک اقدام براندازانه  آسان و  کم هزینه در آینده‌ای هر چند دور تدارک دیده و به صحنه آورده است. 1-  آیا در این واقعیت کمترین تردیدی وجود دارد که براندازی نظام اسلامی ایران  از نخستین روزهای پیروزی انقلاب تاکنون یکی از اهداف استراتژیک آمریکا و  متحدان اروپایی و منطقه‌ای آن بوده و هست؟! و آیا رخدادهای سی‌و‌چند سال  گذشته به وضوح نشان نمی‌دهد که حریف برای رسیدن به این هدف استراتژیک هیچ  فرصتی را از دست نداده و استفاده از هیچ اهرمی را نادیده نگرفته است؟! اگر  این واقعیت قابل انکار نباشد- که نیست- به آسانی می‌توان نتیجه گرفت که هدف نهایی دشمن را نباید در فعالیت هسته‌ای ایران - حتی در صورت برچیدن کامل  آن- جستجو کرد و از هدف نهایی حریف که بیرون از چالش هسته‌ای تعریف شده  است، غفلت ورزید. رد پای این پروژه پلکانی را که پله آخر آن- به زعم دشمن-  براندازی نظام است، در جای جای توافق وین و قطعنامه 2231 به وضوح می‌توان  دید، که طی دو هفته گذشته در یادداشت‌ها و گزارش‌های کیهان به نمونه‌های  متعددی از آن اشاره کرده‌ایم و در محدوده این یادداشت تنها به چند مورد که  با موضوع یادداشت پیش روی مرتبط است اشاره و بسنده می‌کنیم. 2- رهبر  معظم انقلاب خطوط قرمز نظام را به وضوح و با صراحت برای عموم مردم اعلام  فرموده و تاکید کرده‌اند که آنچه در جلسه یا جلسات عمومی می‌گویند، عینا  همان حرفهایی است که در جلسات خصوصی به مسئولین می‌گویند و بر این خط  تبلیغاتی خط بطلان کشیده‌اند که «بعضی از خط قرمزهایی که رسما اعلام  می‌شود،  در جلسات خصوصی از آن صرفنظر می‌شود»!  بنابراین، اگر در توافق و  قطعنامه از این خطوط قرمز عبور شده‌باشد - که در مواردی شده است- اصلی‌ترین پایه اقتدار  نه فقط نظام اسلامی بلکه انقلاب  فراگیر اسلامی در جهان و  کانون امید و حیات‌آفرین ملت‌های مسلمان - نستجیربالله- نادیده گرفته  می‌شود. هر چند به جد و از ژرفای دل براین باوریم که رهبر معظم انقلاب باز  هم مانند همیشه، خواب دشمن را به کابوس تبدیل خواهند کرد. اما مسئولان  محترم نیز وظیفه دارند در بررسی متن توافق وین و قطعنامه 2231 و اعلام  نتیجه نهایی قبول یا رد آن، روی نکته یاد شده تاکید غیرقابل تغییر داشته  باشند و هیچ بند و ماده‌ای را که لازمه آن عبور از خط قرمزهای ترسیم شده  باشد، نپذیرند و اساسا در صورت بی‌توجهی به این نکته، مسئولیت آنان فاقد  وجاهت قانونی و شرعی خواهد بود. اکنون سؤال این است که آیا عبور حریف از  خط‌قرمزهای یاد شده با هدف ایجاد دلسردی در میان امت حزب‌الله و مردم  پاکباخته این مرز و بوم، طراحی نشده است؟!  و دشمن به زعم خود با این عبور  در پی آسیب‌رسانی جدی به یکی از اصلی‌ترین پایه‌های اقتدار نظام و انقلاب  اسلامی نبوده است؟ 3- «ابهت» و «شکوه» و «عظمت» نظام جمهوری اسلامی  ایران و ایستادگی مقتدرانه آن در مقابل باج‌خواهی و زورگویی قدرت‌های  استکباری جهان که دوستان به شکرانه و با تقدیر و تجلیل و دشمنان از سر  ناچاری در تفسیر و تحلیل‌های خود به آن اعتراف می‌کنند، یکی دیگر از  پایه‌های قدرت نظام است و بدیهی است که خدشه بر آن می‌تواند به این پایه  اقتدار آسیب جدی برساند. و اما دشمن در جای جای توافقنامه و قطعنامه  2231 بندها و مواردی را گنجانده است که خروجی آن «تحقیر» نظام اسلامی ایران است! از جمله آن که؛ در بند 27 قطعنامه 2231 و نیز در متن برجام آمده است  «تمامی قیدها و شرایط و مقررات برجام فقط درباره ایران است... و نباید تصور شود که سایر دولت‌ها نیز ملزم به رعایت این قیدها و شرط‌ها هستند»! یعنی  ایران را و فقط ایران را با این قیود و شروط مهار کرده‌ایم! و یا  براساس آنچه در قطعنامه آمده است ایران با استناد به ماده 41 از فصل هفتم  منشور سازمان ملل، «تهدیدی علیه صلح» تلقی شده است! و با پذیرش توافق وین  نه تنها از دستور کار شورای امنیت بیرون نمی‌‌رود، بلکه دستکم برای مدت 10  سال دیگر تحت ماده 41 فصل هفتم باقی می‌ماند. و این نیز تحقیر دیگری و به  مفهوم آن است که ایران مقتدر و پیشتاز را که تهدیدی علیه صلح جهانی و  منطقه‌ای است، به بند کشیده! و فعلا! حداقل برای 10سال مهار کرده‌ایم!... و بندهای دیگری که اقلام خریداری مورد نیاز ایران را به اجازه رسمی از شورای امنیت سازمان ملل موکول می‌کند و به حریف حق بازرسی از تمامی محموله‌هایی  که از زمین و دریا و هوا به مقصد ایران حمل می‌شود داده است و... آیا مفهوم و خروجی این مواد و بندهای مشابه، چیزی غیر از «تحقیر» کشورمان است؟ و آیا از این طریق یکی دیگر از پایه‌های اقتدار ایران اسلامی که جایگاه رفیع  و  شکوهمند آن در جهان است، تضعیف نشده و آسیب نخواهد دید؟ 4- نهضت‌های  اسلامی و خط مقاومت در منطقه یکی دیگر از پایه‌های اصلی اقتدار جمهوری  اسلامی ایران است که حریف با عنوان عقبه استراتژیک ایران، از آن یاد  می‌کند. بدیهی است که با آسیب دیدن جایگاه برجسته ایران اسلامی،  اولا؛ خط  مقاومت که از ایران مقتدر الگو گرفته است نیز به شدت آسیب دیده و تضعیف  خواهد شد. چرا که پرچم استکبارستیزی جمهوری اسلامی ایران را که همواره بر  فراز بوده است- خدای نخواسته- «نیمه افراشته»! تلقی خواهند کرد! 5-  سامانه دفاع نظامی پیشرفته جمهوری اسلامی ایران که برخورداری  از موشک‌های  بالستیک میان‌برد- و انشاءالله در آینده دوربرد- از جمله این تسلیحات مدرن  است، یکی دیگر از پایه‌های قدرت جمهوری اسلامی ایران است، که بند 3 از  ضمیمه B قطعنامه 2231، به گونه‌ای آشکار- و نه پنهان- می‌تواند کشورمان را  از داشتن این تسلیحات پیشرفته و کارساز محروم کند. ضمن آن که اجازه بازرسی  از مراکز نظامی و بازجویی از دانشمندان هسته‌ای و نظامی در پوشش ظاهر فریب  «دیدارهای فنی و کارشناسی»! و موارد مشابه دیگری که پرداختن به آن فرصت  جداگانه‌ای می‌طلبد، در صورت پذیرش توافق وین، می‌تواند ایران اسلامی را در عرصه توان نظامی و دفاعی به کشوری ضعیف و دست‌چندم تبدیل کند! ۶- اکنون وقت قضاوت است  و پاسخ به این پرسش که آیا در صورت پذیرش توافق وین و  اجرای مفاد این توافق و قطعنامه 2231 که تضمین آن است، جمهوری اسلامی ایران اصلی‌ترین پایه‌های اقتدار خود را از دست نمی‌دهد؟! آیا این روند- در صورت عملیاتی شدن - دلسردی مردم پاکباخته و فداکار این مرز و بوم را که همه  روزهای حادثه در میدان حاضر بوده‌اند به‌دنبال نخواهد داشت؟! آیا، پرچمداری ایران اسلامی به عنوان یک قطب قدرت منطقه‌ای و جهانی را با آسیب روبرو  نمی‌کند؟! آیا خط سرنوشت‌ساز مقاومت و جریان پرقدرت و پرشتاب بیداری اسلامی را که عقبه استراتژیک کشورمان است، تضعیف، ناامید و بی‌الگو نخواهد کرد؟! و توان نظامی جمهوری اسلامی ایران را که امروزه زبانزد همه مراکز استراتژیک  جهان است، تحلیل نمی‌برد و به سمت صفر میل نمی‌دهد؟! و... دهها پرسش دیگر  از این دست که در صورت پذیرش توافق وین، تحقق آن غیرقابل تردید خواهد بود. ۷-  حالا نوبت پرسش پایانی این وجیزه است و آن، این که؛ با وجود تلاش پی‌گیر  آمریکا و متحدانش برای براندازی جمهوری اسلامی ایران که طی سی‌وچند سال  گذشته از سوی حریف به عنوان یک هدف استراتژیک دنبال شده و می‌شود، آیا در  صورت پذیرش توافق وین و در حالی که ایران اسلامی به یک کشور ضعیف و ناتوان  تبدیل شده است، آمریکا در عملیاتی کردن آرزوی بر زمین مانده خود کمترین  تردیدی خواهد کرد؟! پاسخ این پرسش خالی از ابهام است و در آن حالت- که  انشاءالله هرگز پدید نخواهد آمد- آمریکا احتمالا برای تحقق اهداف  براندازانه خود نیازی به حمله نظامی مستقیم ندارد بلکه راه‌اندازی یک جنگ  نیابتی -PROXY  WAR - نظیر آنچه این روزها علیه سوریه، عراق و اخیرا یمن در جریان است هم می‌تواند برای حریف کارساز باشد! ۸- و بالاخره، با جرأت  می‌توان گفت که با حضور رهبری حکیم، انقلابی و هوشمند، این آرزوی دشمن نیز  مانند همیشه بر زمین خواهد ماند و در این‌باره اشاره به بیانات حکیمانه و  مقتدرانه رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نمازعید فطر امسال را می‌توان و  باید «نقشه راه» دانست که به آن خواهیم پرداخت.

هیئت مدیره بانک ها از 120 تا 990 میلیون پاداش گرفتند

مشرق گزارش می‌دهد؛

هیئت مدیره بانک ها از 120 تا 990 میلیون پاداش گرفتند

با برگزاری مجامع سالیانه بانک‌ها، مبالغ پاداش هیئت مدیره و حق جلسات اعضای هیئت مدیره آنها مشخص شد که  بالاترین پاداش‌ها مربوط به بانک‌های خاورمیانه و اقتصاد نوین است که نزدیک به یک میلیارد تومان است و کمترین رقم پاداش هم 120 میلیون تومان اعلام شده است.
گروه اقتصادی مشرق- بر اساس تصميمات مجمع عمومي عادی ساليانه صاحبان سهام بانک‌های مختلف برای سال مالي منتهي به 29 اسفند 1393، ارقام قابل توجهی برای پاداش هیئت مدیره بانک‌ها در نظر گرفته شده است.
بالاترین پاداش هیئت مدیره بانک‌ها مربوط به بانک‌های خاورمیانه و اقتصاد نوین است که نزدیک به یک میلیارد تومان است.
کمترین رقم پاداش هیئت مدیره‌ها هم 120 میلیون تومان اعلام شده است.
پاداش هیئت مدیره بانک‌ها: 120 تا 990 میلیون تومان
لازم به ذکر است مجمع عمومي عادی ساليانه برخی بانک‌ها هنوز تشکیل نشده است. چند بانک نیز با وجود برگزاری مجمع عمومي عادی ساليانه، به علت طولانی شدن مباحث، تصمیم‌گیری درباره پاداش هیئت مدیره را به جلسه دیگری موکول کرده‌اند.
در هر حال، مطابق گزارش‌های رسمی از تصمیمات مجمع عمومي عادی ساليانه بانک‌ها، مبالغ حق جلسات و پاداش هیئت مدیره بانک‌ها به شرح ذیل است:
1. بانک کارآفرین
حق حضور اعضای غیرموظف هیئت مدیره: یک میلیون و 200 هزار تومان بابت برگزاری 4 جلسه در ماه
پاداش هیئت مدیره: 450 میلیون تومان
2. بانک صادرات
حق حضور اعضای غیرموظف هیئت مدیره: 2 میلیون تومان بابت برگزاری 4 جلسه در ماه
پاداش هیئت مدیره: 400 میلیون تومان
3. بانک آینده
حق حضور اعضای غیرموظف هیئت مدیره: یک میلیون تومان بابت برگزاری 4 جلسه در ماه
پاداش هیئت مدیره: 0 میلیون تومان (رقم صفر میلیون درج است)
4. بانک دی
حق حضور اعضای غیرموظف هیئت مدیره: یک میلیون و 200 هزار تومان بابت برگزاری یک جلسه در ماه
پاداش هیئت مدیره: 120 میلیون تومان
5. بانک ملت
حق حضور اعضای غیرموظف هیئت مدیره: نامعلوم
پاداش هیئت مدیره: 550 میلیون تومان
6. بانک مهر اقتصاد
حق حضور اعضای غیرموظف هیئت مدیره: 800 هزار تومان بابت برگزاری 4 جلسه در ماه
پاداش هیئت مدیره: 155 میلیون تومان
7. بانک اقتصاد نوین
حق حضور اعضای غیرموظف هیئت مدیره: یک میلیون و 600 هزار تومان بابت برگزاری یک جلسه در ماه
پاداش هیئت مدیره: 990 میلیون تومان
پاداش هیئت مدیره بانک‌ها: 120 تا 990 میلیون تومان
 
8. بانک انصار
حق حضور اعضای غیرموظف هیئت مدیره: یک میلیون و 300 هزار تومان بابت برگزاری 2 جلسه در ماه
پاداش هیئت مدیره: 277 میلیون تومان
09. بانک تجارت
حق حضور اعضای غیرموظف هیئت مدیره: نامعلوم
پاداش هیئت مدیره: 300 میلیون تومان
10. بانک سینا
حق حضور اعضای غیرموظف هیئت مدیره: یک میلیون تومان
پاداش هیئت مدیره: 250 میلیون تومان
11. بانک حکمت ایرانیان
حق حضور اعضای غیرموظف هیئت مدیره: یک میلیون و 600 هزار تومان بابت برگزاری 4 جلسه در ماه
پاداش هیئت مدیره: 130 میلیون تومان
12.  بانک سامان
حق حضور اعضای غیرموظف هیئت مدیره: یک میلیون و 500 هزار تومان بابت برگزاری 4 جلسه در ماه
پاداش هیئت مدیره: نامعلوم
13.بانک خاورمیانه
حق حضور اعضای غیرموظف هیئت مدیره: یک میلیون تومان بابت برگزاری 2 جلسه در ماه
پاداش هیئت مدیره: 960 میلیون تومان
لازم بذکر است که در شرایط رکود و در حالی که در سال 93 اکثر بنگاه های اقتصادی، سودی به سهامداران خود پرداخت نکردند و بسیاری از کارگاه های تولیدی در شهرک های صنعتی در حالت تعطیل و نیمه تعطیل قرار داشتند و بعد از کاهش نرخ سود بانکی هم، برخی بانک ها در نامه نگاری به بورس از ضرر بانک‌ها با این اقدام بانک مرکزی گفته بودن، اما عملکرد مجامع برخی بانک ها و پرداخت های چند صدمیلیونی به هیات مدیره این بانک ها از خبرهایی دیگر حکایت دارد!

قدرت موشکی‌مان در توافق محدود نمی‌شود

روحانی در گفت‌وگوی زنده تلویزیونی:
نمی‌گذاریم امنیت ملی در سایه اجرای پروتکل خدشه‌دار شود/قدرت موشکی‌مان در توافق محدود نمی‌شود/خصومت غربی‌ها و عدم  اعتماد ما به آنها هنوز ادامه دارد

رئیس‌جمهور با بیان اینکه هیچ کس در دنیا امنیت ملی و اسرار نظامی خود را معامله نمی‌کند، گفت: ما نمی‌خواهیم که کوچک‌ترین اسرار ملی و نظامی ما حتی اسرار اقتصادی و تجاری ما نه در این توافق بلکه در هر توافقی خدشه‌دار شود.

            

روحانی در ابتدای سخنان خود، گفت: من هم خوشحالم از این فرصتی که امشب پیش آمده تا میهمان مردم ایران، خانه‌های مردم عزیز این سرزمین، روستائیان، شهری‌ها، پیرمردها، پیرزن‌ها، جوان‌ها و ایرانیان خارج از کشور و همه ملت ایران باشم.

وی افزود: من می‌خواهم خدمت این ملت بزرگ سلام عرض کنم و به این ملت بزرگ خسته‌ نباشید بگویم، به خاطر ایستادگی‌شان، صبوری‌های‌شان، مقاومت‌شان و به آنها تبریک بگویم به خاطر موفقیت‌های بزرگ‌شان در طول تاریخ بعد از انقلاب اسلامی. پیروزی انقلاب اسلامی، پیروزی در دفاع مقدس و امروز موفقیت در موضوع مهم هسته‌ای است.

روحانی خاطرنشان کرد: من دلم می‌خواهد محضر مردم ایران از این نقطه شروع کنم که چرا ما مذاکره را انتخاب کردیم و چرا این مذاکره را جدی دانستیم؟ شما اشاره کردید به ایام و دوران رقابت‌های انتخاباتی و آن شبی که من مصاحبه کردم که شما گفتید 777 روز از آن روز و آن شب گذشته است.

وی ادامه داد: آنچه که من در ایام انتخابات ریاست جمهوری سال 92 فکر می‌کردم این بود که ملت ایران در همه صحنه‌ها موفق بوده و امکان پذیر نیست که این ملت در صحنه‌ای شکست بخورد و تسلیم شود، اما در همان زمان گفتم که پیروزی در سایه حمایت مردم، رهبری معظم انقلاب و تدبیر دولت امکان پذیر است.

رئیس‌جمهور ادامه داد: در مقام عمل ما دیدیم که مذاکره می‌تواند موفق باشد اما شرایط موفقیت آن مذاکره را یک ملت، یک رهبر و همه دست‌اندرکاران باید فراهم کند.

وی اظهارداشت: مقاومت ملت یک سرمایه بزرگ بود اگر مردم ایستادگی نمی‌کردند ما حتماً پیروز نبودیم.

اگر پیشرفت هسته‌ای نداشتیم در همان زنجیره اول ناموفق بودیم

روحانی با بیان اینکه کار دانشمندان ما یک دستاورد بود، خاطرنشان کرد: اگر ما در زمینه هسته‌ای نمی‌توانستیم پیشرفت کنیم در همان زنجیره اول ناموفق بودیم و در زنجیره دومی که هم درست می‌کردیم به همین ترتیب در تولید آب سنگین ناموفق بودیم، در ساخت رآکتور نمی‌توانستیم حرکت کنیم و معنا نداشت که دنیا با ما مذاکره کند.

رئیس جمهور در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد: از طرفی دیگر مردم در طول این دو سال اخیر یک سری سرمایه‌های دیگر را هم به صحنه آوردند که اولین سرمایه ملّت حضور 73 درصدی آنها در حماسه سیاسی و انتخابات بود.

روحانی افزود: انتخابات 2 سال پیش به تعبیر بنده یک نوع رفراندوم بود که چگونه ما باید حرکت کنیم و چگونه باید موفق شویم، همچنین بحث تعامل سازنده با دنیا و اینکه چگونه باید با دنیا رفتار کنیم و منطق و ادب ما چگونه باید باشد، در آن برهه از سوی مردم مشخص شد.

درشت‌گویی پیروز نمی‌شود بلکه درست‌گویی پیروز خواهد شد

وی با بیان اینکه بنده در همان مصاحبه که با جنابعالی در شبکه 2 سیما داشتم، گفتم که درشت‌گویی پیروز نمی‌شود، بلکه درست‌گویی پیروز خواهد شد، ادامه داد: ما راه منطق و درست‌گویی را برگزیدیم.

رئیس دولت یازدهم با اشاره به سفر خود به نیویورک، گفت: بنده یک ماه پس از انتخابات به سفر نیویورک رفتم برای شرکت در مجمع سازمان ملل و در آنجا به همه دولت‌های دنیا، جهان عاری از خشونت و افراط‌گری را پیشنهاد کردم و این پیشنهاد بعد از چند ماه به تصویب دولت‌ها در مجمع سازمان ملل رسید.

وی افزود: همچنین آن ملاقات‌ها و صحبت هایی که در آنجا داشتیم، فضای تعامل را به اوج رساندیم و اولین مذاکره وزیر خارجه ایران با وزرای خارجه 1+5 در نیویورک محقق شد که این اتفاق کلیدی بود که برای شروع یک حرکت پرشتاب در انجام مذاکرات زده شد.

روحانی تأکید کرد: من اگر بخواهم یک کلمه در پاسخ به سؤال شما بگویم که بنده اکنون این فضای کنونی را پس از 2 سال چگونه می‌بینم، بدون اغراق می‌گویم دستاورد امروز بیش از تصور دیروز است. یعنی دیروز هم بنده برای موفقیت امید داشتم، اما آنچه که امروز به‌دست آوردیم بیش از آن چیزی بود که من 2 سال پیش فکر می‌کردم و این موفقیتی برای ملّت بزرگ ایران و مقام معظم رهبری بود.

وی ادامه داد: همچنین این موفقیت در سایه توجهات حضرت ولی عصر(عج)‌ و فداکاری، ایثار، شهامت، دانش و منطق، مذاکره‌کنندگان صورت گرفت.

روحانی در پاسخ به این سؤال که همواره یکی از دغدغه‌هایی که وجود دارد این است که غرب وفای به عهد نمی‌کند و یا حداقل خبری وجود داشت که شما در 4-5 روز آخر مذاکرات تهدید کردید که مذاکرات را ترک کنند، این بحث را چگونه ارزیابی می‌کنید و چشم‌انداز آینده را چقدر روشن می‌بیند که طرف مقابل به تعهداتی که داده پایبند باشد، گفت: ما با هر کشوری که مذاکره می‌کنیم برمبنای یک چهارچوب و اهدافی است.

ملت ایران با طرف مقابل ما خصومت داشته و دارند

روحانی ادامه داد: قدم به قدم انجام این مذاکرات برای آن کسی که فن مذاکرات را بلد است قابل سنجش است، البته طرف مقابل ما مخصوصا برخی کشورها، کشورهایی هستند که مردم ایران به آنها اعتمادی ندارند و با ملّت ایران خصومت داشته و هنوز هم ادامه دارد، اما درعین حال معنایش این نیست که اگر ما با یک کشوری مشکل داریم، نتوانیم با آن کشور روی یک هدف مشترک همکاری داشته باشیم.

وی همچنین افزود: شما می‌دانید که ما در ماجرای افغانستان، طالبان و صدام حسین و پایان حکومت صدام گرچه مستقیم مداخله نداشتیم، ولی بسیاری از گروه‌هایی که با ما و درکنار ما بودند، یک نوع اهداف مشترکی را با دیگران حس کردند و پیش رفتند، پس منافاتی ندارد که یک کشوری دوست ما نباشد، اما در یک مسئله مهم بین‌المللی ما نتوانیم مذاکره کنیم.

رئیس جمهور تصریح کرد: اینکه ما چگونه اعتماد کنیم و یا اینکه اعتماد ما صد درصد است یا خیر، هیچ‌کس نمی‌تواند آن را دقیقاً اعلام کند، من در برابر یک کشور ولو دوست و همسایه و هم‌مذهب، هنگامی که مذاکره می‌کنم اعتماد صد درصد دارم، بنابراین طبیعی است که 6 کشور دنیا با ما مذاکره می‌کردند و ما در آن توافق موقت ژنو که مربوط به اوایل آذر 92 می‌شود تا امروز که همچنان آن توافق ادامه دارد، ما در مقام عمل آزمایش کردیم و هم ما و هم طرف مقابل عمل کردند.

وی ادامه داد: آنها به ما قول داده بودند که بخشی از تحریم‌ها را بردارند و ما قول داده بودیم که برخی محدودیت‌هایی را بپذیریم که هر دو عمل کردیم، پس معلوم است که می‌شود اعتماد کرد، ما توافقی را که با کشورهای 1+5 کردیم مگر چند ساله است، فقط این توافق 10 ساله است و در گذشته هم یک توافق کم‌تر از 2 سال داشتیم. بنابراین 5 برابر همین توافق صورت گرفته است. اگر یک پنجم توافق امروز ما انجام دادیم و دیدیم که عمل می‌شود، می‌تواند یک علامتی برای این باشد که می‌توانیم کار را پیش ببریم.

در توافق به سه هدف مهم خود دست یافتیم

رئیس دولت یازدهم خاطرنشان کرد: این تفکر که ما در برابر دنیا دو راه بیش‌تر نداریم، یا تسلیم در برابر دنیا یا شکست دنیا است، منطق درستی پشت سر این حرف نیست؛ زیرا یک راه سومی هم وجود دارد و آن هم تعامل با دنیا است، البته این تعامل باید سازنده و در چارچوب منافع ملی و بُرد‌ـ‌بُرد باشد و بنده نیز در این میان همواره معتقدم توافق بُردـ باخت اولا شدنی نیست، ثانیا اگر بشود پایدار نخواهد بود، بنابراین توافق باید بُردـ‌بُرد باشد که ما ببنیم به اهداف اصلی‌مان دست پیدا کردیم و اینکه طرف مقابل هم اگر هدف مهمی دارد احساس کند به آن هدف دست پیدا کرده است، والا توافقی صورت نمی‌گیرد، همچنین توافق پایدار نمی‌ماند.

روحانی با تأکید بر اینکه ما در این توافق 3 هدف مهم داشتیم و به آن دست پیدا کردیم، گفت: به اعتقاد من طرف مقابل هم یک هدف مهم داشته و می‌گوید به آن دست پیدا کرده است. بنابراین به این صورت یک توافق بُرد‌ـ‌بُرد می‌شود و طرف مقابل هم ادعا می‌کند به هدفش رسیده است و ما هم ادعا می‌کنیم به اهداف خود رسیده‌ایم بنابراین به آنچه که امروز به‌دست آمده نمی‌توانیم بگوییم اعتماد صد درصد داریم. در عین حال هنگامی که شما هم یک تجارتی را با یک فرد یا کشور انجام می‌دهید صد درصد مطمئن نیستید که طرف مقابل شما به وعده عمل کند، اما شما یک مکانیزمی قرار می‌دهید تا ضرر نکنید، حتی اگر او به هم زد، شما متضرر نشوید و طرف مقابل هم این چنین مکانیزمی را در نظر خواهد گرفت. پس می‌توانیم برای توافقات مکانیزمی را در نظر بگیریم که درنهایت هیچ‌کدام ضرر نکنند.

روحانی تأکید کرد:‌ من با تجربه‌ای که در مدت این 2 سال و اجرای توافق موقت داشتیم، امیدوارم این توافق به خوبی پیش برود، البته ما باید مراحلی را طی بکنیم و تا کنون تنها یک مرحله را سپری کرده‌ایم و مراحل بعدی را باید طی کنیم و ان‌شاءالله این توافق عملیاتی می‌شود و مردم حاصل کار خودشان را خواهند دید.

طرف مقابل ادعا می‌کند ما را از بمب اتم بازداشته این یک توهم است

رئیس‌جمهور در پاسخ به این سوال که بسیاری در تحلیل مذاکرات می‌گویند ایران بمب اتم خود را فروخت و در عوض تلاش کرده که رونق اقتصادی و بحث مربوط به امنیت را بخرد، اما یک تحلیل دیگر وجود دارد و آن اینکه بعضی از نکات مثل اینکه زمینه برای بازرسی‌ها فراهم شود می‌تواند به عنوان یک خطر مطرح شود که پیش روی ملت ایران و سیستم دفاعی کشور باشد، جمهوری اسلامی ایران در این موضوع چه موضعی را دنبال می‌کند که دچار چالش نشود، گفت: در بخش اول سوالتان که می‌گوید طرف مقابل ما احساس می‌کند که ما را از بمب اتم بازداشته، اصلاً این پیروزی که ‌آنها اعلام می‌کنند و ادعا می کنند این است که ما کاری کردیم که بین ایران و بمب اتم یک سال فاصله بیاندازیم، این چیزی است که به صراحت می‌گویند که کاری کردیم که با اجرای این توافق اگر ایران بخواهند بمب اتم بسازد یک سال نیاز دارد تا به بمب برسد.

وی ادامه داد: از نظر ما این امر کاملاً خیال پردازی و توهم است،‌ اساساً مسئله هسته‌ای که به یک معضل تبدیل شد به خاطر این بود که طرف مقابل ما احساس کرد ما دنبال ساخت بمب هستیم.

روحانی در ادامه یادآور شد: البته اولش شاید استدلالی وجود داشت مبنی بر اینکه در نمونه‌برداری اولیه که در ایران در سال 82 انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که در ایران آلودگی‌های بالای 70 درصد وجود دارد و آلودگی به این معناست که آثاری وجود دارد که ما غنی سازی بالای 70 درصد انجام داده‌ایم که سر و صدا به این خاطر بود و حتی می‌خواستند پرونده ما را به شورای امنیت ببرند.

وی ادامه داد: ما هم نمی‌دانستیم که این آلودگی‌ها چیست. اما بعدها روشن شد که برخی از سانتریفیوژهایی که ایران خریداری کرده بود دست دوم بوده و در کشور دیگری تا 75 درصد بیشتر یا کمتر غنی سازی شده بود، بنابراین دلیل مختصری داشتند که این روشن و حل شد و آن کشور نیز مشخص شد و به آن کشور رفتند و بازرسی انجام دادند و معلوم شد.

به دنبال سلاح جمعی نیستیم

رئیس‌جمهور خاطرنشان کرد: اما در عین حال این مسیر توهم‌آمیز را ادامه دادند که ایران به دنبال ساخت بمب است و در این توافق نیز می‌گویند که ساخت بمب توسط ایران را با به تاخیر انداختیم، ملت ما به خوبی می‌‌داند ما اساسا به دنبال سلاح کشتار جمعی نیستیم و اگر می‌خواستیم سلاح کشتار جمعی درست کنیم، وقتی رژیم صدام با سلاح شیمیایی به کشور ما حمله کرد، ساخت سلاح شیمیایی خیلی آسان و ساده است، ما هم سلاح شیمیایی درست می‌کردیم و علیه مردم و ارتش عراق به کار می‌بردیم اما این مردم، مردمی نیستند که اخلاق را زیر پا بگذارند و اگر بخواهند از منافع ملی دفاع کنند، شرافتمندانه دفاع می‌کنند.

روحانی به ذکر خاطره‌ای پرداخت و تصریح کرد: من این یک بار گفتم که ما خلبانی را به عراق اعزام کردیم تا یک پل استراتژیک را بزند، کمی تاخیر کرده بود و ما نگران شده بودیم اما وقتی برگشت و دلیل را از وی جویا شدیم،‌پاسخ داد که من وقتی خواستم پل را بزنم، یک ماشین سواری بر روی پل عبور می‌کرد و من دور زدم و بعد هنگامی که پل را خالی دیدم، پل را زدم که این امر کار مهمی است چرا که این فرد جان خود را به خطر انداخته بود و هواپیما را به خطر انداخته بود، که این کار از لحاظ نظامی نادرست اما از لحاظ انسانی درست بود.

وی ادامه داد: جنگ ما جنگ شرافتمندانه بود و ما دنبال ساختن سلاح کشتار جمعی نرفتیم ، در زمانی که جنگ بود به دنبال این کار نرفتیم اکنون که جنگ نیست که به دنبال ساخت سلاح کشتار جمعی برویم و این امر دکترین و منطق ما نیست.

رئیس‌جمهور با اشاره به فتوای مقام معظم رهبری درباره ممنوعیت ساخت و نگهداری سلاح کشتار جمعی اظهارداشت: اگر طرف‌ مقابل ما ادعا می‌کند این موفقیت اوست،‌ اشکال ندارد موفقیت او باشد اما ما هیچ‌گاه دنبال بمب نبودیم و نیستیم.

روحانی با بیان اینکه به دستاورد بزرگی رسیده‌ایم تصریح‌کرد: ما تحت فصل هفت منشور ملل متحد و ماده 41 بودیم، وقتی کسی ذیل هفت می‌رود که سازمان ملل تشخیص می‌دهد طبق نظر آنان این کشور صلح و امنیت جهانی را تهدید می‌کند، پس ما قبل از قطعنامه 2231 به عنوان تهدیدکننده صلح و امنیت جهان از نظر سازمان ملل بودیم اما، امروز طبق همین قطعنامه به عنوان کشوری هستیم که به دنبال فناوری صلح آمیز هسته‌ای هستیم و این قطعنامه بر همکاری کشورها با ایران تاکید می‌کند بنابراین دیروز ما از نظر آنان تهدیدکننده بودیم و امروز کشوری هستیم که باید با ما تعامل شود.

وی خاطرنشان کرد: مردم ما می‌دانند هر کشوری که قطعنامه‌ای ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد علیه آن کشور تصویب شد، سال‌ها طول می‌کشد که از آن خارج شود و معمولا به جنگ و سرنگونی آن نظام منجر شده است، شما در عراق دیدید، عراق تحت فصل هفتم منشور قرار گرفت و رژیم صداق سرنگون شد و 10 سال بعد هم تحت فصل هفت ماند و خارج نشد.

رئیس جمهور با بیان اینکه ژاپن سالیان دراز تحت فصل هفت منشور ملل متخد بود تصریح کرد: ما بدون جنگ،‌بدون خواهش و تسلیم در برابر سازمان ملل متحد کاری کردیم که با منطق‌، مذاکره و دیپلماسی و در مسیر حقوقی کاری کردیم که همین سازمان ملل خودش آمده و عنوان را عوض کرده و خودش آمده و 6 قطعنامه های قبلی را لغو کرده که این بزرگترین دستاورد حقوقی و سیاسی ماست و من برایش نظیر نمی‌شناسم.

روحانی ادامه داد: معمولا صدا و سیما از صبح تا شب درباره برجام می گوید، اگر هست بگویید کدام کشور است با منطق از فصل هفت خارج شده است؟ ما حقوق هسته‌ای را تثبیت کردیم، در همین قطعنامه تحریم‌ها برداشته شده، حقوق ما تثبیت شده است، پس ما به سه هدف که همانا تثبیت حقوقمان، خروج از فصل هفت منشور ملل متحد و تحریم رسیده‌ایم.طرف مقابل می‌گوید که پیروزی را بدست آورده‌ام و ایران را برای رسیدن به بمب اتم یک سال به تاخیر انداخته‌ایم.

وی خاطر نشان کرد: اینکه شما می‌گویید شاید برخی‌ها نگران نظارت‌ها باشند، باید بگویم که ما چیز عجیبی را قبول نکردیم آنچه که ایران قبول کرده ان پی تی و پادمان بوده است. آنچه که امروز به بعد در اجرای این توافقنامه است، پروتکل الحاقی است ما فقط قبول نکردیم بیش از 140 کشور قبول کرده‌اند آنچه در کشورهای دیگر اجرا شده در اینجا هم اجرا می‌شود. هیچ کس در دنیا امنیت ملی خودش را معامله نمی‌کند اسرار نظامی خود را معامله نمی‌کند. ما نمی‌خواهیم که کوچک‌ترین اسرار و سر ملی و نظامی ما حتی اصرار اقتصادی و تجاری ما نه در این توافق بلکه در هر توافقی خدشه‌دار شود.

در زمینه سلاح‌های استراتژیک و تقویت بنیه دفاعی دولت در این دو سال کاری کرد که به اندازه 80 درصد 10 سال قبل است

رئیس‌جمهور با بیان اینکه ما یک بار داوطلبانه این پروتکل الحاقی را برای یک سال در ایران اجرا کرده‌ایم، گفت: همان موقع هم بعضی از روزنامه‌ها داستانی می‌گفتند. می‌گفتند که زیر زمین ریاست جمهروی را می‌گردند. هیچ گونه نگرانی به هیچ عنوان وجود ندارد. قدرت دفاعی ما به هیچ عنوان کاسته نخواهد شد. و کنار می‌گویند این دولت، دولت تدبیر و امید دنبال اقتصاد است. دنبال مهار تورم است، دنبال رفع رکود است، دنبال بهداشت و درمان است، دنبال سلامت است، دنبال سیاست خارجی است دنبال تقویت بنیه دفاعی نیست. برای اینکه مردم عزیز ما بدانند ما در سلاح‌های استراتژیک و در تقویت بنیه دفاعی ما کاری که دولت در این دو سال انجام داده، من در اینجا می‌خواهم به مردم ایران عرض کنم، چون بعضی‌ها گوشه به اندازه 80 درصد ده سال قبل است. یعنی آنچه در ده سال قبل انجام گرفته، این دولت ظرف دو سال 80 درصد آن ده سال سلاح لازم را آماده کرده، تجهیزات لازم را آماده کرده، انبار کرده است.در زمینه هسته‌ای نیز اولین تست مکانیکی (IR8) که بزرگ‌ترین دستاورد ماست در این دولت انجام شده است.

رئیس جمهور اظهارداشت: ما در بحث امنیت ملی بسیار حساس هستیم و یکی از دستاوردهای توافق امنیت ملی ماست، البته کشور ما هیچ‌گاه از تهدید نمی‌هراسد، اما کشوری که در سال‌های گذشته شبهه تهدید یا شبه تهدید برای این مردم بود، امروز با این توافق نه شبه تهدید است و نه شبح تهدید و امنیت ملی ما به مراتب بهتر از گذشته است.

روحانی خاطرنشان کرد: امنیت مدنظر ما تنها در بحث جنگ نیست و منظور از آن ایجاد فضای امن برای فعالیّت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است و امروز این فضا از هر زمان دیگری نسبت به سال‌های گذشته امن‌تر است و اجرای توافق و قطع‌نامه شورای امنیت نه تنها مشکلی را برای امنیت ملی و قدرت دفاعی ما ایجاد نمی‌کند، بلکه در همین قطع‌نامه تحریم تسلیحاتی ما به محدودیت تبدیل شده، آن هم برای 5 سال که حتی به‌صورت موردی ما می‌توانیم معامله داشته باشیم که این امر با مقرراتی که در قطع‌نامه آمده انجام می‌شود و در بحث موشکی نیز دوره آن محدود شده است.

به هیچ عنوان اجازه تضعیف قدرت دفاعی‌مان را نمی‌دهیم

وی ادامه داد: در عین حال این قطع‌نامه هیچ‌گونه محدودیتی برای ما ایجاد نمی‌کند. بیانیه جمهوری اسلامی ایران بعد از این قطع‌نامه به صراحت عنوان کرده که ما به هیچ عنوان امنیت ملی و قدرت دفاعی‌مان را اجازه نخواهیم داد تضعیف شود و طبق این قطع‌نامه قدرت موشکی ما نیز تهدید نمی‌شود؛ چراکه این قطع‌نامه می‌گوید موشکی که دیزاین شده و برای حمل کلاهک هسته‌ای طراحی شده باشد. ما که هیچ وقت چنین دیزاینی نداریم و نخواهیم داشت؛ چراکه به دنبال بمب هسته‌ای نیستیم.

رئیس‌جمهور اظهار داشت‌: این درحالی است که در قطع‌نامه‌های قبلی (قطع‌نامه 1929) آمده بود اگر موشکی امکان و توان حمل کلاهک هسته‌ای را داشته باشد، ممنوع است و امروز این لفظ نیامده که این توان را داشته باشد، آمده اگر طراحی شده باشد، بنابراین هیچ‌گونه نگرانی وجود ندارد. این یک موفقیت بسیار خوب است که ملّت بزرگ ما با هدایت‌های مقام معظم رهبری کسب کرده است.

روحانی خاطرنشان کرد: این دولت از آغاز در شرایط تحریم به دنبال حل‌وفصل مسائل اقتصادی بود. یکی از دلایل پیروزی ما در این مذاکرات همین است، اگر ما در دوران مذاکرات نمی‌توانستیم تورم را کاهش دهیم در مذاکرات پیش نمی‌رفتیم و دشمن امیدوار می‌ماند و می‌گفت که تحریم‌ها اثر دارد و اگر این تورم افزایش پیدا می‌کرد، به هیچ عنوان در مذاکرات پیروز نمی‌شدیم.

وی افزود: من به مردم قول داده‌ام که تا پایان این دولت که با حمایت مردم به تورم یک رقمی پایدار خواهیم رسید که آرزوی 40 ساله این مردم است. در زمینه رشد اقتصادی نیز البته ما امسال به خاطر کاهش قیمت نفت و تحریم خیلی تحت فشار بودیم و سال آینده شرایط ما تغییر خواهد کرد و ما می‌توانیم از این مشکلات عبور کنیم.

رئیس‌جمهور با بیان اینکه یک عامل موفقیت ما در مذاکرات حرکت درست ما در زمینه مسائل اقتصادی بود، اظهار داشت: البته من معتقدم تحریم موفق نخواهد بود، اما مؤثر است. اگر می‌خواهند ملتی را با تحریم بشکنند ناموفق‌اند، اما اگر بخواهند تحریم تأثیرگذار باشد، بله تأثیر دارد.

روحانی خاطرنشان کرد: وقتی ما در شرایط تحریم می‌خواستیم کالایی را وارد کنیم باید برای آن بیمه واسط درست می‌کردیم؛ چراکه بیمه‌های بین‌المللی ما را تحریم کرده بودند. کشتی‌ها نمی‌توانستند در بنادر ما پهلو بگیرند. ما باید بار را در یک بندر واسط برده و از آنجا بارگیری می‌کردیم.

وی ادامه داد: بانک‌های ما تحریم‌ بودند و ما باید یک هزینه اضافه‌ای را برای پرداخت هزینه یک کالا پرداخت می‌کردیم و چون ما مستقیم از طریق بانک نمی‌توانستیم پولی را پرداخت کنیم، از طریق واسط پول پرداخت می‌کردیم، حتی حق پرچم می‌دادیم؛ چراکه کالا نمی‌توانست با پرچم ایران بیاید و ما برای استفاده از پرچم کشوری دیگر در این باره 10 درصد پول پرچم می‌دادیم.

رئیس جمهور اظهار داشت: تحریم‌ها ظالمانه، غیرقانونی و ضد حقوق بشر بوده و من این را به مسئولین و سران کشورهای اروپایی و کشورهای 1+5 به استثنای یکی از آنها که تلفنی با آن صحبت کردم، این مسئله را مطرح کردم که تحریم‌ها ظالمانه و غیرانسانی بوده است.

 

ادامه نوشته

داعش، القاعده و عربستان در یک سنگر در عدن می‌جنگند

رهبر انصارالله یمن: داعش، القاعده و عربستان در یک سنگر در عدن می‌جنگند/دشمنان در باتلاقی بزرگ گرفتار شدند

رهبر جنبش انصارالله یمن با تاکید بر مقاومت یمنی‌ها در برابر تجاوزات عربستان اعلام کرد که مقاومت ملت نشان دهنده حقیقت و اصالت این ملت است.

            

خبرگزاری فارس: رهبر انصارالله یمن: داعش، القاعده و عربستان در یک سنگر در عدن می‌جنگند/دشمنان در باتلاقی بزرگ گرفتار شدند                

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری فارس به نقل از شبکه تلویزیونی المسیره، «سید عبدالملک الحوثی» رهبر جنبش انصارالله یمن در سخنرانی امروز خود به آخرین تحولات داخلی این کشور پرداخت.

وی در ابتدای این سخنرانی از مقاومت ملت یمن در برابر حملات وحشیانه دشمن تمجید کرد و گفت: این مقاومت، واقعیت و اصالت ملت یمن را اثبات می کند.

عبدالملک الحوثی تاکید کرد که دشمن در برابر ارده مردم یمن و استقامت آنها شکست خورده است.

رهبر جنبش انصارالله خطاب به ملت یمن گفت: شما وارد نبرد شرف، استقامت، استقلال، آزادی و دفاع مشروع و مقدس شده‌اید.

وی تاکید کرد که هیچ کس نمی تواند جلوی ملت یمن در جنگ علیه ظلم و ستم را بگیرد، حال امکانات و تجهیزات دشمن هراندازه باشد.

الحوثی افزود: ملت یمن در موضع حق قرار دارد و از آبرو و شرافت خود دفاع می کند، بنابر این در مسیری قرار دارد که پیروز خواهد شد.

رهبر انصارالله تصریح کرد: اوضاع یمن نشان می دهد که هرچه دشمن بر فشارها و تجاوزاتش بیفزاید، مردم یمن بیدارتر می شوند.

سید عبدالملک الحوثی در ادامه به حمله شدید طرفداران منصور هادی به عدن اشاره کرد و گفت: آنچه که در عدن رخ داده است، دستاورد محدودی برای دشمن به همراه داشت با وجود اینکه تجهیزات زیادی در اختیار داشته است، اما نشان داد که هر اندازه دشمنی افزایش یابد، احساس مسئولیت ملت ما بیشتر می شود.

وی تاکید کرد که تحولات اخیر عدن نه تنها پیروزی برای دشمنان به همراه نداشته است، بلکه در باتلاقی بزرگ گرفتار شدند.

رهبر انصارالله یمن با تأکید بر اینکه اسرائیل از حمله عربستان به یمن سود می‌برد، خطاب به مردم یمن گفت: دلیل اینکه نسبت به سرزمین شما طمع دارند، موقعیت جغرافیایی ممتاز آن است.

وی تاکید کرد: اینگونه اقدامات مطمئنا منجر به شکست مردمی که خواری و ذلت را نمی‌پذیرند، نمی‌شود.

سید عبدالملک الحوثی با تأکید بر اینکه داعش، القاعده و عربستان در «عدن» در یک سنگر قرار دارند، افزود:جنایت‌هایی مانند قتل و کشتار  علیه مردم یمن با هدف محو هویت یمنی است.

وی در این مورد ادامه داد: پروژه متجاوزان در یمن، پروژه تخریب و اشغال و هدف قرار دادن هویت یمن است.

رهبر انصارالله یمن دشمن سعودی را در وضعیتی توصیف کرد که در بحران ایجاد شده شکست خورد و برای به تحقق پیروزی دست به هر کاری می‌زند.

وی در مورد «عدن» گفت: اعدام‌ها و کشتار دسته جمعی درعدن وجود دارد که هیچ گونه توجیهی ندارد.

رهبر جنبش انصارالله تاکید کرد: دشمن متجاوز تلاش می کند یمنی ها را خوار و تصمیمات و دستورات خود علیه آنها را دیکته کند. سخن درباره مشروعیت منصور هادی بی معنی است.

الحوثی گفت: واقعیت این است که منصور هادی رئیس جمهور مستعفی و فراری یمن و تمامی وزیرانش برای امیران سعودی به اندازه یک لنگه کفش ارزش ندارند، بلکه از آنها برای پیشبرد اهدافشان سود می برند.

وی خاطرنشان کرد: متجاوزان به یمن که میلیاردها دلار هزینه کردند و خسارت های زیادی متحمل شدند، به دنبال سیطره بر کل مناطق یمن هستند و ادعاها در مورد ایجاد و حفظ امنیت ملی همسایگان یمن دروغی بیش نیست.

عبدالملک الحوثی در ادامه این سخنرانی اظهار داشت که حمله متجاوزان به یمن اثبات کرد که مردم کشور برای حفاظت از خود نیاز به ضمانت‌هایی دارند.

وی با اشاره به اینکه گزینه‌های راهبردی برای پاسخ به متجاوزان امری ضروری است ابراز داشت که ما آماده مبارزه برای دفاع از یمن است.

عبدالملک الحوثی با اشاره به اینکه دشمن به هر اندازه که به نبرد ادامه دهد بیشتر در باتلاق فرو خواهد رفت، اظهار داشت:  راه حل سیاسی در داخل یمن صورت می گیرد، اما از تلاش‌های عربی و غیرعربی برای رسیدن به راه حل سیاسی برای یمن استقبال می‌کنیم.

وی خطاب به مردم جنوب یمن تاکید کرد که عربستان سعودی در حال فریبکاری است و نباید بیش از این در حل مشکل خلأ سیاسی تاخیر کرد.

انتهای پیام/ح

تب خالکوبی‌‌های عجیب و میلیونی از اراذل تا منازل

یک لحظه مکث/
تب خالکوبی‌‌های عجیب و میلیونی از اراذل تا منازل/از خالکوبی‌های داخل چشم تا خالکوبی روی زبان

خالکوبی که روزی بر روی دست اراذل و اوباش دیده می‌شد امروز مد شده است و برخی به دنبال جدیدترین مدل‌های خالکوبی هستند و بر ایشان فرقی ندارد، خالکوبی داخل چشمشان باشد یا روی زبانشان، مهم متفاوت بودن آن‌ها از بقیه هم‌سال‌هایشان است.

            

خبرگزاری فارس: تب خالکوبی‌‌های عجیب و میلیونی از اراذل تا منازل/از خالکوبی‌های داخل چشم تا خالکوبی روی زبان                

خبرگزاری فارس - گروه جامعه: خالکوبی یا تاتو به عمل ایجاد نقوش دائمی یا با ماندگاری بالا بر روی پوست گفته می‌شود، خالکوبی در گذشته در کشورمان بیشتر نزد زنان، پهلوانان و اوباش مرسوم بوده است.

مردم بومی ژاپن نیز به صورت سنتی بر روی صورت خود خالکوبی می‌کنند که امروزه در میان مردم شمال آفریقا، مدرم برخی از مناطق نیوزیلند و تایوان نیز شایع شده است.

بررسی تندیسه‌هایی در پازیریک و لرستان نشان می‌دهد که از دوره هخامنشیان خالکوبی بر روی بدن‌ها انجام می‌شده است تا جایی‌که مولوی نیز در مثنوی معنوی در داستان پهلوان قزوینی به عمل خالکوبی با عنوان «کبودی زدن» اشاره می‌کند.

با گذشت زمان و به مرور خالکوبی از میان یک قشر خاص در جامعه که معمولا اراذل و اوباش بودند به سایر گروه‌ها نیز سرایت کرد و اگر امروز به آرایشگاه‌های سطح شهر سری بزنید به راحتی می‌بینید که در تقریبا تمام آرایشگاه‌ها خالکوبی یا همان تاتو بر روی نواحی مختلف بدن انجام می‌شود.

شاید در گذشته تاتو یا همان خالکوبی بیشتر در میان زنان و برای زیبایی در صورت برای ایجاد خط لب، خط چشم یا ابرو استفاده می‌شد اما امروز مردان گوی سبقت را از زنان ربوده‌اند و از آن‌ها پیشی گرفته‌اند خالکوبی کلمات، جملات، عکس‌ها، نمادها و ... از جمله مواردی هستند که در میان مردان دیده می‌شود و حتی به یک مد و پز تبدیل شده است و هشدارهای پزشکان در مورد ابتلا به بیماری‌های پوستی و خطر انتقال هپاتیت نیز تا کنون نتوانسته است مانعی برای گسترش خالکوبی در میان جوانان کشور شود.

هر چند نفوذ و گسترش زیرپوستی فرهنگ غرب در جامعه شاید یکی از دلایل گرایش جوانان به این موضوع باشد اما در داخل کشور نیز کم نیستند جوانانی که برای اینکه خود را به هنرپیشه یا بازیکن مورد علاقه خود نزدیک کنند عنوان و یا چهره او را بر روی بدن خود حک می‌کنند و یا حتی مدل خالکوبی او را انتخاب می‌کنند.

جوانانی که در اوج جوانی برای اینکه عشق آتشین خود را به فرد مورد علاقه‌شان ثابت کنند درد و خون و کبودی را تحمل می‌کنند تا نام او همراه با جملات عاشقانه بر روی بدنشان خالکوبی شود ولی از آنجا که معمولا اینگونه علاقه‌ها سرانجامی ندارد پس از مدتی پاک کردن آن خالکوبی‌ها به معضلی تبدیل می‌شود که حتی به گفته پزشکان حتی با لیزر درمانی نیز از بین نمی‌رود و در گاهی موارد عمل‌هایی مانند پیوند پوست به افراد توصیه می‌شود.

عجیب ترین خالکوبی‌هایی که تا کنون انجام شده است از خالکوبی هواداران تیم‌های فوتبال بر روی بدنشان است که از تاریخچه آن تیم گرفته تا عکس بازیکنان تیم‌های مختلف که گاهی تمام بدن فرد را نیز پر کرده است تا خالکوبی بر روی زبان و چشم و خالکوبی‌های دیگری که حتی دیگر نمی‌توان نام خالکوبی را بر روی آنها گذاشت و در آنها چند لایه از پوست بدن برداشته می‌شود و با ایجاد پستی و بلندی بر روی پوست طرح‌های مختلفی بر روی بدن نقش بسته می‌شود که این نوع حکاکی‌ها بر روی بدن به عفونت شدید پوست منجر می‌شود و خالکوبی‌های سه بعدی نیز این روزها بازار گرمی پیدا کرده است.

متأسفانه در کشور ما نیز رواج خالکوبی در میان بازیکنان تیم‌های ورزشی باعث شده است که کمیته اخلاقی فدراسیون‌های مختلف بارها در مورد استفاده نکردن از این خالکوبی‌ها هشدار دهد و جریمه‌هایی نیز برای بازیکنان خاطی در نظر بگیرد.

در حالیکه زمانی خالکوبی تنها در میان اراذل و اوباش دیده می‌شد و باعث انزجار مردم بود اما متأسفانه به یک مد تبدیل شده است که بیشتر در میان جوانان و با توجه به تفریحات مختلف آنها تغییر می‌کند عده‌ای برای رفتن به مهمانی‌های خاص خود و عده‌ای برای رفتن به استخر نواحی مختلف بدن خود را خالکوبی می‌کنند و هر روز به دنبال مدل‌های جدیدی می‌گردند که از سایر دوستان خود عقب نمانند و در هر محفلی که حاضر می‌شوند طرح جدیدی برای ارائه داشته باشند.

طراحی نمادهای تولد، طراحی روی مچ دست، پشت بازو و بین انگشتان دست، طرح‌های ماه، ستاره، گربه، فرشته و طرح‌های کوچک از طرح‌هایی است که بیشتر در میان دختران رواج دارد.

با سر زدن به چند آرایشگاه و حتی با جست و جو در اینترنت به راحتی می‌توان حدود قیمت‌ خالکوبی‌ها را متوجه شد که البته بسته به مناطق مختلف تهران، آرایشگاه و منازل و با توجه به اندازه طرح مورد نظر قیمت‌ها از چند هزار تومان آغاز می‌شود و طرح‌های بزرگ میلیون‌ها تومان برای فرد آب می‌خورد و حتی با یک تماس فردی که نام خود را طراح حرفه‌ای انواع خالکوبی‌ها گذاشته است تنها با یک کیف به خانه مشتری‌های خود می‌رود تا مبادا مشتریان خود را از دست بدهد.

به گفته برخی کارشناسان گرایش جوانان به استفاده از خالکوبی‌ها از بحران هویتی در میان جوانان خبر می‌دهد که سعی می‌کنند رنگی بر روی ضعف‌های خود بزنند و خود را در پشت آنها پنهان کنند.

همچنین جوانانی که تمایل به دیده شدن دارند اما در فعالیت‌های اجتماعی نتوانسته‌اند به جایگاه‌های مورد انتظار خود دست پیدا کنند سعی می‌کنند به روش‌های دیگری خود را برتر از سایرین نشان دهند که خالکوبی نیز یکی از این راه‌ها است.

لزوم نظارت بیشتر بر روی عملکرد آرایشگاه‌ها، نظارت بر آگهی‌های اینترنتی، ترویج سبک زندگی ایرانی-اسلامی توسط نهادهای آموزشی و تربیتی از سنین پایین، فراهم کردن زمینه بروز استعدادهای جوانان در زمینه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی، اشتغال پایدار و مناسب و تدوین سیاست‌ها و برنامه‌هایی که بتواند اوقات جوانان را با برنامه‌های مفید پر کند شاید راهکارهایی باشد برای اینکه جوانان به دنبال مدگرایی و غرب گرایی نروند و برای تعالی خود در مسیر صحیحی گام بردارند.

انتهای پیام/

آسیب استفاده از لوازم آرایش؛

 
«لب‌های سربی» به مصرف بی‌رویه لوازم آرایشی در کشور توسط بانوان انتقاد دارد؛ زیرا مواد خطرناکی مانند سرب و فلزات سنگین در این لوازم، از حساسیت‌های پوستی تا احتمال شیوع سرطان و بیماری‌های پوستی را بیشتر می‌کند.
گروه جنگ نرم مشرق- گرایش انسان به زیبایی فطری است اما این احساس در میان زنان بیشتر از مردان وجود دارد؛ از هزاران سال پیش تاکنون بشر برای نیل به این مقصود، راهکار آرایش سر و صورت را انتخاب کرده که البته در هر قوم، قبیله و جامعه‌ای، افراط و تفریط‌هایی در این زمینه دیده می‌شود.

در زمان کنونی آرایش دست و صورت برای بعضی افراد به صورت خواسته یا ناخواسته، با غلظت زیادی همراه شده که این امر مشکلاتی نه فقط در حوزه اجتماعی، بلکه ضررهای جسمی فراوانی نیز برای این افراد ایجاد کرده است.

پیش از این با گزارشی با عنوان توجه رسانه صهیونیست به رواج آرایش در زنان ایرانی تا حدودی به وضعیت مصرف جنون‌آمیز لوازم آرایش در ایران صحبت کردیم و اکنون به شکلی عمیق‌تر می‌پردازیم به فشنگ‌های سربی‌ای که آماده خلق سرطان در بدن ایرانیان هستند:

موادی که در لوازم آرایشی و بهداشتی به ویژه از نوع نامرغوب و غیراستاندارد آن به کار می‌رود، می‌توانند خطرات جبران ناپذیری برای سلامت افراد استفاده کننده از این لوازم را داشته باشند؛ اما بسیاری از افراد به خصوص بانوان محترم کشور، بی‌تفاوت به این مسئله همچنان خرید لوازم آرایشی را در اولویت قرار می‌‎دهند و آن را از نان شب واجب‌تر می‌دانند.

وقتی «لب‌های سربی» زیباترند! + عکس و فیلم /// در حال ویرایش

«لب‌های سربی» مستندی با موضوع آسیب‌شناسی شیوع مصرف بیش از حد لوازم آرایشی و بهداشتی در کشور است که در آن پزشکان پوست، نسبت به وجود مواد سربی و فلزات سنگین در این لوازم هشدار می‌دهند

مصرف بالای لوازم آرایشی و بهداشتی در ایران نگرانی‌هایی را برای عموم به ویژه پزشکان، مسئولان سلامت و بهداشت جامعه در پی داشته که همین موضوع، «سعید شمس» را بر آن داشت که مستند «لب‌های سربی» را با موضوع آسیب‌شناسی شیوع مصرف بیش از حد لوازم آرایشی و بهداشتی در کشور با استفاده از تصاویر آرشیوی و مصاحبه با پزشکان پوست و مو بسازد. در ابتدای این فیلم، یکی از پزشکان متخصص در بیمارستان به راوی این مستند می‌گوید که اگر مواد آرایشی طولانی مدت بر روی پوست قرار بگیرد، جذب پوست می‌شود که می‌تواند مشکلات زیادی از جمله سرطان ایجاد کند.

حساسیت‌های پوستی، عارضه طبیعی لوازم آرایش

دکتر مهدی قیصری (متخصص پوست، مو و زیبایی) استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی به مخاطبان مستند در مورد ترکیبات مورد استفاده در مواد آرایشی و بهداشتی می‌گوید: متاسفانه مطالعه جامعی در هیچ جای دنیا در این باره صورت نگرفته است؛ همچنین برای اینکه یک محصول خاص آرایشی یا بهداشتی وارد بازار شود، نیازی به تائیدیه هیچ نهادی در دنیا بابت آزمایش ترکیبات آن ندارد. متاسفانه این موضوع موجب شده که بسیاری از شرکت‌های تولیدکننده این نوع محصولات در خلاء نبود نهاد مربوطه، در واقع خودشان مجوز استفاده از محصولات خود را صادر کنند!

وقتی «لب‌های سربی» زیباترند! + عکس و فیلم /// در حال ویرایش

دکتر قیصری می‌گوید متاسفانه برای اینکه یک محصول خاص آرایشی یا بهداشتی وارد بازار شود، نیازی به تائیدیه هیچ نهادی در دنیا بابت آزمایش ترکیبات آن ندارد

دکتر قیصری در ادامه در پاسخ به این سوال که آیا به غیر از حساسیت‌های پوستی، از بیماری‌هایی که مستقیم با لوازم آرایش در ارتباط باشند، چیز خاصی گزارش شده است؟ می‌گوید: این مسئله دقیقا نکته مبهم این محصولات است. حساسیت‌های پوستی، عوارض شناخته شده این محصولات هستند، اما آنچه که در ورای پوست صورت می‌گیرد، هنوز در حال بررسی است و نمی‌توان با دقت کاملی گفت که عارضه ثابتی در مورد این مواد وجود دارد. البته اهمیت نظارت و بررسی بر لوازم آرایشی و بهداشتی در دنیا به تازگی مهم شده است و بدین منظور نهاد‌هایی در بعضی دانشگاه‌های دنیا تشکیل شده‌اند.

هزینه لوازم آرایش برای مارک‌های معمولی، 200 هزارتومان در ماه!

برای کسب اطلاعات بیشتر، یک فروشنده لوازم آرایش در صحبت با راوی مستند می‌گوید که متوسط هزینه‌ای که خانم‌ها برای لوازم آرایش در ماه برای یک مارک معمولی می‌پردازند، حداقل بین 200 تا 250 هزارتومان، و پرفروش‌ترین لوازم آرایش نیز کرم پودر و ریمل است. البته در فیلم برای مخاطبان مشخص می‌شود، افرادی نیز وجود دارند که هفته‌ای 300 هزارتومان صرف خرید لوازم آرایش می‌کنند!

دکتر زهره تهرانچی‌نیا (متخصص پوست و مو) و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، پزشک دیگری است که از حساسیت به عنوان عوارض شایع استفاده از لوازم آرایش می‌گوید، اما در مورد عوارض کمتر شایع، از بیماری‌ها و سرطان‌های پوستی نام می‌برد. او در ادامه نکته‌ای از ویزیت بیماران خود مطرح می‌کند: لوازم آرایش آنقدر می‌توانند حساسیت‌های شایع ایجاد کنند که زمانی که خانمی برای حساسیت پوست صورت به ما مراجعه می‌کند، ابتدا از او درباره استفاده از لوازم آرایش سوال می‌کنیم.

 

 

دانلود

راوی مستند برای دریافت اطلاعات دقیق‌تر به بیمارستان بقیه الله می‌رود تا با مدیر گروه پوست این بیمارستان، دکتر سید مسعود داودی (متخصص پوست و مو) ملاقات کند؛ دکتر دادوی از وجود 2 دسته مواد در لوازم آرایشی می‌گوید: نخست موادی که از طبیعت استخراج شده‌اند، و دوم از مواد صنعتی و کارخانه‌ای نام ‌می‌برد که متاسفانه رواج تولید لوازم آرایشی با این مواد (صنعتی و کارخانه‌ای) روز به روز در حال زیاد شدن و به تبع آن حساسیت‌ها، آلرژی‌ها و واکنش‌های غیرمعمول به این مواد نیز گسترش پیدا کرده است. او در ادامه به تحریک پوست از طریق لوازم آرایش اشاره کرد که بعضی از این تحریک‌ها به شکل سوزش و قرمزی پوست، خود را نشان می‌دهد؛ و بعضی دیگر نیز به شکل خارش پدیدار می‌شوند.

 

 

دانلود

در «لب‌های سربی» سه دختر جوان که از لوازم آرایش استفاده می‌کنند، حرف‌های فروشنده لوازم آرایش را در مورد خرید متوسط 200 هزارتومان در ماه را تایید می‌کنند و می‌گویند که در طول روز در حدود 10 تا 12 ساعت این آرایش بر روی صورت‌هایشان قرار دارد. دو نفر از این دختران در پاسخ به این سوال که «چه احساسی در زمان‌هایی که بدون آرایش به خیابان می‌آیید، از شرایط خود دارید؟» گفتند در روزهایی که بدون آرایش بیرون از خانه رفتند، احساس اینکه چیزی در وجودشان کم است را ندارند؛ اما دختر دیگر در این گفت و گو از احساس ضعف خود در زمان حضور بدون آرایش در انظار عمومی صحبت کرد.

 

 

دانلود

چربی‌های جنین، برای رفع چروک‌های دور چشم!

کرم‌هایی که خانم‌ها برای چروک‌های دور چشم استفاده می‌کنند، معمولا از ترکیبات «چربی‌های جنین» درست شده است؛ این جمله را دکتر محسن ایمانی روانشناس و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس می‌گوید و منبع گفته خود را کتاب «جنگ علیه خانواده» نوشته ویلیام گاردنر معرفی می‌کند. او برای تکمیل صحبت‌های خود به بعضی کشورها اشاره می‌کند که به دلایل مختلف مانند باروری‌های قبل از ازدواج یا باروری‌های ناخواسته‌، میزان سقط جنین در آنها زیاد است. به عنوان مثال در کشور چین که در مدت طولانی قانون منع بیشتر از یک بچه وجود داشت، خانواده‌ها مجبور بودند جنین بعدی را سقط کنند که این امر موجب شده بود که یکی از اقلام صادراتی این کشور «چربی‌های جنین» باشد.

وقتی «لب‌های سربی» زیباترند! + عکس و فیلم /// در حال ویرایش

 ویلیام گاردنر در کتاب «جنگ علیه خانواده» پرده از استفاده «چربی‌های جنین» در ترکیبات کرم‌های رفع چروک چشم برمی‌دارد

تولید لوازم آرایش با مواد اولیه تاریخ انقضاء گذشته

رئیس آزمایشگاه‌های انجمن آرایشی و بهداشتی ایران، دکتر سیدمحمدباقر تنکابنی در این مستند به بعضی شرکت‌های تولیدکننده مواد لوازم آرایشی و بهداشتی در کشورهایی مانند آلمان، اسپانیا و... اشاره می‌کند که اجناس خود را 2 یا 3 ماه مانده به خراب شدن، حراج می‌کنند و دولت‌های این شرکت‌های آلمانی، اسپانیایی و.... نیز نمی‌توانند جلوی فروش آنها را بگیرند و فقط مالیات‌ها را از این شرکت‌ها دریافت می‌کنند. حالا بعضی دیگر از تولیدکنندگان لوازم آرایشی و بهداشتی در کشورهای همسایه که افرادی سودجو و بی‌انصاف هستند، این مواد اولیه در حال انقضاء را خریداری کرده تا این مواد را به لوازمی مانند رژلب، شامپو و... تبدیل ‌کنند؛ اما در زمان ساخت این لوازم آرایشی و بهداشتی، دیگر مدت زمان انقضای آن مواد اولیه گذشته اما این تولیدکنندگان، تاریخ انقضای آن را از زمان تولید محصول جدید (مثلا یک سال دیگر) حساب می‌کنند و نه تاریخ انقضای واقعی که در اصل تمام شده است.

 

 

البته محصولاتی که به صورت قانونی وارد کشور شده باشند، در آزمایشگاه‌های ایران رد می‌شود، اما اجناس قاچاق هیچ‌وقت وارد این آزمایشگاه‌ها نمی‌شوند.

در کنار صحبت‌های دکتر تنکابنی، وقتی متوجه می‌شویم به غیر از کارگاه‌های زیرزمینی تولید لوازم آرایشی در داخل، طبق اطلاعات سایت اتاق بازرگانی صنایع و معادن و کشاورزی تهران، آمار حجم واردات لوازم آرایشی و بهداشتی به ریال از سال 1380 تا سال 1391 رشد 18717 برابری داشته و همچنین میزان زیاد قاچاق این لوازم به داخل کشور، پی به علت نگرانی پزشکان و مسئولان سلامت و بهداشت جامعه می‌بریم.

وقتی «لب‌های سربی» زیباترند! + عکس و فیلم /// در حال ویرایش

حجم واردات لوازم آرایشی و بهداشتی به ریال از سال 1380 تا سال 1391 رشد 18717 برابری داشته و همچنین میزان زیاد قاچاق این لوازم به داخل کشور، نگرانی پزشکان و مسئولان سلامت و بهداشت ایران را برانگیخته است

توجه به برچسب سلامت کالا بر روی لوازم آرایشی

از نظر مهندس لیلا ترابی (مدیر بخش شیمی آزمایشگاه‌های انجمن آرایشی و بهداشتی ایران)، باکتری‌های سودوموناس (Pesudomonas Bacteria) بیشتر از بقیه باکتری‌ها در آزمایشگاه حالت بحرانی محسوب می‌شوند؛ مهندس ترابی به راوی مستند می‌گوید که به خصوص در محصولات آرایشی چشم مثل ریمل، خط چشم، مدادهای چشم و... اگر این لوازم تائیدیه و استانداردهای لازم را نداشته باشند، می‌توانند موجب آسیب‌هایی نظیر زخم قرنیه شوند. او در ادامه به گزارش سالیانه سازمان بهداشت جهانی استناد می‌کند که در آن گزارش از تعداد بالایی از ایجاد زخم قرنیه بر اثر استفاده از لوازم آرایشی غیراستاندار اشاره شده است. بنابراین وی به خانم‌ها توصیه می‌کند که حتما از لوازم آرایشی که برچسب سلامت کالا از طرف وزارت بهداشت نصب شده باشد، خریداری کرده و از تهیه لوازم آرایشی و بهداشتی متفرقه به جد پرهیز کنند.

وقتی «لب‌های سربی» زیباترند! + عکس و فیلم /// در حال ویرایش

در محصولات آرایشی چشم مثل ریمل، خط چشم، مدادهای چشم و... که تائیدیه وزارت بهداشت ندارند، باکتری‌های سودوموناس(Pesudomonas Bacteria) می‌توانند موجب آسیب‌هایی نظیر زخم قرنیه شوند

«لب‌های سربی»، نگران شیوع سرطان است

در گزارش «یورومونیتور» آمده است که خانم‌های ایرانی در حدود 2.1 میلیارد دلار برای استفاده از لوازم آرایش در سال هزینه می‌کنند که ایران را به دومین کشور مصرف کننده این لوازم در منطقه تبدیل کرده است؛ البته این اتفاق به دلایل زیادی مانند تبلیغات گسترده در ماهواره، چشم و هم چشمی در میان دوستان، کمبود اعتماد به نفس، و... رخ داده اما با این حال «لب‌های سربی» به دنبال نفی کامل استفاده از لوازم آرایشی و بهداشتی نیست و با توجه به صحبت‌های کارشناسان متخصص، معتقد است که یک خانم باید در خانه از لوازم آرایش استفاده کند، اما نسبت به مصرف بی‌رویه لوازم آرایشی در کشور توسط بانوان انتقاد دارد؛ زیرا که در ترکیبات بسیاری از این لوازم، از مواد خطرناکی مانند سرب و فلزات سنگین استفاده می‌شود که از حساسیت‌های پوستی تا احتمال شیوع سرطان و بیماری‌های پوستی را بیشتر می‌کند.

این مستند، مخاطب را به فکر فرو می‌برد که با گسترش استفاده از لوازم آرایشی و به موازات آن بیماری‌های مربوط به آن، چه آینده‌ای برای کودکان و نوجوانان سرزمین ما رقم خواهد زد؟